آقایان و خانمهای بهظاهر هنرمند و سیاهنما کجایید؟ در قید حیاتاید؟/فراموش نمیکنیم

به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، تازه یک ماه و چند روز از آشوبهای دیماه ۱۴۰۴ گذشته بود؛ همان مثلا اعتراضاتی که با چاشنی آشوب، غارت، تخریب اموال عمومی، سوزاندن ماموران دفاع از امنیت ملی و به آتش کشیدن قرآن و مسجد همراه بود.
عدهای که با خیال خام و وعده مشتی مزدور و جاسوس اسرائیلی و آمریکایی با امید واهی به پادشاهی تهمانده پهلوی خیابانها را نا آرام کردند و دست آخر هیچ چیز جز بازندگی و روسیاهی که به ذغال ماند برایشان نماند.
اما همان روزها بود که بعد از بازگشایی فضای مجازی مشتی به ظاهر هنرمند از بازیگر و خواننده گرفته تا دسته چندمیهای سینما و تلویزیون شروع به لگدپرانی کردند؛ که آه و واویلا از جوانانی که از دست رفتند. دولیبریتیهایی که دل در گرو رسانههای فارسی زبان آمریکایی و صهیونیستی دادند و آمار پوچ آنها را باور کردند؛ همانهایی که در تمام این سالها به لطف نظام جمهوری اسلامی و در سینمای وابسته به این حکومت معروف شدند، بلیطهای چند میلیونی کنسرت فروختند، دستمزدهای آنچنانی برای فیلم و سریالهای مبتزلشان از جیب بیتالمال گرفتند، کافه و رستوران و بوتیک زدند، برند عطر ساختند و مثلا کتاب نوشتند و ترجمه کردند.
اگر بخواهیم واقع بین باشیم متاسفانه باید گفت در تمام این سالها با مشتی وطنفروش روبه رو بودهایم و برخی از ما هم گاهی عاشق سینه چاک این افراد بودهاند.
حال اما ۱۴ روز از رسیدن آزادی و کمک ترامپ پدوفیل، قمارباز برای مردم ایران گذشته است. این روزها گوشه و کنار پایتخت و دیگر شهرهای ایران صحنه جنایات آدمخواران جزیرهای بدنام است. آزادی که از روز ابتدا با پر پر شدن ۱۶۸ دانشآموز همراه بود. تکلیف خائنان و وطنفروشانی که آنسوی مرزها هیزم به آتش این قتلعام ریختند که مشخص است هرچند آنها هم اگر امروز نامی دارند به سبب پایین نیامدن از استیجها و بیلبوردهای همین حکومت است. اما یک سوال مهم! آقایان و خانمهای به ظاهر هنرمند داخلی کجایید؟ در قید حیات هستید؟
در اینچند روز مردم ایران شاید تنها توقعشان از هنرمندانی که سالها با صدا و یا کارهای آنان خاطره داشتند یک واکنش کوچک بود؛ که همان هم دریغ دیدید؛ البته جز عدهای قلیل از اهالی سینما و موسیقی سایر این افراد و آنهایی که به قول معروف چهره هستند، هیچ علائم حیاتی دیده نشد. شاید نگران پاسپورت و اقامتهایشان هستند که صدایی از آنها در نمیآید!
چندکلام با این بهظاهر هنرمندان؛ اینروزها مردم حتی نمیخواهند شما برای کمک به آوار برداری یا مرهمی بر روی زخم در صحنه باشید اما یک استوری در صفحات مجازیتان شاید کمترین کاری بود که میتوانستید بکنید. تمام اینسالها این مردم بودند که از شما حمایت کردند تا فیلمهایتان بفروشد، تا معروف و مشهور باشید و در یادها بمانید اما چطور ممکن است که شما همیشه در جبهه ظلم و مقابل این مردم میایستید؟
مگر شما همانهایی نیستید که در قائله زن، زندگی، آزادی علم برداشته بودید؟ حال آیا این جنایات را در حق زنان این خاک نمیبینید؟ مگر شما همانهایی نیستید که برای کشته شدگان دی ماه شیون و زاری میکردید؟ حال آیا جوانانی را که هر روز در گوشه و کنار این خاک در حال دفاع از ما و شما هستند نمیبینید؟ مگر شما همانهایی نیستد که دایه غم و غصه بچههای سیستان را داشتید و به کمک آنها شتافتید، حال آیا پر پر شدن ۱۶۸ کودک را نمیبیند؟
ببخشید جواب این سوالها را خودمان میدانیم، فراموش کرده بودیم همه اینکارها شوآفی بیش نبود و نیست و مثل همیشه فقط و فقط به دنبال شهرت بودهاید.
فراموش نکنید مردم از یاد نمیبرند که با پول بیتالمال سالها از جیبشان فیلم و سریالهای بیسر و ته و پر از سیاه نمایی ساختید و از برجهای بلند دوبی و دیگر کشورها برایشان از روزمرگیهایتان میگفتید. مردم از یاد نمیبرند سالها نان این حکومت را خوردید و نمکدان شکستید!
مردم از یاد نمیبرند سالها بلیتهای صندلیهای کنسرتهایتان را چند میلیونی به فروش رسانید و با پولهایشان اقامت گرفتید و سرمایه گذاری کردید. بله مردم حافظه قوی دارند و منتظر تسویهحساب با شما هستند.
فاطمه میرزاجعفری؛ خبرنگار فرهنگی
شما هم اینترنت شده بهونتون. پس این همه گارگردان و بازیگر که بیانیه دادن از کجا دادن؟
فقط با یه چایی خوردن کنار بچه ها امنیت




