تداوم جنگ، سپر بازدارنده علیه حمله به ایران!

جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، یازدهمین روز خودش را هم پشت سر گذاشت و نقداً اوضاع چنانکه باید مطابق میل و انتظار دونالد ترامپ پیش نرفته است. در صورتی که ترامپ بخواهد با این جنگ نظام سیاسی ایران را تغییر دهد، ممکن است مجبور شود مدتها درگیر این جنگ باقی بماند.
به گزارش تابناک به نقل از عصرایران؛ متن زیر گفتوگو با احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، دربارۀ جنبههایی از جنگ مجدد بین جمهوری اسلامی ایران با اسرائیل و آمریکاست.
*****
شما قبلا عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس بودید. در شرایطی که روز جمعه، سخنان دونالد ترامپ به شدت بوی جنگ میداد، آیا امنتر نبود که رهبری نظام در پناهگاه مستقر باشند نه در بیت رهبری؟
تا جایی که من شنیده بودم، رهبری به یکی از شخصیتهای نظام گفته بودند که در امور حفاظتی و درمانی، پیرو هستند. باعث تاسف است که مذاکرۀ آمریکا چه قبل از جنگ 12 روزه چه قبل از جنگ کنونی، اقدامی فریبکارانه بود. وقتی شما با کشوری در حال مذاکره هستی، قاعدتا صبر میکنی نتیجۀ مذاکرات معلوم شود. شاید انتظار اتمام مذاکرات، یکی از دلایل عدم حضور رهبری در پناهگاه بوده. دلیل دوم اینکه، ما در ایران پناهگاههای قوی نداریم و آقای خامنهای هم سعی میکرد از نظر سبک زندگی، حد وسط مردم را رعایت کند و مثل مردم عادی زندگی کند. شاید به همین دلیل ایشان در بیت خودشان بودند و شاید حتی در جنگ دوازده روزه هم در پناهگاه نبودند و در منزل خودشان زندگی میکردند. طبیعتا آدم وقتی در خانۀ خودش زندگی میکند، همسر و فرزندانش نیز در کنارش زندگی میکنند. به همین دلیل میبینیم که همسر رهبری نظام هم، مثل عروس و نوۀ ایشان، به رحمت خدا رفتند و شهید شدند.
آیا داخل بیت رهبری، پناهگاهی وجود نداشت؟ مثلا جایی حداقل بیست سی متر زیر سطح زمین.
فکر نمیکنم. من سالهای بسیار دور، روزهای دوشنبه چند بار خدمت مقام معظم رهبری رسیده بودم. ساختمانهای داخل بیت قدیمی بودند و تا جایی که من دیدم، چیزی شبیه یک پناهگاه زیرزمینی در بیت نبود.
وقتی که من دانشآموز بودم، در مدرسۀ نجاتاللهی در انتهای خیابان امیرآباد، یادم است که یک پناهگاه زیر حیاط مدرسه درست کردند تا بچهها از بمباران و موشکباران عراقیها در امان باشند. الان تقریبا چهل سال از آن موقع گذشته. بعید است که در ساختمان مهمی مثل بیت رهبری، پناهگاهی برای مهمترین مقام سیاسی کشور درست نکرده باشند.
حالا شاید هم بوده و من خبر ندارم. من یادم است آقای نظام مافی، که در دانشگاه امام صادق تدریس میکرد، سالها قبل، شاید اواخر دهۀ 60، در هتل زندگی میکرد و من از او پرسیدم چرا در هتل زندگی میکنی؟ گفت خانۀ ما نزدیک بیت آقای خامنهای است و آنجا را دارند از ما میخرند. پرسیدم خانه را بعد از خریداری تخریب میکنند؟ گفت نه، ظاهرا قرار است بازسازی کنند. احتمالا در بیت رهبری پناهگاه بوده ولی رهبری از پناهگاه استفاده نکردهاند طبیعتا. حالا شاید چون احساس کردهاند مشکلی بوجود نمیآید. بخصوص اینکه اسرائیل و آمریکا هم شبانه حمله میکردند و بامداد شنبه حملهای صورت نگرفت. شاید شبها احتیاط بیشتری صورت میگرفت. ولی این بار حمله تقریبا ساعت 9ونیم صبح شنبه انجام شد؛ وقتی که همۀ افراد در بیت رهبری جمع شدند. بیش از شش ماه از جنگ 12 روزه میگذشت و احتمال میدادند اسرائیل ادب شده؛ چون دیده بود که موشکهای ایران کارساز است. ولی این بار چون هدف اصلی خود رهبری بود، اسرائیل ریسک کرد و اقدام به حملۀ مجدد کرد. حتما جاسوس هم وجود داشته. این موضوع باید بعدا بررسی شود. البته روزنامۀ نیویورک تایمز نوشته بود که سازمان سیا ماهها روی الگوریتم جابجایی رهبری کار کرده بود ولی به نظر من چنین اقدامی نمیتواند محصول نفوذ نباشد. به هر حال آدم نمیتواند دائما در پناهگاه باشد. وقتی جلسه دارد، میآید و کارش را انجام میدهد. اگر حمله وسط مذاکره نبود، میشد گفت احتیاط کافی صورت نگرفته بود.
ولی دفعۀ قبلی هم وسط مذاکره حمله شد.
آخر این بار ایران پیشنهادات خیلی سخاوتمندانهای داده بود در مذاکرات. دفعۀ قبل، وقتی که آقای عراقچی یا آقای غریبآبادی میآمدند کمیسیون امنیت ملی و ما از آنها میپرسیدیم چه خبر از مذاکرات، با شک و تردید جواب میدادند. میگفتند آقای ویتکاف خیلی دارد راه میآید و شاید آقای ترامپ میخواهد به جایزۀ صلح نوبل دست پیدا کند. این دفعه، بعد از آخرین دور مذاکرات، هر دو طرف گفتند فضای مذاکرات مثبت بود. اما روز بعدش، یعنی جمعه، وقتی وزیر خارجۀ عمان به آمریکا رفت، ما خودمان هم شک کردیم که چرا وزیر خارجۀ عمان روز جمعه باید برود آمریکا، با معاون رئیس جمهور این کشور صحبت کند؟
روز جمعه (8 اسفند) حرف اصلی آقای عراقچی هم روز جمعه این بود که ما از حق غنیسازی نمیگذریم. ترامپ هم گفت که از روند مذاکرات راضی نیست. و حتی گفت ما قبلا ابوبکر بغدادی و قاسم سلیمانی را کشتهایم. این حرفها بوی جنگ میداد.
ولی این را هم گفت که حالا مذاکره میکنیم ببینیم چه میشود. شما اصلا روی حرفهای ترامپ حساب نکنید.
تجربه نشان میداد که روی حرفهای ترامپ باید حساب کرد! یعنی تهدیداتش را باید جدی گرفت.
مهمتر از حرفهای ترامپ، سفر وزیر خارجۀ عمان به آمریکا بود.
برداشت من از آن سفر این بود که وزیر خارجه عمان به آمریکا رفته تا جلوی جنگ را، لااقل تا برگزاری جلسۀ مذاکرات فنی، بگیرد.
احسنت، موافقم.
وقتی ما آدمهای عادی متوجه شده بودیم احتمال وقوع جنگ بسیار بالاست، چطور نهادهای دیپلماتیک و اطلاعاتی و امنیتی چنین احتمالی را جدی نگرفتند؟
چون چنین وضعی ماهها وجود داشت. مگر اینکه مثلا میدانستیم آقای ترامپ به ترکیه گفته است که ما امشب به ایران حمله میکنیم. من احساس میکنم که سازمان انرژی هستهای ایران میدانست که حملهای صورت میگیرد؛ چون به یکی دو تا از کارمندهای آنجا گفته شده بود که امشب تا فردا صبح، آمریکا حمله میکند. حالا به هر صورت این اتفاق رخ داده.
منظور من این است که اگر کمال احتیاط صورت نگیرد و فردو را بزنند، فرق دارد با اینکه کمال احتیاط صورت نگیرد و رهبر نظام را هدف قرار دهند.
انصافا رهبر نظام مستحق شهادت بود. ایشان اگر با مرگ طبیعی از دنیا میرفت، در جامعۀ دوقطبیشدهای که یک قطبش شایعاتی را باور میکرد که رهبر دائما در پناهگاه است، چندان جالب نبود. ولی مردم وقتی فهمیدند که رهبر در پناهگاه نبوده، زن و بچهاش در کنارش بودند و همگی مثل جدش امام حسین شهید شدهاند، این یک نوع اعادۀ حیثیت برای جمهوری اسلامی بود. البته من در این واقعه رد پای نفوذ را هم میبینم.
مطابق گزارش نیویورک تایمز، سازمان سیا متوجه میشود که روز شنبه قرار است یک جلسۀ مهم در مکانی در قلب تهران برگزار شود. بنابراین ساعت حمله به ایران از 3 بامداد به حوالی 10 صبح تغییر میکند.
بله، این را از نفوذ میفهمند، نه از بررسی الگوریتم جابجایی رهبر. معنای این حرف این است کسی که دسترسی بالایی به اطلاعات محرمانه داشته، خبر برگزاری جلسه را به سازمان سیا داده است.
آیا این موضوع الان در حال پیگیری است که آیا کسی به سازمان سیا خبر داده روز شنبه 9 اسفند، جلسهای مهم در بیت رهبری برگزار میشود یا مثلا خود رهبر قطعا در بیتش حضور دارد؟
الان همۀ توجهات به جنگ است. اگر ایران انشاءالله بتواند در این جنگ مقاومت کند، ابرقدرت بیرون میآید و حتما بررسیهای لازم را انجام میدهد. اما الان تمام تمرکز مقامات کشور بر جنگ است. حتی اگر الان این موضوع در دست بررسی باشد، دلیلی ندارد دربارهاش اطلاعرسانی کنند و اخبارش در سطح جامعه منتشر شود و تمرکز نظام و مردم از جنگ برداشته شود.
پس برویم سراغ جنگ. به نظر شما هدف ترامپ از این جنگ چیست؟ هدفش این است که کسی در حکومت ایران پیدا شود و توافقی را امضا کند که آیتالله خامنهای حاضر به پذیرش آن نبود، یا اینکه هدفش نابودی جمهوری اسلامی است؟
هدف اصلیاش سرنگونی نظام جمهوری اسلامی است؛ برای اینکه میخواهد بگوید من از رؤسای جمهور قبلی آمریکا برترم.
فکر میکنید این جنگ طولانی میشود یا زود به پایان میرسد؟
ترامپ میخواهد زود تمامش کند. معمولا ابرقدرتها جنگ فرسایشی نمیخواهند. ایران جنگ فرسایشی میخواهد. فکر کنم اگر جنگ سه چهار هفته طول بکشد، ابرقدرتی ایران ثابت میشود ولی اگر ایران شکست بخورد، برای همیشه مضمحمل میشود.
اگر آتشبس برقرار شود، چه تضمینی هست که آنها دوباره به ایران حمله نکنند؟
دو نفر به این سوال پاسخ دادهاند. یکی اسکات ریتر، که بازرس سابق آژانس بینالمللی انرژی اتمی بوده، دیگری هم در ایران آقای زهرهوند، که او هم تقریبا همان نظر اسکات ریتر را داشته و البته من نمیخواهم این نظر را تایید کنم؛ فقط نقلش میکنم. اسکات ریتر میگوید ایران «سندروم زنِ شوهردوست» را پیدا کرده. او میگوید همۀ رؤسای جمهور آمریکا، به ایران لطمه زدهاند ولی ایران تا اوضاع آرام میشود، با آنها مینشیند به مذاکره! یعنی حاضر نیست برای خودش دوستان جدیدی پیدا کند. مثلا حاضر نیست متحد استراتژیک چین و روسیه شود. تضمین خروج ایران از چرخۀ تکراری «مذاکره – جنگ» این است که جانانه باید بجنگد و کاری کند که آژیر قرمز در شهرهای اسرائیل مدام به صدا درآید. در این صورت آنها میفهمند که با ایران نباید چنین شوخیهایی بکنند. ایران الان چنین سیاستی را در قبال جنگ در پیش گرفته. البته آنها هم به ما حمله میکنند ولی چون وسعت ایران زیاد است، حملات آنها در قیاس با حملات ما به اسرائیل، تاثیر چندانی ندارد. تداوم روند فعلی زد و خورد بین ایران با اسرائیل و آمریکا، در کنار تداوم جنگ منطقهای، مانع تکرار جنگ خواهد بود. درست است که آمریکا قویتر از ایران است، ولی ضربات ایران به نیروها و مقرهای آمریکا در منطقه نیز قابل توجه بوده. پدافند هوایی خریداریشده از چین هم علت سقوط چند هواپیمای آمریکا در این جنگ بوده.
ایران از روسیه اس 400 هم خریده؟
خبر ندارم. فکر نکنم خریده باشد. قبلا اقدام کرده بود ولی روسیه پول را پس داد و نهایتا اس 400 دریافت نکردیم. اما اگر ایران متحد استراتژیک روسیه و چین شود، حتما اس 400 هم به ایران میدهند. ما از حیث داشتنِ موشک و پهپاد وضعمان خوب است و در این زمینه به کمک روسیه نیازی نداریم. اگر اروپا هم وارد جنگ با ایران شود، احتمال میدهم که روسیه به ما کمک ویژهای بکند. اما چین روشی محتاطانه دارد. به هر حال اگر ایران شکست بخورد، برای روسیه و چین هم اصلا خوب نیست.
از نظر چین و روسیه، شکست ایران یعنی سقوط جمهوری اسلامی؟
بله، یعنی سقوط متحد آنها.
به نظرتان این اتفاق میافتد؟
نه، نمیافتد؛ چون آنها اگر میخواهند حکومت ایران را سرنگون کنند، باید جنگ را بیاورند روی زمین. ولی آمریکا نیروی زمینی کافی ندارد برای حمله به ایران. ممکن است بخواهد گروههای تجزیهطلب را وارد ایران کند ولی ایران هم نیروهای نیابتیاش را فعال کرده و همین مانعی است برای اینکه آمریکا گروههای مسلح تجزیهطلب را وارد ایران کند. مثلا حوثیهای یمن تاسیسات آرامکوی عربستان را زدند. اگر آمریکا بخواهد از گروههای تجزیهطلب استفادۀ نیابتی بکند، نیروهای نیابتی ایران در منطقه، هزینۀ جنگ را برای آمریکا و متحدانش افزایش میدهند.




