اوره، متانول، اتیلن و پلیمرها در مسیر تند باد

فرزین سوادکوهی، گروه انرژی تابناک: صنعت پتروشیمی ایران طی دو دهه اخیر به رغم مشکلات موجود رشد هایی هم داشته و این موضوع غیر قابل انکار است که امروزه به عنوان دومین صنعت بزرگ کشور پس از نفت خام، نقش محوری در صادرات غیرنفتی ایفا میکند. بر اساس آمار رسمی شرکت ملی صنایع پتروشیمی، ظرفیت اسمی تولید در پایان سال ۱۴۰۳ حدود ۹۷ تا ۹۸ میلیون تن بوده و با بهرهبرداری از طرحهای جدید در سال ۱۴۰۴، این رقم به بیش از ۱۰۵ میلیون تن افزایش یافته است. برنامه هفتم توسعه نیز هدفگذاری کرده که تا پایان آن، ظرفیت به ۱۳۱.۵ میلیون تن برسد. این ارقام نشاندهنده تلاش های گاه و بیگاه انجامشده در زیرساختهای پتروشیمی است، اما واقعیت میدان بسیار متفاوت است و بخش قابل توجهی از این ظرفیت به دلیل ناترازی انرژی، به ویژه کمبود گاز طبیعی، مورد استفاده قرار نمیگیرد.
در سال ۱۴۰۳، تولید واقعی محصولات پتروشیمی حدود ۷۵ میلیون تن گزارش شده که تنها حدود ۷۸ درصد ظرفیت اسمی را پوشش میدهد. حسن عباسزاده، مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی، بارها تأکید کرده که حدود ۲۰ تا ۲۲ میلیون تن ظرفیت نصبشده بلااستفاده مانده و بخش عمده این ظرفیت خالی مستقیماً ناشی از کمبود خوراک گازی است. این ناترازی به ویژه در فصل زمستان و در زمانی که که سیاست اولویت تأمین گاز برای بخشهای خانگی و تجاری، صنایع بزرگ مانند پتروشیمی را در اولویت پایینتری قرار میدهد تشدید میگردد.
پیشبینیها برای زمستان امسال هم همچنان نگرانکننده است. کارشناسان شرکت ملی گاز ایران از ناترازی روزانه ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون مترمکعب گاز در اوج مصرف سرما خبر میدهند. این حجم کسری عظیم، محدودیتهای شدیدی برای صنایع ایجاد میکند و پتروشیمیها که روزانه به بیش از ۷۰ تا ۸۰ میلیون مترمکعب گاز به عنوان خوراک و سوخت نیاز دارند، بیشترین آسیب را متحمل میشوند. در زمستان سال گذشته، سهم صنایع از گاز گاهی به کمتر از ۲۰ درصد رسید و بسیاری از مجتمعهای پتروشیمی هفتهها یا حتی ماهها با خوراک محدود یا صفر فعالیت کردند. این توقفها نه تنها تولید را کاهش میدهد، بلکه هزینههای نگهداری و استهلاک تجهیزات را افزایش داده و عمر مفید واحدهای تولیدی را کوتاه میکند.
این کمبود خوراک، زنجیره ارزش صنعت پتروشیمی را به طور کامل مختل میکند. بسیاری از واحدهای پتروشیمی ایران بر پایه گاز طبیعی به عنوان خوراک اصلی طراحی شدهاند و خوراک جایگزین پایدار و اقتصادی ندارند. در نتیجه، خطوط تولید محصولات کلیدی مانند اوره، متانول، اتیلن و پلیمرها،که بخش عمده صادرات پتروشیمی را تشکیل میدهند، در معرض خطر تعطیلی کامل قرار میگیرند. برای مثال، در مجتمعهای بزرگی مانند پتروشیمی بندر امام یا پردیس، تولید، طی سالهای اخیر به دلیل افت فشار گاز در میادین و محدودیتهای فصلی، کاهش چشمگیری داشته و از ظرفیت اسمی چند میلیون تنی به ارقام بسیار پایینتر سقوط کرده، هرچند با برخی اقدامات اصلاحی مانند بهینهسازی فرآیندها، اندکی بهبود مشاهده شده است.
تأثیر اقتصادی این ناترازی فراتر از زیان مستقیم تولید است. صنعت پتروشیمی بیش از ۴۰ درصد صادرات غیرنفتی کشور را تأمین میکند و در سال ۱۴۰۳، ارزآوری آن حدود ۱۳ تا ۱۴ میلیارد دلار بوده است. اما کمبود خوراک، فرصتهای صادراتی را به شدت محدود کرده و میلیاردها دلار درآمد بالقوه را از بین میبرد.
سیدعلیرضا بهبهانی، کارشناس انرژی، هشدار میدهد که ادامه این روند میتواند سهم ایران در بازارهای جهانی را به رقبای منطقهای مانند عربستان سعودی و قطر واگذار کند، جایی که با سرمایهگذاریهای سنگین و برنامهریزی بلندمدت، محصولات با ارزش افزوده بالاتر تولید میکنند.
در مقایسه با عربستان سعودی،شکاف گفته شده کاملاً مشهود است. عربستان با ظرفیت اسمی حدود ۱۰۰ تا ۱۱۰ میلیون تن، اما بهرهبرداری نزدیک به ۹۵ درصد از آن، درآمد سالانه پتروشیمی خود را به بیش از ۴۰ میلیارد دلار رسانده که تقریباً سه برابر ایران است. برنامه چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان هدف دو برابر کردن ظرفیت تا بیش از ۱۴۰ میلیون تن را دنبال میکند و با تأمین پایدار خوراک از طریق توسعه میادین و قراردادهای بلندمدت، زنجیره ارزش کامل از الفین تا محصولات نهایی را تکمیل کرده است. در مقابل، ایران با وجود داشتن دومین ذخایر بزرگ گاز جهان، حتی از ظرفیت فعلی خود حداکثر استفاده را نمیبرد و در رقابت جهانی برای بازارهای آسیایی، اروپایی و آفریقایی عقب میماند. این عقبماندگی نه تنها در حجم تولید، بلکه در تنوع محصولات و رقابتپذیری قیمتی نیز به عینه دیده میشود.
احمد مهدوی، دبیرکل انجمن صنفی کارفرمایی صنعت پتروشیمی مانند بسیاری از فعالان و کارشناسان این حوزه، بر این باور است که ناترازی مداوم گاز نه تنها تولید را محدود میکند، بلکه رقابتپذیری صنعت را در برابر نوسانات جهانی قیمت انرژی به شدت کاهش میدهد. ایران این مزیت رقابتی طبیعی را به دلیل عدم سرمایهگذاری کافی در توسعه میادین جدید، جمعآوری گازهای مشعل و بهینهسازی مصرف در بخش خانگی هدر میدهد.
حسن عباسزاده معاون وزیر نفت نیز اعلام کرده که بدون تأمین پایدار گاز، دستیابی به اهداف برنامه هفتم مانند رسیدن به ظرفیت ۱۳۱ میلیون تنی غیرممکن خواهد بود. طرحهایی مانند جمعآوری گازهای همراه نفت برای تزریق گاز اضافی به شبکه در حال اجرا است، اما این اقدامات عمدتاً کوتاهمدت هستند و نمیتوانند مشکل ساختاری ناترازی را حل کنند. نیاز به برنامهریزی جامع در بخش بالادست نفت و گاز، شامل جذب سرمایهگذاری خارجی و داخلی، بیش از پیش احساس میشود.
دست اندرکاران این نصعت نیز بارها نسبت به این چالشها هشدار داده و خواستار اصلاح اساسی سیاستهای تخصیص گاز شده است. مهدوی تأکید دارد که اولویت مطلق بخش خانگی در زمستان، صنایع مولد و ارزشآفرین را قربانی میکند و ارزش افزوده گاز را به حداقل میرساند. در کشورهای پیشرفته و حتی رقبای منطقهای، گاز طبیعی بیشتر به سمت صنایع پتروشیمی و زنجیره ارزش هدایت میشود تا محصولات نهایی با ارزش بالا تولید شود، اما در ایران بخش عمده گاز مستقیماً در بخش خانگی و تجاری سوزانده میشود بدون اینکه ارزش اقتصادی پایداری خلق کند.
این ناترازی همچنین اثرات دومینویی مخربی بر صنایع پاییندستی دارد. هزاران واحد کوچک و متوسط صنعتی که از محصولات پتروشیمی به عنوان ماده اولیه استفاده میکنند، با کمبود و افزایش قیمت مواجه میشوند. این مسئله در نهایت به گرانی کالاهای مصرفی روزانه مردم، از پلاستیک و کود شیمیایی تا مواد شوینده و دارویی، منجر میشود. علاوه بر این، توقف یا کاهش تولید در مجتمعهای پتروشیمی، اشتغال مستقیم و غیرمستقیم صدها هزار نفر را تهدید میکند و زیان اقتصادی کلان آن به میلیاردها دلار در سال میرسد.
برای غلبه بر این بحران عمیق، اقدامات فوری و ساختاری ضروری است. سرمایهگذاری گسترده در توسعه میادین گازی جدید، افزایش ظرفیت ذخیرهسازی گاز، بهینهسازی مصرف در بخش خانگی از طریق اصلاح یارانهها و اصلاح الگوی تخصیص گاز به نفع صنایع مولد، از جمله پیشنهادهای کلیدی کارشناسان است. هلدینگهای بزرگ پتروشیمی نیز در سالهای اخیر به سمت مشارکت مستقیم در بخش بالادست حرکت کردهاند تا خوراک خود را تأمین کنند، اما این تلاشهای پراکنده بدون هماهنگی کلان دولتی و سیاستگذاری یکپارچه کافی نخواهد بود.
به هرتقدیرناترازی گاز نه تنها یک چالش فنی و فصلی، بلکه تهدیدی جدی برای امنیت اقتصادی و توسعه پایدار کشور است. اگر این مسئله به طور ریشهای و با نگاهی بلندمدت حل نشود، صنعت پتروشیمی که میتواند موتور محرک اصلی رشد غیرنفتی و تنوع اقتصادی باشد، به تدریج تضعیف شده و ایران در رقابت جهانی با کشورهایی مانند عربستان فرصتهای خود را از دست خواهد داد.






