صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
در مقاله‌ای بررسی شد

اعراب خلیج فارس خود را با وضعیت عادی جدید تطبیق می‌دهند/ «تنگه هرمز» معادلات آینده را نعیین می‌کند

اعراب خلیج فارس با انتخاب‌های فوری سیاستی رو‌به‌رو هستند مبنی بر اینکه چگونه نظم را در فضایی منطقه‌ای بازگردانند که در نتیجه جنگ ایران، به شدت تغییر کرده است – به سمت بدتر شدن.
کد خبر: ۱۳۷۲۹۹۳
| |
1635 بازدید

اعراب خلیج فارس خود را با وضعیت عادی جدید تطبیق می‌دهند/ «تنگه هرمز» معادلات آینده را نعیین می‌کند

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، موسسه کشور‌های عربی خلیج فارس مستقر در واشنگتن در مقاله‌ای به رویکرد اعراب خلیج فارس متعاقب جنگ ایران پرداخته که در ادامه آمده است.

لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.

بیش از دو ماه از جنگی می‌گذرد که کشور‌های عرب حاشیه خلیج فارس مدت‌ها به دنبال اجتناب از آن بودند. هفته‌های درگیری و آتش‌بس شکننده، مجموعه‌ای از حقایق تلخ و معضلات راهبردی را برای رهبران منطقه آشکار کرده است، در حالی که آنها شروع به ترسیم مسیر پیش رو می‌کنند. 

آنها پیش از شروع درگیری در ۲۸ فوریه، توازن ریسک و پاداش اقدام نظامی علیه ایران را به درستی ارزیابی کرده بودند و آسیب‌پذیری خود را برای گرفتار شدن در میانه میدان محاسبه کرده بودند، بنابراین هیچ رضایتی از درست از آب درآمدن پیش‌بینی‌هایشان وجود ندارد. 

در حالی که مقامات پایتخت‌های حوزه خلیج فارس ممکن است نحوه اعمال نفوذ و اهرم‌های خود را در بلندمدت بازنگری کنند، آنها با مجموعه‌ای فوری‌تر از انتخاب‌های سیاستی رو‌به‌رو هستند: چگونه می‌توان نظم را در فضایی منطقه‌ای بازگرداند که در نتیجه جنگ، به شدت تغییر کرده است – به سمت بدتر شدن. بازگشایی تنگه هرمز تنها آغاز دوره تطبیق با «وضعیت عادی جدید» در خلیج فارس است.

تنش‌های میان ایران و کشور‌های عرب حاشیه خلیج فارس که در سال ۲۰۱۶ شعله‌ور شد و در سال ۲۰۱۹ با مجموعه‌ای از حملات به اهداف دریایی و انرژی در عربستان سعودی و امارات متحده عربی به اوج رسید، در دهه ۲۰۲۰ به طور قابل توجهی کاهش یافت. 

این امر تا حدی به دلیل عدم واکنش دولت اول دونالد جی. ترامپ به حملات سال ۲۰۱۹ علیه شرکای خود در خلیج فارس بود، چرا که او تمایز بسیار علنی بین منافع ایالات متحده و کشور‌های حاشیه خلیج فارس قائل شد. 

سیاست‌ها در قبال ایران در ابوظبی و ریاض از رویارویی به سمت همزیستی تغییر کرد، زیرا به ترتیب در سال‌های ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ روابط دیپلماتیک احیا شدند و حتی بحرین، که دارای مشکل‌دارترین رابطه با ایران در میان کشور‌های حاشیه خلیج فارس است، در سال ۲۰۲۴ مسیر دوجانبه‌ای را آغاز کرد. 

سیاست کاهش تنش بخشی از راهبردی برای کاهش ریسک در منطقه بود، زیرا رهبران به پروژه‌های بزرگ‌مقیاس اقتصادی، زیرساختی، انرژی و سرمایه‌گذاری پس از همه‌گیری اولویت می‌دادند.

هفته‌های اخیر حملات موشکی و پهپادی به کشور‌های حاشیه خلیج فارس و بسته شدن چندین ماهه عملاً تنگه هرمز، تأثیرات متفاوت و نامتوازنی بر منطقه داشته است. 

با نزدیک‌تر شدن حملات بین ایران و اسرائیل در سال ۲۰۲۴ و جنگ ۱۲ روزه در ژوئن ۲۰۲۵ به یک جنگ تمام‌عیار، بسیاری از مقامات خلیج فارس معتقد بودند که ایرانی که در تنگنا قرار گرفته و با نبردی وجودی برای بقا روبروست، ممکن است تمامی مهار‌ها را رها کند تا هزینه نابودی خود را افزایش داده و گسترش دهد. 

با این حال، مقیاس هدف‌گیری زیرساخت‌های غیرنظامی و انرژی، علاوه بر شبکه تأسیسات نظامی میزبان نیرو‌های آمریکایی، احتمالاً از سناریو‌های پایه واکنش‌های ایران فراتر رفته است، همانطور که سهولتی که ایران با آن موفق شد ریسک عبور از تنگه هرمز را برای کشتیرانان و بیمه‌گذاران افزایش دهد.

امارات متحده عربی به همراه کویت و بحرین، بیشترین ضربه را از حملات متحمل شدند، هرچند حملات موشکی ۱۸-۱۹ مارس به شهر صنعتی راس لفان در قطر، خسارت قابل توجهی به زیرساخت‌های انرژی قطر وارد کرد که در سال‌های آینده نیز احساس خواهد شد.

عربستان سعودی و عمان (تا حد بسیار کمتری) نیز هدف حمله قرار گرفتند، در حالی که شدت حملات به کویت نشان‌دهنده فعالیت‌های گروه‌های همسو با ایران بود که از خاک عراق عملیات می‌کردند. 

تأثیر اختلال اقتصادی، به ویژه بر جریان انرژی، بر کشور‌های حاشیه خلیج فارس نیز متفاوت است، زیرا عربستان سعودی و امارات دارای خطوط لوله‌ای هستند که می‌توانند برای بخش قابل توجهی از صادرات نفت، تنگه هرمز را دور بزنند، در حالی که کویت و بحرین (برای نفت) و قطر و امارات (برای گاز طبیعی مایع) در حال حاضر فاقد مسیر‌های جایگزین برای رساندن محصولات به بازار هستند.

در حالی که آتش‌بس از ۸ آوریل تا حد زیادی برقرار بوده است، تحولات از زمان مرحله نظامی جنگ، معضلات پیش روی رهبران خلیج فارس را در حالی که خود را با چشم‌اندازی نامشخص و پرتلاطم تطبیق می‌دهند، برجسته کرده است. 

با وضعیت «نه صلح، نه جنگ»، دوره‌های آرامش نسبی در برابر انفجار‌های ناگهانی آسیب‌پذیر هستند، همانطور که با از سرگیری حملات موشکی و پهپادی ایران در ۴ می‌به اهداف اماراتی مشاهده شد. 

این وضعیت تهدیدی جدی برای مدل‌های تجاری کشور‌های کوچک‌تر حاشیه خلیج فارس، به ویژه قطر و امارات، ایجاد می‌کند، زیرا آنها به عنوان قطب‌های منطقه‌ای در جهانی به هم پیوسته تکامل یافته‌اند. 

به عنوان مثال، فقط دو روز پیش از حملات ۴ می، سازمان هواپیمایی کشوری امارات، حریم هوایی ملی را به طور کامل بازگشایی کرده و محدودیت‌های اعمال شده از ۲۸ فوریه را لغو کرده بود.

مقامات با چشم‌انداز ماه‌ها عدم اطمینان مداوم رو‌به‌رو هستند، زیرا یک موشک، پهپاد یا حمله به یک کشتی می‌تواند از سرگیری فعالیت‌های عادی را متوقف یا معکوس کند. 

در همین حال، زیان‌های ناشی از مسدود شدن تنگه هرمز، هم برای اقتصاد‌های خلیج فارس و هم برای زنجیره‌های تأمین جهانی، همچنان در حال افزایش است، زیرا بیش از یک میلیارد بشکه نفت از چرخه خارج مانده و صادرات هیدروکربن‌ها و همچنین مقادیر عظیمی از فرآورده‌های جانبی حیاتی برای فناوری مدرن را مختل کرده است. 

در حالی که حجم ذخایر مالی انباشته شده، کشور‌های خلیج فارس را در کوتاه‌مدت مقاوم ساخته است، وسوسه دستیابی به ترتیبات با ایران برای عبور امن از تنگه هرمز ممکن است افزایش یابد، به ویژه اگر مذاکرات آمریکا با ایران یا توسل به اقدام نظامی بیشتر در بازگشایی تنگه ناکام بماند. 

اگر چنین پوشش ریسکی (hedging) به الگویی از فعالیت‌های پس از جنگ تبدیل شود – چه به ناچار، اگر آمریکا و ایران نتوانند یا تمایلی به مذاکره برای توافقی برای بازگشایی تنگه نداشته باشند – می‌تواند رویکرد‌های ملی را تقویت کرده و پاسخ‌های جمعی بالقوه در سطح شورای همکاری خلیج فارس را تضعیف کند. 

ایران همچنین ممکن است به طور انتخابی کشور‌های شورای همکاری خلیج فارس را هدف قرار دهد تا از تفاوت منافع و اولویت‌های آنها بهره‌برداری کند.

از نظر تاریخی، شورای همکاری خلیج فارس در زمان‌های خطر خارجی بهترین عملکرد را داشته است. در واقع، شورای همکاری خلیج فارس در بهار ۱۹۸۱ و تنها طی چند ماه، پس از شوک‌های انقلاب ۱۹۷۹ ایران و شروع جنگ ایران و عراق در ۱۹۸۰، به سرعت شکل گرفت. 

برای اولین بار از زمان اشغال کویت توسط عراق در ۱۹۹۰-۹۱، یک بحران منطقه‌ای هر شش کشور را به طور همزمان (هرچند به طور نامتوازن) تحت تأثیر قرار می‌دهد، اما هنوز مشخص نیست که آیا تعامل متفاوت منافع باعث می‌شود آنها به طور جداگانه به چالش‌های پس از جنگ پاسخ دهند یا خیر. 

ابهامی مشابه در مورد بازنگری‌های بلندمدت مفاهیم اهرم، بازدارندگی و روابط با ایالات متحده وجود دارد که محاسبات راهبردی آن را کمتر به عنوان یک تضمین‌کننده امنیت و بیشتر به عنوان یک بازیگر بی‌ثبات‌کننده نشان می‌دهد. 

احتمالاً برای ارزیابی چگونگی تکامل روابط و میزانی که کشور‌های حاشیه خلیج فارس به دنبال تنوع‌بخشی بیشتر به مشارکت‌های خارجی و تعمیق صنایع داخلی یا مکانیسم‌های امنیتی در سطح شورای همکاری خلیج فارس خواهند بود، بسیار زود است. 

همچنین به همان اندازه روشن نیست که آنها چگونه – یا چه زمانی – پس از جنگ با ایران دوباره تعامل خواهند کرد، در حالی که هر یک بحران را از طریق محاسبات متمایز خود می‌سنجند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟