می خواهند مقاومت ملى مردم ايران را بشکنند!/برخی رسانه ها مردم را مقابل نظام قرار می دهند

یک استاد دانشگاه و مدرس جنگ نرم در واکنش به حوادث اخیر و اغتشاش و آشوب برخی عناصر وابسته و سرسپرده و تخریب اموال عمومی گفت: اگر قبل از جنگ ۱۲روزه از اهرم جنگ سخت به حیطه جنگ نرم و سناریو همراهسازى مردم حرکت مىکردند، امروز به اصطلاح با استفاده از مولفههاى کیفى و قدرت نرم در حوزه جنگ نرم و آشفته سازى روانى جامعه و جنگ شناختى منتظر اوضاع مساعد براى حمله نظامی به عنوان تیر خلاص بودند.
گفتگوی پایگاه خبری تحلیلی تابناک با علی کنگاوری مدرس دانشگاه و جنگ نرم را در ادامه بخوانید...
تابناک: اگر جنگ ۱۲روزه اخیر را از منظر «جنگ نرم و رسانهای» بررسی کنیم، رسانههای غربی و همسو با اسرائیل و آمریکا چگونه روایت خود را از تجاوز نظامی و پیامدهای انسانی آن شکل دادند و چه الگوهای تکرارشوندهای در این بازنمایی قابل مشاهده بود؟
باید قبول کنیم که رسانه ها ابزار جنگ نرم و عمليات روانى هستند و در عين حال جنگ رسانه اى هم نوعى از جنگ نرم تلقى مىشود. جنگ نرم كارآمدترين و كم هزينه ترين و خطرناكترين تهديد عليه امنيت ملى كشورها به شمار مىآید، چراكه عواطف و احساسات و روحيه، موتور حركت و پویایی هر جامعه تلقى مىشود و جنگ نرم با عواطف و احساسات به انضمام ارزشها و آرمانها و باورهاى ملى و نظام سياسى سروكار دارد و از اين طريق به سهولت مىتواند از طريق متقاعدسازى ملتها به نفع خود، مقاومتهاى فيزيكى و روانى را درهم بشكند، بنابر برخى رويكردها، آنچه كه در حين جنگ اتفاق مىافتد جنگ روانى است اما جنگ نرم ممكن است براى دستيابى هدفي از مدتها قبل رخ دهد و در اين رابطه حتى از سناريو جنگ سخت هم با هدف ايجاد رعب و هراس در راستاى جنگ نرم استفاده مىشود.
اوایل سالجارى در رسانهها ديده شده كه با استفاده از هوش مصنوعى ترامپ مردم ايران را مشروط خيزش عليه نظام تهديد به حمله نظامى میکرد، در عين حال از مذاكره بهعنوان ابزار فريب و اغفال به رغم عدم تمايل رهبر انقلاب در راستاى اصل غافلگيری و اغفال استفاده مىکرد. به طورى که در راستاى جنگ ۱۲روزه تلاش دشمن حين و قبل جنگ با استفاده از قبض و بسط تبليغات رسانهاى مبتنى بر استفاده از دو اهرم حمله نظامى (جنگ سخت) يا مذاكره و ساير نمادهاي خيرخواهانه مانند نماد صلح و دوستى(جنگ نرم) بر اين بود كه افكار عمومى و فرماندهان نظام را به طور غيرمستقيم متقاعد كند كه به سهولت خواهد توانست نه تنها مقاومت ملى مردم ايران را به نفع خود در هم بشكند كه يكي از تلاشهاى رسانهاى قرار دادن مردم در مقابل نظام بود. هر چند كه عمليات نظامى آمريكا و اسرائيل عليه نظام جمهوری اسلامی ایران براساس یک خطاى محاسباتى غلط بر محمل و ايده جنگ نرم استوار بود اما در اين رابطه تلاش رسانهای وافرى كردند و حتی از تجهيزات نظامى خود با استفاده از تبلیغات و رسانههای استکباری، عاملی برای ترس و هراس استفاده میكردند و تصورشان بر این بود كه وقتى تبليغ حملهی نظامى شود و عملا نيز اجرا شود، حریف ناخودآگاه خود را خواهد باخت و روحيه مقاومت درهم خواهد شكست و مردم در مقابل حاكميت خواهند ايستاد. از سوى ديگر تبليغات رسانه با توسل به سوژه هاى مختلف متكى به عمليات فريب و متقاعدسازى براى شكست از طريق جنگ نرم بود. به طورى كه آنها اساسى ترين اقدامات رسانه اى را مبتنى بر جنگ شناختى قرار داده بودند.
براى مثال سفر خردادماه نتانياهو براى ازدواج فرزندش به آمريكا كه یک هفته طول كشيد یا قرار مجدد مذاكرات ويتكاف، نماينده آمريكا در ايتاليا با آقای عراقچى كه در مورد غنى سازى ايران در سطح 3/5 درصد از سوى آمريكا يا تكنیک ديگرى كه بايد نام آن را «سونامى معصوميت» گذاشت كه رژيم صهيونيستى و آمريكا به انحاع مختلف مىخواستند تصويرى معصومانه و خيرخواهانه براى ايجاد صلح و دوستى و با ابزار مذاكره پیشقدم شوند كه در حقيقت نوعى فريب براى افكار عمومى بود كه بر محمل معصوميت و خيرخواهی استوار كرده بودند.

در اين راستا ترامپ در مقاطع سالجارى بارها رويكردى صادقانه و صلح دوستانه براى نرمش و آشتى با مردم ايران و دولت وقت در بيش گرفته بود. لذا باید گفت دشمن با استفاده از رسانهها و جلوه دادن حقايقى به ظاهر حقيقت برای جلب اعتماد افكار عمومى و مسئولان نظام رفتار خود را امرى اخلاقی نشان داد و سعى كرد استراتژى فريب خود را براى رفع ناترازى هاى مرتبط با خودش و ايجاد زمينه براى كمک به تعاملى منصفانه پيش ببرد كه يكى از علايم آن سناريو مذاكرات به عنوان ابزارى سرگرم كننده و خريد وقت براى مسئولان نظام و افكار عمومى در سطوح مختلف به منظور فريب و فرصت سازى براى اجراى منويات سلطه گرانه خود بود. اين بدعهدى و فريب در قاموس آمريكا كه رسانه هاى غربى عامل مردم فريبی، اغفال و متقاعدسازى در اين رابطه حتى براى مسئولان نظام جمهوری اسلامی بوده است، از تاريخ انقلاب تاكنون سابقه داشته كه براى مثال در ۴۴ سال گذشته بيش از ۱۰ مورد از فريبكارى آمريكا و رژيم منحوس صهيونيستى را در برخورد با ايران می توان ديد كه از آن ميان به جریان آزادسازى گروگانهاى آمريكایی در لبنان اشاره كرد كه در قبال آن آمريكا بدعهدى كرد.
تابناک: در ناآرامیهای اخیر ایران، رسانههای خارجی چه تاکتیکهایی را در چارچوب جنگ نرم و عملیات شناختی به کار گرفتند و این تاکتیکها چه تفاوتهایی با شیوه عملکرد آنها در اعتراضات پیشین داشت؟
ابتدا بايد اذعان داشت جنگ نرم براساس ابعاد اجتماعی، سياسى و ... مولفه ها و شاخص هاى نهفته در اين ابعاد طراحی و امور كلىترى را شامل می شود. وقتی از تاکتیک و حوزه عملیات صحبت میکنیم، به عمليات روانى و جنگ روانی مربوط می شود كه در اينجا دشمن ضمن مطالعه نقاط قوت و ضعف جامعه هدف با اتخاذ روشهایی مانند شايعهسازى، دروغ و اشاعه اخبار فريب و اغفال متناسب با نقاط ضعف شناخته و مطالعه شده میتواند با ایجاد رفتارهای جدید و تقویت انگیزه های نهفته در مخاطبان که از وضعیت و آثار موجود در جامعه بدست میآورد اقدام کند.
به طور مثال اگر مهاجم جنگ نرم میداند كه قدرت برتر نظامى آمريكا براى مردم ايران پذيرفته است يا مردم اشراف اطلاعاتى و قدرت موساد را باور دارند، نتانياهو مىگويد هيچ حركتى در ایران از چشم ما پوشيده نيست و افكار عمومى قبول مىكند. لذا با دست گذاشتن روى محرکهاى تعريف شده باور آنها را با استفاده از رسانهها تقويت مىكند. يكی از روشها در اين رابطه تقويت رفتارهاى ناهمساز و ضد ارزشی مخاطبان با اجراى تبليغات و با استفاده از شيوههایى مانند نفى و اثبات نقاط قوت جامعه هدف نفى و نقاط ضعف آن به نفع مهاجم تبلبغاتى اثبات میشود. در عين حال حقيقت اين است كه مخاطب خودى در عرصه تبليغات بيگانه نباید احساس كند كه مبلغ بيگانه صداقت دارد و درست میگوید اما رسانه مهاجم با استفاده از شيوههاى روانشناسانه و عمليات القایى كارى مىكند كه در جامعه هدف و مخاطبان ايجاد اعتماد به وى شود و تا مرز جنگ شناختى به مفهوم اعتقاد آفرينى و باورسازى پيش مىرود. براى مثال عدهاى امروز بر اين باور شدهاند كه حكومت منحوس پهلوى موفق بوده و مردم راحتتر و مرفهتر زندگى مىكردند يا اينكه اگر حكومت سلطنتی دوباره سر بگیرد كشور از مشكلات رها میشود يا مذاكره با آمريكا به نفع کشور خواهد بود و تمام مشكلات كشور را حل خواهد کرد. بنابراين فرقى نمىكند افراد و گروه ها در هر سطحى كه باشند با عمليات روانى و جنگ شناختى به ايدهها و باورهایى مىرسند كه سر منشاء آنها رسانه است و در اين رابطه بايد گفت امروز ما آنطور فكر مىكنيم كه رسانهها میخواهند و اگر اين موضوع در سطوح مختلف فردى و اجتماعى و ... مديريت نشود، بسيار شكننده و آسيبزا خواهد بود.

تابناک: این روشها و زمينههاى تبليغاتى متاخر چه تفاوتهایى با شيوههاى پيشين داشته است؟
هر چه جریان تبلیغی و عمليات روانی از گذشته به حال میرسد فراگیرتر، پیچیدهتر، همه گیرتر، وسیعتر و کیفیتر میشود. سوژههای گذشته مانند مساله حجاب، موضوع زنان و فمنيستى تک بعدى بودند. مثلا، سوژه سازیهاى موردى مانند مهسا امينى بوده اما امروز سوژههاى انتخاب شده مبتنى با نيازها و وابستگیهاى راهبردى و كلان مثل فشارها و نارساییهاى اقتصادى در حد كلان، بحث گره زدن مذاكره با سرنوشت كشور و حمله نظامی، تلاش سردمداران غرب براى نفوذ در مردم ايران با شعارهاى انسان دوستى و خيرخواهى و قبض و بسط هاى فراوانى كه با ابزارىهاى پیشرفته (دیپ فیک) يا جعل عميق و با استفاده وسیع از هوش مصنوعى كه ضريب ترديد در روشهاى تبلیغی فریب و اغفال كننده را براى مخاطب فوق العاده تخفيف میدهد.
اگر قبل از جنگ ۱۲روزه از اهرم جنگ سخت به حيطه جنگ نرم و سناریو همراهسازى مردم حركت مىكردند امروز به اصطلاح با استفاده از مولفههاى كيفى و قدرت نرم در حوزه جنگ نرم و آشفته سازى روانى جامعه و جنگ شناختى منتظر اوضاع مساعد براى حمله نظامی به عنوان تير خلاص بودند. لذا اگر در دوره هاى قبل ايجاد نارضايتى و آشوب با دست گذاشتن تبليغاتی روى امور جزئى تر و كمی تر انحراف شناختى و محاسباتى در گروه هاى محدودتر جامعه ايجاد مىكردند، امروزه با توسل به روايتهاى جنگ شناختى و جنگ نرم در ابعاد كيفى تر و وسيع ترى مانند گره زدن سرنوشت و ترس از آينده به فروپاشى نظام جمهوری اسلامی ایران و شكست و فقر اقتصادى خانواده ها از طرفی و از سوى ديگر نشان دادن دايه مهريانتر از مادر سردمداران امپرياليستى حوزه جنگ نرم را به ابعاد وسيع تر جامعه تعميم دادند و با استفاده از نقاط ضعف موجود در مديريتهاى داخلى كشور، بخشى از مردم را تا حد نااميدى از نظام جمهوری اسلامی ایران سوق دادند و افكار عمومى را به عنوان بخشى از نيروى درونى و نهانی ملت متشنج كردند كه اگر نبود تدابير و رهنمود هاى رهبر انقلاب (مدظله العالى) در مقاطع مختلف چه بسا رشته امور باورهاى جمعى، اعتقاد به ثبات نظام و همبستگى اجتماعی نسبت به نظام و وفاق ملى از هم می گسست.
تابناک: بسیاری معتقدند رسانههای داخلی ایران در مقایسه با دورههای قبلی اعتراضات، اینبار نقش فعالتر و شفافتری در روایتسازی، پاسخگویی و جریانسازی خبری ایفا کردند. از نظر شما این تغییر رویکرد ناشی از چه تجربیات یا الزامات جدیدی بوده است؟
اين موضوع به دو پديده يا مساله مربوط مىشود كه عبارتند از نقش افكار عمومى در ثبات و تحكيم مباني حاكميتها، كه به قول معروف مديريت افكار عمومى به عنوان عاملى كه با رسانهها تعامل دو سویه و متقابلی دارد و رسانهها به عنوان ابزار كار در چگونگى شكل گيرى افكار عمومى نقش عمده دارند. عامل ديگر، روند طبيعى رو به رشد، توسعه و تكامل مديريت رسانه و نحوه نگرش به نقش آن در تسهيل حاكميت در كشور است كه به مرور زمان مديريت رسانه و فرايند بهره بردارى از آن متوجه اين موضع شده كه با بهره بردارى از رسانه های متناسب با وضعيت جامعه شناختى، روان شناخنى، كشش فرهنگى و اجتماعى جامعه و متناسب با تعالى افكار عمومى طراحى و اجرا شود و در عين حال شفافسازى و اطلاع رسانی متناسب با توقع و نيازهاى افكار عمومى صورت پذيرد، مىتواند به رفتارهاى شهروندان ثبات بيشترى بخشيده و آنها را به گونه ای مطلوب همراه كند.
بنابراين در اهميت رابطه افكار عمومى با رسانهها و نقش آن در ثبات حكومتها بايد افزود؛ افكار عمومى مجموعهاى از داورىهاى عموم مردم درباره مسائل خرد و كلان كشور و روز است كه به مثابه روح در جان انسانها مورد پذيرش مردم بوده و راهبری و شكل گیرى و موضع گيرى رفتارها را بر عهده دارد. به طورى كه رسانهها با روشها و شیوههاى خاصى مانند: پاداشدهی و تثبيت در تبليغ، تاثيرگذارى بر ذائقهها و ايجاد احساس نياز در مخاطب و انگيزه آفرينى از طريق تبليغات بر افكار عمومى موثر واقع مىشود. لذا رسانهها در اين رابطه، يعنى شكلدهى به افكار عمومى با كاركردهایى مانند: توسعه بخشى به دامنه اطلاعات مخاطب، عرضه اطلاعات و ارايه تحليل و بحث و تفسير موضوعی ايفاى نقش مىكنند. بنابراين بايد اذعان داشت که رسانهها هرچه بيشتر و البته با رعايت مسائل امنيتى و حواشى و حساسيت موضوع به افكار عمومى كمک كرده و مسائل را بدون حاشيه و شفافتر در معرض افكار عمومى قرار داده و با تلاش براى شفافسازى و سلامت و صحت افكار عمومى حركت كنند به وفاق و همبستگى ملى و به دوری از چالشهاى فكرى و حاشيه پردازى كمک بيشترى میكنند. البته تحليل ميزان موفقيت رسانههاى خودى در اين موضوع نياز به بحث جدایى دارد كه با آسيب شناسی رسانههاى خودى مقدور خواهد بود.
تابناک: با توجه به تجربه شما بهعنوان عضو سابق سند دفاع سایبری، نقش رسانهها را در کنار زیرساختهای دفاع سایبری در مقابله با جنگ نرم چگونه ارزیابی میکنید و چه درسهایی از ناآرامیها و جنگ رسانهای اخیر میتوان برای آینده استخراج کرد؟
زير ساخت دفاع سايبرى به عبارتى با زيرساختهاى اصلی كشور به مفهوم تمام داراییهاى اساسى كشور مانند سيستم كنترلى در بخش كشاورزى، صنعت، خدمات مانند بانکها، سرویسهاى اضطرارى، آب، برق، فرآوردههاى آلى، استعدادهاى هستهای، بهداشت عمومى، انرژى، فناورى اطلاعات و سامانه هاى حمل ونقل، نرم افزارها، سخت افزارها، اينترنت، سامانه اطلاعاتى و غيره نيست.
تابناک: آيا زير ساختهاى دفاع سايبرى جدا از ساير زير ساخت ها تلقى مىشوند؟
برخی تحقيقات انجام شده در اين رابطه چنين ترسيم كرده اند كه طولى نخواهد كشيد تمام زير ساختها يا دارايىهاى اساسى كشورها حتى آخرين آنها از لحاظ توسعه همه سايبرى شده و ارتباطات الكترونيک برقرار خواهد شد. در اين شرايط است كه اگر زير ساختهاى كشورها را از لحاظ امنيت و نگرشهاى پدافندى و از منظر اهميت و حساسيت ارزش آنها طبقه بندى كنيم زيرساخت سايبرى بهعنوان يک بعد مستقل تلقى مىشود كه ساير زيرساختها به آن متكى خواهند بود چراكه آنها نيز همه سايبرى شدهاند و تعاملات و كنش و واكنش آنها به سايبری متكی است. در اينحا فضاى سایبری به عنوان نقطه اتكا و تعامل همهی زير ساختها تلقی میشود.
نقش زيرساخت سايبرى به منزله وضعيت نيمه متعادل امروزی است که بخش عمدهاى از ساير زيرساختها و تعاملات سايبرى شده اما هنوز ساختارهاى مكانيكی هم در كنار ساختارهاى غيرمكانيكى سهمى در تعاملات دارند و هر ساختارى به نسبت بهره اى از اقدامات الكترونيكی برده و هنوز دولت الكترونيک تماما مستقر نشده، در اين صورت اهميت و حضور ساختار سایبرى در ساير اركان كشورها به طور نسبی است و در صورت بروز اختلال سايبرى عوامل فلج كننده كامل بروز نمىكند. به طور مثال الان وقتى اينترنت به عنوان يكى از اركان سايبرى در كشور ما قطع مىشود ملاحظه مىشود آسيبهاى نسبى تماميت ندارد. فضاى سايبری با ماهيتى نرم، ابزارى براى تبادل اطلاعات است. به گونه اى كه عوامل سايبرى هم ابزار و وسيله جنگ نرم و هم زير ساختهاى داده پردازى تلقى مىشوند.
تابناک: نقش رسانهها در كنار زير ساختهاى سايبرى چیست؟
اگر فضاى سايبری از رايانه، اينترنت و دادههاى الكترونيكى استفاده مىكند رسانههای نوين هم در همین محمل قرار دارند و در حقيقت از ويژگىهاى فضاى مجازى برخوردارند و نقش و اهميت رسانهها در دنياى معاصر به اندازه و همسو با عوامل و زير ساختهاى سايبرى است كه بسيارى از شئونات زندگى و رفع نيازها به آن وابسته هستند. حتىالامكان برخوردارى از استقلال در بهره بردارى از فضاى مجازى به ويژه در امور مهم و حساس مديريت افراط و تفريط در بهره بردارى از فضای مجازى در ابعاد فردى و جمعى، ملى و فراملى فرهنگسازى و ايجاد حس اعتماد به اين موضوع كه نبايد به رسانههاى بيگانه اعتماد كرد. بايد توجه داشت با توسعه رسانههاى مجازى و هوشمند مسائل و مطالب جعلى اما به ظاهر جذاٻ نيز اشاعه مىیابد، كه نبايد فريب آنها را خورد و اين نياز به سواد رسانه اى دارد و رسانه ها سهم عمده اى در ايجاد چالش و حتى بحرانهاى سياسى و اجتماعى دارند كه بايد به اين موضوع توجه كرد.
گفتگو: مهتاب بهرامی آسترکی
تبعيض خوب نيست
الان که قطع شده از نون خوردن افتادیم
کسی هم جوابگو نیست
فردا سرمایه صاحبخانه اجاره خونش را میخواد چکار کنیم؟
...دلخوش به مقدار نباشید
نود و نه درصد به خاطر دلار140تومنی هست که طلا شد 20تومن حالا حساب کن اگه دلار 10هزار تومن بود الان طلا نهایت گرمی 2تومن بود پس نیا بگو اونس جهانی بالاست بگو دلار بالاست یا مختصر و مفید بگو پول ایران بی ارزشه
دولت حقوق و رفاهیاتمردم را سالی یکبار به اندازه یک دهم تورم بالا میبرد ولی قیمت اجناس خودش رو روزی یکبار افزایش میدهد
کی میخواید بفهمید اینو
با خودت نمیگی دولت پول از کجا بیاره بخواد حقوق رو ده برابر کنه?
چرا دولت پول نداره چون تجارت خوابیده
چرا تجارت خوابیده چون تحریمیم
خب حالا که دقیقا حق گفت
بازم میگی فرقی نداره...
بیش از 90درصد امورات توسط دولت انجام میشه و کوچکترین تصمیماتش بر زندگی هممون تاثیر داره
اینطوری جلوی خیلی رانت خواری ها گرفته میشه
این خودش قدم بزرگیه در جهت اصلاح اقتصاد بیمار ایران
صدها بار این جمله را شنیدیم
نه به جایی وابسطم نه مزد بگیر کسیم وبیشتر زندگیمم از دست دادم
ولی همونطور که یقه ی دیگرانو میگیرم یقه ی خودم و اشتباهاتم و انتخابهامم میگیرم
خستهام




