گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۲۸۵۶۸
| | 3477 بازدید
كيهان
«كدام يك سؤال برانگيز است؟!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
در خبرها آمده است كه 7 تن از نمايندگان فراكسيون اقليت مجلس شوراي اسلامي با طرح سؤالي از وزير امور خارجه كشورمان از وي درباره كمك هاي نقدي جمهوري اسلامي ايران به حامد كرزاي رئيس جمهور افغانستان توضيح خواسته اند. اين سؤال با استناد به گزارش اخير روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز مطرح شده است و در نگاه اول مي تواند برخاسته از رسالت نمايندگي مردم و ضرورت نظارت بر عملكرد دولت در سياست خارجي تلقي شود ولي اين سكه روي ديگري نيز دارد كه يادداشت پيش روي به آن پرداخته است، با اين احتمال كه نمايندگان طرح كننده سؤال از آن غفلت ورزيده اند و انگيزه ديگري - انشاءالله- در ميان نبوده است.
اوايل هفته گذشته، روزنامه آمريكايي «نيويورك تايمز» در حالي كه ادعا مي كرد به يك «خبر سري» و طبقه بندي شده دست يافته است از كمك نقدي جمهوري اسلامي ايران به «عمر داودزاي» رئيس دفتر حامد كرزاي خبر داد و از آن با عنوان «رشوه» اي ياد كرد كه پنهان از نگاه رئيس جمهور افغانستان به رئيس دفتر وي پرداخت شده است. گزارش نيويورك تايمز بلافاصله پس از انتشار با استقبال گسترده رسانه هاي آمريكايي و اروپايي روبرو شد و جنجال تبليغاتي تازه اي عليه جمهوري اسلامي ايران شكل گرفت. چند ساعت بعد از انتشار اين خبر، حامد كرزاي رئيس جمهور افغانستان در مصاحبه اي ضمن تشكر از جمهوري اسلامي ايران، اعلام كرد كه كمك هاي نقدي مورد اشاره نيويورك تايمز، بخشي از توافقنامه جامعه جهاني در اجلاس «بن» بوده است و «داودزاي» به نمايندگي از وي آن را دريافت كرده است. كرزاي در اين مصاحبه مطبوعاتي كه خشم آمريكايي ها و عكس العمل شتابزده نيويورك تايمز را در پي داشت، گفت؛ «من سال گذشته كه به هرات رفته بودم در سخنراني خود از كمك نقدي ايران به دولت و دفتر رياست جمهوري افغانستان خبر داده و موارد هزينه اين كمك ها را نيز اعلام كرده بودم و تعجب مي كنم كه نيويورك تايمز از كدام دريافت پنهاني يا خبر ناگفته اي گزارش داده است.»
«نيويورك تايمز» يكي از سه روزنامه اثرگذار و جريان ساز در آمريكا است و از آن با عنوان روزنامه نزديك به كاخ سفيد و بازتاب دهنده مواضع دولت آمريكا ياد مي شود. اين روزنامه به خانواده يهودي و معروف «سولز برگر» -SULZBERGER- تعلق دارد.
مردم سالاري
«بلديه زير گيوتين» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم علي ودايع است كه در آن ميخوانيد:
اختلا ف ميان دولت و شهرداري تهران، فعاليت هاي عمراني و حمل ونقل شهري را با مشکل مواجه کرده است. شکاف خيابان پاستور- بهشت قدمتي دارد به طول عمر دولت نهم و دهم. شهرداري تهران که برخي از آن با عنوان قلب تپنده پايتخت ايران اسلا مي ياد مي کنند با مشکلات رنگارنگي دست به گريبان است; از بي توجهي دولت و عدم اختصاص بودجه هاي مورد نياز گرفته تا طرح هايي که روي ميز تحميل به تهران ظهور مي کند.
به رغم آن چه که دولت مي گويد بودجه و يارانه مورد نياز شهرداري به خصوص در زمينه حمل ونقل شهري اختصاص داده، مديريت شهري اين موضوع را رد مي کند و از معضلا ت مالي و عدم توانايي اداره آن سخن مي گويد. بحث مترو يا زيرگذر توحيد را مي توان نمونه بارز اختلا فات تلقي کرد. چند جلسه تعاملي بين شهردار و آقاي رئيس جمهور تشکيل شد اما ثمره اي نداشت يا نتايج آن در روابط اين دو ديده نشد و در عوض بي توجهي دولت به امور شهر تهران ادامه يافت; هر چند که اين بي توجهي گاه به ارائه طرحهايي تبديل شد که استقلا ل مديريت شهري را زير سوال مي برد.
به عنوان نمونه کمتر از يک سال پيش گفته شد تهران بايد به 14 منطقه تقسيم شود که توسط فرمانداران آن اداره مي شود. اين موضوع گرچه فعلا مسکوت مانده است اما ذهن مديران شهري را درگير خود کرده و آنها نگران تداخل امور شهري شده اند. در اين کشاکش سخن از انتخاب شهردار توسط راي مستقيم مردم به ميان آمد که با راي منفي بهارستان مواجه شد. چند روز پس از اين رخداد، دوم آبان ماه با حضور تعدادي از نمايندگان عضو کميسيون شوراهاي مجلس شوراي اسلا مي موضوع دولتي شدن شهرداران تصويب شد.
کميسيون در مصوبه جديد خود اعلا م کرد شهردار با پيشنهاد وزير کشور يا استاندار با راي شوراي شهر انتخاب شود. بر اساس اين مصوبه در صورتي که شورا دوبار با خواست وزير کشور مخا لفت کند اين وزير کشور و استاندار است که بدون راي شورا با استفاده از حق وتو شهردار را انتخاب مي کند و اين يعني فرمايشي شدن شوراهاي اسلا مي شهر که بود و نبود آن تفاوتي نمي کند.
با اين روال نظارت مردم بر شهرداري که توسط نمايندگان آنها در شوراها انجام مي گرفت از بين خواهد رفت. اين درحاليست که امام خميني (ره) همواره برمشارکت مردم در امور کشور تاکيد مي کردند و مي گفتند. «دنبال اين نباشيد که هي هر چيزي را دولتي کنيد». اين مطلب در کلا م مقام معظم رهبري نيز ديده مي شود که بر مشارکت مردم در اداره کشور و حتي نظارت برکارکرد دولتمردان تاکيد دارند.
در کشورهاي اروپايي از دو، سه قرن پيش تر، شهر وحتي پليس توسط شوراهاي محلي اداره مي شود و حتي عزل ونصب فرمانداران نيز با نظر اين شورا صورت مي گيرد و دولت مرکزي حق دخالت در امور شهري را ندارد. درواقع اروپايي ها سال ها پيش به اين نتيجه رسيده اند که براي اداره بهتر امور و پيشرفت جامعه از تمرکز گرايي امور اجرايي بايد پرهيز شود.
رسالت
«نمايشگاه مطبوعات؛ رسالتها و مأموريتها» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد مهدي انصاري است كه در آن ميخوانيد:
ديروز هفدهمين جشنواره و نمايشگاه بينالمللي مطبوعات و خبرگزاريها در تهران به كار خود پايان داد. رويداد بزرگ فرهنگي و رسانهاي كه اصحاب مطبوعات و ارباب رسانهها و جرايد را كه بيترديد از نخبگان جامعه هستند گرد هم جمع ميكند تا با تبادل تجربيات و طرح مباحثات سياسي و فرهنگي، بلوغ سياسي و تعالي فرهنگي جامعه را ارتقا بخشند. بيگمان نقش مطبوعات و خبرگزاريها در عرصه اطلاع رساني، بالندگي و رشد افكار و انديشههاي افراد جامعه حائز اهميت است. مطبوعات ميتوانند تجلي گاه خواستها، نيازها و تمايلات يك ملت بوده و در همين حال مظهر رشد فرهنگي و تحمل پذيري سياسي و نشانه وجود آزادي در جامعه باشد.
مطبوعات به عنوان حد واسط مردم - حاكميت و نخبگان قادرند نقش ممتاز و بي بديلي در طي مسير يك ملت و كشور به سوي سعادت و بصيرت همگان ايفا كنند. انتظار قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و قانون مطبوعات نيز همين است كه مطبوعات و رسانههاي ما بتوانند به ارتقاي آگاهيهاي عمومي و ترويج و تبليغ فرهنگ اصيل اسلامي و ديني بپردازند و اين همان رسالت مطلوب مطبوعات در نظام اسلامي است و البته ما با اين وضعيت مطلوب فاصله داريم، اما نفس حركت به سمت اهداف مورد نظر، عين موفقيت و تعالي است.
طبيعي است مطبوعات ما براي تحقق رسالتها و ماموريتهاي والاي خود زماني ميتوانند در جبهه بزرگي همچون جبهه رسانهاي انقلاب اسلامي نقش آفريني كنند كه از يك بنيه و ساختار قوي فكري برخوردار بوده و داراي ظرفيتهاي فني و علمي گستردهاي باشند. براي نيل به چنين مقصودي، ضروري است بنيانهاي علمي و تئوريك موجود تقويت شده و عرصه فكري جديدي فرا روي مقالات حوزه مطبوعات و رسانه گشوده شود. نمايشگاه مطبوعات كه امسال 17 سالگي خود را سپري كرد، از اين حيث فرصت مغتنمي بوده كه نخبگان و سرآمدان اين حوزه را گردهم آورد.
چهار سال است كه اين همايش رسانهاي با مشاركت كشورهاي مختلف دنيا همراه گشته و صبغه "بينالمللي" نيز پيدا كرده تا نمايندگان رسانههاي خارجي نيز با حضور در اين نمايشگاه و جشنواره با رسانههاي كشورمان به تعامل انديشه و تبادل تجربه بپردازند و با كم و كيف فعاليتهاي مطبوعاتي و رسانهاي در جمهوري اسلامي آشنا شوند. امسال نمايشگاه هفدهم، بيش از هر چيز رويكردي كاملا كيفي و محتوايي داشت.
بر پايي بيش از50 برنامه گوناگون اعم از سخنراني، نشستهاي تخصصي و همانديشي، همايش، رونمايي از چندين سامانه نرم افزاري فرهنگي و رسانهاي، كنفرانسهاي خبري وزرا با نمايندگان رسانههاي خارجي، مراسم انتخاب برترين خبرنگار زن جهان اسلام، فراخوان مقاله، برپايي كارگاههاي آموزشي فشرده، ارائه محصولات متنوع مكتوب و ديجيتال با موضوعات رسانه در قرن 21، جنگ نرم، وبلاگ نويسي پيشرفته، آينده پژوهي رسانه در ايران و موضوعات ديگر كه از سوي دفتر مطالعات و برنامهريزي رسانهها ارائه شد، به علاوه دهها جلسه بحث و مباحثه درداخل غرفهها همه و همه نخبگان دانشگاهي و جوانان علاقهمند را به نمايشگاه كشاند تا اين بار نمايشگاهي متفاوت، علمي و محتوايي را تجربه كنند. حضور 16 غرفه فعال بسيج دانشجويي و شركت نشريات دانشجويي سراسر كشور براي اولين بار در جشنواره و نمايشگاه مطبوعات، تجربهاي موفق از آب درآمد كه شايسته و بايسته است در تمام نمايشگاهها و همايشها، دنبال شود. نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاريها كه يك مقوله سياسي و فرهنگي حساس را در بر ميگيرد، در شرايطي آرام و معقول با نمايش فهم و شعور سياسي غرفهداران و ارباب جرايد برگزار شد.
ما اين وضعيت را به فال نيك ميگيريم و اميدواريم اهالي قلم و رسانهها بتوانند نقش تاريخي و سازنده خود را در پيشرفت و تعالي ايران اسلامي، مهندسي فرهنگ عمومي كشور، بلوغ سياسي و مطالبه گري اجتماعي ايفا كنند.
ابتكار
«اسلام ايراني از کدام نوع است؟» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم غلامرضا کمالي پناه است كه در آن ميخوانيد:
طرح مکتب و اسلام ايراني مدتي است در فضاي سياسي جامعه آهسته آهسته چتري افشاند.بانيان و حاميان اين طرح که در دو تعبير ولي با يک مفهوم بيان شده،اتفاقاً رئيس جمهور محترم و سر دفتر ايشان آقاي مشايي هستند .برخي از علماي مذهبي و سياسيون غالباً اصولگرا،در برابر اين نگرش علم اعتراض افراخته و به انتقادهاي شديدي پرداخته اند.داغ ترين انتقادي که تازه از تنور سياسي بيرون آمده مربوط به آقاي آملي لاريجاني،رئيس محترم قوه قضاييه است .وي طرح مکتب و اسلام ايراني را کاملا انحرافي و مخالف آيات قرآني و روايات و اعتقادات اسلامي قلمداد نموده است.
ايشان البته توصيه نموده که مسئولان در بيان ايدههاي خويش دقت بيشتري نمايند. اگر چه اين روزها دغدغههاي مردم چيزهاي ديگري است و هيبت ظهور غول اجراي هدفمندي يارانهها آنها را به وحشت انداخته و بيم خرد شدن استخوان هايشان در زير پاي اين غول دلهرهها آفريده است و هرم نفس اين هيولا(يعني گران شدن زودرس برخي کالاها) آن قدر رعب انگيز و جان سوز است که قدرت شنيدن و انديشيدن به حرفهاي ديگر را از آنها گرفته است؛ با وجود اين، اگر اين ايدهها اصالت داشته باشند و صاحبان آنها در اجراي افکار طرحهاي خويش جديت به خرح دهند به سادگي نميتوان از کنار اين طرحها گذشت.
خاصه که حاميان اسلام ايراني (نه ايران اسلامي) مهمترين و قدرتمندترين قوه کشور يعني قوه مجريه را در اختيار دارند و در طول دوره حکمراني خود ثابت کرده اند جسارت و لجاجت لازم را براي پيگيري خواستهها و افکار خويش و به عمل رساندن آنها دارند.
بي اعتنايي قاطبه جامعه و نخبگان سياسي به طرح اين موضوعات و عدم واکنش لازم به آنها،دلايل گوناگون ميتواند داشته باشد .يا از اين جهت است که از پستوي اين ايدهها بي خبرند و درباره مبناي اين طرحها و سابقه اهداف و انگيزهها و فوايد و زيانهاي آنها اطلاعات چنداني ندارند ياواقعاً برخي به عمد سکوت کرده اند و اين سکوت معاني متفاوتي ميتواند داشته باشد، از جمله اين که بي واکنش موجب مطرح نشدن آنها ميشود يا اين که به اين موضوع پي برده اند که دولتيها کار خود را ميکنند و از دست کسي کاري بر نميآيد و...
خلاصه هر دليلي که داشته باشد،صحيح نيست که اين بحث نوظهور و شگفت انگيز مسکوت گذارده شود.
واقعيت اين است که اسلام منحصر به قوم يا ملت ونژاد خاصي نيست،بلکه ديني فراگير وانسان محور است. اين دين مرزهاي قوميت را درمي نوردد و نور هدايت خود را در قلمرو سرزمين انسانيت در همه زمانها ومکانها ميگستراند. اين همان اسلامي است که امام(ره)از آن بعنوان اسلام ناب محمدي(ص) تعبير کردند.
جمهوري اسلامي
«انتخابات آمريكا و آينده دشوار اوباما» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
امروز مردم آمريكا به پاي صندوقهاي راي ميروند تا تمامي 435 عضو مجلس نمايندگان، يك سوم از 100 عضو سنا و همچنين 36 فرماندار ايالتي آمريكا (دو سوم از كل فرمانداران) را انتخاب كنند.
انتخابات امروز اگرچه ميان دورهاي است ولي اين موضوع چيزي از اهميت و حساسيت اين رخداد سياسي آمريكا به ويژه براي دمكراتها و مشخصاً باراك اوباما، كه طي ماههاي اخير به سرعت بياعتبار شده است، نميكاهد.
براساس پيشبينيها و نظرسنجيها در انتخابات امروز، شكست سنگيني در انتظار دمكراتهاست و جمهوريخواهان حدود 39 كرسي جديد را در مجلس نمايندگان به دست خواهند آورد و به اين ترتيب اكثريت را از چنگ دمكراتها خارج خواهند ساخت كه اين امر از چندي پيش يك كابوس براي اوباما شده است.
در صورت تحقق اين پيشبينيها و تسلط جمهوريخواهان بر كنگره، اوباما را هم بايد در ادامه دوره رياست جمهوريش "اردك لنگ" ديگري به حساب آورد. اردك لنگ اصطلاحاً در صحنه سياسي آمريكا به روساي جمهوري اطلاق ميشود كه پشتيباني اكثريت كنگره را از دست ميدهند و طبعاً قدرت عمل آنها در تصويب قوانين و تاييد اقداماتشان به شدت محدود ميشود. شايد تنها دلگرمي اوباما اين باشد كه مجلس سنا همچنان در اختيار دمكراتها ميماند.
در يك سال و نيم گذشته، اوباما راي اكثريت قاطع كنگره را به همراه داشت و اين وضعيت به او كمك كرد تا لوايح مورد نظر خود، ازجمله لوايح اصلاح نظام خدمات درماني، بيمه و نظام مالي را به تصويب برساند. اين درحالي بود كه جمهوريخواهان با اتفاقنظر كامل به آن لوايح راي منفي دادند و اين رويداد، هشداري بود براي اوباما كه در صورت كسب اكثريت توسط جمهوريخواهان، ادامه راه براي وي شديداً ناهموار خواهد بود.
شرايط حاضر، حاكميت فضاي دوقطبي شديد در صحنه سياسي آمريكا را علني ميسازد و به اين علت هم بود كه اوباما از چندي پيش، شخصاً با هدف انجام تبليغات براي نامزدهاي هم حزبيش به ايالتهاي متعدد سفر كرد.
افزايش نرخ بيكاري به حدود 10 درصد و عدم تحقق وعدههاي اوباما در زمينه بهبود اقتصادي مردم، و تداوم شكست سياستهاي واشنگتن در صحنه خارجي، از مهمترين عوامل در رويگرداني مردم آمريكا از اوباما و دمكراتها بوده است. در صحنه خارجي، وخيمترشدن اوضاع افغانستان و افزايش تلفات نيروهاي آمريكا و ناتو و همچنين شرايط سردرگم در عراق، از ديگر نقاط منفي كارنامه يك و نيم ساله اوباما ميباشد.
البته بديهي است كه بخش عمده نابسامانيهاي گريبانگير اوباما، ميراث سياستهاي ماجراجويانه جورج بوش، رئيسجمهور سابق آمريكا ميباشد ولي اين نميتواند مجوزي باشد براي اينكه جمهوريخواهان، با فرصتطلبي، عامل عمده اين مصيبتها و فلاكتها را باراك اوباما و سياستهاي وي معرفي نكنند.
آرمان
«چانهزنياروپا وآمريکا درباره ايران»عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم احمد بخشايشي است كه در آن ميخوانيد:
اهداف آمريکا از پيشنهاد جديدش در رابطه با تبادل سوخت 1995 کيلو به جاي 1200 کيلو چيست؟ آمريکاييها گفتهاند که به جاي 1200 کيلوگرم 1995 کيلوگرم اورانيوم بايد مبادله شود.
طرح اين پيشنهاد به اين دليل است که از يک سو آمريکا فکر ميکند که ايران طي اين مدت ذخاير استراتژيکاش را افزايش داده و ميزان اورانيوم غني شده 5 درصدي ايران در حدود 2000 تا 3000 کيلوگرم است.
بنابراين آمريکا با طرح اين پيشنهاد ميخواهد ذخاير ايران را از دستاش خارج کند. از سويي ديگر چون در بيانيه تهران به طور مشخص بيان شده است که ميزان اورانيوم مورد مبادله 1200 کيلوگرم است، آمريکا با طرح اين پيشنهاد ميخواهد به اين بيانيه نيز بي توجهي کند.
اوباما، داسيلوا را مامور کرد تا مسئله تبادل سوخت را حل کند، آمريکا احساس ميکرد که ايران پيشنهاد برزيل و ترکيه را نخواهد پذيرفت و در نتيجه آمريکا با انجام تبليغات منفي عليه ايران خواهد توانست اين دو را در کنار خود قرار دهد. زماني که ايران حاضر شد اين بيانيه را امضا کند، بيشتر از همه روسيه ناراحت شد. چون روسيه اين امتيازات را حق خودش ميدانست.
به همين دليل است که الان فشار روسيه بر ايران افزايش پيدا کرده است. روي هم رفته فضا به نفع ايران است، با اين وجود آمريکا فکر ميکند که ايران در حال ضعف بسر ميبرد و به همين دليل دست براي مذاکره دراز کرده است.
در هر حال از نظر آمريکا همين که گفته شود ايران حاضر به مذاکره شد، يک نقطه ضعف براي ايران و پيروزي براي آمريکا محسوب ميشود. اروپاييها منافع خودشان را دنبال ميکنند و دوست ندارند مشکل ايران با آمريکا به سرعت حل شود. در واقع اروپا ميخواهد با آمريکا بر سر ايران چانه زني کرده و امتياز بدست بياورد.
آمريکا علاقمند است بگويد که تحريمهاي هوشمند اثر گذار بوده و باعث شده است ايران هزينههايي را بپردازد، اگرچه ايران اعتقاد دارد که اين هزينهها به اندازهاي نشده است که ما را تسليم کند.
آفرينش
«هدفمندي و صنايع»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
با نزديک تر شدن به زمان آغاز اجر اي طرح هدفمند سازي يارانه ها اينک اين صنايع کشور است که به عنوان يکي از مهمترين بخش هاي اقتصادي که يکي از بيشترين سهم مصرف انرژي در كشور را دارد بايد با توجهي مضاعف به آن نگريسته شود در اين بين تاثيرات کوتاه مدت و بلند مدت منفي آغاز هد فمند سازي يارانه ها بر صنايع و نوع اقدامات حمايتي دولت از اين صنايع همواره از مباحث مهمي است که اينک بيش از هر زماني بايد با جديت بدان نگريسته شود.
در واقع طبق بر خي از امار ها حدود 7 هزار واحد وبنگاه توليدي معادل 10درصد از اجراي قانون هدفمند سازي يارانه ها تاثيرپذيري بالا يا متوسط دارد كه از اين بين 700 واحد معادل يك درصد كل واحدهاي توليدي تاثيرپذيري بالايي بر خود خواهند داشت در اين حال اين طيف گسترده از تاثير پذيري و آسيب پذيري کم ,متوسط و بالا بايد مورد نظر مقامات دولتي و صنعتي باشد در اين راستا قابل توجه است که از انجا که رقم دقيقي از نوع تاثير منفي اجراي هدفمند سازي يارانه ها بر روي بخش هاي مختلف صنايع نميتوان ارائه داد دولت بايد با تدوين سناريو هايي براي مقابله با هر نوع تاثير گسترده و منفي اجراي طرح برروي صنايع آمادگي خود را حفظ کند گذشته از اين بايد به ياد داشت که مسلما بخشي از صنايع گوناگون کشور خصوصي است در اين حال عدم توجه لازم دولت به اين صنايع چه قبل از اجر اي طرح و چه پس از آن ميتواند تاثيرات اصلي و جانبي زيادي را ايجاد کند.
در اين حال به نظر ميرسد دولت با طرحهاي حمايتي از بخش صنعت از اجراي طرحهاي مختلف براي بهينهسازي مصرف انرژي و همچنين حمايت مالي از بنگاهها و واحدهاي صنعتي در زمان اجراي طرح هدفمند كردن يارانهها وطرح هاي حمايتي يا از طريق تحقيق و توسعه، توسعه خطوط تامين نقدينگي براي توليد محصولات بهينه و يا اصلاح روش توليد جديد تسهيلاتي را براي حمايت از بخش صنعت در راستاي اجر اي هدفمند سازي يارانه ها مورد نظر قرار داده است اما بايد گفت آيا اين حمايت دولت ميتواند همه گير باشد و تمام بخش هاي صنعت را در بر گيرد و ميتواند باعث كنترل قيمت محصولات صنعتي و عدم رشد بالاي آنها گردد,علاوه بر اين آيا دولت کوشيده است تا صنايع با تاثير پذيري بالا را مورد حمايت حداکثري قرار داده و اين حمايت در بخش هاي مختلف ميتواند به عدم ايجاد مشکل براي برخي صنايع از جمله بخش هاي صادرا تي نينجامد و يا اينکه به کاهش ظرفيت توليدي آنها و بيکارشدن بخشي از نيرو هاي کار آنان نينجامد؟
آنچه مشخص است از انجا که دولت به مثابه سازماندهنده بخشهاي متعدد اقتصادي کشور، مسئوليت اجراي صحيح نظام پرداخت يارانهها را برعهده دارد، بديهي است در چنين شرايطي نيز تمام ملاحظات و سناريو هاي مربوط به اجراي صحيح طرح هدفمند کردن يارانهها نيز بايد مد نظر باشد يعني هر چند نمي توان آينده را دقيق پيشبيني کرد اما با تدوين سناريو ها و پيش بيني هايي ميتوان از هر گونه وقوع مشکل يا بحراني در بخش صنعت کشور در فرداي اجراي طرح هدفمند کردن يارانه ها کاست. و با جديت و دقتي كه مسئولان در اجراي اين طرح ملي مينمايند چنين هم خواهد شد.
دنياي اقتصاد
«پيروزي اقتصاد بر تفنگ»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است كه در آن ميخوانيد:
پيروزي خانم ديلما روسف در انتخابات رياستجمهوري برزيل از جهات گوناگون شگفتانگيز و عبرتآموز است.
اين سياستمدار 62 ساله برزيلي، چهار دهه پيش تفنگ بر دوش بود و با دولت وقت برزيل ميجنگيد. از مبارزه مسلحانهاش خيري نديد و وارد دنياي سياست شد.
معبر ورود او به سياست، علم اقتصاد و مهمترين شغلش وزارت نفت برزيل بود. روسف نخستين زني است كه در برزيل به رياستجمهوري ميرسد.
وجه ديگر اين انتخاب نيز درخور تامل است. روسف زير سايه و تحت حمايت داسيلوا، رييسجمهور كنوني برزيل رشد كرد و با حمايت اين رهبر چپگرا به قدرت رسيد. اما در همين دوران رشد سياسي، از عيار چپگرايياش كاسته شد و به اقتصادداني ميانه رو و متمايل به اقتصاد آزاد تبديل شد. اين درست همان راهي است كه رييسجمهور كنوني برزيل پيمود.داسيلوا در سال 2002 ميلادي با شعارهاي چپگرايانه وارد عرصه انتخابات شد و به عنوان رهبر «حزب كارگران» به رياست جمهوري رسيد.
اما در هفتههاي نخست رياستجمهورياش در سال 2003 رفتاري عجيب از خود نشان داد. در حالي كه رهبران كشورهاي فقير جهان در پورتوالگره ميهمان او بودند و قرار بود نقشه راه مبارزه با «ثروتمندان جهان» را طراحي كنند، داسيلوا ميهمانان را رها كرد و به داووس سوئيس رفت تا خود ميهمان باشگاه توانگران شود.
او در آنجا تقاضاي سه ميليارد دلار وام كرد و اين درخواست مقدمه آشتي او با صندوق بينالمللي پول شد. نزديك شدن داسيلوا به غرب، نگراني پيشين درباره اينكه مبادا او هم راه هوگوچاوز رييس جمهور چپگراي ونزوئلا را در پيش گيرد، برطرف كرد. البته داسيلوا در زمينه تامين اجتماعي و حمايت از كمدرآمدها كوشش بسيار كرد، اما بنيان برنامه اقتصادي خود را بر اقتصاد آزاد گذاشت.
خانم ديلما روسف، برائت از چپ را زودتر از داسيلوا و پيش از انتخاب شدن آغاز كرد به همين علت اكنون در زمره سياستمداران واقعگرا به شمار ميرود. روسف وارث اقتصاد با ثبات، سياست داخلي متعادل و سياست خارجي فعال شده است و به نظر ميرسد در دوران رياست جمهوري وي اين شاخصها حفظ شود. زيرا تعهد او به علم اقتصاد و تقيدش به رفتار مصلحت جويانه بيش از داسيلوا است؛ و دست آخر اينكه او فرق قدرت آني تفنگ و قدرت هميشگي اقتصاد را ميشناسد.
از اين جهت ميتوان انتخاب اين بانوي برزيلي را به رياست جمهوري بزرگترين كشور آمريكاي جنوبي و يكي از مهمترين كشورهاي جهان، پيروزي اقتصاد و واقعبيني بر تفنگ و خيالپردازي دانست.
جهان صنعت
«بمب دستساز پولي» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم نرگس حسينزاده است كه در آن ميخوانيد:
هشدار قائممقام بانک مرکزي به حضور فعال موسسات غيرمجاز پولي در شرايطي مطرح ميشود که سابقه تشکيل اين موسسات بيش از عمر دولت نهم و دهم است. حضور و گسترش اين موسسات از ابتداي انقلاب آغاز شده و ادامه دارد از همين رو اگر بانک مرکزي عزم کرده که بازار غيرمتشکل پولي را ساماندهي کند شايد بهتر باشد ابتدا قانون بانکداري بدون ربا را به صورت کامل تعريف کند.
بانک مرکزي بارها عنوان کرده که هر نوع تصميمي در حوزه پولي و بانکي براساس قانون بانکداري بدون ربا اخذ ميشود حال آنکه برخيها معتقدند آنچه بانک مرکزي به عنوان ابزار در هدايت سيستم بانکي به کار ميبرد براساس شرع و قوانين اسلام نيست و بانک مرکزي در واقع ابزار ربا را در حوزه بانکي گسترش ميدهد.
وقتي بر سر ربا در سيستم بانکي اجماع کاملي وجود ندارد، پرواضح است که در سايه نبود همين توافق گروهي خود را مقيد به اجراي قوانين و ضوابط بانک مرکزي نميبينند و به گفته آقاي پورمحمدي، 97 هزار ميليارد تومان پول را به اين راحتي جذب ميکنند. حال آنکه بانکها با تمام امکانات و ابزارهاي تبليغاتي قادر به حفظ منابع خود نيستند.
بمب ساعتي که قائممقام بانک مرکزي به آن اشاره ميکند، بيترديد بمبي دستساز است که ميتوان با تدبير آن را خنثي کرد به شرط آنکه بانک مرکزي هم با مردم صادق باشد.
«كدام يك سؤال برانگيز است؟!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
در خبرها آمده است كه 7 تن از نمايندگان فراكسيون اقليت مجلس شوراي اسلامي با طرح سؤالي از وزير امور خارجه كشورمان از وي درباره كمك هاي نقدي جمهوري اسلامي ايران به حامد كرزاي رئيس جمهور افغانستان توضيح خواسته اند. اين سؤال با استناد به گزارش اخير روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز مطرح شده است و در نگاه اول مي تواند برخاسته از رسالت نمايندگي مردم و ضرورت نظارت بر عملكرد دولت در سياست خارجي تلقي شود ولي اين سكه روي ديگري نيز دارد كه يادداشت پيش روي به آن پرداخته است، با اين احتمال كه نمايندگان طرح كننده سؤال از آن غفلت ورزيده اند و انگيزه ديگري - انشاءالله- در ميان نبوده است.
اوايل هفته گذشته، روزنامه آمريكايي «نيويورك تايمز» در حالي كه ادعا مي كرد به يك «خبر سري» و طبقه بندي شده دست يافته است از كمك نقدي جمهوري اسلامي ايران به «عمر داودزاي» رئيس دفتر حامد كرزاي خبر داد و از آن با عنوان «رشوه» اي ياد كرد كه پنهان از نگاه رئيس جمهور افغانستان به رئيس دفتر وي پرداخت شده است. گزارش نيويورك تايمز بلافاصله پس از انتشار با استقبال گسترده رسانه هاي آمريكايي و اروپايي روبرو شد و جنجال تبليغاتي تازه اي عليه جمهوري اسلامي ايران شكل گرفت. چند ساعت بعد از انتشار اين خبر، حامد كرزاي رئيس جمهور افغانستان در مصاحبه اي ضمن تشكر از جمهوري اسلامي ايران، اعلام كرد كه كمك هاي نقدي مورد اشاره نيويورك تايمز، بخشي از توافقنامه جامعه جهاني در اجلاس «بن» بوده است و «داودزاي» به نمايندگي از وي آن را دريافت كرده است. كرزاي در اين مصاحبه مطبوعاتي كه خشم آمريكايي ها و عكس العمل شتابزده نيويورك تايمز را در پي داشت، گفت؛ «من سال گذشته كه به هرات رفته بودم در سخنراني خود از كمك نقدي ايران به دولت و دفتر رياست جمهوري افغانستان خبر داده و موارد هزينه اين كمك ها را نيز اعلام كرده بودم و تعجب مي كنم كه نيويورك تايمز از كدام دريافت پنهاني يا خبر ناگفته اي گزارش داده است.»
«نيويورك تايمز» يكي از سه روزنامه اثرگذار و جريان ساز در آمريكا است و از آن با عنوان روزنامه نزديك به كاخ سفيد و بازتاب دهنده مواضع دولت آمريكا ياد مي شود. اين روزنامه به خانواده يهودي و معروف «سولز برگر» -SULZBERGER- تعلق دارد.
مردم سالاري
«بلديه زير گيوتين» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم علي ودايع است كه در آن ميخوانيد:
اختلا ف ميان دولت و شهرداري تهران، فعاليت هاي عمراني و حمل ونقل شهري را با مشکل مواجه کرده است. شکاف خيابان پاستور- بهشت قدمتي دارد به طول عمر دولت نهم و دهم. شهرداري تهران که برخي از آن با عنوان قلب تپنده پايتخت ايران اسلا مي ياد مي کنند با مشکلات رنگارنگي دست به گريبان است; از بي توجهي دولت و عدم اختصاص بودجه هاي مورد نياز گرفته تا طرح هايي که روي ميز تحميل به تهران ظهور مي کند.
به رغم آن چه که دولت مي گويد بودجه و يارانه مورد نياز شهرداري به خصوص در زمينه حمل ونقل شهري اختصاص داده، مديريت شهري اين موضوع را رد مي کند و از معضلا ت مالي و عدم توانايي اداره آن سخن مي گويد. بحث مترو يا زيرگذر توحيد را مي توان نمونه بارز اختلا فات تلقي کرد. چند جلسه تعاملي بين شهردار و آقاي رئيس جمهور تشکيل شد اما ثمره اي نداشت يا نتايج آن در روابط اين دو ديده نشد و در عوض بي توجهي دولت به امور شهر تهران ادامه يافت; هر چند که اين بي توجهي گاه به ارائه طرحهايي تبديل شد که استقلا ل مديريت شهري را زير سوال مي برد.
به عنوان نمونه کمتر از يک سال پيش گفته شد تهران بايد به 14 منطقه تقسيم شود که توسط فرمانداران آن اداره مي شود. اين موضوع گرچه فعلا مسکوت مانده است اما ذهن مديران شهري را درگير خود کرده و آنها نگران تداخل امور شهري شده اند. در اين کشاکش سخن از انتخاب شهردار توسط راي مستقيم مردم به ميان آمد که با راي منفي بهارستان مواجه شد. چند روز پس از اين رخداد، دوم آبان ماه با حضور تعدادي از نمايندگان عضو کميسيون شوراهاي مجلس شوراي اسلا مي موضوع دولتي شدن شهرداران تصويب شد.
کميسيون در مصوبه جديد خود اعلا م کرد شهردار با پيشنهاد وزير کشور يا استاندار با راي شوراي شهر انتخاب شود. بر اساس اين مصوبه در صورتي که شورا دوبار با خواست وزير کشور مخا لفت کند اين وزير کشور و استاندار است که بدون راي شورا با استفاده از حق وتو شهردار را انتخاب مي کند و اين يعني فرمايشي شدن شوراهاي اسلا مي شهر که بود و نبود آن تفاوتي نمي کند.
با اين روال نظارت مردم بر شهرداري که توسط نمايندگان آنها در شوراها انجام مي گرفت از بين خواهد رفت. اين درحاليست که امام خميني (ره) همواره برمشارکت مردم در امور کشور تاکيد مي کردند و مي گفتند. «دنبال اين نباشيد که هي هر چيزي را دولتي کنيد». اين مطلب در کلا م مقام معظم رهبري نيز ديده مي شود که بر مشارکت مردم در اداره کشور و حتي نظارت برکارکرد دولتمردان تاکيد دارند.
در کشورهاي اروپايي از دو، سه قرن پيش تر، شهر وحتي پليس توسط شوراهاي محلي اداره مي شود و حتي عزل ونصب فرمانداران نيز با نظر اين شورا صورت مي گيرد و دولت مرکزي حق دخالت در امور شهري را ندارد. درواقع اروپايي ها سال ها پيش به اين نتيجه رسيده اند که براي اداره بهتر امور و پيشرفت جامعه از تمرکز گرايي امور اجرايي بايد پرهيز شود.
رسالت
«نمايشگاه مطبوعات؛ رسالتها و مأموريتها» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد مهدي انصاري است كه در آن ميخوانيد:
ديروز هفدهمين جشنواره و نمايشگاه بينالمللي مطبوعات و خبرگزاريها در تهران به كار خود پايان داد. رويداد بزرگ فرهنگي و رسانهاي كه اصحاب مطبوعات و ارباب رسانهها و جرايد را كه بيترديد از نخبگان جامعه هستند گرد هم جمع ميكند تا با تبادل تجربيات و طرح مباحثات سياسي و فرهنگي، بلوغ سياسي و تعالي فرهنگي جامعه را ارتقا بخشند. بيگمان نقش مطبوعات و خبرگزاريها در عرصه اطلاع رساني، بالندگي و رشد افكار و انديشههاي افراد جامعه حائز اهميت است. مطبوعات ميتوانند تجلي گاه خواستها، نيازها و تمايلات يك ملت بوده و در همين حال مظهر رشد فرهنگي و تحمل پذيري سياسي و نشانه وجود آزادي در جامعه باشد.
مطبوعات به عنوان حد واسط مردم - حاكميت و نخبگان قادرند نقش ممتاز و بي بديلي در طي مسير يك ملت و كشور به سوي سعادت و بصيرت همگان ايفا كنند. انتظار قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و قانون مطبوعات نيز همين است كه مطبوعات و رسانههاي ما بتوانند به ارتقاي آگاهيهاي عمومي و ترويج و تبليغ فرهنگ اصيل اسلامي و ديني بپردازند و اين همان رسالت مطلوب مطبوعات در نظام اسلامي است و البته ما با اين وضعيت مطلوب فاصله داريم، اما نفس حركت به سمت اهداف مورد نظر، عين موفقيت و تعالي است.
طبيعي است مطبوعات ما براي تحقق رسالتها و ماموريتهاي والاي خود زماني ميتوانند در جبهه بزرگي همچون جبهه رسانهاي انقلاب اسلامي نقش آفريني كنند كه از يك بنيه و ساختار قوي فكري برخوردار بوده و داراي ظرفيتهاي فني و علمي گستردهاي باشند. براي نيل به چنين مقصودي، ضروري است بنيانهاي علمي و تئوريك موجود تقويت شده و عرصه فكري جديدي فرا روي مقالات حوزه مطبوعات و رسانه گشوده شود. نمايشگاه مطبوعات كه امسال 17 سالگي خود را سپري كرد، از اين حيث فرصت مغتنمي بوده كه نخبگان و سرآمدان اين حوزه را گردهم آورد.
چهار سال است كه اين همايش رسانهاي با مشاركت كشورهاي مختلف دنيا همراه گشته و صبغه "بينالمللي" نيز پيدا كرده تا نمايندگان رسانههاي خارجي نيز با حضور در اين نمايشگاه و جشنواره با رسانههاي كشورمان به تعامل انديشه و تبادل تجربه بپردازند و با كم و كيف فعاليتهاي مطبوعاتي و رسانهاي در جمهوري اسلامي آشنا شوند. امسال نمايشگاه هفدهم، بيش از هر چيز رويكردي كاملا كيفي و محتوايي داشت.
بر پايي بيش از50 برنامه گوناگون اعم از سخنراني، نشستهاي تخصصي و همانديشي، همايش، رونمايي از چندين سامانه نرم افزاري فرهنگي و رسانهاي، كنفرانسهاي خبري وزرا با نمايندگان رسانههاي خارجي، مراسم انتخاب برترين خبرنگار زن جهان اسلام، فراخوان مقاله، برپايي كارگاههاي آموزشي فشرده، ارائه محصولات متنوع مكتوب و ديجيتال با موضوعات رسانه در قرن 21، جنگ نرم، وبلاگ نويسي پيشرفته، آينده پژوهي رسانه در ايران و موضوعات ديگر كه از سوي دفتر مطالعات و برنامهريزي رسانهها ارائه شد، به علاوه دهها جلسه بحث و مباحثه درداخل غرفهها همه و همه نخبگان دانشگاهي و جوانان علاقهمند را به نمايشگاه كشاند تا اين بار نمايشگاهي متفاوت، علمي و محتوايي را تجربه كنند. حضور 16 غرفه فعال بسيج دانشجويي و شركت نشريات دانشجويي سراسر كشور براي اولين بار در جشنواره و نمايشگاه مطبوعات، تجربهاي موفق از آب درآمد كه شايسته و بايسته است در تمام نمايشگاهها و همايشها، دنبال شود. نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاريها كه يك مقوله سياسي و فرهنگي حساس را در بر ميگيرد، در شرايطي آرام و معقول با نمايش فهم و شعور سياسي غرفهداران و ارباب جرايد برگزار شد.
ما اين وضعيت را به فال نيك ميگيريم و اميدواريم اهالي قلم و رسانهها بتوانند نقش تاريخي و سازنده خود را در پيشرفت و تعالي ايران اسلامي، مهندسي فرهنگ عمومي كشور، بلوغ سياسي و مطالبه گري اجتماعي ايفا كنند.
ابتكار
«اسلام ايراني از کدام نوع است؟» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم غلامرضا کمالي پناه است كه در آن ميخوانيد:
طرح مکتب و اسلام ايراني مدتي است در فضاي سياسي جامعه آهسته آهسته چتري افشاند.بانيان و حاميان اين طرح که در دو تعبير ولي با يک مفهوم بيان شده،اتفاقاً رئيس جمهور محترم و سر دفتر ايشان آقاي مشايي هستند .برخي از علماي مذهبي و سياسيون غالباً اصولگرا،در برابر اين نگرش علم اعتراض افراخته و به انتقادهاي شديدي پرداخته اند.داغ ترين انتقادي که تازه از تنور سياسي بيرون آمده مربوط به آقاي آملي لاريجاني،رئيس محترم قوه قضاييه است .وي طرح مکتب و اسلام ايراني را کاملا انحرافي و مخالف آيات قرآني و روايات و اعتقادات اسلامي قلمداد نموده است.
ايشان البته توصيه نموده که مسئولان در بيان ايدههاي خويش دقت بيشتري نمايند. اگر چه اين روزها دغدغههاي مردم چيزهاي ديگري است و هيبت ظهور غول اجراي هدفمندي يارانهها آنها را به وحشت انداخته و بيم خرد شدن استخوان هايشان در زير پاي اين غول دلهرهها آفريده است و هرم نفس اين هيولا(يعني گران شدن زودرس برخي کالاها) آن قدر رعب انگيز و جان سوز است که قدرت شنيدن و انديشيدن به حرفهاي ديگر را از آنها گرفته است؛ با وجود اين، اگر اين ايدهها اصالت داشته باشند و صاحبان آنها در اجراي افکار طرحهاي خويش جديت به خرح دهند به سادگي نميتوان از کنار اين طرحها گذشت.
خاصه که حاميان اسلام ايراني (نه ايران اسلامي) مهمترين و قدرتمندترين قوه کشور يعني قوه مجريه را در اختيار دارند و در طول دوره حکمراني خود ثابت کرده اند جسارت و لجاجت لازم را براي پيگيري خواستهها و افکار خويش و به عمل رساندن آنها دارند.
بي اعتنايي قاطبه جامعه و نخبگان سياسي به طرح اين موضوعات و عدم واکنش لازم به آنها،دلايل گوناگون ميتواند داشته باشد .يا از اين جهت است که از پستوي اين ايدهها بي خبرند و درباره مبناي اين طرحها و سابقه اهداف و انگيزهها و فوايد و زيانهاي آنها اطلاعات چنداني ندارند ياواقعاً برخي به عمد سکوت کرده اند و اين سکوت معاني متفاوتي ميتواند داشته باشد، از جمله اين که بي واکنش موجب مطرح نشدن آنها ميشود يا اين که به اين موضوع پي برده اند که دولتيها کار خود را ميکنند و از دست کسي کاري بر نميآيد و...
خلاصه هر دليلي که داشته باشد،صحيح نيست که اين بحث نوظهور و شگفت انگيز مسکوت گذارده شود.
واقعيت اين است که اسلام منحصر به قوم يا ملت ونژاد خاصي نيست،بلکه ديني فراگير وانسان محور است. اين دين مرزهاي قوميت را درمي نوردد و نور هدايت خود را در قلمرو سرزمين انسانيت در همه زمانها ومکانها ميگستراند. اين همان اسلامي است که امام(ره)از آن بعنوان اسلام ناب محمدي(ص) تعبير کردند.
جمهوري اسلامي
«انتخابات آمريكا و آينده دشوار اوباما» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
امروز مردم آمريكا به پاي صندوقهاي راي ميروند تا تمامي 435 عضو مجلس نمايندگان، يك سوم از 100 عضو سنا و همچنين 36 فرماندار ايالتي آمريكا (دو سوم از كل فرمانداران) را انتخاب كنند.
انتخابات امروز اگرچه ميان دورهاي است ولي اين موضوع چيزي از اهميت و حساسيت اين رخداد سياسي آمريكا به ويژه براي دمكراتها و مشخصاً باراك اوباما، كه طي ماههاي اخير به سرعت بياعتبار شده است، نميكاهد.
براساس پيشبينيها و نظرسنجيها در انتخابات امروز، شكست سنگيني در انتظار دمكراتهاست و جمهوريخواهان حدود 39 كرسي جديد را در مجلس نمايندگان به دست خواهند آورد و به اين ترتيب اكثريت را از چنگ دمكراتها خارج خواهند ساخت كه اين امر از چندي پيش يك كابوس براي اوباما شده است.
در صورت تحقق اين پيشبينيها و تسلط جمهوريخواهان بر كنگره، اوباما را هم بايد در ادامه دوره رياست جمهوريش "اردك لنگ" ديگري به حساب آورد. اردك لنگ اصطلاحاً در صحنه سياسي آمريكا به روساي جمهوري اطلاق ميشود كه پشتيباني اكثريت كنگره را از دست ميدهند و طبعاً قدرت عمل آنها در تصويب قوانين و تاييد اقداماتشان به شدت محدود ميشود. شايد تنها دلگرمي اوباما اين باشد كه مجلس سنا همچنان در اختيار دمكراتها ميماند.
در يك سال و نيم گذشته، اوباما راي اكثريت قاطع كنگره را به همراه داشت و اين وضعيت به او كمك كرد تا لوايح مورد نظر خود، ازجمله لوايح اصلاح نظام خدمات درماني، بيمه و نظام مالي را به تصويب برساند. اين درحالي بود كه جمهوريخواهان با اتفاقنظر كامل به آن لوايح راي منفي دادند و اين رويداد، هشداري بود براي اوباما كه در صورت كسب اكثريت توسط جمهوريخواهان، ادامه راه براي وي شديداً ناهموار خواهد بود.
شرايط حاضر، حاكميت فضاي دوقطبي شديد در صحنه سياسي آمريكا را علني ميسازد و به اين علت هم بود كه اوباما از چندي پيش، شخصاً با هدف انجام تبليغات براي نامزدهاي هم حزبيش به ايالتهاي متعدد سفر كرد.
افزايش نرخ بيكاري به حدود 10 درصد و عدم تحقق وعدههاي اوباما در زمينه بهبود اقتصادي مردم، و تداوم شكست سياستهاي واشنگتن در صحنه خارجي، از مهمترين عوامل در رويگرداني مردم آمريكا از اوباما و دمكراتها بوده است. در صحنه خارجي، وخيمترشدن اوضاع افغانستان و افزايش تلفات نيروهاي آمريكا و ناتو و همچنين شرايط سردرگم در عراق، از ديگر نقاط منفي كارنامه يك و نيم ساله اوباما ميباشد.
البته بديهي است كه بخش عمده نابسامانيهاي گريبانگير اوباما، ميراث سياستهاي ماجراجويانه جورج بوش، رئيسجمهور سابق آمريكا ميباشد ولي اين نميتواند مجوزي باشد براي اينكه جمهوريخواهان، با فرصتطلبي، عامل عمده اين مصيبتها و فلاكتها را باراك اوباما و سياستهاي وي معرفي نكنند.
آرمان
«چانهزنياروپا وآمريکا درباره ايران»عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم احمد بخشايشي است كه در آن ميخوانيد:
اهداف آمريکا از پيشنهاد جديدش در رابطه با تبادل سوخت 1995 کيلو به جاي 1200 کيلو چيست؟ آمريکاييها گفتهاند که به جاي 1200 کيلوگرم 1995 کيلوگرم اورانيوم بايد مبادله شود.
طرح اين پيشنهاد به اين دليل است که از يک سو آمريکا فکر ميکند که ايران طي اين مدت ذخاير استراتژيکاش را افزايش داده و ميزان اورانيوم غني شده 5 درصدي ايران در حدود 2000 تا 3000 کيلوگرم است.
بنابراين آمريکا با طرح اين پيشنهاد ميخواهد ذخاير ايران را از دستاش خارج کند. از سويي ديگر چون در بيانيه تهران به طور مشخص بيان شده است که ميزان اورانيوم مورد مبادله 1200 کيلوگرم است، آمريکا با طرح اين پيشنهاد ميخواهد به اين بيانيه نيز بي توجهي کند.
اوباما، داسيلوا را مامور کرد تا مسئله تبادل سوخت را حل کند، آمريکا احساس ميکرد که ايران پيشنهاد برزيل و ترکيه را نخواهد پذيرفت و در نتيجه آمريکا با انجام تبليغات منفي عليه ايران خواهد توانست اين دو را در کنار خود قرار دهد. زماني که ايران حاضر شد اين بيانيه را امضا کند، بيشتر از همه روسيه ناراحت شد. چون روسيه اين امتيازات را حق خودش ميدانست.
به همين دليل است که الان فشار روسيه بر ايران افزايش پيدا کرده است. روي هم رفته فضا به نفع ايران است، با اين وجود آمريکا فکر ميکند که ايران در حال ضعف بسر ميبرد و به همين دليل دست براي مذاکره دراز کرده است.
در هر حال از نظر آمريکا همين که گفته شود ايران حاضر به مذاکره شد، يک نقطه ضعف براي ايران و پيروزي براي آمريکا محسوب ميشود. اروپاييها منافع خودشان را دنبال ميکنند و دوست ندارند مشکل ايران با آمريکا به سرعت حل شود. در واقع اروپا ميخواهد با آمريکا بر سر ايران چانه زني کرده و امتياز بدست بياورد.
آمريکا علاقمند است بگويد که تحريمهاي هوشمند اثر گذار بوده و باعث شده است ايران هزينههايي را بپردازد، اگرچه ايران اعتقاد دارد که اين هزينهها به اندازهاي نشده است که ما را تسليم کند.
آفرينش
«هدفمندي و صنايع»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
با نزديک تر شدن به زمان آغاز اجر اي طرح هدفمند سازي يارانه ها اينک اين صنايع کشور است که به عنوان يکي از مهمترين بخش هاي اقتصادي که يکي از بيشترين سهم مصرف انرژي در كشور را دارد بايد با توجهي مضاعف به آن نگريسته شود در اين بين تاثيرات کوتاه مدت و بلند مدت منفي آغاز هد فمند سازي يارانه ها بر صنايع و نوع اقدامات حمايتي دولت از اين صنايع همواره از مباحث مهمي است که اينک بيش از هر زماني بايد با جديت بدان نگريسته شود.
در واقع طبق بر خي از امار ها حدود 7 هزار واحد وبنگاه توليدي معادل 10درصد از اجراي قانون هدفمند سازي يارانه ها تاثيرپذيري بالا يا متوسط دارد كه از اين بين 700 واحد معادل يك درصد كل واحدهاي توليدي تاثيرپذيري بالايي بر خود خواهند داشت در اين حال اين طيف گسترده از تاثير پذيري و آسيب پذيري کم ,متوسط و بالا بايد مورد نظر مقامات دولتي و صنعتي باشد در اين راستا قابل توجه است که از انجا که رقم دقيقي از نوع تاثير منفي اجراي هدفمند سازي يارانه ها بر روي بخش هاي مختلف صنايع نميتوان ارائه داد دولت بايد با تدوين سناريو هايي براي مقابله با هر نوع تاثير گسترده و منفي اجراي طرح برروي صنايع آمادگي خود را حفظ کند گذشته از اين بايد به ياد داشت که مسلما بخشي از صنايع گوناگون کشور خصوصي است در اين حال عدم توجه لازم دولت به اين صنايع چه قبل از اجر اي طرح و چه پس از آن ميتواند تاثيرات اصلي و جانبي زيادي را ايجاد کند.
در اين حال به نظر ميرسد دولت با طرحهاي حمايتي از بخش صنعت از اجراي طرحهاي مختلف براي بهينهسازي مصرف انرژي و همچنين حمايت مالي از بنگاهها و واحدهاي صنعتي در زمان اجراي طرح هدفمند كردن يارانهها وطرح هاي حمايتي يا از طريق تحقيق و توسعه، توسعه خطوط تامين نقدينگي براي توليد محصولات بهينه و يا اصلاح روش توليد جديد تسهيلاتي را براي حمايت از بخش صنعت در راستاي اجر اي هدفمند سازي يارانه ها مورد نظر قرار داده است اما بايد گفت آيا اين حمايت دولت ميتواند همه گير باشد و تمام بخش هاي صنعت را در بر گيرد و ميتواند باعث كنترل قيمت محصولات صنعتي و عدم رشد بالاي آنها گردد,علاوه بر اين آيا دولت کوشيده است تا صنايع با تاثير پذيري بالا را مورد حمايت حداکثري قرار داده و اين حمايت در بخش هاي مختلف ميتواند به عدم ايجاد مشکل براي برخي صنايع از جمله بخش هاي صادرا تي نينجامد و يا اينکه به کاهش ظرفيت توليدي آنها و بيکارشدن بخشي از نيرو هاي کار آنان نينجامد؟
آنچه مشخص است از انجا که دولت به مثابه سازماندهنده بخشهاي متعدد اقتصادي کشور، مسئوليت اجراي صحيح نظام پرداخت يارانهها را برعهده دارد، بديهي است در چنين شرايطي نيز تمام ملاحظات و سناريو هاي مربوط به اجراي صحيح طرح هدفمند کردن يارانهها نيز بايد مد نظر باشد يعني هر چند نمي توان آينده را دقيق پيشبيني کرد اما با تدوين سناريو ها و پيش بيني هايي ميتوان از هر گونه وقوع مشکل يا بحراني در بخش صنعت کشور در فرداي اجراي طرح هدفمند کردن يارانه ها کاست. و با جديت و دقتي كه مسئولان در اجراي اين طرح ملي مينمايند چنين هم خواهد شد.
دنياي اقتصاد
«پيروزي اقتصاد بر تفنگ»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است كه در آن ميخوانيد:
پيروزي خانم ديلما روسف در انتخابات رياستجمهوري برزيل از جهات گوناگون شگفتانگيز و عبرتآموز است.
اين سياستمدار 62 ساله برزيلي، چهار دهه پيش تفنگ بر دوش بود و با دولت وقت برزيل ميجنگيد. از مبارزه مسلحانهاش خيري نديد و وارد دنياي سياست شد.
معبر ورود او به سياست، علم اقتصاد و مهمترين شغلش وزارت نفت برزيل بود. روسف نخستين زني است كه در برزيل به رياستجمهوري ميرسد.
وجه ديگر اين انتخاب نيز درخور تامل است. روسف زير سايه و تحت حمايت داسيلوا، رييسجمهور كنوني برزيل رشد كرد و با حمايت اين رهبر چپگرا به قدرت رسيد. اما در همين دوران رشد سياسي، از عيار چپگرايياش كاسته شد و به اقتصادداني ميانه رو و متمايل به اقتصاد آزاد تبديل شد. اين درست همان راهي است كه رييسجمهور كنوني برزيل پيمود.داسيلوا در سال 2002 ميلادي با شعارهاي چپگرايانه وارد عرصه انتخابات شد و به عنوان رهبر «حزب كارگران» به رياست جمهوري رسيد.
اما در هفتههاي نخست رياستجمهورياش در سال 2003 رفتاري عجيب از خود نشان داد. در حالي كه رهبران كشورهاي فقير جهان در پورتوالگره ميهمان او بودند و قرار بود نقشه راه مبارزه با «ثروتمندان جهان» را طراحي كنند، داسيلوا ميهمانان را رها كرد و به داووس سوئيس رفت تا خود ميهمان باشگاه توانگران شود.
او در آنجا تقاضاي سه ميليارد دلار وام كرد و اين درخواست مقدمه آشتي او با صندوق بينالمللي پول شد. نزديك شدن داسيلوا به غرب، نگراني پيشين درباره اينكه مبادا او هم راه هوگوچاوز رييس جمهور چپگراي ونزوئلا را در پيش گيرد، برطرف كرد. البته داسيلوا در زمينه تامين اجتماعي و حمايت از كمدرآمدها كوشش بسيار كرد، اما بنيان برنامه اقتصادي خود را بر اقتصاد آزاد گذاشت.
خانم ديلما روسف، برائت از چپ را زودتر از داسيلوا و پيش از انتخاب شدن آغاز كرد به همين علت اكنون در زمره سياستمداران واقعگرا به شمار ميرود. روسف وارث اقتصاد با ثبات، سياست داخلي متعادل و سياست خارجي فعال شده است و به نظر ميرسد در دوران رياست جمهوري وي اين شاخصها حفظ شود. زيرا تعهد او به علم اقتصاد و تقيدش به رفتار مصلحت جويانه بيش از داسيلوا است؛ و دست آخر اينكه او فرق قدرت آني تفنگ و قدرت هميشگي اقتصاد را ميشناسد.
از اين جهت ميتوان انتخاب اين بانوي برزيلي را به رياست جمهوري بزرگترين كشور آمريكاي جنوبي و يكي از مهمترين كشورهاي جهان، پيروزي اقتصاد و واقعبيني بر تفنگ و خيالپردازي دانست.
جهان صنعت
«بمب دستساز پولي» عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم نرگس حسينزاده است كه در آن ميخوانيد:
هشدار قائممقام بانک مرکزي به حضور فعال موسسات غيرمجاز پولي در شرايطي مطرح ميشود که سابقه تشکيل اين موسسات بيش از عمر دولت نهم و دهم است. حضور و گسترش اين موسسات از ابتداي انقلاب آغاز شده و ادامه دارد از همين رو اگر بانک مرکزي عزم کرده که بازار غيرمتشکل پولي را ساماندهي کند شايد بهتر باشد ابتدا قانون بانکداري بدون ربا را به صورت کامل تعريف کند.
بانک مرکزي بارها عنوان کرده که هر نوع تصميمي در حوزه پولي و بانکي براساس قانون بانکداري بدون ربا اخذ ميشود حال آنکه برخيها معتقدند آنچه بانک مرکزي به عنوان ابزار در هدايت سيستم بانکي به کار ميبرد براساس شرع و قوانين اسلام نيست و بانک مرکزي در واقع ابزار ربا را در حوزه بانکي گسترش ميدهد.
وقتي بر سر ربا در سيستم بانکي اجماع کاملي وجود ندارد، پرواضح است که در سايه نبود همين توافق گروهي خود را مقيد به اجراي قوانين و ضوابط بانک مرکزي نميبينند و به گفته آقاي پورمحمدي، 97 هزار ميليارد تومان پول را به اين راحتي جذب ميکنند. حال آنکه بانکها با تمام امکانات و ابزارهاي تبليغاتي قادر به حفظ منابع خود نيستند.
بمب ساعتي که قائممقام بانک مرکزي به آن اشاره ميکند، بيترديد بمبي دستساز است که ميتوان با تدبير آن را خنثي کرد به شرط آنکه بانک مرکزي هم با مردم صادق باشد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


