گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۲۷۵۳۱
| | 3830 بازدید
رسالت
«پديدارشناسيکفر» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم الهامنصرتي -دکترحامدحاجيحيدري است كه در آن ميخوانيد:
خود را بسنجيد!
احوال شخصي کافران...
مصحف شريف در آيات ذيل، پنج مؤلفه را احوال شخصي کافران شمرده است.
خود را بسنجيد! مبادا به اين مرزهاي نابودي نزديک شويد.
اين آيات هولناکاند.
از بس اين صفات و احوالات در ما هست، اين آيات هولناکند.
وقتي در اين آيات تأمل ميکنيم، خوف وجود ما را فراميگيرد و در مييابيم که چرا احوالات نيکان در ما نيست؟
چون کفر در ما رخنه کرده است.
در اين آيات، احوال کافران چنين فهرست شده است:
کلام حق را نخواندن و در آن تأمل نکردن؛
تاريخ افکار و ديدگاههاي اديان حق پيشين را ندانستن؛
در احوالات شخصي رسول و ولي تأمل نکردن؛
سخنان حق را به عنوان گفتار نامعمول و غيرمدروز انکار کردن؛
راه حق را دکان و افيون تودهها خواندن و به اين بهانه محتواي دعوت حق را انکار کردن.
أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ * أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ * أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ * وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ * أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجًا فَخَرَاجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ * وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ * وَإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ مؤمنون/74-68
اول: تعطيل فكر و تأمل در سخن خداوند. نخستين اتفاق و عامل نگونبختي کافران، قرآن نخواندن و در آن تأمل نکردن است، كه اگر بود، مشكلات آنها حل ميشد. "آيا آنها در اين گفتار (آيات الهي) تدبر و انديشه نكردند"؟ (أَ فَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ).
دوم: به تاريخ نظر نکردن و ملاحظه نکردن دعوت پيامبر پيشين، تا دريابند که آنچه رسول خاتم آورده مصدق آن چيزي است که پيامبران پيشين آوردهاند، و بشر در نسلهاي متوالي آنها را آزموده و به حقانيت آنان پي برده است: کافران تصور ميکنند که "مطالبي براي آنها آمده است كه براي نياكانشان نيامده"؟! (أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ يَأْتِ آباءَهُمُ الاوَّلِينَ).
سوم: احوالات پيامبر را نشناختن و از اين راه به ايمان نقبي نزدن: "يا اينكه آنها پيامبرشان را نشناختند، لذا او را انكار ميكنند" (أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ). يعني اگر اين دعوت از ناحيه شخص مرموز يا مشكوكي صورت گرفته بود، ممكن بود بگويند سخنانش حق است، اما خودش شخص ناشناخته و مرموزي است. نميتوان به ظاهر سخنانش فريب خورد. ولي اينها سابقه تو را به خوبي ميدانند، در گذشته "محمد امين"ات ميخواندند، به عقل و دانش و امانت تو معترف بودند، پدر و مادر و قبيلهات را به خوبي ميشناسند، پس، جايي براي اين گونه بهانهها نيز نيست.
چهارم: اقوال پيامبر را به عنوان چيزهايي که مد روز نيست و "نامعمول" است به کناري نهادن: "يا اينكه ميگويند او ديوانه است"؟! (أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ). سخناني که با محيط کافران هماهنگ نيست، کافران را به قابل پيشبينيترين واکنش انسان ظلوم و جهول ميکشاند: "انکار". پيامبر و حقگو را به جرم گفتن سخنان نامعمول، به قسمي ديوانگي متهم ميکنند. ولي "پيامبر براي آنها حق آورده است" و سخنانش گواه بر اين حقيقت است (بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ). "عيب كار اينجاست كه آنها از حق كراهت دارند"! (وَ أَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ).
مردم سالاري
«هدفمندسازي يارانه ها و بخش خصوصي» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم حميدرضا شکوهي است كه در آن ميخوانيد:
اجراي طرح هدفمند سازي يارانه ها که به درستي از آن به عنوان جراحي بزرگ اقتصادي ياد مي شود، يکي از مهمترين طرح هاي اقتصادي محسوب مي شود که بر کليه شئون زندگي اقتصادي و اجتماعي مردم تاثيرگذار خواهد بود. به همين دليل اجراي اين طرح، نه فقط در کشور ما بلکه در تمامي کشورها با حساسيت هاي فراواني همراه بوده و لا زم است با بهره مندي از زيرساخت هاي لا زم اجرايي شود.
هر چند در مورد پيش نيازهاي اجراي طرح هدفمندسازي يارانه ها به مسايل مختلفي از جمله تورم بسيار پايين يا شرايط با ثبات اقتصادي و سياسي از جنبه ارتباطات بين الملل ياد مي شود اما يکي از مهمترين پيش نيازهايي که عدم تحقق آن مي تواند دشواري هايي در اجراي طرح هدفمند سازي يارانه ها ايجاد کند، عدم حضور فعال بخش خصوصي است.
اگر تجربه کشورهاي ديگر جهان در اجراي اين طرح بزرگ را بررسي کنيم درخواهيم يافت که بخش خصوصي نقش مهمي در اجراي طرح دارد. کشورهايي همچون ترکيه يا بلغارستان به مدد توانمندساختن بخش خصوصي خود موفق به عبور از اين گردنه سخت شدند.
هر چند در اين کشورها نيز آغاز اجراي طرح هدفمند سازي يارانه ها با دشواري هايي همراه بوده اما آنچه در بازگشت شرايط با ثبات اقتصادي به اين کشورها پس از انجام اين جراحي بزرگ تاثيرگذار بوده، تقويت بخش خصوصي وحضور فعال آن در کنار دولتي ها و حتي پيشي گرفتن آن از بخش دولتي بوده است. اما واقعيت آن است که در کشور ما با وجود تاکيدات فراواني که بويژه از سوي مقام معظم رهبري در قالب ابلا غ اصل 44 قانون اساسي صورت گرفته، متاسفانه شاهد تداوم قدرت نمايي بخش دولتي هستيم.
خصوصي سازي ها هم اغلب در نام، عنوان خصوصي سازي را داشته و خصوصي سازي تاکنون به معناي رد ديون شرکت هاي دولتي يا واگذاري به عنوان سهام عدالت بوده است و در اين ميان بخش دولتي همچنان به قدرت نمايي خود ادامه مي دهد و حتي برخي ارگان هاي دولتي با افتخار اعلا م مي کنند که از خصوصي سازي معاف شده اند.
در چنين شرايطي، به نظر مي رسد يکي از ابزارهاي اجراي موفق طرح هدفمندسازي يارانه ها يعني بخش خصوصي، در شرايط قابل قبولي قرار ندارد و پايه محکمي براي اجراي موفق اين طرح نخواهد بود. اميد است در فرصت کوتاه باقيمانده تا هدفمند کردن يارانه ها و واقعي کردن قيمت ها، دولتمردان، خصوصي سازي و اجراي دقيق اصل 44 را جدي تر بگيرند تا نگراني ها در اين زمينه اندکي کاهش يابد.
كيهان
«از آن گذشته تا اين آينده» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
براي درك ويژگي هاي «زمان حال»، هيچ چيز مهم تر از آن نيست كه يك بار مرور كنيم در زماني نزديك به زمان حال كجا بوديم و چگونه از آن گذر كرده و به «اكنون» رسيده ايم. پيشرفت و توفيق در دقيقترين تعريف ممكن، مجموعه تفاوت هاي مثبتي است كه ميان گذشته و حال وجود دارد، پس اگر مي خواهيد بدانيد چقدر پيشرفت كرده و جلو رفته ايد، بايد دركي درست از اين پيدا كنيد كه زمان حال را چگونه مي توان از گذشته نتيجه گرفت.
نظام جمهوري اسلامي، به لحاظ زماني فاصله چنداني از فتنه 88 نگرفته است. يك سال در مقياس رويدادهاي ملي، زماني ناچيز محسوب مي شود. اما اگر به رويدادهاي جاري و فرايندهاي واقعي كشور نگاه كنيم، فاصله نظام از دوران فتنه چنان عميق و بزرگ شده كه ديگر هيچ كس، حتي آنها كه فتنه 88 را بوجودآوردند و اكنون هر روز و ساعت به دنبال مقصر مرگ جنيني آن مي گردند، باور ندارد چنان رويدادهايي در آينده نزديك امكان تكرار داشته باشد. در يكي از آخرين تحولات، فردي كه جريان فتنه او را چريك پير مي خواند، به صراحت گفته است مردم ديگر هيچ توجه و اعتنايي به سرنوشت امثال موسوي و كروبي ندارند و اينها دستگير هم اگر بشوند آب از آب تكان نخواهد خورد. بعد هم درخواست كرده كه نظام لطف كند و فقط تكليف جريان اصلاحات را روشن كند تا از وضعيت فعلي كه بي شباهت به آويزان ماندن ميان زمين و آسمان نيست، در بيايند.
اجازه بدهيد ببينيم وضعيت چگونه و چقدر تغيير كرده كه به اينجا رسيده ايم. فتنه 88 آنگونه كه برنامه ريزان خارجي آن تدارك كرده بودند - و البته مجريان داخلي عرضه اجراي كامل همه آنچه را كه طراحي شده بود نداشتند- بنا بود در دو سطح عمل كند: سطح حكومت و سطح جامعه.
فقط براي آنكه يك فهرست به دست داده باشيم، مجموعه اطلاعات موجود خصوصا آنچه فتنه گران خود درباره اهدف خود گفته اند و تحليلي كه منابع خارجي از الگوي رفتار آنهاكرده اند، نشان مي دهد كه در سطح حكومت چند پروژه عمده وجود داشته است.
1- تبديل كردن اختلاف به كينه و رقابت به براندازي در ميان گروه هاي سياسي كشور به اين ترتيب كه بي توجه به سرنوشت نظام، به «هر قيمت ممكن» كمر به حذف يكديگر ببندند. اصطلاح «به هر قيمت ممكن» براي آنها كه اندكي از نزديك، روندهاي انتخابات و فتنه 88 را دنبال كرده اند قاعدتا بايد بسيار آشنا باشد خصوصا كه كساني از خواص اهل سياست وقتي مي خواستند ميزان جديت خود براي كنار زدن رقيب را نشان بدهند از اين واژه استفاده مي كردند و مي گفتند «ابايي نداريم با هر كسي بنشينيم و همكاري كنيم»! 2- در مرحله بعد، مجموعه اي از پروژه هاي تودرتو طراحي شده بود براي اينكه توان كنترل بحران نظام تجزيه شده و از بين رفته نشان داده شود. تصور طراحان فتنه اين بود كه فقط زماني كه دوستان خود را متقاعد كرده باشند كار از دست نظام در رفته، مي توانند به تيز و فراگير شدن آتش فتنه اميد داشته باشند. براي اجرا شدن اين پروژه مهم ترين ابزار به خيابان كشاندن مردم بود. فكر مي كردند و مي گفتند كه تنها به اين روش مي توان نظام را ترساند و از آن امتياز گرفت و امتياز اول كه گرفته شد ديگر روند باج خواهي و امتيازگيري را پاياني نخواهد بود. 3-مطالعه دقيق اطلاعات موجود نشان مي دهد، اتاق فكر فتنه تصور مي كرد اگر پروژه درست پيش برود سيستم به روش هاي نرم يا حداكثر نيمه سخت فروخواهد پاشيد يا اگر هم فرو نپاشد آن قدر ضعيف مي شود كه در داخل به فتنه گران و در خارج به اربابان آنها امتيازهاي كلان خواهد داد تا بتواند اوضاع را كمي كنترل، و موجوديت خود را حفظ كند.
تهران امروز
«آزمون قانونمداري» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم محمد كماليزاده است كه در آن ميخوانيد:
در روزهاي اخير خبري در برخي از محافل و رسانه ها منتشر شده است مبني بر اتمام ماموريت کميته اي که از جانب مقام معظم رهبري به منظور رفع برخي از اختلافات ميان مجلس و دولت تشکيل شده بود. مهمترين علت تشکيل اين کميته به بروز اختلافاتي بر مي گردد که ميان مجلس شوراي اسلامي و دولت پيرامون برخي از قوانين مصوب مجلس رخ داده بود.
با رجوع به تاريخ معاصر ايران پي مي بريم که يکي از مهمترين آرزوها و دغدغه هاي ملت ايران در طول بيش از 100 سال اخير دستيابي به حکومتي مبتني بر قانون بوده است. انقلاب مشروطه به عنوان نخستين حرکت عظيم ملت ايران براي تعيين سرنوشت خود در دوران معاصر، در راستاي چنين هدفي شکل گرفت.
اين انقلاب هر چند با هدف تحقق اين آرزو به پيروزي رسيد اما ملت ايران هيچگاه در تمام دوران پس از مشروطه تا انقلاب اسلامي طعم کاميابي در اين آرزوي ديرين را نچشيد. انقلاب اسلامي و نظام برآمده از آن از نخستين روزهاي تولد خويش نشان داد که اين آرزوي ديرينه ملت ايران را ارج مي نهد و تحقق آن را نه تنها يکي از مهمترين اهداف خويش بلکه تاکيد بر قانون را چارچوب و زيربناي اين نظام نوين قرار خواهد داد.
تاکيد رهبر کبير انقلاب و بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي بر لزوم تسريع در تدوين قانون اساسي به عنوان اساس و چارچوب حرکت نظام و تلاش در جهت استقرار حکومتي مبتني بر قانون در نخستين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي و نيز تاکيدات مداوم رهبر معظم انقلاب اسلامي، در تمام دورانهاي پس از آن بر لزوم قانونمندي و قانونمداري مردم و مسئولان در نظام جمهوري اسلامي، همگي حکايت از جايگاه والاي قانون در نخستين نظام مردمسالار ديني در جهان دارد.
اما بهرغم اين جايگاه والا و اين تاکيدات فراوان هنگاميکه به پيرامون خود مي نگريم همچنان علتالعلل بسياري از مصائب خويش را در مهجوريت و مظلوميت اين آرزوي ديرين مي بينيم. امروز هر چند که در ميان سطوح گوناگون جامعه و لايه هاي اجتماعي با معضل و چالشي جدي به نام قانونگريزي (که حتي مي توان از آن به عنوان بحران نيز ياد کرد) روبهرو هستيم، اما ابعاد اين معضل آن هنگام وسيعتر و بغرنج تر مي شود که شاهد رواج اين آفت و بيماري در ميان متوليان قانون باشيم.
چند سالي است که افکار عمومي جامعه شاهد نوعي کشاکش پيرامون مسئله رعايت قانون در ميان دو نهاد متولي اين امر يعني مجلس شوراي اسلامي به عنوان اصلي ترين مرجع قانونگذاري در کشور و قوه مجريه به عنوان اصلي ترين نهاد مجري قانون هستند. کشاکشي که مبدا آن به تفسيري که هر يک از اين دو نهاد از جايگاه و نقش خود در نظام جمهوري اسلامي دارا هستند، بر مي گردد.
جمهوري اسلامي
«شكست ديگري براي لائيكهاي تركيه»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
نجم الدين اربكان، نخستوزير اسبق تركيه پس از سالها دوري اجباري از قدرت و سياست، يكبار ديگر به صحنه سياسي تركيه بازگشته است. رسانههاي تركيه ضمن انتشار اين خبر، جزئياتي از بازگشت فاتحانه اين پيشكسوت اسلام گرائي تركيه را بازگو كردهاند.
مطابق گزارش رسانه ها، "نجم الدين اربكان" اولين نخستوزير اسلام گرايان در جريان انتخابات داخلي "حزب سعادت" داوطلب رهبري حزب شد و به احترام وي و به نشانه قدرشناسي از اين پرچمدار اسلام گرائي در تركيه، هيچ فرد ديگري نامزد نشد. سرانجام وي به عنوان رهبر جديد حزب سعادت با 684 رأي از مجموع 687 رأي حاضرين، بازگشت پيروزمندانه به دنياي سياست را تجربه كرد.
با نگاهي به دوران پرفراز و نشيب فعاليتهاي سياسي اربكان، به نظر ميرسد اين اقدام وي از يكطرف پاسخ كوبندهاي به لائيكها و قدرتهاي بيگانه بويژه آمريكا محسوب ميشود كه وي را براي حدود 3 دهه "خانه نشين" كردند و از سوي ديگر نشانه قدرشناسي از اين چهره ماندگار اسلام گرائي در تركيه است كه هر سختي و محنتي را به جان خريد و "الگوي پايداري سياسي" در فضاي پرالتهاب تركيه طي دهههاي اخير محسوب ميشد. امروزه مسلمانان تركيه در جايگاه رفيعي قرار دارند و توانستهاند فضاي پراختناق دوران حاكميت لائيكها را به يك فضاي باز سياسي مبدل سازند و اكثريت مجلس به همراه پستهاي مهمتري از جمله رياست جهموري، نخست وزيري و هيئت وزيران را به خود اختصاص دهند و لائيكها را به لحاظ رفتار سياسي انحصارطلبانه مشتي عناصر وابسته به بيگانه، به انزوا بكشانند. روند تحولات معاصر تركيه و صبر و متانت اسلام گرايان براي ساير ملتها ميتواند حاوي درسهاي ارزشمندي باشد كه در هر زمينه "الگوي پايداري سياسي" محسوب ميشود.
نجم الدين اربكان كسي است كه با دعوت به يك گردهمائي سياسي در سال 1359 توانست صدها هزار تن از مشتاقان عزت و سيادت اسلامي را به خيابانها بكشاند و مسلمانان تركيه از اين حركت عظيم خود احساس غرور كردند. البته مدت زيادي به طول نيانجاميد كه ژنرالها با دستور و حمايت آمريكا دست به كودتا زدند و ژنرال "كنعان اورن" قدرت را دردست گرفت. البته ژنرالها بعداً حكومت را به غيرنظاميان واگذار كردند ولي در آن زمان كاملاً محسوس بود كه اين كودتا به تحريك جناح لائيك ودقيقاً "عليه اسلام گرايان" شكل گرفته است. با اينهمه، اسلام گرايان، صبورانه به "كادرسازي" و آگاه كردن تودههاي مردم به منظور ايجاد "انسجام سياسي" پرداختند و توانستند "نجم الدين اربكان" را به عنوان نخستين مقام سياسي جناح اسلام گرا، به قدرت برسانند. اين حركت مستقيماً و آشكارا به معني "شكست قطعي لائيك ها" بود. دقيقاً به همين دليل بود كه ژنرالها باز هم به تحريك لائيكها وارد عمل شدند و كودتاي ديگري، البته اين بار فقط در ساختار مركزي حكومت صورت گرفت كه به موجب آن "اربكان" طي يك محاكمه نظامي فرمايشي "خانه نشين" شد و سالهاي متمادي را در حبس خانگي سپري كرد.
عليرغم آنكه فشار سياسي لائيكها و سوءاستفاده از بازوي آهنين ژنرالها، عرصه را مرتباً بر اسلام گرايان تركيه تنگتر ميكرد، ولي معمار ارشد اسلام گرائي تركيه به همفكرانش كه در عرصه سياست و با وجود تفاوت سني در زمره شاگردانش محسوب ميشدند، آموخت كه لازم است در عين صبر و متانت، همچنان به "پايداري سياسي" ادامه دهند و آثار و تبعات آنرا تحمل نمايند.
اربكان طي ماههاي اخير دست به افشاگري زد و تصريح نمود كودتا تا عليه وي دقيقاً به دستور و مطابق خواست واشنگتن صورت گرفته است. اين افشاگري يكبار ديگر بر اين واقعيت تأكيد كرد كه سرنخ مقابله با اسلام گرايان در منطقه در اختيار آمريكا قرار دارد و اسلام گرايان تركيه در واقع عليه آمريكا و به منظور خنثي سازي طرحهاي واشنگتن در تركيه تلاش كردهاند. اين بدان معني است كه پيروزي اسلام گرايان تركيه، دقيقاً به منزله پيروزي بر آمريكا محسوب ميشود. اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه هم آمريكا و هم لائيكها به مثابه مهرههاي دست آموز آمريكا در تركيه از هر ابزار و اهرم فشار و فرصتي براي به حاشيه راندن اسلام گرايان سوءاستفاده كردهاند و حداقل دو بار عليه آنها كودتا نمودهاند و در عين حال از ساير ابزارهاي به ظاهر قانوني از جمله انحلال احزاب اسلامي رفاه، فضيلت و... همچنين از دادگاه قانون اساسي براي كاستن از شتاب حركت اسلام گرايان و حتي حذف قطعي آنها از صحنه سياسي بهره برده اند.
اظهارات صريح "رجب طيب اردوغان" نخستوزير تركيه در مورد اقدامات گستاخانه لائيكها از جمله كتاب سوزي، منع حجاب، اخراج فعالان اسلامي از ارتش و... آنچنان صريح و منطقي بود كه لائيكها ترجيح دادند مسنله را با سكوت برگزار كنند و از كنار اين مسائل بگذرند. بازگشت نجم الدين اربكان به صحنه سياست در چنين شرايطي به معناي قدرت گرفتن روزافزون اسلام گرايان، انزواي لائيكها و شكست كامل مثلث آمريكا - لائيكها و ارتش تركيه نيز هست، بويژه آنكه عوامل كودتاي "ارگنه كن" هنوز هم در راهروهاي دادگاهها براي نجات خود، دست به دامان هر كسي ميشوند تا ثابت كنند از عملكرد خود پشيمانند!
ابتكار
«موتورسيکلتها و حجله ها»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سيد علي محقق است كه در آن ميخوانيد:
کمتر کسي است که در کشور ما خبر نداشته باشد ساليانه بيش از 20 هزار نفر بر اثر سوانح رانندگي در خيابانها و جادهها کشته ميشوند. اما از اين بين کمتر کسي متوجه است که معمولا بين هشت تا ده هزارنفر از قربانيان را موتورسيکلت سواران تشکيل ميدهند.
کمتر شهروندي را سراغ داريم که حداقل يکباردرشهر شاهد صحنه تکراري موتورسيکلت واژگون شده، جوان دراز افتاده کف آسفالت و چند خودروي متوقف و جمعيت نگران در تقاطع خياباني نبوده باشد.
در يکي دو دهه گذشته هر چقدر که گره ترافيک در پايتخت و کلان شهرهاي ديگر کورتر شد، موتور سيکلتهاي بيشتري به خيابانها سرازير شدند تا که شايد آدمهاي عصر تاخير زود به مقصد برسند. چرا که زندگي درجريان است وتلاش براي معاش واضطرار کار هم تمامي ندارد و به دقيقهاي تاخير و تعجيل وابسته است.
به تدريج و به اقتضاي شرايط و فراگيري ترافيک، قشرهاي مختلف موتورسوار از راه رسيدند. پيکهاي موتوري، موتورهاي مسافرکش، بازاريهاي موتورسوار، کارمندان موتوسوار، دانشجوها و حتي دانش آموزان موتوسوار و طبيعتا موتوسوارهاي جوان و نوجوان و پرشر و شور.... و گاهي و بيشترازگاهي، جواني و جواناني هيچ وقت به مقصد نرسيدند تا آن روي سکه اين پديده هم خود را به جامعه نشان دهد.
به همين سادگي ظرف دو دهه گذشته جمعيت موتورسيکلت و موتورسوار به صورت تصاعدي رو به رشد نهاد و از کسر کوچکي در اوايل دهه هفتاد طي دوساله اخير با رقمي در حدود 8 ميليون از مجموع خودروهاي موجود کشور پيش افتاد. از اين ميزان فقط در تهران بزرگ حدود دو ميليون دستگاه موتورسيکلت تردد دارد و بر اين اساس تهران پايتخت موتورسيکلت سواران جهان است.
بر اساس آمارطي دو سال گذشته صدور گواهينامه موتورسيکلت حدود 50 درصد و شماره گذاري آن در کشور بيش از 100درصد رشد داشت و ميزان شماره گذاري موتورسيکلتها از خودروها پيشي گرفته است. بطوري که طي سالهاي اخيربه طور متوسط هر ساله حدود900 هزار خودرو در کشور شماره گذاري ميشود. در حالي که ميانگين شماره گذاري موتورسيکلتها در هرسال از مرز يک ميليون و 100 هزار دستگاه نيز فراتر رفت.
با وجود اين تعداد موتورسيکلت در سطح کشور متاسفانه فرهنگ موتورسواري در کشور پايين بوده قاعده ناپذيري راکبان و موتورسواري دولا دولا!!، آموزشهاي ناقص، بي توجهي و عدم رعايت قوانين و عدم رعايت استانداردهاي لازم ايمني و فني در ساخت موتورسيکلتها به همراه عدم استاندارد زير ساختهاي شهري و جادهاي دست به دست هم داده است تا موتورسواري هم به بحران و ناهنجاري مرگبار ديگري در کشور مبدل شود سالانه مرگ حداقل 9 هزار موتورسوار در کشور رقم خورده و متوسط سن مرگ ناشي از حوادث به 27 سال برسد.
دنياي اقتصاد
«ستاره اقبال كشورها در دستهاي چين»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم مهران دبيرسپهري است كه در آن ميخوانيد:
بعد از آنكه چين تصميم گرفت اوراق قرضه ژاپنيها را خريداري كند، ساكنان سرزمين آفتاب تابان به تصور حاكميت يك تئوري توطئه در پس نيات چين، هراسان شده و چينيها را مورد سوال قرار دادند كه مقصودشان از اين كار چيست؛ در صورتي كه نميدانستند ستاره اقبالشان از مسير چين به سمت آنها حركت كرده است. در واقع چينيها به دليل داشتن ذخاير ارزي مافوق تصور، ميتوانند كاري كنند كه طرفهاي عمده تجاري ايالات متحده آمريكا در موازنه تجاري با اين كشور از قدرت بالاتري برخوردار شوند؛ اما چگونه؟
فرض كنيد بانك مركزي اروپا چند صد ميليارد يورو اوراق قرضه منتشر كند و چين تصميم بگيرد براي تنوع بخشي ذخاير ارزي خود همه اين اوراق را خريداري كند؛ در اين صورت اروپا خواهد توانست عرضه پول خود را بدون تبعات تورمي افزايش دهد (افزايش شبه پول) و اگر اين پول اضافه تبديل به دلار شود و به شرط عدم استفاده از آن يا عدم افزايش مصرف، اروپا خواهد توانست موجبات كاهش ارزش يورو نسبت به دلار را فراهم آورد. معني اين جمله آن است كه صادرات اروپا به آمريكا افزايش و واردات اروپا از آمريكا كاهش خواهد يافت.
به عبارت ديگر، با توجه به اينكه عمده ذخاير ارزي چين به دلار آمريكا است، ميتوان ادعا كرد كه ستاره اقبال طرفهاي عمده تجاري ايالات متحده آمريكا در دستهاي اين پرجمعيتترين كشور جهان قرار دارد.
نتيجهاي كه از اين تجربيات جهاني ميتوان گرفت آن است كه هر كشوري كه سياستهاي كينزي را كه سياستهايي براي مصرفزده نمودن مردم يك كشور است، در پيش بگيرد دانسته يا ندانسته، كشور خود را به سمت سستي، رخوت و ضعفي هدايت ميكند كه نتيجه آن پيروزي طرفهاي تجاري آن كشور خواهد بود و بهترين شاخصي كه اين معنا را نشان ميدهد شاخص تورم قيمتهاي مصرفكننده است.
با تاسف ميتوان با احتمال بالا پيشبيني كرد (بر اساس محاسبات) نرخ تورم مهرماه با افزايش نسبت به شهريور از مرز 9 درصد فراتر رود. نكته مهم اين است كه قانون هدفمند شدن يارانهها در مهر ماه اجرا نشد و بنابراين، مديران بانك مركزي نميتوانند مسووليت اين افزايش مجدد را به گردن اجراي قانون مزبور بيندازند.
«پديدارشناسيکفر» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم الهامنصرتي -دکترحامدحاجيحيدري است كه در آن ميخوانيد:
خود را بسنجيد!
احوال شخصي کافران...
مصحف شريف در آيات ذيل، پنج مؤلفه را احوال شخصي کافران شمرده است.
خود را بسنجيد! مبادا به اين مرزهاي نابودي نزديک شويد.
اين آيات هولناکاند.
از بس اين صفات و احوالات در ما هست، اين آيات هولناکند.
وقتي در اين آيات تأمل ميکنيم، خوف وجود ما را فراميگيرد و در مييابيم که چرا احوالات نيکان در ما نيست؟
چون کفر در ما رخنه کرده است.
در اين آيات، احوال کافران چنين فهرست شده است:
کلام حق را نخواندن و در آن تأمل نکردن؛
تاريخ افکار و ديدگاههاي اديان حق پيشين را ندانستن؛
در احوالات شخصي رسول و ولي تأمل نکردن؛
سخنان حق را به عنوان گفتار نامعمول و غيرمدروز انکار کردن؛
راه حق را دکان و افيون تودهها خواندن و به اين بهانه محتواي دعوت حق را انکار کردن.
أَفَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ أَمْ جَاءهُم مَّا لَمْ يَأْتِ آبَاءهُمُ الْأَوَّلِينَ * أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنكِرُونَ * أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جَاءهُم بِالْحَقِّ وَأَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ * وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ وَمَن فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْنَاهُم بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَن ذِكْرِهِم مُّعْرِضُونَ * أَمْ تَسْأَلُهُمْ خَرْجًا فَخَرَاجُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ * وَإِنَّكَ لَتَدْعُوهُمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ * وَإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ مؤمنون/74-68
اول: تعطيل فكر و تأمل در سخن خداوند. نخستين اتفاق و عامل نگونبختي کافران، قرآن نخواندن و در آن تأمل نکردن است، كه اگر بود، مشكلات آنها حل ميشد. "آيا آنها در اين گفتار (آيات الهي) تدبر و انديشه نكردند"؟ (أَ فَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ).
دوم: به تاريخ نظر نکردن و ملاحظه نکردن دعوت پيامبر پيشين، تا دريابند که آنچه رسول خاتم آورده مصدق آن چيزي است که پيامبران پيشين آوردهاند، و بشر در نسلهاي متوالي آنها را آزموده و به حقانيت آنان پي برده است: کافران تصور ميکنند که "مطالبي براي آنها آمده است كه براي نياكانشان نيامده"؟! (أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ يَأْتِ آباءَهُمُ الاوَّلِينَ).
سوم: احوالات پيامبر را نشناختن و از اين راه به ايمان نقبي نزدن: "يا اينكه آنها پيامبرشان را نشناختند، لذا او را انكار ميكنند" (أَمْ لَمْ يَعْرِفُوا رَسُولَهُمْ فَهُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ). يعني اگر اين دعوت از ناحيه شخص مرموز يا مشكوكي صورت گرفته بود، ممكن بود بگويند سخنانش حق است، اما خودش شخص ناشناخته و مرموزي است. نميتوان به ظاهر سخنانش فريب خورد. ولي اينها سابقه تو را به خوبي ميدانند، در گذشته "محمد امين"ات ميخواندند، به عقل و دانش و امانت تو معترف بودند، پدر و مادر و قبيلهات را به خوبي ميشناسند، پس، جايي براي اين گونه بهانهها نيز نيست.
چهارم: اقوال پيامبر را به عنوان چيزهايي که مد روز نيست و "نامعمول" است به کناري نهادن: "يا اينكه ميگويند او ديوانه است"؟! (أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ). سخناني که با محيط کافران هماهنگ نيست، کافران را به قابل پيشبينيترين واکنش انسان ظلوم و جهول ميکشاند: "انکار". پيامبر و حقگو را به جرم گفتن سخنان نامعمول، به قسمي ديوانگي متهم ميکنند. ولي "پيامبر براي آنها حق آورده است" و سخنانش گواه بر اين حقيقت است (بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ). "عيب كار اينجاست كه آنها از حق كراهت دارند"! (وَ أَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ).
مردم سالاري
«هدفمندسازي يارانه ها و بخش خصوصي» عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم حميدرضا شکوهي است كه در آن ميخوانيد:
اجراي طرح هدفمند سازي يارانه ها که به درستي از آن به عنوان جراحي بزرگ اقتصادي ياد مي شود، يکي از مهمترين طرح هاي اقتصادي محسوب مي شود که بر کليه شئون زندگي اقتصادي و اجتماعي مردم تاثيرگذار خواهد بود. به همين دليل اجراي اين طرح، نه فقط در کشور ما بلکه در تمامي کشورها با حساسيت هاي فراواني همراه بوده و لا زم است با بهره مندي از زيرساخت هاي لا زم اجرايي شود.
هر چند در مورد پيش نيازهاي اجراي طرح هدفمندسازي يارانه ها به مسايل مختلفي از جمله تورم بسيار پايين يا شرايط با ثبات اقتصادي و سياسي از جنبه ارتباطات بين الملل ياد مي شود اما يکي از مهمترين پيش نيازهايي که عدم تحقق آن مي تواند دشواري هايي در اجراي طرح هدفمند سازي يارانه ها ايجاد کند، عدم حضور فعال بخش خصوصي است.
اگر تجربه کشورهاي ديگر جهان در اجراي اين طرح بزرگ را بررسي کنيم درخواهيم يافت که بخش خصوصي نقش مهمي در اجراي طرح دارد. کشورهايي همچون ترکيه يا بلغارستان به مدد توانمندساختن بخش خصوصي خود موفق به عبور از اين گردنه سخت شدند.
هر چند در اين کشورها نيز آغاز اجراي طرح هدفمند سازي يارانه ها با دشواري هايي همراه بوده اما آنچه در بازگشت شرايط با ثبات اقتصادي به اين کشورها پس از انجام اين جراحي بزرگ تاثيرگذار بوده، تقويت بخش خصوصي وحضور فعال آن در کنار دولتي ها و حتي پيشي گرفتن آن از بخش دولتي بوده است. اما واقعيت آن است که در کشور ما با وجود تاکيدات فراواني که بويژه از سوي مقام معظم رهبري در قالب ابلا غ اصل 44 قانون اساسي صورت گرفته، متاسفانه شاهد تداوم قدرت نمايي بخش دولتي هستيم.
خصوصي سازي ها هم اغلب در نام، عنوان خصوصي سازي را داشته و خصوصي سازي تاکنون به معناي رد ديون شرکت هاي دولتي يا واگذاري به عنوان سهام عدالت بوده است و در اين ميان بخش دولتي همچنان به قدرت نمايي خود ادامه مي دهد و حتي برخي ارگان هاي دولتي با افتخار اعلا م مي کنند که از خصوصي سازي معاف شده اند.
در چنين شرايطي، به نظر مي رسد يکي از ابزارهاي اجراي موفق طرح هدفمندسازي يارانه ها يعني بخش خصوصي، در شرايط قابل قبولي قرار ندارد و پايه محکمي براي اجراي موفق اين طرح نخواهد بود. اميد است در فرصت کوتاه باقيمانده تا هدفمند کردن يارانه ها و واقعي کردن قيمت ها، دولتمردان، خصوصي سازي و اجراي دقيق اصل 44 را جدي تر بگيرند تا نگراني ها در اين زمينه اندکي کاهش يابد.
كيهان
«از آن گذشته تا اين آينده» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
براي درك ويژگي هاي «زمان حال»، هيچ چيز مهم تر از آن نيست كه يك بار مرور كنيم در زماني نزديك به زمان حال كجا بوديم و چگونه از آن گذر كرده و به «اكنون» رسيده ايم. پيشرفت و توفيق در دقيقترين تعريف ممكن، مجموعه تفاوت هاي مثبتي است كه ميان گذشته و حال وجود دارد، پس اگر مي خواهيد بدانيد چقدر پيشرفت كرده و جلو رفته ايد، بايد دركي درست از اين پيدا كنيد كه زمان حال را چگونه مي توان از گذشته نتيجه گرفت.
نظام جمهوري اسلامي، به لحاظ زماني فاصله چنداني از فتنه 88 نگرفته است. يك سال در مقياس رويدادهاي ملي، زماني ناچيز محسوب مي شود. اما اگر به رويدادهاي جاري و فرايندهاي واقعي كشور نگاه كنيم، فاصله نظام از دوران فتنه چنان عميق و بزرگ شده كه ديگر هيچ كس، حتي آنها كه فتنه 88 را بوجودآوردند و اكنون هر روز و ساعت به دنبال مقصر مرگ جنيني آن مي گردند، باور ندارد چنان رويدادهايي در آينده نزديك امكان تكرار داشته باشد. در يكي از آخرين تحولات، فردي كه جريان فتنه او را چريك پير مي خواند، به صراحت گفته است مردم ديگر هيچ توجه و اعتنايي به سرنوشت امثال موسوي و كروبي ندارند و اينها دستگير هم اگر بشوند آب از آب تكان نخواهد خورد. بعد هم درخواست كرده كه نظام لطف كند و فقط تكليف جريان اصلاحات را روشن كند تا از وضعيت فعلي كه بي شباهت به آويزان ماندن ميان زمين و آسمان نيست، در بيايند.
اجازه بدهيد ببينيم وضعيت چگونه و چقدر تغيير كرده كه به اينجا رسيده ايم. فتنه 88 آنگونه كه برنامه ريزان خارجي آن تدارك كرده بودند - و البته مجريان داخلي عرضه اجراي كامل همه آنچه را كه طراحي شده بود نداشتند- بنا بود در دو سطح عمل كند: سطح حكومت و سطح جامعه.
فقط براي آنكه يك فهرست به دست داده باشيم، مجموعه اطلاعات موجود خصوصا آنچه فتنه گران خود درباره اهدف خود گفته اند و تحليلي كه منابع خارجي از الگوي رفتار آنهاكرده اند، نشان مي دهد كه در سطح حكومت چند پروژه عمده وجود داشته است.
1- تبديل كردن اختلاف به كينه و رقابت به براندازي در ميان گروه هاي سياسي كشور به اين ترتيب كه بي توجه به سرنوشت نظام، به «هر قيمت ممكن» كمر به حذف يكديگر ببندند. اصطلاح «به هر قيمت ممكن» براي آنها كه اندكي از نزديك، روندهاي انتخابات و فتنه 88 را دنبال كرده اند قاعدتا بايد بسيار آشنا باشد خصوصا كه كساني از خواص اهل سياست وقتي مي خواستند ميزان جديت خود براي كنار زدن رقيب را نشان بدهند از اين واژه استفاده مي كردند و مي گفتند «ابايي نداريم با هر كسي بنشينيم و همكاري كنيم»! 2- در مرحله بعد، مجموعه اي از پروژه هاي تودرتو طراحي شده بود براي اينكه توان كنترل بحران نظام تجزيه شده و از بين رفته نشان داده شود. تصور طراحان فتنه اين بود كه فقط زماني كه دوستان خود را متقاعد كرده باشند كار از دست نظام در رفته، مي توانند به تيز و فراگير شدن آتش فتنه اميد داشته باشند. براي اجرا شدن اين پروژه مهم ترين ابزار به خيابان كشاندن مردم بود. فكر مي كردند و مي گفتند كه تنها به اين روش مي توان نظام را ترساند و از آن امتياز گرفت و امتياز اول كه گرفته شد ديگر روند باج خواهي و امتيازگيري را پاياني نخواهد بود. 3-مطالعه دقيق اطلاعات موجود نشان مي دهد، اتاق فكر فتنه تصور مي كرد اگر پروژه درست پيش برود سيستم به روش هاي نرم يا حداكثر نيمه سخت فروخواهد پاشيد يا اگر هم فرو نپاشد آن قدر ضعيف مي شود كه در داخل به فتنه گران و در خارج به اربابان آنها امتيازهاي كلان خواهد داد تا بتواند اوضاع را كمي كنترل، و موجوديت خود را حفظ كند.
تهران امروز
«آزمون قانونمداري» عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم محمد كماليزاده است كه در آن ميخوانيد:
در روزهاي اخير خبري در برخي از محافل و رسانه ها منتشر شده است مبني بر اتمام ماموريت کميته اي که از جانب مقام معظم رهبري به منظور رفع برخي از اختلافات ميان مجلس و دولت تشکيل شده بود. مهمترين علت تشکيل اين کميته به بروز اختلافاتي بر مي گردد که ميان مجلس شوراي اسلامي و دولت پيرامون برخي از قوانين مصوب مجلس رخ داده بود.
با رجوع به تاريخ معاصر ايران پي مي بريم که يکي از مهمترين آرزوها و دغدغه هاي ملت ايران در طول بيش از 100 سال اخير دستيابي به حکومتي مبتني بر قانون بوده است. انقلاب مشروطه به عنوان نخستين حرکت عظيم ملت ايران براي تعيين سرنوشت خود در دوران معاصر، در راستاي چنين هدفي شکل گرفت.
اين انقلاب هر چند با هدف تحقق اين آرزو به پيروزي رسيد اما ملت ايران هيچگاه در تمام دوران پس از مشروطه تا انقلاب اسلامي طعم کاميابي در اين آرزوي ديرين را نچشيد. انقلاب اسلامي و نظام برآمده از آن از نخستين روزهاي تولد خويش نشان داد که اين آرزوي ديرينه ملت ايران را ارج مي نهد و تحقق آن را نه تنها يکي از مهمترين اهداف خويش بلکه تاکيد بر قانون را چارچوب و زيربناي اين نظام نوين قرار خواهد داد.
تاکيد رهبر کبير انقلاب و بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي بر لزوم تسريع در تدوين قانون اساسي به عنوان اساس و چارچوب حرکت نظام و تلاش در جهت استقرار حکومتي مبتني بر قانون در نخستين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي و نيز تاکيدات مداوم رهبر معظم انقلاب اسلامي، در تمام دورانهاي پس از آن بر لزوم قانونمندي و قانونمداري مردم و مسئولان در نظام جمهوري اسلامي، همگي حکايت از جايگاه والاي قانون در نخستين نظام مردمسالار ديني در جهان دارد.
اما بهرغم اين جايگاه والا و اين تاکيدات فراوان هنگاميکه به پيرامون خود مي نگريم همچنان علتالعلل بسياري از مصائب خويش را در مهجوريت و مظلوميت اين آرزوي ديرين مي بينيم. امروز هر چند که در ميان سطوح گوناگون جامعه و لايه هاي اجتماعي با معضل و چالشي جدي به نام قانونگريزي (که حتي مي توان از آن به عنوان بحران نيز ياد کرد) روبهرو هستيم، اما ابعاد اين معضل آن هنگام وسيعتر و بغرنج تر مي شود که شاهد رواج اين آفت و بيماري در ميان متوليان قانون باشيم.
چند سالي است که افکار عمومي جامعه شاهد نوعي کشاکش پيرامون مسئله رعايت قانون در ميان دو نهاد متولي اين امر يعني مجلس شوراي اسلامي به عنوان اصلي ترين مرجع قانونگذاري در کشور و قوه مجريه به عنوان اصلي ترين نهاد مجري قانون هستند. کشاکشي که مبدا آن به تفسيري که هر يک از اين دو نهاد از جايگاه و نقش خود در نظام جمهوري اسلامي دارا هستند، بر مي گردد.
جمهوري اسلامي
«شكست ديگري براي لائيكهاي تركيه»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
نجم الدين اربكان، نخستوزير اسبق تركيه پس از سالها دوري اجباري از قدرت و سياست، يكبار ديگر به صحنه سياسي تركيه بازگشته است. رسانههاي تركيه ضمن انتشار اين خبر، جزئياتي از بازگشت فاتحانه اين پيشكسوت اسلام گرائي تركيه را بازگو كردهاند.
مطابق گزارش رسانه ها، "نجم الدين اربكان" اولين نخستوزير اسلام گرايان در جريان انتخابات داخلي "حزب سعادت" داوطلب رهبري حزب شد و به احترام وي و به نشانه قدرشناسي از اين پرچمدار اسلام گرائي در تركيه، هيچ فرد ديگري نامزد نشد. سرانجام وي به عنوان رهبر جديد حزب سعادت با 684 رأي از مجموع 687 رأي حاضرين، بازگشت پيروزمندانه به دنياي سياست را تجربه كرد.
با نگاهي به دوران پرفراز و نشيب فعاليتهاي سياسي اربكان، به نظر ميرسد اين اقدام وي از يكطرف پاسخ كوبندهاي به لائيكها و قدرتهاي بيگانه بويژه آمريكا محسوب ميشود كه وي را براي حدود 3 دهه "خانه نشين" كردند و از سوي ديگر نشانه قدرشناسي از اين چهره ماندگار اسلام گرائي در تركيه است كه هر سختي و محنتي را به جان خريد و "الگوي پايداري سياسي" در فضاي پرالتهاب تركيه طي دهههاي اخير محسوب ميشد. امروزه مسلمانان تركيه در جايگاه رفيعي قرار دارند و توانستهاند فضاي پراختناق دوران حاكميت لائيكها را به يك فضاي باز سياسي مبدل سازند و اكثريت مجلس به همراه پستهاي مهمتري از جمله رياست جهموري، نخست وزيري و هيئت وزيران را به خود اختصاص دهند و لائيكها را به لحاظ رفتار سياسي انحصارطلبانه مشتي عناصر وابسته به بيگانه، به انزوا بكشانند. روند تحولات معاصر تركيه و صبر و متانت اسلام گرايان براي ساير ملتها ميتواند حاوي درسهاي ارزشمندي باشد كه در هر زمينه "الگوي پايداري سياسي" محسوب ميشود.
نجم الدين اربكان كسي است كه با دعوت به يك گردهمائي سياسي در سال 1359 توانست صدها هزار تن از مشتاقان عزت و سيادت اسلامي را به خيابانها بكشاند و مسلمانان تركيه از اين حركت عظيم خود احساس غرور كردند. البته مدت زيادي به طول نيانجاميد كه ژنرالها با دستور و حمايت آمريكا دست به كودتا زدند و ژنرال "كنعان اورن" قدرت را دردست گرفت. البته ژنرالها بعداً حكومت را به غيرنظاميان واگذار كردند ولي در آن زمان كاملاً محسوس بود كه اين كودتا به تحريك جناح لائيك ودقيقاً "عليه اسلام گرايان" شكل گرفته است. با اينهمه، اسلام گرايان، صبورانه به "كادرسازي" و آگاه كردن تودههاي مردم به منظور ايجاد "انسجام سياسي" پرداختند و توانستند "نجم الدين اربكان" را به عنوان نخستين مقام سياسي جناح اسلام گرا، به قدرت برسانند. اين حركت مستقيماً و آشكارا به معني "شكست قطعي لائيك ها" بود. دقيقاً به همين دليل بود كه ژنرالها باز هم به تحريك لائيكها وارد عمل شدند و كودتاي ديگري، البته اين بار فقط در ساختار مركزي حكومت صورت گرفت كه به موجب آن "اربكان" طي يك محاكمه نظامي فرمايشي "خانه نشين" شد و سالهاي متمادي را در حبس خانگي سپري كرد.
عليرغم آنكه فشار سياسي لائيكها و سوءاستفاده از بازوي آهنين ژنرالها، عرصه را مرتباً بر اسلام گرايان تركيه تنگتر ميكرد، ولي معمار ارشد اسلام گرائي تركيه به همفكرانش كه در عرصه سياست و با وجود تفاوت سني در زمره شاگردانش محسوب ميشدند، آموخت كه لازم است در عين صبر و متانت، همچنان به "پايداري سياسي" ادامه دهند و آثار و تبعات آنرا تحمل نمايند.
اربكان طي ماههاي اخير دست به افشاگري زد و تصريح نمود كودتا تا عليه وي دقيقاً به دستور و مطابق خواست واشنگتن صورت گرفته است. اين افشاگري يكبار ديگر بر اين واقعيت تأكيد كرد كه سرنخ مقابله با اسلام گرايان در منطقه در اختيار آمريكا قرار دارد و اسلام گرايان تركيه در واقع عليه آمريكا و به منظور خنثي سازي طرحهاي واشنگتن در تركيه تلاش كردهاند. اين بدان معني است كه پيروزي اسلام گرايان تركيه، دقيقاً به منزله پيروزي بر آمريكا محسوب ميشود. اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه هم آمريكا و هم لائيكها به مثابه مهرههاي دست آموز آمريكا در تركيه از هر ابزار و اهرم فشار و فرصتي براي به حاشيه راندن اسلام گرايان سوءاستفاده كردهاند و حداقل دو بار عليه آنها كودتا نمودهاند و در عين حال از ساير ابزارهاي به ظاهر قانوني از جمله انحلال احزاب اسلامي رفاه، فضيلت و... همچنين از دادگاه قانون اساسي براي كاستن از شتاب حركت اسلام گرايان و حتي حذف قطعي آنها از صحنه سياسي بهره برده اند.
اظهارات صريح "رجب طيب اردوغان" نخستوزير تركيه در مورد اقدامات گستاخانه لائيكها از جمله كتاب سوزي، منع حجاب، اخراج فعالان اسلامي از ارتش و... آنچنان صريح و منطقي بود كه لائيكها ترجيح دادند مسنله را با سكوت برگزار كنند و از كنار اين مسائل بگذرند. بازگشت نجم الدين اربكان به صحنه سياست در چنين شرايطي به معناي قدرت گرفتن روزافزون اسلام گرايان، انزواي لائيكها و شكست كامل مثلث آمريكا - لائيكها و ارتش تركيه نيز هست، بويژه آنكه عوامل كودتاي "ارگنه كن" هنوز هم در راهروهاي دادگاهها براي نجات خود، دست به دامان هر كسي ميشوند تا ثابت كنند از عملكرد خود پشيمانند!
ابتكار
«موتورسيکلتها و حجله ها»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم سيد علي محقق است كه در آن ميخوانيد:
کمتر کسي است که در کشور ما خبر نداشته باشد ساليانه بيش از 20 هزار نفر بر اثر سوانح رانندگي در خيابانها و جادهها کشته ميشوند. اما از اين بين کمتر کسي متوجه است که معمولا بين هشت تا ده هزارنفر از قربانيان را موتورسيکلت سواران تشکيل ميدهند.
کمتر شهروندي را سراغ داريم که حداقل يکباردرشهر شاهد صحنه تکراري موتورسيکلت واژگون شده، جوان دراز افتاده کف آسفالت و چند خودروي متوقف و جمعيت نگران در تقاطع خياباني نبوده باشد.
در يکي دو دهه گذشته هر چقدر که گره ترافيک در پايتخت و کلان شهرهاي ديگر کورتر شد، موتور سيکلتهاي بيشتري به خيابانها سرازير شدند تا که شايد آدمهاي عصر تاخير زود به مقصد برسند. چرا که زندگي درجريان است وتلاش براي معاش واضطرار کار هم تمامي ندارد و به دقيقهاي تاخير و تعجيل وابسته است.
به تدريج و به اقتضاي شرايط و فراگيري ترافيک، قشرهاي مختلف موتورسوار از راه رسيدند. پيکهاي موتوري، موتورهاي مسافرکش، بازاريهاي موتورسوار، کارمندان موتوسوار، دانشجوها و حتي دانش آموزان موتوسوار و طبيعتا موتوسوارهاي جوان و نوجوان و پرشر و شور.... و گاهي و بيشترازگاهي، جواني و جواناني هيچ وقت به مقصد نرسيدند تا آن روي سکه اين پديده هم خود را به جامعه نشان دهد.
به همين سادگي ظرف دو دهه گذشته جمعيت موتورسيکلت و موتورسوار به صورت تصاعدي رو به رشد نهاد و از کسر کوچکي در اوايل دهه هفتاد طي دوساله اخير با رقمي در حدود 8 ميليون از مجموع خودروهاي موجود کشور پيش افتاد. از اين ميزان فقط در تهران بزرگ حدود دو ميليون دستگاه موتورسيکلت تردد دارد و بر اين اساس تهران پايتخت موتورسيکلت سواران جهان است.
بر اساس آمارطي دو سال گذشته صدور گواهينامه موتورسيکلت حدود 50 درصد و شماره گذاري آن در کشور بيش از 100درصد رشد داشت و ميزان شماره گذاري موتورسيکلتها از خودروها پيشي گرفته است. بطوري که طي سالهاي اخيربه طور متوسط هر ساله حدود900 هزار خودرو در کشور شماره گذاري ميشود. در حالي که ميانگين شماره گذاري موتورسيکلتها در هرسال از مرز يک ميليون و 100 هزار دستگاه نيز فراتر رفت.
با وجود اين تعداد موتورسيکلت در سطح کشور متاسفانه فرهنگ موتورسواري در کشور پايين بوده قاعده ناپذيري راکبان و موتورسواري دولا دولا!!، آموزشهاي ناقص، بي توجهي و عدم رعايت قوانين و عدم رعايت استانداردهاي لازم ايمني و فني در ساخت موتورسيکلتها به همراه عدم استاندارد زير ساختهاي شهري و جادهاي دست به دست هم داده است تا موتورسواري هم به بحران و ناهنجاري مرگبار ديگري در کشور مبدل شود سالانه مرگ حداقل 9 هزار موتورسوار در کشور رقم خورده و متوسط سن مرگ ناشي از حوادث به 27 سال برسد.
دنياي اقتصاد
«ستاره اقبال كشورها در دستهاي چين»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم مهران دبيرسپهري است كه در آن ميخوانيد:
بعد از آنكه چين تصميم گرفت اوراق قرضه ژاپنيها را خريداري كند، ساكنان سرزمين آفتاب تابان به تصور حاكميت يك تئوري توطئه در پس نيات چين، هراسان شده و چينيها را مورد سوال قرار دادند كه مقصودشان از اين كار چيست؛ در صورتي كه نميدانستند ستاره اقبالشان از مسير چين به سمت آنها حركت كرده است. در واقع چينيها به دليل داشتن ذخاير ارزي مافوق تصور، ميتوانند كاري كنند كه طرفهاي عمده تجاري ايالات متحده آمريكا در موازنه تجاري با اين كشور از قدرت بالاتري برخوردار شوند؛ اما چگونه؟
فرض كنيد بانك مركزي اروپا چند صد ميليارد يورو اوراق قرضه منتشر كند و چين تصميم بگيرد براي تنوع بخشي ذخاير ارزي خود همه اين اوراق را خريداري كند؛ در اين صورت اروپا خواهد توانست عرضه پول خود را بدون تبعات تورمي افزايش دهد (افزايش شبه پول) و اگر اين پول اضافه تبديل به دلار شود و به شرط عدم استفاده از آن يا عدم افزايش مصرف، اروپا خواهد توانست موجبات كاهش ارزش يورو نسبت به دلار را فراهم آورد. معني اين جمله آن است كه صادرات اروپا به آمريكا افزايش و واردات اروپا از آمريكا كاهش خواهد يافت.
به عبارت ديگر، با توجه به اينكه عمده ذخاير ارزي چين به دلار آمريكا است، ميتوان ادعا كرد كه ستاره اقبال طرفهاي عمده تجاري ايالات متحده آمريكا در دستهاي اين پرجمعيتترين كشور جهان قرار دارد.
نتيجهاي كه از اين تجربيات جهاني ميتوان گرفت آن است كه هر كشوري كه سياستهاي كينزي را كه سياستهايي براي مصرفزده نمودن مردم يك كشور است، در پيش بگيرد دانسته يا ندانسته، كشور خود را به سمت سستي، رخوت و ضعفي هدايت ميكند كه نتيجه آن پيروزي طرفهاي تجاري آن كشور خواهد بود و بهترين شاخصي كه اين معنا را نشان ميدهد شاخص تورم قيمتهاي مصرفكننده است.
با تاسف ميتوان با احتمال بالا پيشبيني كرد (بر اساس محاسبات) نرخ تورم مهرماه با افزايش نسبت به شهريور از مرز 9 درصد فراتر رود. نكته مهم اين است كه قانون هدفمند شدن يارانهها در مهر ماه اجرا نشد و بنابراين، مديران بانك مركزي نميتوانند مسووليت اين افزايش مجدد را به گردن اجراي قانون مزبور بيندازند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


