مذاکره ایران و آمریکا خوب است اما به چیزی فراتر از معاملاتِ صرف نیاز است/ تأثیر زیاد نتانیاهو بر ترامپ غیر قابل انکار است

نماینده اسبق پارلمان کانادا معتقد است: وضعیت میان آمریکا و ایران را نمیتوان به شخصیت یا انگیزههای یک رهبر واحد تقلیل داد، هرچند سبک رهبری قطعاً مهم است.
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، در تاریخ ۲۸ فوریه، پس از ترور آیت الله سید علی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی، به همراه چندین تن از فرماندهان ارشد نظامی و غیرنظامیان، آمریکا و رژیم صهیونیستی تجاوز نظامی گسترده و غیرقابل توجیه را علیه ایران آغاز کردند.
این حملات شامل بمباران گسترده مراکز نظامی و غیرنظامی در سراسر ایران بوده که تلفات قابل توجه و خسارات گسترده به زیرساختها وارد کرده است.
در پاسخ، نیروهای مسلح ایران با انجام عملیات تلافیجویانه، با موجی از موشکها و پهپادها، مواضع آمریکا و رژیم صهیونیستی را در سرزمینهای اشغالی و پایگاههای منطقهای هدف قرار دادند.
به منظور بررسی بیشتر تحولات اخیر و جنگ جاری، خبرنگار تابناک با «سلینا آر. سزار-شاوانز»، نماینده اسبق پارلمان کانادا و دبیر پارلمانی نخستوزیر کانادا، جاستین ترودو، گفتوگو کرده است.
متن کامل این مصاحبه در ادامه میآید:
*ترامپ میگوید حمله به زیرساختهای انرژی ایران را به تعویق انداخته است. برخی معتقدند او در تلاش است زمان بخرد. نظر شما در این باره چیست؟
ادعاها درباره به تعویق افتادن اقدامات نظامی، صرفنظر از اینکه توسط چه کسی مطرح میشوند، همواره باید با نگاهی انتقادی بررسی شوند. آنچه میتوان مشاهده کرد، الگویی است که در آن ترامپ خود را در مرکز هر روایتی قرار میدهد و این امر ارزیابی صحت راهبردی در برابر مصلحتاندیشی سیاسی را دشوار میکند.
با این حال، مسئله مهمتر در اینجا این نیست که آیا ترامپ یا ایران راست میگویند، بلکه این است که این رفتوآمدهای عمومی چه پیامی را منتقل میکنند. وقتی رهبران در مورد عملیات نظامی اظهارات متناقضی مطرح میکنند، فضایی از ابهام ایجاد میشود که میتواند کانالهای دیپلماتیک را بیثبات کرده و تنشها را بهطور غیرضروری افزایش دهد.
اینکه آیا ترامپ در حال «خرید زمان» است یا نه، بدون دسترسی به اطلاعات طبقهبندیشده بهسختی قابل ارزیابی است، اما خود این ناهماهنگی از منظر کاهش تنش جای نگرانی دارد. تمرکز باید کمتر بر این باشد که چه کسی دروغ میگوید، و بیشتر بر این واقعیت که این ابهامآفرینی عمومی، اعتماد لازم برای هرگونه مذاکره معنادار را تضعیف کرده و نظم جهانیِ از قبل متلاشیشده را بیثباتتر میکند.
*ترامپ مدعی است که با ایران برای آتشبس مذاکره میکند. اگر این موضوع صحت داشته باشد و با توجه به اینکه او در ابتدای تجاوز به ایران گفته بود ایران باید بیقیدوشرط تسلیم شود، چگونه موفقیت او را در دستیابی به اهدافش ارزیابی میکنید؟
تغییر موضع از «تسلیم بیقیدوشرط» به وارد شدن در مذاکره، الگویی رایج در دیپلماسیِ پُرتنش است: آغاز با مواضع حداکثرگرایانه و سپس تعدیل آنها به سمت دستاوردهای عملی. این رویکرد مختص ترامپ نیست؛ اگرچه بحثبرانگیز است، اما به عنوان یک تاکتیک مذاکراتی شناخته میشود.
با این حال، دیپلماسی مؤثر به چیزی فراتر از بازیهای نمایشی نیاز دارد. این دیپلماسی به اعتبار نهادی، ثبات و توانایی عمل به تعهدات در بلندمدت نیازمند است. چالش در رویکرد فعلی این است که اولویت را به جذابیتهای کوتاهمدت، مانند تیترهای خبری درباره توافقات احتمالی، میدهد تا به روابط بلندمدتسازی که توافقات پایدار مستلزم آن هستند.
اگر موفقیت را با این معیار بسنجیم که آیا ایران موضع خود را به طور اساسی تغییر داده یا ثبات منطقهای بهبود یافته است، شواهد محدودی وجود دارد. اگر موفقیت با حفظ جذابیت خبری و القای احساس مشارکت فعال سنجیده شود، آنگاه محاسبه متفاوت خواهد بود. مذاکره خوشایند است، اما صلح پایدار به چیزی فراتر از معاملاتِ صرف نیاز دارد. این صلح به تعهدی واقعی به چارچوبهای چندجانبه و امنیت منطقهای نیازمند است.
*اگر ایران و آمریکا تصمیم به پایان جنگ بگیرند، آیا اسرائیل به تصمیم آمریکا احترام خواهد گذاشت؟
روابط آمریکا و اسرائیل پیچیده و دارای عمق نهادی است. این روابط پیش از ترامپ وجود داشته و پس از او نیز ادامه خواهد یافت.
با این حال، منصفانه است که بگوییم در دوره ریاستجمهوری او، برخی تصمیمات (مانند به رسمیت شناختن بیتالمقدس به عنوان پایتخت اسرائیل و توافقات ابراهیم) منعکسکننده همسویی با گروههای سیاسی مشخصی هم در داخل آمریکا و هم در اسرائیل بوده است.
این پرسش که آیا آمریکا عمدتاً به نفع اسرائیل اقدام میکند، وضعیت را بیش از حد ساده میسازد. سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه همواره آمیزهای از منافع راهبردی، ملاحظات سیاسی داخلی، تعهدات ایدئولوژیک و مدیریت اتحادها بوده است.

آنچه در دوره ترامپ تغییر کرده، میزان تأثیرگذاری روابط شخصی بین رهبران، به ویژه ترامپ و نتانیاهو، بر جهتگیری سیاستهاست. آیا اسرائیل به تصمیم آمریکا برای کاهش تنش احترام خواهد گذاشت؟ اسرائیل بر اساس محاسبات امنیتی خود عمل میکند. ممکن است در مواقعی که برایش مناسب باشد با تصمیمات آمریکا همراهی کند، اما از نظر تاریخی، هرگاه تهدیدهای وجودی را احساس کرده، فارغ از ترجیحات آمریکاییها، مستقل عمل کرده است.
این چارچوب که «آمریکا فقط به نفع اسرائیل عمل میکند» سادهانگارانه است، اما پرسشهای مشروعی درباره چگونگی تأثیر ائتلافهای سیاسی شخصی بر سیاست خارجی در این دولت وجود دارد.
*نظر شما درباره افکار عمومی کانادا در قبال تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران چیست؟
به عنوان کسی که در عرصه سیاست فدرال کانادا فعالیت داشته، میتوانم با اطمینان بیشتری درباره فضای کانادا صحبت کنم. کاناداییها از دیرباز به چندجانبهگرایی، حقوق بینالملل و راهحلهای دیپلماتیک برای منازعات اهمیت دادهاند.
افکار عمومی در کانادا، و جرأت میکنم بگویم در سطح جهانی، تمایل دارد میان مردم و نهادهای آمریکایی از یک سو، و سیاستهای دولتهای خاص از سوی دیگر، تمایز قائل شود.
نگرانی گستردهای وجود دارد که رویکرد کنونی ایالات متحده، با اولویت دادن به غیرقابل پیشبینی بودن به جای ثبات، به موقعیتهایی که از قبل شکننده هستند، بیثباتی بیشتری تزریق میکند.
دادههای مرکز تحقیقاتی پیو همواره نشان داده که اعتماد جهانی به رهبری آمریکا در دوران ترامپ نسبت به دولتهای پیشین کاهش یافته و نگرانیهایی خاص درباره یکجانبهگرایی و نادیده گرفتن نظرات متحدان وجود دارد.
در کانادا، این وضعیت به بدبینی نسبت به تبعیت بینقض از رهبری آمریکا و ترجیح برای ارزیابی مستقل سیاست خارجی ترجمه میشود.
به طور کلی، خستگی جهانی از منازعاتی که به نظر میرسد بیشتر بر اساس محاسبات سیاسی شخصی تا نیازهای واقعی امنیتی هدایت میشوند، در حال افزایش است. کاناداییها، مانند بسیاری از مردم جهان، تحولات را به دقت دنبال میکنند و امیدوار به رهبری هستند که ثبات و امنیت انسانی را بر نمایشهای سیاسی ترجیح دهد.
*آیا نکته پایانی دارید؟
وضعیت میان آمریکا و ایران را نمیتوان به شخصیت یا انگیزههای یک رهبر واحد تقلیل داد، هرچند سبک رهبری قطعاً مهم است. آنچه بیش از همه اهمیت دارد این است که آیا اقدامات انجامشده ما را به سمت صلح، ثبات و حفظ جان انسانهای غیرنظامی، از جمله مردم ایران (و فراتر از آن) که هر روز با این تنشها دستوپنجه نرم میکنند، حرکت میدهد یا از آن دور میکند.
از منظر من، که ریشه در سالها خدمت عمومی و تعهد به سیاستگذاری مبتنی بر شواهد دارد، مسیر پیش رو نیازمند مشارکت واقعی چندجانبه، احترام به نهادهای بینالمللی و رهبری است که ثبات بلندمدت را بر پیروزیهای کوتاهمدت سیاسی ترجیح دهد.
مصاحبه از پیمان یزدانی
ایرانی رو نشناختن
هر مذاکره یه حمله
به آمریکا اسراییلیا باید از اینجا برن. برن یه قبرسون دیگه. آمریکا یا آفریقا. این شرطتتون باشه. بگد اونا اینجا جاشون نیست. برن یه سرزمین پهناور تو آمریکا بگیرن یا یه جزیره بزرگ از بشریت دور باشن
راهش فقط آزمایش بمب هیدروژنی است که کل دشمنان یک بار برای همیشه ماستها را کیسه کنندد






