در تنگه هرمز قرار است چه اتفاقی بیفتد؟
تنگه هرمز با عرض ناچیز ۲۱ مایل، تنها یک مسیر آبی نیست؛ بلکه به بنبستی استراتژیک برای قدرت دریایی ایالات متحده تبدیل شده است. جایی که ۲۰ درصد نفت جهان از آن میگذرد، حالا به منطقهای تبدیل شده که حتی پیشرفتهترین ناوهای هواپیمابر آمریکایی مثل «جرالد فورد» و «آبراهام لینکلن» جرأت ورود به آن را ندارند.

به گزارش تابناک، یدالله کریمی پور تحلیلگر مسائل استراتژیک با طرح این پرسش که "چرا برتری نظامی تا کنون در اینجا رنگ میبازد؟" ادانه داد: قدرت ناوهای هواپیمابر بر پایه «فضا» تعریف شده است.
در اقیانوسهای آزاد، این غولهای ۱۰۰ هزار تنی با تکیه بر سرعت و فاصله، لمسناپذیرند. اما در تنگه هرمز، این نقاط قوت به نقاط ضعف تبدیل میشوند. چرا؟
تنگنای جغرافیایی: از این ۲۱ مایل، تنها چندمایل به مسیر کشتیرانی اختصاص دارد. در این فضای کوچک و فشرده، ناوها و ناوشکنهای همراهشان نمیتوانند آرایش دفاعی استاندارد خود را حفظ کنند.
عمق کم: میانگین ژرفای ۲۰۰ فوتی آب، مانور دادن را برای ناوهایی با آن عظمت غیرممکن میکند. یک چرخش سریع برای فرار از موشک، مساوی است با به گل نشستن ناو.
کوری زیرسطحی: زیردریاییهای اتمی آمریکا در آبهای کمعمق کارایی ندارند، در حالی که زیردریاییهای دیزلی کوچک ایران میتوانند در کف دریا کمین کنند و دیده نشوند.
استراتژی «قلعه ساحلی» ایران
ایران در ۴۰ سال، این جغرافیا را به یک دژ تبدیل کرده است. کوههای ساحلی ایران میزبان تونلهای موشکی هستند که در برابر شدیدترین بمبارانها مقاوماند.
اگر ایران صدها موشک (از کروزهای پیشرفته گرفته تا بالستیکهای خلیج فارس) را همزمان شلیک کند، سیستمهای پدافندی ناوشکنها از نظر آماری اشباع میشوند. طبق محاسبات، در یک شلیک انبوه، قطعاً دهها موشک به هدف اصابت میکنند.
اگر ایران صدها موشک (از کروزهای پیشرفته گرفته تا بالستیکهای خلیج فارس) را همزمان شلیک کند، سیستمهای پدافندی ناوشکنها از نظر آماری اشباع میشوند. طبق محاسبات، در یک شلیک انبوه، قطعاً دهها موشک به هدف اصابت میکنند.
رها کردن هزاران مین در مسیرهای باریک تنگه، عبور را برای روزها یا هفتهها غیرممکن میکند. پاکسازی مین زیر آتش موشکهای ساحلی، از نظر نظامی یک مأموریت غیرممکن یا بسیار سخت (Impossible) است.
صدها قایق کوچک و مسلح که در رادارها با شناورهای غیرنظامی اشتباه گرفته میشوند، میتوانند از فواصل بسیار نزدیک حمله کنند؛ جایی که سیستمهای دفاعی ناو، زمان کافی برای واکنش ندارند.
حقیقت تلخی که در پنتاگون به آن واقفاند این است: ورود به تنگه هرمز در صورت درگیری با ایران، به معنای پذیرش تلفات قطعی و فاجعهبار است.
ناوهای آمریکایی بیرون از تنگه میمانند، نه، چون قدرت شلیک ندارند، بلکه، چون در این ۲۱ مایل، جغرافیا و ریاضیات جنگ به نفع مدافع است. ایران تنگه را نه با دیوار، بلکه با یک «معادله استراتژیک» بسته است. تا زمانی که جغرافیا تغییری نکند، برتری نظامی آمریکا پشت ورودی این ۲۱ مایل متوقف خواهد ماند.
تنها راه مشارکت همه ۳۲ عضو ناتو، کشورهای عربی، کره و ژاپن و استرالیا و بلکه هند و پاکستان است که در یک ستاد جهانی هماهنگ شده و تا شعاع ۱۰۰ مایل در خشکی و چندین مایل در دریا جنوب ایران را کاملا نابود کنند. این یعنی برپا شدن جنگی بزرگ. راه دیگر برقراری تفاهم با جمهوری اسلامی است.
دیروز ترامپ مسئولیت باز کردن تنگه را از آمریکا برداشت و بر عهده جهانیان سپرد. جهان و امریکا در برابر این سد کمتر نفوذ پذیر چه خواهند کرد؟ تا کنون هیچ دولتی این مسئولیت را نپذیرفته است. بالاخره چه خواهد شد؟ تکلیف جنگ یا در اینجا یا با پایان جنگ تعیین خواهد شد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۳
در انتظار بررسی: ۸
انتشار یافته: ۱۰
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۱:۴۶ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۷
ما حتی فکرش هم نمیکنیم
ناشناس
| ۱۲:۳۲ - ۱۴۰۴/۱۲/۲۷
هنر ياد دادن ماهيگيري نه ماهي دادن.
نظرسنجی
برای ایرانیهای خارج نشین حامی حمله به وطن چه مجازاتی پیشنهاد میکنید؟




