اهداف پشت پرده سفر عراقچی به روسیه؛ اهمیت دیدار معاون وزیر دفاع ایران با وزرای دفاع روسیه و بلاروس

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، «نیکول گراجفسکی» محقق و کارشناس مسائل ایران در مؤسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک (IISS) در واشنگتن و محقق دانشگاه هاروارد در مقالهای در پلتفرم «ساباستک» خود به بررسی سفر عباس عراقچی وزیر خارجه ایران به روسیه پرداخته که در ادامه آمده است.
لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.
در تاریخ ۲۷ آوریل، «عباس عراقچی»، وزیر امور خارجه ایران، با هواپیمایی به نام «میناب ۱۶۸» در فرودگاه پولکوووی سن پترزبورگ به زمین نشست؛ نامی که اشاره به مدرسه ابتدایی میناب در شهر میناب ایران دارد که در روز آغاز جنگ مورد اصابت قرار گرفت و ۱۲۰ کودک در آن (شهید) شدند.
پیش از برگزاری هر گونه دیداری، تهران این سفر را در چارچوب مورد نظر خود تعریف کرده بود: کشوری که خساراتی را متحمل میشود، نه برای درخواست کمک، بلکه برای هماهنگی با شریک خود، به مسکو میآید. هدف از این سفر، دیدار دو ساعته عراقچی با رئیسجمهور ولادیمیر پوتین در کتابخانه ریاستجمهوری یلتسین بود.
دیدار سن پترزبورگ تنها دیدار آن روز نبود. در حالی که عراقچی با پوتین دیدار میکرد، «سرتیپ رضا طلایینیک»، معاون وزیر دفاع ایران در امور برنامهریزی راهبردی، دیدارهای جداگانهای با «آندری بلوسف»، وزیر دفاع روسیه، و «ویکتور خرنین»، وزیر دفاع بلاروس، داشت.
این دیدارها در حالی انجام شد که آتشبس با میانجیگری پاکستان که از ۸ آوریل برقرار بود، هنوز به دلیل اختلافات بر سر تنگه هرمز و محاصره بنادر ایران توسط آمریکا با تنش همراه بود و مذاکرات ایران و آمریکا در آخر هفته قبل شکست خورده بود.
دیدار سن پترزبورگ
دیدار رئیسجمهور پوتین و عباس عراقچی وزیر خارجه ایران در کتابخانه ریاستجمهوری یلتسین تقریباً دو ساعت به طول انجامید. این نخستین سفر مقامات ایرانی به روسیه از زمان آخرین حملات آمریکا و اسرائیل بود. اهمیت این موضوع بر مسکو پوشیده نبود. «دیمیتری پسکوف»، سخنگوی کرملین، پیش از آن گفته بود: «با توجه به تحولات اوضاع پیرامون ایران و خاورمیانه، به سختی میتوان اهمیت این گفتوگو را بیش از حد برآورد کرد.»
پوتین سخنان خود را با شفافسازی درباره اهداف شخصی این رابطه آغاز کرد. او به عراقچی گفت که هفته قبل پیامی از رهبر معظم ایران دریافت کرده و از او خواست تا قدردانی صمیمانه خود را ابلاغ کند و تأیید نمود که «روسیه، درست مانند ایران، قصد دارد روابط استراتژیک خود را حفظ کند.» سپس اعلام همبستگی صریح خود را بیان کرد:
«ما میبینیم که مردم ایران با چه شجاعت و قهرمانانهای برای استقلال و حاکمیت خود میجنگند؛ و البته ما بسیار امیدواریم که با تکیه بر این شجاعت و عزم برای استقلال، مردم ایران به رهبری رهبر جدید خود، این دوره دشوار آزمایشها را پشت سر بگذارند و صلح برقرار شود. از طرف خود، هر آنچه را که به نفع منافع شما و منافع همه مردم منطقه باشد، انجام خواهیم داد تا این صلح در سریعترین زمان ممکن به دست آید. شما از موضع ما به خوبی آگاه هستید.»

عراقچی نیز پاسخ مشابهی داد. او تأیید کرد که مأموریت خاصی برای ابلاغ یک پیام داشته است: اینکه ایران روسیه را به عنوان «یک مشارکت استراتژیک در بالاترین سطح» میداند و صرف نظر از هر اتفاقی که میافتد، روابط ایران و روسیه به تقویت خود ادامه خواهد داد.
او به پوتین گفت که وقایع اخیر «به تمام جهان ثابت کرده است» که ایران «دوستان و متحدانی مانند فدراسیون روسیه دارد که در شرایط دشوار در کنار ایران ایستادهاند.»
عراقچی گفت: «از من خواسته شده است که در این سفر تأیید کنم که روابط ایران و روسیه از سوی ما به عنوان یک مشارکت استراتژیک در بالاترین سطح تلقی میشود و ما به این مسیر ادامه خواهیم داد. صرف نظر از هر اتفاقی که میافتد، روابط ایران و روسیه روز به روز قویتر خواهد شد. همانطور که شما به درستی اشاره کردید، به تمام جهان ثابت شده است که مردم ایران با مقاومت و شجاعت خود توانستند در برابر حملات و تجاوزات آمریکا مقاومت کنند و در این دوران پایدار و استوار خواهند ایستاد. همچنین برای همه ثابت شده است که ایران دوستان و متحدانی مانند فدراسیون روسیه دارد که در شرایط دشوار در کنار ایران ایستادهاند. ما از شما برای مواضع محکم و استوارتان در حمایت از جمهوری اسلامی ایران سپاسگزاریم.»
از سوی روسیه، ترکیب هیئت اعزامی خود گویای ماجرا بود. در این دیدار، پوتین را وزیر خارجه «سرگئی لاوروف»، دستیار رئیسجمهور «یوری اوشاکوف» و «ایگور کوستیوکوف»، رئیس اداره اصلی اطلاعات (GRU)، همراهی میکردند. این اولین بار نیست که کوستیوکوف در دیدارهای ایران و روسیه حضور مییابد. در ژوئن ۲۰۲۵، زمانی که عراقچی در پایان جنگ ۱۲ روزه از مسکو بازدید کرد، کوستیوکوف نیز حضور داشت.
آنچه میتوان از بخش عمومی دیدار سن پترزبورگ — اظهارات آغازین، تصاویر پشت صحنه و گزارشهای منتشر شده توسط هر دو طرف — دریافت کرد، نشان میدهد که این گفتگوها، به طور قابل انتظاری، به جنگ جاری مرتبط بوده است.
در بعد دیپلماتیک، روسیه در طول درگیریها دارایی ارزشمندی برای ایران بوده است و دیدار سن پترزبورگ تا حدی اقدامی برای هماهنگسازی مواضع به اندازه تبادل اطلاعات بود.
عراقچی، پوتین را در جریان روند دیپلماتیک با میانجیگری پاکستان قرار داد که هدف آن پایان دادن به جنگ و برقراری امنیت در خلیج فارس از جمله تنگه هرمز است و پیشرفت کند آن را به «عادات مخرب» واشنگتن نسبت میداد. حمایت دیپلماتیک روسیه در طول جنگ برای ایران حیاتی بوده و ایران به طور منطقی به دنبال هماهنگی با حامی اصلی خود بوده است.
در مورد پرونده هستهای، روسیه بارها پیشنهاد حذف و نگهداری ذخایر اورانیوم با غنای بالا را داده است، «الکسی لیخاچف»، رئیس روس اتم، روسیه را «تنها کشوری با تجربه مثبت همکاری با ایران» توصیف کرده و آمادگی خود را برای تسهیل انتقال تأیید کرده است.
اما ایران تمایلی به این ترتیب نشان نداده است. تهران ذخایر اورانیوم غنیشده خود را آخرین اهرم استراتژیک باقیمانده خود در مذاکرات میداند (در حال حاضر)؛ بنابراین اهمیت پیشنهاد روسیه کمتر به چشم انداز فوری آن است و بیشتر به آنچه در صورت تغییر محاسبات ایران نشان میدهد.
اگر تهران به این نتیجه برسد که صادرات اورانیوم غنیشده به عنوان بخشی از یک توافق مذاکرهای ضروری است، معماری این انتقال تقریباً به طور قطع از مسکو عبور خواهد کرد. روسیه تنها بازیگری است که زیرساخت فنی، روابط دوجانبه هستهای موجود و موقعیت سیاسی را برای ایفای نقش متولی دارد.
پسکوف، سخنگوی کرملین، گفت که این پیشنهاد در حال حاضر «روی میز مذاکره نیست» و واشنگتن هیچ علاقهای نشان نمیدهد. اما این پیشنهاد همچنان مطرح است و وجود مداوم آن بر سر میز، نقش محوری روسیه را در هر گونه راه حل نهایی هستهای حفظ میکند، صرف نظر از اینکه ایران تصمیم به حرکت در آن مسیر داشته باشد یا خیر.
آنچه گزارشهای عمومی نمیتوانند به ما بگویند، قابل توجه است. مدت دو ساعته دیدار، ماهیت پشت درهای بسته و حضور رئیس اطلاعات نظامی (GRU) در هیئت روسی، همگی نشان میدهد که گفتوگوها بسیار فراتر از بیانیههای منتشر شده بوده است.
اینکه آیا آن بحثها شامل ترتیبات گسترده تبادل اطلاعات، انتقال مستقیم سیستمهای نظامی، یا رسمیسازی چارچوبهای همکاری که تاکنون به طور غیررسمی عمل میکردند، بوده است، از منابع باز قابل اثبات نیست.
دیدارهای بیشکک
در حالی که عراقچی در سن پترزبورگ بود، دیدار موازی دیگری در فاصله ۳۵۰۰ کیلومتری در حال انجام بود. وزیر دفاع روسیه، «آندری بلوسف»، در حاشیه نشست وزرای دفاع سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، با سرتیپ «رضا طلایینیک»، معاون وزیر دفاع ایران در امور برنامهریزی راهبردی، دیدار کرد.
بلوسف نیز مانند پوتین، بیانیه روشنی در حمایت از ایران صادر کرد: «ما خواهان حل منازعه منحصراً از طریق دیپلماتیک هستیم. ما از حاکمیت و تمامیت ارضی ایران حمایت میکنیم. برای مردم برادر ایران و نیروهای مسلح آن در غلبه بر تمام تهدیدات پیش روی کشور، پایداری و شجاعت آرزو میکنم.»

گزارش متقابلی از ایران در مورد بیشکک منتشر نشد و تنها چند گزارش از رسانههای دولتی وجود داشت. کسانی که تحولات ایران، به ویژه روابط ایران و روسیه را دنبال میکنند، میدانند که خودداری طرف ایرانی از انتشار چندین بیانیه در مورد چنین دیداری کمی عجیب است. شاید این مسئله اولویتبندی در اداره ارتباطات عمومی آنها باشد. به گزارش رسانههای ایران، طلایینیک همچنین با همتایان پاکستانی خود دیدار کرده است.
طلایینیک همچنین با «ویکتور خرنین»، وزیر دفاع بلاروس، دیدار کرد. هر دو مقام توافق کردند که تنها راه حل منازعه «بازگشت به حوزه تسویه سیاسی-دیپلماتیک و تشدید روند مذاکرات» است. بیانیه وزارت دفاع بلاروس گفت که این دیدار «علاقه متقابل مینسک و تهران را برای تعمیق بیشتر تعامل مشترکشان تأیید کرد.»
نشست وزرای دفاع سازمان همکاری شانگهای در بیشکک یک رویداد چندجانبه منظم و از پیش برنامهریزی شده بود. مشارکت ایران به خودی خود قابل توجه نبود. آنچه شایسته توجه است، سطح تعامل تهران و فرستاده آن است.
طلایینیک بخشی از بدنه سپاه پاسداران و از نزدیکان «محسن رضایی»، فرمانده اسبق کل سپاه و حامی دیرین تعمیق روابط با مسکو است؛ بنابراین حضور او در یک دیدار دوجانبه زمان جنگ با وزیر دفاع روسیه، تصادفی با سوابق سیاسی او نیست. فرستادن معاون وزیر دفاع ایران احتمالاً نشان دهنده محدودیتهای اوضاع جنگی در داخل کشور است، جایی که وزیر دفاع اولویتهای دیگری دارد.
دیدار با وزیر دفاع بلاروس، ویکتور خرنین، که طلایینیک در همان سفر انجام داد، با الگوی دوجانبه تثبیت شده و شتابندهای مطابقت دارد. در مارس ۲۰۲۵، «عزیز نصیرزاده»، وزیر دفاع وقت ایران، و خرنین، توافقنامه همکاری دفاعی را در مینسک امضا کردند که از سوی طرف ایرانی «گامی مؤثر به سوی تقویت تعاملات دفاعی و امنیتی» توصیف شد.
این توافق پس از امضای نقشه راه جامع همکاری برای ۲۰۲۳-۲۰۲۶ انجام شد و تا آگوست ۲۰۲۵، دو کشور رابطه را بیشتر ارتقا دادند: روسای جمهور پزشکیان و لوکاشنکو بستهای شامل ۱۳ سند همکاری را در مینسک امضا کردند و عراقچی برنامههایی برای تجدید نظر در چارچوب دوجانبه به سمت یک مشارکت استراتژیک کامل اعلام کرد.
بازسازی
زمینه همه این دیدارها چالشی است که از هر توافق آتشبسی فراتر خواهد رفت. بانک مرکزی ایران به رئیسجمهور پزشکیان هشدار داده است که بازسازی اقتصاد ویران شده از جنگ کشور ممکن است بیش از یک دهه طول بکشد؛ مقامات ارشد اقتصادی ارزیابی میکنند که خسارات وارده در طول جنگ ۴۰ روزه — همراه با اوضاع شکننده اقتصادی ایران — ممکن است تا ۱۲ سال برای ترمیم زمان نیاز داشته باشد.
فرودگاههای اصلی در طول درگیری آسیب دیدند، در حالی که حملات همچنین تأسیسات نفتی، پالایشگاهها و تأسیسات پتروشیمی را که برای درآمدهای صادراتی ایران حیاتی هستند، هدف قرار دادند.

چالش بازسازی پیش روی ایران فقط بازسازی زیرساختهای فیزیکی نیست. بلکه مربوط به بازسازی پایگاه فنی-نظامی تضعیف شده در شرایط تحریمهای مداوم، مقابله فعال غرب و کسری اطلاعاتی است که جنگ آن را حاد کرده است. در هر سه بعد، روسیه و بلاروس چیزهایی برای ارائه دارند، اگرچه تصویر پیچیدهتر از ظواهر سیاسی ۲۷ آوریل است.
از نظر اطلاعاتی، وسعت حمایت روسیه در طول جنگ بهتر از آن چیزی که مسکو ترجیح میدهد، مستند شده است. ماهوارههای روسی دهها بررسی تصویری دقیق از تأسیسات نظامی و مکانهای حساس در سراسر خاورمیانه برای کمک به ایران در حمله به نیروهای آمریکایی و سایر اهداف انجام دادند.
همکاری اطلاعاتی بین ایران و روسیه برای مسکو نیز مفید بوده است، زیرا ایران دادههای خود را در مورد عملکرد سیستمهایش ارائه کرده است. این حوزه همچنین حوزهای است که احتمالاً در سالهای آینده ادامه خواهد یافت.
در مورد سختافزار و قطعات، سابقه قبل از جنگ فعلی الگویی از انتقال روسیه را نشان میداد که درگیری اکنون به طرز چشمگیری آن را تسریع کرده است. روسیه اسلحهها و تجهیزات آمریکایی و ناتو را از میدان نبرد در اوکراین ضبط و به ایران میفرستد، جایی که واشنگتن معتقد است تهران سعی در مهندسی معکوس سیستمها دارد.
این خط لوله که سالها پیش ایجاد شده بود، اکنون در شرایطی کار میکند که پایگاه صنعتی-نظامی خود ایران آسیب شدیدی دیده و اشتهای آن برای ورودی فنی خارجی به شدت افزایش یافته است.
کاربرد بلاروس در اینجا شایسته توجه بیشتری نسبت به آنچه معمولاً دریافت میکند، است. پایگاه صنعتی دفاعی آن در چارچوب ادغام در اقتصاد جنگی روسیه به سرعت گسترش یافته است و اکنون این زیرساخت کاربرد بالقوهای برای ایران دارد.
اینکه آیا ایران خود را عمیقتر در زنجیرههای تأمین نظامی روسیه، بلاروس و چین ادغام میکند، یا تسکین اقتصادی کافی برای بازسازی مستقل پایگاه صنعتی-نظامی خود پیدا میکند، در میان مهمترین سوالاتی خواهد بود که ارتش ایران را در سالهای پیش رو شکل میدهد.
این دیدارها احتمالاً در چارچوب فوری جنگ، بلکه به عنوان بخشی از فرآیندی تلقی میشوند که طی آن ایران گزینههای خود را برای چالش دلهرهآور بازسازی پس از جنگ نقشهبرداری و روابط خود را تضمین میکند.



