گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۳۵۴۷۶
| | 3778 بازدید
كيهان
«دستاوردهاي راهبردي ژنو 3» عنوان يادداشت روز كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
كوتاه ترين راه براي فهم دستاوردهاي راهبردي مذاكرات ژنو 3 براي ايران، مقايسه نتيجه مذاكرات با اهدافي است كه هر يك از طرفين پيش از ورود به مذاكرات رسما اعلام كرده بودند. فقط با انجام صحيح و كامل اين مقايسه است كه ميتوان فهميد برنده اين نشست كدام طرف بوده است.
مذاكرات ژنو 3 در فضايي آغاز شد كه طرف غربي به وضوح انتظار داشت تركيب گزينههايي كه در ماههاي گذشته عليه ايران فعال كرده، با تاثيرگذاري بر محاسبات استراتژيك ايران، موضع آن را نرم تر كرده و احتمال كوتاه آمدن آن را افزايش داده باشد.
در 9 ماه گذشته آمريكا با جديت تلاش كرده گزينههاي تحريم (خارج و داخل شوراي امنيت)، تهديد به حمله نظامي، عمليات رسانه اي، ناآرام سازي فضاي داخلي ايران با حمايت از جريان فتنه و عمليات اطلاعاتي بويژه ترور را با يكديگر تركيب كند.
تصور آمريكاييها اين بود كه اين تركيب وقتي در كنار گزينه مذاكره قرار بگيرد ، اثر خود را آشكار خواهد كرد بنابراين 1+5 گمان ميكرد در مذاكرات ژنو 3 كاملا دست بالا را دارد و قادر خواهد بود برخي از درخواستهاي كليدي خود را به ايران تحميل كند.
به همين دليل غربيها اعلام كرده بود كه هدف اساسي آنها در ژنو، وادار كردن ايران به ورود به يك فرايند اعتمادسازي جديد و طولاني مدت درباره نگرانيهاي كشورهاي غربي از برنامه هستهاي آن است.
جمهوري اسلامي
«اعتدال در عزاداري» سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
بسمالله الرحمن الرحيم
افراط و تفريط در هر كاري ناپسند و زيانبار است. خلقت انسان و كائنات براساس اعتدال صورت گرفته و به همين جهت، رفتارهاي انسان و رفتاري كه با انسانها ميشود و همچنين رفتارهائي كه انسانها با ساير موجودات ميكنند اگر بر مبناي اعتدال باشد به نتيجه مطلوب منجر ميشود و اگر با افراط و تفريط همراه باشد نه تنها نتيجه بخش نخواهد بود بلكه عوارض منفي هم خواهد داشت. عاشورا، برخورد دينمدارانه با افراطها و تفريطهائي بود كه دين خدا را تهديد ميكردند.
واقعه كربلا، همانگونه كه از بيان عرشي پيامبر گرامي اسلام استفاده ميشود، موجب بقاء دين اسلام شد و اين جمله رسول خدا كه فرمود: «حسين مني و انا من حسين» مژده جاودانگي دين خدا و سنت رسولالله به بركت خون شهداي كربلاست. كساني كه به برپائي عزاداري حسيني و زندهنگهداشتن ياد و راه شهداي كربلا كمك كرده و ميكنند ، در عين حال كه در حفظ ميراث كربلا سهمي دارند، نبايد تصور كنند كه در اين جاودانگي نقش دارند.
اين جاودانگي، اثر مستقيم و بلاواسطه خون امام حسين عليهالسلام و شهداي كربلاست و همه ما بايد بدانيم كه اعتقادات ما را نيز اين خونها حفظ كردهاند و دلبستگي ما به اهل بيت عصمت و طهارت و آشنائي ما با اسلام ناب محمدي صلواتالله و سلامه عليه مرهون فداكاريهاي شهداي كربلاست بنابراين، تا ابد اين ما هستيم كه بايد خود را مديون امام حسين عليهالسلام و شهدا كربلا بدانيم و براي اداي اين دين هرچه ميتوانيم انجام دهيم.
شيعيان، دورانهاي سختي را پشت سر گذاشتهاند كه حتي براي رفتن به كربلا و زيارت قبر امام حسين عليه السلام حاضر ميشدند ماموران خلفاي جور و دشمنان دين خدا، دست آنها را قطع كنند.
بسياري از عاشقان امام حسين جان خود را بر سر زيارت آنحضرت گذاشتند و اينهمه فداكاري به اين دليل صورت گرفت كه واقعه كربلا حرارتي در قلبها ايجاد كرد كه تا ابد باقي ميماند و هر روز بيشتر ميشود.
اين معجزه را خدا در خون امامحسين و شهداي كربلا قرار داده است و هر روز نيز جاذبه اين خونها بيشتر ميشود و تعداد علاقمندان و عاشقان قهرمانان اين حماسه جاودانه افزايش مييابند.
خاصيت فداكاري براي دين خدا همين است و چون امام حسين عليهالسلام و ساير شهداي كربلا زيباترين جلوههاي فداكاري را به نمايش گذاشتند، جاودانه شدند.
نگاههاي متفاوت به عزاداري امام حسين و شهداي كربلا هميشه وجود داشت و افراط و تفريطهائي كه امروز ديده و شنيده ميشود چيز تازهاي نيست.
عدهاي، عزاداري محدود و در قالب وعظ و خطابه و حذف دستجات سينهزني و سنتهاي رايج را توصيه ميكنند و با هر كاري بيش از اين ميزان محدود مخالفند. عدهاي در مقابل، هر روز هرچه ميتوانند بر حواشي ميافزايند و فرعيات را بقدري گسترش ميدهند كه اصل به فراموشي سپرده ميشود.
رسالت
«گامي بلند به سوي همگرايي» سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمدكاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
نشست جمعي از اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم و روحانيت مبارز با برخي از رجال سياسي و مذهبي و نيز رهبران گروههاي اصولگرا موجي ازاميد در ميان اصولگرايان سراسر كشور براي همگرايي بيشتر پديد آورد.
اين نشست با نگاه كاربردي به وحدت ملي به طور اعم و وحدت اصولگرايان به طور اخص، در پي هم افزايي اقتدار ملي از طريق كشف ظرفيتهاي اصولگرايي و رويشهاي جديد در سپهر سياست امروز ايران است.
روحانيت همواره دغدغه اتحاد و يكپارچگي نيروهاي مومن به انقلاب را داشته و آن را پايه اصلي مانايي انقلاب اسلامي ميداند.
روحانيت هيچگاه در ايران به اين اندازه نيرومند، اثرگذار و مراقب دين مردم نبوده است. گسترش حوزههاي علميه در قم- تهران- مشهد- اصفهان و در ديگر مراكز استانها و حتي شهرها و بخشهاي كشور بسيار اميدبخش بوده است.
امروز همه فعالان سياسي و احزاب و گروههايي كه در كشور به اسلام التزام عملي دارند ميخواهند دين خود را از سرچشمه اصلي بگيرند لذا نوعي ارتباط بين آنها و روحانيت اجتنابناپذير است.
از طرفي نيروهاي اصولگرا معتقدند روحانيت ميتواند همواره به عنوان يك تكيهگاه بزرگ و يك لنگر اساسي براي وحدت و اقتدار ملي باشد.
مقام معظم رهبري در سفر به قم ضمن تكريم و تعظيم مراجع ، روحانيت وحوزههاي علميه سراسر كشور از جامعه مدرسين به عنوان يك شاخص بزرگ براي انقلاب و نظام ياد كردند.همت جامعه مدرسين و روحانيت مبارز بهامر وحدت ستودني است.
ابتكار
«عاشورا و جامعه گرفتار وارونگي ارزش ها» سرمقاله امروز روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن ميخوانيد:
وارونگي اختصاص به هوا ندارد. وارونگي هوا اين روزها به يکي از رايج ترين مکالمات روزمره مردم تهران تبديل شده است. پديدهاي که باعث افزايش چشمگير آلودگي هوا و باعث سر گيجه و امراض مختلف گرديده است.
پديده وارونگي در نظام ارزشها هم باعث انحراف افکار عمومي خواهد شد اگر وارونگي هوا مشکلات زيست محيطي و تنفسي را به همراه دارد و گاهي نيز باعث مرگ افراد خواهد شد اما وارونگي در نظام ارزش ها، موجب مرگ يک ملت و کشته شدن بهترين اولياء خدا خواهد شد.
با تامل در عمق لايههاي دروني جامعه زمان واقعه عاشورا، به خوبي نمايان است که بسياري از ارزشهاي نبوي، دچار دگرگوني شده بودند آنچه در زمان پيامبر در جدول ارزشها قرار داشت، در نسلها بعد، لباس ضد ارزش پوشيد و به ته جدول سقوط کرد و آنچه در جدول ضد ارزشها بود به مرور، قبح خود را از دست داد و لباس ارزش به تن کرد.
واقعه کربلا حدود نيم قرن پس از رحلت پيامبر اسلام (ص) رخ داد هنوز کساني از نسل اول انقلاب نبوي که شاهد ارزشهاي اوليه بودند در قيد حيات بودند.
آنان جايگاه علي و فرزندانش در نگاه پيامبر(ص) را به نيکي ميدانستند، آنها جملات پيامبر مبني بر اينکه حسين بن علي، چراغ هدايت و کشتي نجات و پيشواي نيکي و خجستگي و امام عزت و افتخار است را در خاطر داشتند.
بسيار کساني که شمشير به دست گرفتند و عزم کشتن حسين کردند، خود جزو صحابه حضرت رسول (ص) بودند و به طور طبيعي فراموش نکرده بودند که پيامبر رو به علي و فرزندانش کرد و فرمود با کساني که با شما بجنگد ، در جنگم و با کساني که با شما صلح کند ، در صلحم.
بسياري از آنان نيز حکومت پنج ساله علي و اصرارش بر اجراي عدالت را ديده بودند و حتي خود شاهد بيعت تاريخي مردم با آن حضرت بودند، بيعتي که حضرت اينچنين توصيف ميکرد: روز بيعت ، مردم بسان يال کفتار به دورم ريخته از هر سو روي به من نهادند، لکن ديري نپائيد که تاب اجراي عدالت را از دست دادند و از فرمان علي سر بر تافتند ، با اين اوصاف سوال اين است که چطور ممکن است در جامعه پيامبر بنيان نهان، در فاصله 50 سال تغييراتي ايجاد خواهد شد که صحابه نسل اول به همراه نسلهاي بعدي بسيج ميشوند و در اردوگاه يزيد لباس رزم بر تن کرده و براي کشتن حسين ابن علي مسابقه گذاشتند پاسخ به اين پرسش، تابع شناخت تغييرات بوجود آمده در جامعه آن روز است.
آرمان
«آنچه مرجعيت شيعه درخشت خام ميبيند» سرمقاله روزنامه آرمان به قلم محمد صادق صالحي منش است كه در آن ميخوانيد:
درخبرها خوانديم که آيت الله العظمي وحيد خراساني نسبت به پخش و نمايش تصوير قمربنيهاشم موضعگيري فرمود و آن را بهگونهاي بيسابقه محکوم کردهاند. تلختر آنکه برخي نادانسته و يا عامدانه اين موضعگيري را برنتابيده و نسبت به آن نقدهايي که بعضا از ادبيات نامناسبي بهره ميگرفت متوجه اين نظريه ساختند.
در اينباره نکاتي حائز اهميت است که باهم مرور مينماييم.
1- جايگاه رفيع مرجعيت شيعه آن هم نظير چنين مرجعي که صاحب مکتب اصولي و در سنين پيري ولي با قلبي و دلي جوان يک تنه به سراغ اهل باطل ميرود و هل من مبارز ميطلبد آن هم نه با هر کسي بلکه از بزرگان اديان و مکاتب ديگر وفرق ضاله لذا علامه وحيد از چنان رفعتي برخوردار است که هيچکس نبايد به خود حق دهد که نسبت به مرجعيت و چنين مرجعي توهين روا دارد.
در تاريخ سرزمين ما هرگاه جسارتي نسبت به مقام مرجعيت شده نتيجهاي جز پشيماني و خسران براي اهانتکنندگان نداشته؛ اينک چگونه يک پايگاه اينترنتي به خود اجازه ميدهد آن هم با ادبياتي سخيف و بدون پشتوانه علمي و منطقي در اين عرصه وارد گردد و اظهار نظر نمايد.
2- حساسيت مراجع نسبت به اموري که مستقيما به دين و آيين مردم و شعائر مذهبي مربوط است به طور طبيعي بيش از حساسيت ايشان نسبت به اموري است که به طور غيرمستقيم به تزلزل ايمان جامعه ميانجامد. بديهي است که تعريف فقها و بزرگان از احکام الهي با يکديگر متفاوت است؛ اما در موارد اجماع يا شبه اجماع نظرگاه اين بزرگان از استحکام بيشتري برخوردار ميشود.
متاسفانه اخيرا بعضي با برخي حساسيتهاي ديني اين بزرگان برخوردي مناسب نداشتهاند و اين فاصله ايجاد شده ناشي از يک حادثه معمولي نيست. بلکه معلول فرآيندي است که در حوادث متعدد زائيده شده. بسياري از اين حوادث نه تنها براي اين بزرگان شفاف توضيح داده نشده بلکه توسط بعضي با تذکرات استوانههاي فقه و ديانت به گونهاي نامناسب برخورد شده است.
3- برخي از منتقدين از سکوت مراجع نسبت به حوادث مشابه يا تلختر و سخن درباره اين واقعه انتقاد کردهاند. اين در حالي است که آگاهان واقفند که عملکرد مراجع تقليد ابتدا بر نصيحت غيرآشکار و سپس بر تذکر علني و بعد برعتاب و خطاب استوار است.
بسياري از مراجع در حوادث ديگر از قبيل ورود زنان به ورزشگاههاي مردانه، حذف تعطيلي بعضي از ايام الله، انتخاب وزراي زن و... تذکرات خويش را داشته و آشکارا اعلان نظر فرمودند؛ منتقديني که ندانند سکوت بزرگان گاه آثاري عميقتر از سخن ايشان برجاي ميگذارد حقيقتا انصاف را از دست دادهاند. مشي مراجع و بزرگان حوزه بر دوري از افراط و تفريط استوار است.
آفرينش
«پشتكار و تلاش جواني تضمين كننده آينده» سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن ميخوانيد:
بحث را با يکي از گفتههاي رسول اکرم (ص) آغاز ميکنيم که فرمودهاند:هيچ بندهاي قدم از قدم برندارد مگر اينکه پاسخ گوي چهار عمل خود باشد، عمر ، جواني ، مال و ثروت و دوستي اهل بيت (ع).
موضوع جواني بحث از تحرک و فعاليت در زمينههاي مختلف ميباشد. و بسته به اينکه فرد، جواني خود را چگونه پشت سر بگذارد شخصيت خويش و آينده جامعه خود را رقم خواهد زد.
امروز برخي جوانان به بهانههاي فراهم نبودن شرايط و امکانات کم کاري و عدم موفقيتهاي خود را توجيه ميکنند و عدم سعي و تلاش خود را به گردن جامعه مياندازند. و با اين بهانه نه تنها باعث رشد و شکوفايي توانايي خود نميشوند بلکه باعث کند شدن چرخه توسعه جامعه نيز ميگردند.
اين نکته قابل ذکر است که نبودن سرمايه و امکانات کافي براي تمام جوانان قابل قبول است اما به هيچ وجه دليل قانع کنندهاي براي عدم تلاش و فعاليت جوانان نميباشد.
نبايد اين نکته را فراموش کرد که بزرگترين سرمايه يک انسان سلامتي و نيروي جواني است که با اتکا به آن ميتواند پلههاي ترقي را طي کند. امروز برخي از جوانان در کشور با داشتن معلوليتهاي جسمي توانستهاند در زمينههاي مختلف ورزشي، علمي و هنري در سطح جهاني خود را مطرح کنند و مايه افتخار کشور گردند.
اين نشان از پشتکار و عزم جدي اين افراد براي رسيدن به قلههاي موفقيت دارد و اين جوانان توانستهاند که ثابت کنند حتي با فراهم نبودن تمامي امکانات نيز ميتوان با اتکا به نيروي جواني کمبودها را جبران کرد و به موفقيت دست يافت.
به کرات در تلوزيون ديده ايم که اشخاصي حتي با نداشتن چشم و يا نداشتن دست توانستهاند به مدارج عالي هنري و علمي دست يابند و پاسخ همه آنها در مورد رمز موفقيتشان تلاش و پشتکار و توکل به خداوند بوده است. آيا شرايط و امکانات براي اين افراد در سطح عالي فراهم بوده که توانستهاند به موفقيت دست يابند؟ و يا عزم واقعي آنها و سعي و تلاششان در جهت رسيدن به هدف عامل موفقيتشان بوده است.
دنياي اقتصاد
«ريشهيابي مشکلات يورو» سرمقاله امروز روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر فرخ قبادي است كه در آن ميخوانيد:
در بهار سال جاري يونان در مرز ورشکستگي قرار داشت. پس از مدتي کشمکش و تعلل، ...
... سرانجام بسته حمايتي بزرگي به مبلغ 750 ميليارد يورو (نزديک به يک تريليون دلار) با همکاري دولتهاي اروپايي، صندوق بينالمللي پول و بانک مرکزي اروپا فراهم شد تا هم يونان را نجات دهد و هم مشکلات مشابه در کشورهاي ديگر را حل و فصل کند. تخصيص 110 ميليارد يورو از اين مبلغ به يونان، مشکل اين کشور را موقتا برطرف کرد.
سپس نوبت به ايرلند رسيد. کشوري که بهرغم بدهيهاي سنگين سررسيد شدهاش، از پذيرش کمکي مشابه يونان – که البته شرايط رياضتي سختي را به همراه ميآورد – سرباز زد.
اما سرانجام، و بهرغم تظاهرات دهها هزار نفري مردم اين کشور در مخالفت با پذيرش وام اضطراري، تسليم شد و کمک 85 ميليارد يورويي اعضاي حوزه يورو را پذيرفت و عجالتا نکول وامهايش را به تعويق افکند.
اما اين بار مساله کاملا حل و فصل نشد. سرمايهگذاران نشان دادند که به آينده کشورهاي عضو اين حوزه پولي چندان خوشبين نيستند و «دومينوهاي» ديگري را در شرف سقوط ميبينند. به نوشته نشريه اکونوميست، متعاقب بحران ايرلند، بهرهاي که سرمايهگذاران براي خريد اوراق قرضه دولتي طلب ميکنند به ميزان محسوسي بالاتر رفته است. اين امر نه تنها براي اوراق قرضه يونان و ايرلند، که براي اوراق قرضه پرتغال، اسپانيا، ايتاليا و حتي بلژيک مصداق يافته است.
جهان صنعت
«دفاع از حرف حق» عنوان نقد روز روزنامه جهان صنعت به قلم طهماسب طلايي است كه در آن ميخوانيد:
بارها در سازمانها و شرکتهاي دولتي پيش آمده که وقتي به عنوان يک خبرنگار از کارمندان غيررسمي مجموعه وضعيت کاريشان را ميپرسي جملگي يک انتقاد بزرگ دارند که آن هم تبعيض ميان خود با کارمندان رسمي است.
اين طيف از کارمندان که معمولا با يک شرکت پيمانکاري نيروي انساني طرف قرارداد هستند از عمده تسهيلات کارمندان رسمي که در يک مجموعه مشغول به کار هستند بيبهرهاند اما ميزان کارشان تفاوتي که ندارد هيچ، حتي گاهي هم بيشتر است.
حتي با عبور از موضوع نبود امنيت شغلي و کمبهره بودن از امکانات دولتي هم اين طيف از شاغلان گلايههاي بحقي دارند که چرا در يک مجموعه با کارمندان رسمي کار ميکنند اما چون طرف قراردادشان دولت نيست، انتظاري هم نميتوانند از دولتيها داشته باشند.
در اين خصوص چندي پيش بود که با قول مساعد رييس جمهور براي تغيير شرايط مقرر شد تا پرونده پيمانکاريهاي نيروي انساني بسته شود اما آن طور که از شواهد برميآيد مصوبه دولت در حذف پيمانکاريهاي نيروي انساني توسط برخي وزارتخانهها و دستگاههاي دولتي جدي گرفته نشده و اين مشکل ادامه دارد که وزير کار ميگويد، جدا از اينکه آيا ما بررسي کردهايم يا خير و يا اينکه چه کاري در اين بخش شده است، بايد گفت اميدواريم که به زودي بساط پيمانکاريهاي نيروي انساني برچيده شود.
وي، شنيدهها در خصوص بي تفاوتي وزارت نفت، بهداشت و چند مجموعه ديگر را موثق ندانسته و تاکيد داشته که اين کار تخلف است و اگر به حکم ايشان بود مديران متخلف را عزل ميکرد زيرا رييسجمهور و دولت تصميم گرفته و مديران جزء و مياني حق اجتهاد ندارند.
اين صراحت لهجه وزير کار در شرايطي که گلايههاي کارمندان تحت استخدام شرکتهاي پيمانکاري ادامه دارد بسيار ستودني است اما در اين خصوص جاي طرح اين پرسش نيز وجود دارد که وقتي شما اين موضوعات را شايعه ميدانيد چرا نميگوييد چه کساني در اين ميدان به خود حق اجتهاد دادهاند و بر کلام رييسجمهور و مصوبه دولت حرفي اضافه آوردهاند و ديگر آنکه چرا وزارت کار به عنوان متولي حفظ حقوق کاري به صراحت متخلفان را براي دولتمردان معرفي نميکند تا اين اقدام مهم به ثمر نشيند و پاياني بر اجحافها در حق شاغلان پيماني شود.
جا دارد که وزير کار در اين خصوص بيشتر سخن براند و بر حمايت رسانهها نيز حساب ويژه باز کند زيرا همان طور که ايشان گفتند بايد بساط اين مجموعهها جمع شود.
«دستاوردهاي راهبردي ژنو 3» عنوان يادداشت روز كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
كوتاه ترين راه براي فهم دستاوردهاي راهبردي مذاكرات ژنو 3 براي ايران، مقايسه نتيجه مذاكرات با اهدافي است كه هر يك از طرفين پيش از ورود به مذاكرات رسما اعلام كرده بودند. فقط با انجام صحيح و كامل اين مقايسه است كه ميتوان فهميد برنده اين نشست كدام طرف بوده است.
مذاكرات ژنو 3 در فضايي آغاز شد كه طرف غربي به وضوح انتظار داشت تركيب گزينههايي كه در ماههاي گذشته عليه ايران فعال كرده، با تاثيرگذاري بر محاسبات استراتژيك ايران، موضع آن را نرم تر كرده و احتمال كوتاه آمدن آن را افزايش داده باشد.
در 9 ماه گذشته آمريكا با جديت تلاش كرده گزينههاي تحريم (خارج و داخل شوراي امنيت)، تهديد به حمله نظامي، عمليات رسانه اي، ناآرام سازي فضاي داخلي ايران با حمايت از جريان فتنه و عمليات اطلاعاتي بويژه ترور را با يكديگر تركيب كند.
تصور آمريكاييها اين بود كه اين تركيب وقتي در كنار گزينه مذاكره قرار بگيرد ، اثر خود را آشكار خواهد كرد بنابراين 1+5 گمان ميكرد در مذاكرات ژنو 3 كاملا دست بالا را دارد و قادر خواهد بود برخي از درخواستهاي كليدي خود را به ايران تحميل كند.
به همين دليل غربيها اعلام كرده بود كه هدف اساسي آنها در ژنو، وادار كردن ايران به ورود به يك فرايند اعتمادسازي جديد و طولاني مدت درباره نگرانيهاي كشورهاي غربي از برنامه هستهاي آن است.
جمهوري اسلامي
«اعتدال در عزاداري» سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
بسمالله الرحمن الرحيم
افراط و تفريط در هر كاري ناپسند و زيانبار است. خلقت انسان و كائنات براساس اعتدال صورت گرفته و به همين جهت، رفتارهاي انسان و رفتاري كه با انسانها ميشود و همچنين رفتارهائي كه انسانها با ساير موجودات ميكنند اگر بر مبناي اعتدال باشد به نتيجه مطلوب منجر ميشود و اگر با افراط و تفريط همراه باشد نه تنها نتيجه بخش نخواهد بود بلكه عوارض منفي هم خواهد داشت. عاشورا، برخورد دينمدارانه با افراطها و تفريطهائي بود كه دين خدا را تهديد ميكردند.
واقعه كربلا، همانگونه كه از بيان عرشي پيامبر گرامي اسلام استفاده ميشود، موجب بقاء دين اسلام شد و اين جمله رسول خدا كه فرمود: «حسين مني و انا من حسين» مژده جاودانگي دين خدا و سنت رسولالله به بركت خون شهداي كربلاست. كساني كه به برپائي عزاداري حسيني و زندهنگهداشتن ياد و راه شهداي كربلا كمك كرده و ميكنند ، در عين حال كه در حفظ ميراث كربلا سهمي دارند، نبايد تصور كنند كه در اين جاودانگي نقش دارند.
اين جاودانگي، اثر مستقيم و بلاواسطه خون امام حسين عليهالسلام و شهداي كربلاست و همه ما بايد بدانيم كه اعتقادات ما را نيز اين خونها حفظ كردهاند و دلبستگي ما به اهل بيت عصمت و طهارت و آشنائي ما با اسلام ناب محمدي صلواتالله و سلامه عليه مرهون فداكاريهاي شهداي كربلاست بنابراين، تا ابد اين ما هستيم كه بايد خود را مديون امام حسين عليهالسلام و شهدا كربلا بدانيم و براي اداي اين دين هرچه ميتوانيم انجام دهيم.
شيعيان، دورانهاي سختي را پشت سر گذاشتهاند كه حتي براي رفتن به كربلا و زيارت قبر امام حسين عليه السلام حاضر ميشدند ماموران خلفاي جور و دشمنان دين خدا، دست آنها را قطع كنند.
بسياري از عاشقان امام حسين جان خود را بر سر زيارت آنحضرت گذاشتند و اينهمه فداكاري به اين دليل صورت گرفت كه واقعه كربلا حرارتي در قلبها ايجاد كرد كه تا ابد باقي ميماند و هر روز بيشتر ميشود.
اين معجزه را خدا در خون امامحسين و شهداي كربلا قرار داده است و هر روز نيز جاذبه اين خونها بيشتر ميشود و تعداد علاقمندان و عاشقان قهرمانان اين حماسه جاودانه افزايش مييابند.
خاصيت فداكاري براي دين خدا همين است و چون امام حسين عليهالسلام و ساير شهداي كربلا زيباترين جلوههاي فداكاري را به نمايش گذاشتند، جاودانه شدند.
نگاههاي متفاوت به عزاداري امام حسين و شهداي كربلا هميشه وجود داشت و افراط و تفريطهائي كه امروز ديده و شنيده ميشود چيز تازهاي نيست.
عدهاي، عزاداري محدود و در قالب وعظ و خطابه و حذف دستجات سينهزني و سنتهاي رايج را توصيه ميكنند و با هر كاري بيش از اين ميزان محدود مخالفند. عدهاي در مقابل، هر روز هرچه ميتوانند بر حواشي ميافزايند و فرعيات را بقدري گسترش ميدهند كه اصل به فراموشي سپرده ميشود.
رسالت
«گامي بلند به سوي همگرايي» سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمدكاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
نشست جمعي از اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم و روحانيت مبارز با برخي از رجال سياسي و مذهبي و نيز رهبران گروههاي اصولگرا موجي ازاميد در ميان اصولگرايان سراسر كشور براي همگرايي بيشتر پديد آورد.
اين نشست با نگاه كاربردي به وحدت ملي به طور اعم و وحدت اصولگرايان به طور اخص، در پي هم افزايي اقتدار ملي از طريق كشف ظرفيتهاي اصولگرايي و رويشهاي جديد در سپهر سياست امروز ايران است.
روحانيت همواره دغدغه اتحاد و يكپارچگي نيروهاي مومن به انقلاب را داشته و آن را پايه اصلي مانايي انقلاب اسلامي ميداند.
روحانيت هيچگاه در ايران به اين اندازه نيرومند، اثرگذار و مراقب دين مردم نبوده است. گسترش حوزههاي علميه در قم- تهران- مشهد- اصفهان و در ديگر مراكز استانها و حتي شهرها و بخشهاي كشور بسيار اميدبخش بوده است.
امروز همه فعالان سياسي و احزاب و گروههايي كه در كشور به اسلام التزام عملي دارند ميخواهند دين خود را از سرچشمه اصلي بگيرند لذا نوعي ارتباط بين آنها و روحانيت اجتنابناپذير است.
از طرفي نيروهاي اصولگرا معتقدند روحانيت ميتواند همواره به عنوان يك تكيهگاه بزرگ و يك لنگر اساسي براي وحدت و اقتدار ملي باشد.
مقام معظم رهبري در سفر به قم ضمن تكريم و تعظيم مراجع ، روحانيت وحوزههاي علميه سراسر كشور از جامعه مدرسين به عنوان يك شاخص بزرگ براي انقلاب و نظام ياد كردند.همت جامعه مدرسين و روحانيت مبارز بهامر وحدت ستودني است.
ابتكار
«عاشورا و جامعه گرفتار وارونگي ارزش ها» سرمقاله امروز روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن ميخوانيد:
وارونگي اختصاص به هوا ندارد. وارونگي هوا اين روزها به يکي از رايج ترين مکالمات روزمره مردم تهران تبديل شده است. پديدهاي که باعث افزايش چشمگير آلودگي هوا و باعث سر گيجه و امراض مختلف گرديده است.
پديده وارونگي در نظام ارزشها هم باعث انحراف افکار عمومي خواهد شد اگر وارونگي هوا مشکلات زيست محيطي و تنفسي را به همراه دارد و گاهي نيز باعث مرگ افراد خواهد شد اما وارونگي در نظام ارزش ها، موجب مرگ يک ملت و کشته شدن بهترين اولياء خدا خواهد شد.
با تامل در عمق لايههاي دروني جامعه زمان واقعه عاشورا، به خوبي نمايان است که بسياري از ارزشهاي نبوي، دچار دگرگوني شده بودند آنچه در زمان پيامبر در جدول ارزشها قرار داشت، در نسلها بعد، لباس ضد ارزش پوشيد و به ته جدول سقوط کرد و آنچه در جدول ضد ارزشها بود به مرور، قبح خود را از دست داد و لباس ارزش به تن کرد.
واقعه کربلا حدود نيم قرن پس از رحلت پيامبر اسلام (ص) رخ داد هنوز کساني از نسل اول انقلاب نبوي که شاهد ارزشهاي اوليه بودند در قيد حيات بودند.
آنان جايگاه علي و فرزندانش در نگاه پيامبر(ص) را به نيکي ميدانستند، آنها جملات پيامبر مبني بر اينکه حسين بن علي، چراغ هدايت و کشتي نجات و پيشواي نيکي و خجستگي و امام عزت و افتخار است را در خاطر داشتند.
بسيار کساني که شمشير به دست گرفتند و عزم کشتن حسين کردند، خود جزو صحابه حضرت رسول (ص) بودند و به طور طبيعي فراموش نکرده بودند که پيامبر رو به علي و فرزندانش کرد و فرمود با کساني که با شما بجنگد ، در جنگم و با کساني که با شما صلح کند ، در صلحم.
بسياري از آنان نيز حکومت پنج ساله علي و اصرارش بر اجراي عدالت را ديده بودند و حتي خود شاهد بيعت تاريخي مردم با آن حضرت بودند، بيعتي که حضرت اينچنين توصيف ميکرد: روز بيعت ، مردم بسان يال کفتار به دورم ريخته از هر سو روي به من نهادند، لکن ديري نپائيد که تاب اجراي عدالت را از دست دادند و از فرمان علي سر بر تافتند ، با اين اوصاف سوال اين است که چطور ممکن است در جامعه پيامبر بنيان نهان، در فاصله 50 سال تغييراتي ايجاد خواهد شد که صحابه نسل اول به همراه نسلهاي بعدي بسيج ميشوند و در اردوگاه يزيد لباس رزم بر تن کرده و براي کشتن حسين ابن علي مسابقه گذاشتند پاسخ به اين پرسش، تابع شناخت تغييرات بوجود آمده در جامعه آن روز است.
آرمان
«آنچه مرجعيت شيعه درخشت خام ميبيند» سرمقاله روزنامه آرمان به قلم محمد صادق صالحي منش است كه در آن ميخوانيد:
درخبرها خوانديم که آيت الله العظمي وحيد خراساني نسبت به پخش و نمايش تصوير قمربنيهاشم موضعگيري فرمود و آن را بهگونهاي بيسابقه محکوم کردهاند. تلختر آنکه برخي نادانسته و يا عامدانه اين موضعگيري را برنتابيده و نسبت به آن نقدهايي که بعضا از ادبيات نامناسبي بهره ميگرفت متوجه اين نظريه ساختند.
در اينباره نکاتي حائز اهميت است که باهم مرور مينماييم.
1- جايگاه رفيع مرجعيت شيعه آن هم نظير چنين مرجعي که صاحب مکتب اصولي و در سنين پيري ولي با قلبي و دلي جوان يک تنه به سراغ اهل باطل ميرود و هل من مبارز ميطلبد آن هم نه با هر کسي بلکه از بزرگان اديان و مکاتب ديگر وفرق ضاله لذا علامه وحيد از چنان رفعتي برخوردار است که هيچکس نبايد به خود حق دهد که نسبت به مرجعيت و چنين مرجعي توهين روا دارد.
در تاريخ سرزمين ما هرگاه جسارتي نسبت به مقام مرجعيت شده نتيجهاي جز پشيماني و خسران براي اهانتکنندگان نداشته؛ اينک چگونه يک پايگاه اينترنتي به خود اجازه ميدهد آن هم با ادبياتي سخيف و بدون پشتوانه علمي و منطقي در اين عرصه وارد گردد و اظهار نظر نمايد.
2- حساسيت مراجع نسبت به اموري که مستقيما به دين و آيين مردم و شعائر مذهبي مربوط است به طور طبيعي بيش از حساسيت ايشان نسبت به اموري است که به طور غيرمستقيم به تزلزل ايمان جامعه ميانجامد. بديهي است که تعريف فقها و بزرگان از احکام الهي با يکديگر متفاوت است؛ اما در موارد اجماع يا شبه اجماع نظرگاه اين بزرگان از استحکام بيشتري برخوردار ميشود.
متاسفانه اخيرا بعضي با برخي حساسيتهاي ديني اين بزرگان برخوردي مناسب نداشتهاند و اين فاصله ايجاد شده ناشي از يک حادثه معمولي نيست. بلکه معلول فرآيندي است که در حوادث متعدد زائيده شده. بسياري از اين حوادث نه تنها براي اين بزرگان شفاف توضيح داده نشده بلکه توسط بعضي با تذکرات استوانههاي فقه و ديانت به گونهاي نامناسب برخورد شده است.
3- برخي از منتقدين از سکوت مراجع نسبت به حوادث مشابه يا تلختر و سخن درباره اين واقعه انتقاد کردهاند. اين در حالي است که آگاهان واقفند که عملکرد مراجع تقليد ابتدا بر نصيحت غيرآشکار و سپس بر تذکر علني و بعد برعتاب و خطاب استوار است.
بسياري از مراجع در حوادث ديگر از قبيل ورود زنان به ورزشگاههاي مردانه، حذف تعطيلي بعضي از ايام الله، انتخاب وزراي زن و... تذکرات خويش را داشته و آشکارا اعلان نظر فرمودند؛ منتقديني که ندانند سکوت بزرگان گاه آثاري عميقتر از سخن ايشان برجاي ميگذارد حقيقتا انصاف را از دست دادهاند. مشي مراجع و بزرگان حوزه بر دوري از افراط و تفريط استوار است.
آفرينش
«پشتكار و تلاش جواني تضمين كننده آينده» سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن ميخوانيد:
بحث را با يکي از گفتههاي رسول اکرم (ص) آغاز ميکنيم که فرمودهاند:هيچ بندهاي قدم از قدم برندارد مگر اينکه پاسخ گوي چهار عمل خود باشد، عمر ، جواني ، مال و ثروت و دوستي اهل بيت (ع).
موضوع جواني بحث از تحرک و فعاليت در زمينههاي مختلف ميباشد. و بسته به اينکه فرد، جواني خود را چگونه پشت سر بگذارد شخصيت خويش و آينده جامعه خود را رقم خواهد زد.
امروز برخي جوانان به بهانههاي فراهم نبودن شرايط و امکانات کم کاري و عدم موفقيتهاي خود را توجيه ميکنند و عدم سعي و تلاش خود را به گردن جامعه مياندازند. و با اين بهانه نه تنها باعث رشد و شکوفايي توانايي خود نميشوند بلکه باعث کند شدن چرخه توسعه جامعه نيز ميگردند.
اين نکته قابل ذکر است که نبودن سرمايه و امکانات کافي براي تمام جوانان قابل قبول است اما به هيچ وجه دليل قانع کنندهاي براي عدم تلاش و فعاليت جوانان نميباشد.
نبايد اين نکته را فراموش کرد که بزرگترين سرمايه يک انسان سلامتي و نيروي جواني است که با اتکا به آن ميتواند پلههاي ترقي را طي کند. امروز برخي از جوانان در کشور با داشتن معلوليتهاي جسمي توانستهاند در زمينههاي مختلف ورزشي، علمي و هنري در سطح جهاني خود را مطرح کنند و مايه افتخار کشور گردند.
اين نشان از پشتکار و عزم جدي اين افراد براي رسيدن به قلههاي موفقيت دارد و اين جوانان توانستهاند که ثابت کنند حتي با فراهم نبودن تمامي امکانات نيز ميتوان با اتکا به نيروي جواني کمبودها را جبران کرد و به موفقيت دست يافت.
به کرات در تلوزيون ديده ايم که اشخاصي حتي با نداشتن چشم و يا نداشتن دست توانستهاند به مدارج عالي هنري و علمي دست يابند و پاسخ همه آنها در مورد رمز موفقيتشان تلاش و پشتکار و توکل به خداوند بوده است. آيا شرايط و امکانات براي اين افراد در سطح عالي فراهم بوده که توانستهاند به موفقيت دست يابند؟ و يا عزم واقعي آنها و سعي و تلاششان در جهت رسيدن به هدف عامل موفقيتشان بوده است.
دنياي اقتصاد
«ريشهيابي مشکلات يورو» سرمقاله امروز روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر فرخ قبادي است كه در آن ميخوانيد:
در بهار سال جاري يونان در مرز ورشکستگي قرار داشت. پس از مدتي کشمکش و تعلل، ...
... سرانجام بسته حمايتي بزرگي به مبلغ 750 ميليارد يورو (نزديک به يک تريليون دلار) با همکاري دولتهاي اروپايي، صندوق بينالمللي پول و بانک مرکزي اروپا فراهم شد تا هم يونان را نجات دهد و هم مشکلات مشابه در کشورهاي ديگر را حل و فصل کند. تخصيص 110 ميليارد يورو از اين مبلغ به يونان، مشکل اين کشور را موقتا برطرف کرد.
سپس نوبت به ايرلند رسيد. کشوري که بهرغم بدهيهاي سنگين سررسيد شدهاش، از پذيرش کمکي مشابه يونان – که البته شرايط رياضتي سختي را به همراه ميآورد – سرباز زد.
اما سرانجام، و بهرغم تظاهرات دهها هزار نفري مردم اين کشور در مخالفت با پذيرش وام اضطراري، تسليم شد و کمک 85 ميليارد يورويي اعضاي حوزه يورو را پذيرفت و عجالتا نکول وامهايش را به تعويق افکند.
اما اين بار مساله کاملا حل و فصل نشد. سرمايهگذاران نشان دادند که به آينده کشورهاي عضو اين حوزه پولي چندان خوشبين نيستند و «دومينوهاي» ديگري را در شرف سقوط ميبينند. به نوشته نشريه اکونوميست، متعاقب بحران ايرلند، بهرهاي که سرمايهگذاران براي خريد اوراق قرضه دولتي طلب ميکنند به ميزان محسوسي بالاتر رفته است. اين امر نه تنها براي اوراق قرضه يونان و ايرلند، که براي اوراق قرضه پرتغال، اسپانيا، ايتاليا و حتي بلژيک مصداق يافته است.
جهان صنعت
«دفاع از حرف حق» عنوان نقد روز روزنامه جهان صنعت به قلم طهماسب طلايي است كه در آن ميخوانيد:
بارها در سازمانها و شرکتهاي دولتي پيش آمده که وقتي به عنوان يک خبرنگار از کارمندان غيررسمي مجموعه وضعيت کاريشان را ميپرسي جملگي يک انتقاد بزرگ دارند که آن هم تبعيض ميان خود با کارمندان رسمي است.
اين طيف از کارمندان که معمولا با يک شرکت پيمانکاري نيروي انساني طرف قرارداد هستند از عمده تسهيلات کارمندان رسمي که در يک مجموعه مشغول به کار هستند بيبهرهاند اما ميزان کارشان تفاوتي که ندارد هيچ، حتي گاهي هم بيشتر است.
حتي با عبور از موضوع نبود امنيت شغلي و کمبهره بودن از امکانات دولتي هم اين طيف از شاغلان گلايههاي بحقي دارند که چرا در يک مجموعه با کارمندان رسمي کار ميکنند اما چون طرف قراردادشان دولت نيست، انتظاري هم نميتوانند از دولتيها داشته باشند.
در اين خصوص چندي پيش بود که با قول مساعد رييس جمهور براي تغيير شرايط مقرر شد تا پرونده پيمانکاريهاي نيروي انساني بسته شود اما آن طور که از شواهد برميآيد مصوبه دولت در حذف پيمانکاريهاي نيروي انساني توسط برخي وزارتخانهها و دستگاههاي دولتي جدي گرفته نشده و اين مشکل ادامه دارد که وزير کار ميگويد، جدا از اينکه آيا ما بررسي کردهايم يا خير و يا اينکه چه کاري در اين بخش شده است، بايد گفت اميدواريم که به زودي بساط پيمانکاريهاي نيروي انساني برچيده شود.
وي، شنيدهها در خصوص بي تفاوتي وزارت نفت، بهداشت و چند مجموعه ديگر را موثق ندانسته و تاکيد داشته که اين کار تخلف است و اگر به حکم ايشان بود مديران متخلف را عزل ميکرد زيرا رييسجمهور و دولت تصميم گرفته و مديران جزء و مياني حق اجتهاد ندارند.
اين صراحت لهجه وزير کار در شرايطي که گلايههاي کارمندان تحت استخدام شرکتهاي پيمانکاري ادامه دارد بسيار ستودني است اما در اين خصوص جاي طرح اين پرسش نيز وجود دارد که وقتي شما اين موضوعات را شايعه ميدانيد چرا نميگوييد چه کساني در اين ميدان به خود حق اجتهاد دادهاند و بر کلام رييسجمهور و مصوبه دولت حرفي اضافه آوردهاند و ديگر آنکه چرا وزارت کار به عنوان متولي حفظ حقوق کاري به صراحت متخلفان را براي دولتمردان معرفي نميکند تا اين اقدام مهم به ثمر نشيند و پاياني بر اجحافها در حق شاغلان پيماني شود.
جا دارد که وزير کار در اين خصوص بيشتر سخن براند و بر حمايت رسانهها نيز حساب ويژه باز کند زيرا همان طور که ايشان گفتند بايد بساط اين مجموعهها جمع شود.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


