کاروان ، کاروان _ شاهین ...
گاهی زمین امنتر از آسمان است! تغییر نقشها در جنگی که قواعدش عوض شده
در این جنگ ( جنگ رمضان ) ، هیچ چیز سر جای خودش نبود. آنچه همیشه نماد قدرت بود، عقب نشست و آنچه کمتر دیده میشد، به خط مقدم آمد. آسمان دیگر امن نبود، و زمین، با تمام سنگینیاش، تبدیل شد به پناه و سلاح.
کد خبر: ۱۳۶۶۲۱۶
| | 2922 بازدید
به گزارش تابناک، سالها، نیروی هوایی نماد برتری بود. هر کشوری که آسمان را در اختیار داشت، عملاً دست بالا را در جنگ داشت. اما این معادله، آرامآرام و با پیشرفت تکنولوژی، شروع به تغییر کرد. سامانههای پدافندی، رادارهای پیشرفته، و شبکههای یکپارچه دفاعی، آسمان را به جایی خطرناکتر تبدیل کردند.

بعد از جنگ 8 ساله ایران و عراق (حزب بعث) و پس از انقلاب اسلامی باتوجه به اشتباه تاکتیکی یا به دید بعضی از مفسران (خیانت ) دولت موقت مهندس بازرگان در بازگرداندن محومله جنگنده ها به آمریکا که در زمان شاه مخلوع از جیب ملت ایران خریداری شده بود تا دهه هفتاد شمسی با حضور تیمسار ستاری در راس فرماندهی نیروی هوایی هیچ هواگردی وارد کشور نشد ، ستاری با همراهی افسرانی چون صدق آرا و حمایت های کامل رهبر شهید انقلاب برای خرید جنگنده به شوروی رفتند.
این آخرین راه بعد از تلاش های شهید ستاری و بدنه نیروی هوایی برای ساخت جنگنده بود ، نتیجه این سفر شد خرید جنگنده های میگ 29 و تعدادی سوخو 24 ، بعد ها در حمله آمریکا به عراق تعدادی از جنگنده های عراق هم به ایران پناهنده شدند و به نیروی هوایی ایران ملحق شدند مانند میاژ هایی که آن زمان خیلی فهمیدند سیستم رادار آن کمی جای حرف دارد !

اما همه حرف ها و داستان های هوانوردی و نبرد های هوایی ایران مربوط به دهه شصت و هفتاد شمسی است ، زمانی که رادار های زمینی باید خلبان از طریق اسگوپ من هدایت می شد و سمت هدف میرفت ،نه زمانی که در ساعت اول جنگ دشمن با تمام توان خود جمینگ سنگین را روی سیستم های رادار ایران انداخت ، درست است در طول 3 روز اول جنگ رمضان چشم آمریکا و متحدانش در منطقه کور شد ، اما آتش سنگین دشمن روی فرودگاه ها و تداوم جمینگ روی سیستم های راداری عملا عملیات را برای نیروی هوایی در توان درصدی تبدیل می کرد .
در این جنگ، این تغییر به وضوح دیده شد. آسمان، دیگر آن فضای باز و بیدفاع نبود. تبدیل شده بود به یک میدان پر از تهدید. هر پرندهای که واردش میشد، زیر نگاه دهها سنسور و سامانه قرار میگرفت. یعنی حتی احتمال این موضوع میرفت که پدافند به اشتباه و به دلیل جمینگ و شبه سازی هواپیمای خودی را مور هدف قراردهد ، و خوب این ریسک بزرگی برای دارائی های استراتژیک نیروی هوایی ایران بود .
البته که در چند روز اولیه جنگ نیروی هوایی ارتش عملیات های موفق بمباران را علیه منافع دشمن در منطقه انجام دادند اما از اعلام دقیق آنها در حال حاضر معذوریم!

در چنین شرایطی، نیروی هوایی دیگر نمیتوانست مثل گذشته عمل کند. هر مأموریت، نیاز به برنامهریزی پیچیدهتر داشت، هر پرواز، با ریسک بالاتری همراه بود؛ و در مقابل، گزینههایی روی زمین وجود داشت که این ریسک را نداشتند.
موشکها، بهخصوص موشکهای بالستیک و کروز، اینجا نقش اصلی را گرفتند. بدون نیاز به ورود به فضای دشمن، بدون درگیر شدن با پدافند لایهای، و با قدرت تخریب بالا. اینها ابزارهایی بودند که میتوانستند همان کاری را انجام دهند که قبلاً از جنگندهها انتظار میرفت.
این یعنی یک جابهجایی در نقشها. نه اینکه نیروی هوایی بیاهمیت شده باشد، بلکه جایگاهش تغییر کرده است. از یک نیروی تهاجمی گسترده، به یک ابزار دقیق و محدود که باید در زمان درست استفاده شود.
در این میان، زمین تبدیل شد به نقطه اتکا. پایگاههای موشکی، لانچرهای متحرک، شبکههای زیرزمینی. همه اینها چیزی بودند که میتوانستند بدون دیده شدن، بدون درگیر شدن مستقیم، ضربه بزنند.
لانچر ها و موشک هایی ترامپ هر روز ادعا میکرد توان انها از بین رفته ، دقیقا در همان روز و ساعت اسرائیل و پایگاه های امریکایی را زیر ضربه می بردند .

این تغییر، فقط فنی نیست؛ ذهنی هم هست. اینکه بپذیری ابزارهایی که همیشه در خط اول بودند، حالا باید عقبتر بایستند. اینکه بپذیری جنگ، دیگر با همان قواعد قدیمی پیش نمیرود.
قائده جنگ در دنیا بعد از جنگ ایران و آمریکا به طور کلی تغییر کرده ، ایران ثابت کد که سیستم دفاع هجومی (موشک) برای دشمن میتواند یک کابوس باشد ، کابوسی که مناطق منافعی دشمن و متحدان آن را زیر ضربه سنگین قرار میدهد و آنها را مجبور به عقب نشینی و آتش بس می کند.
در این جنگ، ایران این تغییر را پذیرفت. بهجای اصرار روی الگوهای قدیمی، رفت سراغ چیزی که در این شرایط کارآمدتر بود؛ و نتیجه، یک مدل ترکیبی شد؛ جایی که زمین و آسمان، هر کدام نقش خودشان را دارند، اما با اولویتهای جدید.
مدل ترکیبی که حالا ایران را در جمع 4 ابر قدرت نظامی قرار داده است !
گزارش خطا




