چگونه امارات به مهمترین شریک عربی صربستان تبدیل شد/ نفوذ ابوظبی در بالکان غربی

تجارت تسلیحات یکی از ارکان اصلی روابط امارات و صربستان است. در سال ۲۰۱۳، دو کشور نخستین قرارداد تسلیحاتی خود را—به ارزش برآوردی ۲۱۴ میلیون دلار—اعلام کردند.
به گزارش سرویس بین الملل تابناک، موسسه کشورهای عربی خلیج فارس در مقالهای به بررسی روابط امارات و صربستان پرداخته که در ادامه آمده است.
امارات متحده عربی با تعمیق پیوندهای خود با صربستان، توانسته است جای پایی راهبردی و پایدار در بالکان غربی به دست آورد و در مقابل، صربستان نیز شریکی عربی و تأثیرگذار یافته است که احتمالاً همچنان عنصری محوری در محاسبات سیاست خارجی چندقطبی بلگراد باقی خواهد ماند.
در حالی که تحریمهای غرب علیه روسیه، صربستان را در موقعیتی هرچه شکنندهتر قرار داده است، نزدیکترین شریک بلگراد در حوزه خلیج فارس، یعنی امارات متحده عربی، بنا بر گزارشها در حال بررسی اقدامی برای کمک به این کشور بالکانی بهمنظور تحمل فشارهاست.
با قرار گرفتن شرکت نفت و گاز با مالکیت اکثریت روسیِ صربستان، «صنعت نفت صربستان»، تحت تحریمهای آمریکا از اکتبر ۲۰۲۵، شرکت ملی نفت ابوظبی بهعنوان یکی از گزینههای اصلی برای خرید ۵۶٫۱۵ درصد سهم روسیه مطرح شده است.
چنین معاملهای میتواند مسیر سریعی برای بلگراد فراهم کند تا بحران انرژی زمستانی پیشِ رو را تخفیف دهد. این اقدام نه یک نجات اضطراری مقطعی، بلکه بخشی از مشارکت راهبردی رو به تعمیق میان صربستان و امارات است؛ مشارکتی که از دهه ۲۰۱۰ بهتدریج تثبیت شده و نشان میدهد ابوظبی و بلگراد بهطور فزایندهای برای روابط دوجانبه ارزش بلندمدت قائلاند.
شراکت متمایز امارات و صربستان با پیوندهای سطح بالا مشخص میشود؛ جایی که محمد بن زاید آل نهیان، رئیس امارات، و الکساندر ووچیچ، رئیسجمهور صربستان، رابطهای شخصی و مستحکم دارند که با سفرهای متعدد در سالهای اخیر تقویت شده است. با این حال، روابط دوجانبه همواره گرم نبوده است.
در دهههای ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، این روابط بهطور قابل توجهی تیره بود. در جریان فروپاشی یوگسلاوی، امارات از نیروهای بوسنیایی مسلمان در جنگ بوسنی (۱۹۹۲–۱۹۹۵) حمایت کرد و یکی از معدود کشورهای عربی بود که از کارزار نظامی ناتو علیه رژیم اسلوبودان میلوسویچ در سال ۱۹۹۹ پشتیبانی نمود. این کشور همچنین نیروهایی را به مأموریت حفظ صلح ناتو در کوزوو اعزام کرد و در سال ۲۰۰۸ نخستین کشور عربی بود که کوزوو را به رسمیت شناخت.
روابط از اواخر دهه ۲۰۰۰ و اوایل دهه ۲۰۱۰ رو به تحول گذاشت؛ زمانی که صربستان، در پی بحران مالی جهانی ۲۰۰۸–۲۰۰۹، بهشدت به سرمایهگذاری مستقیم خارجی نیاز داشت و به همین دلیل، خلیج فارس به منطقهای هرچه مهمتر برای تعمیق روابط بلگراد تبدیل شد.
در فاصله ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۹، امارات به چهارمین سرمایهگذار بزرگ خارجی در صربستان بدل شد؛ پس از اتحادیه اروپا، روسیه و چین. در سال ۲۰۲۵، توافقنامه مشارکت اقتصادی جامع میان امارات و صربستان به اجرا درآمد که هدف آن تقویت تجارت دوجانبه، سرمایهگذاری و همکاری بخش خصوصی در حوزههای کلیدی مانند انرژیهای تجدیدپذیر، کشاورزی، لجستیک و فناوری است.
با کاهش یا حذف تعرفهها بر بیش از ۹۶ درصد ردیفهای تعرفهای، انتظار میرود این توافق بهطور چشمگیری تجارت میان صربستان و مهمترین شریک تجاری آن در شورای همکاری خلیج فارس را افزایش دهد. شایان ذکر است که این توافق، دهمین توافق مشارکت اقتصادی جامع امارات بود که به مرحله اجرا رسید.
فراتر از منافع اقتصادی روابط دوجانبه، تعامل با امارات و دیگر کشورهای خاورمیانه به دولت ووچیچ امکان داده است روابط بلگراد با جهان اسلام را در قالبی بهمراتب مثبتتر بازتعریف کند؛ با تأکید بر همکاری، ثبات و مشارکتهای اقتصادی—زبانی که در تضاد آشکار با جایگاه طردشده صربستان و گفتمان اسلامهراسانه دهه ۱۹۹۰ است؛ دورهای که ووچیچ و دیگر مقامهای رژیم میلوسویچ با ادبیات ملیگرایانه ضد مسلمان پیوند خورده بودند.
در گذر زمان، امارات، صربستان را بهدلیل موقعیت جغرافیاییاش—در چهارراه اروپای مرکزی و شبهجزیره بالکان و میان اتحادیه اروپا و خاورمیانه—مقصدی جذاب از نظر راهبردی برای سرمایهگذاری دانسته است.
صربستان همچنین برای امنیت غذایی امارات اهمیت ویژهای داشته است. با توجه به وابستگی شدید این کشور بیابانی به واردات غذا، نهادهای اماراتی مانند صندوق توسعه امارات و شرکت کشاورزی «الضهره» سرمایهگذاریهای سنگینی در بخش کشاورزی صربستان انجام دادهاند.
رویکرد امارات به سرمایهگذاری خارجی—که معمولاً با هماهنگی دولتی، پشتیبانی سیاسی و مذاکره در سطح دولتها انجام میشود و نه صرفاً بر مبنای ملاحظات تجاری—برای دولت ووچیچ جذابیت خاصی داشته است.
این رویکرد همچنین احتمالاً در محیط سیاسی و نهادی صربستان روانتر از یک کشور عضو اتحادیه اروپا عمل کرده است؛ جایی که الزامات شفافیت، استانداردهای حاکمیت قانون و مقررات ضد فساد بهمراتب سختگیرانهتر از یک کشور بالکانی خارج از اتحادیه است.
بلگراد واترفرانت: سرمایهگذاری شاخص
شاخصترین سرمایهگذاریهای امارات در صربستان از سوی توسعهدهنده مستقر در امارات، «ایگل هیلز»، انجام شده است. از سال ۲۰۱۵، ایگل هیلز نقشی اساسی در تأمین مالی و ساخت پروژه عظیم «بلگراد واترفرانت» داشته است—پروژهای چندمنظوره در امتداد رود ساوا که وعده جذب ۳٫۵ میلیارد یورو (حدود ۴٫۱ میلیارد دلار) سرمایهگذاری را داده است.
این پروژه نقش مهمی در بازآفرینی خط آسمان بلگراد ایفا کرده و با الهام آشکار از دوبی، چهرهای تازه به شهر بخشیده و آن را بهعنوان پایتختی نوظهور در اروپا معرفی کرده است که میکوشد فاصله خود را با همتایان اروپای غربی کاهش دهد. تحقق این پروژه تا حد زیادی با هماهنگی نزدیک در بالاترین سطوح رهبری در امارات و صربستان ممکن شده و ریشه در روابط دیپلماتیک گستردهتر دارد.
در عین حال، مشارکت ایگل هیلز در پروژه بلگراد واترفرانت خالی از جنجال نبوده است. اتهامهای فساد، مرگ کارگران ساختمانی، تخریبهای غیرقانونی برای تسریع ساختوساز، در کنار نگرانیهای زیستمحیطی و شفافیت محدود، انتقادها و نارضایتی عمومی قابل توجهی را در بخشهایی از جامعه صربستان برانگیخته است.
پیوندهای هوانوردی و اتصال راهبردی
در سال ۲۰۱۳، شرکت «الاتحاد ایرویز» ۴۹ درصد از سهام شرکت هواپیمایی ملی صربستان، «ایر صربیا»، را خریداری کرد و نقشی محوری در بازبرندسازی و مدیریت شرکت پیشین «یات ایرویز» ایفا نمود.
در سال ۲۰۲۰، الاتحاد سهم خود را به ۱۸ درصد کاهش داد، زیرا دولت صربستان برای کمک به این شرکت در بحران همهگیری کرونا اقدام به افزایش سرمایه کرد. با وجود این واگذاری قابل توجه، این شراکت نقشی اساسی در تقویت اتصال هوایی بلگراد نهتنها با امارات، بلکه با کل منطقه خلیج فارس داشت.
تا سال ۲۰۲۳، ایر صربیا به مالکیت کامل دولت بازگشت. با این حال، همکاری دوجانبه در بخش هوانوردی ادامه یافت، از جمله توافق کدشر (پرواز مشترک) میان الاتحاد ایرویز و ایر صربیا که در سال ۲۰۲۴ منعقد شد.
همکاریهای دفاعی و تسلیحاتی
تجارت تسلیحات یکی از ارکان اصلی روابط امارات و صربستان است. در سال ۲۰۱۳، دو کشور نخستین قرارداد تسلیحاتی خود را—به ارزش برآوردی ۲۱۴ میلیون دلار—اعلام کردند.
این شراکت از طریق فروش مهمات و پروژههای مشترک ادامه یافته است. این همکاری به صربستان امکان دسترسی به بازارهای پرسود تسلیحاتی خاورمیانه را میدهد، در حالی که این کشور میکوشد حضور خود را بهعنوان تأمینکننده جهانی سلاح گسترش دهد؛ و در مقابل، برای امارات منبعی قابل اتکا برای تأمین تسلیحات و ابزار توزیع آنها میان شرکای منطقهای فراهم میکند.
در آستانه رژه نظامی «وحدت قدرت» بلگراد در سپتامبر ۲۰۲۵، نیروهای مسلح صربستان با پهپادهای انتحاری «شدو ۲۵» و «شدو ۵۰» ساخت امارات تمرین کردند—اولین بار که این سامانهها بهصورت عمومی در اروپا دیده میشدند.
این پهپادها که توسط گروه فناوری پیشرفته و دفاعی «اِج» مستقر در ابوظبی توسعه یافتهاند، از نظر سرعت و محموله متفاوتاند، اما قابلیتهای پرتاب سیار مشترکی دارند. نمایش عمومی آنها پس از توافقهای اخیر گروه اِج برای گسترش همکاریهای دفاعی و ترویج این سامانهها در سراسر اروپا صورت گرفت.
هرچند مقامهای صربستان بهطور رسمی خرید این پهپادها را تأیید نکردهاند، حضور آنها نشانه تعمیق روابط دفاعی با امارات و بیانگر علاقه رو به افزایش صربستان به مهمات سرگردان در بحبوحه نگرانیهای فزاینده امنیتی منطقهای است.
هوش مصنوعی و حکمرانی دیجیتال
در فوریه ۲۰۲۴، در اجلاس جهانی دولتها در دوبی، صربستان و امارات تفاهمنامهای برای پیشبرد همکاری در حوزه هوش مصنوعی امضا کردند که هدف آن تعمیق همکاری در توسعه و کاربردهای عملی هوش مصنوعی است.
به گفته مقامهای صرب، این توافق به مؤسسات علمی، استارتاپها و دیگر نهادهای صرب اجازه میدهد از یک مدل زبانی بزرگ توسعهیافته در امارات—که عملاً همسطح با چتجیپیتی توصیف شده—برای پشتیبانی از پروژههای هوش مصنوعی خود استفاده کنند.
این تفاهمنامه بر مجموعهای از همکاریهای پیشین در حوزههای هوش مصنوعی و فناوری بنا شده است؛ از جمله ایجاد ایستگاههای پلیس هوشمند در صربستان با حمایت امارات، همکاری صربستان با شرکت هوش مصنوعی G ۴۲ مستقر در ابوظبی، و ابتکارات مشترک در بهداشت، زیستفناوری و زیرساخت دیجیتال.
صربستان همچنین بخشی از راهبرد گستردهتر امارات برای گسترش ردپای جهانی خود در حوزه هوش مصنوعی و دیجیتال است. بلگراد با گروه فناوری «e& enterprise» توافقی امضا کرده است تا ظرفیت مراکز داده صربستان را به ۴۰ مگاوات—سه برابر میزان کنونی—افزایش دهد؛ اقدامی که مکمل پروژههای مشابه با پشتوانه امارات در سراسر اروپا است.
سیاست خارجی چندقطبی بلگراد
ریشهدار در سنت سیاست خارجی عدم تعهد یوگسلاوی تحت رهبری یوسیپ بروز تیتو، دولت ووچیچ مدتهاست میکوشد میان جریانهای ژئوپلیتیکی رقیب حرکت کند تا استقلال صربستان را حفظ نماید.
بلگراد با تلاش مستمر برای باز نگه داشتن گزینههای متعدد، عمداً از همسویی بیش از حد با یک بلوک واحد به بهای دیگران پرهیز میکند.
در حالی که صربستان میکوشد روابط خود میان شرق و غرب را با دقت متوازن سازد، بهطور پیوسته به دنبال تقویت پیوندها با کشورهای تأثیرگذار در جنوب جهانی—از جمله در جهان عرب—بوده و در این راه، امارات به مهمترین بازیگر عرب تبدیل شده است.
تعمیق شراکت امارات و صربستان صرفاً بازتاب معاملهگری فرصتطلبانه در شرایط فشار ژئوپلیتیکی نیست؛ بلکه نشان میدهد چگونه دو کشور با اهداف راهبردی متفاوت، اما مکمل، ارزش پایدار یکدیگر را شناسایی کردهاند.
برای بلگراد، ابوظبی ترکیبی کمنظیر از سرمایه، حمایت سیاسی و انعطافپذیری ژئوپلیتیکی فراهم میکند؛ آن هم در زمانی که فشار ناشی از تحریمهای گسترده غربی علیه روسیه، ناامنی منطقهای و آسیبپذیری اقتصادی رو به افزایش است.
برای امارات، صربستان دروازهای پذیرنده به اروپا به شمار میرود که دامنه نفوذ و دسترسی ژئواستراتژیک ابوظبی را در بازارهای نوظهور گسترش میدهد و فرصتهایی برای تنوعبخشی اقتصادی ایجاد میکند.
جای پای راهبردی در بالکان غربی
با این حال، این رابطه نه بدون هزینه است و نه لزوماً در بلندمدت تضمینشده. سرمایهگذاریها و همکاریهای دفاعی امارات با تکیه بر تصمیمگیریهای بسیار متمرکز و پیوندهای شخصی قوی میان رهبران ممکن شده است—پویاییای که سرعت و مقیاس را تسهیل کرده، اما در عین حال جنجالهایی پیرامون شفافیت، حکمرانی و پاسخگویی عمومی به همراه داشته است. با افزایش ناآرامیهای داخلی در صربستان و چشمانداز گذار به دورهای پس از ووچیچ، پایداری این الگو ممکن است بیش از پیش به آزمون گذاشته شود.
روابط امارات و صربستان مقاوم، اما مشروط به نظر میرسد. آینده آن نهتنها به تحولات منطقهای و جهانی، بلکه به این بستگی دارد که آیا همکاری دوجانبه نهادمندتر و شفافتر خواهد شد یا همچنان بهشدت شخصیمحور و معاملهای باقی میماند.
با این همه، آنچه روشن است این است که امارات جای پایی راهبردی و پایدار در بالکان غربی به دست آورده و صربستان شریکی عربی و تأثیرگذار یافته است که احتمالاً همچنان نقشی مرکزی در محاسبات سیاست خارجی چندقطبی بلگراد ایفا خواهد کرد.



