بحران لیگ برتر، سهمیه آسیایی و اصل شفافیت حقوقی

در بحث ادامه یا توقف رقابتهای لیگ برتر، یک اصل وجود دارد که نمیتوان از آن عبور کرد؛ «اصل شایستگی ورزشی.» این اصل، ستون مشترک مقررات فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیاست و تعیین میکند که قهرمانی، سهمیههای آسیایی و سقوط تنها زمانی مشروع است که در زمین مسابقه تعیین شود؛ نه با برداشت اداری از جدول ناقص.
بررسی وضعیت فعلی لیگ نشان میدهد که این رقابت از نظر فنی هنوز به نقطه تعیینکننده نرسیده است. استقلال با ۴۱ امتیاز از ۲۲ مسابقه صدرنشین است و تراکتور و سپاهان با ۳۹ امتیاز در فاصلهای بسیار نزدیک آن را تعقیب میکنند. گلگهر با ۳۶ امتیاز از ۲۳ بازی، چادرملو با ۳۵ امتیاز از ۲۲ بازی و پرسپولیس با ۳۴ امتیاز از ۲۲ مسابقه همچنان در محدوده رقابت حضور دارند. فاصله تیم اول تا ششم فقط ۷ امتیاز است و میانگین امتیاز این شش تیم حدود ۱.۷ امتیاز در هر مسابقه. این یعنی رقابت قهرمانی هنوز باز است و نتایج هفتههای پایانی میتواند بهطور کامل آرایش جدول را تغییر دهد.
در پایین جدول نیز وضعیت تعییننشده و حساس است. پیکان با ۲۴ امتیاز در رده دوازدهم قرار دارد و شمسآذر قزوین و آلومینیوم اراک، هر دو با ۲۲ امتیاز، در فاصلهای بسیار نزدیک قرار گرفتهاند. ذوبآهن با ۱۹ امتیاز از ۲۱ مسابقه و مس رفسنجان با ۱۵ امتیاز نیز در منطقه خطر قرار دارند. فاصله میان رتبه دوازدهم تا پانزدهم تنها ۵ امتیاز است و برخی تیمها مسابقات معوقه دارند. توقف لیگ در چنین وضعیتی عملاً سرنوشت تیمهایی را تغییر میدهد که هنوز فرصت واقعی برای بقا در زمین مسابقه دارند.
تجربه بینالمللی نیز همین اصل را تقویت میکند. در بحرانهایی مانند همهگیری کرونا، لیگهای بزرگ اروپا -از بوندسلیگا و لالیگا تا سریآ- با وجود فشردگی تقویم، رقابتها را به پایان رساندند تا نتیجه بر پایه عملکرد در زمین تعیین شود. حتی در معدود نمونههایی که تکمیل فصل ناممکن شد، تصمیمها تنها بر اساس مقررات از پیش اعلامشده و با رعایت اصل شایستگی ورزشی اتخاذ شد. این نشان میدهد که در فوتبال حرفهای جهان، پایان دادن به فصل بدون تعیین نتیجه در زمین مسابقه یک استثناست، نه انتخاب.
از منظر حقوقی، تثبیت جدول نیمهتمام یک ریسک جدی دارد. AFC در مقررات لایسنسینگ خود بهطور صریح اعلام کرده که معرفی نمایندگان هر کشور باید بر پایه «پایان رقابت داخلی بر اساس شایستگی ورزشی» باشد. اگر باشگاهی بر اساس جدول ناقص معرفی شود، این تصمیم میتواند هم در فضای داخلی و هم در مرحله بررسی مدارک لایسنسینگ با چالش مواجه شود. این ریسک، واقعی و قابل اغماض نیست.
ممکن است گفته شود که مشکل اصلی تقویم است، اما دشواری اجرایی نمیتواند جایگزین اصل پایانیافتن رقابت در زمین شود. تا زمانی که گزینههایی مانند باز تنظیم تقویم، فشردهسازی حسابشده مسابقات، برگزاری بازیهای معوقه در پنجرههای موجود یا تمدید محدود فصل بررسی و استفاده نشده، تثبیت جدول نیمهتمام نه پاسخ حقوقی دارد، نه پاسخ فنی و نه پاسخ اخلاقی.
در نهایت، سرنوشت این فصل را نه جدول ناقص، بلکه پایبندی به اصولی تعیین میکند که فوتبال حرفهای بر آن بنا شده است. رقابت باید در زمین مسابقه پایان یابد، نه پشت میز تصمیمگیری. اگر قرار است نتیجهای معتبر، قابل پذیرش و قابل دفاع در ساختار داخلی و بینالمللی بهدست آید، تنها راه آن تکمیل مسابقات و سپردن تعیین قهرمان، سهمیه و سقوط به همان جایی است که حق طبیعی آن است؛ زمین مسابقه.
- هم جام رو بدون بازی انجام شده با پیک موتوری براش ارسال کردن
- هم وقتی از جدول مسابقات جامانده بجای سقوط به لیگ پایینتر طبق قانون مستثنی شد
- سایر حق کشی ها و زد و بندها...
حتی بخاطرش ستاره هم زدن




