ضرورت یک بازآرایی بزرگ
صنعت بیمه ایران امروز در نقطهای قرار دارد که دیگر ادامه دادن با قواعد دیروز نه ممکن است و نه کارآمد. دههها مدل نظارتی متمرکز، فرایندهای طولانی و رابطه عمودی نهاد ناظر با شرکتهای بیمه، ساختاری پدید آورده که با نیازهای اقتصاد دیجیتال سازگار نیست. در جهانی که داده، سوخت اصلی تصمیمگیری شده، صنعت بیمه ایران نمیتواند همچنان تنها از دریچه گزارشهای سنتی، بخشنامههای متوالی و نظارت پیشینی اداره شود. چشمانداز جدید، بیمه مرکزی را در جایگاهی قرار میدهد که باید از «مرجع صدور بخشنامه» به «شریک دادهای در نظام ریسک کشور» تبدیل شود؛ تغییری که تنها ابعاد فنی ندارد، بلکه ساختار قدرت در نظام نظارت را هم بازتعریف میکند.
نظارت امروز، بازار دیروز
تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد که نظارت نوین بر بیمه، بیش از هر چیز یک «رابطه جدید» است؛ رابطهای که در آن ناظر و بیمهگر نه در دو سوی یک میز، بلکه در یک میز مشترک، دادههای ریسک، الگوهای خسارت، رفتار مشتریان و روندهای بازار را تحلیل میکنند. بهعنوان نمونه، در کشورهای شرق آسیا، سامانههای مشترک تحلیلی توانستهاند میزان تقلبهای بیمهای را تا ۳۰ درصد کاهش دهند و سرعت قیمتگذاری ریسک را چندین برابر افزایش دهند. در اروپا نیز نهادهای ناظر با ایجاد «پنجرههای نوآوری نظارتی» به شرکتها اجازه میدهند محصولات جدید را بهصورت آزمایشی و تحت نظارت سازگار عرضه کنند. ایران در چنین محیطی باید پاسخ دهد که آیا ساختار فعلی بیمه مرکزی، توانایی گذار از مدلهای کنترلمحور به مدلهای مشارکتی را دارد؟ آیا زیرساخت مناسب برای اشتراک، امنیت و تحلیل دادههای کلان بیمهای وجود دارد؟ و مهمتر از همه، آیا ارادهای برای تغییر شکل نظارت در سطح سیاستگذاری وجود دارد؟
اینشورتکها؛ نیروی محرک تغییر
اینشورتکها طی پنج سال اخیر نقش بیبدیلی در تحول بازار بیمه داشتهاند. برخلاف تصور اولیه که آنها را «واسطههای فروش» میدانست، امروز پلتفرمهای بیمه به یکی از مهمترین ابزارهای کاهش بیبیمگی تبدیل شدهاند؛ چراکه فرایندهای طاقتفرسا را کوتاه کرده، امکان مقایسه فراهم کرده و مردم را از موقعیتهای مختلف بیمهای آگاه کردهاند. تبلیغات فراگیر این پلتفرمها باعث شده مفاهیمی چون بیمه عمر، بیمه درمان تکمیلی و بیمه شخصثالث از سطح تخصصی به سطح عمومی راه پیدا کنند. از سوی دیگر، رقابت ایجادشده میان شرکتهای سنتی و بازیگران دیجیتال، قیمتگذاری و کیفیت خدمات را نیز تحتتأثیر قرار داده است. اما با وجود نقش مثبت اینشورتکها، هنوز نسبت رابطه نهاد ناظر با آنها روشن نیست. پرسش اصلی این است: آیا بیمه مرکزی آنها را «فرصت» میبیند یا «ریسک»؟ پاسخ به این سؤال مسیر آینده را تعیین میکند.
پرسشهایی برای آینده تنظیمگری
برای تحلیل وضعیت امروز صنعت بیمه ایران، چند سؤال اساسی باید دوباره مطرح شود:
• آیا بیمه مرکزی به سمت نظارت دادهمحور حرکت کرده یا همچنان بر گزارشهای کاغذی و مدلهای سنتی متکی است؟
• آیا نهاد ناظر آمادگی گفتوگو و همکاری ساختاریافته با پلتفرمهای آنلاین را دارد؟
• تا چه حد نظام حقوقی، استانداردهای تبادل داده و امنیت اطلاعات در صنعت بیمه همگام با نیازهای روز توسعه یافته است؟
• آیا صنعت بیمه ایران میتواند وارد مرحله «شبکه داده مشترک» شود که پایه حکمرانی نوین ریسک است؟
بیمه؛ پل پنهان میان اقتصاد و سیاستگذاری
اگر صنعت بیمه از شکل سنتی خارج شود، میتواند بر تصمیمسازی در حوزههایی بسیار فراتر از بازار بیمه اثر بگذارد:
• تحلیل ریسک سلامت و بیماریهای پرهزینه
• پیشبینی رفتار حملونقل و نرخ تصادفات
• برآورد خسارتهای اقلیمی
• تحلیل رفتار اقتصادی شهروندان
دادههای این کاربران، بیمه را به ستون سوم اقتصاد دیجیتال، در کنار بانک و پرداخت، تبدیل میکنند. اما تحقق این چشمانداز به یک شرط کلیدی وابسته است: تغییر نقش بیمه مرکزی از «ناظر بر داده» به «همکار در خلق داده». در صورت تحقق چنین تغییری، صنعت بیمه ایران میتواند نه تنها روندهای خود، بلکه جهتگیری سیاستگذاری عمومی را نیز دگرگون کند.