صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

در آخرین دیدار مطهری با علی لاریجانی چه گذشت؟

نائب رئیس مجلس دهم با بیان این که شهادت بزرگان ما چون شهید لاریجانی باید پیگیری حقوقی و جدی شود، گفت: شهید لاریجانی پس از بی مهری‌هایی که با او شد نه با نظام قهر کرد و نه به صف مخالفان پیوست؛ بلکه راه سومی را انتخاب کرد، که آن راه دفاع از حق خود در چارچوب نظام و آمادگی برای ورود به مسئولیت در کشور در راستای دفاع از نظام بود.
کد خبر: ۱۳۷۱۹۶۶
| |
2004 بازدید
در آخرین دیدار مطهری با علی لاریجانی چه گذشت؟

اسفند سال ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵ برگ دیگری به تاریخ سیاسی ایران اضافه شد و قدرت و ایستادگی مردم ایران را به جهانیان نشان داد، روزهایی که اتحاد و انسجام مردم ایران بار دیگر به نمایش گذاشته شد و هیبت پوشالی آمریکا و اسرائیل در دنیا شکسته شد. پس از جنگ رمضان، آمریکا دیگر آن «ابرقدرت دست ‌نخورده» سابق در ذهن افکار عمومی جهان نیست و جمهوری اسلامی ایران در این جنگ ۴۰ روزه در موقعیت برتر قرار گرفت و اکنون زمان تثبیت این دستاوردهاست.

ایران با اتکا به مقاومت مردم و توان نظامی خود نشان داد که می‌تواند در برابر فشار دو قدرت بایستد، از خود دفاع کند و حتی آسیب‌های جدی به آنها وارد آورد. این اتفاق جایگاه ایران را در نظام بین‌الملل به شکل محسوسی ارتقا داده است.

به گزارش تابناک به نقل از ایرنا؛ در این راستا گفتگوی علی مطهری فرزند شهید مرتضی مطهری، نائب رئیس در مجلس دهم، نماینده دوره های هشتم، نهم و دهم و تحلیلگر مسائل سیاسی با برادر همسر شهید علی لاریجانی در ادامه می‌آید.

از تهمت و نسبت‌های بی پایه پرهیز کنیم و صرفا به گفت وگو اکتفا کنیم

پرسش: پس از اعلام آتش‌بس و ناکامی دشمن، شاهد آن بودیم که دشمن به اقدامات تفرقه‌افکنانه روی آورده است؛ میان مسئولان و مردم صحبت از تفرقه مطرح می‌کند. در برابر این اقدام ترامپ و مسئولان آمریکایی که این موضوع را تکرار می‌کنند و رسانه‌هایشان هم به آن دامن می‌زنند، چه اقدامی باید انجام داد؟ ترامپ چندین بار نیز این موضوع را مطرح کرده که در ایران، مسئولان موافق و مخالف مذاکره وجود دارد. در این زمینه نظرتان را برای ما بفرمایید.

مطهری: مردم ایران توجه جدی‌ به حرف‌های ترامپ ندارند؛ چون به‌هرحال می‌دانند حرف‌های او غالباً پراکنده و بی‌ربط است. با این حال، ما هم باید مراقب باشیم، حفظ وحدت و انسجامی که در میان ما شکل گرفته و مثال‌زدنی است، اگر کسی درباره مذاکره صحبت می‌کند، نباید او را خائن بنامیم. باید بگوییم هرکس درباره مذاکره سخن می‌گوید، دیدگاه خودش را مطرح می‌کند. در مقابل، اگر کسانی معتقدند که ما نباید مذاکره کنیم و باید همچنان به مقاومت و پیگیری راه‌حل‌ها ادامه دهیم، نباید آنان را هم با برچسب‌های تند متهم کنیم؛ مثلاً نگوییم این‌ها تندرو هستند یا چنین و چنان‌اند.

اگر کسی درباره مذاکره صحبت می‌کند، نباید او را خائن بنامیم. در مقابل، اگر کسانی معتقدند که ما نباید مذاکره کنیم نباید آنان را هم با برچسب‌های تند متهم کنیم

از تهمت و نسبت‌دادن‌های بی‌پایه پرهیز کنیم و اختلافات را در چارچوب گفت و گوهای سالم و با هدف رسیدن به نتیجه، مدیریت کنیم و تلاش کنیم دیدگاه‌ها به هم نزدیک شود. هر طرف، استدلال خودش را بیان کند و طرف مقابل هم پاسخ بدهد؛ مردم این مباحث را می‌شنوند و قضاوت می‌کنند، یک پیام از ایران به دنیا صادر شود و روشن باشد که اگر میان مردم ما بحث و گفت‌وگو هم وجود دارد، در نهایت یک صدا و یک پیام به دنیا مخابره می‌شود، در این میان، صدا و سیما نیز می‌تواند نقش موثری داشته باشد؛ از این جهت که به هر حال گفت و گوهای سالم را تقویت کند.

دنیا روی سخنان ترامپ حساب باز نمی‌کند

پرسش: در صحبت‌های ترامپ هر بار اظهارات متفاوت و متناقضی دیده می‌شود. این تناقض‌ها ناشی از شخصیت روحی و روانی اوست یا اینکه پشت این ضد و نقیض‌گویی‌ها منطقی پنهان وجود دارد؟

مطهری: این امر به شخصیت خود او برمی‌گردد. در مجموع، او آدم نامتعادلی است، سخن هر انسانی نیز از روح او سرچشمه می‌گیرد؛ بنابراین طبیعی است که درون آشفته او، سخنان آشفته را هم به دنبال بیاورد. با این حال ممکن است حرف‌های او فریبنده باشد؛ یعنی بخواهد مسئولان یا مردم ما را فریب دهد، همان‌طور که تا امروز هم دیده‌ایم، در جریان مذاکرات، دو بار به شکلی حمله کرد و بعد هم مشخص شد که بسیاری از ادعاهای او دروغ بوده است. برای نمونه، پیش از جنگ «دوازده روزه» بود؛ او یک روز را—مثلاً پنج‌شنبه یا جمعه—به عنوان زمان آغاز یک مرحله از مذاکرات مطرح کرد و حتی گفت که «روز یکشنبه» دور جدید مذاکرات برگزار می‌شود، اما بلافاصله پس از آن، حمله کرد و روشن شد که این سخنان، واقعیت نداشته است.
 
در مجموع می‌توان گفت دو انگیزه در کار او دیده می‌شود؛ نخست اینکه تلاش می‌کند درون ایران را به هم بریزد و جنگ روانی به راه بیندازد؛ دوم اینکه ممکن است قصد فریب داشته باشد و با روایت‌های نادرست، مسیر افکار عمومی را منحرف کند. بنابراین، به نظر می‌رسد گفتار و رفتار او ناشی از همان شخصیت نامتعادل خود اوست.

این نوع رفتار و گفتار او، در شأن یک رئیس‌جمهور نیست؛ به‌ویژه برای کشوری که مدعی قدرت است. البته، خوشبختانه از میزان تأثیر حرف‌های او نیز کاسته شده؛ در دنیا دیگر آن‌چنان روی سخنانش حساب نمی‌کنند و این وضعیت در ایران هم تا حد زیادی دیده می‌شود. طبق برخی نظرسنجی‌ها، او در میان مردم دنیا چهره‌ای بسیار منفور دارد و در فضای عمومی، نوعی نارضایتی از عملکرد او و سیاست‌های رژیم صهیونیستی دیده می‌شود.

در حال حاضر، بسیاری از مردم دنیا به دنبال آن هستند که از دست این جریان‌ها نجات پیدا کنند. مردم ایران نیز—با مقاومت و ایستادگی‌ که تاکنون نشان داده‌اند—به نوعی بسیاری از آسیب‌ها را جبران می کنند؛ برای اینکه دنیا از شر این دو نفر و سیاست‌هایشان آسوده‌تر شود. ایران با دو آدم روانی جنایتکار مبارزه می‌کند که دنیا را به ستوه آورده اند، خود مردم آمریکا از این ها راضی نیستند نارضایتی از اسرائیل در آمریکا، کانادا، اروپا، شرق آسیا و کشورهای خلیج فارس به دلیل آشوب‌هایی که در دنیا ایجاد کرده‌اند، افزایش یافته است.

دنیا به دنبال منجی برای نجات از دست ترامپ و نتانیاهو است/ کار بزرگ ملت ایران در تاریخ ثبت خواهد شد

مطهری: دنیا دوست دارد که یک منجی داشته باشد که دنیا را از دست اینها نجات دهد و به نظر می‌رسد این منجی ملت ایران است. ملت ایران با مقاومتی که انجام دادند نقش منجی را داشته اند، درست شبیه تجربه‌ای که در جنگ جهانی رخ داد؛ زمانی که کشورهای متفقین تلاش کردند جلوی یک فاجعه بزرگ را بگیرند و هیتلر را از سر راه بردارند، امروز هم به نظر من، ما داریم کار بزرگی انجام می‌دهیم که در تاریخ ثبت خواهد شد؛ و آن این است که داریم دنیا را از دست ترامپ و نتانیاهو نجات می‌دهیم. ان‌شاءالله به نتیجه برسیم و در نهایت ممکن است سرنوشت هیتلر را داشته باشند خصوصا نتانیاهو.

پرسش: جنگ ۴۰ روزه باعث شد دنیا با احترام بیشتری به ایران نگاه کند. در این‌باره نظرتان را بفرمایید.

مطهری: بله، نکته مهمی است. اخیراً صدراعظم آلمان—که پیش از این درباره ایران بسیار تحقیرآمیز صحبت می‌کرد —گفته است که «ایران، آمریکا را تحقیر کرده و ما فکر نمی‌کردیم ایران تا این اندازه قدرتمند باشد.» این نشان می‌دهد که کم‌کم نگاه مقامات سیاسی دنیا نسبت به ایران در حال تغییر است و آنان ناچارند به قدرت ایران اعتراف کنند.

این تغییر نگاه، ناشی از تلاش‌هایی است که در سال‌های اخیر انجام شده؛ مخصوصاً در فاصله بین جنگ «۱۲ روزه» و «جنگ رمضان» که ایران خود را از نظر دفاعی آماده کرد و نقاط ضعفی را که در جنگ ۱۲ روزه وجود داشت، برطرف کرد. آن‌طور که من شنیده‌ام، مثلاً شهید سپهبد موسوی، شهید سردار پاکپور، شهید دریادار نصیرزاده و شهید شمخانی در این زمینه مؤثر بودند؛ به‌گونه‌ای که در جنگ رمضان، ما بسیار قوی‌تر وارد شدیم و پدافند ما به‌مراتب بهتر از جنگ قبلی عمل کرد. این‌ها نتیجه همان تلاش‌هایی است که صورت گرفته و سررشته‌اش هم در واقع در دست رهبر شهیدمان بوده؛ ایشان از سال‌ها قبل بر تقویت قوای دفاعی تأکید داشتند.


بسیاری از کسانی که در حوادث دی وارد اعتراضات شدند اکنون از نظام حمایت می کنند

مطهری: این مایه افتخار است که بگوییم جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی این توان را داشته‌اند که ایران را در شرایط تحریم و محدودیت، به این سطح از پیشرفت برسانند. این واقعاً برای همه مردم ما قابل افتخار است. ما می‌بینیم حتی در میان منتقدان و مخالفان نیز افرادی هستند که امروز به قدرت ایران افتخار می‌کنند و با دیدن شجاعت و رشادت نیروهای مسلح ما در مقابل دو ارتش قوی، احساس غرور دارند. شما می‌بینید کسانی که ممکن است قبلاً، مثلاً در حوادث دی، وارد اعتراضات شده بودند، خیلی از آن‌ها اکنون از نظام حمایت می‌کنند و گاهی اعتراف می‌کنند که «ما به گونه ای فریب خورده بودیم.»

پرسش: از ابتدای جنگ، پویشی با نام «پویش جان‌فدا» در کشور شکل گرفته و تاکنون بیش از ۳۱ میلیون نفر در این پویش ثبت‌نام کرده‌اند؛ می‌خواستم از شما بپرسم در دوران پس از جنگ، چگونه می‌توان از این ظرفیت برای بازسازی کشور استفاده کرد؟

مطهری: تعداد شرکت کنندگان این پویش، حاکی از حس تکلیف و وظیفه است؛ یعنی هر کسی در خودش احساس می‌کند وظیفه دارد وارد میدان شود. اساساً در فرهنگ اسلامی ما نیز ترغیب به جهاد و آرزوی جهاد داریم، حدیثی از پیامبر اسلام(ص) نقل شده است که می‌فرمایند: «کسی که نه در جهاد شرکت کرده و نه حتی در ذهن خود آرزوی آن را داشته باشد، با شاخه‌ای از نفاق از دنیا می‌رود.» یعنی حتی اگر کسی وارد میدان جنگ نباشد، همین که آرزوی انجام وظیفه در او وجود داشته باشد، امر مهمی است.

پویش «جان‌فدا» نیز بر همین نکته تأکید می‌کند. بسیاری از مردم در میدان حضور ندارند، اما تمایل دارند سهمی در این فضا داشته باشند. کسانی که امکان حضور مستقیم ندارند، یا فعلاً حضورشان لازم نیست، از طریق ثبت‌نام در این پویش احساس می‌کنند وظیفه‌ خود را به‌گونه‌ای ادا کرده‌اند.

پویش جانفدا بر روحیه مردم تاثیر بسزایی گذاشته است/ حضور در این پویش حاکی از حس تکلیف و وظیفه است

افراد پیش از ثبت‌نام با خود می‌سنجند که اگر زمانی لازم شد، چه نقشی می‌توانند ایفا کنند. برخی توانایی حضور در میدان جنگ ندارند، اما به این فکر می‌کنند که از چه طریق می‌توانند مفید باشند. برای نمونه، در میان آشنایان دیده‌ام که فردی سالخورده می‌گوید: «من می‌توانم پرچم بدوزم» یا کار دیگری انجام دهم. یعنی بدون حساب و فکر وارد نمی‌شوند؛ هرکس به‌نحوی سهم احتمالی خود را بررسی می‌کند و سپس ثبت‌نام می‌کند. به همین دلیل، تعداد بالای اعضای این پویش برای کشور مایه‌ اهمیت تلقی می‌شود و بر روحیه‌ دشمن تأثیر می‌گذارد. این ابتکار از دید مردم هم طرحی قابل توجه بوده و همچنان افراد در حال پیوستن به آن هستند.

پرسش: ما از ابتدای جنگ شاهد حضور مردم در خیابان ها و تجمعات هستیم. حفظ و تقویت این تجمعات چقدر در نتیجه این جنگ می‌تواند تاثیر گذار باشد؟

مطهری: این ابتکار بسیار خوبی بود از زمان شهادت رهبر انقلاب این فکر که به جای این که عزاداری کنیم باید حماسه ایجاد کنیم و در خیابان ها باشیم فکر بسیار خوبی بود که از ابتدا آغاز شد و در روحیه مردم تاثیرگذار بود، این باعث می‌شد هم مردم احساس حماسه و صلابت کنند و هم اگر گروه‌هایی به دنبال آشوب و تفرقه هستند جرات نکنند وارد خیابان ها هستند این بسیار موثر بود، اوج آن چهارشنبه سوری بود که برنامه داشتند به خیابان‌ها بیایند و عده ای که از سوی دشمن مسلح شده بودند تلاش کردند ولی مردم با حضورشان این موضوع را خنثی کردند و تا امروز این اجتماعات همچنان با شور فراوان ادامه دارد. این موضوع بسیار قابل توجه است و نشان‌دهنده‌ رشد اجتماعی و سیاسی مردم ماست؛ یعنی مردم به‌خوبی ضرورت این حضور را درک کرده‌اند و فهمیده‌اند که الان وقت این کار است، بنابراین محکم پای کار ایستاده‌اند و ان‌شاءالله تا روز پیروزی هم ادامه خواهند داد. 

در این اجتماعات، افراد با تفکرات گوناگون حضور دارند آیا این اجتماعات باعث انسجام میان گروه‌های مختلف در میدان‌ها شده است؟

مطهری: بله، همین‌طور است؛ به هر حال افراد با دیدگاه‌های مختلف در این تجمعات حضور دارند، اما در دفاع از وطن و دفاع از ایران، همه مشترکند. فارغ از اختلاف‌نظرهای فکری که ممکن است میانشان باشد، در دفاع از ایران هم‌صدا هستند؛ یک صدای واحد شکل گرفته است.

در روزهای ابتدایی جنگ یکی از همسایه‌های ما خوشحالی می‌کرد. بعداً همین فرد را در همین اجتماعات دیدم. به او گفتم: ماجرا چیست؟ آن روز هلهله کشیدی، امروز اینجا هستی. گفت: «بله، ما فریب خوردیم. اصلاً نمی‌دانستیم قضیه این‌طور است.» می‌گفت بعد از شروع این جنگ فهمیدیم حوادث دی‌ماه، واقعاً کار آمریکا و اسرائیل بود و ما خیال می‌کردیم یک شورش مردمی است. می‌خواهم بگویم از این تیپ افراد هم در این اجتماعات حضور پیدا می‌کنند.

خبر شهادت شهید لاریجانی را از یکی از نزدیکان شنیدم/ شهادت بزرگان ما باید پیگیری حقوقی و جدی شود

پرسش: شهید لاریجانی داماد شما بودند. روزی که خبر شهادت ایشان رسید شما کجا بودید و این خبر چگونه به شما و خانواده رسید؟ با توجه به این‌که شهید لاریجانی بسیار مورد علاقه‌ شهید مطهری هم بودند، در این باره برایمان توضیح بدهید.

مطهری: زمانی که ایشان شهید شدند، من در اطراف تهران بودم. اولین‌بار یکی از خبرنگاران با من تماس گرفت و گفت چنین خبری منتشر شده، در واقع می‌خواست ببیند من در جریان هستم یا نه. من خبر نداشتم و تعجب کردم و دعا می‌کردیم که ان‌شاءالله اشتباه باشد، اما بعد از یکی از نزدیکان شنیدم که واقعیت دارد. گفتند به محل انفجار رفته‌اند؛ می‌گفتند پیکر مرتضی پیدا شده، اما پیکر آقای لاریجانی را هنوز جست‌وجو می‌کنند. برای من واقعاً عجیب و بسیار سخت بود؛ تحملش دشوار بود که به این آسانی ایشان را از ما گرفتند. واقعاً قابل تحمل نبود. ایشان هم در هر حال فداکاری کرد.

با وجود همه‌ بی‌مهری‌هایی که نسبت به ایشان شده بود، زمانی که به او پیشنهاد شد پس از جنگ ۱۲ روزه دبیری شورای عالی امنیت ملی را بپذیرد، این مسئولیت را قبول کرد؛ در حالی که خطر ترور و شهادت کاملاً وجود داشت. پس از پذیرش مسئولیت، با تمام توان وارد میدان شد و تلاش می‌کرد دیپلماسی و میدان را هم‌زمان پیش ببرد. هر جا لازم می‌دید، موضع‌گیری می‌کرد؛ از جمله در فضای مجازی به اظهارات مقام‌های خارجی پاسخ می‌داد و برای سران کشورهای حوزه‌ خلیج فارس نیز نامه نوشت. مضمون نامه این بود که در شرایط جنگی، کشورها باید موضع خود را روشن کنند.

درسی که شهادت دکتر لاریجانی به ایران داد

در نهایت، این مسیر به شهادت ایشان منتهی شد. اگرچه شهادت در نگاه دینی جایگاه والایی دارد و آرزوی هر مسلمانی است اما در عین حال باید درباره‌ این وضعیت نیز چاره‌اندیشی شود که دشمن نتواند به‌آسانی مقامات و افرادی را که جایگزینی برای آن‌ها نیست را آسیب بزند. این مسئله نیازمند بررسی، پیگیری حقوقی و تدبیر جدی در سطوح مختلف است. همان‌گونه که خسارت‌های اقتصادی از مسیر حقوقی پیگیری می‌شود و موضوع غرامت مطرح است، درباره‌ این‌گونه اقدامات نیز باید از مجاری حقوقی و بین‌المللی پیگیری لازم صورت گیرد.

پرسش: درباره‌ بی‌مهری‌ها به شهید لاریجانی صحبت کردید. ما شاهد بودیم که پس از شهادت ایشان، بسیاری از افراد از ایشان حلالیت می‌طلبیدند؛ حتی کسانی که در زمان حیات، تهمت‌ها یا بی‌مهری‌هایی نسبت به او روا داشته بودند. آیا ایشان در زمان حیات خود درباره‌ی این بی‌مهری‌ها صحبت می‌کردند؟

مطهری: در جلسات خصوصی، دیدارها یا محافل خانوادگی، طبعاً این موضوعات مطرح می‌شد، اما این‌طور نبود که ایشان خیلی گله‌مندانه برخورد کند. گاهی به برخی مسائل اشاره می‌کرد؛ مثلاً اینکه چرا رد صلاحیت شده است و واقعیت ماجرا چه بوده، اما مهم‌تر از اصل موضوع، نوع برخورد ایشان با این رد صلاحیت‌ها بود.

شهید لاریجانی نه قهر کرد و نه به صف مخالفان پیوست بلکه دفاع از حق خود در چارچوب نظام را پذیرفت

در مرحله‌ اول، یعنی در سال ۱۴۰۰ که ایشان رد صلاحیت شد، این موضوع موجب تعجب بسیاری شد. ایشان در پی آن بود که حق خود را از مسیر قانونی پیگیری کند و اصرار داشت دلایل رد صلاحیتش به‌صورت روشن بیان شود، ارائه این دلایل، زمان‌بر بود؛ چرا که شورای نگهبان مدتی مقاومت می‌کرد و طبق قانون، باید سریع دلایل رد صلاحیت را به متقاضی ارائه می‌داد. بالاخره پس از چند ماه، این دلایل اعلام شد. ایشان پاسخی مفصل و مستدل در حدود صد صفحه نوشتند، تمام دلایل را رد کردند، آن را تکثیر کرده و برای شخصیت‌ها، نهادها و سازمان‌های مربوطه ارسال نمودند.

اما در سال۱۴۰۳ دوباره ایشان رد صلاحیت شدند. این موضوع بسیار عجیب بود. با این حال، ما دیدیم که ایشان نه با نظام قهر کرد و نه به صف مخالفان پیوست. بلکه راه سومی را انتخاب کرد، دفاع از حق خود در چارچوب نظام، و آمادگی برای ورود به مسئولیت در صورت نیاز، همان‌طور که مسئولیت دبیری شورای عالی امنیت ملی را پذیرفت.


شهید لاریجانی نسبت به دیگر برادرانش معتدل تر بود

پرسش: در یکی از مصاحبه‌هایتان گفته بودید که علی آقا (شهید لاریجانی) با سایر برادرانش متفاوت بود. این تفاوت را در چه می‌بینید؟ در ویژگی‌های شخصیتی ایشان یا ویژگی‌های دیگری؟

مطهری: این تفاوت عمدتاً در اعتدال ایشان بود. البته برادران دیگر ایشان نیز افراد شایسته و برجسته‌ای هستند. آقای جواد لاریجانی هم از نظر علمی و هم از نظر سیاسی، فرد برجسته‌ای است. خود آیت‌الله صادق لاریجانی نیز همین‌طور، از نظر علمی و اجتماعی فردی برجسته محسوب می‌شود. برادر دیگرشان، دکتر محمدباقر لاریجانی، پزشک متخصصی است و کمتر در مسائل سیاسی دخیل بوده است. برادر دیگرشان، آقای فاضل، نیز در دانشگاه آزاد فعالیت داشته و کمتر در حوزه‌ سیاست حضور دارد. اما آقا جواد و آقا صادق، جنبه‌ سیاسی نیز دارند. با این حال، به نظر من، علی آقا نسبت به این دو، فرد معتدل‌تری بود و مراقب بود که از افراط و تفریط دوری کند.

پرسش: شما در برخی دیدگاه‌های سیاسی با آقای دکتر لاریجانی اختلاف نظر داشتید. در مورد این تفاوت دیدگاه‌ها صحبت کنید؛ آیا این موضوع بر روابط خانوادگی شما تأثیر می‌گذاشت؟ یا اصلاً چگونه با این تفاوت دیدگاه‌ها برخورد می‌کردید؟ آیا بعد از مجلس هم در موردشان صحبت می‌کردید؟

مطهری: ما باهم بسیار خودمانی بودیم. از سال ۱۳۵۶ که ایشان داماد ما شدند، تقریباً هم‌سن بودیم؛ ایشان ۸ ماه از من بزرگتر بود. آن زمان هر دو دانشجو بودیم و گاهی با هم در تظاهرات خیابانی شرکت می‌کردیم و در درگیری‌های خیابانی آن زمان، با هم بودیم. کلاً روابط بسیار نزدیکی داشتیم. اگر جایی هم اختلافی بود، معمولاً در قالب شوخی و مزاح برگزار می‌شد. البته اختلاف نظر وجود داشت، ولی گاهی ممکن بود نظر ایشان با نظر من یکی باشد، اما ایشان به خاطر جایگاهش، مثلاً ریاست مجلس، ملاحظاتی داشتند و محدودیت‌هایی برایشان وجود داشت؛ در دولت هشتم، من در واقع شروع‌کننده‌ طرح سؤال از رئیس‌جمهور بودم. حدود یک سال طول کشید تا هیات رئیسه این طرح را اعلام وصول کند. من گلایه‌مند بودم و در نهایت استعفا دادم. در نطق استعفایم گفتم که اگر نتوانیم از حقوق مردم دفاع کنیم، بهتر است استعفا دهیم. همچنین به مزاح گفتم که از داماد ناخلفمان نیز گله‌مندم؛ ایشان بلافاصله پاسخ دادند که “جواب شما را همشیره گرامی خواهد داد”. آن زمان شما خبرنگار بودید و در جریان هستید؛ این مسائل با شوخی و مزاح رد می‌شد.

اختلاف نظرها را در قالب شوخی و مزاح با هم مطرح می کردیم

آن زمان احساس می‌کردم سؤال از رئیس‌جمهور ضروری است. ایشان گفته بودند که فقط قانونی را اجرا می‌کنند که خودشان تشخیص دهند منطبق بر قانون اساسی است و بقیه را اجرا نمی‌کنند. ما گفتیم این به معنی استبداد است و باید از ایشان سؤال شود. البته ایشان تحت فشار برخی نهادهای بیرونی بودند که می‌گفتند سوال از رئیس‌جمهور به صلاح نظام نیست و موجب تضعیف آن می‌شود؛ چون اولین بار بود که چنین اتفاقی می‌افتاد و برایشان سنگین بود که رئیس‌جمهور مجبور به پاسخگویی شود، شبیه به استیضاح. اما ما اصرار داشتیم که این کار باید به خاطر مردم انجام شود. شاید ته دل ایشان نظر ما بود ولی به دلیل فشارهای بیرونی که وجود داشت می گفتند این کار انجام نشود.

در زمان طرح سوال از رئیس جمهور وقت من گلایه‌مند بودم و در نهایت استعفا دادم. در نطق استعفایم گفتم که اگر نتوانیم از حقوق مردم دفاع کنیم، بهتر است استعفا دهیم. به مزاح گفتم که از داماد ناخلفمان نیز گله‌مندم؛ ایشان بلافاصله پاسخ دادند که “جواب شما را همشیره گرامی خواهد داد” ما اختلاف نظرها را با شوخی و مزاح مطرح می کردیم

همچنین در اواخر مجلس دهم، پس از حوادث آبان ۹۸ ما خواستار استیضاح وزیر کشور شدیم؛ چرا که ایشان مسئول اجرای طرح بودند و کوتاهی کرده بودند. اما باز هم هیات رئیسه اجازه نداد و رئیس مجلس نیز مخالف بود. چون ماه‌های آخر مجلس بود، این کار انجام نشد. در هر صورت، در برخی موارد اختلاف نظر وجود داشت، چه به دلایل ذکر شده و چه شاید به خاطر فشارهایی که معمولاً از بیرون مجلس بر رئیس مجلس وارد می‌شود. یک نماینده‌ معمولی آزادی عمل بیشتری دارد تا رئیس مجلس. اما در دوره‌ای که من مسئولیت هیات رئیسه را بر عهده داشتم، همکاری ما بسیار بیشتر بود و در جلسات هیات رئیسه گاهی اختلاف نظرهایی پیدا می‌شد، ولی در مجموع اختلاف نظر اساسی با هم نداشتیم.

پرسش: آیا پس از پایان دوران مجلس نیز در محافل خانوادگی بحث‌های سیاسی داشتید؟ در این رابطه برای ما توضیح دهید.

مطهری: طبیعی است که در نشست‌های خانوادگی، بحث‌های اجتماعی و سیاسی مطرح می‌شد. در جمع خانواده، که همه نوه‌های شهید مطهری هم حضور داشتند و همگی جوان و اهل سیاست بودند، بحث‌ها راحت‌تر انجام می‌شد. البته بیشتر این بحث‌ها در قالب شوخی و مزاح بود. گاهی از هم انتقاد هم می‌کردیم، اما همچنان در همان قالب شوخی بود و حرف‌هایی گفته می‌شد که تا حدی قابل بیان بود.

خاطرات شیرین از جلسات خانوادگی و اخلاق شهید لاریجانی

جلسات خانوادگی ما جذاب و شیرین بود مخصوصا زمانی که هم من و هم آقای لاریجانی بودند، هیچ موضوعی که باعث کدورت شود بین ما نبود، آقای لاریجانی به خانواده شهید مطهری بسیار احترام می گذاشت، همشیره ما که همسر آقای لاریجانی است می‌گفت اگر یکی از نوه ها ساعت ۱۲ هم زنگ می زد می گفت من به احترام آقای مطهری باید جواب ایشان را بدهم.

ایشان داماد خوبی برای ما بود اخلاق بزرگوارانه داشتند و کینه کسی را به دل نمی گرفت اگر احساس می کرد کسی از او ناراحت است سعی می کرد از دلش بیرون آورد این که می گویند معتدل بود این اعتدال بی جهت ایجاد نمی‌شود، در بسیاری از مکان ها با ایشان بد رفتار کردند بعد از استیضاح وزیر کار در دولت نهم، آقای احمدی نژاد جلسه را تبدیل به حمله به آقای لاریجانی کرد و در موضوع استیضاح صحبت نکرد، البته آقای لاریجانی اجازه داد ویدئو را پخش کند دوباره رئیس جمهور خواست صحبت کند آقای لاریجانی اجازه نداد و گفت برو از مجلس بیرون، در نهایت هواداران آقای احمدی‌نژاد در حرم حضرت معصومه با مهر و کفش به ایشان حمله کردند ایشان این بی مهری ها را می دید ولی واکنش نامناسب از خودش نشان نمی داد.

پرسش:در مورد آقای مرتضی توضیحاتی بفرمایید، چون کمتر در مورد ایشان صحبت شده و شما شناخت بیشتری از ایشان دارید.

مرتضی خوش‌ذات، باصفا، دارای تحصیلات عالی و همچنین با بنیاد نخبگان همکاری می کرد، با وجود خطرات احتمالی، ایشان در کنار پدر خود باقی ماند.

مرتضی همانند پدرش روحیه شهادت طلبی داشت

سرانجام هر دو با هم به شهادت رسیدند او هم روحیه‌ شهادت‌طلبی داشت؛ واقعاً در چهره‌اش می‌شد جستجوگری برای شهادت را خواند. انسانی خالص و مخلص بود. حدود یک ماه قبل از این حادثه، آقای لاریجانی به همراه مرتضی به طور سرزده به منزل ما آمدند و حدود دو ساعت نشستیم و صحبت کردیم. آن زمان قبل از جنگ رمضان بود. صحبت‌های مختلفی رد و بدل شد. احساس کردم ایشان از سبک زندگی که با استتار، تغییر مداوم مکان و رفت و آمد همراه بود، کمی خسته شده بودند و برای استراحت، گپ زدن و شاید تبادل نظر آمده بودند.

مرتضی هم آنجا بود و خیلی مراقب مسائل امنیتی بود؛ مثلاً گوشی‌ها را جمع می‌کرد. خودش را فدای پدرش کرد. جالب اینکه وقتی می‌خواستند خداحافظی کنند، همسرم به آقای لاریجانی گفت که طبقه بالای ما تقریباً خالی است و می‌توانند آنجا بیایند. من گفتم: “نه، تو رو خدا نیایید اینجا، همه ما با هم کشته می‌شویم. ” ایشان خنده‌ عمیقی کردند و خداحافظی کرده و رفتند. من دیگر ایشان را ندیدم. شاید آخرین دیدارمان برای خداحافظی بود بعدا احساس کردم که ایشان برای خداحافظی آمده بود.

خاطره ای از آخرین دیدار با علی لاریجانی و مرتضی

مرتضی جوان بسیار پاک، متدین، دانشمند و با تقوایی بود. یادم می‌آید چند سال پیش، ویدئوهایی پخش می‌شد که مثلاً دو پسر جوان را در میان عده‌ای دختر، در حال رقص و پایکوبی نشان می‌دادند و می‌گفتند این‌ها پسران آقای لاریجانی هستند. عده‌ای هم باور می‌کردند. در حالی که پسران آقای لاریجانی یکی مرتضی و دیگری محمدرضا بود که محمدرضا، مهندسی عمران خود را از دانشگاه صنعتی شریف گرفت و سپس طلبه شد و اکنون روحانی است. این ویدئوها را پخش می‌کردند که این‌ها افراد عیاشی هستند که وسط دختران می‌رقصند و مشروب می‌نوشند. این حرف‌ها را که می‌شنیدیم، به خودمان می‌گفتیم بچه‌های مسئولان ما چه کسانی هستند.

این تبلیغات بسیار بد بود. البته مردم تا حدودی متوجه شده‌اند که بسیاری از این حرف‌ها دروغ است، اما زمانی بود که خیلی باور می‌کردند. این باید برای همه عبرت شود که واقعاً چنین نیست که بچه‌های همه‌ مسئولان فاسد باشند. شاید به ندرت یکی پیدا شود، اما این تبلیغات، تبلیغات درستی نیست.

عملکرد نیروهای مسلح، امدادی، هلال احمر انصافا خوب بود/ همبستگی عجیبی در کشور ایجاد شد

پرسش: سوال دیگر ما در رابطه با عملکرد نیروهای مسلح، دولت و نیروهای امدادی در جنگ است. عملکرد آن‌ها را چطور ارزیابی می‌کنید؟

مطهری: عملکرد نیروهای مسلح ما در آن ۳۸ روزی که جنگ برقرار بود، انصافاً خوب بود. اگر خوب نبود، دشمنان حاضر به آتش‌بس نبودند. عملکرد نیروهای امدادی ما نیز، آن‌قدر که ما از تلویزیون و رسانه‌ها مشاهده می‌کنیم، انصافاً جالب بوده است، هلال احمر به سرعت در حادثه ها حاضر می شد، حتی شهرداری و نیروهای امدادی نیز به نظر من بسیار خوب عمل کردند. پس از وقوع آسیب‌ها، شهرداری به سرعت وارد عمل شد و در مواردی که خسارت جزئی بود، مثلاً شیشه‌های شکسته، خیلی سریع تعمیرات را انجام دادند. در مواردی که تخریب کلی بود، پرونده تشکیل می‌شد و بنیاد مسکن وارد عمل می‌شد. تا جایی که من اطلاع دارم، عملکرد همه بسیار خوب بوده است: عملکرد پلیس، هلال احمر، شهرداری و نیروهای مردمی که به آن‌ها کمک می‌کردند. خود مردم نیز کمک زیادی می‌کردند. همبستگی عجیبی شکل گرفته بود که همچنان ادامه دارد.

صحبت پایانی من فقط این است که همبستگی و اتحاد خود را همچنان حفظ کنیم و اجازه ندهیم اختلافات دیدگاه منجر به تفرقه شود. باید پیام واحدی از ما به دنیا صادر شود. همانطور که گفتم، ما داریم کار بزرگی انجام می‌دهیم؛ داریم جور دنیا را به دوش می‌کشیم در مقابله با این دو آدم روانی جنایتکار و در واقع، ما دنیا را از شر این دو نفر نجات می‌دهیم. این کار بزرگی است که در تاریخ ثبت خواهد شد. ان‌شاءالله که همچنان با گام‌های استوار به راه خود ادامه دهیم.

 

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
برچسب ها
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟