پهپادهای کوچک، ضربههای بزرگ؛ تاکتیکهای نوین حزبالله در بهرهگیری از پهپادهای FPV
در روزهای هفتم و هشتم ماه مه ۲۰۲۵، حزبالله لبنان دو عملیات پهپادی را در منطقه مرزی «جلالعلام» به اجرا گذاشت که از نگاه تحلیلگران نظامی حائز اهمیت ویژهای است.

به گزارش تابناک، در روز اول، یک پهپاد FPV مستقیماً به یکی از سکوهای پرتاب سامانه ضدموشکی گنبد آهنین اصابت کرد و آن را از کار انداخت. در روز بعد، پهپاد دیگری گروهی متشکل از شش سرباز اسرائیلی را که در حال نصب سکوی جدید بودند هدف قرار داد.
این دو رویداد، جدا از خسارت مستقیم خود، یک پیام راهبردی صریح داشتند: حزبالله نهتنها سامانههای دفاعی اسرائیل را میشناسد، بلکه میتواند آنها را در حین جابجایی و تعمیر نیز هدف بگیرد.
پهپاد FPV چیست؟
FPV مخفف «First-Person View» یا «دید اولشخص» است. این دسته از پهپادها ابتدا برای مسابقات هوایی و عکاسی هوایی طراحی شدند؛ اما طی چند سال اخیر جایگاه ثابتی در جنگهای مدرن پیدا کردهاند.
ویژگی اصلی این پهپادها آن است که اپراتور با استفاده از یک هدست یا مانیتور، تصویر زنده دوربین نصبشده روی پهپاد را میبیند و گویی خودش داخل پهپاد نشسته است. این قابلیت، دقت و چابکی بینظیری به عملیات میدهد.
از دیدگاه نظامی، FPVها چند ویژگی کلیدی دارند:
هزینه پایین: یک پهپاد FPV نظامی معمولاً چند صد تا چند هزار دلار قیمت دارد، در مقایسه با موشکهایی که قیمتشان به دهها هزار تا چند صد هزار دلار میرسد.
دشوار برای رهگیری: اندازه کوچک، سرعت بالا، و پرواز در ارتفاع پایین، شناسایی و سرنگونی این پهپادها را برای سامانههای پدافندی متعارف دشوار میکند.
دقت بالا: کنترل زنده توسط انسان، امکان هدایت دقیق حتی به سمت اهداف متحرک یا کوچک را فراهم میسازد.
قابلیت انتحاری: این پهپادها میتوانند خودشان را به هدف بکوبند و مواد منفجره حملشده را منفجر کنند؛ همان چیزی که در ادبیات نظامی به «پهپاد انتحاری» یا «مهمات سرگردان» معروف است.
حزبالله نهتنها سامانههای دفاعی اسرائیل را میشناسد، بلکه میتواند آنها را در حین جابجایی و تعمیر نیز هدف بگیرد.
تحول تاکتیکی: از موشک تا پهپاد FPV
برای سالها، راهبرد اصلی حزبالله در برابر اسرائیل بر پایه حملات موشکی استوار بود. این موشکها با حجم بالا و برد طولانی میتوانستند سامانههای دفاعی را اشباع کنند؛ اما اسرائیل با توسعه گنبد آهنین توانسته بود نرخ رهگیری قابل قبولی در برابر آنها به دست آورد.
ورود FPVها به صحنه، معادله را بهطور بنیادین تغییر داده است. دلایل این تحول را میتوان در چند محور بررسی کرد:
هدفگیری دقیق سامانههای دفاعی: گنبد آهنین برای رهگیری موشکهای بالستیک طراحی شده است. FPV با مسیر پروازی غیرقابل پیشبینی، پرواز در ارتفاع بسیار پایین، و ابعاد کوچک، دقیقاً در نقطه کور این سامانه قرار دارد. وقتی یک FPV مستقیماً به سکوی پرتاب گنبد آهنین ضربه میزند، یعنی ابزار دفاعی که قرار بود از شهرها محافظت کند، خودش بیدفاع بوده است.
هزینه نامتقارن: اسرائیل برای هر موشک تامیر که گنبد آهنین شلیک میکند، حدود ۵۰ هزار تا ۱۰۰ هزار دلار هزینه میپردازد. حال اگر یک FPV با هزینه چند صد دلار بتواند سکوی پرتابی به ارزش میلیونها دلار را از کار بیندازد، این جنگ اقتصادی را بهشدت به سود حزبالله تغییر میدهد.
فشار روانی: انتشار ویدیوی لحظه ضربه به گنبد آهنین، پیامی روانی قوی برای جامعه اسرائیل داشت. سامانهای که سالها بهعنوان سپر آهنین تبلیغ شده بود، در برابر دوربین یک پهپاد ارزانقیمت کاملاً آسیبپذیر بهنظر میرسید. روزنامه صهیونیستی «معاریو» خود اذعان کرد که این رویداد ضربهای جدی به اعتبار سامانه دفاع هوایی ارتش اسرائیل وارد کرده است.

انتشار ویدیوی لحظه ضربه به گنبد آهنین، پیامی روانی قوی برای جامعه اسرائیل داشت. سامانهای که سالها بهعنوان سپر آهنین تبلیغ شده بود، در برابر دوربین یک پهپاد ارزانقیمت کاملاً آسیبپذیر بهنظر میرسید.
عملیات دومرحلهای جلالعلام: یک الگو
آنچه در جلالعلام رخ داد صرفاً دو حمله جداگانه نبود؛ بلکه یک عملیات دومرحلهای هماهنگ بود که الگوی تاکتیکی جدیدی را نشان میدهد.
در مرحله اول، سکوی پرتاب هدف قرار گرفت. در مرحله دوم، تیم تعمیر و جایگزینی که برای بازسازی سکو آمده بود نیز هدف قرار گرفت. این الگو دو پیام داشت: حزبالله این منطقه را زیر نظر دارد، و توانایی شناسایی و هدفگیری نیروهای بازیابی را نیز دارد. این یعنی حتی پس از یک حمله موفق، اسرائیل نمیتواند بهراحتی خسارت را جبران کند.
ارتش اسرائیل نیز به این رویداد واکنش نشان داد و اعلام کرد در خصوص این واقعه تحقیقاتی را آغاز کرده است؛ اعترافی که در خود نشانگر اهمیت این حادثه است.
تغییر در معادله جنگ ترکیبی
تحلیلگران نظامی بهطور سنتی جنگ حزبالله را «جنگ موشکی» مینامیدند. اما آنچه در سالهای اخیر میبینیم، ظهور یک دکترین ترکیبی است:
موشکهای طولانیبرد برای اشباع دفاع هوایی و هدفگیری زیرساختهای عمقی، پهپادهای شناسایی برای تصویربرداری و اطلاعات، و FPVها برای هدفگیری دقیق، ارزان، و سریع. این ترکیب، یک معماری جنگی چندلایه ایجاد میکند که دفاع در برابر آن بهمراتب پیچیدهتر و پرهزینهتر از دفاع در برابر هر یک از این عناصر بهتنهایی است.
شواهد نشان میدهد که مجموع خسارت پهپادهای انتحاری به اسرائیل در ماههای اخیر از خسارات حملات موشکی پیشی گرفته است. اگرچه تأیید مستقل این رقم دشوار است، اما روند عملیاتی و اعترافات طرف اسرائیلی، حداقل بخشی از این ادعا را تأیید میکند.
درسهای راهبردی
عملیاتهای اخیر چند درس مهم برای کارشناسان نظامی دارند:
آسیبپذیری سامانههای پدافندی: هیچ سامانه دفاعی در برابر تمام تهدیدات ایمن نیست. گنبد آهنین که برای موشکهای بالستیک طراحی شده، در برابر پهپادهای کوچک کمارتفاع آسیبپذیر است. طراحی دفاع چندلایه که تمام سطوح تهدید را پوشش دهد، نیازمند سرمایهگذاری بسیار بیشتری است.
اهمیت هزینه چرخه عمر: وقتی یک ابزار ارزان میتواند یک ابزار گرانقیمت را از کار بیندازد، معادله بازدارندگی تغییر میکند. طرفی که میتواند با هزینه کم ضربات سنگین بزند، مزیت راهبردی دارد.
نقش اطلاعات و شناسایی: توانایی حزبالله برای شناسایی دقیق موقعیت سکوهای پرتاب و سپس اعزام FPV به آن نقطه، نشاندهنده یک سیستم اطلاعاتی ـ عملیاتی یکپارچه است. این ترکیب اطلاعات و عملیات، ستون فقرات تاکتیکهای نوین است.
حملات جلالعلام نقطه عطفی در جنگ شمال اسرائیل و لبنان بودند. پهپادهای FPV دیگر فقط ابزار جنگهای کوچک نیستند؛ آنها به بخشی از معماری جنگی پیشرفته تبدیل شدهاند که میتواند سامانههای دفاعی گرانقیمت را در نقاط کورشان بزند.
سؤال اصلی که پیش روی کارشناسان امنیتی قرار دارد این است: چه پاسخی در برابر موجی از پهپادهای ارزان و دقیق وجود دارد که میتوانند بهطور انبوه تولید و اعزام شوند؟ پاسخ به این سؤال، بیتردید شکل جنگهای آینده منطقه را تعیین خواهد کرد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



