تبلور اصلی اراده مردم درمجلس است
محمد خوش چهره
کد خبر: ۱۳۴۹۵۷
| | 2411 بازدید
محمد خوش چهره استاد اقتصاد دانشگاه تهران از نمایندگان شاخص مجلس هفتم بود که ریاست فراکسیون و ائتلاف اصولگرایان مستقل را بر عهده داشت از تئوریسین های سیاسی و اقتصادی مطرح اصولگرا است که البته در بیشتر موارد دیدگاه هایی مستقل و ویژه ای که همواره نیز لزوماً با دیدگاه های جناحی که وی بدان منتسب است مطابقت ندارد. در این مصاحبه نیز که مناسبت روز مجلس صورت گرفته است خوش چهره بر حفظ و استمرار سرمایه مردمی نظام و انقلاب تاکید می کند و توانمندی و درایت حضرت امام خمینی(س) را در این زمینه گوشزد می کند.
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی مباحثی در مورد شکل حکومت و ساختار آن مطرح شد و حضرت امام با وجود مقبولیت و محبوبیت فوق العاده ای که میان مردم داشتند و این امکان برایشان فراهم بود که هر شکل حکومتی را به تصویب مردم برسانند اما روی جمهوری و حضور مجلس و ساختار انتخابی تاکید و پس از پیروزی انقلاب نیز با جدیت آن را پیگیری کردند و به تحقق رساندند اهمیت این ساختار و شکل حکومتی از دیدگاه ایشان چیست؟
قطعا حضرت امام یک دید استراتژیک داشت و به اصطلاح ساده تر یک نقشه راه برای اداره کشور که همان ایده ای است که کتاب حکومت اسلامی مبین آن بود. ذهن امام طراحی حکومت مبتنی بر نهادها و الزامات اش و متعاقبا در عمل را طراحی کرده بود و ایشان به عنوان یک استراتژیست برای ابزارهایش هم نظر و ایده داشتند.
حکومتی که حضرت امام برای اداره کشور به آن اعتقاد داشتند متاثر از آموزه های دینی ومعرفت شناسی عمیق ایشان و آنچه که تحت عنوان اسلام ناب محمدی (ص) از آن نام می بردند، بود، بنابراین خیلی از ایده هایشان در باب اداره کشور متاثر از نگاه دینی و سیره نبوی در مورد نوع زمامداری است؛ که البته متناسب با مقتضیات زمان شکل حکومتی که از آن تحت عنوان حکومت اسلامی نام برده اند، جمهوری اسلامی بود و آن جمله معروف ایشان که جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد مبین دکترین ایشان در باب اداره کشور و نظام حکومتی است؛ به این معنا که ایشان به حکومت اسلامی معتقد بودند اما شکل این حکومت را در حضور و مشارکت مردم می دانستند؛ بنابراین جمهوری اسلامی هر دو جنبه اش جای تفسیرهای عمیق دارد.
اسلامیت محتوای حرکت این حکومت و جهت گیری و اهداف آرمانی و تعاملات و هدف گزاری های استراتژیک و غایی ومناسبات و ریشه مناسبات و معیارهای اخلاقی حکومت و چیستی و بایدها ونبایدهای آن را نشان می داد که از آموزه های اسلامی متاثر بود و تحت عنوان واژه هایی مانند دولت اسلامی، حکومت اسلامی، نظام اسلامی که سلسله مراتب تکاملی اش بود متجلی شد.
خود ایشان تحت این عنوان که انشاء الله پرچم حکومت را به امام زمان (عج) تحویل خواهیم داد مسیر حرکت و غایت حرکت، امید ایشان برای اتصال به حکومت جهانی امام زمان سلام الله علیه که غایت سیر تکامل بشری است را در نظر داشت که بخشی فراتر از موضوع اخیر است. بنابراین در چنین حالتی محتوایش اسلامی و شکل و فرم اش مبتنی بر جمهوریت یعنی متکی بر حضور مردم و احترام به آرای مردم و بندگان خدا که شکل دهنده وادامه دهنده مسیر حرکت هستند خواهد بود. یکی از برجسته ترین کارهایی که حضرت امام دراین زمینه کردند ایجاد ساختارهایی بود؛ یعنی نظام طاغوت را که حکومت دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی بود و رژیم پهلوی که بیش از نیم قرن بر کشور سلطه داشت را توانست در همان ابتدا با تغییر ساختارهای بنیادی که ناشی از ساختارهای قدرت سیاسی کشور بود دگرگون کند.
یک رژیم دست نشانده وسر سپرده که متکی به حمایت های غرب بود و ارتش اش متصل به ناتو و به طور غیر مستقیم تقویت شده و در خدمت اهداف ناتو بود و در حقیقت رژیم حاکم ایران تحت عنوان مقابله با نفوذ شرق و کمونیسم پایگاه غرب و ارتش امریکا بود و در کنار آن یک ساختار امنیتی را برای بقای خود تنظیم کرده بود و لذا اتکایش به مردم بسیار ضعیف بود. این رژیم برای اینکه شکل و فرم را حفظ کند حسب ظاهر به عنوان شکل حکومتی به نظام پارلمانتاریستی اعتراف می کرد اما هویت و ماهیت این نظام پارلمانتاریسم فرمایشی بود و دست اندرکاران و سران نظام طاغوتی شکل حکومت مردمی را هم قبول نداشتند و می دانستند که یک فرم نمایشی و فرمایشی دارد. بنابراین امام اولین کاری که کرد پس از نظامی که ساقط شد حکومتی با همان مختصاتی که اشاره شد مطرح و ساختار قدرت را متکی بر آرا مردم کرد و این دستاور مهمی بود که خیلی سریع هم شکل گرفت.
درایت حضرت امام برای اینکه ساختار قدرتی را شکل دهد که مردم چنین قدرتی را تجربه کنند و در جهت نهادینه شدن اش پیش بروند جزو ظرافت های حضرت امام بود که تعجیل ایشان در تبین قانون اساسی، ایجاد مجلس خبرگان، و قبل ازآن تاکیدشان بر انتخابات تعیین کننده شکل و نوع نظام که در دوازده فروردین{135} انجام شد و نوع نظام تعیین شد و انتخابات ریاست جمهوری و امثال آن نشانگر آن است.
بنابراین ساختاری که حضرت امام ایجاد کردند ساختاری بود که قدرت متکی بر آرای مردم بود یعنی انتخابات مجلس اش که به تعبیر حضرت امام تبلور اراده مردم و تجلی {عصاره}فضایل ملت بود با آرای مستقیم مردم انتخاب می شدند بنابراین سرنوشت و مقدمات مردم را حضور و مشارکت خود مردم تعیین می کرد و رقم می زد. قوه اجرایی کشور که در دست رئیس جمهور بود باز با انتخاب مستقیم مردم توسط انتخابات صورت می گرفت و تبلور اداره مردم برای اجرا بود. متعاقباً انتخاب رهبری نظام هم که از طریق خبرگان منتخب رای مستقیم مردم صورت می گرفت. حتی مقدرات شهری و مدیریت شهری که شورای های شهر و روستا ها بود با انتخاب مردم است. مفهوم این بحث این است که ساختار قدرت با انتخاب مستقیم مردم است برای اینکه حضرت امام معتقد بودند پایداری حکومت با اعتقادی که مردم به اسلام داشتند می تواند یک مولفه قدرت برای کشور تلقی می شود بنابراین دیدیم که حضرت امام درهمان ابتدای پیروزی و شکل گیری انقلاب ساختار قدرت را که متکی براراده مردم بود بنا نهاد.
ارزیابی تان از تحقق آرمان های حضرت امام در مورد ساختار حکومتی و اداری کشور چیست؟
البته نظام جمهوری اسلامی در تغییر ساختارها شاید بجز دو سه مورد خیلی موفق نبود و خیلی از چالش هایی که بعداً مبتلا شد به همین علت بود. به خاطر اینکه ساختار اداری کشور تقریباً در همان وضعیت سابق ماند. یعنی ساختاری که پرهزینه ، تشریفاتی، کم کارکرد بود و ساختار صنعتی و از همه قابل تامل تر ساختار آموزش عالی کشور که ساختاری متکی بر تولید مدرک و تشخص گرایی مبتنی بر مدرک قبل از انقلاب بود کماکان نافذیت خودش را بر آموزش عالی بعد از انقلاب نشان داد و ضعف ارتباط اش با نیازهای بازار و امثالهم. بنابراین خیلی از ساختارها تغییر نکرد. ساختار دفاعی کشور توسط حضرت امام تغییر کرد و بعد از ساختار سیاسی دومین ساختار استراتژیک نظام بود که تغییر کرد.
ساختار متکی به ارتش کلاسیک که آن هم وابسته به مستشاران امریکایی و ناتو و ادوات غرب بود و به صورت فرمایشی هم چند قلم از شرق می گرفتند در مجموع با یک ساختار جدیدی بود که متکی بر مشارکت و حضور مردم بود تحت عنوان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج که تبلور حضور مردم بود به عنوان ارگان سازمان ده در جنگ دیدیم که در کنار ارتش کلاسیک حماسه آفرید و باعث اعجاز نظام شد که چگونه یک ارتش مردمی می تواند به صورت تمام قد در مقابل دنیای سلطه و همه ادوات و تجهیزات نظامی شان که شامل دنیای شرق و غرب بود بایستد. بنابراین اتکای حضرت امام به بحث مردم در این مقوله یعنی در تغییر ساختارها به شدت قابل توجه است.
علیرغم دیدگاه شما برخی دیدگاه های دیگر معتقدند که این اندیشه و اعتقاد به مردم در اندیشه های حضرت امام دارای اصالت و محوریت نیست بلکه موضوع ثانویه است. نظر شما در این رابطه چیست؟
اتفاقاً این دید استراتژیک حضرت امام بود. چند روز قبل هم که برای الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت محضر مقام معظم رهبری بودیم فرصت نشد که بنده تبیین موضوع کنم که اگر فرصت می شد حتماً حول همین مبحث صحبت می کردم.
حضرت امام الگوی ایرانی اسلامی خودشان را در عرصه های سیاسی به عنوان موتور محرکه پیشرفت نشان داده اند. این الگو برخلاف الگوهای رایج در دنیا که در چند قرن اخیر شاهدش هستیم که تغییر و تحولات را حول محور یا محوریت عناصر مختلف دنبال کردند است. درغرب این تغییر و تحول که بعد ها به اسم رشد و توسعه بود مهمترین عامل یا موتور محرکه چنین حرکتی را عاملی به اسم سرمایه مادی تلقی کردند و دانستند و معتقد بودند که پیشرفت و ترقی و رفاه درگرو محوریت بحث سرمایه است. برای همین هم از نظام شان تحت عنوان نظام سرمایه داری یا کاپیتالیسم یاد شد و معتقد بودند که انباشت ثروت و سرمایه باعث ترقی و پیشرفت و رشد جامعه می شود که روش های مختلف مثل مرکانتالیسم در غرب و بعد هم شکل پیچیده نظام های کلاسیک و نئوکلاسیک که امروزه تحت عنون لیبرالیسم است همه روی محوریت سرمایه می چرخد که در ابتدا مرکانتیلیسم با غارت منابع و ثروت های دیگر جوامع از طریق استعمار صورت می گرفت این رشد و رفاه داخلی را دنبال می کرد و متعاقبا این را به صورت خیلی پیچیده و تئوریزه شده با مدل ها و استراتژی های پیشرفت و رشد در قالب تئوری هایی حول انباشت سرمایه متمرکز بود بنا نهاد. اگر چه برخی از دیدگاه ها بعد ها ضمن اهمیت عامل سرمایه معتقد بودند که در داخل این چنین بحثی موتور محرک دیگری هم می تواند تاثیر مشابهی و بعضاً بیشتری داشته باشد. بحثی به عنوان سرمایه انسانی به طور عام و در دل آن بحث کار آفرینی و خلاقیت فردی به طور خاص باز شد. بنابراین در مقطعی در نیمه دوم قرن بیستم تاکید زیادی بر عامل سرمایه انسانی که بیشتر افراد تحصیلکرده و نیروهای ماهر به عنوان سرمایه اصلی که می تواند به نحو بهتر از عامل سرمایه استفاده کند نام بردند.
بنابراین تا نیمه دوم قرن بیستم بحث از این دو شکل سرمایه را شاهدیم. بعد ها با تحولات تکنولوژیک وافزایش دانش بشری در دهه هشتاد و نود بعضاً در برخی مدلهای تحول شرقی و رشد و پیشرفت و توسعه بحث سرمایه های علمی و دانش و تکنولوژی به عنوان موتور محرکه مطرح شد که معتقد بودند هر کشوری سهم بالایی از دانش داشته باشد و قدرت علمی و دانش اش بیشتر باشد خودش می تواند مولفه قدرت باشد. دانش های بیولوژیک و دانش های اتمی، نانو و بعداً آی تی از جمله تاکیداتی بود روی تغییر مولفه قدرت که می تواند تحول و پیشرفت و ترقی و توسعه را ایجاد کند.
حضرت امام مبدع سرمایه جدیدی بود که بعدها با یک تلقی و تشابه نامی از آن به عنوان سرمایه اجتماعی نام بردند که البته در ادبیات جامعه شناسی قبلاً از این سرمایه به عنوان یکی از اشکال سرمایه نام می بردند. اما حضرت امام مبدع سرمایه ای بنام سرمایه مردمی بود یعنی مردم را سرمایه اصلی تحول و تغییر و متعاقبا پیشرفت و ترقی و توسعه و واژه های متعارف می دانست یعنی ایشان تحول را که اشکال مختلف اش می شود پیشرفت و ترقی و توسعه در سرمایه ای بنام مردم می دانست که متاثراز آموزه های دینی و معرفت اسلامی ایشان بود. بنابراین سرمایه ای به نام مردم که در عرصه های مختلف متولی پیشرفت و توسعه است؛ در عرصه های اقتصادی آحاد مختلف مردم در راس فعالان اقتصادی، سرمایه ای به نام مردم در عرصه های فرهنگی و ... در حقیقت در بیانات حضرت امام با ادبیات مختلف از سرمایه مردم به عنوان موتور محرک تغییر و تحول نام برده شده است. اراده مردم را بارها به عنوان عامل اصلی برای تغییر وتحول گوشزد کرده اند و رای و کسب حمایت مردم را بارها به مسئولین گوشزد کرده اند و اینکه اینها ولی نعمت اند.
بنابراین در عمل سیره حضرت امام نشان داده که این سرمایه بر سایر سرمایه ها برتری دارد. به گونه ای که بنده در هفت و هشت سال گذشته به رای العین دیدم که در مدل های تغییر و تحول در اقتصاد سیاسی و اقتصاد توسعه ای از مسیر تحول سرمایه نام می برند که از سرمایه مداری، سرمایه انسانی و سرمایه دانش و علم و تکنولوژی و در آخر سرمایه اجتماعی را نام می برند. البته اشاره کردم آنچه که حضرت امام مبدع آن بود سرمایه مردم است که آنها تحت عنوان سرمایه اجتماعی از آن نام می برند؛ البته مشابهت هایی با هم دارند اما واژه ای که حضرت امام به عنوان سرمایه مردمی نام می بردند فراتر است.
برخی از تحلیلگران که البته محدود اند و برخی که منصف اند امام را مبدع سرمایه اجتماعی نوین نام می برند که من معتقدم بجای سرمایه اجتماعی نوین همان سرمایه مردم بهتر است یاد شود. حضرت امام از این سرمایه در عرصه های مختلف استفاده هایی مقتضی و کارایی را کردند و نشان دادند که چه قدرتی در پس سرمایه مردمی که به قدرت لایزال خداوند متعال اتصال کرده باشند مطرح است. مردمانی که خدا جو باشند و اینها تبلور خداجویی شان در شهادت طلبی و ایثار و تعاون و همکاری متبلور می شود سرمایه عظیمی خواهد بود که دستیابی به هدف ناشدنی را محقق می کند و امام با اراده خداوند متعال و لطف لایزال حق تعالی حضور مردم را در عرصه های مختلف سبب ساز شدند وغرب هنوز متحیر از این سرمایه که از آن غفلت کرده بود مانده است.
حضرت امام با این سرمایه که خودش را به صورت حضور و مشارکت مردم در ابتدا در عرصه های سیاسی نشان داد توانست قدرت شاه مورد حمایت های عیان و پنهان جهان شرق و غرب بود را شکست دهد و رژیم را ساقط کند که بعد ها بسیاری از دستگاه های اطلاعاتی وامنیتی دنیای غرب و وابسته به آنها زیر سوال رفتند که چرا نتواسته بودند چنین قدرتی را ارزیابی و پیش بینی کنند. حضرت امام با دست خالی با همان عبارت "خون بر شمشیر پیروز است" که تبلور اراده مردم بر ادوات و سلاح و تجهیزات بود سقوط رژیم را ایجاد کرد. متعاقباً با توجه به آن که کشور ایران که از ظرفیت های بالای ناامنی تحت عنوان تعدد قومیت و زبان و مذهب برخوردار است و دنیای سلطه هم روی این مقوله کار کرده است؛ امام در مقابل با وحدت کلمه و جلب اعتماد و مشارکت مردم به سمت همگرایی و وحدت به گونه ای عمل کرد که طرح تجزیه طلبی که غرب خیلی به آن معقتد و امیدوار بود را با شکست مواجه کرد و برعکس به سمت انسجام و وحدت ملی حول خدا جویی، عدالت خواهی و ظلم ستیزی و استکبار ستیزی و شعارها و اهداف مذهبی که در حقیقت نوعی رجوع دادن به فطرت پاک مردمی است سوق داده شد.از این رو در عرصه سوم می بینیم که حضرت امام از این سرمایه در عرصه های مبارزه مستقیم با گروهک های منافقین و چریک ها و حزب توده و غیره استفاده کرد.
برجسته ترین دستاورد این قلمرو این بود که منافقین که از یک عده قابل توجهی برخور دار بودند و از فطرت اولیه شکل گیری نظام هم استفاده کرده بودند و خودشان را دارای انضباط آهنین و ارتش آهنین می دانستند که به ظاهر هم درست بود و اگر هم عجله نمی کردند و سریع در فاز نظامی نمی افتادند شاید می توانستند بعد ها به صورت نفوذی ضربات جدی را در نظام ایجاد کنند یا حزب توده که قبل از آن رژیم گذشته از پس برخورد با آن برنیامده بود و ریشه هایش گسترده بود ما شاهد بودیم که همین قدرت فقط به کمک سرمایه مردم و در کنار این سرمایه یک عملیات خیلی محدودی که نیروهای مردمی تحت عنوان سپاه یا سربازان گمنام امام زمان انجام دادند،به شدت مضمحل شدند و برخی از سران شان ناچار به گریز شدند.
این واقعیت به شدت قابل توجهی است که بر خورد با یک جریان برانداز از بعد امنیتی فقط با حضور و مشارکت مردمی بود به این معنا که به کرات دیده شد افراد خانواده وابستگان منحرف امنیتی خودشان رامعرفی می کردند. مادر فرزند منافق خودش را معرفی می کرد. همسر، همسر خودش را، برادر ، برادر منحرف خودش را و اینگونه بود که نیروهای برانداز مجبور شدند که سریع از کشور خارج شوند. بنابراین در بعد امنیتی هم نقش سرمایه مردمی خودش را نشان داد. در بعدهای اقتصادی اگرچه تحت عنوان جهاد سازندگی حماسه های برجسته ای داشت ولی چون عمراین فعالیت های زیر بنایی واقتصادی به خاطر شروع جنگ کم بود شاید برخی آن را خوب تحلیل و مدون نکردند. برجسته ترین آن فراتر از این عرصه در بحث دفاعی بود که یک جنگ هشت ساله تمام عیار را با سرمایه مردم که تبلور اراده دفاعی و الهی مردم در مقابل تهاجم خصم بود به نمایش گذاشت که داستان آن حماسه سال ها وقت لازم دارد که بتواند ابعاد مشارکت مردم و برجستگی هایش را نشان دهد.
بنابراین این فرآیند نقطه تامل جدی است که هم برای گذشته انقلاب و هم برای حال و مخصوصا برای آینده به شدت باید مورد ارزیابی مجدد قرار بگیرد. من این را قبل هم اشاره کردم و یادآوری می کنم که این سرمایه مردم اگر بخواهد عملی بشود خودش را در قالب حضور و مشارکت مردم در عرصه های مختلف دفاعی، امنیتی، اقتصادی، سیاسی و امثالهم نشان خواهد داد. متعاقبا این سرمایه و مشارکت اش فرمایشی نبود و مبتنی بر باور و اعتقاد در مردم بود که هنر نظام و در راس اش استراتژیست اش حضرت امام موجب چنین فضا و شرایط بود که مردم باور داشتند. مادر باور داشت که اگر فرزندش را معرفی کند معدوم می شود در جهت رضایت خداوند متعال کار می کند. این تحلیل اش برای خیلی از افرادی که خارج از این فضا هستند سخت است. آن مادر و پدری که فرزندشان در دفاع مقدس شهید شد فرزند بعدی را اعزام می کردند و خوشحال بودند که چنین کاری می کنند مبتنی بر یک باور عمیق و یک اعتقاد عمیق اولاً به نظام و دوماً به جهت حرکت نظام بود.
از این رو این نوع اعتقادات با ایثارهای مثال زدنی و فراموش نشدنی عجین شده در عرصه های مختلف چه سیاسی و چه امنیتی و چه دفاعی و حتی اقتصادی اش و مخصوصا ایثارهایی که به عنوان پشتیبانی جنگ در خلال هشت سال دیدیم که مثالهایی که در نقاط محروم که به فرموده حضرت امام چند تخم مرغی را که قوت لایموت اش بود تقدیم به جبهه می کرد؛ اینها مبتنی بر باور واعتقاد عمیق بود. بنابراین می توانیم این مدل را به صورت برگشت و مهندسی معکوس تحلیل کنیم که سرمایه مردم خودش را در مشارکت و حضور نشان می دهد و مشارکت و حضور مبتنی بر باور واعتماد است و با شعار و تبلیغ و تزریق چنین مقوله ای ایجاد نمی شود که امروزه دنیای غرب هم به این رسیده که باور واعتماد اساس پایداری یک نظام و حکومت یا هر فعالیت در کشور است. برای هر دست اندرکار، مسئول و زمامداری پیدایش و زایش و طراحی و مهندسی این باور واعتماد از نقاط قابل تامل است که این اعتماد و باور از صداقت، شفافیت، حقانیت، معنویت و امثالهم ایجاد می شود که حضرت امام با سیره خودشان و حرکات و عمل شان زمینه این را ایجاد کردند. صداقت و عقلانیت وتدبر حضرت امام در امور مختلف باعث افزایش سرمایه مردمی شد و باعث همگرایی و حضور گسترده مردم شد که واژه ها و ادبیات مختلفی که ایشان در عرصه های مختلف بکار می برد مبین این است.
اعتماد بالایی که در همان اول انقلاب توانستند ایجاد کنند و مثلاً حکومت نظامی را لغو کردند در حالی که هر آدم اهل فن و تخصص آن را تصمیم خطرناک و غیر معقولی می دانست اما به خاطر اعتماد و اعتقادی که به عقلانیت و معنویت حضرت امام بود دیدیم که کار ساز بود و باعث براندازی نهایی نظام شد. تصمیم حضرت امام اگر باور و اعتماد مردم را در بر نمی داشت عملی نمی شد. بنابراین این سرمایه ومردم نقطه و محرک موتور حرکت هر نوع تحول توسط حضرت امام بود که امروز هم الگوی توسعه اسلامی ایرانی پیشرفت باید حول همین محور باشد. من این بحث را بحثی قابل طرح و مهم و باز می دانم. یعنی نظام سرمایه داری که حول نظام سرمایه مادی و حاکمیت سرمایه است ما باید در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت مان قطعاً به بحث محوریت سرمایه مردم قایل شویم یعنی دائما به حضور و مشارکت مردم و باور اعتمادشان و جلب آن کارهای بنیادی کنیم و دقت کنیم که در هر رده ای دچار خطای استراتژیک در کارکردهایمان نشویم. بنابراین باید به شدت از آن اجتناب کنیم که جامعه دچار انشقاق و ضعف باور باشد، ضعف باوری که ناشی از ضعف صداقت و تدبیر و حقانیت و شفافیت است که این خواسته دنیای سلطه است. آنها نقطه قوت و آسیب پذیری نظام را که سرمایه مردم است به شدت درک کرده و در زمان حیات امام هم تلاش زیادی درجهت ناامید و بی تفاوت کردن مردم انجام می دادند که حضرت امام با آگاهی و دعوت مسئولین به جلب اعتماد و باور مردم در کارکردهای شفاف و صادقانه خودش به مقابله این ترفندها می رفت.
تلقی شما از دیدگاه حضرت امام که در همین راستا مجلس را در راس امور می دانند چیست؟
دراین فضا قطعاً مجلس که محل اصلی تبلور اراده مردم یعنی قومیت ها، نژاد ها و مذاهب مختلف در تصویب و تدوین مقررات اجتماعی و سیاسی است جایگاه مهمی دارد و مجلسی تبلور اراده ملت است که مبتنی بر انتخاب درست و صحیح باشد که امام بارها روی نحوه انتخاب کردن صحیح و مسئولانه افراد تاکید داشتند. قطعا محوریت سرمایه ای به نام مردم را مجلس خواهد داشت و این حرف که مجلس در راس امور است با چنین تفسیر و تعبیری منطق مفهومی و جایگاه استراتژیک خودش را پیدا می کند. بنابراین این جمله حضرت امام یک فرمایش مقطعی یا موردی نبوده؛ یعنی تبلور اصلی اراده مردم در مجلس است و رئیس جمهور یک رای از مردم کسب کرده اما در مفهوم تبلور و آنچه که می تواند از نظر قومیت ها، مذاهب و غیره همگرایی ایجاد کند آنچنان که درمجلس می تواند باشد در شخص رئیس جمهور نیست.
از این رو قانون و بنیانگذار انقلاب تفوق قوا را در عمل ناظر بر مجلس دانسته یعنی در نظام مردم سالاری دینی محوریت با سرمایه ای به نام مردم است و بقای نظام جمهوری اسلامی نیز به آن وابسته است که خدای ناکرده اگر این قلمرو آسیب ببیند زوال اش از همین جا خواهد بود. از این رو تفوق مجلس یعنی در راس امور بودن به این معناست که رئیس جمهور صرفاً توسط مردم انتخاب می شود ولی برای اداره و عملیاتی کردن قوه مجریه احتیاج به تعیین کابینه دارد و این کابینه را مجلس است که تعیین می کند و رئیس جمهور صرفا معرفی می کند واحراز توانمندی و سلامت نفس شان با مجلس است و این مجلس است که تایید صلاحیت می کند تا کابینه شکل بگیرد و قوه مجریه عملیاتی بشود.
بنابراین از این جنبه مشخص می شود که مجلس بر قوه مجریه برتری دارد. از طرف دیگر قوه مجریه حتی در صورت تعیین کابینه خود واجرایی شدنش باز برای اداره کشور احتیاج به تسلیم برنامه های سالانه خود در قالب بودجه دارد یا متعاقباً برنامه پنج ساله و هر نوع تخصیص منابع و امکاناتی که برای اجرای وظایف اش دارد باید با تصویب مجلس باشد یعنی صرفاً دولت در قالب طرح یا لایحه پیشنهاد می دهد که ممکن است طرفداران دولت طرح بدهند یا لایحه که مستقیماً توسط دولت ارائه می شود و این مجلس است که باید تایید کند در راستای این طرح و تخصصیات تابع منافع ملی رعایت می شود یا نه؟ چون دولت ها معمولا مصالح دوره چهار ساله خود را می بینند و مجلس باید فراتر از مصالح دوره دولت آثار و تبعات آن را در دولت های بعدی ببینند.
چون شاید خیلی از دولت ها برای کار آمد نشان دادن خودشان طمع منابع زیادی داشته باشند یا تمنای تخصیص منابع داشته باشند که شاید در راستای مصالحی ملی در دوره های بعدی نباشد؛ تشخیص اینها با قوه مقننه است. بنابراین در بعد تعاملات، تنظیم روابط کاری داخل و خارج و تعاملات بین کشورها و غیره این مجلس است که تنظیم کننده است.
از این رو همه کارکردها به طور بنیادین تفوق قوه مقننه را بر قوه مجریه نشان می دهد. این جفا به حضرت امام و حتی مقام معظم رهبری و تمام کسانی است که در حوزه راهبری دینی برای نهادینه کردن ارکان و نهادهای نظام تلاش کرده اند و توصیه های مذهبی که برای شرکت در انتخابات توسط بزرگان دین صورت گرفته واز آن به عنوان تکلیف الهی نام برده اند مبین این است نباید بگذاریم که این نهادگرایی که بقا و دوام نظام جمهوری اسلامی را در پی دارد با اختلاف سلیقه ها و تفسیر به رای های شخصی و اقتدار گرایی های که بعضاً می تواند مورد تمنای قوه مجریه باشد که بعد از جنگ و به خصوص سالهای اخیر بیشتر، به اشکال مختلف شاهدش بودیم متزلزل بشود. البته نکته فوق العاده حائز اهمیت این است که توصیه های حضرت امام برای انتخاب افراد اصلح و صالح در مجلس مد نظر قرار بدهیم و سعی کنیم افرادی که در راستای منافع ملی و فراتر از آن مصالح اسلام کار می کنند واز بطن مردم در آمده اند و وابستگی ندارند و وام دار کسی نیستند مورد انتخاب قرار بگیرند.
البته نگرانی که وجود دارد این است که کانون های قدرت و ثروت که در دنیا نشان داده اند می توانند جریانات تصمیم گیری ها و اثر گذاری های اقتصادی و سیاسی را در سطح کلان در اختیار بگیرند و یا با نفوذی که در انتخاب افراد وام دار و یا وام دار کردن افراد می کنند که در بعضی از کشورهای دنیا شاهدش هستیم این آفت دچار نظام جمهوری اسلامی نشود که صرف پول و کانون های قدرت و ثروت بتوانند مسیر انتخابات را به گونه ای منحرف بکنند که به جای افراد مستقل و مدرس وار افراد وام دار و محدود نگر و خدای نکرده سرسپرده داخل مجلس بشود. قطعاً این نوع انحراف برای از راس امور انداختن مجلس از خطر هر نوع انحراف دیگری که ناشی از فزون خواهی قدرت بین قوا هست بیشتر خواهد بود.
یکی دیگر از نکاتی که حضرت امام پیرامون مجلس دارند اشاره به عصاره فضایل ملت بودن مجلس است. چه شرایطی می تواند کمک کند تا مجلس دارای این جایگاه و صفت باشد؟
همانطور که اشاره کردم اول شناخت افراد صالح است. در برخی از نقاط که هر چه پیش می رویم ابزارهای شناخت وانتخاب اصلح بهتر است. اما یکی از راه های این انتخاب اصلح حضرت امام رجوع به منابع مورد اعتماد یا اصطلاح عامیانه رفرنس هایی را پیشنهاد میدهد که در راس اش روحانیت آگاه و عادل و نخبگان معتمد است. قبل از آن وظیفه خود افراد می داند که با پیگیری و ممارست و جستجو افراد صالح را انتخاب کنند.
بحث آیه شریفه ای است که می فرماید: ان اللَّه یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلها یعنی خدا امر کرده که امانت را به اهلش بسپارند . که به فرموده حضرت امیر علیه السلام در نهج البلاغه مسئولیت در حکومت امانت است بنابراین باید به اهلش داده شود. مسولیت اعم از مسوولیت یک کلاس درس به یک معلم که باز حضرت امام در تعابیرشان دارندکه معلم امانتداری است که انسان امانت اوست؛ تا انتخاب وزیر و وکیل و راس اش نماینده مجلس. معیار را هم خداوند در قرآن تعیین کرده است که اهل را تعبیر کرده که قوی وامین در داستان حضرت یوسف و حضرت سلیمان و داستان دختران حضرت شعیب و حضرت موسی. قوی و امین مبین این است که شخص باید توانا باشد و در عین حال از سلامت نفس برخور دار باشد و امین باشد.
انحرافی که ما در خیلی از مقاطع در نظام جمهوری اسلامی داشتیم یا فراموش کردن مطلق این بحث است یا صرفاً به یک موضوع پرداخته شده است. یا به توانایی توجه کرده اند و به سلامت نفس توجه نکرده یا مثلاً در سالهای اخیر تحت عنوان اینکه فرد ارزشی است یا مثلاً انقلابی است یا فلان مقوله شخصی را دارد از توانایی اش غفلت شده و که مثلاً نیمی از کابینه در یک دوره عوض می شود این نشان می دهد که آن توانایی لازم احراز نشده بود که هم دولت و هم مجلس در این امر قطعاً باید جوابگو باشند هم مسئولیت های دنیوی و هم اخروی. بنابراین حضرت امام در عصاره فضایل اخلاقی بر توانایی و سلامت نفس توامان تاکید داشتند و تنها یک جنبه را کافی نمی دانستند اگر چه یک فرد شریف و سالم و سلیم النفس اگر هوای نفس نداشته باشد و از پس کاری برنیاید آن مسوولیت را نمی پذیرد ولی بعضاً دیده شده بعضی از افراد با توجیهاتی که می کنند تحت عنوان الفاظ مختلف در مسوولیت هایی وارد می شوند که معلوم است از عهده آن بر نمی آیند.
متاسفانه این امر فضای قبیله گرایی حزبی و سیاسی و باندگرایی را ایجاد کرده است که شاهد تصفیه ها و حضورهای اتوبوسی و کاروانی در مناصب هستیم. بنابراین این معیار در فرمایش حضرت امام متاثر از آموزه های صریح قرآن کریم است که مردم باید عصاره فضایل خود را با دو ویژگی سلامت نفس و توانایی را احراز کنند و به او رای بدهند. البته در این مسیر متاسفانه بعدها انحرافاتی ایجاد شد و بعضی از مسیرهای انتخابات به روی برخی افراد صالح یا عصاره فضایل به خاطر اختلافات سلیقه ای سیاسی و محدونگری ها و توجیهات مختلف بسته شد و نوع انتخابات با تعبیرات غلطی از دین و استفاده از احساسات مذهبی مردم تحت عنوان این که اگر فلان لیست رای نیاورد حاکمیت غیر اسلام را شاهد می شوند قدرت انتخاب مردم را محدود می کنند و کسانی که به تبلیغات مطلوب دسترسی ندارند را از انتخاب کردن و انتخاب شدن باز داشتند، بنابراین این انحرافات در سر راه عملی شدن اندیشه های حضرت امام پیش آمده که در حقیقت وظیفه مسولین نظام است که با درک صحیح از انحرافات به چاره جویی و رفع موانع ایجاد شده برآیند مخصوصا در مقابل کسانی که از طرق قانونی پی گیر چنین مسائلی هستند.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران
پیش از پیروزی انقلاب اسلامی مباحثی در مورد شکل حکومت و ساختار آن مطرح شد و حضرت امام با وجود مقبولیت و محبوبیت فوق العاده ای که میان مردم داشتند و این امکان برایشان فراهم بود که هر شکل حکومتی را به تصویب مردم برسانند اما روی جمهوری و حضور مجلس و ساختار انتخابی تاکید و پس از پیروزی انقلاب نیز با جدیت آن را پیگیری کردند و به تحقق رساندند اهمیت این ساختار و شکل حکومتی از دیدگاه ایشان چیست؟
قطعا حضرت امام یک دید استراتژیک داشت و به اصطلاح ساده تر یک نقشه راه برای اداره کشور که همان ایده ای است که کتاب حکومت اسلامی مبین آن بود. ذهن امام طراحی حکومت مبتنی بر نهادها و الزامات اش و متعاقبا در عمل را طراحی کرده بود و ایشان به عنوان یک استراتژیست برای ابزارهایش هم نظر و ایده داشتند.
حکومتی که حضرت امام برای اداره کشور به آن اعتقاد داشتند متاثر از آموزه های دینی ومعرفت شناسی عمیق ایشان و آنچه که تحت عنوان اسلام ناب محمدی (ص) از آن نام می بردند، بود، بنابراین خیلی از ایده هایشان در باب اداره کشور متاثر از نگاه دینی و سیره نبوی در مورد نوع زمامداری است؛ که البته متناسب با مقتضیات زمان شکل حکومتی که از آن تحت عنوان حکومت اسلامی نام برده اند، جمهوری اسلامی بود و آن جمله معروف ایشان که جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد مبین دکترین ایشان در باب اداره کشور و نظام حکومتی است؛ به این معنا که ایشان به حکومت اسلامی معتقد بودند اما شکل این حکومت را در حضور و مشارکت مردم می دانستند؛ بنابراین جمهوری اسلامی هر دو جنبه اش جای تفسیرهای عمیق دارد.
اسلامیت محتوای حرکت این حکومت و جهت گیری و اهداف آرمانی و تعاملات و هدف گزاری های استراتژیک و غایی ومناسبات و ریشه مناسبات و معیارهای اخلاقی حکومت و چیستی و بایدها ونبایدهای آن را نشان می داد که از آموزه های اسلامی متاثر بود و تحت عنوان واژه هایی مانند دولت اسلامی، حکومت اسلامی، نظام اسلامی که سلسله مراتب تکاملی اش بود متجلی شد.
خود ایشان تحت این عنوان که انشاء الله پرچم حکومت را به امام زمان (عج) تحویل خواهیم داد مسیر حرکت و غایت حرکت، امید ایشان برای اتصال به حکومت جهانی امام زمان سلام الله علیه که غایت سیر تکامل بشری است را در نظر داشت که بخشی فراتر از موضوع اخیر است. بنابراین در چنین حالتی محتوایش اسلامی و شکل و فرم اش مبتنی بر جمهوریت یعنی متکی بر حضور مردم و احترام به آرای مردم و بندگان خدا که شکل دهنده وادامه دهنده مسیر حرکت هستند خواهد بود. یکی از برجسته ترین کارهایی که حضرت امام دراین زمینه کردند ایجاد ساختارهایی بود؛ یعنی نظام طاغوت را که حکومت دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی بود و رژیم پهلوی که بیش از نیم قرن بر کشور سلطه داشت را توانست در همان ابتدا با تغییر ساختارهای بنیادی که ناشی از ساختارهای قدرت سیاسی کشور بود دگرگون کند.
یک رژیم دست نشانده وسر سپرده که متکی به حمایت های غرب بود و ارتش اش متصل به ناتو و به طور غیر مستقیم تقویت شده و در خدمت اهداف ناتو بود و در حقیقت رژیم حاکم ایران تحت عنوان مقابله با نفوذ شرق و کمونیسم پایگاه غرب و ارتش امریکا بود و در کنار آن یک ساختار امنیتی را برای بقای خود تنظیم کرده بود و لذا اتکایش به مردم بسیار ضعیف بود. این رژیم برای اینکه شکل و فرم را حفظ کند حسب ظاهر به عنوان شکل حکومتی به نظام پارلمانتاریستی اعتراف می کرد اما هویت و ماهیت این نظام پارلمانتاریسم فرمایشی بود و دست اندرکاران و سران نظام طاغوتی شکل حکومت مردمی را هم قبول نداشتند و می دانستند که یک فرم نمایشی و فرمایشی دارد. بنابراین امام اولین کاری که کرد پس از نظامی که ساقط شد حکومتی با همان مختصاتی که اشاره شد مطرح و ساختار قدرت را متکی بر آرا مردم کرد و این دستاور مهمی بود که خیلی سریع هم شکل گرفت.
درایت حضرت امام برای اینکه ساختار قدرتی را شکل دهد که مردم چنین قدرتی را تجربه کنند و در جهت نهادینه شدن اش پیش بروند جزو ظرافت های حضرت امام بود که تعجیل ایشان در تبین قانون اساسی، ایجاد مجلس خبرگان، و قبل ازآن تاکیدشان بر انتخابات تعیین کننده شکل و نوع نظام که در دوازده فروردین{135} انجام شد و نوع نظام تعیین شد و انتخابات ریاست جمهوری و امثال آن نشانگر آن است.
بنابراین ساختاری که حضرت امام ایجاد کردند ساختاری بود که قدرت متکی بر آرای مردم بود یعنی انتخابات مجلس اش که به تعبیر حضرت امام تبلور اراده مردم و تجلی {عصاره}فضایل ملت بود با آرای مستقیم مردم انتخاب می شدند بنابراین سرنوشت و مقدمات مردم را حضور و مشارکت خود مردم تعیین می کرد و رقم می زد. قوه اجرایی کشور که در دست رئیس جمهور بود باز با انتخاب مستقیم مردم توسط انتخابات صورت می گرفت و تبلور اداره مردم برای اجرا بود. متعاقباً انتخاب رهبری نظام هم که از طریق خبرگان منتخب رای مستقیم مردم صورت می گرفت. حتی مقدرات شهری و مدیریت شهری که شورای های شهر و روستا ها بود با انتخاب مردم است. مفهوم این بحث این است که ساختار قدرت با انتخاب مستقیم مردم است برای اینکه حضرت امام معتقد بودند پایداری حکومت با اعتقادی که مردم به اسلام داشتند می تواند یک مولفه قدرت برای کشور تلقی می شود بنابراین دیدیم که حضرت امام درهمان ابتدای پیروزی و شکل گیری انقلاب ساختار قدرت را که متکی براراده مردم بود بنا نهاد.
ارزیابی تان از تحقق آرمان های حضرت امام در مورد ساختار حکومتی و اداری کشور چیست؟
البته نظام جمهوری اسلامی در تغییر ساختارها شاید بجز دو سه مورد خیلی موفق نبود و خیلی از چالش هایی که بعداً مبتلا شد به همین علت بود. به خاطر اینکه ساختار اداری کشور تقریباً در همان وضعیت سابق ماند. یعنی ساختاری که پرهزینه ، تشریفاتی، کم کارکرد بود و ساختار صنعتی و از همه قابل تامل تر ساختار آموزش عالی کشور که ساختاری متکی بر تولید مدرک و تشخص گرایی مبتنی بر مدرک قبل از انقلاب بود کماکان نافذیت خودش را بر آموزش عالی بعد از انقلاب نشان داد و ضعف ارتباط اش با نیازهای بازار و امثالهم. بنابراین خیلی از ساختارها تغییر نکرد. ساختار دفاعی کشور توسط حضرت امام تغییر کرد و بعد از ساختار سیاسی دومین ساختار استراتژیک نظام بود که تغییر کرد.
ساختار متکی به ارتش کلاسیک که آن هم وابسته به مستشاران امریکایی و ناتو و ادوات غرب بود و به صورت فرمایشی هم چند قلم از شرق می گرفتند در مجموع با یک ساختار جدیدی بود که متکی بر مشارکت و حضور مردم بود تحت عنوان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج که تبلور حضور مردم بود به عنوان ارگان سازمان ده در جنگ دیدیم که در کنار ارتش کلاسیک حماسه آفرید و باعث اعجاز نظام شد که چگونه یک ارتش مردمی می تواند به صورت تمام قد در مقابل دنیای سلطه و همه ادوات و تجهیزات نظامی شان که شامل دنیای شرق و غرب بود بایستد. بنابراین اتکای حضرت امام به بحث مردم در این مقوله یعنی در تغییر ساختارها به شدت قابل توجه است.
علیرغم دیدگاه شما برخی دیدگاه های دیگر معتقدند که این اندیشه و اعتقاد به مردم در اندیشه های حضرت امام دارای اصالت و محوریت نیست بلکه موضوع ثانویه است. نظر شما در این رابطه چیست؟
اتفاقاً این دید استراتژیک حضرت امام بود. چند روز قبل هم که برای الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت محضر مقام معظم رهبری بودیم فرصت نشد که بنده تبیین موضوع کنم که اگر فرصت می شد حتماً حول همین مبحث صحبت می کردم.
حضرت امام الگوی ایرانی اسلامی خودشان را در عرصه های سیاسی به عنوان موتور محرکه پیشرفت نشان داده اند. این الگو برخلاف الگوهای رایج در دنیا که در چند قرن اخیر شاهدش هستیم که تغییر و تحولات را حول محور یا محوریت عناصر مختلف دنبال کردند است. درغرب این تغییر و تحول که بعد ها به اسم رشد و توسعه بود مهمترین عامل یا موتور محرکه چنین حرکتی را عاملی به اسم سرمایه مادی تلقی کردند و دانستند و معتقد بودند که پیشرفت و ترقی و رفاه درگرو محوریت بحث سرمایه است. برای همین هم از نظام شان تحت عنوان نظام سرمایه داری یا کاپیتالیسم یاد شد و معتقد بودند که انباشت ثروت و سرمایه باعث ترقی و پیشرفت و رشد جامعه می شود که روش های مختلف مثل مرکانتالیسم در غرب و بعد هم شکل پیچیده نظام های کلاسیک و نئوکلاسیک که امروزه تحت عنون لیبرالیسم است همه روی محوریت سرمایه می چرخد که در ابتدا مرکانتیلیسم با غارت منابع و ثروت های دیگر جوامع از طریق استعمار صورت می گرفت این رشد و رفاه داخلی را دنبال می کرد و متعاقبا این را به صورت خیلی پیچیده و تئوریزه شده با مدل ها و استراتژی های پیشرفت و رشد در قالب تئوری هایی حول انباشت سرمایه متمرکز بود بنا نهاد. اگر چه برخی از دیدگاه ها بعد ها ضمن اهمیت عامل سرمایه معتقد بودند که در داخل این چنین بحثی موتور محرک دیگری هم می تواند تاثیر مشابهی و بعضاً بیشتری داشته باشد. بحثی به عنوان سرمایه انسانی به طور عام و در دل آن بحث کار آفرینی و خلاقیت فردی به طور خاص باز شد. بنابراین در مقطعی در نیمه دوم قرن بیستم تاکید زیادی بر عامل سرمایه انسانی که بیشتر افراد تحصیلکرده و نیروهای ماهر به عنوان سرمایه اصلی که می تواند به نحو بهتر از عامل سرمایه استفاده کند نام بردند.
بنابراین تا نیمه دوم قرن بیستم بحث از این دو شکل سرمایه را شاهدیم. بعد ها با تحولات تکنولوژیک وافزایش دانش بشری در دهه هشتاد و نود بعضاً در برخی مدلهای تحول شرقی و رشد و پیشرفت و توسعه بحث سرمایه های علمی و دانش و تکنولوژی به عنوان موتور محرکه مطرح شد که معتقد بودند هر کشوری سهم بالایی از دانش داشته باشد و قدرت علمی و دانش اش بیشتر باشد خودش می تواند مولفه قدرت باشد. دانش های بیولوژیک و دانش های اتمی، نانو و بعداً آی تی از جمله تاکیداتی بود روی تغییر مولفه قدرت که می تواند تحول و پیشرفت و ترقی و توسعه را ایجاد کند.
حضرت امام مبدع سرمایه جدیدی بود که بعدها با یک تلقی و تشابه نامی از آن به عنوان سرمایه اجتماعی نام بردند که البته در ادبیات جامعه شناسی قبلاً از این سرمایه به عنوان یکی از اشکال سرمایه نام می بردند. اما حضرت امام مبدع سرمایه ای بنام سرمایه مردمی بود یعنی مردم را سرمایه اصلی تحول و تغییر و متعاقبا پیشرفت و ترقی و توسعه و واژه های متعارف می دانست یعنی ایشان تحول را که اشکال مختلف اش می شود پیشرفت و ترقی و توسعه در سرمایه ای بنام مردم می دانست که متاثراز آموزه های دینی و معرفت اسلامی ایشان بود. بنابراین سرمایه ای به نام مردم که در عرصه های مختلف متولی پیشرفت و توسعه است؛ در عرصه های اقتصادی آحاد مختلف مردم در راس فعالان اقتصادی، سرمایه ای به نام مردم در عرصه های فرهنگی و ... در حقیقت در بیانات حضرت امام با ادبیات مختلف از سرمایه مردم به عنوان موتور محرک تغییر و تحول نام برده شده است. اراده مردم را بارها به عنوان عامل اصلی برای تغییر وتحول گوشزد کرده اند و رای و کسب حمایت مردم را بارها به مسئولین گوشزد کرده اند و اینکه اینها ولی نعمت اند.
بنابراین در عمل سیره حضرت امام نشان داده که این سرمایه بر سایر سرمایه ها برتری دارد. به گونه ای که بنده در هفت و هشت سال گذشته به رای العین دیدم که در مدل های تغییر و تحول در اقتصاد سیاسی و اقتصاد توسعه ای از مسیر تحول سرمایه نام می برند که از سرمایه مداری، سرمایه انسانی و سرمایه دانش و علم و تکنولوژی و در آخر سرمایه اجتماعی را نام می برند. البته اشاره کردم آنچه که حضرت امام مبدع آن بود سرمایه مردم است که آنها تحت عنوان سرمایه اجتماعی از آن نام می برند؛ البته مشابهت هایی با هم دارند اما واژه ای که حضرت امام به عنوان سرمایه مردمی نام می بردند فراتر است.
برخی از تحلیلگران که البته محدود اند و برخی که منصف اند امام را مبدع سرمایه اجتماعی نوین نام می برند که من معتقدم بجای سرمایه اجتماعی نوین همان سرمایه مردم بهتر است یاد شود. حضرت امام از این سرمایه در عرصه های مختلف استفاده هایی مقتضی و کارایی را کردند و نشان دادند که چه قدرتی در پس سرمایه مردمی که به قدرت لایزال خداوند متعال اتصال کرده باشند مطرح است. مردمانی که خدا جو باشند و اینها تبلور خداجویی شان در شهادت طلبی و ایثار و تعاون و همکاری متبلور می شود سرمایه عظیمی خواهد بود که دستیابی به هدف ناشدنی را محقق می کند و امام با اراده خداوند متعال و لطف لایزال حق تعالی حضور مردم را در عرصه های مختلف سبب ساز شدند وغرب هنوز متحیر از این سرمایه که از آن غفلت کرده بود مانده است.
حضرت امام با این سرمایه که خودش را به صورت حضور و مشارکت مردم در ابتدا در عرصه های سیاسی نشان داد توانست قدرت شاه مورد حمایت های عیان و پنهان جهان شرق و غرب بود را شکست دهد و رژیم را ساقط کند که بعد ها بسیاری از دستگاه های اطلاعاتی وامنیتی دنیای غرب و وابسته به آنها زیر سوال رفتند که چرا نتواسته بودند چنین قدرتی را ارزیابی و پیش بینی کنند. حضرت امام با دست خالی با همان عبارت "خون بر شمشیر پیروز است" که تبلور اراده مردم بر ادوات و سلاح و تجهیزات بود سقوط رژیم را ایجاد کرد. متعاقباً با توجه به آن که کشور ایران که از ظرفیت های بالای ناامنی تحت عنوان تعدد قومیت و زبان و مذهب برخوردار است و دنیای سلطه هم روی این مقوله کار کرده است؛ امام در مقابل با وحدت کلمه و جلب اعتماد و مشارکت مردم به سمت همگرایی و وحدت به گونه ای عمل کرد که طرح تجزیه طلبی که غرب خیلی به آن معقتد و امیدوار بود را با شکست مواجه کرد و برعکس به سمت انسجام و وحدت ملی حول خدا جویی، عدالت خواهی و ظلم ستیزی و استکبار ستیزی و شعارها و اهداف مذهبی که در حقیقت نوعی رجوع دادن به فطرت پاک مردمی است سوق داده شد.از این رو در عرصه سوم می بینیم که حضرت امام از این سرمایه در عرصه های مبارزه مستقیم با گروهک های منافقین و چریک ها و حزب توده و غیره استفاده کرد.
برجسته ترین دستاورد این قلمرو این بود که منافقین که از یک عده قابل توجهی برخور دار بودند و از فطرت اولیه شکل گیری نظام هم استفاده کرده بودند و خودشان را دارای انضباط آهنین و ارتش آهنین می دانستند که به ظاهر هم درست بود و اگر هم عجله نمی کردند و سریع در فاز نظامی نمی افتادند شاید می توانستند بعد ها به صورت نفوذی ضربات جدی را در نظام ایجاد کنند یا حزب توده که قبل از آن رژیم گذشته از پس برخورد با آن برنیامده بود و ریشه هایش گسترده بود ما شاهد بودیم که همین قدرت فقط به کمک سرمایه مردم و در کنار این سرمایه یک عملیات خیلی محدودی که نیروهای مردمی تحت عنوان سپاه یا سربازان گمنام امام زمان انجام دادند،به شدت مضمحل شدند و برخی از سران شان ناچار به گریز شدند.
این واقعیت به شدت قابل توجهی است که بر خورد با یک جریان برانداز از بعد امنیتی فقط با حضور و مشارکت مردمی بود به این معنا که به کرات دیده شد افراد خانواده وابستگان منحرف امنیتی خودشان رامعرفی می کردند. مادر فرزند منافق خودش را معرفی می کرد. همسر، همسر خودش را، برادر ، برادر منحرف خودش را و اینگونه بود که نیروهای برانداز مجبور شدند که سریع از کشور خارج شوند. بنابراین در بعد امنیتی هم نقش سرمایه مردمی خودش را نشان داد. در بعدهای اقتصادی اگرچه تحت عنوان جهاد سازندگی حماسه های برجسته ای داشت ولی چون عمراین فعالیت های زیر بنایی واقتصادی به خاطر شروع جنگ کم بود شاید برخی آن را خوب تحلیل و مدون نکردند. برجسته ترین آن فراتر از این عرصه در بحث دفاعی بود که یک جنگ هشت ساله تمام عیار را با سرمایه مردم که تبلور اراده دفاعی و الهی مردم در مقابل تهاجم خصم بود به نمایش گذاشت که داستان آن حماسه سال ها وقت لازم دارد که بتواند ابعاد مشارکت مردم و برجستگی هایش را نشان دهد.
بنابراین این فرآیند نقطه تامل جدی است که هم برای گذشته انقلاب و هم برای حال و مخصوصا برای آینده به شدت باید مورد ارزیابی مجدد قرار بگیرد. من این را قبل هم اشاره کردم و یادآوری می کنم که این سرمایه مردم اگر بخواهد عملی بشود خودش را در قالب حضور و مشارکت مردم در عرصه های مختلف دفاعی، امنیتی، اقتصادی، سیاسی و امثالهم نشان خواهد داد. متعاقبا این سرمایه و مشارکت اش فرمایشی نبود و مبتنی بر باور و اعتقاد در مردم بود که هنر نظام و در راس اش استراتژیست اش حضرت امام موجب چنین فضا و شرایط بود که مردم باور داشتند. مادر باور داشت که اگر فرزندش را معرفی کند معدوم می شود در جهت رضایت خداوند متعال کار می کند. این تحلیل اش برای خیلی از افرادی که خارج از این فضا هستند سخت است. آن مادر و پدری که فرزندشان در دفاع مقدس شهید شد فرزند بعدی را اعزام می کردند و خوشحال بودند که چنین کاری می کنند مبتنی بر یک باور عمیق و یک اعتقاد عمیق اولاً به نظام و دوماً به جهت حرکت نظام بود.
از این رو این نوع اعتقادات با ایثارهای مثال زدنی و فراموش نشدنی عجین شده در عرصه های مختلف چه سیاسی و چه امنیتی و چه دفاعی و حتی اقتصادی اش و مخصوصا ایثارهایی که به عنوان پشتیبانی جنگ در خلال هشت سال دیدیم که مثالهایی که در نقاط محروم که به فرموده حضرت امام چند تخم مرغی را که قوت لایموت اش بود تقدیم به جبهه می کرد؛ اینها مبتنی بر باور واعتقاد عمیق بود. بنابراین می توانیم این مدل را به صورت برگشت و مهندسی معکوس تحلیل کنیم که سرمایه مردم خودش را در مشارکت و حضور نشان می دهد و مشارکت و حضور مبتنی بر باور واعتماد است و با شعار و تبلیغ و تزریق چنین مقوله ای ایجاد نمی شود که امروزه دنیای غرب هم به این رسیده که باور واعتماد اساس پایداری یک نظام و حکومت یا هر فعالیت در کشور است. برای هر دست اندرکار، مسئول و زمامداری پیدایش و زایش و طراحی و مهندسی این باور واعتماد از نقاط قابل تامل است که این اعتماد و باور از صداقت، شفافیت، حقانیت، معنویت و امثالهم ایجاد می شود که حضرت امام با سیره خودشان و حرکات و عمل شان زمینه این را ایجاد کردند. صداقت و عقلانیت وتدبر حضرت امام در امور مختلف باعث افزایش سرمایه مردمی شد و باعث همگرایی و حضور گسترده مردم شد که واژه ها و ادبیات مختلفی که ایشان در عرصه های مختلف بکار می برد مبین این است.
اعتماد بالایی که در همان اول انقلاب توانستند ایجاد کنند و مثلاً حکومت نظامی را لغو کردند در حالی که هر آدم اهل فن و تخصص آن را تصمیم خطرناک و غیر معقولی می دانست اما به خاطر اعتماد و اعتقادی که به عقلانیت و معنویت حضرت امام بود دیدیم که کار ساز بود و باعث براندازی نهایی نظام شد. تصمیم حضرت امام اگر باور و اعتماد مردم را در بر نمی داشت عملی نمی شد. بنابراین این سرمایه ومردم نقطه و محرک موتور حرکت هر نوع تحول توسط حضرت امام بود که امروز هم الگوی توسعه اسلامی ایرانی پیشرفت باید حول همین محور باشد. من این بحث را بحثی قابل طرح و مهم و باز می دانم. یعنی نظام سرمایه داری که حول نظام سرمایه مادی و حاکمیت سرمایه است ما باید در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت مان قطعاً به بحث محوریت سرمایه مردم قایل شویم یعنی دائما به حضور و مشارکت مردم و باور اعتمادشان و جلب آن کارهای بنیادی کنیم و دقت کنیم که در هر رده ای دچار خطای استراتژیک در کارکردهایمان نشویم. بنابراین باید به شدت از آن اجتناب کنیم که جامعه دچار انشقاق و ضعف باور باشد، ضعف باوری که ناشی از ضعف صداقت و تدبیر و حقانیت و شفافیت است که این خواسته دنیای سلطه است. آنها نقطه قوت و آسیب پذیری نظام را که سرمایه مردم است به شدت درک کرده و در زمان حیات امام هم تلاش زیادی درجهت ناامید و بی تفاوت کردن مردم انجام می دادند که حضرت امام با آگاهی و دعوت مسئولین به جلب اعتماد و باور مردم در کارکردهای شفاف و صادقانه خودش به مقابله این ترفندها می رفت.
تلقی شما از دیدگاه حضرت امام که در همین راستا مجلس را در راس امور می دانند چیست؟
دراین فضا قطعاً مجلس که محل اصلی تبلور اراده مردم یعنی قومیت ها، نژاد ها و مذاهب مختلف در تصویب و تدوین مقررات اجتماعی و سیاسی است جایگاه مهمی دارد و مجلسی تبلور اراده ملت است که مبتنی بر انتخاب درست و صحیح باشد که امام بارها روی نحوه انتخاب کردن صحیح و مسئولانه افراد تاکید داشتند. قطعا محوریت سرمایه ای به نام مردم را مجلس خواهد داشت و این حرف که مجلس در راس امور است با چنین تفسیر و تعبیری منطق مفهومی و جایگاه استراتژیک خودش را پیدا می کند. بنابراین این جمله حضرت امام یک فرمایش مقطعی یا موردی نبوده؛ یعنی تبلور اصلی اراده مردم در مجلس است و رئیس جمهور یک رای از مردم کسب کرده اما در مفهوم تبلور و آنچه که می تواند از نظر قومیت ها، مذاهب و غیره همگرایی ایجاد کند آنچنان که درمجلس می تواند باشد در شخص رئیس جمهور نیست.
از این رو قانون و بنیانگذار انقلاب تفوق قوا را در عمل ناظر بر مجلس دانسته یعنی در نظام مردم سالاری دینی محوریت با سرمایه ای به نام مردم است و بقای نظام جمهوری اسلامی نیز به آن وابسته است که خدای ناکرده اگر این قلمرو آسیب ببیند زوال اش از همین جا خواهد بود. از این رو تفوق مجلس یعنی در راس امور بودن به این معناست که رئیس جمهور صرفاً توسط مردم انتخاب می شود ولی برای اداره و عملیاتی کردن قوه مجریه احتیاج به تعیین کابینه دارد و این کابینه را مجلس است که تعیین می کند و رئیس جمهور صرفا معرفی می کند واحراز توانمندی و سلامت نفس شان با مجلس است و این مجلس است که تایید صلاحیت می کند تا کابینه شکل بگیرد و قوه مجریه عملیاتی بشود.
بنابراین از این جنبه مشخص می شود که مجلس بر قوه مجریه برتری دارد. از طرف دیگر قوه مجریه حتی در صورت تعیین کابینه خود واجرایی شدنش باز برای اداره کشور احتیاج به تسلیم برنامه های سالانه خود در قالب بودجه دارد یا متعاقباً برنامه پنج ساله و هر نوع تخصیص منابع و امکاناتی که برای اجرای وظایف اش دارد باید با تصویب مجلس باشد یعنی صرفاً دولت در قالب طرح یا لایحه پیشنهاد می دهد که ممکن است طرفداران دولت طرح بدهند یا لایحه که مستقیماً توسط دولت ارائه می شود و این مجلس است که باید تایید کند در راستای این طرح و تخصصیات تابع منافع ملی رعایت می شود یا نه؟ چون دولت ها معمولا مصالح دوره چهار ساله خود را می بینند و مجلس باید فراتر از مصالح دوره دولت آثار و تبعات آن را در دولت های بعدی ببینند.
چون شاید خیلی از دولت ها برای کار آمد نشان دادن خودشان طمع منابع زیادی داشته باشند یا تمنای تخصیص منابع داشته باشند که شاید در راستای مصالحی ملی در دوره های بعدی نباشد؛ تشخیص اینها با قوه مقننه است. بنابراین در بعد تعاملات، تنظیم روابط کاری داخل و خارج و تعاملات بین کشورها و غیره این مجلس است که تنظیم کننده است.
از این رو همه کارکردها به طور بنیادین تفوق قوه مقننه را بر قوه مجریه نشان می دهد. این جفا به حضرت امام و حتی مقام معظم رهبری و تمام کسانی است که در حوزه راهبری دینی برای نهادینه کردن ارکان و نهادهای نظام تلاش کرده اند و توصیه های مذهبی که برای شرکت در انتخابات توسط بزرگان دین صورت گرفته واز آن به عنوان تکلیف الهی نام برده اند مبین این است نباید بگذاریم که این نهادگرایی که بقا و دوام نظام جمهوری اسلامی را در پی دارد با اختلاف سلیقه ها و تفسیر به رای های شخصی و اقتدار گرایی های که بعضاً می تواند مورد تمنای قوه مجریه باشد که بعد از جنگ و به خصوص سالهای اخیر بیشتر، به اشکال مختلف شاهدش بودیم متزلزل بشود. البته نکته فوق العاده حائز اهمیت این است که توصیه های حضرت امام برای انتخاب افراد اصلح و صالح در مجلس مد نظر قرار بدهیم و سعی کنیم افرادی که در راستای منافع ملی و فراتر از آن مصالح اسلام کار می کنند واز بطن مردم در آمده اند و وابستگی ندارند و وام دار کسی نیستند مورد انتخاب قرار بگیرند.
البته نگرانی که وجود دارد این است که کانون های قدرت و ثروت که در دنیا نشان داده اند می توانند جریانات تصمیم گیری ها و اثر گذاری های اقتصادی و سیاسی را در سطح کلان در اختیار بگیرند و یا با نفوذی که در انتخاب افراد وام دار و یا وام دار کردن افراد می کنند که در بعضی از کشورهای دنیا شاهدش هستیم این آفت دچار نظام جمهوری اسلامی نشود که صرف پول و کانون های قدرت و ثروت بتوانند مسیر انتخابات را به گونه ای منحرف بکنند که به جای افراد مستقل و مدرس وار افراد وام دار و محدود نگر و خدای نکرده سرسپرده داخل مجلس بشود. قطعاً این نوع انحراف برای از راس امور انداختن مجلس از خطر هر نوع انحراف دیگری که ناشی از فزون خواهی قدرت بین قوا هست بیشتر خواهد بود.
یکی دیگر از نکاتی که حضرت امام پیرامون مجلس دارند اشاره به عصاره فضایل ملت بودن مجلس است. چه شرایطی می تواند کمک کند تا مجلس دارای این جایگاه و صفت باشد؟
همانطور که اشاره کردم اول شناخت افراد صالح است. در برخی از نقاط که هر چه پیش می رویم ابزارهای شناخت وانتخاب اصلح بهتر است. اما یکی از راه های این انتخاب اصلح حضرت امام رجوع به منابع مورد اعتماد یا اصطلاح عامیانه رفرنس هایی را پیشنهاد میدهد که در راس اش روحانیت آگاه و عادل و نخبگان معتمد است. قبل از آن وظیفه خود افراد می داند که با پیگیری و ممارست و جستجو افراد صالح را انتخاب کنند.
بحث آیه شریفه ای است که می فرماید: ان اللَّه یامرکم ان تودوا الامانات الی اهلها یعنی خدا امر کرده که امانت را به اهلش بسپارند . که به فرموده حضرت امیر علیه السلام در نهج البلاغه مسئولیت در حکومت امانت است بنابراین باید به اهلش داده شود. مسولیت اعم از مسوولیت یک کلاس درس به یک معلم که باز حضرت امام در تعابیرشان دارندکه معلم امانتداری است که انسان امانت اوست؛ تا انتخاب وزیر و وکیل و راس اش نماینده مجلس. معیار را هم خداوند در قرآن تعیین کرده است که اهل را تعبیر کرده که قوی وامین در داستان حضرت یوسف و حضرت سلیمان و داستان دختران حضرت شعیب و حضرت موسی. قوی و امین مبین این است که شخص باید توانا باشد و در عین حال از سلامت نفس برخور دار باشد و امین باشد.
انحرافی که ما در خیلی از مقاطع در نظام جمهوری اسلامی داشتیم یا فراموش کردن مطلق این بحث است یا صرفاً به یک موضوع پرداخته شده است. یا به توانایی توجه کرده اند و به سلامت نفس توجه نکرده یا مثلاً در سالهای اخیر تحت عنوان اینکه فرد ارزشی است یا مثلاً انقلابی است یا فلان مقوله شخصی را دارد از توانایی اش غفلت شده و که مثلاً نیمی از کابینه در یک دوره عوض می شود این نشان می دهد که آن توانایی لازم احراز نشده بود که هم دولت و هم مجلس در این امر قطعاً باید جوابگو باشند هم مسئولیت های دنیوی و هم اخروی. بنابراین حضرت امام در عصاره فضایل اخلاقی بر توانایی و سلامت نفس توامان تاکید داشتند و تنها یک جنبه را کافی نمی دانستند اگر چه یک فرد شریف و سالم و سلیم النفس اگر هوای نفس نداشته باشد و از پس کاری برنیاید آن مسوولیت را نمی پذیرد ولی بعضاً دیده شده بعضی از افراد با توجیهاتی که می کنند تحت عنوان الفاظ مختلف در مسوولیت هایی وارد می شوند که معلوم است از عهده آن بر نمی آیند.
متاسفانه این امر فضای قبیله گرایی حزبی و سیاسی و باندگرایی را ایجاد کرده است که شاهد تصفیه ها و حضورهای اتوبوسی و کاروانی در مناصب هستیم. بنابراین این معیار در فرمایش حضرت امام متاثر از آموزه های صریح قرآن کریم است که مردم باید عصاره فضایل خود را با دو ویژگی سلامت نفس و توانایی را احراز کنند و به او رای بدهند. البته در این مسیر متاسفانه بعدها انحرافاتی ایجاد شد و بعضی از مسیرهای انتخابات به روی برخی افراد صالح یا عصاره فضایل به خاطر اختلافات سلیقه ای سیاسی و محدونگری ها و توجیهات مختلف بسته شد و نوع انتخابات با تعبیرات غلطی از دین و استفاده از احساسات مذهبی مردم تحت عنوان این که اگر فلان لیست رای نیاورد حاکمیت غیر اسلام را شاهد می شوند قدرت انتخاب مردم را محدود می کنند و کسانی که به تبلیغات مطلوب دسترسی ندارند را از انتخاب کردن و انتخاب شدن باز داشتند، بنابراین این انحرافات در سر راه عملی شدن اندیشه های حضرت امام پیش آمده که در حقیقت وظیفه مسولین نظام است که با درک صحیح از انحرافات به چاره جویی و رفع موانع ایجاد شده برآیند مخصوصا در مقابل کسانی که از طرق قانونی پی گیر چنین مسائلی هستند.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران
تازه ترین اخبار مجلس شورای اسلامی را در صفحه سرویس مجلس تابناک بخوانید.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


