رویکرد گامبهگام در مذاکرات احتمالی به نفع آمریکا و ایران است/ نتانیاهو ممکن است ترامپ را به جنگ بکشاند

عضو پیشین شورای اطلاعات ملی آمریکا میگوید: توافق بر سر چندین مسئله بهطور همزمان ذاتاً دشوارتر است و ممکن است هرگز یک توافق جامع واحد حاصل نشود.
به گزارش سرویس بینالملل تابناک؛ در روزهای اخیر و همزمان با تشدید تحولات امنیتی در منطقه، گزارشهای منابع معتبر بینالمللی از حرکت ناو هواپیمابر آمریکایی «آبراهام لینکلن» به حوزه فرماندهی سنتکام و افزایش حضور نظامی آمریکا در اطراف خلیج فارس حکایت دارد.
این تحرکات با ادبیات تهدیدآمیز مقامات واشنگتن درباره گزینه نظامی علیه ایران همراه شده و فضای منطقه را وارد مرحلهای حساس کرده است. در مقابل، گروههای اصلی محور مقاومت از جمله کتائب حزبالله عراق، حزبالله لبنان و ارتش ملی یمن با صدور بیانیههایی، حمایت صریح خود از ایران را در صورت هرگونه تجاوز نظامی اعلام کردهاند.
در خصوص این موضوع خبرنگار تابناک گفتگویی با پروفسور «پل پیلار» استاد دانشگاه جورج تاون آمریکا انجام داده که در ادامه آمده است.
«پل پیلار» یکی از سردبیران نشریه نشنال اینترست و عضو ارشد مرکز تحقیقات امنیتی دانشگاه جورج تاون و نیز مرکز سیاستهای امنیتی ژنو است. وی در سال ۲۰۰۵ پس از ۲۸ سال فعالیت در جامعه اطلاعاتی ایالات متحده از سازمان اطلاعات مرکزی (DCI) بازنشسته شد و پس از آن به عنوان استاد مهمان در برنامه مطالعات امنیتی در دانشگاه جورج تاون حضور یافت.
مناصب ارشد دولتی پیلار، شامل افسر اطلاعات ملی خاورنزدیک و آسیای جنوبی، رئیس واحدهای تحلیلی در CIA در حوزههای خاورنزدیک، خلیج فارس و آسیای جنوبی، معاون رئیس مرکز ضد تروریستی DCI و دستیار اجرایی مدیر اطلاعات مرکزی بوده است. پروفسور پیلار همچنین در شورای اطلاعات ملی به عنوان یکی از اعضای اصلی گروه تحلیلی آن فعالیت میکرد. وی کهنهسرباز جنگ ویتنام و افسر بازنشسته ارتش ایالات متحده نیز هست.
پل پپلار دارای مدرک افتخاری از کالج دارتموث، لیسانس فلسفه از دانشگاه آکسفورد و کارشناسی ارشد و دکترا از دانشگاه پرینستون است. کتابهای پل پیلار عبارتند از: «مذاکره برای صلح: خاتمه جنگ بعنوان یک روند چانهزنی (۱۹۸۳)»؛ «تروریسم و سیاست خارجی ایالات متحده (۲۰۰۱)»؛ «اطلاعات و سیاست خارجی ایالات متحده: عراق، ۱۱ سپتامبر و اصلاح اشتباهات (۲۰۱۱)» و «چرا آمریکا جهان را اشتباه میفهمد: تجربه ملی و ریشههای سوءبرداشت (۲۰۱۶)».
*دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، چندی پیش اعلام کرده بود «ایران بهسرعت در حال بازسازی برنامهٔ موشکی خود است. میتوانند تلاش کنند، اما احیای برنامهٔ هستهای برای ایران زمان زیادی خواهد برد — و اگر بخواهند بدون توافق آن را بازسازی و احیا کنند، ما دوباره آن را نابود خواهیم کرد. ما همچنین میتوانیم بهسرعت موشکهای ایران را از بین ببریم.» به نظر میرسد ترامپ در حال صحبت از یک «جنگ پیشگیرانه» علیه برنامهٔ موشکی ایران است. او همچنین با حمله به تأسیسات نطنز، فردو و اصفهان، برنامهٔ هستهای ایران را هدف قرار داده و مدعی «جنگ پیشدستانه» شده است. ارزیابی شما از ادعای او دربارهٔ جنگ پیشگیرانه علیه برنامهٔ موشکی ایران چیست؟
نه حملهٔ ماه ژوئن گذشته و نه هیچ حملهٔ احتمالی آینده علیه موشکهای ایران را نمیتوان پیشدستانه دانست، زیرا هیچ نشانهای وجود نداشت که ایران قصد حمله به کسی را داشته باشد. چنین حملاتی از سوی آمریکا و اسرائیل را شاید بتوان از این جهت «پیشگیرانه» نامید که استفادهٔ احتمالی آینده از سلاحهایی را که در حمله نابود میشوند، جلوگیری میکنند؛ اما این اقدامات به معنای متعارف «جنگ پیشگیرانه» نیست، زیرا باز هم هیچ نشانهای دال بر تمایل ایران به آغاز جنگی در آینده وجود ندارد.
مسئلهٔ موشکی در بحثهای آمریکا دربارهٔ ایران برجسته بوده است، در حالی که هیچکس دلیل قانعکنندهای ارائه نکرده که چرا نیروی موشکی ایران باید مشمول محدودیت شود، در حالی که نیروهای موشکی و هوایی سایر کشورهای منطقه چنین محدودیتهایی ندارند. تعجبآور نیست که ایران با هرگونه محدودیت بر آنچه مهمترین ابزار بازدارندگی خود در برابر تجاوزات احتمالی بیشتر اسرائیل میداند، مخالفت کند.
*دولت ترامپ اعلام کرده است که تنها در صورتی با ایران مذاکره خواهد کرد که ایران با غنیسازی صفر، محدود کردن برد موشکهای خود به کمتر از ۵۰۰ کیلومتر، و توقف حمایت از نیروهای نیابتیاش موافقت کند. محمدجواد ظریف در مقالهای در فارین افرز نوشته است که اگر تهران و واشنگتن بتوانند نسخهای بهروزشده از برجام را اجرا کنند، ممکن است بتوانند به مسائل دشوار دیگری مانند امنیت منطقهای، کنترل تسلیحات و مقابله با تروریسم نیز بپردازند — یعنی او یک رویکرد گامبهگام را پیشنهاد میکند. آیا فکر میکنید این رویکرد برای ایالات متحده قابل قبول خواهد بود؟
رویکرد گامبهگام به نفع هر دو کشور، ایالات متحده و ایران، است. توافق بر سر چندین مسئله بهطور همزمان ذاتاً دشوارتر است و ممکن است هرگز یک توافق جامع واحد حاصل نشود. عوامل سیاسی و روانی نیز از رویکرد گامبهگام حمایت میکنند، زیرا توافق بر سر یک موضوع میتواند اعتماد و اطمینان لازم برای پرداختن به مسائل دیگر را ایجاد کند.
با این حال، اگرچه بسیاری از استراتژیستهای آمریکایی با من در این زمینه موافقاند، اما آنچه در حال حاضر برای ایالات متحده قابل قبول است، در عمل به این معناست که چه چیزی برای شخص ترامپ قابل قبول خواهد بود.
ترامپ بیش از هر چیز علاقهمند است به توافقی برسد که بتواند ادعا کند از برجامِ حاصلشده در دوران اوباما بهتر است. برای مطرح کردن چنین ادعایی، ممکن است او بر چیزی فراتر از صرفاً یک برجام بهروزشده پافشاری کند و بخواهد دستکم یک موضوع دیگر غیر از مسئلهٔ هستهای نیز در توافق گنجانده شود.
* آیا ترامپ جنگ دیگری را علیه ایران مجاز خواهد دانست؟
مسئله بیشتر این نیست که ترامپ جنگی را مجاز اعلام کند، بلکه این است که اسرائیلِ نتانیاهو ایالات متحده را به جنگی دیگر بکشاند، همانگونه که در ماه ژوئن گذشته چنین کرد. به نظر من احتمال قابلتوجهی وجود دارد که نتانیاهو بار دیگر تلاش کند همین کار را انجام دهد.
*برخی ناظران معتقدند ترامپ بهدنبال تغییر نظام ایران نیست، بلکه صرفاً خواهان توافقی مطابق شروط خود است؛ در حالی که به نظر میرسد نتانیاهو بهدنبال تغییر رژیم است و وضعیت کنونی را فرصتی طلایی برای تحقق این هدف میبیند. ارزیابی شما از این دیدگاه چیست؟
همانطور که پیشتر اشاره کردم، آنچه ترامپ بیش از همه میخواهد، هر چیزی است که بتواند ادعا کند از دستاوردهای رؤسایجمهور دموکرات بهتر است، فارغ از اینکه این امر مستلزم تغییر رژیم باشد یا نه.
او قطعاً علاقهای به ترویج آزادی و دموکراسی ندارد و به نظر میرسد در تعامل با رهبران اقتدارگرا راحتتر از تعامل با رهبران دموکراتیک است. آنچه او در قبال ونزوئلا انجام داده، بخشی از این واقعیت را نشان میدهد. نتانیاهو مایل است رژیم ایران فروبپاشد. او خواهان هرج و مرج و بی ثباتی در ایران است.
*رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA)، میگوید بازرسان نمیتوانند به تأسیسات ایرانی آسیبدیده در جنگ ۱۲روزه دسترسی داشته باشند، اما در عین حال بارها تأکید میکند که اورانیوم غنیشده در ایران وجود دارد. تمرکز او بر موضوعی که بهطور کامل راستیآزمایی نشده، عجیب به نظر میرسد و چنین برداشت میشود که هدف او زنده نگه داشتن «تهدید هستهای ایران» است. ارزیابی شما چیست؟
آژانس بینالمللی انرژی اتمی پیش از درگیریهای ماه ژوئن گذشته تأیید کرده بود که ایران واقعاً دارای اورانیوم غنیشده، با مقادیر مشخص و سطوح مشخصی از غنیسازی، بوده است. این اورانیوم غنیشده بهطور ناگهانی ناپدید نشده است.
ممکن است بخشی از آن در نتیجهٔ حملات اسرائیل و آمریکا مدفون و غیرقابل دسترس شده باشد، اما این به معنای از بین رفتن آن در داخل ایران نیست. آژانس صرفاً به دنبال شفافیت دربارهٔ وضعیت کنونی این اورانیوم است، حتی اگر مدفون و غیرقابل دسترسی باشد.
هم درفک فتنه انگیز و اختلاف با ایران است مرگ برچنین رئیس خودفروخته وبی وجدانی
گروسی راحیچوقت به ایران راه ندیدجاسوس آمریکا واسرايیل



