ترور رهبر شهید انقلاب و کینه تاریخی یهود از فتح خیبر و کشتن مرحب توسط علی (ع)

به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، آیدی کوهن نویسنده، تحلیل گر و فعال رسانه ای صهیونیست پس از شهادت رهبر شهید انقلاب که با اقدام خبیثانه جبهه صهیونیسم بین الملل صورت پذیرفت، تصریح کرد: با قتل او، انتقام مَرحَب قهرمان یهودی جنگ خیبر را گرفتیم.
این اظهارات که نشانه ای از کینه عمیق صهیونیست ها نسبت به جایگاه و نقش رهبری در نظام اسلامی و بزرگی آن رهبر عظیم الشان در نگاه دشمنان به شمار رفته، حادثه تاریخی نبرد خیبر را در نظر دارد و شهادت رهبر والامقام ایران را به شکست یهودیان در پیکار خیبر گره زده و آن را انتقامی از سوی آنان در برابر کشته شدن آن پهلوان نامدار در این جنگ توصیف می نماید.
برای تبیین این نگاه کینه ورزانه که دیدگاه خیلی از صهیونیست ها را در برابر اسلام و بزرگان این دین حنیف آشکار می سازد، نگاهی به نبرد تاریخی خیبر انداخته تا مرحب را بیشتر بشناسیم و از نقش وی در میان یهودیان صدر اسلام، مطلع گردیم.یهودیان در پیش از اسلام، در مدینه و اطراف آن میزیستند و سه قبیله بزرگ بنی قُریظه، بنی قَینُقاع و بنی نَضیر را شامل شده و در منطقه خیبر (مکانی حاصلخیز در شمال مدینه) قلعه های هفت گانه مستحکمی ساخته بودند و علاوه بر آن، بخش مهمی از کشاورزی این شهر و نیز بازار طلا و اسلحه سازی آن در اختیارشان بود و افرادی ثروتمند در میان مردم مدینه بودند و دارایی شان به افزایش نفوذ سیاسی شان کمک می کرد.
با هجرت پیامبر اسلام(ع) به مدینه، یهودیان با رسول خدا(ص) پیمانی بسته و متعهد شدند با دشمنان مسلمانان همکاری نکرده و اقدامی زیان آور انجام ندهند؛ اما آنان که گسترش اسلام را به صلاح خود ندانسته و به جایگاه پیامبر(ص) حسادت می ورزیدند، پس از مدتی پیمان های خود را نادیده گرفته و با دشمنان اسلام همکاری نمودند، در برابر مسلمانان صف آرایی کرده و به دشمنان اسلام تبدیل شدند. در سال چهارم هجری، یهودیان بنی نضیر به دلیل پیمان شکنی، از مدینه اخراج و بخشی از دارایی شان ضبط گردید. برخی از آنان به سمت خیبر رفته و گروهی نیز ترجیح دادند سمت شام روند.
در جریان نبرد احزاب یا خندق، یهودیان با مشرکان آشکارا همدست شده و هدفشان نابودی اسلام و از میان بردن این دین آسمانی بوده است. یهودیان بنی نضیر که نقش مهمی در تحریک مشرکان برای جنگ افروزی علیه مسلمانان ایفا نمودند، یهودیان بنی قریظه را هم تشویق نمودند پیمان های خود را با اسلام نادیده گرفته و با لشکر احزاب همراهی کنند. طرح آن بود که یهودیان بنی قریظه، خانه های مدینه را غارت کرده و رعب و هراس در میان مردم به ویژه کودکان و زنان که در خانه ها پناهنده بودند، ایجاد نمایند. پس از شکست عمرو بن عبدود و کشته شدن وی به دست امیر مومنان(ع)، روند جنگ به نفع مسلمانان تغییر کرد و در ادامه میان مشرکان و یهودیان اختلاف افتاد و پیمان و اتحادشان شکسته شد.
پس از این رویداد تاریخی که ماهیت بخش بسیاری از یهودیان در کینه ورزی نسبت به مسلمانان را آشکار می ساخت، پیامبر خدا(ص) مماشات با باقی مانده آنان را صلاح ندانسته و در سال هفتم هجری با سپاه اسلام راهی قلعه های نفوذ ناپذیر خیبر شدند؛ قلعه هایی که تا پیش از آن هرگز کسی نتوانسته بود آن را گشوده و بر آن سیطره یابد. پس از فتح دو قلعه از سوی لشکر اسلام، یهودیان خیبر سرسختانه برای حفظ ۵ قلعه دیگر مقاومت کرده و حتی دو تن از اصحاب پیامبر(ص) که فرماندهی مسلمانان را بر عهده داشتند، نتوانستند آن دژ ها را گشوده و دست خالی بازگشتند.
این میان، نقش رئیس یکی از دژها که پهلوان نامداری به نام مَرحَب بود، برجسته می نمود و دلاوری او، یاران پیامبر(ص) را مرعوب ساخته بود. رسول خدا(ص) پس از آنکه دو تن از یارانش در پیشبرد ماموریت ناکام بودند، چنین فرمود: فردا پرچم را به مردی می سپارم که خدا و رسولش را دوست دارد، خدا و رسول نیز او را دوست دارند و خدا گشایش را به دست او قرار می دهد. او هرگز فرار نمی کند.پیامبر خدا(ص) به سردار لشکرش علی بن ابی طالب(ع) توصیه نمود پیش از نبرد، نمایندگانی بفرستد تا آنان را به دین اسلام دعوت نمایند. اگر نپذیرفتند، باید خلع سلاح شوند و با پرداخت جزیه و مالیات، در سایه حکومت اسلامی به زندگی خود ادامه دهند. اگر دو شرط اول را نپذیرفتند، با آنان بجنگد.
رسول خدا(ص) همچون همیشه که برای مردم دلسوزی کرده و هدایت آنان را می خواست، باز هم راهنمایی مردم را به دین الهی در دستور کار سپاهیانش قرار داد. امیر مومنان علی(ع) نیز روانه خیبر شده و پس از اتمام حجت با آنان، نبرد آغاز گردید و حارث برادر مرحب جلو آمد تا با لشکر اسلام مبارزه نماید. او به دست امام علی(ع) کشته شد و پیکر بی جانش بر زمین افتاد. مرحب که مرگ برادر او را خیلی آشفته ساخت، در حالی که غرق در سلاح بود، آمد و چنین رجز خوانی می کرد:قَد عَلِمَت خَیبَرُ أني مَرحَبُ/ شاكِي السلاحِ بَطَلِ مُجرّبُإن غَلَبَ الدّهرُ فَإني أغلَبُ/ وَالقرنُ عِندي بِالدماءِ مُخضَبُ ترجمه: خیبر می داند من مرحب هستم، همان که مجهز به سلاح کامل بوده و قهرمانی کارآزموده است.اگر روزگار پیروز است، من پیروزترم و همتای من (حریفم در میدان های نبرد) با خون رنگین می گردد.
امیر مومنان(ع) نیز در پاسخ به رجز خوانی مرحب چنین فرمود: أنا الذي سَمّتني أمّي حَيدَرة/ ضَرغَامُ آجام وَلَيثُ قَسوَرَةعَبلُ الذراعَينِ غَلِيظُ القَصَرَة/ كَلَيثِ غَابَات كَريهُ المَنظَرةترجمه: من کسی هستم که مادرم مرا شیر نامیده، دلاور و شیر بیشه ها هستم. کسی که بازوهای قدرتمند و گردنی نیرومند داشته و همچون شیر بیشه ها چهره ای هراسناک دارد. در ادامه نبرد آغاز شد، مرحب به دست توانای امام علی(ع) کشته شد و اطرافیان او چنان هراسناک شدند که با قتل او، پای به فرار گذاشتند و لشکر اسلام شهامت یافت و قلعه هایی که مسلمانان چندین روز پشت آن معطل بودند، در مدتی کوتاه فتح گردید.
پس از این پیروزی بزرگ، پیامبر اسلام(ص) یهودیان خیبر را مجبور به پذیرش اسلام نکرد و با پیشنهادشان مبنی بر باقی ماندن در خیبر و اعطای جزیه، موافقت فرمود؛ چرا که کانون توطئه گری آنان در هم شکسته و دیگر خطری از سوی آنان متوجه اسلام نبود و نیروی نظامی شان در هم شکسته شده بود.
مرحب پهلوان و شخصیتی اسطوره ای در تاریخ یهود محسوب میشود که با قتل او، دژهای خیبر سقوط کرد و در اختیار مسلمانان قرار گرفت. از این رو فعال رسانه ای صهیونیست، شهادت رهبر انقلاب را با قتل این شخصیت بزرگ در تاریخ یهود مقایسه کرده و شهادت ایشان را انتقامی برای مرگ این پهلوان دانسته است که این سخن، جایگاه والای رهبر انقلاب را در نگاه صهیونیست ها نشان می دهد. آری، فضل آن است که دشمن بدان اعتراف نماید.
محمد جواد گودینی استاد حوزه و دانشگاه




