صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
فارن افرز مدعی شد

ایران ممکن است تأسیسات غنی سازی پنهانی داشته باشد! / برای آمریکا موضوع موشکی و تنگه هرمز مهمتر از هسته‌ای شده است

تأسیسات هسته‌ای شناخته شده ایران در زیر آوار است. اما ابهام زیادی در مورد این که آیا ممکن است تأسیسات دیگری مرتبط با غنی‌سازی داشته باشد، وجود دارد.
کد خبر: ۱۳۷۲۸۶۹
| |
10868 بازدید
|
۶

ایران ممکن است تأسیسات غنی سازی پنهانی داشته باشد! / برای آمریکا موضوع موشکی و تنگه هرمز مهمتر از هسته‌ای شده است

تمرکز محدود بر برنامه هسته‌ای تهران نمی‌تواند تهدید ایران را برای امنیت آمریکا حل کند. فوری‌ترین تهدید‌هایی که این کشور برای منافع آمریکا ایجاد می‌کند، توانایی آن در کنترل تردد کشتی‌ها از طریق تنگه هرمز و برنامه موشکی آن است، نه برنامه هسته‌ای آن.

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، مجله آمریکایی «فارن افرز» در مقاله‌ای به بررسی امکان توافق هسته‌ای جدید میان ایران و آمریکا پرداخته که در ادامه آمده است.

لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.

از زمانی که ایالات متحده به همراه اسرائیل در اواخر فوریه وارد جنگ با ایران شد، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در تعریف اهداف این کشمکش دچار تردید بوده است. تأکید او از خواست‌های مربوط به تغییر رژیم به تضعیف توان نظامی ایران و سپس تأمین عبور امن از تنگه هرمز تغییر کرده است. 

بیشتر از همه، به نظر می‌رسد که او بر ضرورت عقب راندن برنامه هسته‌ای تهران تأکید داشته باشد. این چارچوب‌بندی برای جنگی که به سختی به توانایی‌های هسته‌ای ایران آسیبی زده، عجیب است، اما برای رهبری مناسب است که در سال ۲۰۱۸ از توافق هسته‌ای باراک اوباما با ایران، یعنی برجام، خارج شد و یک سال پیش ادعا کرد که برنامه ایران را «نابود» کرده است. ترامپ در اواخر آوریل در شبکه اجتماعی تروث سوشیال لاف زد: «توافقی که با ایران می‌بندیم، بسیار بهتر از برجام خواهد بود.».

اما رسیدن به چنین توافقی دشوارتر از چیزی است که رئیس‌جمهور به نظر می‌رسد درک می‌کند، عمدتاً به این دلیل که توانایی‌های هسته‌ای ایران از زمانی که ترامپ در دوره اول ریاست‌جمهوری خود آمریکا را از پیمان ۲۰۱۵ خارج کرد، پیشرفت کرده است.

گزارش‌های عمومی حاکی از آن است که مذاکرات جاری آمریکا و ایران بر سر برنامه تهران بر دو عنصر متمرکز است: طول دوره توقف فعالیت‌های غنی‌سازی اورانیوم و سرنوشت ذخیره اورانیوم با غنای بالای ایران. هر دو جزء ضروری هر توافق هسته‌ای موفق آینده هستند، اما کافی هم نیستند. 

در هفت سال گذشته، ایران توانایی خود را برای ساخت و نصب سانتریفیوژ‌های غنی‌سازی قدرتمندتر به طور قابل توجهی بهبود بخشیده و زمان مورد نیاز برای تولید مواد یک بمب هسته‌ای را کاهش داده است. همچنین اکنون شکاف‌های بیشتری در دانش بازرسان بین‌المللی درباره وسعت برنامه هسته‌ای ایران وجود دارد.

برای آنکه ترامپ بتواند افتخار کند، نه فقط به توافقی متفاوت از برجام نیاز دارد؛ بلکه به توافقی به طرز چشمگیری متفاوت نیاز دارد. یک توافق در سال ۲۰۲۶ باید بسیار فراتر از پرداختن به غنی‌سازی و ذخایر باشد؛ همچنین باید رویه‌های جدید و دقیقی ایجاد کند که به بازرسان امکان دهد توانایی‌های فعلی ایران را درک کرده و از پیشرفت پنهانی این کشور به سمت سلاح هسته‌ای جلوگیری کنند. 

بدون پرداختن به این نگرانی‌ها، فرقی نمی‌کند که واشنگتن چقدر ایران را بمباران کند، یا دوره توقف غنی‌سازی چقدر طول بکشد، یا چه بر سر اورانیوم با غنای بالای این کشور بیاید. تهران می‌تواند از این جنگ به وضعیتی نزدیک‌تر به سلاح هسته‌ای بیرون آید نسبت به قبل از آن.

یادگیری سرعت دویدن

در ژوئن گذشته، برنامه غنی‌سازی ایران در جریان حملاتی که اکنون به جنگ ۱۲ روزه معروف است، به شدت توسط آمریکا و اسرائیل تخریب شد. دانشمندان هسته‌ای (شهید) شدند و ظرفیت غنی‌سازی در تأسیسات زیرزمینی فردو و نطنز به شدت آسیب دید یا نابود شد. 

با این حال، برنامه هسته‌ای ایران اکنون چالشی بزرگ‌تر از سال ۲۰۱۵ (زمانی که آخرین پیمان هسته‌ای نهایی شد) ایجاد می‌کند. 

آن پیمان نه تنها تعداد سانتریفیوژ‌هایی را که ایران می‌توانست راه‌اندازی کند محدود می‌کرد، بلکه مهم‌تر از آن، نوع سانتریفیوژ‌هایی را که می‌توانست کار کند یا بسازد نیز محدود می‌نمود؛ و ایران را از انجام تحقیقات خاصی که برنامه سانتریفیوژ آن را پیش می‌برد، بازمی‌داشت. پس از خروج آمریکا از توافق، این مفاد دیگر اجرا نشدند.

در سال‌های پس از آن، ایران دانش فنی در تولید و راه‌اندازی سانتریفیوژ به دست آورد که با بمباران از بین نمی‌رود. تا ژوئن ۲۰۲۵، بهترین سانتریفیوژ‌های ایران تقریباً شش برابر کارآمدتر از مدل‌های موجود در سال ۲۰۱۵ بودند. 

ایران همچنین سرعت نصب خود را بهبود بخشید: سرعتی که یک کشور می‌تواند مواد لازم برای سلاح هسته‌ای تولید کند، نه تنها به تعداد و نوع سانتریفیوژهایش بستگی دارد، بلکه به سرعت نصب سانتریفیوژ‌های اضافی در «آبشارها» (شبکه‌هایی از دستگاه‌های متصل که فرآیند غنی‌سازی را تسریع می‌کنند) نیز وابسته است. در سال ۲۰۱۵، ایران می‌توانست تقریباً دو آبشار در ماه نصب کند که هر آبشار شامل حدود ۱۷۰ سانتریفیوژ به هم متصل بود. در سال ۲۰۲۵، این کشور توانایی نصب آبشار‌ها را تقریباً سه برابر سریع‌تر نشان داد.

این پیشرفت‌های تکنولوژیکی با هم، زمان مورد نیاز تهران برای تولید مواد یک بمب هسته‌ای را به شدت کاهش می‌دهد، حتی اگر مجبور باشد زیرساخت هسته‌ای خود را از صفر بازسازی کند. 

توانایی ایران برای تولید مواد یک بمب هسته‌ای را مانند مسابقه‌ای بر روی پیست در نظر بگیرید که سرعت آن توسط توانمندی تکنولوژیکی کشور تعیین می‌شود و نقطه شروع آن با شدت محدودیت‌ها مشخص می‌گردد. 

از نقطه شروعی که برجام تحمیل می‌کرد، ایران می‌توانست مسافت را در حدود یک سال، با راه رفتن با سرعت متوسط، طی کند. حامیان پیمان استدلال می‌کردند که این فاصله زمانی به کشور‌های دیگر زمان کافی می‌دهد تا تلاش برای گریز هسته‌ای را کشف کرده و قبل از رسیدن ایران به خط پایان، واکنش دیپلماتیک یا نظامی نشان دهند. 

اما بین سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۲۵، ایران دویدن با سرعت را یاد گرفت. در نتیجه، حتی اگر ایران خواسته ترامپ برای غنی‌سازی صفر را بپذیرد و تمام اورانیوم با غنای بالای خود را رها کند (محدودیت‌هایی سخت‌تر از آنچه توافق ۲۰۱۵ تحمیل کرد)، باز هم ممکن است بتواند مسابقه را در زمان کمتری به پایان برساند.

در واقع، حتی اگر ایران این امتیازات را بدهد و جنگ ۱۲ روزه سال گذشته تمام سانتریفیوژ‌های نطنز و فردو را کاملاً نابود کرده باشد، تخمین ما این است که تهران برای نصب سریع سانتریفیوژ‌های توانمندتر در جای دیگر و تولید مواد غنی‌شده کافی برای یک بمب، به جای یک سال، به حدود شش ماه نیاز خواهد داشت. اگر ایران حداقل مقداری از هزاران کیلوگرم اورانیوم با غنای پایین‌تر را که می‌دانیم در اختیار دارد، نگه دارد، این جدول زمانی حتی کوتاه‌تر می‌شود.

شکاف‌های اطلاعاتی

تأسیسات هسته‌ای شناخته شده ایران در زیر آوار است. اما ابهام زیادی در مورد این که آیا ممکن است تأسیسات دیگری مرتبط با غنی‌سازی داشته باشد، وجود دارد. 

این کشور سابقه طولانی در پیگیری غنی‌سازی مخفیانه دارد؛ دو تأسیسات اعلام شده غنی‌سازی ایران در نطنز و فردو هر دو در اوایل قرن بیست و یکم به طور پنهانی ساخته شدند و این امر ناقض تعهد قانونی ایران برای اطلاع به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مبنی بر ایجاد چنین سایت‌هایی بود. 

در اوایل سال ۲۰۲۵، ایران رسماً طرح ساخت سومین تأسیسات غنی‌سازی زیرزمینی را در اصفهان اعلام کرد و تصاویر ماهواره‌ای منتشر شده قبل از جنگ ۱۲ روزه آن ژوئن، نگرانی‌ها را افزایش داد که شاید یک تأسیسات بزرگ دیگر در نزدیکی نطنز در حال ساخت باشد. از آنجا که آژانس از هیچ یک از این دو سایت بازدید نکرده، وضعیت عملیاتی آنها، درست مانند هر تأسیسات مخفی دیگری، نامشخص است.

در طول دیپلماسی برای مهار جاه‌طلبی‌های هسته‌ای ایران، تلاش‌هایی برای مقابله با این احتمال که ایران به سادگی از افشای فعالیت‌های کلیدی خودداری کند، صورت گرفته است. 

در سال ۲۰۰۳، پس از آنکه یک گروه مخالف ایرانی وجود تأسیسات نطنز را افشا کرد، ایران به طور موقت موافقت کرد که به بازرسان آژانس اجازه اجرای پروتکل الحاقی را بدهد، که ابزاری حقوقی و به طور مشخص برای کمک به کشف فعالیت‌های مخفیانه هسته‌ای طراحی شده است. 

توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ نیز به نوبه خود به طور خاص از ایران خواست که پروتکل الحاقی را مجدداً اجرا کرده و نظارت بیشتری بر تولید سانتریفیوژ ایران اعمال کند. با ردیابی هر سانتریفیوژی که ایران می‌ساخت، بازرسان می‌توانستند تأیید کنند که همه آنها در تأسیسات اعلام شده و تحت نظارت نصب شده‌اند و به مقاصد ناشناخته منحرف نشده‌اند.

این برنامه نظارت آژانس بر سانتریفیوژ‌ها پس از خروج آمریکا از پیمان ادامه یافت، اما در سال ۲۰۲۱ زمانی که ایران در تلافی ترور محسن فخری‌زاده، دانشمند هسته‌ای ایرانی توسط عوامل اسرائیلی، همکاری را متوقف کرد، از هم پاشید. 

از زمانی که آن برنامه نظارتی پایان یافت، ایران ده‌ها هزار سانتریفیوژ تولید کرده است. بیشتر آنها قطعاً در فردو و نطنز نصب شده‌اند، اما اگر حتی چند صد دستگاه به تأسیسات مخفی دیگر منحرف شده باشند، می‌توان از آنها به سرعت برای تولید مواد درجه تسلیحاتی از ذخایر کم‌غنا استفاده کرد.

پیمان ۲۰۱۵ در نهایت بیشتر بر محدود کردن توانایی ایران برای غنی‌سازی اورانیوم برای سلاح هسته‌ای متمرکز بود تا محدود کردن توانایی آن برای مونتاژ واقعی جنگ افزار‌های هسته‌ای. 

دلیلش این بود که محدود کردن غنی‌سازی آسان‌تر از نظارت و متوقف کردن تمام فعالیت‌هایی است که بعداً به مونتاژ سلاح کمک می‌کنند. غنی‌سازی نیاز به تأسیسات صنعتی تخصصی دارد، در حالی که جنگ‌افزاری شامل کار‌هایی مانند مدل‌سازی کامپیوتری، آزمایش مواد منفجره متعارف و کار بر روی طراحی کلاهک است که همگی می‌توانند در تأسیسات کوچکی انجام شوند که تشخیص آنها از تأسیسات مورد استفاده برای تحقیقات عادی علمی یا صنعتی بسیار دشوارتر است.

 برای سالیان متمادی، اطلاعات آمریکا ارزیابی می‌کرد که ایران فعالیت‌های کلیدی جنگ‌افزاری لازم برای تولید یک وسیله هسته‌ای را انجام نمی‌دهد. بخش T برجام به دنبال رسیدگی به چالش محدود کردن فعالیت‌های مرتبط با طراحی سلاح هسته‌ای بود، اما سازوکار اجرایی آن مبهم باقی ماند و این بند هرگز به بوته آزمایش گذاشته نشد.

با این حال، ماهیت چالش هسته‌ای ایران از سال ۲۰۱۵ به طور اساسی تغییر کرده است. ساخت یک سلاح هسته‌ای به دو چیز نیاز دارد: تولید مواد شکافت‌پذیر لازم و تبدیل آن مواد به یک کلاهک واقعی. زمانی که تولید مواد شکافت‌پذیر مانع غالب بود، تمرکز کمتر بر جنگ‌افزاری یک انتخاب قابل درک بود.

اما کار ایران برای تسریع چشمگیر جدول زمانی غنی‌سازی خود، این محاسبه را تغییر داده است؛ و این نگرانی که ایران بتواند جنگ‌افزاری را دنبال کند، ملموس‌تر شده است: در سال ۲۰۲۴، آژانس‌های اطلاعاتی آمریکا بی‌سر و صدا ارزیابی دیرینه خود مبنی بر اینکه ایران چنین فعالیت‌هایی را دنبال نمی‌کند، از گزارش سالانه خود حذف کردند.

پیشگیری و کشف فعالیت‌های جنگ‌افزاری دشوار است، زیرا نیازمند ابزار‌ها و اختیارات جدیدی است، اما جهان دیگر نمی‌تواند از انجام آن اجتناب کند. تضمین نوع دسترسی که به ناظران اجازه دهد به اندازه کافی بر جنگ‌افزاری نظارت کنند، در هر شرایطی دشوار خواهد بود. اما اکنون این کار بسیار سخت‌تر خواهد شد، زیرا ایران ادعا می‌کند که بازرسی‌های آژانس به تسهیل جاسوسی که منجر به حملات ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ به تأسیسات آن شد، کمک کرده است.

یک توافق خوب

پیدا کردن یک راه حل دیپلماتیک برای تهدید هسته‌ای ایران همچنان به نفع ملی آمریکا است. اما آنچه در سال ۲۰۱۵ کارساز بود، دیگر کافی نیست. حذف ذخایر اورانیوم غنی‌شده تا سطح ۶۰ درصد (آنچه ترامپ «غبار هسته‌ای» می‌نامد) فوری‌ترین نگرانی را برطرف می‌کند، و تعلیق کامل غنی‌سازی به مدت پنج سال، چنانکه ایران ظاهراً پیشنهاد کرده است، فراتر از برخی محدودیت‌های توافق ۲۰۱۵ خواهد بود. 

اما یک توافق هسته‌ای که فقط بر غنی‌سازی و ذخایر متمرکز باشد، دیگر نمی‌تواند مشکل را حل کند. یک توافق خوب اکنون باید همچنین فناوری بهبود یافته غنی‌سازی ایران، پتانسیل آن برای فعالیت‌های غنی‌سازی مخفیانه، و توانایی آن برای تبدیل اورانیوم غنی‌شده به جنگ افزار‌های قابل استفاده را در نظر بگیرد.

برای اطمینان از اینکه ایران نمی‌تواند با دوره توقف غنی‌سازی موافقت کند و در عین حال مشغول غنی‌سازی در تأسیسات مخفی باشد، یک توافق جدید باید از تهران بخواهد که اجرای پروتکل الحاقی را از سر بگیرد، که به طور خاص برای کمک به آژانس در تحقیق و افشای تأسیسات هسته‌ای مخفی طراحی شده است. 

به عنوان بخشی از چنین توافقی، بازرسان آژانس باید مأمور شوند که تا حد امکان حسابرسی کاملی از تمام سانتریفیوژ‌هایی که ایران از سال ۲۰۲۱، زمانی که این کشور نظارت پیشرفته را ممنوع کرد، تولید کرده است، به عمل آورند. این واقعیت که هم تأسیسات تولیدی ایران و هم سانتریفیوژهایش ممکن است اکنون زیر آوار باشند، این کار را به طور قابل توجهی پیچیده خواهد کرد.

برای محدود کردن توانایی ایران در تبدیل اورانیوم به سلاح، تهران همچنین باید اطلاعات قابل تأییدی درباره فعالیت‌های غیرهسته‌ای تحقیقاتی و نظامی که کاربرد‌های بالقوه تسلیحاتی دارند، ارائه دهد و اطمینان حاصل کند که آژانس می‌تواند از تأسیسات نظامی بازرسی کند. 

اجرای مقررات موجود در پروتکل الحاقی و افزودن مقررات مشابه بخش T توافق ۲۰۱۵ کمک‌کننده خواهد بود. اما این ابزار‌ها باید بیشتر گسترش یابند تا به فعالیت‌های جنگ‌افزاری بپردازند و با تصریحات روشنی در مورد دسترسی همراه شوند. ایران در برابر درخواست‌هایی مبنی بر اجازه بازرسی آژانس از تأسیسات نظامی مقاومت خواهد کرد. اما هرگونه ابهام در مورد حق آژانس برای پیگیری فعالیت‌های مشکوک جنگ‌افزاری باید اکنون حل شود، نه اینکه به تفسیر آینده واگذار گردد.

اینکه دولت ترامپ به نقش راستی‌آزمایی و نظارت آژانس در توافق با ایران اشاره عمومی چندانی نکرده است، نشانه‌ای بسیار نگران‌کننده است. به طور کلی، فقدان برنامه‌ریزی قبلی، مشخصه کل تلاش جنگی ایالات متحده بوده است: دولت ترامپ به وضوح کار ناکافی برای ترسیم مسیر بالقوه درگیری و تأثیر آن بر اقتصاد جهانی، نزدیک‌ترین اتحاد‌های واشنگتن، و اعتبار آمریکا به طور کلی انجام داده است. اگر همین فقدان توجه به جزئیات بر تلاش‌های واشنگتن برای مذاکره بر سر یک توافق هسته‌ای جدید سایه افکند، این یک اشتباه بزرگ خواهد بود.

ضروری، اما ناکافی

جنگ اخیر آشکار کرده است که حتی یک توافق هسته‌ای کامل نیز نمی‌تواند به تهدید ایران بپردازد. در حقیقت، کشمکش آمریکا برای تعریف اولویت‌های خود در قبال ایران مدت‌ها پیش از این دولت آغاز شده است.

(نویسندگان این مقاله) در تلاش‌های گذشته دولت آمریکا برای مقابله با تهدید هسته‌ای ایران شرکت داشته‌اند، سوانسون به عنوان متخصص ایران و شارپ به عنوان کارشناس فنی متمرکز بر مسائل هسته‌ای. گاهی اوقات، واشنگتن برنامه هسته‌ای ایران را محور سیاست آمریکا در قبال ایران قرار داد. در مواقع دیگر، سیاست‌گذاران تهدید هسته‌ای را در اولویت پایین‌تری قرار داده و بر کل ریسک‌های ناشی از ایران و رفتار رژیم با مردم خود متمرکز شدند.

جنگ ایران به ما آموخته است که هیچ یک از این رویکرد‌ها به تنهایی نمی‌تواند کارساز باشد. تمرکز محدود بر برنامه هسته‌ای تهران نمی‌تواند تهدید ایران را برای امنیت آمریکا حل کند. فوری‌ترین تهدید‌هایی که این کشور برای منافع آمریکا ایجاد می‌کند، توانایی آن در کنترل تردد کشتی‌ها از طریق تنگه هرمز و برنامه موشکی آن است، نه برنامه هسته‌ای آن. اما ایران مسلح به سلاح هسته‌ای مشکل وحشتناک خود را ایجاد می‌کند و این تهدیدات موجود را به میزان بی‌اندازه‌ای وخیم‌تر می‌سازد.

یک توافق هسته‌ای هم برای پرداختن به چالش گسترده‌تر ضروری است و هم ناکافی؛ چالشی که با گذشت زمان تنها متغیرتر و خطرناک‌تر می‌شود و نمی‌توان تنها با ابزار‌های نظامی به آن پرداخت؛

بنابراین اگر ترامپ می‌خواهد یک پیمان هسته‌ای جدید با ایران منعقد کند، باید آن را به یک توافق خوب تبدیل کند. توافقی که تنها به سایت‌های غنی‌سازی شناخته شده و ذخایر اورانیوم می‌پردازد و به ظرفیت افزایش یافته غنی‌سازی این کشور یا احتمال فعالیت‌های مخفیانه یا جنگ‌افزاری توجهی نمی‌کند، از دستیابی ایران به بازوی هسته‌ای جلوگیری نخواهد کرد. این توافق فقط تلاش ایران را بیشتر به زیرزمین خواهد راند - و یافتن راه حلی در آینده را حتی دشوارتر می‌کند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۵
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۶
ناشناس
|
Germany
|
۰۳:۱۵ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۶
بمب اتم رو بسازین.
ایران با امنيت پایدار رشد اقتصادی میکنه.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۵:۰۲ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۶
تابناک چرانمی گویی اسرائیل وامریکاکه تهدیددنیاهستندبایدهسته ای داشت باشنداماایران نه!؟ صداوسیماهم این مواردراجدی درشبکه ها به آمریکا نمی گویداین چالش جدی رادردنیا راهدبیاندازید
محسن
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۴۵ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۶
اساسا ما چرا باید از جانب امریکاییها و مطالب اونها رو منتشر کنیم؟ این کار اشتباهه،ما به اعتمتد به نفس و حق به جانب بودن مستحکمتری نیاز داریم،گور باباب امریکا و غرب،ما دیگه وارد جنگ شدیم و این ادا اصولها تموم شده،فقط قدرت سخت و انسجام ملی مهمه،هر دو رو داریم،از وقتی اینستا قطعه،مردم ارومتر و ملایمتر شدن و خواسته هاشون از وهم و گمان در اومده و واقعی تر شده
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۷:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۶
باز کارخانه بهانه سلزی فعال شد
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۰۷ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۶
برای آمریکا هسته ای بهانه است.
هدف اینه که نفت ارزان چین به دست چین نافتد.
ناشناس
|
Canada
|
۰۸:۱۶ - ۱۴۰۵/۰۲/۲۶
همانطور که قبلا بارها گفته شده گزارش های اینچنینی یعنی اینکه ایران حتی اگر تمام تاسیسات شناخته شده موجود را به همراه خاک و وسایل آنها بارگیری و تحویل بدهد هم باز آمریکایی ها به سفارش رژیم صهیونی می گویند "ممکن است تاسیسات پنهانی دیگری باشد" پس باید جنگ را تا پیدا کردن آنها ادامه دهیم!

در کل پذیرش هر نوع محدودیت در هسته ای، موشکی، پهپادی، منطقه ای و تنگه هرمز و مانند اینها مانند تیر زدن به پای خود است چون اینها مولفه های قدرت هستند و ضعیف تر کردن خود یعنی بالا بردن ریسک حمله از سوی دشمنی که تمام خطوط قرمز را رد کرده و موجودیت کشور و تمدن ایران را نشانه گرفته.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟