صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

کد خبر: ۱۳۴۳۲۰
| |
5424 بازدید
جام جم

«سياست تحريم‌ها؛ بي‌تأثير يا موثر» عنوان يادداشت روز روزنامه جام جم به قلم محمد صفري است كه در آن مي‌خوانيد:
از هنگامي كه تحريم‌هاي شوراي امنيت ملي تصويب شد و پس از آن آمريكا به طور يكجانبه اقدام به اعمال تحريم كرد، همواره بر اين نكته تاكيد مي‌شد كه تحريم‌ها كارساز نخواهد بود و تأثيري بر ايران نخواهد داشت. اين اظهارات از سوي مقامات آمريكايي و اروپايي مطرح مي‌شد.
در همان هنگام تحليل‌ها روي اين نكته سوار بود كه گزينه پس از تحريم‌ها چيست؟

غرب و آمريكا تحريم‌ها را اعمال كرده‌اند و هنوز چندي از روي آن نگذشته، اعلام مي‌كنند كه تحريم‌ها عليه ايران كارساز نخواهد بود. هم‌آوايي رژيم صهيونيستي در اين راستا نيز قابل تامل بود. آنها با زير سوال بردن تأثير تحريم‌ها از همان ابتدا، اصرار بر گزينه بعدي يعني اقدام نظامي عليه ايران را داشتند. اما به خاطر بسياري از پارامترها اين سياست عليه ايران كارساز نشد و سياست بي‌تأثيري تحريم‌ها رنگ و روي خود را باخت تا اين كه اين سياست به سياست تأثير تحريم‌ها بر جمهوري اسلامي ايران تبديل شد.

گرچه تحريم‌ها آن‌گونه كه غرب تصور داشت بر ايران تأثير نداشته است و مسئولان كشورمان بارها تاكيد كرده‌اند كه تمهيدات لازم را براي مقابله با تحريم‌ها در نظر گرفته‌اند، نكته مهم، دريافت‌هاي اجتماعي از اين تحريم‌هاست كه نشان مي‌دهد مردم نيز تحريم‌ها را احساس نكرده‌اند.

اما تغيير لحن مقامات آمريكايي، با اظهارات ويليام برنز معاون وزير خارجه آمريكا آغاز شد. وي مدعي شد كه تأثير تحريم‌ها عليه ايران آشكار مي‌شود. اين اظهارات هنگامي مطرح مي‌شود كه سياست بي تأثيري تحريم‌ها شكست مي‌خورد. سياستي كه در پي تبليغ بي‌تأثيري، با گزينه نظامي مدنظر خواهد بود. اما اين سياست تهديد و ارعاب كارايي نداشت و اكنون جنگ رواني تأثير تحريم‌ها عليه ايران آغاز شده است. روز گذشته نيز رئيس دستگاه ديپلماسي آمريكا در ادامه پيگيري سياست «تأثير تحريم»  مدعي شد كه تحريم‌ها عليه برنامه هسته‌اي ايران تأثير داشته و اكنون اين كشور با مشكلاتي در حوزه هسته‌اي روبه‌روست.

هيلاري كلينتون ادعا كرده كه ايران از تحريم‌ها رنج مي‌برد و به همين خاطر به پاي ميز مذاكره بازگشته است. با وجود اين كه فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران همچنان بر مسير پيشرفت در حال حركت است و بدون توجه به بحث تحريم‌ها كه به منظور تأثيرگذاري بر فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي ايران به راه خود ادامه مي‌دهد، سياست تبليغ تأثير تحريم‌ها عليه ايران نيز همچون سياست بي‌تأثير تحريم‌ها با شكست همراه خواهد بود.


كيهان

«ژنو 3 و نسخه مذاكراتي 1+5» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن مي‌خوانيد:
در آستانه مذاكرات ژنو 3، هيچ سوالي مهم تر از اين نيست كه طرف غربي با چه سناريويي پاي ميز خواهد آمد؟ ظرف 3 ماه گذشته بحث هاي بسيار متنوعي در اين مورد مطرح شده است. اگرچه قاعدتا رسانه ها و مقام هاي غربي مامور بوده اند دست مذاكره كنندگان خود را رو نكنند، اما تقريبا نكته اي نيست كه ناگفته مانده باشد. اگر بنا را بر اين بگذاريم كه 1+5 در وهله اول دشمن ايران است نه يك طرف قابل احترام مذاكراتي، آن وقت اين قاعده صادق خواهد بود كه حمله به دشمن در يك جنگ، حمله به استراتژي دشمن است. پس ضروري است ببينيم كه استراتژي 1+5 در مذاكره با ايران چيست؟طرف هاي غربي به خيال خود در چهارچوب يك فرايند از پيش طراحي شده وارد مذاكرات ژنو مي شوند.

نوع نگاه آنها به موضوع اينگونه است كه ايران يك دور داخل شوراي امنيت و چند دور خارج شورا تحريم شده و حالا نوبتي هم باشد، نوبت مذاكره است. ريشه اين نوع نگاه هم آن است كه طرف غربي تصور مي كند بدون مذاكره، تحريم به عنوان روشي كه بناست محاسبات ايران را تغيير بدهد، كارايي نخواهد داشت. مجموعه سناريويي كه 1+5 براي مذاكرات ژنو طراحي كرده، مبتني بر اين مفروض است كه 1+5 در تعامل خود با ايران بايد راهبرد دو مسيره را حفظ كند و هيچ جايگزيني براي آن وجود ندارد.

بر اين مبنا و بر اساس همه آنچه تا كنون در منابع گوناگون گفته شده مي توان سناريوي ذهني مذاكره كنندگان 1+5 را به شكلي كه در زير مي آيد بازسازي كرد. منتها قبل از رسيدن به اصل بحث تذكر اين نكته لازم است كه طرف اصلي ايران در واقع 1+5 نيست بلكه آمريكاست و لذا وقتي ما از يك استراتژي يا سناريوي طراحي شده براي مذاكرات سخن مي گوييم، در واقع در حال بازخواني نيات و برنامه هاي آمريكا هستيم، والا كسي در اين ترديد ندارد كه اگر آمريكا دست از بهانه جويي و كينه توزي عليه ايران بردارد، مدعي ديگري در ميان نخواهد ماند. يك خلاصه از نسخه از پيش نوشته شده اي كه كاترين اشتون آن را به مذاكرات ژنو خواهد آورد، مي تواند شامل عناصر زير باشد. اين عناصر در واقع اهداف غرب از مذاكرات را در بر مي گيرد.

1- ارزيابي ميزان تأثير فشارها بر ايران. بدون شك، نخستين هدف گروه 1+5 در مذاكرات ژنو3 اين است كه ميزان تأثير تحريم ها بر ايران و اين نكته را كه آيا ايران در اثر فشار ناشي از تحريم ها، تعديلي در مواضع و خطوط قرمز خود ايجاد كرده يا نه را ارزيابي كنند. فراموش نكنيم كه در «راهبرد چند گزينه اي اوباما»  بنا بود تحريم با ابزارهاي فشار ديگر مانند ايجاد يك تهديد معتبر نظامي، عمليات اطلاعاتي (مانند ترورهاي اخير) و حمايت از جريان فتنه در ايران تركيب شود و نهايتا بر محاسبات استراتژيك ايران درباره برنامه هسته اي اش تأثير بگذارد. آمريكا در 6 ماه گذشته تلاش كرد يك تركيب نصفه و نيمه از اين گزينه ها بوجود بياورد، اگرچه غربي ها خود اعتراف كرده اند محصول نهايي چندان چنگي به دل نمي زند. گروه 1+5 اكنون مي آيد تا ببيند كه اين راهبرد تأثيري بر مواضع ايران گذاشته است يا نه.


جمهوري اسلامي

«نمايش انتخابات در مصر» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:
امروز دور دوم انتخابات مجلس مصر درحالي برگزار مي‌شود كه معدود احزاب معارضي كه در دور نخست انتخابات شركت كرده بودند دور دوم را تحريم كرده اند. با اين رخداد، در واقع، امروز حزب حاكم به خودش رأي خواهد داد و انتخابات اين دوره رژيم مبارك، به نمايشي مضحك‌تر و مفتضح‌تر از گذشته تبديل خواهد شد.

دور نخست اين به اصطلاح انتخابات، در روز يكشنبه گذشته برگزار شد و حزب حاكم با يك طرح از پيش برنامه‌ريزي شده و كاملاً يكسويه و همراه با تقلب گسترده، 5/94 درصد كرسي ها، يعني 209 كرسي از مجموع 221 كرسي را از آن خود كرد. قرار است امروز تكليف بقيه كرسي‌ها مشخص شود كه با خالي شدن ميدان، قبضه كردن اين كرسي‌ها توسط حزب حاكم كاملاً قابل پيش بيني است.

اين انتخابات آنچنان ساختگي بود كه اكثريت عظيم مردم مصر، يعني حدود 85 درصد از شركت در آن خودداري كردند و اين انتخابات تنها با حضور 15 درصد راي دهندگان برگزار شد كه بدون ترديد يك رسوايي بزرگ براي رژيم حسني مبارك است.

دو گروه اخوان المسلمين والوفد كه در دور نخست شركت كرده بودند در آستانه برگزاري دور دوم اعلام كردند به دليل تقلب گسترده و ايجاد فضاي پليسي و سركوبگرانه در دور دوم شركت نمي‌كنند. هر چند خروج اين گروهها از بازي و نمايش انتخاباتي رژيم مبارك، بر رسوايي و بي اعتباري اين رژيم مي‌افزايد ولي حركت درست اين بود كه اين گروهها با شناختي كه از اين رژيم داشتند، از ابتدا فريب بازي رژيم ديكتاتوري قاهره را نمي‌خوردند.

در اين ميان، محمد البرادعي، دبيركل سابق آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و شاخص‌ترين چهره سياسي مخالف مصر، سنجيده‌تر عمل كرد و با رد حضور در اين انتخابات معيوب و مضحك، اعتبار خود را به بازي نگذاشت. رژيم قاهره از سال 1386 با خارج ساختن نظارت بر انتخابات از حيطه مسئوليت قوه قضائيه و سپردن آن به كميسيوني دولتي، نشان داد كه قصد دارد مجلسي كاملاً يكدست و تحت تسلط حزب حاكم و تابع نظرات دولت ايجاد كند. دولت قاهره از اينكه در مجلس گذشته 20 درصد كرسي‌هاي مجلس در اختيار گروه اخوان المسلمين، به عنوان بزرگ‌ترين و اصلي‌ترين رقيب حزب حاكم قرار داشت خشمگين بود و به دنبال فرصتي بود تا راه ورود مجدد به مجلس را بر اخوان المسلمين كاملاً سد كند. تغيير قانون انتخابات و لغو اختيارات قوه قضائيه، كه تا حدودي از استقلال نسبي برخوردار است، در همين راستا قرار داشت.

از سوي ديگر برخوردهاي شديد امنيتي و دستگيري‌هاي گسترده از جمله بازداشت 1400 نفر از فعالان اخوان المسلمين و سرانجام اقدامات سركوبگرانه در جريان دور نخست انتخابات كه به كشته شدن 4 نفر و زخمي شدن شمار ديگري منجر شد ترديدي باقي نگذاشت كه دولت مصر مصمم است نگذارد شرايط انتخابات 1384 تكرار شود.

هنوز مشخص نيست رهبران اخوان المسلمين با وجود اين اقدامات رژيم مصر، چرا از ابتدا اين انتخابات نمايشي را تحريم نكردند درحالي كه ساير تشكل‌ها از جمله "جبهه ملي" به رهبري البرادعي، جنبش "الكفايه" از ابتدا فريب اين بازي را نخوردند. اكنون كاملاً مسجل شده است كه رژيم مبارك هرگز تحمل مخالفان را ندارد و از گروههاي مخالف، تنها به عنوان ابزاري براي مشروعيت بخشيدن به رژيم خود بهره مي‌جويد. اين احزاب و تشكل‌ها بايد براي هميشه تكليف خود را با رژيم مبارك مشخص كنند و با تحريم همه جانبه رژيم، فرصت عوام فريبي و برگزاري نمايش دمكراسي را از ديكتاتور مصر كه هيچ اعتباري در نزد ملت‌هاي مسلمان منطقه و مردم آزاديخواه جهان ندارد، بگيرند و با اين اقدام، امكان فرو ريختن پايه‌هاي حكومت ديكتاتور مصر را كه به شدت فرسوده و لرزان است، فراهم سازند.

در اين ميان برخورد غرب و به خصوص آمريكا با تحولات و واقعيت‌هاي سياسي مصر قابل تأمل است. آمريكايي‌ها تنها، مدعي حمايت از دمكراسي هستند و در عمل، به تأمين اهداف استعماري خود مي‌انديشند و در قضيه انتخابات مصر نيز يكبار ديگر اين سياست مذبوحانه و حمايت دروغين آنها از دمكراسي كاملاً برملا شد.


رسالت

«مومن بي دين!» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد كاظم انبارلويي است كه در آن مي‌خوانيد:
روايت عجيبي از امام صادق(ع) در مسائل الشيعه نقل شده كه فرمود:  پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد؛ ان الله عزوجل ليبغض المومن الضعيف الذي لا دين له فقيل له:  و ما المومن الذي لا دين له؟ قال:  الذي لا ينهي عن المنكر.

«به راستي خداوند عزوجل دشمن مي‌دارد مومن ناتواني را كه دين ندارد. به آن حضرت عرض كردند:  مومن ناتوان كه دين ندارد، كيست؟ فرمود:  كسي كه نهي از منكر نكند.(1)
منظور از مومن ضعيف چيست؟ اين ضعف آيا در نوع ايمان است يا در نوع درك او از هويت و ماهيت «منكر» ؟ چرا كسي كه نهي از منكر نكند بي‌دين مي‌شود؟ و...
اينها سئوالاتي است كه ذهن هرمومني كه دغدغه حفظ ايمان خود را دارد به خود مشغول مي‌دارد.

در آستانه ماه محرم قرارداريم. ماهي كه شاهد تاسف بارترين رويداد تاريخ اسلام و جهان هستيم. ماهي كه فرزند پيامبر را به همراه 72 تن از ياران باوفايش به فجيع‌ترين شكل ممكن به شهادت رساندند و اهل بيت او را به اسارت بردند.
ما در زيارت وارث در تكريم و تعظيم كار بزرگ اباعبدالله الحسين در كربلا و قداست خون او شهادت مي‌دهيم كه او به پيروي از خدا و رسول امر به معروف و نهي از منكر كرد تا به شهادت رسيد.
امام حسين(ع) به بزرگترين منكر زمان يعني يزيد، نه گفت و امت اسلامي را از همراهي با چنين حكومت فاسدي نهي فرمود.

چرا كه جد بزرگوارش پيامبر اكرم فرموده بود:  لتامرن بالمعروف و لتنهون عن المنكر او ليسلطن الله عليكم شراركم فيدعو خياركم فلا يستجاب لهم.(2)
«بايد امر به معروف و نهي از منكر را ميان خودتان اقامه كنيد، رواج دهيد و نسبت به آن پايبند باشيد. اگر نكرديد، خدا اشرار و فاسدها و وابسته‌ها را بر شما مسلط مي‌كند» .(3)

طاغوت زمان در هر عصري بزرگترين منكر است. كسي كه نهي از اين منكر نكند به حسب روايت ياد شده گرفتار بي‌ديني مي‌شود. فتنه سال گذشته بدون شك يكي از مظاهر خصومت ورزي دولت‌هاي استكباري عليه ملت ايران بود. متاسفانه برخي به خاطر حكومت دو روزه دنيا فرمول‌هاي نبرد نرم و براندازي جين شارپ، سوروس، ريچارد رورتي و مايكل لدين را عملياتي كردند و اقتدار ملي و امنيت نظام را هدف قراردادند.

شرارت اين جماعت تا آنجا پيش رفت كه شيمون پرز رئيس‌جمهور رژيم صهيونيستي از اصحاب فتنه به عنوان «بزرگترين سرمايه اسرائيل در داخل ايران »  ياد كرد و نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي صراحتا گفت؛ «اصلاح طلبان به نيابت از اسرائيل با جمهوري اسلامي مي‌جنگند و اوباما رئيس رژيمي كه مفتخر به عنوان شيطان بزرگ است حمايت از فتنه گران را از اهداف استراتژيك آمريكا ناميد.


قدس

«مصر و بازي دموکراسي» عنوان يادداشت روز روزنامه قدس به قلم حسن هاني زاده است كه در آن مي‌خوانيد:
دور دوم انتخابات پارلماني مصر در حالي آغاز شد که حزب دموکراتيک ملي الوفد به رهبري «السيد البدوي شحاته»  انصراف خود را از شرکت در دور دوم انتخابات اعلام کرده است.اين حزب که از مهمترين جريانهاي سياسي ملي مصر پس از اخوان المسلمين است، انتخابات پارلماني را غير دموکراتيک و دولتي ناميده است.

در دور اول انتخابات، وزارت کشور مصر اجازه فعاليت تبليغاتي به اخوان المسلمين نداد و حزب حاکم با استفاده از امکانات دولتي، بيشترين کرسي هاي 508 نفري پارلمان را به دست آورد.
اعضاي اخوان المسلمين در دور اول انتخابات به صورت انفرادي شرکت داشتند و تنها 16 کرسي از کرسي هاي پارلماني را به دست آوردند، در حالي که اين جنبش در انتخابات سال 2005 ميلادي حدود 88 کرسي پارلماني را در اختيار داشت. اين انتخابات به دليل شرايط سياسي مصر و وضعيت جسماني رئيس جمهوري 83 ساله اين کشور از اهميت ويژه اي برخوردار است. انتخابات رياست جمهوري مصر سال آينده ميلادي برگزار مي شود و هر نامزد بايد رأي دو سوم از نمايندگان را براي شرکت در مبارزات انتخاباتي کسب کند.

سناريوي انتخابات پارلماني مصر نشان مي دهد، حزب حاکم دست کم 350 کرسي به دست مي آورد تا در انتخابات رياست جمهوري سال 2011 بتواند رأي تمايل خود را به «حسني مبارک»  بدهد.

به موجب اين سناريو، «حسني مبارک»  در انتخابات سال آينده بار ديگر رئيس جمهور مي شود و فرزند او، (جمال مبارک) به عنوان معاون اول برگزيده مي شود. البته در صورت درگذشت «حسني مبارک» ، «جمال مبارک»  بدون در نظر گرفتن آراي مردم رئيس جمهور آينده مي شود.
اين شرايط، پديده جديدي را در ادبيات سياسي جهان عرب با نام جمهوري سلطنتي پديد آورده که به موجب آن، انتقال قدرت از پدر به پسر تسهيل مي شود.آمريکا نيز که بيش از حقوق بشر، دموکراسي و آزادي انتخابات، نگران امنيت رژيم صهيونيستي است، تمايل دارد، «مبارک پسر»  جانشين «مبارک پدر»  شود.
گفته مي شود، نيروهاي مسلح و سازمانهاي امنيت مصر هم حاضر نيستند، فرد ديگري خارج از چرخه نيروهاي مسلح و دستگاه هاي امنيتي قدرت را در اين کشور به دست گيرد.شايد به همين دليل است که شخصيت هايي مانند محمد البرادعي مديرکل سابق آژانس اتمي و ايمن نور، رئيس حزب الغد و نيز سعدالدين ابراهيم، رئيس مرکز مطالعاتي ابن خلدون هيچ بخت و اقبالي براي شرکت در انتخابات سال آينده ندارند.


مردم سالاري

«تحريم سوخت هواپيما ها و تلقي غرب از تحريم ها» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم حميدرضا شکوهي است كه در آن مي‌خوانيد:
تحريم هاي اقتصادي برضد ايران، اگرچه از بدو پيروزي انقلا ب اسلا مي وجود داشته و کسي هم نمي تواند مدعي شود  که «هيچ»  تأثيري در کشور ما نداشته  است، اما واقعيت آن است که اين تحريم ها هيچ گاه نتوانسته  دولت و ملت ايران را با مشکل لا ينحلي  مواجه سازد. اما  نکته جالب اينجاست که دولت هاي غربي، به ويژه طي سال هاي اخير که شدت تحريم ها بر ضد ايران افزايش يافته مدعي هستندکه اين تحريم ها نه به زيان مردم، بلکه برضد دولت ايران است.

اما مروري کوتاه بر عملکرد غرب در تحريم ايران، خلا ف اين ادعا را ثابت مي کند. اشتباه غرب اين است که ملت و دولت در ايران را دو جز»  جداگانه محسوب مي کنند در حالي که هر دو جزئي از ايران هستند و اين که تحريم ها صرفا بر ضد يکي از آنهاست و بر ديگري اثر ندارد، اظهار نظري منطقي نيست. مصداق اين ادعا، تحريم سوخت  هواپيماهاي ايراني در برخي فرودگاه هاي اروپايي است.

بر طبق خبرهاي موجود، هواپيماهاي مسافربري ايران، از دريافت سوخت در فرودگاه لندن محروم هستند و براي دريافت سوخت بايد به فرودگاه هاي وين يا هامبورگ مراجعه کنند و اين يعني چند ساعت معطلي اين مسافران در هواپيما براي سوخت گيري.
البته نکته جالب توجه اينجاست که طي هفته هاي اخير علي رغم اين محدوديت ها، هيچ يک از پروازهاي ايران اير در اروپا لغو نشده و اين مصداق بارزي از تحليل غلط غربي ها در مورد تحريم ها و همچنين تقسيم بندي تحريم ها است.

به نظر مي رسد اکنون بهترين راهکارها پيش روي غرب اين است که کمي به عقب برگردند و عملکرد 30  سال اخير خود را بررسي کنند تا دريابند که هدفي از تحريم ها را که پيگيري مي کردند به هيچ وجه قابل حصول نيست. تجربه نشان داده هر گونه رفتار افراطي غرب در قبال ايران تنها موجبات واکنش ايران و ايرانيان برضد غرب را فراهم مي سازد. تحريم سوخت هواپيماهاي ايراني، يک مصداق بارز از تلقي نادرست غرب از تحريم ايران است.


سياست روز

«راه نجات اروپا» عنوان سرمقاله روزنامه سياست روز به قلم قاسم غفوري است كه در آن مي‌خوانيد:
سرانجام پس از مدت‌ها گمانه زني «كاترين اشتون»  مسئول سياست خارجي اروپا از آمادگي اروپا در كنار ساير اعضاي گروه 1+5 براي بازگشت به ميز مذاكره با جمهوري اسلامي‌ايران خبر داد. بر اساس گزارش‌هاي منتشره اين مذاكرات 15 و 16 آذر در سوئيس برگزار مي‌شود.

البته چنانكه پيش بيني مي‌شد، كشورهاي غربي بويژه آمريكا كه در رسيدن به اهداف خويش در برابر ايران ناكام مانده‌اند، در آستانه مذاكرات فضاسازي منفي و تكرار ادعاهاي واهي را در پيش گرفته‌اند. آنها به زعم خويش تلاش دارند تا چنان وانمود سازند كه حضور ايران در مذاكرات به دليل اعمال فشارهاي اين كشورها بوده و نه برگرفته از سياست‌هاي منطق گرايانه جمهوري اسلامي‌كه همواره مذاكره را تنها راه حل مسائل مربوط ميان طرفين عنوان داشته است.

رويكرد كشورهاي اروپايي در كنار ساير اعضاي گروه 1+5 به كنار نهادن سياست فرار از مذاكره و بازگشت به راه حل مذاكره در حالي امري مثبت و قابل توجه است كه كشورهاي اروپايي در اين ميان بايد چند اصل را مورد توجه قرار دهند تا مانند گذشته تحت تأثير فريب كاري‌هاي آمريكا، منافع خويش را در قبال ايران از دست ندهند.

1) كشورهاي اروپايي بايد دريافته باشند كه مسئله تحريم و تهديد، امري نخ نما و سوخته است كه دستاوردي براي آنها ندارد. اروپا بايد بداند كه در شرايط كنوني كه اين قاره با بحران شديد اقتصادي مواجه است و اعتصاب‌ها و اعتراض‌هاي مردمي‌به امري روزانه در كشورهاي اروپايي مبدل شده، ادامه دادن به تحريم‌هاي يك جانبه و حتي تحريم‌هاي اعمال شده از سوي قطعنامه غيرقانوني 1929 جز افزايش بحران اقتصادي اروپا نتيجه‌اي به همراه ندارد.

جهانيان اذعان دارند كه با كناره گيري اروپايي‌ها، ساير كشورها براي برخوردار شدن از ظرفيت‌هاي اقتصادي ايران وارد ميدان شده‌اند، لذا اروپا با تحريم ايران، عملاً خود را تحريم كرده است. بر اين اساس اروپا بايد با رويكرد به اصل مذاكره بر اساس اصل (برد - برد) و پايان دادن به سياست تهديد و تحريم، فرصتي دوباره براي خود جهت حضور در بازار گسترده ايران كسب كند چرا كه استمرار سياست‌هاي گذشته صرفا به بحراني‌تر شدن شرايط اروپا منجر مي‌شود.

2) اروپا بايد بداند كه همگرايي به آمريكا نه تنها منافع آن را در قبال ايران تأمين نكرده بلكه اروپا را قاره‌اي وابسته و غير مستقل نشان داده كه توانايي تصميم گيري براساس منافع خود را ندارد. نكته بسيار مهم آنكه آمريكا با حربه همراه ساختن اروپا با اجراي تحريم‌ها عليه ايران، عملاً اروپا را از منابع اقتصادي مهم محروم ساخته تا در لواي آن بتواند سلطه خود بر اين قاره را حفظ كند. بر اين اساس، اروپا بايد در مذاكرات كنوني و آينده روابط با ايران ضمن كنار نهادن اشتباه همگرايي با آمريكا، سياستي مستقل همراه با تعامل و مذاكره را در پيش گيرد تا بيش از اين با حقارت همراهي با آمريكا مواجه نشود.

3) اروپا بايد آموخته باشد كه جامعه جهاني بر صلح آميز بودن فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران تأكيد دارد و پذيرنده هيچ گونه مخالفتي با ادامه فعاليت‌هاي هسته اي ايران نمي‌باشد. اروپا اگر به دنبال ادامه بازيگري در معادلات جهاني و خروج از انزواي كنوني است بايد به سياست‌هاي سوخته و شكست خورده در قبال ايران پايان دهد چرا كه در غير اين صورت با انزواي جهاني بيشتري مواجه خواهد شد.
در نهايت در باب مذاكرات آتي ايران و 1+5 مي‌توان گفت كه اين مذاكرات، آزموني بزرگ براي كشورهاي اروپايي است كه ضمن بهبود چهره مخدوش شده خود در ميان ملت ايران ، استقلال خويش از آمريكا را نيز اثبات كنند چرا كه ادامه سياست‌هاي گذشته جز افزايش هزينه‌هاي اروپا به ويژه تشديد انزواي جهاني آن نتيجه اي به همراه نخواهد داشت.


تهران امروز

«چرا بايد بيانيه تهران را مبناي مذاكرات قرار داد؟» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم دكتر رحمان قهرمانپور است كه در آن مي خوانيد:
صف‌آرايي‌ها در مقابل مذاكرات ايران و 1 + 5 در آستانه مذاكرات ژنو در حال نهايي شدن است. عده‌اي معتقدند اصولا مبنا و حرف مشتركي براي مذاكره وجود ندارد و بنابراين نفس مذاكره موضوعيت ندارد. در مقابل گروهي هستند كه مذاكره را در هر حال بهتر از انفعال و سكوت مي‌دانند. استدلال گروه نخست اين است كه مذاكرات ايران با اروپا و سپس گروه 1 + 5 تاكنون نتيجه مشخصي در بر نداشته و حاصل اين مذاكرات چيزي جز اصرار هر دو طرف بر مواضع قبلي خود نبوده است.

هدف غرب از مذاكره نه شنيدن مواضع ايران و تنظيم سياست‌هاي خود بر اين اساس بلكه اصرار بر مواضع قبلي و تهديد ايران به كوتاه آمدن از سياست‌هاي پيشين خود بوده است. مذاكرات منجر به توقف صدور قطعنامه‌ها و تحريم‌هاي جديد نشده و بنابراين در عمل فايده‌اي براي ايران نداشته است. از نگاه اين عده ايران با مذاكره نكردن در واقع گروه 1 + 5 را تنبيه مي‌كند تا بداند كه سياست چماق و هويج جوابگو نيست و بايد در شرايطي برابر و عادلانه با ايران وارد مذاكره شود.
در مقابل گروه دوم منطق خود را واقع‌گرايي و عمل‌گرايي مي‌دانند و معتقدند در هر شرايطي مذاكره كردن بهتر از مذاكره نكردن است. در شرايطي كه گروه 1 + 5 كار خود را انجام مي‌دهد و تحريم‌ها هم اعمال شده‌اند، در صحنه نبودن ايران شرايط را بدتر مي‌كند. بسياري از آنهايي كه اكنون موافق مذاكره‌اند، پيش از اين از مخالفان سرسخت مذاكره بودند و مقاومت را تنها راه‌حل موضوع هسته‌اي مي‌دانستند اما دست و پنجه نرم كردن با واقعيت‌هاي عملي، آنها را به بازنگري در مواضع خود رهنمون كرده است.

مسئله هسته‌اي امري مستحدثه است اما جمهوري اسلامي ايران از ابتداي امر همواره با مسئله نظام سلطه و نحوه مواجهه با آن دست به گريبان بوده است. جنگ تحميلي هشت ساله اوج رويارويي اين دو نحوه تفكر و گرايش سياسي بود.

عده‌اي سازمان ملل را ابزار دست زورگويان مي‌دانستند و البته درست هم مي‌گفتند زيرا انتظار اجراي عدالت از سوي سازمان ملل و شوراي امنيت يا هر نهاد ديگري اساسا موضوعيت ندارد. هيچ‌يك از سازمان‌ها در اساسنامه خود قيد نكرده‌اند كه وظيفه آنها اجراي عدالت در نظام بين‌الملل است و اجماع همگاني نيز اين است كه اين نهادها تبلور سلسله مراتب قدرت در نظام بين‌الملل باشند. براي استيفاي حقوق مسلم خود نبايد از مذاكره هراس داشته باشيم.

در شرايطي كه خالي كردن ميدان به رقيب اين امكان را مي‌دهد كه ما را عامل شكست ديپلماسي جلوه داده و تبليغات رسانه‌اي ناحقي عليه ما راه بيندازد و عقلانيت، كارآمدي اقتضا مي‌كند صحنه را به رقيب واگذار نكنيم.

منطق نظام بين‌الملل و روابط ميان كشورها همكاري در عين رقابت است. اين دو عنصر را نمي‌توان و نبايد از يكديگر جدا كرد. در عالم واقع همكاري و رقابت مطلق نداريم. اين دو با هم و در معيت يكديگر معنا پيدا مي‌كنند. شاقول ما براي تنظيم رابطه ميان همكاري و رقابت در تعامل با ساير بازيگران و ازجمله گروه 5+1 بايد منافع ملي و روش ما كارآمدي باشد. مي‌توان منافع ملي را با انواع روش‌ها به‌دست آورد اما روشي برتر است كه در آن كارآمدي و موضع برتر نظام حفظ شود.


ابتكار

«قوميت فرصت نيست، تهديد است» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم  جاماسب محمدي بختياري است كه در آن مي‌خوانيد:
با انتشار بخشي ديگر از اسناد سياسي وزارت امورخارجه آمريکا نکات شايان توجهي در آن به چشم مي خورد.
بر اساس يکي از اين اسناد که سايت و يکي ليکس آن را منتشر کرد، مقامات اسرائيلي از دولت آمريکا خواستند تا درمورد مسئله قوميت ها در ايران براي تحت فشار گذاشتن حکومت آن کشور تلاش کند که آمريکا اين پيشنهاد را رد مي کند.صرف نظر از صحت و سقم اين اسناد،شکي نيست که قوميت گرايي به عنوان يکي از چالش هاي سياسي ايران پس از انقلاب و يکي از مهمترين دغدغه هاي ملي براي آينده از بعد سياسي امنيتي خواهد بود.

 گرچه اين چالش به سبب اقتدار نظم مستقر سياسي مهار شده است، اما به علت عدم توجه به ريشه ها و علت يابي اين پديده مهار آن بدون توجه به زير ساخت هاي فرهنگي و سياسي آن به مصداق«آتش فرو نشاندن و اخگر گذاشتن است.»  با ورود انديشه هاي تجدد به ايران و رشد و بيداري عمومي و برانگيخته شدن نگاه استعمار گرايانه غرب و شرق به سرزمين مان، از قوم گرايي بايد به عنوان يکي از جنبش هاي انحرافي در سده اخير و از مهمترين آفات مدرنيزاسيون از آن ياد کرد.

 قوم گرايي نه تنها خطرات بس عديده و گسترده اي براي استقلال و تماميت ارضي کشور دارد، بلکه سد راه رشد و توسعه و دموکراسي است. قوميت گرايان با به خطر درآوردن زنگ استقلال و تماميت ارضي کشور اين احساس را به تحرک وا مي دارد که حفظ استقلال و يکپارچگي سرزميني مقدم تر و اولي تر از هر خواسته اي است.
همين مسئله باعث برانگيخته شدن احساسات ملي و عزم و جزم عموم براي استحکام پايه هاي اقتدار گرايي است.بدون ترديد کشورهاي مخالف ايران با ابزارها و سازمان هاي امنيتي خود از قوميت در ايران به عنوان يک پتانسيل براي برهم زدن نظم و امنيت نگاه مي کنند.تلاش مي کنند از اين مسئله به عنوان اهرمي براي کسب امتياز بهره ببرند.

نگارنده پس از درج کاريکاتوري در روزنامه ايران و اقدامات هرج و مرج طلبانه عده اي فرصت طلب از اين مسئله با درج مرقومه اي در دوتا ازصحيفه هاي سراسري چند راه کار ارائه دادم،اما چون پند ناصحان و نقد ناقدان و دغدغه دلسوزان چندان کارگر نيفتاد و موضوعيت آن هم چنان به قوت خود باقي است راهبردهاي خود را به گونه اي ديگر باز گو مي کنم.
پروژه ملت سازي يکي از مباحث مهم علوم سياسي است که پس از رخداد انقلاب مشروطيت و پايه گذاري ايران نوين، بدون آمريت حکومت در دوره پهلوي اول توسط عده اي از روشنفکران ايران آغاز مي شود.اين گروه به علت پرهيز راه اصلاح گرايانه و تدريجي و انتخاب مشي انقلاب گونه در حوزه فرهنگ و سياست به ورطه راديکاليسم سقوط مي کنند.

انحراف روشنفکران از مسير صحيح و اصلي خود باعث حساسيت و برانگيختن اعتراض دينداران و جامعه مذهبي کشور و توقف اين پروژه مي شود.پروژه ملت سازي پس از ناکامي با چنان حساسيتي روبه رو مي شود که هيچگاه ازدريچه سياسي وامنيتي بدان نگريسته نشده،بلکه وجه عقيدتي آن بر ساير رويکردهاي ديگر غلبه نمود.اکنون براي ريشه يابي شکل گيري پديده اي به عنوان قوميت گرايي در ايران به چند مسئله ذيل اشاره کرد.


آفرينش

«هيچ سياستي بهتر از صداقت نيست» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميدرضا عسگري است كه در آن مي‌خوانيد:
وقتي که از روانشناسان ديني راجع به ريشه دروغ مي پرسيم به يک جواب مي رسيم و آن هم «ترس»  است. کسي که دروغ مي گويد ترسو است . ترس از دست دادن چيزي يا بدست نياوردن آن، ترس از رسيدن يا نرسيدن به جايگاه و مقام و يا ترس از آبرو و يا... .دروغ گفتن و تهمت زدن اززشت ترين و پليد ترين گناهاني است که روح پاک آدمي را به سمت سياهي و ابتذال سوق مي دهد. و خاصيت آن در نهايت براي فرد گناه کار رسوايي و ملامت است.

جاي بسي تاسف است که بخواهيم بگوييم اين دو اخلاق ناپسند در کشور ما رواج پيدا کرده و از برخي افراد عادي در سطح جامعه تا برخي ازسياسيون کشور را با خود همراه کرده است. اما در اين دو طبقه کار بزرگان سياسي کشور سخت تر و ملموس تر است. از آنجا که عامه جامعه همواره دچار تبعيت از نخبگان سياسي و مسئولين کشور هستند با عدم رعايت موازين اسلامي از سوي نخبگان انتظار مي رود تا مردم نيز از آنها تأثير بپذيرند.

اما نبايد از ياد برد که سال هاي متمادي از دوران هاي شاهنشاهي گرفته تا به امروز شعار انقلاب اسلامي در يک جمله خلاصه شده است «سياست ما عين ديانت ماست» .پس چگونه است که تهمت زدن و افترا بستن به ديگران و محکوم کردن ديگران درميان سياسيون کشور رواج پيدا کرده است. و بدون داشتن مستنداتي و دلايل کافي باعث خدشه دار شدن آبروي افراد در جامعه مي شوند.

از آنجا که رهبر معظم انقلاب بارها و بارها مسئولين را به تقواي سياسي سفارش کرده اند و خواستار ايجاد وحدت در ميان ايشان و جامعه شده اند، بازهم شاهد برخي هنجارشکني ها از سوي برخي مسئولين هستيم . در دين اسلام آمده است که هيچکس مجرم نيست مگر خلاف آن ثابت شود.

ولي در چند وقت اخير شاهد هستيم که برخي افراد بدون داشتن مستدلات لازم و کافي و با تهمت زدن به ديگران باعث مخدوش شدن چهره افراد دربين افکار عمومي مي شوند. اصولا در هر جامعه اي که دروغ و تهمت زدن عادي شود عدم اعتماد در آن حاکم مي شود و کشوري که در اين وضعيت قراربگيرد سرمايه اجتماعي خود را از دست مي دهد.

از ديگر تبعات استمرار اين وضعيت سياست زدگي در بين جامعه مي باشد و هنگامي که مردم مشاهده کنند بزرگان مملکت اين گونه همديگر را مورد توهين و افترا قرار مي دهند اعتمادشان سلب مي شود که اين مسئله براي تثبيت و وحدت نظام بسيار خطرناک است. و رابطه مديران جامعه و ملت را متزلزل مي کند. ضرورت ترميم و تقويت روحيه اخوت در جامعه و در بين سياسيون کشور رمز موفقيت براي همه مراحل فراروي کشوردر آينده است.

لازم است به جاي بد اخلاقي و حرمت شکني همه به فکر الفت و برادري در جامعه باشيم. اگر امام راحل و رهبر معظم انقلاب در همه مقاطع بر حفظ وحدت در بين قوا تاکيد داشته اند به اين خاطر بوده که مي دانستند گسترش فضاي بن اعتمادي در کشور نه تنها دولت ها را از کارويژه هاي اصلي دور مي کند بلکه موجب شکل گيري مجادلاتي بيهوده مي شود که نتيجه آن تنها عقب ماندگي کشور است.درآخر بحث را با حکمتي آموزنده از حضرت علي عليه السلام به پايان مي بريم . ايشان در نهج البلاغه مي فرمايند:  «هيچ سياستي بهتر از صداقت نيست.»


دنياي اقتصاد

«راهكار اقتصادي مقابله با آلودگي» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم ناصر يارمحمديان است كه در آن مي خوانيد:
اين روز‌ها پديده آلودگي از مهم‌ترين مسائل شهر تهران و اصفهان به شمار مي‌رود كه منجر به تعطيلي چندين روز در اين دو شهر شده است.

با وجود اينكه هدف از تعطيلي‌ها حفظ سلامت شهروندان و محافظت آنان در برابر آلودگي ذكر شده، اما كاهش آلودگي از طريق كاهش تردد در شهر هم از جمله اهدافي بوده كه مسئولان را ترغيب به اعلام رسمي ‌تعطيلي كرده است؛ اما متاسفانه با وجود تعطيلات براي فروكش كردن آلودگي نه تنها شاهد بهبود آلودگي نبوديم، بلكه حتي با افزايش تردد‌هاي شخصي به دليل تعطيلي‌ها، سايه تيره آلودگي بر سطح شهر اصفهان بيشتر شده است.

حوزه اقتصاد محيط زيست سال‌ها است براي پديده آلودگي هوا، پيشنهادهايي ارائه داده و اجراي آن در بسياري كشور‌ها با موفقيت روبه‌رو بوده است. آلودگي هوا يك پديده خارجي است كه داراي اثرات خارجي منفي مي‌باشد؛ به اين معني كه عاملاني كه فعاليتشان منجر به انتشار آلودگي مي‌شود، خود هزينه انتشار آلودگي را تحمل نمي‌كنند و اين هزينه را به ساير عاملاني كه مسووليتي در انتشار آلودگي ندارند، تحميل مي‌كنند.

 اثرات خارجي هميشه باعث مي‌شود ميان فايده‌هاي اجتماعي و خصوصي تفاوت ايجاد شود؛ به اين معني كه رفتار بهينه يابي شخصي با بهينه اجتماعي در تضاد است و بهينهابي خصوصي منجر به بهينه اجتماعي نمي‌شود.
اگر بخواهيم از دريچه علم اقتصاد به علت آلودگي نگاه كنيم، علت آلودگي را بايد در وجود اختلاف ميان فايده خالص شخصي و فايده خالص اجتماعي ببينيم.

زماني كه خالص فايده خصوصي انتشار آلودگي بيشتر از فايده اجتماعي آن باشد، عاملان اقتصادي تمايل دارند بيش از مقدار بهينه اجتماعي، آلودگي توليد كنند، به همين خاطر پيگو پيشنهاد مي‌دهد براي رفع مشكل آلودگي، خالص فايده اجتماعي بايد برابر خالص فايده خصوصي باشد.

رويكرد پيگو يا رويكرد مالياتي بيان مي‌كند كه براي برقراري برابري فايده اجتماعي و فايده خصوصي بايد از ابزار ماليات استفاده كرد. شرايط پيگو بيان مي‌دارد كه اولا ماليات بايد برابر هزينه نهايي آلودگي باشد و نرخ ماليات بايد در هر واحد نشر يکسان باشد، زيرا اگر آلوده‌كنندگان با نرخ‌هاي متفاوتي روبه‌رو باشند، عاملان اقتصادي تمايل دارند، فعاليت اقتصادي را به بخش‌هاي با نرخ كمتر انتقال دهند. ماليات سبز با همين هدف طراحي شده است.

ماليات كربن (Carbon Tax) يكي ديگر از انواع ماليات‌هاي زيست محيطي است كه به عنوان سياست حفظ محيط‌زيست در بسياري كشور‌ها انجام شده است.
اساسا دو نوع سياست‌هاي كنترلي وجود دارد؛ يكي سياست‌هاي بازاري و مبتني بر قيمت بازار و ديگري ايجاد محدوديت‌هاي مقداري. تمايل به سياست‌هاي نوع اول در جهان امروز بيشتر بوده است، زيرا برقراري شرايط پيكو ساده‌تر اتفاق مي‌افتد. مطالعات نشان داده است كه يكي از عوامل موثر در كاهش گرماي زمين ماليات كربن بوده است.

اين نوع ماليات بر مصرف منابع يا وسايلي بسته مي‌شود كه توليد دي اكسيد كربن co2 مي‌كنند، مثلا وسايل نقليه با موتور‌هاي سوخت فسيلي يا بر مصرف سوخت فسيلي. طبق محاسبه (EIA) اگر بر هر تن دي‌اكسيد كربن 100 دلار ماليات بسته شود، بر هر گالن (2/4 كيلوگرم) يك دلار ماليات بسته مي‌شود؛ اما چرا ماليات بر كربن بسته مي‌شود و چگونه آلودگي را كاهش مي‌دهد؟ مصرف بنزين از دو طريق بر محيط زيست خسران وارد مي‌كند؛ يكي كاهش منابع انرژي زمين و يكي آلودگي كره زمين ناشي از انتشار دي‌اكسيد كربن. آنقدر كه صاحب‌نظران محيط زيست نگران آلودگي سوخت فسيلي هستند، نگران كاهش منابع نفتي نيستند! علتش بازار است.

چون كميابي منابع نفتي به دليل داشتن بازار در قيمت‌هاي بازاري منعكس مي‌شود و چون هميشه در بلندمدت كالاها با كشش هستند، مصرف‌كنندگان مصرفشان را كاهش مي‌دهند و به دنبال جانشين‌ها مي‌گردند، به همين خاطر است كه عرضه بالقوه منابع معدني و انرژي بر تقاضايش پيشي گرفته كه دليلش توسعه تكنولوژي و تلاش براي يافتن جانشين‌هايي براي مواد معدني و زيرزميني بوده است. اين را مي‌توان از نزول قيمت‌هاي صد سال اخير منابع معدني هم استنباط كرد؛ اما منابعي كه داراي دسترسي آزاد هستند (Open Access) با مصرف مفرط روبه‌رو هستند (مانند هوا و آب).

مصرف‌كنندگان در اين موارد هيچ حساسيتي براي تغيير رويه مصرف نشان نمي‌دهند. پس يك روش براي بازاري كردن آن، ماليات بستن بر آنها است (در پرانتز بگويم كه يكي از روش‌هاي رفع دسترسي آزاد به اين منابع خصوصي كردن آنها است، مانند خصوصي كردن زمين‌ها و مراتع و جنگل‌ها كه در برخي كشور‌ها انجام شده و نتايج مطلوبي براي بهبود استفاده از اين منابع طبيعي داده است، اين روش به عنوان روش كوز معروف است).


جهان صنعت

«مذاکرات آتي چقدر مي‌تواند متفاوت باشد» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم روژيا يکتا است كه در آن مي‌خوانيد:
نزديک به  15ماه از آخرين‌ گفت‌وگوهاي ايران با گروه 1+5 مي‌گذرد و قرار است اين امر هفته آينده طي دو روز يعني در ششم و هفتم ماه دسامبر انجام شود.
اما ظاهرا اين بار با دفعات قبل تفاوت‌هايي دارد که شايد در تصميم‌گيري‌ها (گرچه بسيار بعيد به نظر مي‌رسد) تأثير‌گذار باشد.
رد و بدل سلا‌م  بين منوچهر متکي با هيلا‌ري کلينتون در اجلا‌س منامه‌ حتي اگر با عنوان سنت اسلا‌مي مطرح شود، بي‌ترديد از آغاز تغيير شرايط خبر مي‌دهد.

مشخص نيست که اين عقب‌نشيني دولت آمريکا از سياست‌هاي دوگانه‌اش به چه دليل است‌ اما آنچه غير‌قابل انکار است تأثير انتشار اسنادي در سايت ويکي‌ليکس است که سبب شده تا  طرف آمريکايي در سياست‌هاي خود  فعال‌تر از گذشته به نظر رسد‌ زيرا چنين ‌رفتارهايي ‌آن هم در شرايط فعلي با وجود‌ اين همه تهديد و بگير و ببند جاي تفکر دارد.
ولي بحث سوال برانگيز‌تر اين است که آيا دست‌اندر‌کاران سياست خارجي کشورمان به اين نتيجه رسيده‌اند که بايد در سياست خارجي خود تجديد نظر کنند؟ پاسخ اين سوال مثبت است، بهتر است در اين‌باره با مردم دقيق‌تر صحبت شود. ‌
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟