خطای بزرگ دشمن با حمله دوباره به فولاد مبارکه/ پاسخ نامتوازن با موشکهای ایران در راه است

در هفتههای اخیر، منازعه و جنگ آشکار میان ایران از یک سو و آمریکا و رژیم صهیونیستی از سوی دیگر، وارد مرحله تازهای شده است؛ مرحلهای که خطوط درگیری را از عرصه نظامی صرف، به حوزه زیرساختهای حیاتی کشورمان، از انرژی تا صنعت، گسترش داده است.
به گزارش سرویس اقتصادی تابناک؛ نقطه آغاز این دور تازه از حملات، حمله برنامهریزیشده دشمن به تاسیسات نفتی و گازی منطقه پارس جنوبی بود. به گونه ای که در روز چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۴۰۴، چند فاز مهم از میدان گازی پارس جنوبی هدف حملات مستقیم آمریکا و اسرائیل قرار گرفت که بنا بر گزارشها، برای مهار خطر و جلوگیری از سرایت آتش، موقتاً از مدار تولید خارج شدند.
این اقدام خصمانه، نشانگر آن بود که دشمن تلاش دارد ضربهای نهفقط نظامی، بلکه اقتصادی و راهبردی به کشور وارد کند؛ چراکه پارس جنوبی شریان حیاتی در اقتصاد ملی و درآمدهای انرژی ایران است. اندکی پس از آن، رسانه آمریکایی «آکسیوس» نیز گزارش داد که «برای نخستینبار اسرائیل تأسیسات گاز طبیعی ایران را هدف قرار داده است؛ تأسیساتی که نقش کلیدی در اقتصاد این کشور دارند.» این رسانه همچنین به نقل از مقامهای اسرائیلی افزود که حمله با هماهنگی و تأیید رسمی دولت دونالد ترامپ صورت گرفته است. چنین اعترافی عملاً پرده از سطح هماهنگی میان دو دشمن اصلی ایران در اجرای عملیات علیه زیرساختهای اقتصادی کشور برداشت.
اما ایران در پاسخ، به سرعت وارد عمل شد و با رویکردی قاطع و بیدرنگ، اهدافی حیاتی از زیرساختهای گازی منطقه را مورد هدف قرار داد. نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، در اقدامی ضربتی، علاوه بر تأسیسات نفت و گاز کویت و امارات، تاسیسات گازی «راس لفان» قطر را که یکی از بزرگترین مراکز تولید و صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) در جهان است از چرخه فعالیت خارج کرد. این پاسخ نامتقارن از ایران، بازتابی گسترده در منطقه و جهان داشت؛ در حالی که قطر عقبنشینی آشکاری از عرصه درگیری نشان داد، ترامپ نیز ساعاتی بعد دستور توقف حملات به تاسیسات نفتی و گازی را صادر کرد. این تجربه نشان داد که بازدارندگی واقعی، نه از طریق واکنشهای متقارن بلکه از مسیر پاسخ نامتناسب و غیرقابل پیشبینی ایجاد میشود.

با این حال، در حملات اخیر به تأسیسات صنعتی نظیر فولاد مبارکه و دیگر مجتمعهای فولادی، رویکرد ایران تفاوت داشت و بیشتر بهصورت «چشم در برابر چشم» و بر مدار توازن اعمال شد. به گونه ای که شرکتهای فولاد و آلومینیوم در امارات و بحرین هدف قرار گرفتند، اما این واکنش نتوانست بازدارندگی مشابه حوزه انرژی در پارس جنوبی را ایجاد کند؛ زیرا دشمن بار دیگر به خود جسارت داد و در شامگاه سهشنبه ۱۱ فروردین، حملهای شدید دیگر را علیه مجتمع فولاد مبارکه ترتیب داد و چندین نقطه از این مجموعه بزرگ صنعتی را هدف قرار داد. این تکرار حمله نشان میدهد که سیاست پاسخ متقارن در برابر دشمنی مثل آمریکا و اسرائیل، کارکرد مؤثری در توقف حملات ندارد.
از همین رو، تحولات اخیر ضرورت بازنگری در رویکرد پاسخ ایران را یادآوری میکند. به نظر میرسد تنها از مسیر هدفگیری بدون درنگ، واکنش نامتوازن و قاطع میتوان مانع گسترش این حملات شد؛ پاسخی که همچون اقدام ایران در ماجرای پارس جنوبی، محاسبات دشمن را دگرگون سازد و هزینه ادامه تجاوز به زیرساختهای حیاتی و صنعتی کشور را تا حدی افزایش دهد که هیچ قدرتی جرئت تکرار آن را نداشته باشد.



