انتقاد کیهان از نیروی دریایی سپاه!

به گزارش تابناک به نقل از کیهان؛ در اولین دقایق آغاز روز هجدهم اردیبهشت شاهد اجرای دومین تئاتر آمریکا طی شش روز اخیر بودیم اما این بار هم تئاتر آمریکا یک پرده بیشتر نداشت؛ حرکت برای عقب راندن ایران از تنگه هرمز! متن این تئاتر را کسی نوشته که در زیر فشار سنگین فقدان دستاورد، خُرد شده و میخواهد بگوید کمتر مرا سرزنش کنید، میبینید که دارم کاری میکنم.
این روزنامهنگار متملق ترامپ که تنها به همین دلیل وزیر جنگ شده واقعاً هم گمان میکند دارد کاری میکند. بعد متن این تئاتر را دستگاهی ویرایش کرده که خود را در معرض فروپاشی میبیند. روز پنجشنبه یک مؤسسه آمریکایی با اشاره به انهدام سنگین مقر سرفرماندهی دریایی آمریکا در منامه نوشت دفتر کار آن به ایالت فلوریدا منتقل گردیده است.
سنتکام در مقام ویرایش، به جای تهاجم به مراکز نظامی ایران، تهاجم نظامی به دو نفتکش ایران که از خارک به سمت دهانه خروجی هرمز در حرکت بود را جایگزین متن هگست کرد، به گمان اینکه زده شدن دو نفتکش واکنشی بیش از خورده شدن دو نفتکش در پی ندارد و کار به کشیده شدن پای موشکهای وحشتانگیز و پهپادهای مرگآور ایران به میان نمیآید.
حکایت رد و بدل شدن اقدامات معطوف به رهاسازی تنگه هرمز از دست نیروی دریایی سپاه بین سنتکام و پنتاگون هم جالب است. روز جمعه یازدهم ماه جاری سایت اکسیوس که توسط باراک راوید صهیونیست اسرائیلی فاقد تبعیت آمریکا اداره میشود، نوشت روز پنجشنبه سنتکام که مقر واقعی آن در ایالت فلوریدا است، پیشنهادی به ترامپ داد مبنی بر اینکه آمادگی دارد برای باز شدن تنگه و حفاظت از دولتهای وابسته عربی در جنوب- با تأکید بر امارات- در صورت مواجه شدن با حملات واکنشی ایران وارد عمل شود.
اکسیوس از قول راوید نوشت ترامپ آن را قبول نکرده است. بعد پنتاگون طرح تئاتر روز دوشنبه را روی میز بیضی میگذارد. برای آنکه این تئاتر فروش پیدا کند، ترامپ روز یکشنبه اعلام میکند فردا ایالات متحده یک عملیات تمیز که به نفع همه و بهویژه به نفع ایران است، به اجرا میگذارد تا راهی برای رفع نگرانی همه و بازشدن گره تجارت جهانی فرا روی همه قرار گیرد و نیروها به من گفتهاند تا به سرانجام رسیدن آن برنمیگردند.
این تئاتر به اجرا درآمد ولی یک روز بیشتر فروش نکرد. ترامپ آن را از روی پرده برداشت و گفت فروش خوبی داشته است. او در جمع تعدادی جوان در اتاق بیضی گفت: «پنجاه میلیارد دلار سود کرده و این تجارت خوبی است. حالا در اسلام آباد منتظر موافقت ایران با بازگرداندن تنگه به وضعیت پیش از جنگ است.»
در روز چهارشنبه و تا ظهر روز پنجشنبه هم درباره مذاکرات و توافقات بزرگ وعده داد. اقدامات ساعات آغازین جمعه نشان داد واقعاً ترامپ از آرزوهای خود و نه واقعیاتی که یک طرف آن ایران است حرف زده است. در تئاتر جمعه، سنتکام جلو آمد و تا حدی به تنگه نزدیک شد اما حسب گزارشهای حتی نتوانست به دهانه آن برسد و بعد از دادن تلفات پا به فرار گذاشت.
گزارشهای ماهوارهای چین و روسیه از آسیب دیدن سه ناوشکن آمریکایی خبر میدهند کما اینکه گفته شده آسیبهای امارات- اسرائیل عربی در کنار اسرائیل عبری- در جبل علی و در فجیره جدی بوده است.
در اینجا چند نکته شایسته تأمل است:
۱- مدل رفتاری آمریکا انجام اقدامات محدود با پوشش دروغ با هدف وادار کردن ایران به قبول شرایط آن میباشد. در این مدل رفتاری، آمریکا جنگی در اندازه جنگ رمضان را - به هر دلیل- در نظر ندارد و قاعدتاً به آن باز نمیگردد. جنگهای یک روزه و دو روزه جایگزین کرده و وقتی با شکست مواجه میشود با بازی سیاسی و رسانهای آن را میپوشاند.
گمان آمریکا این است که با تکرار این نوع جنگ و محدود شدن واکنشهای ایران به این سطح، میتواند همزمان رفتار و ایدههای ایران و وضع بازار انرژی را تحت مدیریت در آورد. این سیاست، یک پایه راهبردی دارد و آن- به گمان باطل واشنگتن- این است که «ایران جنگ نمیخواهد» بنابراین میتوان روی محدود نگه داشتن دامنه و زمان جنگ و مدیریت آن حساب باز کرد.
بررسی اسناد بیانگر آن است که دستگاه تصمیمگیری آمریکا از یک سو روی گمانه غلطعدم تابآوری اقتصاد ایران نظر دارد. حرفهای دو هفته ترامپ، دو ماهه پنتاگون و چهار ماهه کنگره نشان میدهد آنان سقف این تابآوری را ۳۰ هفته میدانند. از سوی دیگر آنان به انتظار حوادث امنیتی هم نشستهاند. بعضی گزارشها میگویند در ایالت بلوچستان پاکستان و در منطقه اقلیم کردی عراق خبرهایی هست. گزارشهای محدودی هم از بعضی جاهای دیگر وجود دارد. کما اینکه دستگاههای مسئول نظامی- امنیتی ایران هم بیکار ننشستهاند و منفعل نیستند.
به نظر این قلم ما باید در نظریه نظامی خود مبنی بر «مواجهه نظامی محدود در برابر اقدامات نظامی محدود دشمن» تجدیدنظر کنیم. به این معنا که با گسترده پاسخ دادن به هر اقدام دشمن، عملاً انگاره راهبردی و تعیینکننده دشمن که میگوید ایران جنگ بزرگ را نمیخواهد و از کشیده شدن به آن اجتناب میکند و با این انگاره به اجرای عملیاتهای «کوچکِ پیدرپی» روی آورده را تغییر دهیم. فضای فعلی بین ما و آمریکا سایه جنگ را کنار نمیزند و شرایط خسارتبار نه جنگ نه صلح را تغییر نمیدهد.
۲- بحثهای ما درباره تنگه هرمز نیازمند انسجام بیشتری است. تنگه هرمز به غیر از جنبههای اقتصادی و سیاسی برای ما جنبه فوق راهبردی دارد. ما باید بدانیم بحث از تنگه و وضعیت آن برای سالهای متمادی- بیش از ده سال- در محافل سیاسی، اطلاعاتی و حقوقی دنیا مورد بحث خواهد بود و شورای امنیت سازمان ملل تا زمانی که باقی باشد، همواره آن را در دستور کار حفظ میکند. خواه رأی بیاورد خواه رأی نیاورد. در صدر باقی ماندن بحث تنگه برای ما آفاتی دارد.
ما از الان باید برای این موضوع تدابیری بیندیشیم. اولین تدبیر این است که در اینباره واحد و صالب (تغییر ناپذیر) و مشخص سخن بگوییم. این قلم نمیداند چرا بعد از شکست اقدامات روز دوشنبه ارتش آمریکا، نیروی دریایی سپاه بیانیه داد که کشتیها میتوانند بیایند عبور کنند. ما حتی نیازهای آنان به سوخت و… را تأمین میکنیم! چرا وقتی هنوز خط محاصره تجارت دریایی ایران شکسته نشده و ترامپ در روز چهارشنبه بر تداوم جدی آن تأکید هم کرده است ما باید موضعی میگرفتیم که از سوی دشمن، درست یا غلط نشانه دادن یکطرفه امتیاز تلقی شود؟
گام تدبیری دیگر این است که کلیات اداره جدید هرمز را باید همان یکی دو روز اول اعلام میکردیم و دشمنان خود را در برابر یک وضعیت حقوقی الزامآور قرار میدادیم. ما نباید به اسم اینکه میخواهیم کار هرچه کاملتر باشد، عنصر زمان و نقش اساسی آن در تثبیت رژیم حقوقی جدید را از دست بدهیم.
واقعاً هیچ فوریتی در ارائه «قانون کامل و جامع» وجود نداشت و ندارد چرا که طبیعت قانون جامع، وقتگیر است، معطل ماندن قانون مدیریت تنگه، جا انداختن وضعی جدید در آن را دشوار میکند. بله در نهایت ما به قانونی جامع و متفق علیه در این مسئله بسیار مهم نیاز داریم. مجلس شورای اسلامی میتواند با گذراندن ماده واحده و یا یک قانون تکبندی تکلیف کلی تنگه که در بردارنده اساس کار است را تعیین کند و سپس جزئیات را به مصوبات آینده خود ارجاع دهد و یا آنکه تنظیم جزئیات را به نهادی دیگر مثل شورای عالی امنیت ملی کشور و یا دولت واگذار نماید. تأخیر در اعلام مصوبه قانونی تنگه هرمز با توجیهاتی که تاکنون شنیدهایم واقعاً خسارتبار است.



