گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۳۶۱۷۹
| | 3855 بازدید
کيهان
«بصيرت نافذ» عنوان يادداشت روز روزنامه کيهان به قلم حميد اميدي است که در آن ميخوانيد:
1- «فرقان» يكي از اسامي كتاب وحي اله به معناي قوه تشخيص حق از باطل و به عبارتي ديگر «بصيرت» است. خداوند در قرآن كريم اين قوه را خاص انسانهاي مومن و پرهيزكار ميداند و ميفرمايد: يا ايهاالذين آمنوا ان تتقواالله يجعل لكم فرقانا. اما برخي اوقات غبار فتنه آنچنان بالا ميگيرد و مرزهاي حق و باطل را در هم ميآميزد كه تشخيص صواب از ناصواب و سره از ناسره آن قدر دشوار ميشود كه حتي انسانهاي حق جو هم ممكن است راه را گم كنند و ناخواسته سر از ظلمت ناكجاآبادي درآورند كه گاه بازگشتي هم براي آنان ميسر نباشد.
واقعه كربلا از آن دسته حوادثي است كه غبار فتنه چشمان خيليها را كور كرده بود. عرصهاي كه گمراه كنندگان آگاه، باطل را آنچنان در لباس حقيقت عرضه كردند كه امر بر طرفداران حق نيز مشتبه گرديد. چنان كه عمرسعد-لعنه الله عليه- براي آنكه مردم را تحريك كند، حكم قتل حضرت سيدالشهدا (ع) را كه شريح قاضي مهر كرده بود در دست گرفته، مردم را دعوت به جنگ ميكرد و فرياد ميزد: يا خيل الله اركبي و بالجنه ابشري؛ اي سواران اله سوار مركب هايتان شويد كه بهشت بر شما بشارت باد!
در آن ميانه و در تندباد حوادث و نيرنگ ها، از خواص و عوام، آنان كه خود را به صاحب بصيرت ناب و محور و معيار تشخيص سپردند و زير بيرق حضرت سيدالشهدا(ع) جمع شدند، قدم در مسير حق و رستگاري گذاشتند و آنان كه در صف سپاه يزيد درآمده و يا در خيل عظيم مردماني قرار گرفتند كه تشخيصشان «سكوت» بود و «ثارالله» را گذاشتند و گذشتند، هر دو گروه در صف دشمنان خدا پا نهاده و آخرت خود را فداي مردار بدبوي دنيا كردند.
خدا خود را گوش و چشم و زبان و دست «بنده صالح» خود ميكند و ميفرمايد: كنت سمعه الذي يسمع به و بصره الذي يبصر به... من شنوايي او ميشوم كه با آن ميشنود، بينايي او ميشوم كه با آن ميبيند، زبان او ميشوم كه با آن حرف ميزند، دست او ميشوم كه با آن قدرتمندانه آنچه ميخواهد به دست ميآورد.
اگر او مرا بخواند اجابتش ميكنم و اگر چيزي بخواهد به او عطا ميكنم. وقتي اينچنين است، آيا حكم مردم زمانه امام حسين(ع) براي پيروي از امام معصوم و حجت خدا روي زمين معلوم نبود؟! آيا انسان، اگر مومن باشد، نبايد قطب نماي دلش به سمت انگشت هدايت گر ولي خدا بگردد؟ اگر بندگي خدا را ميكردند و بنده دنيا نميشدند، شايد. اما آنان سعادت و اجر جاودانه را به جرينگ جرينگهاي سكه ابن زياد فروختند و اي كاش از دنيا چيزي نصيبشان ميشد و از ولع و طمع ملك ري بهاندك گندمي ميرسيدند كه نرسيدند!
2- غبار فتنه 88 فرو نشسته و تشخيص حق از باطل كار دشواري نيست، اما هنوز فتنه گران در فكر دسيسهاند و به هر بهانهاي بيانيه صادر كرده و بدن سياسي همچو مرده اشان را هر از گاه حركتي ميدهند كه بگويند هنوز زندهاند!
آن روزها مثل روزهاي قيام كربلا عده زيادي از عوام و خاص مردود شدند و قافيه را به بي بصيرتي خود باختند. آنان كه گوش به ولي زمانه خود داده و زير علم او ايستادند از مهلكه گمراه و تباه جان به در برده و آنان كه به هر دليل از راهبر و نشانه هدايت فاصله گرفتند، در قعر سياه اين زاويه گم شدند، هر چند كه خود را ره يافته پندارند.
رسالت
«ما ياوران حسينيم؛ هماره عاشورايي» سرمقاله روزنامه رسالت به قلم سيد مسعود علوي است که در آن ميخوانيد:
عاشورا فقط يک فصل سرخ از تاريخ شيعه نيست، کل جغرافياي عزت و استقامت و تمامت تاريخ حقيقت است؛ سراج فروزان راه روشن آناني است که براي رهسپاري خويش از هيچ مانعي نميهراسند و ملامت لائمين از پارسايي و پايداري و پيوستگي به حق، بازشان نميدارد و در تمامي برهههاي بحراني، به رويش دوباره ميانديشند و از ريزش همگامان و عقبگرد بدعاقبتان به واحه وحشت و تيه ترديد نميافتند.
در توصيف رزم آوران عاشورا شنيده ايم هر لحظه به موعد موعود، نزديکتر ميشدند حرارت شعله اشتياق به هماوردي با حراميان در وجودشان فزوني مييافت و رنگ رخسارشان گلگونه تر ميشد و چون حضور در حريم حسيني نصيب شان گرديد يکايک آنان با لسان عشق و عطوفت، وفامندي خويش به ساحت مصفاي ولايت را به منصه ابراز آوردند و جملگي مذعن اين مرتبت شدند که اگر هزاران بار قطعه قطعه گشته و دوباره به اذن اله زنده شوند، ذرهاي غبار غفلت و آژنگ شک بر سيماي حسيني شان نخواهد نشست.
در همان شب عاشورا که محفل دلنثاران ولايت برپا گرديد، مولاي مجاهدان و سيد شهيدان اباعبدالله الحسين(ع) سرانجام، سئوال حضرت قاسم روحي له الفداء را پاسخ داد؛ هم او که مدتي بود به لحاظ نوجواني اش نگران آن بود که اذن جهاد و حلول در هاله سرخ مهتاب شهادت به او ندهند.
دگر باره از امام خويش پرسيد آيا من نيز صبح فردا در زمره زيباي شهيدان خواهم بود؟ حضرت اباعبدالله براي آنکه استقامت و اشتياق و بصيرت حواري خون و ياران خدا و حماسه وران عاشورا تا روز رستاخيز بر همگان آشکار گردد و شبهه افکنان و شک پيشگان نگويند که رادمردان کربلا را با حربه تهييج به ميدان مبارزه آوردهاند، از فرزند برادرش پرسيد؛ «کيف الموت عندک؟» مرگ و شهادت در راه خدا در نظر تو چگونه است؟ نوجوان نورآگين خاندان بني هاشم، بلادرنگ عرض کرد؛ «الموت احلي من العسل» شهادت در راه خدا از عسل، گواراتر است؛ و اين حاکي از بصيرتي فراتر از حضرت اسماعيل است که در پاسخ پدر بزرگوار خويش گفت مجري فرمان خدا باش که ان شاء الله مرا جزء صابران خواه يافت. پاسخ سرباز نهضت عاشورا مرتبتي فراتر از «شکيبايي» و ورود در وادي گواراي «شکر» است.
طعم هجرت، تبعيد، عطشناکي، قلت عده و عده، بي شماري دشمنان سفيه، محاصره، انتظار مرگ، مشاهده رنجوري کود کان، تبليغات و ملامت و استهزا از سوي ستمکاران و دهها بليه ديگر که هر کدامش کوه را به کرنش مياندازد، ذرهاي از حجم حميت و استواري ايمان عاشوراييان نکاهيد بلکه بر يقين و عزم قويمشان افزود و با هجمهاي بي همتا بر جائرين و ستمکاران سلطه جو، آموزه عزت و استقامت به آزادگان جهان آموختند.
رهبر معظم انقلاب، اين عصاره اعصار شورايي، بارها حسين آسا بر اهل استکبار خروشيده و فرمودهاند در برهههاي بحران آميز و سيل سختيهاي دهر، ما ياوران حسينيم؛ هماره عاشورايي.
همه ديدهاند که ملت معظم ايران در تمامي آنات حيات انقلاب اسلامي، آيينه دار قيام سرخ و استقامت حسيني است.
جمهوري اسلامي
«آنچه سفير انگليس بايد بداند» سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است که در آن ميخوانيد:
همزمان با سركوب شديد تظاهرات دانشجويان انگليسي معترض به افزايش شهريههاي دانشگاهها در لندن و ساير شهرهاي انگليس توسط پليس اين كشور، سفير انگليس در تهران در يك مداخله آشكار به اظهارنظر درباره رفتار دولت جمهوري اسلامي ايران با شهروندان ايراني پرداخت.
سايمون گس، در سايت سفارت انگليس نوشت:«دولت بريتانيا از ايران خواسته از دستگيريهاي خودسرانه خودداري كند و انگليس به فعاليتهاي خود براي جلب توجه عمومي به موارد حاكي از عدم بهره مندي مردم از اين آزاديها ادامه خواهد داد» .
اين مداخله سفير انگليس، مورد اعتراض وزارت امور خارجه كشورمان قرار گرفت و تعدادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نيز با اشاره به اظهارات مداخله جويانه سفير انگليس در تهران اعلام كردند با مطرح ساختن پيشنهادي به مجلس درصدد كاهش روابط با دولت انگليس برخواهند آمد.
اين، اولين بار نيست كه مقامات ا نگليسي به خود اجازه ميدهند در مسائل ساير كشورها دخالت كنند و نه تنها با اظهارنظر بلكه حتي در عمل نيز هر كاري كه از دستشان بر آيد براي مديريت كشورها و ملتهاي ديگر براساس منافع مورد نظر خودشان اقدام نمايند.
در بخش عملي، البته اكنون 32 سال است كه انگليسيها در ايران از هرگونه مداخله محرومند و از اينكه نميتوانند مثل گذشته اراده استعماري خود را به مسئولان ايراني ديكته كنند و در ايران فعال مايشاء باشند بشدت ناراحت هستند.
قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، دولتهاي انگليس، آمريكا و شوروي از طريق سفراي خود در تهران هرچه ميخواستند به مسئولان بلندپايه ايراني از جمله شخص شاه ديكته ميكردند و آنها نيز بدون آنكه اختياري از خود داشته باشند مجري دستورات آن كشورها بودند.
اين سخن خود محمدرضا پهلوي است كه براي بيگناه جلوه دادن خود در پيشگاه ملت ايران گفت سفارت آمريكا فهرستي كه نام وزرا در آنها بود را به من ميداد و سفارت انگليس هم فهرستي به من ميداد كه اسامي نمايندگان مجلس در آنها بود و من چارهاي جز اين نداشتم كه به خواسته آنها عمل كنم.
ثروتهاي ايران نيز توسط دولتهاي استعماري غارت ميشد بطوري كه نفت را انگليس و آمريكا چپاول ميكردند و گاز را نيز شوروي ميبرد. در آن زمان، حتي اسرائيليها هم بخشهائي از زمينهاي حاصلخيز ايران را در اختيار خود گرفته بودند و محصولات آنرا غارت ميكردند كما اينكه تجارت كشور نيز در اختيار چند شركت صهيونيستي و آمريكائي و انگليسي يا وابسته به آنها بود كه با دادن سهام به اعضاي خاندان شاه، كليه واردات و صادرات را در قبضه خود داشتند و هرچه ميخواستند انجام ميدادند و به مردم ايران هيچ اعتنائي نميكردند.
سياست روز
«دوستان ملاحظه كنيد!» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن ميخوانيد:
فتنه 88 كه از ادعاي تقلب در انتخابات رياست جمهوري آغاز شد و البته مدعيان آن هم سند و مدركي ارائه ندادند، باعث شده در حواشي آن نيز مسائلي پيش بيايد كه ناصواب است.
فتنه كه آغاز ميشود، به سلامت درآمدن از آن كار دشواري است. براي شناختن فتنه، راههاي برون رفت از آن، دوري جستن از همراه با آن در دام فتنه نيفتادن، مقابل فتنه ايستادن، همگي به يك عنصر اساسي و حياتي نياز دارد و آن بصيرت است. بصيرتي كه بارها رهبر فرزانه انقلاب به آن تاكيد كردهاند.
بصيرت از مسائلي است كه رهبر معظم انقلاب اسلامي در يكسال گذشته به صورت روشن و پررنگ به آن پرداختهاند. كه البته دليل آن هم واضح است. اگر بصيرت نداشته باشيم، يا از اين طرف بام سقوط ميكنيم يا از آن طرف بام براي جلوگيري از سقوط از هر دو طرف بام نيازمند همان بصيرتي هستيم كه ايشان بارها درباره آن گفتهاند و شنيدهايم. ملاك و معيار ما هم بايد براي دريافت بصيرت، رهبري نظام باشد.
هنگامي كه رهبر فرزانه انقلاب ميفرمايند ؛ برخي اوقات چهرههاي موجه نيز مسير را به اشتباه ميروند، بنابراين بايد با بصيرت، حق و باطل را تشخيص داد و نه با چهرهها و اشخاص...
اشاره مستقيم جمله حضرت آيت الله خامنهاي به اتفاقات و عملكرد برخي از همان چهرههاي موجه است كه در يكسال گذشته با دوري از بصيرت به بيراهه رفتند و كشور و مردم را به زحمت انداختند.
اما بايد توجه داشته باشيم كه اين جمله در همه حال ميتواند مصداق روز داشته باشد. شايد ما هم يكي از همان اشخاص و چهرههايي باشيم كه گرچه از پس فتنههاي يكسال گذشته بر آمديم اما پس از آن نيز بايد با همان بصيرت، كاري نكنيم كه بيبصيرتي تلقي شود. مدتي است بر سر همين فتنه شوم، بحث و جدلهايي ميشود. خودي هااز هم ايراد و اشكال ميگيرند. اشخاصي كه پيش از اين مسئوليتي داشتند و يا دارند و خود را در جرگه با بصيرتان ميدانند مطالبي را مطرح ميكنند و ارگان و نهادي را متهم به عملكرد ناموفق و نادرست ميكنند. اين همان موضوعي است كه فتنهگران ميخواهند، كوبيدن يكديگر در درون يك خانواده، قوه قضاييه، كه رياست آن به طور مستقيم توسط رهبر معظم انقلاب منصوب ميشود، چند روزي است كه آماج سخنان و مطالبي از سوي برخي عزيزان است.
تهران امروز
«بگذاريد يكديگر را تحمل كنيم» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم محمد عزيزي است که در آن ميخوانيد:
خبر بركناري وزير خارجه توسط رئيسجمهور در حالي منتشر شد كه ايشان براي ابلاغ پيام آقاي احمدينژاد در سنگال بهسر ميبرد. معلوم نيست تا زمان نوشتن اين يادداشت ايشان از حكم بركناري خود باخبر شده است يا نه.
فارغ از اينكه آقاي متكي در مقام خود چگونه عمل كرده اين نحوه بركناري وزير خارجه آثار منفي بر چهره جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور دارد.
تصور كنيد وزير خارجه روسيه يا ژاپن يا هر كشور ديگري براي مذاكره به تهران آمده اما در نيمه راه و در حين ماموريت حكم بركناري وي ابلاغ ميشود.
اين فرد با چه پشتوانهاي و به چه اعتباري ميتواند از منافع ملي حمايت كند. اگر يك وزيرخارجهاي اينگونه بركنار ميشود، چه تضميني وجود دارد كه جانشين وي هم به اين سرنوشت دچار نشود و اگر چنين است، وزير خارجه يا هر وزير ديگري چگونه ميتواند از جانب خود وعدهاي بدهد و ديگران چگونه ميتوانند به وعدههاي او اطمينان كنند.
به هر حال درست يا غلط، وزير خارجه و نماينده نظام در خارج از كشور و در مذاكرات بينالمللي است و حرفهاي او مواضع رسمي نظام تلقي ميشود. آيا نميشد چند ساعت اضافهتر صبر كرد و حكم بركناري را امضا نمود.
بگذاريد خودمان را جاي وزير خارجه بگذاريم؛ در ماموريتي هستيم و در حال آماده شدن براي ابلاغ پيام و بحث در مورد لزوم گسترش روابط و تبيين مواضع نظام و پاسخ دادن به انتقادات در گرماگرم كار خبر بركناري را در وبسايتها ميبينيم.
چه حالي به ما دست ميدهد؟ جز اينكه اطرافيانمان در وهله نخست در دل خود بگويند فلاني خواست فلاني را تحقير كند! گذشته از اين، خارجيها چگونه به اين مسئله نگاه ميكنند.
ميگويند اختلافات چقدر عميق و جدي بوده كه وزيرخارجه در ماموريت بركنار شده است؟ ما كه همواره شعار وحدت در برابر دشمن را سر ميدهيم شايسته است اختلافهاي داخليمان را در معرض ديد خارجيها قرار ندهيم.
ابتکار
«تحقير و تخريب ديگران وزن هيچکس را نميافزايد» سرمقاله امروز روزنامه ابتکار به قلم غلامرضا کمالي پناه است که در آن ميخوانيد:
در اکثر روزنامههاي اين هفته،به نقل از دکتر علي لاريجاني، رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي، آمده بود که«تحقير علما وزن اين آقايان را اضافه نميکند» .مصداق اين سخن، شعر معروفي است که ميگويد:
بزرگش نخوانند اهل خرد
که نام بزگان به زشتي برد
اساساً تحقير وتخريب هيچ کس، حتي دشمنان، آن هم از مواضع ناعادلانه،نادرست و غير اخلاقي است. چه برسد به اينکه برادر مسلمان و هم کيش و آيين و هم وطن ما باشد.
الگوي ما پيامبر(ص) و خاندان بزرگش است که در ايام مظلوميت وشهادت فرزند مبارک پيامش قرار گرفته ايم.قطعاً برترين پيامي که از درياي بي کران قيام کم نظير حسين(ع)مي توان گرفت،آزادگي وشرف وانسانيت است.
مشهور است که جد بزرگوارش به هنگام فتح مکه، دشمن سرسخت مسلمانان رايعني ابوسفيان که سردسته ي مشرکان بود ودر آذار واذيت مسلمانان وپيامبر(ص) از هيچ کوششي دريغ نميکرد - به خاطر اين که روزگاري نزد بخشي از مردم آن شهر مورد احترام بوده، حفظ حرمت کرد - و حتي حرمت خانه وي را بهاندازه کعبه اعلام نمودند.
مي گويند در فرانسه برسر دروازه ي گورستان مشاهير آن کشور نوشته شده است «ملت مردان بزرگ خود را پاس ميدارد» اين طورما ميبينيم که در کشور آمريکا، شخصيتهاي بزرگ سياسي، فرهنگي، اقتصادي و... نزد جامعه آن کشور،همواره مورد احترام وتکريم بودهاند.
به عنوان نمونه روساي جمهور پيشين کشور از ابتدا تا کنون حرمت وجايگاه شان محفوظ مانده و روساي بعدي،از هر حزبي،از پيشينيان به نيکي ياد کردهاند. تا جايي که براي پاسداشت قدر و منزلت شان،نام شان را بر ناوهاي جنگي، شرکتها و... حک کردهاند وبه آنان افتخار ميکنند.
اگر چه خزانه فرهنگي وديني ما سرشار از اندرزهاي بزگان مبني بر حفظ حرمت ديگران و رعايت اخلاق در سخن و رفتار و ترس از عواقب بدگويي از ديگران است، مع هذا، نخبه کشي و تخريب ديگران براي برکشيدن خويش و زشت کردن نام ديگران براي بزرگ جلوه دادن خود و ويران ساختن شخصيت و گذشته ديگران براي آباد ساختن نام و اکنون خويش به يک رويه و عادت مبدل شده است.
قدس
«هشدار سيدالشهدا(ع) به آثار مخرب اسلام اموي» عنوان يادداشت روز روزنامه قدس به قلم آيت الله عبدالله جوادي آملي است که در آن ميخوانيد:
همانطور که در تاريخ آمده از نامهها و خطابههاي سالار شهيدان به دست ميآيد که تنها هدف امام حسين(ع) احياي دين بود و تنها راه احياي دين نيز تأسيس نظام اسلامي در جامعه است و يگانه راه تأسيس نظام اسلامي نيز نثار و ايثار جان و مال است و تنها گروه که آن هدف و اين راه را ميپذيرند، مردان اله اند.
برنامه قيام سالار شهيدان را تنها قرآن مجيد و سنت رسول خدا(ص) تنظيم و تدوين کرده است. جهاد خالص حسين بن علي(ع) همتاي جهاد ناب نبوي و علوي بود که جامعه آن روز تجربه کرده است.
روش مناسب تربيتي اين است که ابتدا کسي به اين قانون عمل کند تا ديگران ببينند که ميشود به گونهاي زندگي کرد که دين خدا عزيزتر از حيات دنيا باشد.اين مطلب، تنها مسألهاي فکري نيست، بلکه بخشي از اين کار به عهده عقل عملي است. سالار شهيدان(ع) نمونه تام اين صحنه است.
ايشان فرمودند: نفس کشيدن در فضاي ستم براي من دردآور است و زندگي در نظام گناه برايم تلخ و دشوار است. من از زندگي در نظام ستم به ستوه ميآيم؛ مانند پرنده زنداني در قفس صياد. من احساس ميکنم که در قفسم و از محبوس بودن در رنجم و براي آزادي کوشش مينمايم.
ادراک اين معنا زمينه جهاد را فراهم ميکند و تا زماني که مردم از خفقان رنج نبرند و در خود ضرورت پرواز را احساس نکنند و به ستوه نيايند، توان جنگ با ظالم را ندارند بنابراين، جهاد با صرف مسأله جزم علمي حل نميشود و سالار شهيداني ميخواهد تا جامعه انساني مصمم و عازم باشد.
بشري که به همراه دو بال نظر و عمل، قدرت پر کشيدن دارد و احساس ميکند که در نظام سلطه و استبداد، استعمار، استعباد و استثمار باطل و جاهليت است و در زندان يا قفس جاهليت اسير است، بي صبرانه منتظر فراهم شدن دفاع از حق و براندازي باطل است.
سالار شهيدان(ع) در نامه رسمي خود به مردم بصره مينويسند:«من شما را به کتاب خدا و سنت پيامبر او فرا ميخوانم؛ زيرا سنت خدا سنت پيامبر(ص) تبيين، تفسير، تعليل، اجرا و حمايت قرآن کريم است» .
تنها عامل پيروزي صوري طاغيان اموي بر امام حسين(ع) و تنها راه شکست ظاهري آن حضرت(ع)، همان اسلام امويان بود.از اين رو، سيدالشهدا(ع) بايد اين راز را بازگو کند که اسلام امويان، نابودي اسلام است.
آفرينش
«خط لوله گاز تاپي و ايران» سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است که در آن ميخوانيد:
سران كشورهاي پاكستان،هند، افغانستان و تركمنستان سرانجام پس از سالها پيگيري خط لوله گاز تركمنستان به پاكستان و هند از طريق افغانستان قرارداد احداث پروژه گازي موسوم به تاپي را كه به عنوان پروژه رقيب خط لوله صلح شناخته ميشود را امضا كردند.
در واقع اين پروژه که از 15 سال پيش مطرح شده است ولي به علت چالشها و مشكلات امنيتي به خصوص در افغانستان متوقف شده بود اما با توجه به ديپلماسي انرژي موفق و روبه جلو تر کمنستان همسايه شمالي ما نتيجه داد و در روزهاي گذشته اين قراردادبه امضاي چهار کشور رسيد.
در اين راستا اين خط لوله 1680 كيلومتري كه مورد حمايت بانك توسعه آسيا و نهادهاي مالي بين المللي است قرار است روزانه 3.2 ميليارد فوت مكعب گاز را از ميدان گازي دولت آباد تركمنستان و از راه غرب افغانستان به پاكستان و هند منتقل ميكند وبناست تا سالهاي 2013 و 2014 ميلادي نيزتكميل شود و نياز رو به رشد گاز ي دو کشور پر جمعيت پاکستان و بويژه قدرت رو به رشد هند را بر طرف کند.
آنچه مشخص است پروژه تاپي يا ترانس افغان موجب افزايش همگرايي بين كشورهاي منطقه و تقويت همكاريهاي اقتصادي و تجاري و گسترش همكاريهاي راهبردي ومنافع اقتصادي زيادي براي كشورهاي منطقه خواهد شد جدا از آن مهر تاييدي بر عملکرد موفق و ديپلماتيک مقامات عشق آباد است چه اينکه اين کشور در چند سال گذشته عملا توانسته با پشت سر گذاشتن ايران به عنوان دومين دارنده گاز جهان جدا از افزايش صادرات به ايران وتداوم صادرات به روسيه خط لوله صادارت گاز خود را به چين افتتاح کند و اينک نيز در رقابت با ايران بازار هند را از آن خود سازد و عملا به مرکز مبادلات انرژي گاز در منطقه تبديل گردد.
در اين راستا رئيس جمهور تركمنستان در آستانه امضاي اين قرار داد (خط لوله گاز تاپي) گفت اين خط لوله به پل انرژي در منطقه آسيا تبديل خواهد شد در اين حال به راستي چرا ايران با داشتن دو مين ذخيره گاز طبيعي جهان ياراي شرکت در چنين پروژه بزرگي را ندارد و اين عشق آباد است که در نبود سياست منسجم انرژي ما، همچنان يکه تاز بازار انرژي منطقه شده است.
جهان صنعت
«کدام تئوري؟» عنوان بخش تلنگور روزنامه جهان صنعت به قلم مريم باستاني است که در آن ميخوانيد:
وقتي سخن از کاهش نرخ بيکاري و اقدامات دولت براي ايجاد اشتغال به ميان ميآيد، معمولا اولين موضوعي که به ذهن خطور ميکند رشد اقتصادي و رونق توليد است، آن هم به وسيله حضور پرقدرت بخش خصوصي. اين راه است که کشورهاي صنعتي و موفق طي کردند و امروز اقتصادهاي نوظهور هم با تکيه برآنها قدرتمند ميشوند.
نميتوان گفت آنچه اقتصاددانان توصيه ميکنند، بيراه است اما اين روزها اين انديشه باب شده که اقتصاد ليبرالي به پايان عمر خود رسيده و همين روزها فروميپاشد، حال آنکه در گوشه ديگري از دنيا ميبينيم که همين ديدگاهها اسباب رونق براي اقتصاد کشورهاي ديگري شده است.
تجربه نشان داده که سياستهاي بستن درهاي کشور به روي واردات و تکيه به توليدات داخل هم راه به جايي نميبرد.
چهآنکه اقتصاد هر کشور به دليل مراودات با دنيا زنده است و رشد ميکند. اگر عنوان شود که بحران اقتصادي دنيا هيچ تاثيري براقتصاد ايران ندارد، بيشک سخني بيارتباط است.
با اين حال ديده شده که برخي مسوولان هنگام اوج گرفتن بحران اقتصاد جهاني عنوان کردند که اين بحران هيچ تاثيري بر اقتصاد ايران ندارد اما چندي بعد آثار آن بر صنايع کشور پديدار شده و رکود به اقتصاد ايران کشيده شد.
با اين حال باز هم برخيها اصرار ميکردند که اين بحران هيچ تاثيري بر اقتصاد ايران ندارد و گواه سخن خود را افزايش شاخصهاي بورس عنوان ميکردند.
در حالي که واقعيت اين است که آنچه شاخصهاي بورس را اينچنين رونق داده عرضه سهام اصل 44 است و اگر خريدهاي دولتي نبود که چنين رشدي اتفاق نميافتاد.
افزايش نرخ بيکاري هم يکي از پيامدهاي رکود در اقتصاد است. البته اين بدان معنا نيست که افزايش نرخ بيکاري در ايران صرفا به دليل بحران جهاني است. چه آنکه دهها عامل ديگر ميتوان نام برد که ارتباطي با بحران جهاني اقتصاد ندارد و صرفا به دليل تصميمات کلان اقتصادي است.
دنياي اقتصاد
«ريشهيابي افزايش تورم» سرمقاله امروز روزنامه دنياي اقتصاد به قلم حميد زمان زاده است که در آن ميخوانيد:
تغيير مسير نرخ تورم پس از مدتها سير نزولي، موجب تحليلهاي متفاوتي از سوي کارشناسان اقتصادي و نيز تصميمسازان اقتصادي شده است.
به عنوان مثال، رييس کل بانک مرکزي دليل افزايش تورم را انتظاري ارزيابي كرده که ناشي از جو رواني اجراي قانون هدفمندي يارانهها است. وزير اقتصاد نيز، افزايش تورم را وارداتي ارزيابي کرده که ناشي از افزايش قيمت جهاني نفت و برخي اقلام وارداتي است.
اکنون سوال اين است که افزايش نرخ تورم انتظاري است يا وارداتي؟ پاسخ اين است که هيچ کدام! البته افزايش مجدد نرخ تورم توسط کارشناسان پيشبيني ميشد. اين پيشبيني افزايش نرخ تورم، نه بر اساس افزايش قيمتهاي جهاني و تورم وارداتي بود و نه بر اساس اجراي طرح هدفمندي يارانهها و تورم انتظاري.
پيشبيني افزايش نرخ تورم بر اساس مهمترين عامل تعيينکننده تورم؛ يعني نرخ رشد حجم پول و نقدينگي در اقتصاد بود.
همانطور که ميلتون فريدمن اقتصاددان شهير جهان بيان ميکند، نکته مهم اين است که رشد حجم پول با يک دوره تاخير اثر خود را بر تورم آشکار مينمايد. البته اين دوره تاخيري با توجه به شرايط اقتصادي ميتواند متفاوت بوده و از چند ماه تا حدود دو سال را در برگيرد؛ اما افزايش رشد حجم پول در نهايت و ضرورتا به افزايش تورم منته خواهد شد.
«بصيرت نافذ» عنوان يادداشت روز روزنامه کيهان به قلم حميد اميدي است که در آن ميخوانيد:
1- «فرقان» يكي از اسامي كتاب وحي اله به معناي قوه تشخيص حق از باطل و به عبارتي ديگر «بصيرت» است. خداوند در قرآن كريم اين قوه را خاص انسانهاي مومن و پرهيزكار ميداند و ميفرمايد: يا ايهاالذين آمنوا ان تتقواالله يجعل لكم فرقانا. اما برخي اوقات غبار فتنه آنچنان بالا ميگيرد و مرزهاي حق و باطل را در هم ميآميزد كه تشخيص صواب از ناصواب و سره از ناسره آن قدر دشوار ميشود كه حتي انسانهاي حق جو هم ممكن است راه را گم كنند و ناخواسته سر از ظلمت ناكجاآبادي درآورند كه گاه بازگشتي هم براي آنان ميسر نباشد.
واقعه كربلا از آن دسته حوادثي است كه غبار فتنه چشمان خيليها را كور كرده بود. عرصهاي كه گمراه كنندگان آگاه، باطل را آنچنان در لباس حقيقت عرضه كردند كه امر بر طرفداران حق نيز مشتبه گرديد. چنان كه عمرسعد-لعنه الله عليه- براي آنكه مردم را تحريك كند، حكم قتل حضرت سيدالشهدا (ع) را كه شريح قاضي مهر كرده بود در دست گرفته، مردم را دعوت به جنگ ميكرد و فرياد ميزد: يا خيل الله اركبي و بالجنه ابشري؛ اي سواران اله سوار مركب هايتان شويد كه بهشت بر شما بشارت باد!
در آن ميانه و در تندباد حوادث و نيرنگ ها، از خواص و عوام، آنان كه خود را به صاحب بصيرت ناب و محور و معيار تشخيص سپردند و زير بيرق حضرت سيدالشهدا(ع) جمع شدند، قدم در مسير حق و رستگاري گذاشتند و آنان كه در صف سپاه يزيد درآمده و يا در خيل عظيم مردماني قرار گرفتند كه تشخيصشان «سكوت» بود و «ثارالله» را گذاشتند و گذشتند، هر دو گروه در صف دشمنان خدا پا نهاده و آخرت خود را فداي مردار بدبوي دنيا كردند.
خدا خود را گوش و چشم و زبان و دست «بنده صالح» خود ميكند و ميفرمايد: كنت سمعه الذي يسمع به و بصره الذي يبصر به... من شنوايي او ميشوم كه با آن ميشنود، بينايي او ميشوم كه با آن ميبيند، زبان او ميشوم كه با آن حرف ميزند، دست او ميشوم كه با آن قدرتمندانه آنچه ميخواهد به دست ميآورد.
اگر او مرا بخواند اجابتش ميكنم و اگر چيزي بخواهد به او عطا ميكنم. وقتي اينچنين است، آيا حكم مردم زمانه امام حسين(ع) براي پيروي از امام معصوم و حجت خدا روي زمين معلوم نبود؟! آيا انسان، اگر مومن باشد، نبايد قطب نماي دلش به سمت انگشت هدايت گر ولي خدا بگردد؟ اگر بندگي خدا را ميكردند و بنده دنيا نميشدند، شايد. اما آنان سعادت و اجر جاودانه را به جرينگ جرينگهاي سكه ابن زياد فروختند و اي كاش از دنيا چيزي نصيبشان ميشد و از ولع و طمع ملك ري بهاندك گندمي ميرسيدند كه نرسيدند!
2- غبار فتنه 88 فرو نشسته و تشخيص حق از باطل كار دشواري نيست، اما هنوز فتنه گران در فكر دسيسهاند و به هر بهانهاي بيانيه صادر كرده و بدن سياسي همچو مرده اشان را هر از گاه حركتي ميدهند كه بگويند هنوز زندهاند!
آن روزها مثل روزهاي قيام كربلا عده زيادي از عوام و خاص مردود شدند و قافيه را به بي بصيرتي خود باختند. آنان كه گوش به ولي زمانه خود داده و زير علم او ايستادند از مهلكه گمراه و تباه جان به در برده و آنان كه به هر دليل از راهبر و نشانه هدايت فاصله گرفتند، در قعر سياه اين زاويه گم شدند، هر چند كه خود را ره يافته پندارند.
رسالت
«ما ياوران حسينيم؛ هماره عاشورايي» سرمقاله روزنامه رسالت به قلم سيد مسعود علوي است که در آن ميخوانيد:
عاشورا فقط يک فصل سرخ از تاريخ شيعه نيست، کل جغرافياي عزت و استقامت و تمامت تاريخ حقيقت است؛ سراج فروزان راه روشن آناني است که براي رهسپاري خويش از هيچ مانعي نميهراسند و ملامت لائمين از پارسايي و پايداري و پيوستگي به حق، بازشان نميدارد و در تمامي برهههاي بحراني، به رويش دوباره ميانديشند و از ريزش همگامان و عقبگرد بدعاقبتان به واحه وحشت و تيه ترديد نميافتند.
در توصيف رزم آوران عاشورا شنيده ايم هر لحظه به موعد موعود، نزديکتر ميشدند حرارت شعله اشتياق به هماوردي با حراميان در وجودشان فزوني مييافت و رنگ رخسارشان گلگونه تر ميشد و چون حضور در حريم حسيني نصيب شان گرديد يکايک آنان با لسان عشق و عطوفت، وفامندي خويش به ساحت مصفاي ولايت را به منصه ابراز آوردند و جملگي مذعن اين مرتبت شدند که اگر هزاران بار قطعه قطعه گشته و دوباره به اذن اله زنده شوند، ذرهاي غبار غفلت و آژنگ شک بر سيماي حسيني شان نخواهد نشست.
در همان شب عاشورا که محفل دلنثاران ولايت برپا گرديد، مولاي مجاهدان و سيد شهيدان اباعبدالله الحسين(ع) سرانجام، سئوال حضرت قاسم روحي له الفداء را پاسخ داد؛ هم او که مدتي بود به لحاظ نوجواني اش نگران آن بود که اذن جهاد و حلول در هاله سرخ مهتاب شهادت به او ندهند.
دگر باره از امام خويش پرسيد آيا من نيز صبح فردا در زمره زيباي شهيدان خواهم بود؟ حضرت اباعبدالله براي آنکه استقامت و اشتياق و بصيرت حواري خون و ياران خدا و حماسه وران عاشورا تا روز رستاخيز بر همگان آشکار گردد و شبهه افکنان و شک پيشگان نگويند که رادمردان کربلا را با حربه تهييج به ميدان مبارزه آوردهاند، از فرزند برادرش پرسيد؛ «کيف الموت عندک؟» مرگ و شهادت در راه خدا در نظر تو چگونه است؟ نوجوان نورآگين خاندان بني هاشم، بلادرنگ عرض کرد؛ «الموت احلي من العسل» شهادت در راه خدا از عسل، گواراتر است؛ و اين حاکي از بصيرتي فراتر از حضرت اسماعيل است که در پاسخ پدر بزرگوار خويش گفت مجري فرمان خدا باش که ان شاء الله مرا جزء صابران خواه يافت. پاسخ سرباز نهضت عاشورا مرتبتي فراتر از «شکيبايي» و ورود در وادي گواراي «شکر» است.
طعم هجرت، تبعيد، عطشناکي، قلت عده و عده، بي شماري دشمنان سفيه، محاصره، انتظار مرگ، مشاهده رنجوري کود کان، تبليغات و ملامت و استهزا از سوي ستمکاران و دهها بليه ديگر که هر کدامش کوه را به کرنش مياندازد، ذرهاي از حجم حميت و استواري ايمان عاشوراييان نکاهيد بلکه بر يقين و عزم قويمشان افزود و با هجمهاي بي همتا بر جائرين و ستمکاران سلطه جو، آموزه عزت و استقامت به آزادگان جهان آموختند.
رهبر معظم انقلاب، اين عصاره اعصار شورايي، بارها حسين آسا بر اهل استکبار خروشيده و فرمودهاند در برهههاي بحران آميز و سيل سختيهاي دهر، ما ياوران حسينيم؛ هماره عاشورايي.
همه ديدهاند که ملت معظم ايران در تمامي آنات حيات انقلاب اسلامي، آيينه دار قيام سرخ و استقامت حسيني است.
جمهوري اسلامي
«آنچه سفير انگليس بايد بداند» سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است که در آن ميخوانيد:
همزمان با سركوب شديد تظاهرات دانشجويان انگليسي معترض به افزايش شهريههاي دانشگاهها در لندن و ساير شهرهاي انگليس توسط پليس اين كشور، سفير انگليس در تهران در يك مداخله آشكار به اظهارنظر درباره رفتار دولت جمهوري اسلامي ايران با شهروندان ايراني پرداخت.
سايمون گس، در سايت سفارت انگليس نوشت:«دولت بريتانيا از ايران خواسته از دستگيريهاي خودسرانه خودداري كند و انگليس به فعاليتهاي خود براي جلب توجه عمومي به موارد حاكي از عدم بهره مندي مردم از اين آزاديها ادامه خواهد داد» .
اين مداخله سفير انگليس، مورد اعتراض وزارت امور خارجه كشورمان قرار گرفت و تعدادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نيز با اشاره به اظهارات مداخله جويانه سفير انگليس در تهران اعلام كردند با مطرح ساختن پيشنهادي به مجلس درصدد كاهش روابط با دولت انگليس برخواهند آمد.
اين، اولين بار نيست كه مقامات ا نگليسي به خود اجازه ميدهند در مسائل ساير كشورها دخالت كنند و نه تنها با اظهارنظر بلكه حتي در عمل نيز هر كاري كه از دستشان بر آيد براي مديريت كشورها و ملتهاي ديگر براساس منافع مورد نظر خودشان اقدام نمايند.
در بخش عملي، البته اكنون 32 سال است كه انگليسيها در ايران از هرگونه مداخله محرومند و از اينكه نميتوانند مثل گذشته اراده استعماري خود را به مسئولان ايراني ديكته كنند و در ايران فعال مايشاء باشند بشدت ناراحت هستند.
قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، دولتهاي انگليس، آمريكا و شوروي از طريق سفراي خود در تهران هرچه ميخواستند به مسئولان بلندپايه ايراني از جمله شخص شاه ديكته ميكردند و آنها نيز بدون آنكه اختياري از خود داشته باشند مجري دستورات آن كشورها بودند.
اين سخن خود محمدرضا پهلوي است كه براي بيگناه جلوه دادن خود در پيشگاه ملت ايران گفت سفارت آمريكا فهرستي كه نام وزرا در آنها بود را به من ميداد و سفارت انگليس هم فهرستي به من ميداد كه اسامي نمايندگان مجلس در آنها بود و من چارهاي جز اين نداشتم كه به خواسته آنها عمل كنم.
ثروتهاي ايران نيز توسط دولتهاي استعماري غارت ميشد بطوري كه نفت را انگليس و آمريكا چپاول ميكردند و گاز را نيز شوروي ميبرد. در آن زمان، حتي اسرائيليها هم بخشهائي از زمينهاي حاصلخيز ايران را در اختيار خود گرفته بودند و محصولات آنرا غارت ميكردند كما اينكه تجارت كشور نيز در اختيار چند شركت صهيونيستي و آمريكائي و انگليسي يا وابسته به آنها بود كه با دادن سهام به اعضاي خاندان شاه، كليه واردات و صادرات را در قبضه خود داشتند و هرچه ميخواستند انجام ميدادند و به مردم ايران هيچ اعتنائي نميكردند.
سياست روز
«دوستان ملاحظه كنيد!» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم محمد صفري است كه در آن ميخوانيد:
فتنه 88 كه از ادعاي تقلب در انتخابات رياست جمهوري آغاز شد و البته مدعيان آن هم سند و مدركي ارائه ندادند، باعث شده در حواشي آن نيز مسائلي پيش بيايد كه ناصواب است.
فتنه كه آغاز ميشود، به سلامت درآمدن از آن كار دشواري است. براي شناختن فتنه، راههاي برون رفت از آن، دوري جستن از همراه با آن در دام فتنه نيفتادن، مقابل فتنه ايستادن، همگي به يك عنصر اساسي و حياتي نياز دارد و آن بصيرت است. بصيرتي كه بارها رهبر فرزانه انقلاب به آن تاكيد كردهاند.
بصيرت از مسائلي است كه رهبر معظم انقلاب اسلامي در يكسال گذشته به صورت روشن و پررنگ به آن پرداختهاند. كه البته دليل آن هم واضح است. اگر بصيرت نداشته باشيم، يا از اين طرف بام سقوط ميكنيم يا از آن طرف بام براي جلوگيري از سقوط از هر دو طرف بام نيازمند همان بصيرتي هستيم كه ايشان بارها درباره آن گفتهاند و شنيدهايم. ملاك و معيار ما هم بايد براي دريافت بصيرت، رهبري نظام باشد.
هنگامي كه رهبر فرزانه انقلاب ميفرمايند ؛ برخي اوقات چهرههاي موجه نيز مسير را به اشتباه ميروند، بنابراين بايد با بصيرت، حق و باطل را تشخيص داد و نه با چهرهها و اشخاص...
اشاره مستقيم جمله حضرت آيت الله خامنهاي به اتفاقات و عملكرد برخي از همان چهرههاي موجه است كه در يكسال گذشته با دوري از بصيرت به بيراهه رفتند و كشور و مردم را به زحمت انداختند.
اما بايد توجه داشته باشيم كه اين جمله در همه حال ميتواند مصداق روز داشته باشد. شايد ما هم يكي از همان اشخاص و چهرههايي باشيم كه گرچه از پس فتنههاي يكسال گذشته بر آمديم اما پس از آن نيز بايد با همان بصيرت، كاري نكنيم كه بيبصيرتي تلقي شود. مدتي است بر سر همين فتنه شوم، بحث و جدلهايي ميشود. خودي هااز هم ايراد و اشكال ميگيرند. اشخاصي كه پيش از اين مسئوليتي داشتند و يا دارند و خود را در جرگه با بصيرتان ميدانند مطالبي را مطرح ميكنند و ارگان و نهادي را متهم به عملكرد ناموفق و نادرست ميكنند. اين همان موضوعي است كه فتنهگران ميخواهند، كوبيدن يكديگر در درون يك خانواده، قوه قضاييه، كه رياست آن به طور مستقيم توسط رهبر معظم انقلاب منصوب ميشود، چند روزي است كه آماج سخنان و مطالبي از سوي برخي عزيزان است.
تهران امروز
«بگذاريد يكديگر را تحمل كنيم» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم محمد عزيزي است که در آن ميخوانيد:
خبر بركناري وزير خارجه توسط رئيسجمهور در حالي منتشر شد كه ايشان براي ابلاغ پيام آقاي احمدينژاد در سنگال بهسر ميبرد. معلوم نيست تا زمان نوشتن اين يادداشت ايشان از حكم بركناري خود باخبر شده است يا نه.
فارغ از اينكه آقاي متكي در مقام خود چگونه عمل كرده اين نحوه بركناري وزير خارجه آثار منفي بر چهره جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور دارد.
تصور كنيد وزير خارجه روسيه يا ژاپن يا هر كشور ديگري براي مذاكره به تهران آمده اما در نيمه راه و در حين ماموريت حكم بركناري وي ابلاغ ميشود.
اين فرد با چه پشتوانهاي و به چه اعتباري ميتواند از منافع ملي حمايت كند. اگر يك وزيرخارجهاي اينگونه بركنار ميشود، چه تضميني وجود دارد كه جانشين وي هم به اين سرنوشت دچار نشود و اگر چنين است، وزير خارجه يا هر وزير ديگري چگونه ميتواند از جانب خود وعدهاي بدهد و ديگران چگونه ميتوانند به وعدههاي او اطمينان كنند.
به هر حال درست يا غلط، وزير خارجه و نماينده نظام در خارج از كشور و در مذاكرات بينالمللي است و حرفهاي او مواضع رسمي نظام تلقي ميشود. آيا نميشد چند ساعت اضافهتر صبر كرد و حكم بركناري را امضا نمود.
بگذاريد خودمان را جاي وزير خارجه بگذاريم؛ در ماموريتي هستيم و در حال آماده شدن براي ابلاغ پيام و بحث در مورد لزوم گسترش روابط و تبيين مواضع نظام و پاسخ دادن به انتقادات در گرماگرم كار خبر بركناري را در وبسايتها ميبينيم.
چه حالي به ما دست ميدهد؟ جز اينكه اطرافيانمان در وهله نخست در دل خود بگويند فلاني خواست فلاني را تحقير كند! گذشته از اين، خارجيها چگونه به اين مسئله نگاه ميكنند.
ميگويند اختلافات چقدر عميق و جدي بوده كه وزيرخارجه در ماموريت بركنار شده است؟ ما كه همواره شعار وحدت در برابر دشمن را سر ميدهيم شايسته است اختلافهاي داخليمان را در معرض ديد خارجيها قرار ندهيم.
ابتکار
«تحقير و تخريب ديگران وزن هيچکس را نميافزايد» سرمقاله امروز روزنامه ابتکار به قلم غلامرضا کمالي پناه است که در آن ميخوانيد:
در اکثر روزنامههاي اين هفته،به نقل از دکتر علي لاريجاني، رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي، آمده بود که«تحقير علما وزن اين آقايان را اضافه نميکند» .مصداق اين سخن، شعر معروفي است که ميگويد:
بزرگش نخوانند اهل خرد
که نام بزگان به زشتي برد
اساساً تحقير وتخريب هيچ کس، حتي دشمنان، آن هم از مواضع ناعادلانه،نادرست و غير اخلاقي است. چه برسد به اينکه برادر مسلمان و هم کيش و آيين و هم وطن ما باشد.
الگوي ما پيامبر(ص) و خاندان بزرگش است که در ايام مظلوميت وشهادت فرزند مبارک پيامش قرار گرفته ايم.قطعاً برترين پيامي که از درياي بي کران قيام کم نظير حسين(ع)مي توان گرفت،آزادگي وشرف وانسانيت است.
مشهور است که جد بزرگوارش به هنگام فتح مکه، دشمن سرسخت مسلمانان رايعني ابوسفيان که سردسته ي مشرکان بود ودر آذار واذيت مسلمانان وپيامبر(ص) از هيچ کوششي دريغ نميکرد - به خاطر اين که روزگاري نزد بخشي از مردم آن شهر مورد احترام بوده، حفظ حرمت کرد - و حتي حرمت خانه وي را بهاندازه کعبه اعلام نمودند.
مي گويند در فرانسه برسر دروازه ي گورستان مشاهير آن کشور نوشته شده است «ملت مردان بزرگ خود را پاس ميدارد» اين طورما ميبينيم که در کشور آمريکا، شخصيتهاي بزرگ سياسي، فرهنگي، اقتصادي و... نزد جامعه آن کشور،همواره مورد احترام وتکريم بودهاند.
به عنوان نمونه روساي جمهور پيشين کشور از ابتدا تا کنون حرمت وجايگاه شان محفوظ مانده و روساي بعدي،از هر حزبي،از پيشينيان به نيکي ياد کردهاند. تا جايي که براي پاسداشت قدر و منزلت شان،نام شان را بر ناوهاي جنگي، شرکتها و... حک کردهاند وبه آنان افتخار ميکنند.
اگر چه خزانه فرهنگي وديني ما سرشار از اندرزهاي بزگان مبني بر حفظ حرمت ديگران و رعايت اخلاق در سخن و رفتار و ترس از عواقب بدگويي از ديگران است، مع هذا، نخبه کشي و تخريب ديگران براي برکشيدن خويش و زشت کردن نام ديگران براي بزرگ جلوه دادن خود و ويران ساختن شخصيت و گذشته ديگران براي آباد ساختن نام و اکنون خويش به يک رويه و عادت مبدل شده است.
قدس
«هشدار سيدالشهدا(ع) به آثار مخرب اسلام اموي» عنوان يادداشت روز روزنامه قدس به قلم آيت الله عبدالله جوادي آملي است که در آن ميخوانيد:
همانطور که در تاريخ آمده از نامهها و خطابههاي سالار شهيدان به دست ميآيد که تنها هدف امام حسين(ع) احياي دين بود و تنها راه احياي دين نيز تأسيس نظام اسلامي در جامعه است و يگانه راه تأسيس نظام اسلامي نيز نثار و ايثار جان و مال است و تنها گروه که آن هدف و اين راه را ميپذيرند، مردان اله اند.
برنامه قيام سالار شهيدان را تنها قرآن مجيد و سنت رسول خدا(ص) تنظيم و تدوين کرده است. جهاد خالص حسين بن علي(ع) همتاي جهاد ناب نبوي و علوي بود که جامعه آن روز تجربه کرده است.
روش مناسب تربيتي اين است که ابتدا کسي به اين قانون عمل کند تا ديگران ببينند که ميشود به گونهاي زندگي کرد که دين خدا عزيزتر از حيات دنيا باشد.اين مطلب، تنها مسألهاي فکري نيست، بلکه بخشي از اين کار به عهده عقل عملي است. سالار شهيدان(ع) نمونه تام اين صحنه است.
ايشان فرمودند: نفس کشيدن در فضاي ستم براي من دردآور است و زندگي در نظام گناه برايم تلخ و دشوار است. من از زندگي در نظام ستم به ستوه ميآيم؛ مانند پرنده زنداني در قفس صياد. من احساس ميکنم که در قفسم و از محبوس بودن در رنجم و براي آزادي کوشش مينمايم.
ادراک اين معنا زمينه جهاد را فراهم ميکند و تا زماني که مردم از خفقان رنج نبرند و در خود ضرورت پرواز را احساس نکنند و به ستوه نيايند، توان جنگ با ظالم را ندارند بنابراين، جهاد با صرف مسأله جزم علمي حل نميشود و سالار شهيداني ميخواهد تا جامعه انساني مصمم و عازم باشد.
بشري که به همراه دو بال نظر و عمل، قدرت پر کشيدن دارد و احساس ميکند که در نظام سلطه و استبداد، استعمار، استعباد و استثمار باطل و جاهليت است و در زندان يا قفس جاهليت اسير است، بي صبرانه منتظر فراهم شدن دفاع از حق و براندازي باطل است.
سالار شهيدان(ع) در نامه رسمي خود به مردم بصره مينويسند:«من شما را به کتاب خدا و سنت پيامبر او فرا ميخوانم؛ زيرا سنت خدا سنت پيامبر(ص) تبيين، تفسير، تعليل، اجرا و حمايت قرآن کريم است» .
تنها عامل پيروزي صوري طاغيان اموي بر امام حسين(ع) و تنها راه شکست ظاهري آن حضرت(ع)، همان اسلام امويان بود.از اين رو، سيدالشهدا(ع) بايد اين راز را بازگو کند که اسلام امويان، نابودي اسلام است.
آفرينش
«خط لوله گاز تاپي و ايران» سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است که در آن ميخوانيد:
سران كشورهاي پاكستان،هند، افغانستان و تركمنستان سرانجام پس از سالها پيگيري خط لوله گاز تركمنستان به پاكستان و هند از طريق افغانستان قرارداد احداث پروژه گازي موسوم به تاپي را كه به عنوان پروژه رقيب خط لوله صلح شناخته ميشود را امضا كردند.
در واقع اين پروژه که از 15 سال پيش مطرح شده است ولي به علت چالشها و مشكلات امنيتي به خصوص در افغانستان متوقف شده بود اما با توجه به ديپلماسي انرژي موفق و روبه جلو تر کمنستان همسايه شمالي ما نتيجه داد و در روزهاي گذشته اين قراردادبه امضاي چهار کشور رسيد.
در اين راستا اين خط لوله 1680 كيلومتري كه مورد حمايت بانك توسعه آسيا و نهادهاي مالي بين المللي است قرار است روزانه 3.2 ميليارد فوت مكعب گاز را از ميدان گازي دولت آباد تركمنستان و از راه غرب افغانستان به پاكستان و هند منتقل ميكند وبناست تا سالهاي 2013 و 2014 ميلادي نيزتكميل شود و نياز رو به رشد گاز ي دو کشور پر جمعيت پاکستان و بويژه قدرت رو به رشد هند را بر طرف کند.
آنچه مشخص است پروژه تاپي يا ترانس افغان موجب افزايش همگرايي بين كشورهاي منطقه و تقويت همكاريهاي اقتصادي و تجاري و گسترش همكاريهاي راهبردي ومنافع اقتصادي زيادي براي كشورهاي منطقه خواهد شد جدا از آن مهر تاييدي بر عملکرد موفق و ديپلماتيک مقامات عشق آباد است چه اينکه اين کشور در چند سال گذشته عملا توانسته با پشت سر گذاشتن ايران به عنوان دومين دارنده گاز جهان جدا از افزايش صادرات به ايران وتداوم صادرات به روسيه خط لوله صادارت گاز خود را به چين افتتاح کند و اينک نيز در رقابت با ايران بازار هند را از آن خود سازد و عملا به مرکز مبادلات انرژي گاز در منطقه تبديل گردد.
در اين راستا رئيس جمهور تركمنستان در آستانه امضاي اين قرار داد (خط لوله گاز تاپي) گفت اين خط لوله به پل انرژي در منطقه آسيا تبديل خواهد شد در اين حال به راستي چرا ايران با داشتن دو مين ذخيره گاز طبيعي جهان ياراي شرکت در چنين پروژه بزرگي را ندارد و اين عشق آباد است که در نبود سياست منسجم انرژي ما، همچنان يکه تاز بازار انرژي منطقه شده است.
جهان صنعت
«کدام تئوري؟» عنوان بخش تلنگور روزنامه جهان صنعت به قلم مريم باستاني است که در آن ميخوانيد:
وقتي سخن از کاهش نرخ بيکاري و اقدامات دولت براي ايجاد اشتغال به ميان ميآيد، معمولا اولين موضوعي که به ذهن خطور ميکند رشد اقتصادي و رونق توليد است، آن هم به وسيله حضور پرقدرت بخش خصوصي. اين راه است که کشورهاي صنعتي و موفق طي کردند و امروز اقتصادهاي نوظهور هم با تکيه برآنها قدرتمند ميشوند.
نميتوان گفت آنچه اقتصاددانان توصيه ميکنند، بيراه است اما اين روزها اين انديشه باب شده که اقتصاد ليبرالي به پايان عمر خود رسيده و همين روزها فروميپاشد، حال آنکه در گوشه ديگري از دنيا ميبينيم که همين ديدگاهها اسباب رونق براي اقتصاد کشورهاي ديگري شده است.
تجربه نشان داده که سياستهاي بستن درهاي کشور به روي واردات و تکيه به توليدات داخل هم راه به جايي نميبرد.
چهآنکه اقتصاد هر کشور به دليل مراودات با دنيا زنده است و رشد ميکند. اگر عنوان شود که بحران اقتصادي دنيا هيچ تاثيري براقتصاد ايران ندارد، بيشک سخني بيارتباط است.
با اين حال ديده شده که برخي مسوولان هنگام اوج گرفتن بحران اقتصاد جهاني عنوان کردند که اين بحران هيچ تاثيري بر اقتصاد ايران ندارد اما چندي بعد آثار آن بر صنايع کشور پديدار شده و رکود به اقتصاد ايران کشيده شد.
با اين حال باز هم برخيها اصرار ميکردند که اين بحران هيچ تاثيري بر اقتصاد ايران ندارد و گواه سخن خود را افزايش شاخصهاي بورس عنوان ميکردند.
در حالي که واقعيت اين است که آنچه شاخصهاي بورس را اينچنين رونق داده عرضه سهام اصل 44 است و اگر خريدهاي دولتي نبود که چنين رشدي اتفاق نميافتاد.
افزايش نرخ بيکاري هم يکي از پيامدهاي رکود در اقتصاد است. البته اين بدان معنا نيست که افزايش نرخ بيکاري در ايران صرفا به دليل بحران جهاني است. چه آنکه دهها عامل ديگر ميتوان نام برد که ارتباطي با بحران جهاني اقتصاد ندارد و صرفا به دليل تصميمات کلان اقتصادي است.
دنياي اقتصاد
«ريشهيابي افزايش تورم» سرمقاله امروز روزنامه دنياي اقتصاد به قلم حميد زمان زاده است که در آن ميخوانيد:
تغيير مسير نرخ تورم پس از مدتها سير نزولي، موجب تحليلهاي متفاوتي از سوي کارشناسان اقتصادي و نيز تصميمسازان اقتصادي شده است.
به عنوان مثال، رييس کل بانک مرکزي دليل افزايش تورم را انتظاري ارزيابي كرده که ناشي از جو رواني اجراي قانون هدفمندي يارانهها است. وزير اقتصاد نيز، افزايش تورم را وارداتي ارزيابي کرده که ناشي از افزايش قيمت جهاني نفت و برخي اقلام وارداتي است.
اکنون سوال اين است که افزايش نرخ تورم انتظاري است يا وارداتي؟ پاسخ اين است که هيچ کدام! البته افزايش مجدد نرخ تورم توسط کارشناسان پيشبيني ميشد. اين پيشبيني افزايش نرخ تورم، نه بر اساس افزايش قيمتهاي جهاني و تورم وارداتي بود و نه بر اساس اجراي طرح هدفمندي يارانهها و تورم انتظاري.
پيشبيني افزايش نرخ تورم بر اساس مهمترين عامل تعيينکننده تورم؛ يعني نرخ رشد حجم پول و نقدينگي در اقتصاد بود.
همانطور که ميلتون فريدمن اقتصاددان شهير جهان بيان ميکند، نکته مهم اين است که رشد حجم پول با يک دوره تاخير اثر خود را بر تورم آشکار مينمايد. البته اين دوره تاخيري با توجه به شرايط اقتصادي ميتواند متفاوت بوده و از چند ماه تا حدود دو سال را در برگيرد؛ اما افزايش رشد حجم پول در نهايت و ضرورتا به افزايش تورم منته خواهد شد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


