گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۳۴۷۶۸
| | 3178 بازدید
جام جم
«جاي خالي مديريت مشاركتي» عنوان يادداشت روز روزنامه جام جم به قلم مژگان جمشيدي است كه در آن ميخوانيد:
از نخستين روزي كه شعلههاي آتش توسط عدهاي آتشافروز، در جنگلهاي استان گلستان زبانه كشيد، اكنون نزديك به 22 روز ميگذرد. آتشسوزي از پارك ملي گلستان شروع شد، اما در مدت كمي جنگلهاي منطقه لوه، عليآباد، جعفرآباد، مايان، راميان، مينودشت، كلاله و بسياري از مناطق اين استان را هم فراگرفت به طوري كه تا صبح روز پنجشنبه 11/9/89 نزديك به 64 نقطه از جنگلهاي گلستان طعمه حريق شد.
هرچند به گفته مسوولان محلي بسياري از اين آتشسوزيها در وسعت كمي به وقوع پيوسته اما آن گونه هم كه رئيس سازمان محيطزيست اظهار داشته بود كه آتشسوزيها سطحي بوده و تنها برگهاي كف جنگل سوختهاند، نبوده چراكه اگر قرار بود اين آتشسوزيها همگي سطحي افتاده باشند، بدون شك تا امروز مهار شده بودند و هرگز مانند حريق پارك ملي گلستان تا 20 روز به طول نميانجاميد. رئيس سازمان محيط زيست علت بيشتر اين آتشسوزيها را بيتوجه مسافران و بعضا شكارچيان عنوان ميكنند. اما به گفته كارشناسان و محيطبانان پارك ملي گلستان، آتشسوزيهاي اين منطقه و منطقه پيراموني آن يعني جنگلهاي لوه، عمدتا عمدي و از سوي برخي افراد محلي بوده كه پيشتر به دليل تخلفات، توسط جنگلبانان و محيطبانان دستگير شده بودند.
حال پرسش اين است چرا بايد ظرفيتهاي مردمي كه ميتواند بهترين پشتوانه براي حفظ طبيعت و مناطق حفاظت شده باشد، اينچنين در اين گوشه از ايران صرف آتشافروزي و نابود كردن ميراث ملي شود؟ توجه به اين نكته كه پارك ملي گلستان از سال 1384 تاكنون 4 بار دچار آتشسوزيهاي وسيع و ويرانگر شده و هر بار نيز حريق توسط كارشناسان مستقر در منطقه عمدي تشخيص داده شده مويد اين مطلب است كه با وجود همه تلاشهاي فيزيكي كه براي حفاظت از مناطق حفاظت شده و منابع طبيعي صورت ميگيرد، اما نحوه مديريت عرصههاي طبيعي در ايران هنوز هم بعد از گذشت بيش از 4 دهه از ملي شدن جنگلها و مراتع بدون دخالت مردم و به صورت تكبعدي است. در حالي كه اگر از رويكرد مديريت مشاركتي استفاده ميكرديم و مردم محلي را در منافع اين مناطق اعم از درآمد حاصل از پروانههاي شكار، بهرهبرداريهاي صنعتي از جنگل و معادن و... دخالت ميداديم، امروز ميتوانستيم از مردم محلي انتظار مشاركت در حفظ جنگل و مناطق حفاظت شده را هم داشته باشيم.
اما افسوس كه در تمامي اين سالها، تمامي درآمد حاصل از صدور پروانههاي شكار در مناطق حفاظت شده و مناطق آزاد مستقيما به حساب خزانه واريز شده و درآمد ناشي از انواع طرحهاي معدنكاوي و بهرهبرداري از جنگلها نيز عايد شركتهاي دستاندركار طرحها ميشود، بيآن كه سهمي براي مردم محلي در نظر گرفته شود. هر چند پارك ملي گلستان همچون ديگر پاركهاي ملي، تابع قانون ممنوعيت شكار و صيد است، اما واقعيت اين است كه مردم محلي از اين همه مواهب طبيعي كه در داخل پارك ملي گلستان و مناطق پيراموني آن قرار دارد، تاكنون تنها محدوديتهاي شكار و صيد و چرا و سيلهاي ويرانگر و خانمانبرانداز اوايل دهه 80 را كه توسط بهرهبرداران جنگل به آنها تحميل شده، تجربه كردهاند. گلستان را همين امروز بايد دريابيم كه فردا ديگر دير است!
كيهان
«آيا مصر در دست مبارك ميماند؟» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
«دولت مصر حق دارد با تحت الشعاع قراردادن نتايج انتخابات از پيروزي اسلام گرايان جلوگيري كند.» ، «يك انتخابات آزاد و قانوني يك دولت اسلام گرا را در قاهره روي كار ميآورد.» اين دو گزاره دقيق از انتخابات پارلماني مصر است. گزاره اول يك روز قبل از برگزاري دور اول انتخابات در سرمقاله روزنامه دولتي «الاهرام» مصر درج گرديد و گزاره دوم توسط «فتحي سرور» رئيس پارلمان مصر سه روز قبل از برگزاري دور اول انتخابات اخير بيان شد. اين دو گزاره به تنهايي نشان ميدهند كه دولت حسني مبارك به قيمت رسوايي آشكار رژيم مصر از برگزاري واقعي انتخابات جلوگيري كرده است.
دور اول و دوم انتخابات پارلمان مصر در روزهاي يكشنبه 7 و 14 آذرماه برگزار شد. در اين ميان به غير از حزب حاكم- يعني حزب ملي دمكراتيك- هيجده حزب ديگر كه مهمترين آنها چهار حزب اخوان المسلمين، ناصري، الوفد و التجمع بودند در دور اول انتخابات شركت كردند اين در حالي بود كه رژيم مبارك حداقل دوهزار عضو فعال اين گروهها كه شامل يكهزار و چهارصد عضو اخوان المسلمين بود را دو ماه قبل از روز رأي گيري بازداشت و از انجام تبليغات انتخاباتي اين جريان جلوگيري كرد. اين احزاب در دور دوم، انتخابات را تحريم كردند و حزب حاكم به تنهايي با خود رقابت كرد! در مورد اين انتخابات گفتنيهايي وجود دارد:
1- انتخابات مجلس در مصر به خودي خود اهميت ندارد چرا كه رئيس جمهور بعنوان رئيس قوه مجريه مستقيماً اداره كشور را در اختيار دارد و نقش مجلس بسيار محدود است. اما در عين حال حضور گروهها در مجلس از يك سو به معناي قانوني شمردن آنان تلقي ميشود و از سوي ديگر وضعيت احزاب در مجلس- تحت شرايطي- ميتواند در انتخابات رياست جمهوري تأثيرگذار باشد به همين دليل گروههايي نظير اخوان المسلمين در دوره حكومت مطلقه حسني مبارك ترجيح دادهاند كه فقط بخشي از كرسيهاي پارلمان را در اختيار بگيرند تا از يك سو از حساسيت حكومت نسبت به خود بكاهند و از سوي ديگر راه به آينده بگشايند.
2- رژيم مصر در سال هشتاد و چهار شمسي قانون انتخابات را تغيير داد. پيش از اين مجلس ملي- مجلس الشعبي- از ميان چند كانديداي رياست جمهوري يك نفر را برمي گزيد و سپس به رفراندوم ميگذاشت تا مردم با رأي بله يا خير نظر خود را در مورد كانديداي معرفي شده بيان كنند. با تغيير قانون انتخابات، مردم مستقيماً در مورد كانديداهاي رياست جمهوري رأي ميدهند. در سال هشتاد و چهار كه قانون انتخابات تغيير كرد، عدهاي آن را پايان دوره حكومت خاندان مبارك بر مصر ارزيابي كردند ولي عملكرد اين رژيم در انتخابات اخير مجلس اين گمانه زني را باطل كرد و نشان داد حتي كورسويي از برگزاري انتخابات آزاد و مردمي رياست جمهوري در سال آينده وجود ندارد. اين در عين حال عمق بي ريشگي رژيم مصر را هم نشان داد.
3- انتخابات هفتم و چهاردهم آذرماه بدون هرگونه نظارتي انجام شد در انتخابات گذشته هيأت قوه قضائيه كه تركيبي از قضات منصوب مبارك و قضات منتخب مجلس ملي بود بر انتخابات نظارت نيم بندي داشت. اين نظارت با تغيير قانون به «كميسيون عالي انتخابات» كه توسط قوه مجريه تعيين ميشود، واگذار گرديد كه به معناي لغو نظارت است. كميته عالي انتخابات هرگونه استفاده از شعارهاي اسلامي در انتخابات را ممنوع كرد و اين در حالي بود كه اخوان در مصر با شعار «اسلام راه حل است» شناخته ميشود. رژيم مبارك در بسياري از استانها، كانديداهاي نمايندگي مجلس اخوان را به زندان انداخت و برگزاري انتخابات در استانهاي اسكندريه، السويس و اسماعيليه را لغو كرد.
نيروهاي امنيتي در روز رأي گيري دور اول صدوهشتاد و شش عضو اخوان را بازداشت كردند. در استانهاي پورسعيد، دمياط، الشرقيه، البحيره و الا قهليه و شهرهاي سمنود و كفرالزيات و منطقه قنا در جنوب مصر ميان مردم معترض به روند انتخابات و پليس درگيري روي داد كه به كشته شدن حداقل 4 نفر و زخمي شدن بيش از پنجاه نفر منجر شد. در نهايت رژيم مصر پس از پايان شمارش آراء در دور اول اعلام كرد كه هيچكدام از كانديداهاي وابسته به اخوان المسلمين به مجلس راه نيافتهاند!
جمهوري اسلامي
«پشت پرده چرخش دولت تركيه» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
دولت تركيه در اقدامي به ظاهر انسان دوستانه و در واقع منفعلانه براي از سرگيري روابط با رژيم صهيونيستي، هواپيماهاي خود را به اسرائيل گسيل داشت تا در حادثه مهار آتش در جنگلهاي "حيفا" به اين رژيم كمك كنند. اين اقدام به واقع سياسي كه به معناي برداشتن گام نخست از سوي آنكارا براي پايان دادن به سردي روابط ميان تركيه و رژيم صهيونيستي تفسير ميشود، نمايشي بودن سياستهاي ضداسرائيلي خود را آشكار ساخت.
به گزارش خبرگزاريها، بنيامين نتانياهو نخستوزير رژيم صهيونيستي در مكالمه تلفني با رجب طيب اردوغان نخستوزير تركيه از وي به خاطر اعزام دو فروند هواپيماي ويژه براي كمك به مهار حريق در شمال فلسطين اشغالي تشكر كرد و به اين ترتيب با انجام اين مكالمه، رسماً سردي روابط ميان دو كشور كه پس از حمله رژيم صهيونيستي به كشتي امدادرسان تركيه به غزه و كشته شدن چند تن از اتباع اين كشور ايجاد شده بود، پايان يافت. اين درحالي است كه مقامات تركيه پس از حمله خرداد ماه نظاميان اسرائيلي به كشتي حاوي كمكهاي انسان دوستانه تركيه با احضار سفير خود از تل آويو، مقامات رژيم صهيونيستي را ملزم به عذرخواه از مردم و دولت تركيه كرده بودند.
در تجزيه و تحليل اين اقدام شگفت انگيز و واپسگرايانه كه گامي در جهت مخدوش كردن وجهه ضداسرائيلي اخير تركيه محسوب ميشود، دقت در نكات و ظرايف زير ضروري بنظر ميرسد:
1 - تركيه يك كشور عضو پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) است و براساس تعهداتي كه امكان سرباز زدن از آن براي مقامات تركيه وجود ندارد، ملزم به در اختيار قرار دادن پايگاههاي متعدد نظامي از جمله اينجرليك و تبعيت از سياستهاي ابلاغي آمريكا و متحدان اروپايي اين كشور ميباشد.
واقعيت اينست كه براي مقامات دولت تركيه هر چند كه اسلامگرا نيز باشند، امكان تخطي از استراتژي ناتو كه خود را موظف به حمايت از موجوديت غيرقانوني و غاصبانه اسرائيل ميداند، وجود ندارد. از اين رو مواضع ضداسرائيلي آقاي اردوغان در ماههاي اخير را اگر نوعي كار تبليغي براي در اختيار گرفتن افكار عمومي مسلمانان تركيه و مسلمانان جهان ندانيم، بايد برخاسته از مواضع شخصي او تلقي كنيم كه امكان اجرايي شدن آن در چارچوب تعهدات كلي رژيم لائيك اين كشور كه يكي از اعضاي متعهد ناتو ميباشد، وجود ندارد و صرفاً جنبه شخصي و تبليغاتي خواهد داشت. اينكه اردوغان خطاب به سران رژيم صهيونيستي اعلام كند "برقراري روابط ميان دو كشور بدون عذرخواه رسمي از آنكارا و محاكمه عاملان حمله به كشتي امدادرسان به غزه وجود ندارد" و "اگر اسرائيل بار ديگر به لبنان و غزه حمله كند تركيه پاسخي نظامي به تل آويو خواهد داد كه تاكنون مانند آن را نديده باشد" بايد صرفاً در چارچوب تمايلات شخصي او به عنوان يكي از شهروندان تركيه و نه رئيس يك دولت تلقي گردد كه از بسياري از اختيارات لازم به دليل وابستگيهاي تركيه به ناتو و حاكميت ارتش و ژنرالها بر اين كشور محروم است و متأسفانه ماهيت عميق روابط تركيه و ناتو آنچنان هويت اسلامي تركيه را مخدوش كرده و در معرض تهديد قرار داده كه سياستمداران مسلمان اين كشور قدرت تعيين و اجراي جهتگيريها و سياستهاي كلي كشورشان را ندارند.
2 - از روابط تركيه و رژيم صهيونيستي همواره به عنوان يك رابطه "استراتژي و "پيچيده" نام برده ميشود كه ريشههاي اصلي و ديرينه آن به همكاريهاي گسترده نظامي و امنيتي باز ميگردد، حتي زماني كه تنشهايي بين كشور بوجود آمده، كاملاً سطحي و مقطعي بوده است.
تركيه و رژيم صهيونيستي 60 سال پيش درحاليكه مسلمانان و كشورهاي خاورميانه و اسلامي با شكل گيري رژيم غاصب صهيونيستي و توسعه طلبيهاي آن مخالفت ميكردند، با يكديگر رابطه برقرار كردند و حكومت تركيه از سال 1328 بر اثر فشار آمريكا، رژيم صهيونيستي را با اين توجيه كه رابطه با رژيمي كه در سازمان ملل پذيرفته شده، در زمره نيازهاي حقوق بين الملل است، به رسميت شناخت و در بالاترين سطح با آن روابط استراتژيك برقرار كرد و اين رابطه هيچگاه تحت الشعاع تحولات خاورميانه قرار نگرفت.
رسالت
«گفتگو براي روشنگري» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
ديروز سعيد جليلي دور تازهاي از گفتگوها را در ژنو با 1+5 آغاز كرد. وي در تير ماه سال جاري طي نامهاي به اشتون رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا ادامه گفتگوها را منوط به پاسخ صادقانه به سه سئوال زير كرد.
1- هدف از گفتگوها براي تعامل و همكاري است يا ادامه دشمني و تقابل با حقوق ملت ايران؟
2- آيا به منطق گفتگو كه لازمه آن اجتناب از هر گونه تهديد يا فشار است التزام خواهيد داشت؟
3- براي روشن شدن مباني مشترك گفتگو، نظر صريح و روشن شما درباره سلاحهاي هستهاي رژيم صهيونيستي چيست؟
ايران يك روز قبل از گفتگوها با اعلام خبر توليد انبوه كيك زرد هستهاي، اين پيام را به 1+5 داد كه در رسيدن به حقوق ملت ايران ذرهاي غفلت ندارد. 8 روز قبل از گفتگوها ترور دو دانشمند هستهاي توسط جوخههاي مرگ 1+5 اين پيام به ايران رسيد كه هدف گفتگوها تعامل و همكاري نيست بلكه تداوم دشمني و تقابل با حقوق ملت ايران است.بنابراين غرب به سئوال اول با ادامه خصومت و پرهيز از تعامل و همكاري پاسخ روشن داد.
غرب در پاسخ به سئوال دوم جمهوري اسلامي ايران در خصوص منطق گفتگو از مدتها پيش با صدور قطعنامههاي شوراي امنيت پاسخ روشن داشت. اما در آستانه گفتگوهاي تازه يك پاسخ جديد هم داشت و آن اين بود كه به "تهديد" و "تحريم" مقوله "ترور" را هم اضافه كرد. لذا عدم التزام خود به منطق گفتگو را هم اعلام كرد.
اما در خصوص سئوال سوم كه اعلام نظر صريح و روشن در خصوص سلاحهاي هستهاي رژيم صهيونيستي است، ما با يك منطق دوگانه روبهرو هستيم و آن اينكه سلاح هستهاي براي 1+5 به علاوه رژيم صهيونيستي آري، براي ديگر كشورها بويژه ايران هرگز. آنها به اين پاسخ يك تبصره هم اضافه كردهاند و آن تبصره اين است نه تنها سلاح هستهاي براي ايران هرگز، بلكه فناوري صلحآميز هستهاي هم هرگز!لذا گفتگوها فاقد مباني مشترك است.
با اين همه اختلاف در علايق دو طرف، اين سئوال مطرح است كه چرا غرب اين قدر اصرار و اشتياق براي گفتگو دارد و به همان ميزان جمهوري اسلامي پرهيز از گفتگو ندارد. غرب گفتگو براي گفتگو را جهت گرفتن امتيازات بيشتر در دستور كار خود دارد اين استراتژي در دولت اصلاحات مقداري جواب داد. اما با آمدن دكتر محمود احمدينژاد در دولت نهم ودر پاسخ به شعار مردم "انرژي هستهاي حق مسلم ماست" به اين سياست پايان داده شد و از موضع عزت و با تكيه به دستاورد دانشمندان هستهاي ايران زمين، بدون دعوت قبلي، جمهوري اسلامي وارد باشگاه هستهاي جهان شد. از آن زمان تاكنون گامهاي بزرگي برداشته شده است و نيازهاي علمي و عملي ما در زمينه فناوري هستهاي به همت مسئولان يكي پس از ديگري بر طرف شده است. آژانس به صلح آميز بودن روند فناوري هستهاي ايران شهادت داده است و جهان به مظلوميت ملت ما و ستم و
زياده خواه قدرتهاي جهان پي برده است. به همين دليل جنبش
غير متعهدها و كنفرانس اسلامي منطق برخورد غرب با ايران را نپذيرفتند و بارها از حق هستهاي ايران دفاع كردند.
مردم سالاري
«راز ماندگاري عاشورا» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم سيدرضا اکرمي است كه در آن ميخوانيد:
1- محرم سال 1432 فرا رسيد، که محرم آغازين ماه سال قمري ميباشد و با آمدن ماه محرم سال قمري ورق ميخورد و از 1431 به 1432 تبديل ميشود و بدين جهت عاشورايي جديد فرا ميرسد و به «1371» سال ميرسد و با نو شدن سال و ماه و عاشوراي نو، گويا همه چيز تجديد ميشود و فرصتي فرا ميرسد تا درباره نهضت ويژه و استثنايي تاريخ در اسلا م و جهان و به ويژه تشيع يعني عاشوراي حسيني گفتگو شود وبراي معرفي آن گامي به جلو نهاده شود و تکريم و تجليل نوين از اين حماسه و نهضت و انقلا ب و ثوره، به عمل آيد; گوارا باد بر عاشورائيان و تسليت باد بر حسينيان.
2- قرآن کتاب اله است که هرچه بيشتر مورد تجليل و تحليل و تلا وت قرار ميگيرد بر طراوت و شادابي و تازه بودن آن افزوده ميگردد «ما بال القرآن لا يزاد علي الدرس و انشر الا غضا، امام ششم» و اينگونه است نهضت حسيني، که هرچه درباره آن بحث و گفت وگو و مناظره و مباحثه ميشود هرگز از شگفت بودن و معنوي بودن و اله بودن آن کاسته نميشود و در هر زمان و همه زمان تازه و شگفت آور است که رسول خدا فرمود «ان لقتل الحسين حراره في قلوب المومنين لا تبردابدا»
شهادت حسين بن علي، شور و شعاري دارد که سرد شدني نيست و حضرت فرمود «ان دمي لا يسکن ابدا» خون من آرام و قرار نخواهد داشت و در تاريخ جرياني مستمر و پايدار خواهد بود و معجزه بودن هر دو کلا م روشن است.
3- راز ماندگاري عاشورا تا حال و براي آينده، خدائي بودن نهضت و براي خدا بودن و تثبيت و تداوم دين پيامبر اسلا م «ان کان دين محمد لم يستقم الا بقتلي فياسيوف خذيني» ميباشد وهرچيزي «از فکر و فقه و فلسفه تا دين و عقيده و مذاهب و مسلک» براي خدا باشد ماندگار خواهد «کل شي هالک الا وجهه، کل من عليها فان و يبقي وجه ربک ذوالجلا ل و الا کرام، الرحمن27» ماند و جاودانه «وجعلها کلمه باقيه في عقبه لعلهم يرجعون، زخرف» خواهد گشت.
4- همه ميگويند چند موضوع در مذهب تشيع وجود دارد که آن را جهاني ساخته است که مبعث پيامبر، مکتب اسلا م وي، عاشوراي حسين، غدير خم، قرآن در «بين الدفتين» و انتظار مواردي از اين مقوله ميباشند، راز ماندگاري و جهاني شدن «عاشورا» در حق و عدل، توحيد و وحدت، ايثار و فداکاري، اخلا ص و اخلا ق، سالا ر شهيدان حسين بن علي و اصحاب و ياران و کارنامه جامع و جاذب اين نهضت است. بعثت و غدير و عاشورا با انتظار عجين شده و پيوند روحي و فکري و عقيدتي وحماسي بين اين واژهها و انديشههاي آنها وجود دارد.
5-حادثهاي در سال 60 و61 قمري در جغرافياي حجاز و عراق و شامات به وجود آمد ولي به تدريج طول و عرض و عمق جغرافيا و تاريخ را در نورديد و دلها را دگرگون ساخت و شعاع کربلا ي حسيني همه جا را روشن ساخته و همگان ميبينند با عناوين سوم شعبان، عاشورا، اربعين، شب جمعه، جمعيت ميليوني برگرد حرم و مرقد و قبر شش گوشه امام وارد ميشوند وامام ششم فرمود در صورت دسترسي نداشتن به قبر و حرم امام حسين عليه السلا م هر روز روي به قبله نموده و سه بار بگو «صلي الله عليک يا ابا عبدالله» که امام حسين هر روز در انديشه و عمل و عقيده و زبان هر علا قمند و ارادتمند باشد.
تهران امروز
«توليد علم اولويت جنبش دانشجويي» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم دكتر عبد الصالح جعفري است كه در آن ميخوانيد:
16 آذر كه به نام روز دانشجو شناخته ميشود، دو محور اساسي را دنبال ميكرد. يكي مبارزه با استعمار و ديگري مبارزه عليه استبداد.
كساني كه فعاليتهاي سياسي شان در 16 آذر سال 1332 منجر به شكل گيري اين اعتراض شد، در خيزش اعتراضآميز خود عليه دولت شاه و مهمترين حامي و پشتيبان آن يعني آمريكا، مبارزه با استبداد و استعمار را در تاريخ ثبت كردند. آذر سال 32، به لحاظ زماني و تاريخي، چند ماه بعد از كودتايي است كه كودتاگران آن را موفق ترين و ارزان ترين كودتاي سياسي در جهان ميدانستند.
طي فرآيند كودتا علاوه بر ساقط كردن دولت ملي ايران، همه گروهها و نيروهايي كه در شكلگيري دولت ملي مصدق نقش داشتند نيزسركوب شده بودند. بر همين اساس كودتاگران و عوامل داخلي آن تصور نميكردند كه در چنين شرايطي صداي اعتراض كسي بلند شود. بر اين اساس و با اين فرض كه در ايران همه چيز آرام شده و صداي اعتراضي وجود ندارد، نيكسون معاون رئيسجمهور آمريكا به ايران ميآيد تا در جشن كودتا شركت كند.
در چنين شرايطي ما شاهد خيزش دانشجويان هستيم كه منجر به حادثه 16 آذر ميشود. حادثهاي كه نماد مبارزه با استعمار و استبداد شد. شعار اصلي و محوري كه در اين خيزش ضد استعماري و ضد استبدادي مشهود است، استقلال و آزادي است كه يكي مسئله استعمار را هدف قرار داده و ديگري موضوع استبداد داخلي را. در حقيقت اين دو شعار
دو ضلع مثلث براندازانه رژيم شاه است كه 10 سال بعد با آغاز نهضت امام خميني، ضلع سوم آن يعني «اسلاميت» هم به آن اضافه ميشود.
خيزش و اعتراض دانشجويان طي سالهاي بعد قشرهاي مختلف جامعه را در گير ميسازد و در فرآيند مبارزات مردم ايران عليه نظام استبداي پهلوي، در سال 57 در قالب شعار استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي متجلي ميشود. جنبش دانشجويي ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي هم در تحولات سياسي- اجتماعي نقش آفرين بوده است. با اين تفاوت كه از نقطه ثقل و تمركز خارج شده است.
ابتكار
«عصر علنيت» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن ميخوانيد:
تنها چند هفته کافي بود تا وب سايت” ويکي ليکس” به آن ميزان از شهرت برسد که در کنار ويکي پديا به معروفترين ويکيهاي جهان تبديل شوند . ويکي ليکس، با انتشار اسناد محرمانه وزارت خارجه آمريکا ، خشم کشورهاي مختلف را برانگيخته است و البته متناسب با ماهيت اسناد، واکنشهاي متفاوت و متناقضي را در پي داشته است .
طي روزهاي گذشته، پيرامون اصالت يا غير واقعي بودن اين اسناد و نيات طراحان در داخل کشور، سخن بسيار گفته شد و قلم فرسايي فراوان صورت پذيرفت . هر کس به سليقه خود و متناسب با برداشت خود، اقدام به تحليل پديده ويکي نمود . اکنون فارغ از داوري در خصوص محتوا و اهداف طراحان، نيم نگاه به واقعيت برآمده از جريان رسانهاي ويکي ليکس خواهيم انداخت و به نکاتي اشاره خواهد شد.
نکته اول: پديده” ويکي ليکس” حکايتگر، انقلاب صورت پذيرفته در نظام ارتباطي ميباشد و نشانگر قدرت سايبري است و اينکه ديگر هيچ اطلاعاتي در جهان ديجيتالي، قابل پنهان ماندن نيست . شايد در تاريخ بشر، هيچ چيز بهاندازه اينترنت دنيا را به اين سرعت تغيير نداده باشد. شبکهاي که در کمتر از بيست سال، حدود دو ميليارد کاربر را به خود اختصاص داده است و به صورت آن لاين و در لحظه، آنها را به هم مرتبط ميسازد.
اينترنت که اکنون با سرعت غير قابل تصور در حال گسترش است، توانسته است همه عرصههاي زندگي از سياست تا اقتصاد، از خانواده تا فرهنگ و هنر و علم را شامل شود نکته دوم: تاکنون پيچيدگي و رازداري دو اصل مهم حاکم بر ديپلماسي کشورها بود اين دو اصل خود اصل سومي را به صورت نانوشته توليد ميکردند و آن تفاوت سياستهاي علني با سياستهاي اعمالي است . بسياري کشورها که در سياستهاي علني دوست نشان ميدهند ، در سياستهاي اعمالي دشمن و به دنبال توطئه عليه همديگر هستند .
گاه هم ديده ميشود، کشورهايي که در ظاهر رودر رو ميباشند و سياست علني آنها بر دشمني استوار است اما در سياستهاي اعمالي، نقش دو دوست را ايفا ميکنند و به صورت پنهان بر سر منافع مشترک متحد ميباشند . بنابراين رازداري و پيچيدگي دو اصلي است که ضمانت حفاظت از تفاوت سياستهاي علني و اعمالي را عهده دار هستند .
اکنون با پديده” ويکي ليکس” اين اصول نقض گرديده است و دوگانگي سياستهاي کشورها به چالش گرفته شده است. در نتيجه از اين به بعد، شاهد تحول در چگونگي روابط کشورها خواهيم بود و بايد انتظار سياست، آشکارسازي به جاي سياست پنهان کاري را داشت . به نظر نگارنده اين تحول آنچنان خواهد بود که ميتوان، عصر کنوني را عصر”علنيت” نام گذاري کرد. شايد اغراق نباشد اگر بگوئيم تمامي کشورها ميل به پليسي کردن اطراف خود دارند چيزي که بعد از واقعه 11سپتامبر به سرعت رخ داد .
آفرينش
«مردم و انتظارات از حمل و نقل عمومي» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
مردم کشور و بويژه شهرهاي بزرگ در چند هفته اخير با اضطراب و نگراني اخبار آلودگي هوا را دنبال ميكنند و از اينکه اينک جدا از تهران، اصفهان نيز به مدار شهرهاي نياز به تعطيلي افزوده شده نگرانند.
در اين حال آنچه اينک مهم است وضعيتي است که مردمان شهرهاي بزرگ در ان گرفتار شده و را ه حلي نيز براي آن تاکنون يافته نشده است در اين حال هرچند در سالهاي اخيردولت همواره براي کاهش و کنترل آلودگي هواي تهران طرحهايي مثل تقويت حمل و نقل عمومي را ارائه کرده و نهاد هاو بخشهاي گوناگوني نيز مردم را تشويق به استفاده از وسائل حمل و نقل عمومي براي کاهش ترافيک وآلودگي تهران کرده اما اين تشويقها و سياستها نه تنها از دامنه استفاده از وسائل شخصي نکاسته بلکه همچنان روند روبه رشدي را در مورد استفاده از وسائل شخصي باعث شده است.
در اين بين از يک سو اگر به اهميت حمل و نقل عمومي نگاه داشته باشيم در مييابيم که تجربه دنيا نشان ميدهد كه براي ريشه كن كردن معضل ترافيك و آلودگي هوا راهكار و سياست بنيادين و اصلي، توسعه و گسترش حمل ونقل عمومي بويژه حمل ونقل ريلي امري مهم در راستاي حل معضلات ترافيکي و آلودگي هوا بوده است.
در اين حال بايد اضافه کرد که اينک نيز بيش از 80درصد آلودگي هواي شهري همانند تهران ناشي از حركت خودروهاست خود روهايي که بيش از هر چيزي بنا و بر اساس ناکافي و نامطمئن بودن وسائل حمل و نقل عمومي است که به راه ميافتندو معادله آلودگي و ترافيک در شهرهايي نظير تهران را مداوم تکرار ميکنند در اين حال آنچه در شهرهاي بزرگ ما وجود نداشته است شبكهاي منسجم از وسايل نقليه عمومي بوده تا شهروندان خود و به دلخواه سفري سريعتر، ارزانتر و ايمن تر را با وسايل نقليه عمومي بر سفر با خودرو شخصي ترجيح دهند چرا که زماني که شهروندي بنا به مسئوليتهاي اخلاقي و شهروندي خود در شهري نظير تهران رو به استفاده از وسائل حمل و نقل عمومي ميآورد کمبودهاي اساسي و مشکلات چند لايه آن نظير کمبود وسائل ,ناکافي بودن آن و عدم دسترسي ان به بسياري از مناطق شهر را مشاهده کرده و اين گونه است که نگاه وي بيش از هر چيزي به استفاده از وسائل حمل و نقل شخصي معطوف ميشود يعني دور باطلي که تنها به دليل ناتواني سيستم حمل و نقل عمومي بسياري را ناگزير ميکند تا در سايه اين مشکل رو به استفاده از خودروهاي شخصي بياورندو روز به روز نيز در کنار ناکارآمدي حمل و نقل عمومي بر ترافيک و آلودگي در شهري نظير تهران بيافزايند .
آرمان
«آقاي يوسفيانملا شما چرا؟ / يک پيشنهاد وچند نکته» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم نعمت احمدي است كه در آن ميخوانيد:
شنيدن بعضي مطالب ازسوي افرادي که درآن رشته تخصصي ندارند و اظهارنظرشاق و شاذي ميکنند را با اغماض ميتوان به لحاظ بي اطلاعي آنان ازاصل مطلب ناديده گرفت، هرچند افرادي که داراي پست و عنوان خاصي ميشوند حداقل بايد به اعتبارپست و مقام خود، اگرچه درموضوعي تخصص ندارند، ازاظهارنظرغيرتخصصي خودداري نمايند،
اما اين نظرآقاي عزتالله يوسفيانملا يکي از قضات با سابقه دادگستري که مدتي مسئوليت آموزش حين خدمت قضات دادگستري استان تهران را برعهده داشت و با تکيه برهمين تخصص خود با رأي مردم آمل به مجلس شوراي اسلامي رفت و هم اکنون عضو کميسيون برنامه و بودجه مجلس شوراي اسلامي و نماينده قوه مقننه درستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي است، نگارنده با همه علاقهاي که به سوابق قضائي، خصوصاً مديريت ايشان دردوره تصدي آموزش حين خدمت قضات دادگستري تهران داشتم نتوانستم قلم را به دست نگيرم و ازايشان نه به عنوان نماينده مجلس بلکه هنوز به عنوان قاضي دادگستري سئوال کنم با کدام قانون؟ به گزارش خبرگزاري مهر آقاي يوسفيانملا اعلام داشتهاند... دستگاه قضائي و مسئولان اجرايي کشوربايد براي افراد و عوامل سازمان يافتهاي که قصد برهم زدن و تخريب دراجراي طرح هدفمند کردن يارانهها را دارند، مجازات اعدام درنظربگيرند، همچنين عزت اله يوسفيان ملا اظهارداشت: طرح هدفمند کردن يارانهها درکشورمان به يک قانون تبديل شده و دراجراي اين طرح و قانون نوپاي کشور، دستگاههاي نظارتي نظيرتعزيرات حکومتي، دادگاههاي عمومي و انقلاب و اصناف درنظارت و بازرسي ازواحدها نقش تعيين کننده و وظيفه مهمي دارند، يوسفيانملا با بيان اينکه اجراي طرح هدفمند کردن يارانهها مسأله عدالت و شعاراصلي نظام است تصريح کرد، اين طرح با موجوديت بخش اقتصادي گره خورده و نميتوان اين بخش ازنظام را فراموش کرد.
دراجراي اين طرح مهم و انقلابي، نبايد به خاطرچند نفررفاه طلب و فرصت طلب که قصد اختلال و بي نظمي دارند کوتاه آمد بلکه بايد با آنان قاطعانه برخورد کرد و حتي مجازات اعدام را براي آنان به مرحله اجرا گذاشت.
دنياي اقتصاد
«انشاءالله كار به فرسايش نكشد» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق جنانصفت است كه در آن ميخوانيد:
1- محمود احمدينژاد، رييسجمهور، در آخرين گفتوگوي خود با رسانهها – و در حالي كه انتظار ميرفت جزئيات بيشتري درباره قانون هدفمندكردن يارانهها ارائه دهد- درباره زمان شروع اجراي كامل اين قانون پاسخ روشني نداد.
شايد مجموعه دولت در تاخير اجراي هدفمند كردن يارانهها دلايل نيرومندي دارد كه ترجيح ميدهد آن را فعلا با شهروندان در ميان نگذارد، اما واقع اين است كه اين رويداد، روزگار كسبوكار و معيشت شهروندان را ناشفاف و سردرگم كرده است.
2- رحيم ممبيني، معاون بودجه معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي نيز روزگذشته و در جمع خبرنگاران در پاسخ به اين پرسش كه چرا دولت قانون الزام ارائه لايحه بودجه تا نيمه آذرماه را بازهم رعايت نكرده، گفته است: «ميدانيد بودجه ارتباط تنگاتنگي با برنامه پنجم توسعه دارد، ضمن اينكه ماده 199 برنامه كاملا به بودجه ارتباط دارد؛ بنابراين تا زماني كه تكليف آن روشن نشده بود دولت نميدانست چه اقدامي كند» و در پاسخ به پرسش ديگري نيز گفت: «... منابع ناشي از هدفمند كردن يارانهها در بودجه سال آينده هنوز قطعي نشده است...» .
3- وزير كار و امور اجتماعي نيز روزگذشته در جلسه شورايعالي اشتغال گفته است: «... جمعبندي نهايي درباره نرخ بيكاري تابستان 1389 وجود ندارد... دليل اعلام نشدن نرخ بيكاري تابستان امسال را نميدانم و بايد از مسوولان پرسيد...» .
4- بانك مركزي ايران در آخرين آماري كه از شاخصهاي كلان اقتصادي ايران در نشريه نماگرهاي اقتصادي منتشر كرد، نرخ رشد توليد ملي، نرخ رشد توليد صنعتي و تغييرات مربوط به سرمايهگذاري ثابت در بخشهاي اقتصادي را اعلام نكرده و جاي آنها را خالي گذاشته است... آخرين آمار اعلام شده درباره نرخ رشد توليدات صنعتي و توليد ملي مربوط به نيمه اول 1387 بوده و هنوز عدد رسمي از تحولات پس از آن به اطلاع افكار عمومي نرسيده است.
5- مجموعه رويدادها، اخبار و گزارشهاي ياد شده در بندهاي 1 تا 4 اين نوشته نشان ميدهد كه بهرغم همه خوشبينيهاي دولت و البته انتقادهاي كارشناسان و منتقدان درباره فضاي كسبوكار ايران در دوره اخير، ابهام و ناشفافي جايگاه ويژهاي دارد. مساله مهم در چنين فضايي، سرگرداني و سردرگمي فعالان اقتصادي، صنعتي، بازرگاني و اكثريت شهرونداني است كه بايد دخل و خرج خود را براي يكسال بعد تنظيم كنند.
جهان صنعت
«درآمدهاي مالياتي و بودجه» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم پويا نعمتالله است كه در آن ميخوانيد:
اساسا در تعريف سياستهاي مالياتي چند وظيفه را براي اصلاح و تعديل اين سياستها موردنظر قرار ميدهند. از آن جمله ميتوان به:
- برقراري جريان درآمدي مناسب (با هدف بهبود کسريهاي تراز پرداخت و تامين مالي هزينههاي دولتها)
- کاهش تاثيرگذاري هزينهاي ماليات (به شيوهاي که باعث اختلال در فرآيند رشد و رفاه نشود و کاهش چشمگيري را به درآمدهاي واقعي افراد تحميل نکند)
- کاهشپذير بودن بار ماليات در نزد خانوارهاي صاحب درآمد اندکتر و بالاخره سادهبودن ساختار مالياتگيري در عين نظاممند بودن آن اشاره کرد.
صندوق بينالمللي پول در يکي از گزارشهاي سالانه خود پيشنهاد کرده بود که ايران براي تقويت هرچه بيشتر اوضاع مالي و اقتصادياش به ويژه در ميانمدت بايد ميزان هزينه و نرخ بهره را کاهش دهد، يارانههاي مشخص را از ميان ببرد، افزايش ميزان ماليات را به اجرا درآورده و نظام پرداخت ماليات را سروسامان دهد.
موضوع ماليات بر ارزشافزوده و همچنين واکنش شديد برخي اقشار کشور از جمله بازاريان نسبت به آن به روشني نشان داد که چه ديدگاه معوجي درباره مفاهيم اقتصادي نزد فعالان اقتصادي در کشور (خصوصا همان قشري که بيشترين اعتراض را به اين مساله داشتند) وجود دارد.ميدانيم کاهش دريافت ماليات موجب افزايش شيب تقاضاي کل ميشود به اين ترتيب که مصرفکنندگان در واقع بخش اندکتري از درآمد خود را از دست داده و از اين منظر، قاعدتا درآمد شخصي کل در سطح اقتصاد نيز بيشتر خواهد شد.
دقت داريم که ماليات را يکي از مهمترين و موثرترين ابزارهاي سياست مالي در اقتصاد تلقي ميکنند (ديگر ابزار موثر سياست مالي، مخارج دولت است).
«جاي خالي مديريت مشاركتي» عنوان يادداشت روز روزنامه جام جم به قلم مژگان جمشيدي است كه در آن ميخوانيد:
از نخستين روزي كه شعلههاي آتش توسط عدهاي آتشافروز، در جنگلهاي استان گلستان زبانه كشيد، اكنون نزديك به 22 روز ميگذرد. آتشسوزي از پارك ملي گلستان شروع شد، اما در مدت كمي جنگلهاي منطقه لوه، عليآباد، جعفرآباد، مايان، راميان، مينودشت، كلاله و بسياري از مناطق اين استان را هم فراگرفت به طوري كه تا صبح روز پنجشنبه 11/9/89 نزديك به 64 نقطه از جنگلهاي گلستان طعمه حريق شد.
هرچند به گفته مسوولان محلي بسياري از اين آتشسوزيها در وسعت كمي به وقوع پيوسته اما آن گونه هم كه رئيس سازمان محيطزيست اظهار داشته بود كه آتشسوزيها سطحي بوده و تنها برگهاي كف جنگل سوختهاند، نبوده چراكه اگر قرار بود اين آتشسوزيها همگي سطحي افتاده باشند، بدون شك تا امروز مهار شده بودند و هرگز مانند حريق پارك ملي گلستان تا 20 روز به طول نميانجاميد. رئيس سازمان محيط زيست علت بيشتر اين آتشسوزيها را بيتوجه مسافران و بعضا شكارچيان عنوان ميكنند. اما به گفته كارشناسان و محيطبانان پارك ملي گلستان، آتشسوزيهاي اين منطقه و منطقه پيراموني آن يعني جنگلهاي لوه، عمدتا عمدي و از سوي برخي افراد محلي بوده كه پيشتر به دليل تخلفات، توسط جنگلبانان و محيطبانان دستگير شده بودند.
حال پرسش اين است چرا بايد ظرفيتهاي مردمي كه ميتواند بهترين پشتوانه براي حفظ طبيعت و مناطق حفاظت شده باشد، اينچنين در اين گوشه از ايران صرف آتشافروزي و نابود كردن ميراث ملي شود؟ توجه به اين نكته كه پارك ملي گلستان از سال 1384 تاكنون 4 بار دچار آتشسوزيهاي وسيع و ويرانگر شده و هر بار نيز حريق توسط كارشناسان مستقر در منطقه عمدي تشخيص داده شده مويد اين مطلب است كه با وجود همه تلاشهاي فيزيكي كه براي حفاظت از مناطق حفاظت شده و منابع طبيعي صورت ميگيرد، اما نحوه مديريت عرصههاي طبيعي در ايران هنوز هم بعد از گذشت بيش از 4 دهه از ملي شدن جنگلها و مراتع بدون دخالت مردم و به صورت تكبعدي است. در حالي كه اگر از رويكرد مديريت مشاركتي استفاده ميكرديم و مردم محلي را در منافع اين مناطق اعم از درآمد حاصل از پروانههاي شكار، بهرهبرداريهاي صنعتي از جنگل و معادن و... دخالت ميداديم، امروز ميتوانستيم از مردم محلي انتظار مشاركت در حفظ جنگل و مناطق حفاظت شده را هم داشته باشيم.
اما افسوس كه در تمامي اين سالها، تمامي درآمد حاصل از صدور پروانههاي شكار در مناطق حفاظت شده و مناطق آزاد مستقيما به حساب خزانه واريز شده و درآمد ناشي از انواع طرحهاي معدنكاوي و بهرهبرداري از جنگلها نيز عايد شركتهاي دستاندركار طرحها ميشود، بيآن كه سهمي براي مردم محلي در نظر گرفته شود. هر چند پارك ملي گلستان همچون ديگر پاركهاي ملي، تابع قانون ممنوعيت شكار و صيد است، اما واقعيت اين است كه مردم محلي از اين همه مواهب طبيعي كه در داخل پارك ملي گلستان و مناطق پيراموني آن قرار دارد، تاكنون تنها محدوديتهاي شكار و صيد و چرا و سيلهاي ويرانگر و خانمانبرانداز اوايل دهه 80 را كه توسط بهرهبرداران جنگل به آنها تحميل شده، تجربه كردهاند. گلستان را همين امروز بايد دريابيم كه فردا ديگر دير است!
كيهان
«آيا مصر در دست مبارك ميماند؟» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
«دولت مصر حق دارد با تحت الشعاع قراردادن نتايج انتخابات از پيروزي اسلام گرايان جلوگيري كند.» ، «يك انتخابات آزاد و قانوني يك دولت اسلام گرا را در قاهره روي كار ميآورد.» اين دو گزاره دقيق از انتخابات پارلماني مصر است. گزاره اول يك روز قبل از برگزاري دور اول انتخابات در سرمقاله روزنامه دولتي «الاهرام» مصر درج گرديد و گزاره دوم توسط «فتحي سرور» رئيس پارلمان مصر سه روز قبل از برگزاري دور اول انتخابات اخير بيان شد. اين دو گزاره به تنهايي نشان ميدهند كه دولت حسني مبارك به قيمت رسوايي آشكار رژيم مصر از برگزاري واقعي انتخابات جلوگيري كرده است.
دور اول و دوم انتخابات پارلمان مصر در روزهاي يكشنبه 7 و 14 آذرماه برگزار شد. در اين ميان به غير از حزب حاكم- يعني حزب ملي دمكراتيك- هيجده حزب ديگر كه مهمترين آنها چهار حزب اخوان المسلمين، ناصري، الوفد و التجمع بودند در دور اول انتخابات شركت كردند اين در حالي بود كه رژيم مبارك حداقل دوهزار عضو فعال اين گروهها كه شامل يكهزار و چهارصد عضو اخوان المسلمين بود را دو ماه قبل از روز رأي گيري بازداشت و از انجام تبليغات انتخاباتي اين جريان جلوگيري كرد. اين احزاب در دور دوم، انتخابات را تحريم كردند و حزب حاكم به تنهايي با خود رقابت كرد! در مورد اين انتخابات گفتنيهايي وجود دارد:
1- انتخابات مجلس در مصر به خودي خود اهميت ندارد چرا كه رئيس جمهور بعنوان رئيس قوه مجريه مستقيماً اداره كشور را در اختيار دارد و نقش مجلس بسيار محدود است. اما در عين حال حضور گروهها در مجلس از يك سو به معناي قانوني شمردن آنان تلقي ميشود و از سوي ديگر وضعيت احزاب در مجلس- تحت شرايطي- ميتواند در انتخابات رياست جمهوري تأثيرگذار باشد به همين دليل گروههايي نظير اخوان المسلمين در دوره حكومت مطلقه حسني مبارك ترجيح دادهاند كه فقط بخشي از كرسيهاي پارلمان را در اختيار بگيرند تا از يك سو از حساسيت حكومت نسبت به خود بكاهند و از سوي ديگر راه به آينده بگشايند.
2- رژيم مصر در سال هشتاد و چهار شمسي قانون انتخابات را تغيير داد. پيش از اين مجلس ملي- مجلس الشعبي- از ميان چند كانديداي رياست جمهوري يك نفر را برمي گزيد و سپس به رفراندوم ميگذاشت تا مردم با رأي بله يا خير نظر خود را در مورد كانديداي معرفي شده بيان كنند. با تغيير قانون انتخابات، مردم مستقيماً در مورد كانديداهاي رياست جمهوري رأي ميدهند. در سال هشتاد و چهار كه قانون انتخابات تغيير كرد، عدهاي آن را پايان دوره حكومت خاندان مبارك بر مصر ارزيابي كردند ولي عملكرد اين رژيم در انتخابات اخير مجلس اين گمانه زني را باطل كرد و نشان داد حتي كورسويي از برگزاري انتخابات آزاد و مردمي رياست جمهوري در سال آينده وجود ندارد. اين در عين حال عمق بي ريشگي رژيم مصر را هم نشان داد.
3- انتخابات هفتم و چهاردهم آذرماه بدون هرگونه نظارتي انجام شد در انتخابات گذشته هيأت قوه قضائيه كه تركيبي از قضات منصوب مبارك و قضات منتخب مجلس ملي بود بر انتخابات نظارت نيم بندي داشت. اين نظارت با تغيير قانون به «كميسيون عالي انتخابات» كه توسط قوه مجريه تعيين ميشود، واگذار گرديد كه به معناي لغو نظارت است. كميته عالي انتخابات هرگونه استفاده از شعارهاي اسلامي در انتخابات را ممنوع كرد و اين در حالي بود كه اخوان در مصر با شعار «اسلام راه حل است» شناخته ميشود. رژيم مبارك در بسياري از استانها، كانديداهاي نمايندگي مجلس اخوان را به زندان انداخت و برگزاري انتخابات در استانهاي اسكندريه، السويس و اسماعيليه را لغو كرد.
نيروهاي امنيتي در روز رأي گيري دور اول صدوهشتاد و شش عضو اخوان را بازداشت كردند. در استانهاي پورسعيد، دمياط، الشرقيه، البحيره و الا قهليه و شهرهاي سمنود و كفرالزيات و منطقه قنا در جنوب مصر ميان مردم معترض به روند انتخابات و پليس درگيري روي داد كه به كشته شدن حداقل 4 نفر و زخمي شدن بيش از پنجاه نفر منجر شد. در نهايت رژيم مصر پس از پايان شمارش آراء در دور اول اعلام كرد كه هيچكدام از كانديداهاي وابسته به اخوان المسلمين به مجلس راه نيافتهاند!
جمهوري اسلامي
«پشت پرده چرخش دولت تركيه» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
دولت تركيه در اقدامي به ظاهر انسان دوستانه و در واقع منفعلانه براي از سرگيري روابط با رژيم صهيونيستي، هواپيماهاي خود را به اسرائيل گسيل داشت تا در حادثه مهار آتش در جنگلهاي "حيفا" به اين رژيم كمك كنند. اين اقدام به واقع سياسي كه به معناي برداشتن گام نخست از سوي آنكارا براي پايان دادن به سردي روابط ميان تركيه و رژيم صهيونيستي تفسير ميشود، نمايشي بودن سياستهاي ضداسرائيلي خود را آشكار ساخت.
به گزارش خبرگزاريها، بنيامين نتانياهو نخستوزير رژيم صهيونيستي در مكالمه تلفني با رجب طيب اردوغان نخستوزير تركيه از وي به خاطر اعزام دو فروند هواپيماي ويژه براي كمك به مهار حريق در شمال فلسطين اشغالي تشكر كرد و به اين ترتيب با انجام اين مكالمه، رسماً سردي روابط ميان دو كشور كه پس از حمله رژيم صهيونيستي به كشتي امدادرسان تركيه به غزه و كشته شدن چند تن از اتباع اين كشور ايجاد شده بود، پايان يافت. اين درحالي است كه مقامات تركيه پس از حمله خرداد ماه نظاميان اسرائيلي به كشتي حاوي كمكهاي انسان دوستانه تركيه با احضار سفير خود از تل آويو، مقامات رژيم صهيونيستي را ملزم به عذرخواه از مردم و دولت تركيه كرده بودند.
در تجزيه و تحليل اين اقدام شگفت انگيز و واپسگرايانه كه گامي در جهت مخدوش كردن وجهه ضداسرائيلي اخير تركيه محسوب ميشود، دقت در نكات و ظرايف زير ضروري بنظر ميرسد:
1 - تركيه يك كشور عضو پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) است و براساس تعهداتي كه امكان سرباز زدن از آن براي مقامات تركيه وجود ندارد، ملزم به در اختيار قرار دادن پايگاههاي متعدد نظامي از جمله اينجرليك و تبعيت از سياستهاي ابلاغي آمريكا و متحدان اروپايي اين كشور ميباشد.
واقعيت اينست كه براي مقامات دولت تركيه هر چند كه اسلامگرا نيز باشند، امكان تخطي از استراتژي ناتو كه خود را موظف به حمايت از موجوديت غيرقانوني و غاصبانه اسرائيل ميداند، وجود ندارد. از اين رو مواضع ضداسرائيلي آقاي اردوغان در ماههاي اخير را اگر نوعي كار تبليغي براي در اختيار گرفتن افكار عمومي مسلمانان تركيه و مسلمانان جهان ندانيم، بايد برخاسته از مواضع شخصي او تلقي كنيم كه امكان اجرايي شدن آن در چارچوب تعهدات كلي رژيم لائيك اين كشور كه يكي از اعضاي متعهد ناتو ميباشد، وجود ندارد و صرفاً جنبه شخصي و تبليغاتي خواهد داشت. اينكه اردوغان خطاب به سران رژيم صهيونيستي اعلام كند "برقراري روابط ميان دو كشور بدون عذرخواه رسمي از آنكارا و محاكمه عاملان حمله به كشتي امدادرسان به غزه وجود ندارد" و "اگر اسرائيل بار ديگر به لبنان و غزه حمله كند تركيه پاسخي نظامي به تل آويو خواهد داد كه تاكنون مانند آن را نديده باشد" بايد صرفاً در چارچوب تمايلات شخصي او به عنوان يكي از شهروندان تركيه و نه رئيس يك دولت تلقي گردد كه از بسياري از اختيارات لازم به دليل وابستگيهاي تركيه به ناتو و حاكميت ارتش و ژنرالها بر اين كشور محروم است و متأسفانه ماهيت عميق روابط تركيه و ناتو آنچنان هويت اسلامي تركيه را مخدوش كرده و در معرض تهديد قرار داده كه سياستمداران مسلمان اين كشور قدرت تعيين و اجراي جهتگيريها و سياستهاي كلي كشورشان را ندارند.
2 - از روابط تركيه و رژيم صهيونيستي همواره به عنوان يك رابطه "استراتژي و "پيچيده" نام برده ميشود كه ريشههاي اصلي و ديرينه آن به همكاريهاي گسترده نظامي و امنيتي باز ميگردد، حتي زماني كه تنشهايي بين كشور بوجود آمده، كاملاً سطحي و مقطعي بوده است.
تركيه و رژيم صهيونيستي 60 سال پيش درحاليكه مسلمانان و كشورهاي خاورميانه و اسلامي با شكل گيري رژيم غاصب صهيونيستي و توسعه طلبيهاي آن مخالفت ميكردند، با يكديگر رابطه برقرار كردند و حكومت تركيه از سال 1328 بر اثر فشار آمريكا، رژيم صهيونيستي را با اين توجيه كه رابطه با رژيمي كه در سازمان ملل پذيرفته شده، در زمره نيازهاي حقوق بين الملل است، به رسميت شناخت و در بالاترين سطح با آن روابط استراتژيك برقرار كرد و اين رابطه هيچگاه تحت الشعاع تحولات خاورميانه قرار نگرفت.
رسالت
«گفتگو براي روشنگري» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
ديروز سعيد جليلي دور تازهاي از گفتگوها را در ژنو با 1+5 آغاز كرد. وي در تير ماه سال جاري طي نامهاي به اشتون رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا ادامه گفتگوها را منوط به پاسخ صادقانه به سه سئوال زير كرد.
1- هدف از گفتگوها براي تعامل و همكاري است يا ادامه دشمني و تقابل با حقوق ملت ايران؟
2- آيا به منطق گفتگو كه لازمه آن اجتناب از هر گونه تهديد يا فشار است التزام خواهيد داشت؟
3- براي روشن شدن مباني مشترك گفتگو، نظر صريح و روشن شما درباره سلاحهاي هستهاي رژيم صهيونيستي چيست؟
ايران يك روز قبل از گفتگوها با اعلام خبر توليد انبوه كيك زرد هستهاي، اين پيام را به 1+5 داد كه در رسيدن به حقوق ملت ايران ذرهاي غفلت ندارد. 8 روز قبل از گفتگوها ترور دو دانشمند هستهاي توسط جوخههاي مرگ 1+5 اين پيام به ايران رسيد كه هدف گفتگوها تعامل و همكاري نيست بلكه تداوم دشمني و تقابل با حقوق ملت ايران است.بنابراين غرب به سئوال اول با ادامه خصومت و پرهيز از تعامل و همكاري پاسخ روشن داد.
غرب در پاسخ به سئوال دوم جمهوري اسلامي ايران در خصوص منطق گفتگو از مدتها پيش با صدور قطعنامههاي شوراي امنيت پاسخ روشن داشت. اما در آستانه گفتگوهاي تازه يك پاسخ جديد هم داشت و آن اين بود كه به "تهديد" و "تحريم" مقوله "ترور" را هم اضافه كرد. لذا عدم التزام خود به منطق گفتگو را هم اعلام كرد.
اما در خصوص سئوال سوم كه اعلام نظر صريح و روشن در خصوص سلاحهاي هستهاي رژيم صهيونيستي است، ما با يك منطق دوگانه روبهرو هستيم و آن اينكه سلاح هستهاي براي 1+5 به علاوه رژيم صهيونيستي آري، براي ديگر كشورها بويژه ايران هرگز. آنها به اين پاسخ يك تبصره هم اضافه كردهاند و آن تبصره اين است نه تنها سلاح هستهاي براي ايران هرگز، بلكه فناوري صلحآميز هستهاي هم هرگز!لذا گفتگوها فاقد مباني مشترك است.
با اين همه اختلاف در علايق دو طرف، اين سئوال مطرح است كه چرا غرب اين قدر اصرار و اشتياق براي گفتگو دارد و به همان ميزان جمهوري اسلامي پرهيز از گفتگو ندارد. غرب گفتگو براي گفتگو را جهت گرفتن امتيازات بيشتر در دستور كار خود دارد اين استراتژي در دولت اصلاحات مقداري جواب داد. اما با آمدن دكتر محمود احمدينژاد در دولت نهم ودر پاسخ به شعار مردم "انرژي هستهاي حق مسلم ماست" به اين سياست پايان داده شد و از موضع عزت و با تكيه به دستاورد دانشمندان هستهاي ايران زمين، بدون دعوت قبلي، جمهوري اسلامي وارد باشگاه هستهاي جهان شد. از آن زمان تاكنون گامهاي بزرگي برداشته شده است و نيازهاي علمي و عملي ما در زمينه فناوري هستهاي به همت مسئولان يكي پس از ديگري بر طرف شده است. آژانس به صلح آميز بودن روند فناوري هستهاي ايران شهادت داده است و جهان به مظلوميت ملت ما و ستم و
زياده خواه قدرتهاي جهان پي برده است. به همين دليل جنبش
غير متعهدها و كنفرانس اسلامي منطق برخورد غرب با ايران را نپذيرفتند و بارها از حق هستهاي ايران دفاع كردند.
مردم سالاري
«راز ماندگاري عاشورا» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم سيدرضا اکرمي است كه در آن ميخوانيد:
1- محرم سال 1432 فرا رسيد، که محرم آغازين ماه سال قمري ميباشد و با آمدن ماه محرم سال قمري ورق ميخورد و از 1431 به 1432 تبديل ميشود و بدين جهت عاشورايي جديد فرا ميرسد و به «1371» سال ميرسد و با نو شدن سال و ماه و عاشوراي نو، گويا همه چيز تجديد ميشود و فرصتي فرا ميرسد تا درباره نهضت ويژه و استثنايي تاريخ در اسلا م و جهان و به ويژه تشيع يعني عاشوراي حسيني گفتگو شود وبراي معرفي آن گامي به جلو نهاده شود و تکريم و تجليل نوين از اين حماسه و نهضت و انقلا ب و ثوره، به عمل آيد; گوارا باد بر عاشورائيان و تسليت باد بر حسينيان.
2- قرآن کتاب اله است که هرچه بيشتر مورد تجليل و تحليل و تلا وت قرار ميگيرد بر طراوت و شادابي و تازه بودن آن افزوده ميگردد «ما بال القرآن لا يزاد علي الدرس و انشر الا غضا، امام ششم» و اينگونه است نهضت حسيني، که هرچه درباره آن بحث و گفت وگو و مناظره و مباحثه ميشود هرگز از شگفت بودن و معنوي بودن و اله بودن آن کاسته نميشود و در هر زمان و همه زمان تازه و شگفت آور است که رسول خدا فرمود «ان لقتل الحسين حراره في قلوب المومنين لا تبردابدا»
شهادت حسين بن علي، شور و شعاري دارد که سرد شدني نيست و حضرت فرمود «ان دمي لا يسکن ابدا» خون من آرام و قرار نخواهد داشت و در تاريخ جرياني مستمر و پايدار خواهد بود و معجزه بودن هر دو کلا م روشن است.
3- راز ماندگاري عاشورا تا حال و براي آينده، خدائي بودن نهضت و براي خدا بودن و تثبيت و تداوم دين پيامبر اسلا م «ان کان دين محمد لم يستقم الا بقتلي فياسيوف خذيني» ميباشد وهرچيزي «از فکر و فقه و فلسفه تا دين و عقيده و مذاهب و مسلک» براي خدا باشد ماندگار خواهد «کل شي هالک الا وجهه، کل من عليها فان و يبقي وجه ربک ذوالجلا ل و الا کرام، الرحمن27» ماند و جاودانه «وجعلها کلمه باقيه في عقبه لعلهم يرجعون، زخرف» خواهد گشت.
4- همه ميگويند چند موضوع در مذهب تشيع وجود دارد که آن را جهاني ساخته است که مبعث پيامبر، مکتب اسلا م وي، عاشوراي حسين، غدير خم، قرآن در «بين الدفتين» و انتظار مواردي از اين مقوله ميباشند، راز ماندگاري و جهاني شدن «عاشورا» در حق و عدل، توحيد و وحدت، ايثار و فداکاري، اخلا ص و اخلا ق، سالا ر شهيدان حسين بن علي و اصحاب و ياران و کارنامه جامع و جاذب اين نهضت است. بعثت و غدير و عاشورا با انتظار عجين شده و پيوند روحي و فکري و عقيدتي وحماسي بين اين واژهها و انديشههاي آنها وجود دارد.
5-حادثهاي در سال 60 و61 قمري در جغرافياي حجاز و عراق و شامات به وجود آمد ولي به تدريج طول و عرض و عمق جغرافيا و تاريخ را در نورديد و دلها را دگرگون ساخت و شعاع کربلا ي حسيني همه جا را روشن ساخته و همگان ميبينند با عناوين سوم شعبان، عاشورا، اربعين، شب جمعه، جمعيت ميليوني برگرد حرم و مرقد و قبر شش گوشه امام وارد ميشوند وامام ششم فرمود در صورت دسترسي نداشتن به قبر و حرم امام حسين عليه السلا م هر روز روي به قبله نموده و سه بار بگو «صلي الله عليک يا ابا عبدالله» که امام حسين هر روز در انديشه و عمل و عقيده و زبان هر علا قمند و ارادتمند باشد.
تهران امروز
«توليد علم اولويت جنبش دانشجويي» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم دكتر عبد الصالح جعفري است كه در آن ميخوانيد:
16 آذر كه به نام روز دانشجو شناخته ميشود، دو محور اساسي را دنبال ميكرد. يكي مبارزه با استعمار و ديگري مبارزه عليه استبداد.
كساني كه فعاليتهاي سياسي شان در 16 آذر سال 1332 منجر به شكل گيري اين اعتراض شد، در خيزش اعتراضآميز خود عليه دولت شاه و مهمترين حامي و پشتيبان آن يعني آمريكا، مبارزه با استبداد و استعمار را در تاريخ ثبت كردند. آذر سال 32، به لحاظ زماني و تاريخي، چند ماه بعد از كودتايي است كه كودتاگران آن را موفق ترين و ارزان ترين كودتاي سياسي در جهان ميدانستند.
طي فرآيند كودتا علاوه بر ساقط كردن دولت ملي ايران، همه گروهها و نيروهايي كه در شكلگيري دولت ملي مصدق نقش داشتند نيزسركوب شده بودند. بر همين اساس كودتاگران و عوامل داخلي آن تصور نميكردند كه در چنين شرايطي صداي اعتراض كسي بلند شود. بر اين اساس و با اين فرض كه در ايران همه چيز آرام شده و صداي اعتراضي وجود ندارد، نيكسون معاون رئيسجمهور آمريكا به ايران ميآيد تا در جشن كودتا شركت كند.
در چنين شرايطي ما شاهد خيزش دانشجويان هستيم كه منجر به حادثه 16 آذر ميشود. حادثهاي كه نماد مبارزه با استعمار و استبداد شد. شعار اصلي و محوري كه در اين خيزش ضد استعماري و ضد استبدادي مشهود است، استقلال و آزادي است كه يكي مسئله استعمار را هدف قرار داده و ديگري موضوع استبداد داخلي را. در حقيقت اين دو شعار
دو ضلع مثلث براندازانه رژيم شاه است كه 10 سال بعد با آغاز نهضت امام خميني، ضلع سوم آن يعني «اسلاميت» هم به آن اضافه ميشود.
خيزش و اعتراض دانشجويان طي سالهاي بعد قشرهاي مختلف جامعه را در گير ميسازد و در فرآيند مبارزات مردم ايران عليه نظام استبداي پهلوي، در سال 57 در قالب شعار استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي متجلي ميشود. جنبش دانشجويي ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي هم در تحولات سياسي- اجتماعي نقش آفرين بوده است. با اين تفاوت كه از نقطه ثقل و تمركز خارج شده است.
ابتكار
«عصر علنيت» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن ميخوانيد:
تنها چند هفته کافي بود تا وب سايت” ويکي ليکس” به آن ميزان از شهرت برسد که در کنار ويکي پديا به معروفترين ويکيهاي جهان تبديل شوند . ويکي ليکس، با انتشار اسناد محرمانه وزارت خارجه آمريکا ، خشم کشورهاي مختلف را برانگيخته است و البته متناسب با ماهيت اسناد، واکنشهاي متفاوت و متناقضي را در پي داشته است .
طي روزهاي گذشته، پيرامون اصالت يا غير واقعي بودن اين اسناد و نيات طراحان در داخل کشور، سخن بسيار گفته شد و قلم فرسايي فراوان صورت پذيرفت . هر کس به سليقه خود و متناسب با برداشت خود، اقدام به تحليل پديده ويکي نمود . اکنون فارغ از داوري در خصوص محتوا و اهداف طراحان، نيم نگاه به واقعيت برآمده از جريان رسانهاي ويکي ليکس خواهيم انداخت و به نکاتي اشاره خواهد شد.
نکته اول: پديده” ويکي ليکس” حکايتگر، انقلاب صورت پذيرفته در نظام ارتباطي ميباشد و نشانگر قدرت سايبري است و اينکه ديگر هيچ اطلاعاتي در جهان ديجيتالي، قابل پنهان ماندن نيست . شايد در تاريخ بشر، هيچ چيز بهاندازه اينترنت دنيا را به اين سرعت تغيير نداده باشد. شبکهاي که در کمتر از بيست سال، حدود دو ميليارد کاربر را به خود اختصاص داده است و به صورت آن لاين و در لحظه، آنها را به هم مرتبط ميسازد.
اينترنت که اکنون با سرعت غير قابل تصور در حال گسترش است، توانسته است همه عرصههاي زندگي از سياست تا اقتصاد، از خانواده تا فرهنگ و هنر و علم را شامل شود نکته دوم: تاکنون پيچيدگي و رازداري دو اصل مهم حاکم بر ديپلماسي کشورها بود اين دو اصل خود اصل سومي را به صورت نانوشته توليد ميکردند و آن تفاوت سياستهاي علني با سياستهاي اعمالي است . بسياري کشورها که در سياستهاي علني دوست نشان ميدهند ، در سياستهاي اعمالي دشمن و به دنبال توطئه عليه همديگر هستند .
گاه هم ديده ميشود، کشورهايي که در ظاهر رودر رو ميباشند و سياست علني آنها بر دشمني استوار است اما در سياستهاي اعمالي، نقش دو دوست را ايفا ميکنند و به صورت پنهان بر سر منافع مشترک متحد ميباشند . بنابراين رازداري و پيچيدگي دو اصلي است که ضمانت حفاظت از تفاوت سياستهاي علني و اعمالي را عهده دار هستند .
اکنون با پديده” ويکي ليکس” اين اصول نقض گرديده است و دوگانگي سياستهاي کشورها به چالش گرفته شده است. در نتيجه از اين به بعد، شاهد تحول در چگونگي روابط کشورها خواهيم بود و بايد انتظار سياست، آشکارسازي به جاي سياست پنهان کاري را داشت . به نظر نگارنده اين تحول آنچنان خواهد بود که ميتوان، عصر کنوني را عصر”علنيت” نام گذاري کرد. شايد اغراق نباشد اگر بگوئيم تمامي کشورها ميل به پليسي کردن اطراف خود دارند چيزي که بعد از واقعه 11سپتامبر به سرعت رخ داد .
آفرينش
«مردم و انتظارات از حمل و نقل عمومي» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
مردم کشور و بويژه شهرهاي بزرگ در چند هفته اخير با اضطراب و نگراني اخبار آلودگي هوا را دنبال ميكنند و از اينکه اينک جدا از تهران، اصفهان نيز به مدار شهرهاي نياز به تعطيلي افزوده شده نگرانند.
در اين حال آنچه اينک مهم است وضعيتي است که مردمان شهرهاي بزرگ در ان گرفتار شده و را ه حلي نيز براي آن تاکنون يافته نشده است در اين حال هرچند در سالهاي اخيردولت همواره براي کاهش و کنترل آلودگي هواي تهران طرحهايي مثل تقويت حمل و نقل عمومي را ارائه کرده و نهاد هاو بخشهاي گوناگوني نيز مردم را تشويق به استفاده از وسائل حمل و نقل عمومي براي کاهش ترافيک وآلودگي تهران کرده اما اين تشويقها و سياستها نه تنها از دامنه استفاده از وسائل شخصي نکاسته بلکه همچنان روند روبه رشدي را در مورد استفاده از وسائل شخصي باعث شده است.
در اين بين از يک سو اگر به اهميت حمل و نقل عمومي نگاه داشته باشيم در مييابيم که تجربه دنيا نشان ميدهد كه براي ريشه كن كردن معضل ترافيك و آلودگي هوا راهكار و سياست بنيادين و اصلي، توسعه و گسترش حمل ونقل عمومي بويژه حمل ونقل ريلي امري مهم در راستاي حل معضلات ترافيکي و آلودگي هوا بوده است.
در اين حال بايد اضافه کرد که اينک نيز بيش از 80درصد آلودگي هواي شهري همانند تهران ناشي از حركت خودروهاست خود روهايي که بيش از هر چيزي بنا و بر اساس ناکافي و نامطمئن بودن وسائل حمل و نقل عمومي است که به راه ميافتندو معادله آلودگي و ترافيک در شهرهايي نظير تهران را مداوم تکرار ميکنند در اين حال آنچه در شهرهاي بزرگ ما وجود نداشته است شبكهاي منسجم از وسايل نقليه عمومي بوده تا شهروندان خود و به دلخواه سفري سريعتر، ارزانتر و ايمن تر را با وسايل نقليه عمومي بر سفر با خودرو شخصي ترجيح دهند چرا که زماني که شهروندي بنا به مسئوليتهاي اخلاقي و شهروندي خود در شهري نظير تهران رو به استفاده از وسائل حمل و نقل عمومي ميآورد کمبودهاي اساسي و مشکلات چند لايه آن نظير کمبود وسائل ,ناکافي بودن آن و عدم دسترسي ان به بسياري از مناطق شهر را مشاهده کرده و اين گونه است که نگاه وي بيش از هر چيزي به استفاده از وسائل حمل و نقل شخصي معطوف ميشود يعني دور باطلي که تنها به دليل ناتواني سيستم حمل و نقل عمومي بسياري را ناگزير ميکند تا در سايه اين مشکل رو به استفاده از خودروهاي شخصي بياورندو روز به روز نيز در کنار ناکارآمدي حمل و نقل عمومي بر ترافيک و آلودگي در شهري نظير تهران بيافزايند .
آرمان
«آقاي يوسفيانملا شما چرا؟ / يک پيشنهاد وچند نکته» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم نعمت احمدي است كه در آن ميخوانيد:
شنيدن بعضي مطالب ازسوي افرادي که درآن رشته تخصصي ندارند و اظهارنظرشاق و شاذي ميکنند را با اغماض ميتوان به لحاظ بي اطلاعي آنان ازاصل مطلب ناديده گرفت، هرچند افرادي که داراي پست و عنوان خاصي ميشوند حداقل بايد به اعتبارپست و مقام خود، اگرچه درموضوعي تخصص ندارند، ازاظهارنظرغيرتخصصي خودداري نمايند،
اما اين نظرآقاي عزتالله يوسفيانملا يکي از قضات با سابقه دادگستري که مدتي مسئوليت آموزش حين خدمت قضات دادگستري استان تهران را برعهده داشت و با تکيه برهمين تخصص خود با رأي مردم آمل به مجلس شوراي اسلامي رفت و هم اکنون عضو کميسيون برنامه و بودجه مجلس شوراي اسلامي و نماينده قوه مقننه درستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي است، نگارنده با همه علاقهاي که به سوابق قضائي، خصوصاً مديريت ايشان دردوره تصدي آموزش حين خدمت قضات دادگستري تهران داشتم نتوانستم قلم را به دست نگيرم و ازايشان نه به عنوان نماينده مجلس بلکه هنوز به عنوان قاضي دادگستري سئوال کنم با کدام قانون؟ به گزارش خبرگزاري مهر آقاي يوسفيانملا اعلام داشتهاند... دستگاه قضائي و مسئولان اجرايي کشوربايد براي افراد و عوامل سازمان يافتهاي که قصد برهم زدن و تخريب دراجراي طرح هدفمند کردن يارانهها را دارند، مجازات اعدام درنظربگيرند، همچنين عزت اله يوسفيان ملا اظهارداشت: طرح هدفمند کردن يارانهها درکشورمان به يک قانون تبديل شده و دراجراي اين طرح و قانون نوپاي کشور، دستگاههاي نظارتي نظيرتعزيرات حکومتي، دادگاههاي عمومي و انقلاب و اصناف درنظارت و بازرسي ازواحدها نقش تعيين کننده و وظيفه مهمي دارند، يوسفيانملا با بيان اينکه اجراي طرح هدفمند کردن يارانهها مسأله عدالت و شعاراصلي نظام است تصريح کرد، اين طرح با موجوديت بخش اقتصادي گره خورده و نميتوان اين بخش ازنظام را فراموش کرد.
دراجراي اين طرح مهم و انقلابي، نبايد به خاطرچند نفررفاه طلب و فرصت طلب که قصد اختلال و بي نظمي دارند کوتاه آمد بلکه بايد با آنان قاطعانه برخورد کرد و حتي مجازات اعدام را براي آنان به مرحله اجرا گذاشت.
دنياي اقتصاد
«انشاءالله كار به فرسايش نكشد» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق جنانصفت است كه در آن ميخوانيد:
1- محمود احمدينژاد، رييسجمهور، در آخرين گفتوگوي خود با رسانهها – و در حالي كه انتظار ميرفت جزئيات بيشتري درباره قانون هدفمندكردن يارانهها ارائه دهد- درباره زمان شروع اجراي كامل اين قانون پاسخ روشني نداد.
شايد مجموعه دولت در تاخير اجراي هدفمند كردن يارانهها دلايل نيرومندي دارد كه ترجيح ميدهد آن را فعلا با شهروندان در ميان نگذارد، اما واقع اين است كه اين رويداد، روزگار كسبوكار و معيشت شهروندان را ناشفاف و سردرگم كرده است.
2- رحيم ممبيني، معاون بودجه معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي نيز روزگذشته و در جمع خبرنگاران در پاسخ به اين پرسش كه چرا دولت قانون الزام ارائه لايحه بودجه تا نيمه آذرماه را بازهم رعايت نكرده، گفته است: «ميدانيد بودجه ارتباط تنگاتنگي با برنامه پنجم توسعه دارد، ضمن اينكه ماده 199 برنامه كاملا به بودجه ارتباط دارد؛ بنابراين تا زماني كه تكليف آن روشن نشده بود دولت نميدانست چه اقدامي كند» و در پاسخ به پرسش ديگري نيز گفت: «... منابع ناشي از هدفمند كردن يارانهها در بودجه سال آينده هنوز قطعي نشده است...» .
3- وزير كار و امور اجتماعي نيز روزگذشته در جلسه شورايعالي اشتغال گفته است: «... جمعبندي نهايي درباره نرخ بيكاري تابستان 1389 وجود ندارد... دليل اعلام نشدن نرخ بيكاري تابستان امسال را نميدانم و بايد از مسوولان پرسيد...» .
4- بانك مركزي ايران در آخرين آماري كه از شاخصهاي كلان اقتصادي ايران در نشريه نماگرهاي اقتصادي منتشر كرد، نرخ رشد توليد ملي، نرخ رشد توليد صنعتي و تغييرات مربوط به سرمايهگذاري ثابت در بخشهاي اقتصادي را اعلام نكرده و جاي آنها را خالي گذاشته است... آخرين آمار اعلام شده درباره نرخ رشد توليدات صنعتي و توليد ملي مربوط به نيمه اول 1387 بوده و هنوز عدد رسمي از تحولات پس از آن به اطلاع افكار عمومي نرسيده است.
5- مجموعه رويدادها، اخبار و گزارشهاي ياد شده در بندهاي 1 تا 4 اين نوشته نشان ميدهد كه بهرغم همه خوشبينيهاي دولت و البته انتقادهاي كارشناسان و منتقدان درباره فضاي كسبوكار ايران در دوره اخير، ابهام و ناشفافي جايگاه ويژهاي دارد. مساله مهم در چنين فضايي، سرگرداني و سردرگمي فعالان اقتصادي، صنعتي، بازرگاني و اكثريت شهرونداني است كه بايد دخل و خرج خود را براي يكسال بعد تنظيم كنند.
جهان صنعت
«درآمدهاي مالياتي و بودجه» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم پويا نعمتالله است كه در آن ميخوانيد:
اساسا در تعريف سياستهاي مالياتي چند وظيفه را براي اصلاح و تعديل اين سياستها موردنظر قرار ميدهند. از آن جمله ميتوان به:
- برقراري جريان درآمدي مناسب (با هدف بهبود کسريهاي تراز پرداخت و تامين مالي هزينههاي دولتها)
- کاهش تاثيرگذاري هزينهاي ماليات (به شيوهاي که باعث اختلال در فرآيند رشد و رفاه نشود و کاهش چشمگيري را به درآمدهاي واقعي افراد تحميل نکند)
- کاهشپذير بودن بار ماليات در نزد خانوارهاي صاحب درآمد اندکتر و بالاخره سادهبودن ساختار مالياتگيري در عين نظاممند بودن آن اشاره کرد.
صندوق بينالمللي پول در يکي از گزارشهاي سالانه خود پيشنهاد کرده بود که ايران براي تقويت هرچه بيشتر اوضاع مالي و اقتصادياش به ويژه در ميانمدت بايد ميزان هزينه و نرخ بهره را کاهش دهد، يارانههاي مشخص را از ميان ببرد، افزايش ميزان ماليات را به اجرا درآورده و نظام پرداخت ماليات را سروسامان دهد.
موضوع ماليات بر ارزشافزوده و همچنين واکنش شديد برخي اقشار کشور از جمله بازاريان نسبت به آن به روشني نشان داد که چه ديدگاه معوجي درباره مفاهيم اقتصادي نزد فعالان اقتصادي در کشور (خصوصا همان قشري که بيشترين اعتراض را به اين مساله داشتند) وجود دارد.ميدانيم کاهش دريافت ماليات موجب افزايش شيب تقاضاي کل ميشود به اين ترتيب که مصرفکنندگان در واقع بخش اندکتري از درآمد خود را از دست داده و از اين منظر، قاعدتا درآمد شخصي کل در سطح اقتصاد نيز بيشتر خواهد شد.
دقت داريم که ماليات را يکي از مهمترين و موثرترين ابزارهاي سياست مالي در اقتصاد تلقي ميکنند (ديگر ابزار موثر سياست مالي، مخارج دولت است).
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


