از بازیکنان خوش اخلاق تا منشوریها...
تراکتورسازی تبریز امسال با عملکرد بهتری نسبت به سال قبل در مسابقات لیگ برتر ظاهر شده است. در این اثناء نباید از وجود بازیکنان بسیار خوب و در عین حال با تجربه در این تیم غافل بود. وجود دو دو دروازه بان با تجربه، حضور دو ملی پوش ثابت تیم ملی در ترکیب این تیم، وجود بازیکنی نظیر رسول خطیبی با کوله باری از تجربه در کنار سه بازیکن خارجی که یقینا جزء بهترین خارجی های لیگ برتر در سالهای اخیر بوده اند در کنار حمایتهای هواداران این تیم همه و همه از عوامل موفقیت نسبی امسال تراکتور بوده است
البته درخشش علی علیزاده مهاجم اسبق سرخابی های تهران جالب توجه بود. این مهم در حالی تحقق یافته که رسانه های دیداری و نوشتاری سالهاست نسبت به این مهاجم و امثال او کم لطف هستند و حتی در گذشته ای نه چندان دور با دیده تمسخر به وی نگاه می کردند. مهاجم 28 ساله رفسنجانی پس از آنکه در پرسپولیس حضور یافت شاید به علت ضعف فنی پرسپولیس در آن سال به حق، چندان مورد توجه قرار نگرفت. پرتاب های اوت وی که در جهان کم نظیر است در ابتدا مورد تمسخر عام وخاص بود اما پس از چند سال میبینیم که حداقل در لیگ خودمان هر تیمی یک یا دو بازیکن را مامور پرتاب های بلند اوت دستی میکند تا راهکاری باشد برای گلسازی مهاجمین...
بی مهری ها با او در استقلال تشدید شد...البته باید پذیرفت حضور با پیراهن آبی برای مهاجم سال قبل پرسپولیس هرگز نمیتوانست بدون تبعات باشد...اما تنها تبعات منفی نصیب او شد...نه پاس گلهایش در بازی های مختلف چاره کار بود و نه گلی که در شهرآورد بزرگ پایتخت با پیراهن آبی به سرخ پوشان زد !!!
امثال علیزاده هرگز مورد وثوق اهالی عام فوتبال با عنایت مطبوعات قرار نگرفتند و احتمالا چنین نیز باقی خواهد ماند...حال چند سوال به ذهن خطور میکند... آیا چنین بازیکنانی برای آنکه حداقل بصورت معمول و بر اساس واقعیبات میدانی فوتبال ایرانی مورد توجه رسانه ها قرار بگیرند نیاز به لابی خاصی دارند؟ آیا برای مطرح شدن در سطح اول فوتبال یک مملکت پوشیدن پیراهن تیمهای بزرگ و داشتن هنری منحصر به فرد و داشتن عملکرد مثبت کمی و خصوصا کیفی کفایت نمیکند؟ فرق امثال این بازیکن با برخی از ستاره های کاغذی این روزهای فوتبال که بوی تعفنشان هر انسانی را می آزارد و متاسفانه همواره در راس تیترها و جلد برخی از مطبوعات هستند در چیست ؟ آیا تفاوت در مدل و اندازه مو و رنگ پوست برنزه افراد است؟
آیا مشکل در ابروهای برنداشته و مردانه است ؟ آیا نداشتن ماشین چند صد میلیونی که با آن روی فلان روزنامه عکسش چاپ نشود و یا احیانا نشناختن خیابانهای جردن ، فرشته ، سعادت آباد و اندرزگو برای دور دور با همان ماشین ایرادی وارد است؟ آیا مشکل امثال این افراد ربطی به نداشته پدری پول دار و نداشتن رابطه با فلان هنرپیشه معروف برای مطرح شدن حتی در اوج ناتوانی فنی است؟ آیا چون دخانیات و... مصرف نمیکنند و در پارتی های شبانه و مراسم خاص دستگیر نمیشوند و عادت به زندگی سالم در کنار همسر و فرزند دارند مستوجب بایکوت هستند؟
متاسفانه این روزها در فوتبال ما بدنام بودن بر کم نامی ارجحیت دارد...! این روزها به عنوان نمونه در اکثر موفقیت های تیم تراکتورسازی تبریز رد پای علیزاده چه در گلزنی و چه در گلسازی به چشم میخورد...جای تعجب دارد این مهم حتی در رسانه های استان آذربایجان هم چندان پررنگ نمیشود چه برسد به مطبوعات اکثرا زرد ورزشی و برنامه های ورزشی صدا و سیما با مجریانی که اکثرا تعلق رنگی به برخی تیمها هم دارند...شاید باید بدنام بود! شاید باید بزهکار بود و به عبارتی سهل تر در این فوتبال منشوری بود تا بیشتر در ویترین قرار گرفت! علی علیزاده یک نمونه ساده است...علیزاده های بسیاری در همین لیگ برتر ما حضور دارند که چوب سادگی و سلامت خود را میخورند...آنچنان که در دهه 60 اکثر فوتبالیستهای با لیاقت ما به خاطر محدودیتهای آن زمان به ورطه فراموشی سپرده شدند...
افسوس و هزاران افسوس...
حرکت انسانی ایمان مبعلی برای درمان یک دخترنابینا
در روزهاي گذشته با مساعدت سرپرست تيم و روابطعمومي باشگاه استقلال دختري خردسال که بر اثر يک حادثه دلخراش از ناحيه هر دو چشم مصدوم و نابينا شده و در آستانه نابينايي کامل قرار گرفته در محل تمرينات استقلال حضور پيدا کرد که با استقبال گرم کادرفني و بازيکنان استقلال مواجه شد. ايمان مبعلي در اولين لحظه برخورد با کودک نابينا ضمن ابراز تاسف از اين حادثه آمادگي خود را جهت تقبل هزينههاي ادامه درمان فاطمه را اعلام کرد.
اقدام خداپسندانه و پهلوانانه ايمان مبعلي،عليرغم ميل باطني وي مبني بر رسانهاي نشدن حركت ارزشي وي، قابل تقدیر است .



