فشارها در آمریکا و اروپا برای قطع حمایت از اسرائیل رو به افزایش است/ آیا اقتصاد جنگی اسرائیل میتواند از انزوا جان سالم به در ببرد؟

حامیان برجسته اسرائیل اکنون نگران جهت تئوکراتیک (حکومت دینی) این رژیم هستند، در حالی که هنوز خودشان را فریب میدهند که یک (رژیم) بهتر و دموکراتیکتر در زیر این نژادپرستی وجود دارد که فقط در انتظار رهایی است.
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، سایت «میدل ایست آی» در مقالهای به بررسی اقتصاد جنگی رژیم صهیونیستی و تاب آوری آن متعاقب انزوای بین المللی پرداخته که در ادامه آمده است.
اگرچه اسرائیل از سال ۱۹۴۸ درگیر مناقشات مختلفی با همسایگان عرب خود بوده است، کابینه نتانیاهو جنگهای بیپایان اشغالگری در غزه و کرانه باختری را تشدید کرده، خشونتهایی را علیه ایران و لبنان به راه انداخته و یمن و سوریه را هدف قرار داده است.
این دستورالعملی است هم برای بودجهای منبسط و هم برای زوال اخلاقی، به طوری که هزینههای نظامی تقریباً دو برابر شده و سهم آن از تولید ناخالص داخلی به بهای بخشهای غیرنظامی، گردشگری و سرمایهگذاری خارجی افزایش یافته است. فرانچسکا آلبانیز، گزارشگر ویژه سازمان ملل، این تحول را «اقتصاد نسلکشی» توصیف کرده است.
اورشلیم ریپورت اخیراً این دگرگونی را تأیید کرده است: «گذار از یک مدل رشد صلحآمیز و مصرفمحور به یک مجتمع صنعتی امنیت-اول کامل شده است، و رفاه بلندمدت این (رژیم) اکنون به توانایی آن در نوآوری در این واقعیت جدید و پرهزینهتر بستگی دارد.»
«امنیت-اول» عبارتی مؤدبانه برای «اقتصاد سوپر اسپارتایی جنگ» اسرائیل است که به تأمین بیپایان نیروی انسانی، فناوری نظارتی، تسلیحات هوش مصنوعی و سرمایه خارجی متکی است.
اسرائیل و حامیانش ادعا میکنند که این درگیریها نتیجه اجتنابناپذیر «رد کردن (صلح) از سوی اعراب» در خاورمیانه است، در حالی که هرگز اعتراف نمیکنند که اسرائیل و صهیونیسم همواره برای مرتبط ماندن به توسعهطلبی و فتح نیاز داشتهاند.
یک کشور نمیتواند به طور منطقی انتظار صلح داشته باشد در حالی که بیش از نیم قرن است سرزمینهای دیگر را اشغال و بمباران میکند.
تا به امروز، در طول تقریباً ۸۰ سال تاریخ خود، اسرائیل به ترکیبی از کمکها و تسلیحات آمریکایی، اغماض و تسلیحات اروپایی، و یک کارزار قدرتمند لابی گری صهیونیستی در آمریکا متکی بوده است که تضمینکننده حجم به ظاهر نامحدودی از اغماض و حمایت مالی بوده است.
اما آیا این وضعیت احتمالاً به پایان میرسد، یا حداقل محدود میشود؟ نشانههایی از یک تغییر مهم در سیاستهای ایالات متحده و اروپا در آینده نزدیک وجود دارد که بخشی از آن به دلیل میلیونها آمریکایی و اروپایی است که از گستره نسلکشی اسرائیل در غزه و بیقانونیهای گسترده آن در خاورمیانه شوکه شدهاند.
ادامه روند عادی برای اسرائیل دشوار است، به ویژه با صرف سرمایه بیشتر برای کمپینهای تبلیغاتی و تلاش برای دستکاری سیستمهای هوش مصنوعی. اسرائیل نزدیک به یک میلیارد دلار هزینه میکند تا تصویر جهانی سیاستهای خود را بهبود بخشد.
با این حال، افکار عمومی در غرب نسبت به اسرائیل در دو سال گذشته به شدت کاهش یافته است، و بعید است که آن شهروندان هرگز دوباره به حامیان اسرائیل تبدیل شوند.
فشار سیاسی و اقتصادی
این تغییر اقتصادی و سیاسی چگونه خواهد بود؟ در ایالات متحده، اشتهای سیاسی روزافزونی، به ویژه در بخشهایی از حزب دموکرات، برای توقف ارسال تسلیحات به اسرائیل وجود دارد، حتی اگر اسرائیل بخواهد آنها را بخرد.
همانطور که اخیراً توسط رسانه آمریکایی Zeteo گزارش شده است: «نقطه اوج حمایت برای مسدود کردن انتقال تسلیحات به اسرائیل نشان میدهد که حمایت عمومی از اسرائیل چقدر به شدت کاهش یافته است، به ویژه در میان دموکراتهای عادی، بلکه در میان مستقلها و حتی برخی جمهوریخواهان. با این سقوط، فشار عمومی برای کنگره (آمریکا) که قانون را دنبال کند و استفاده از دلارهای مالیاتی آمریکا برای کمک به خشونتهای اسرائیل را متوقف سازد، به بالاترین حد خود رسیده است.»
اگرچه هنوز اقدام سیاسی ملموس زیادی علیه اسرائیل در کنگره آمریکا انجام نشده است، اما قابل تصور است که در سالهای آینده این اتفاق رخ دهد. اسرائیل در آستانه آغاز مذاکرات با ایالات متحده برای توقف حمایت نظامی تا سال ۲۰۳۸ است.
البته، هیچ یک از اینها برای فلسطینیها، لبنانیها و ایرانیانی که همچنان به شدت از بمبهای اسرائیل رنج میبرند، هیچ تسلیبخشی نیست.
در اروپا، وضعیت به همان اندازه دشوار است. قطعاً فشار فزایندهای از سوی نمایندگان پارلمان اروپا برای تحریم یا اعمال تحریم علیه اسرائیل وجود دارد، اما علاقه کمی از سوی سلسله مراتب اتحادیه اروپا در بروکسل برای تأثیرگذاری بر روابط نزدیک خود با اسرائیل دیده میشود.
اسرائیل در برابر فشار اقتصادی آسیبپذیر است اگر بزرگترین شریک تجاری آن، یعنی اتحادیه اروپا، پشت اظهارات بیپایان خود در مورد نگرانی از سیاستها، خشونتها، شهرکسازیها و نژادپرستی اسرائیل را با عمل همراه کند.
مسلماً تنها راهی که میتوان اقدامات هر دولتی را مهار کرد زمانی است که درد واقعی اقتصادی را احساس کند.
یک چالش جدی جهانی
اسرائیل هرگز با چالش جدیتری نسبت به حال حاضر برای مشروعیت خود مواجه نشده است. در بسیاری از کشورها از جمله ایالات متحده، نسبت قابل توجهی از مردم از بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، و جنگ اسرائیل علیه فلسطین، لبنان و ایران بیزارند و میخواهند رهبرانشان روابط خود را با اسرائیل - اگر نه به طور کامل قطع کنند، حداقل فاصله بگیرند.
حامیان برجسته اسرائیل اکنون نگران جهت تئوکراتیک (حکومت دینی) این رژیم هستند، در حالی که هنوز خودشان را فریب میدهند که یک (رژیم) بهتر و دموکراتیکتر در زیر این نژادپرستی وجود دارد که فقط در انتظار رهایی است.
اگرچه اسرائیل و بسیاری از حامیان تندروی آن از تمایل خود برای قطع روابط اقتصادی با واشنگتن صحبت میکنند، در واقعیت، این امر ادامه تاریخ مصونیت از مجازات اسرائیل را آسان نخواهد کرد. حمایت ایالات متحده از هر دولت اسرائیل نه تنها مالی است - بلکه نظامی و دیپلماتیک نیز هست، و هیچ متحد دیگری جایگزین آن نخواهد شد.
در حالی که ممکن است کشورهایی که اسرائیل با آنها تجارت تسلیحات مرگ و فناوری نظارتی میکند، حتی تجهیزات بیشتری از این دست بخرند، تصور اینکه کدام کشورهای بزرگ، از روسیه تا چین و فراتر از آن، بتوانند اسرائیل و دستور کار توسعهطلبانه آن را با همان لنز عاشقانه و استعماری که آمریکا مینگرد، ببینند دشوار است.
آینده اسرائیل احتمالاً بدون نتانیاهو در رأس خواهد بود، اما با جانشین احتمالی او، نفتالی بنت، که مغرورانه میخواهد احزاب عرب را از ائتلاف سیاسی خود حذف کند.
چهرهای متفاوت، همان نژادپرستی صهیونیستی
بسیاری از کشورها به دلیل وحشیگری خود، از میانمار گرفته تا جمهوری دموکراتیک کنگو، خود را نامشروع جلوه میدهند، اما هیچکدام به مدت طولانی از دامان آمریکا تغذیه نکردهاند. این پاشنه آشیلی (نقطه ضعفی) است که باید برای به حساب آوردن اسرائیل بیپروا مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
اما این به تنهایی به جنایات اسرائیل در فلسطین و سراسر منطقه پایان نخواهد داد. این کار به جنبشی جهانی نیاز دارد که اکنون وجود دارد، اما هنوز قدرت کافی سیاسی یا دسترسی (به تصمیمگیران) را اعمال نمیکند.


