دیپلماسی با چکمه نظامی؛ آمریکا با زبان تهدید مذاکره میکند/ پیشنهاد ایران در مذاکرات؛ کنسرسیوم بهجای تعطیلی غنیسازی/ مذاکرات در ترکیه شلوغ و پیچیده میشد

ساداتیان اظهار داشت: مهمترین خواستهای که ترامپ مطرح میکند این است که ایران به سلاح هستهای دست پیدا نکند. در همین چارچوب و تحت فشار اسرائیل، مطرح شده که غنیسازی ایران باید به صفر برسد؛ یعنی غنیسازی بهطور کامل متوقف شده و به خارج از ایران منتقل شود. این خواسته طبیعتاً از سوی ایران پذیرفته نشده و ایران بهصراحت اعلام کرده که غنیسازی خط قرمز است.
به گزارش سرویس بینالملل «تابناک»؛ مذاکرات ایران و آمریکا با میانجیگری عمان در مسقط برگزار شد؛ گفتوگوهایی که با هدف سنجش امکان بازگشت به مسیر دیپلماسی و احقاق حقوق ایران در رفع تحریم انجام گرفت.
بر اساس اعلام مقامات ایرانی، این مذاکرات صرفاً بر محور مسائل هستهای و چارچوبهای مرتبط با آن متمرکز است. همزمان، حضور فرمانده سنتکام در ترکیب هیئت آمریکایی، حامل پیام ادامه فشار نظامی در کنار مسیر دیپلماسی بود. در پایان این دور از مذاکرات، مقرر شد طرفین برای بررسی با پایتختهای خود مشورت کنند.
از این رو، خبرنگار سرویس بینالملل «تابناک» بهمنظور تبیین روند مذاکرات و بررسی جزئیات آن، با سیدجلال ساداتیان، سفیر پیشین ایران در انگلیس، گفتوگو کرده که مشروح آن در ادامه آمده است.
*مذاکرات ایران و آمریکا در حالی در عمان برگزار شد که آقای عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، فضای حاکم بر مذاکرات را مثبت ارزیابی کرد و اعلام کرد اگر این روند ادامه پیدا کند، امکان دستیابی به چارچوب توافق وجود دارد. ارزیابی شما از مذاکرات امروز چیست؟
مذاکراتی که قرار بود در ترکیه برگزار شود، بنا به دلایلی به عمان منتقل شد. در مسقط، دور نخست مذاکرات با میانجیگری وزیر خارجه عمان برگزار شد. در این دور، ابتدا درباره ترتیبات و نحوه گفتوگوها بحث شد که این جلسه ساعت ۱۰ صبح برگزار شد و سپس مذاکرات اصلی حوالی ساعت ۱۳:۳۰ بعدازظهر آغاز شد.
به نظر میرسد گفتوگوها وارد مباحث محتوایی شده باشد، هرچند تاکنون نتیجهای از محتوای مذاکرات اعلام نشده و صرفاً وزیر امور خارجه ایران از مثبت بودن روند گفتوگوها ابراز رضایت کرده است. همچنین اعلام شد که طرفین برای انجام مشورتها به پایتختهای خود بازمیگردند و پس از آن، زمان دور بعدی مذاکرات مشخص خواهد شد.
به نظر میرسد این دور از مذاکرات تا حدی شبیه به دور قبلی گفتوگوهاست که پنج مرحله ادامه یافت و نهایتاً به جنگ دوازدهروزه منتهی شد؛ با این تفاوت که اکنون شرایط متفاوتی حاکم است. در آن مقطع نیز اسرائیل با این روند موافق نبود و عملاً مذاکرات را بر هم زد. در حال حاضر نیز مشخص است که ترامپ به دنبال آن است که از طریق مذاکره و گفتوگو، مسئله خود با ایران را حلوفصل کند و به راهحلی برسد که پیششرطهای آن را از قبل تعیین کرده است.
فضای مذاکراتی که با وساطت عمان آغاز شده و از ترکیه به عمان منتقل شده، هنوز از نظر محتوایی شفاف نیست. مشخص نیست طرفین دقیقاً بر سر چه موضوعاتی گفتوگو کردهاند و ای کاش در این زمینه اطلاعرسانی دقیقتری صورت میگرفت تا روشن شود محورهای اصلی مذاکرات چه بوده است.
بر اساس اطلاعات پیشین، مهمترین خواستهای که ترامپ مطرح میکند این است که ایران به سلاح هستهای دست پیدا نکند. در همین چارچوب و تحت فشار اسرائیل، مطرح شده که غنیسازی ایران باید به صفر برسد؛ یعنی غنیسازی بهطور کامل متوقف شده و به خارج از ایران منتقل شود. این خواسته طبیعتاً از سوی ایران پذیرفته نشده و ایران بهصراحت اعلام کرده که غنیسازی خط قرمز است.
ایران برای اطمینانبخشی به طرفهایی که نگران دستیابی ایران به سلاح هستهای هستند، پیشنهاد تشکیل یک کنسرسیوم را مطرح کرده است؛ کنسرسیومی که میتواند با مشارکت کشورهایی مانند عربستان، امارات، فرانسه یا هر کشور مایل دیگر شکل بگیرد. در این چارچوب، هر کشور سهم خود را دریافت میکند و در عین حال، نظارت میشود که ایران بیش از سطح توافقشده غنیسازی انجام ندهد.
*کنسرسیوم مورد نظر ایران قرار است در داخل کشور شکل بگیرد یا خارج از ایران؟
بحث اصلی بر سر این است که کنسرسیوم داخل کشور باشد و غنیسازی هم در داخل ایران انجام شود و ادامه یابد. تفاوت این طرح با وضعیت فعلی در این است که بهجای آنکه صرفاً آژانس بینالمللی انرژی اتمی نظارت کند، این کنسرسیوم بهطور کامل نظارت تامهای داشته باشد. در واقع، اعضای کنسرسیوم هم شریک هستند، هم سهم خود را دریافت میکنند و هم ناظر خواهند بود تا اطمینان حاصل شود غنیسازی بیش از حد توافقشده انجام نمیشود.
مشخص نیست که آیا این موضوع در جلسه روز جمعه مورد بررسی قرار گرفته یا خیر، یا اینکه راهحل یا طرح دیگری روی میز گذاشته شده است. پیش از این، پیشنهادهایی مانند توقف سهساله غنیسازی و تأمین نیازهای ایران از خارج مطرح شده بود که مورد اعتماد ایران قرار نگرفت و رد شد، زیرا ایران حاضر نیست نیازهای پزشکی، درمانی و صنعتی خود را به تأمین خارجی و وابستگی کامل گره بزند.
در حال حاضر، مشخص نیست در مذاکرات چه موضوعاتی دقیقاً مطرح شده که نتیجه آن بازگشت طرفین به پایتختها برای مشورت بوده است. تاکنون هیچ اطلاعات رسمی در این زمینه منتشر نشده و بر اساس دادههای قبلی، تنها گزینه شناختهشده همان طرح کنسرسیوم است؛ اینکه آیا این طرح پذیرفته شده یا نه، با چه شرایطی و با چه سطحی از غنیسازی، هنوز روشن نیست.
*در تیم مذاکرهکننده آمریکا،«برد کوپر»، فرمانده سنتکام نیز حضور داشت. دلیل این اقدام که غیرمتعارف تلقی میشود، چیست؟
به نظر میرسد آمریکاییها با توجه به نیروهایی که به منطقه آوردهاند، این پیام را منتقل میکنند که اگر مذاکرات از مسیر دیپلماسی به نتیجه نرسد، گزینه نظامی نیز وجود دارد. حضور فرمانده سنتکام در مذاکرات میتواند حامل این پیام باشد که در کنار گفتوگو، تهدید نظامی نیز مطرح است.
این اقدام را میتوان تلاشی برای اعمال فشار دانست؛ به این معنا که اگر توافقی حاصل نشود یا ایران کوتاه نیاید، احتمال اقدام نظامی وجود دارد. حضور فرمانده سنتکام در جلسات مذاکره مؤید همین رویکرد تهدیدآمیز است که چماق اقدام نظامی ما بالا است.
*خبرنگار والاستریت ژورنال اعلام کرده که ایران بر حق غنیسازی خود تأکید داشته و آمریکا نیز بر مواضع خود پافشاری کرده و تنها تغییرات اندکی در مواضع طرفین دیده میشود. آیا تصور میکنید این مذاکرات به نتیجه برسد؟
باید امیدوار بود که از وقوع جنگ جلوگیری شود. دیپلماسی برای جلوگیری از خسارات انسانی و مادی است و اگر تلاش عقلانی طرفین به نتیجه برسد، قطعاً اتفاق مثبتی خواهد بود. با این حال، اگر هیچیک از تمهیدات به نتیجه نرسد و جنگ تحمیل شود، آن جنگ میتواند وضعیت را بهگونهای دیگر روشن کند؛ هرچند از نظر انسانی، همه خواهان پرهیز از جنگ هستند.
اصرار طرفین بر مواضع خود در دور نخست مذاکرات امری طبیعی است. با این حال، به نظر میرسد طرف آمریکایی نسبت به گذشته تا حدی عقبنشینی کرده است. در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ، دوازده شرط از سوی پمپئو مطرح شده بود، اما این بار این خواستهها به سه محور هستهای، منطقهای و موشکی تقلیل یافته است.
ایران مذاکره درباره توان موشکی را بهطور کامل رد کرده و آن را غیرقابل مذاکره دانسته است. در حوزه منطقهای نیز تحولات میدانی و تغییراتی که در سوریه اتفاق افتاد و لطماتی که به لبنان وارد شد باعث شد تغییراتی در گفتمان ایران حاصل شود و شرایط نسبت به گذشته تغییر کند. در نهایت، تنها موضوعی که ایران با مذاکره درباره آن موافقت کرده، مسئله هستهای است و آمریکا نیز پذیرفته که در این دوره، صرفاً درباره این موضوع گفتوگو شود.
*ایران با چه ملاحظاتی بر انجام مذاکرات در مسقط، بهجای آنکارا، تأکید داشت؟
دلیل این موضوع آن بود که ترکیه تمایل داشت مذاکرات بهصورت چندجانبه برگزار شود. علت این رویکرد نیز آن است که همسایگان و برخی کشورهای عربی منطقه نسبت به اهداف اسرائیل کاملاً بدبین هستند و معتقدند اسرائیل به دنبال گسترش سیطره و نفوذ خود در منطقه است.
در حال حاضر نیز اردوغان، بهویژه در پرونده سوریه، با چالشهایی مواجه شده و حتی عربستان سعودی نیز به دنبال تحقق راهحل دو دولتی در مسئله فلسطین است. برخی دیگر از کشورهای منطقه نیز نگران سیاستهای توسعهطلبانه اسرائیل هستند. این کشورها علاقهمندند از حلوفصل مسئله ایران از طریق مذاکره حمایت کنند و در عین حال، مایلاند از افزایش تنش در منطقه جلوگیری شود، چرا که تشدید تنش میتواند مانعی برای برنامههای توسعهای آنها باشد.
در این چارچوب، شاهد بودیم که کشورهایی مانند قطر، مصر، عمان و همچنین خود ترکیه، هر یک بهصورت جداگانه تلاش داشتند نقش واسطه و میانجی را ایفا کنند. با این حال، ایران به این جمعبندی رسید که اگرچه این کشورها هر یک اهداف خاص خود را دنبال میکنند و علاقهمند به موفقیت مذاکرات هستند، اما هر کدام از زاویه دید متفاوتی به موضوع مینگرند و حضور همزمان آنها میتواند میز مذاکره را تا حدی شلوغ و پیچیده کند.
از این رو، ایران با توجه به نیاز به تمرکز بیشتر، ترجیح داد گفتوگوها بهصورت مستقیم و متمرکز با ایالات متحده انجام شود؛ چرا که در نهایت، در تمامی مراحل، این آمریکا بوده است که مواضعش مبنای تصمیمگیری سایر طرفها قرار میگیرد. بر همین اساس، میتوان گفت ایران میز نسبتاً شلوغ ترکیه را به میز خلوتتر عمان ترجیح داد؛ میزی که تنها وزیر امور خارجه عمان نقش میانجی را بر عهده دارد.
به همین دلیل نیز مشاهده شد که در دور نخست مذاکرات که ساعت ۱۰ صبح امروز برگزار شد، ابتدا عراقچی با بدر البوسعیدی گفتوگو کرد و پس از آن، دیدار با ویتکاف انجام شد. نتیجه این رایزنیها نیز آن بود که ترتیبات مورد توافق طرفین به بعدازظهر موکول شد.
گفتگو: زینب منوچهری



