حضور ناو آبراهام لینکلن در منطقه ارتباطی با حمله نظامی به ایران ندارد/ ایران نباید حمله را منتفی بداند

سیدرضا صدرالحسینی معتقد است: با شناخت دقیق جنگ ترکیبی میتوان دریافت که حرکت این ناو در منطقه تحت کنترل سنتکام، موضوعی کاملاً عادی است و هیچ ارتباطی با تهاجم نظامی به جمهوری اسلامی ایران ندارد.
به گزارش سرویس بینالملل تابناک؛ در روزهای اخیر و همزمان با تشدید تحولات امنیتی در منطقه، گزارشهای منابع معتبر بینالمللی از حرکت ناو هواپیمابر آمریکایی «آبراهام لینکلن» به حوزه فرماندهی سنتکام و افزایش حضور نظامی آمریکا در اطراف خلیج فارس حکایت دارد.
این تحرکات با ادبیات تهدیدآمیز مقامات واشنگتن درباره گزینه نظامی علیه ایران همراه شده و فضای منطقه را وارد مرحلهای حساس کرده است. در مقابل، گروههای اصلی محور مقاومت از جمله کتائب حزبالله عراق، حزبالله لبنان و ارتش ملی یمن با صدور بیانیههایی، حمایت صریح خود از ایران را در صورت هرگونه تجاوز نظامی اعلام کردهاند.
با توجه به تحولات اخیر منطقه، افزایش تحرکات نظامی و سیاسی آمریکا و نیز تحولات سیاسی عراق در آستانه انتخاب نخستوزیر جدید، خبرنگار سرویس بینالملل «تابناک» گفتوگویی را با «سیدرضا صدرالحسینی» کارشناس مسائل غرب آسیا، درباره اهداف واشنگتن از این اقدامات و پیامدهای آن بر معادلات منطقهای انجام داده که در ادامه میخوانید:
*با توجه به حضور ناوگروه آبراهام لینکلن در حوزه سنتکام، هدف آمریکا محاصره دریایی است یا حمله نظامی، یا اعمال فشار از طریق تهدید؟
شکست خفتبار رژیم صهیونیستی با حمایت مستقیم آمریکا در جنگ ۱۲روزه مقابل ملت ایران و نیروهای مسلح، آنان را به سمت طراحیهای جدید برای تضعیف ملت ایران سوق داد.
این اقدامات در قالب یک عملیات پرشدت روانی ـ رسانهای و در ذیل جنگ ترکیبی قابل تحلیل است. در واقع، این جنگ ترکیبی است که هر روز به شکلی جدید علیه ملت ایران خود را نشان میدهد؛ گاه با افزایش تحریمها و اقدامات تبلیغی، گاه با ادعای عدم رعایت حقوق بشر در ایران و طرح نام جمهوری اسلامی در مجامع حقوق بشری، گاه با اقدامات نظامی و گاه با برگزاری مانورها و رزمایشها در نزدیکی آبها، خاک یا حریم هوایی جمهوری اسلامی ایران.
همزمان با این اقدامات، استفاده حداکثری از رسانههای کلاسیک و نوین برای افزایش فشار بر ملت ایران و به تعبیر خودشان خستهکردن ملت ایران از اهداف انقلابی، در دستور کار قرار دارد.
بر همین اساس، موضوع حرکت ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به حوزه فرماندهی سنتکام، اگر با نگاهی به جغرافیای این فرماندهی بررسی شود، نشان میدهد که بخش قابل توجهی از جهان تحت پوشش سنتکام قرار دارد.
در حال حاضر نیز ناوگان آبراهام لینکلن به هیچ عنوان در نزدیکی آبهای ایران حضور ندارد و در اقیانوس هند مستقر است. اما آنچه از زمان حرکت این ناو آغاز شد، ادامه همان فشارهای روحی و روانی برای تأثیرگذاری بر افزایش تحریمها و طرح نام جمهوری اسلامی در سازمان ملل، بهعنوان ناقض حقوق بشر، و همچنین در کمیسیون حقوق بشر اروپا بود.
بنابراین، با شناخت دقیق جنگ ترکیبی میتوان دریافت که حرکت این ناو در منطقه تحت کنترل سنتکام، موضوعی کاملاً عادی است و هیچ ارتباطی با تهاجم نظامی به جمهوری اسلامی ایران ندارد.
نکته حائز اهمیت آن است که آمریکا بهخوبی دریافته در صورت هرگونه تهاجم نظامی به جمهوری اسلامی، پاسخ ایران محدود به ناو، ناوچه یا پایگاههای منطقهای آمریکا نخواهد بود و هزینه تهاجم به جمهوری اسلامی بسیار فراتر از برآوردهای برخی تحلیلگران سیاسی است.
در اصل، هدف از این تهدیدها اعمال فشار بر ملت ایران برای سوق دادن جامعه به سمت اعتراضات، اعتصابات و اغتشاشات، با هدف ایجاد شکاف در جامعه ایران است.
بنابراین، هرچند هیچ کشوری نباید گزینه حمله نظامی را بهطور کامل منتفی بداند، اما اقدامات آمریکا در هفت تا ده روز اخیر بههیچوجه به معنای حمله نظامی به جمهوری اسلامی ایران نیست.
*در واکنش به تهدیدات فزاینده آمریکا، حزبالله لبنان و کتائب حزبالله عراق اعلام کردهاند در صورت تعدی آمریکا از ایران حمایت خواهند کرد. ارزیابی شما از این موضوع چیست؟
محورهای مختلف مقاومت در قالب جبهه متحد مقاومت اعلام آمادگی کردهاند که در صورت تجاوز نظامی به جمهوری اسلامی، وظایف خود را در قبال ملت ایران انجام دهند. حزبالله لبنان، کتائب مقاومت عراق و ارتش ملی یمن با صراحت حمایت خود از ملت ایران را اعلام کردهاند که این موضعگیری در راستای افزایش بازدارندگی مقاومت و عقبراندن آمریکا از منطقه است.
آمریکا با توجه به ضربات سنگینی که در ماههای اخیر بخشی در دوره بایدن و بخشی در دوره ترامپ در حوزه دریایی از سوی واحدهای تهاجمی ارتش ملی یمن متحمل شده، بهخوبی پیام این اعلام همبستگی با ملت ایران را دریافت کرده است. این مواضع قطعاً پیام روشن و شفافی برای ترامپ و مقامات آمریکایی به همراه داشته است.
*در پی مطرح شدن احتمال نخستوزیری دوباره نوری المالکی و انتخاب وی از سوی چارچوب هماهنگی، این تحول چه تأثیری بر روابط ایران و عراق خواهد داشت؟ همچنین آیا ایالات متحده با بازگشت نوری المالکی موافقت خواهد کرد، بهویژه در شرایطی که تام باراک، فرستاده آمریکا به سوریه و لبنان، اعلام کرده هر دولتی در عراق که تحت حمایت ایران باشد قادر به تحقق مطالبات مردم این کشور نیست؟ ارزیابی شما از این موضعگیریها و پیامدهای آن چیست؟
برای پاسخ به این پرسش باید به چند نکته توجه داشت. از سال گذشته و همزمان با مطرح شدن انتخابات پارلمان عراق، آمریکاییها مخالفتی شفاف و علنی با برگزاری انتخابات داشتند. پس از تصمیم قاطع ملت عراق با حمایت مرجعیت عالی این کشور، آمریکا تلاش کرد تا جریانهای غربگرا و طرفدار غرب را به پیروزی برساند، اما با شکستی غیرقابل جبران مواجه شد و اکثریت پارلمان به جریان مقاومت اختصاص یافت.
آمریکا همواره به دخالت در امور داخلی کشورها عادت دارد، اما ملت عراق با بلوغ سیاسی و شناخت دقیق از دخالتهای آمریکا، مانع از تحقق خواستههای واشنگتن شدهاند. بر همین اساس، تهدیدات تام باراک در خصوص عراق و عدم پذیرش جریان مقاومت در هیئت دولت نیز، همچون سایر ادعاهای نابجای آمریکا، با اراده ملت عراق به بنبست خواهد رسید.
قطعاً روابط ایران و عراق، روابطی صمیمانه و در مسیر توسعه و پیشرفت مشترک دو کشور خواهد بود. آمریکاییها شکست اراده خود را در عراق نیز بهوضوح مشاهده کردهاند و حمایت عمومی مردم از چهرههای شاخص جریان مقاومت، از جمله آقای نوری المالکی، ناامیدی بیشتری برای آمریکا به همراه خواهد داشت.
*آمریکا پایگاه عینالاسد در استان الانبار عراق را بهطور کامل تخلیه کرده است. این اقدام از سوی ایران بهمنزله استقلال عراق تلقی شد و با خرسندی وزیر امور خارجه مواجه گردید. دلایل خروج آمریکا از عینالاسد چیست؟
بر اساس توافق میان آمریکا و عراق، مقرر شده بود پایگاه عینالاسد در راستای خروج نیروهای نظامی آمریکا تا پایان سال ۲۰۲۵ تخلیه شود.
این موضوع مصوبه پارلمان عراق است که بر خروج نیروهای آمریکایی از خاک این کشور تأکید دارد، چرا که امروز امنیت در سراسر عراق بهطور کامل توسط نیروهای امنیتی و مسلح این کشور تأمین میشود.
آمریکاییها در سالهای گذشته با بهانه نبود امنیت و حضور داعش وارد عراق شدند. در ادامه، توافق دو کشور بر خروج نیروهای آمریکایی از خاک عراق شکل گرفت که قرار بود تخلیه عینالاسد در سال ۲۰۲۵ انجام شود، اما به دلیل زیادهخواهی آمریکا این روند چند ماه به تأخیر افتاد و نهایتاً در کمتر از یک ماه گذشته اجرایی شد. بنابراین، این اقدام در چارچوب توافقات انجام شده بوده و هیچ برداشت خاصی جز ضرورت خروج آمریکا از خاک عراق از آن وجود ندارد.
گفتگو: زینب منوچهری



