صفر كيلومترها در خيابانهاي شهر
صداي بوق ممتد خودروها يك لحظه قطع نميشود. كمي جلوتر خودرويي وسط چهارراه خاموش كرده است. راننده جوان كاملا دستپاچه شده و هرچه استارت ميزند ماشين روشن نميشود.
حالا ديگر صداي بوقها با چاشني داد و فرياد رانندگان معترض كه گاه جملات ناخوشايندي را نثار راننده تازه كار ميكند، همراه شده است: «ميبيني چه ترافيكي درست كردي مردم آزار!»، «رانندگي بلد نيستي مجبوري پشت فرمون بشيني»،
«ميذاشتي مهر گواهينامهات خشك بشه بعد مياومدي توي خيابون» و...
اما راننده جوان همچنان مستاصل تلاش ميكند هر آنچه چندي پيش از مربياش آموخته را پياده كند تا شايد بتواند خود را از اين مهلكه برهاند. شايد شما هم رانندگان در اصطلاح عاميانه صفر كيلومتر را حين رانندگي در خيابانهاي شهر ديده باشيد كه به دليل عدم تجربه و مهارت كافي براي عكسالعمل بموقع علاوه بر ايجاد تنشهاي روحي و رواني در ميان رانندگان موجب راهبندان، كندي تردد ساير خودروها و حتي تصادف شدهاند.
واقعيت اين است كه اين دسته از رانندگان با وجود داشتن گواهينامه هنوز از مهارت و توانايي لازم براي رانندگي در خيابانها و معابر مملو از خودرويي كه رانندگان حرفهاي و با تجربه در آن براي زودتر رسيدن به مقصد به هر شيوهاي در رانندگي متوسل ميشوند، برخوردار نيستند.
به عقيده كارشناسان، امروزه صرف داشتن گواهينامه ملاك داشتن مهارت رانندگي فرد نيست در حالي كه طبق قانون زماني به شخص گواهينامه رانندگي داده ميشود كه وي حداقل مهارتها را در اين زمينه به دست آورده باشد.
خيابان آموزشگاه نيست
«همه رانندگان اين شهر روزي تازه كار و صفر كيلومتر بودهاند»، «براي كسب تجربه و مهارت در رانندگي بايد از جايي مثل يك خيابان شلوغ شروع كرد كه محيط كاملا واقعي باشد»، «چند بار كه تنها پشت فرمان بنشيني كمكم ترسات ميريزد»، «تا چند بار تصادف نكني براي رانندگي مهارت پيدا نميكني» و...
اينها جملات به اصطلاح نصيحت گونهاي است كه همه آنهاي كه بعد از گرفتن گواهينامه تصميم ميگيرند توانايي خود را براي رانندگي در خيابانهاي شهر با انداختن يك خودروي شخصي زير پايشان بسنجند، از خانواده و دوست و آشنا زياد ميشنوند. اما واقعا اين استدلالها چقدر براي يك راننده تازه كار كه هنوز آمادگي و مهارت كافي براي رانندگي در خيابانهاي پر ازدحام شهر را پيدا نكرده است ميتواند كارايي داشته باشد؟
اين در حالي است كه رانندگي كردن برخي رانندگان كم تجربهاي كه هنوز از مهارت كافي برخوردار نيستند در خيابانهاي شهر احتمال بروز خطرات و تصادفات را براي ساير رانندگان بيشتر ميكند. كارشناسان معتقدند عدم آموزش مطلوب و موثر مربيان آموزشگاههاي رانندگي به هنرجويان، نداشتن استعداد و مهارت كافي برخي رانندگان تازه كار، كافي نبودن ساعات و دورههاي آموزش اجباري رانندگي در آموزشگاهها، عدم تخصص و توانايي مربي آموزشگاه براي تعليم صحيح رانندگي به كارآموز و ... همه ازجمله عوامل موثر در بروز چنين وضعيتي هستند.
در واقع به نظر ميرسد هنوز مساله مهمي به نام فرهنگ آمادگي و مهارت در رانندگي بهعنوان يك اصل ضروري در جامعه نهادينه نشده است؛ ضرورتي كه متاسفانه برخي رانندگان تازهكار و خانوادهها با استناد به اينكه اخذ گواهينامه كافي است و نشان از داشتن آمادگي و توانايي شخص براي رانندگي در خيابانهاي شهر دارد موجب ميشود رانندگان تازه كار چند ماه و حتي يك سال اول رانندگي در خيابان برايشان سال آزمون و خطا و كسب تجربه باشد، در حالي كه خيابان جاي تمرين و آموزش نيست.
هنرجو يا مربي؟ مساله اين است
در برابر، برخي كارشناسان و متوليان امر در حوزه رانندگي معتقدند يكي از دلايل عدم موفقيتآميز بودن آموزش مهارت رانندگي و بالا بودن آمار تصادفات در ميان رانندگاني كه مدت چنداني از زمان اخذ گواهينامه رانندگيشان نگذشته است به عدم تغيير مباحث مربوط به آموزش آييننامه و آزمون عملي رانندگي همزمان با آخرين تغيير و تحولات آن در ساير كشورها و همچنين تغيير راهها، كيفيت خودروها و شرايط رانندگي شهروندان طي سالهاي اخير باز ميگردد. برخي شهروندان نقش نحوه آموزش توسط مربيها در آموزشگاههاي رانندگي را نيز در اين زمينه كاملا تاثيرگذار ميدانند. در واقع آنها معتقدند اگر هنرجويي پس از گذراندن دورههاي آموزش رانندگي هنوز آمادگي لازم را براي رانندگي در خيابان ندارد فقط او مقصر نيست، بلكه مربيها و نحوه آموزش آنها نيز در اين زمينه خالي از اشكال نبوده است.
مسالهاي كه متاسفانه كمتر به چشم ميآيد و در تمام شرايط اين شخص تازه گواهينامه گرفته است كه مقصر شناخته ميشود و همه چيز به استعداد نداشتن او نسبت داده ميشود. اين در حالي است كه به نظر ميرسد در سالهاي اخير آموزشگاههاي رانندگي با آموزش هنرجويان و حتي گرفتن آزمون رانندگي از آنها سهلانگارانه برخورد ميكنند.
در مقابل آنهايي كه نحوه آموزش مربي و آموزشگاه را دليل عدم مهارت و آمادگي كافي راننده تازه گواهينامه گرفته ميدانند، متوليان و گردانندگان آموزشگاههاي رانندگي و برخي مربيان معتقدند در صورتي كه هنرجو از استعداد كافي و اشتياق لازم براي يادگيري مهارت رانندگي برخوردار باشد آموزشهاي مربي را در همان دوره تعيين شده فرا خواهد گرفت و حتي نيازي به گذراندن ساعات اضافي براي او نخواهد بود و ظرف مدت كوتاهي نيز به يك راننده حرفهاي در شهر تبديل خواهد شد.
اما بر عكس هنرجويي كه از استعداد و علاقه كافي برخوردار نباشد حتي با بهترين مربيان و بيشترين ساعات آموزش نيز راه به جايي نخواهد برد. در واقع آنها رانندگي را يك مهارت ذاتي ميدانند كه بر 3 اصل استعداد، علاقه و پشتكار وابسته است و هنرجويي كه اين 3 اصل را داشته باشد قطعا در آموزش موفق خواهد بود.
بازرسان نامحسوس در آموزشگاهها
اما رئيس مركز صدور گواهينامه راهنمايي و رانندگي ناجا استدلال ديگري دارد و آن اين كه از نظر قانون قطعا كسي كه موفق به گرفتن گواهينامه ميشود پس توانايي و آمادگي لازم براي رانندگي در خيابانهاي شهر را دارد، اما اين مساله بيشتر يك قضيه فرهنگي است كه بايد در جامعه نهادينه شود.
سرهنگ رحيم رمضان آقايي در گفتگو با «جامجم» توضيح ميدهد: «چه خوب است اگر خانوادهاي ميبيند هنوز فرزندشان با وجود گرفتن گواهينامه آمادگي نشستن پشت فرمان و رانندگي در خيابانهاي شلوغ شهر را ندارد به او تاكيد كنند كه نياز به آموزش بيشتر و كسب مهارت در رانندگي دارد. ضمن اين كه اين فرهنگ بايد نهادينه شود كه خود شخص نيز اگر صلاحيت ندارد پشت فرمان ننشيند.»
وي با تاكيد بر اين كه نميتوان و نبايد براي گواهينامهگرفتن شهروندان محدوديت قائل شد، تصريح ميكند: «اما هماكنون يك سري محدوديتهايي براي رانندگاني كه تازه گواهينامه گرفتهاند قائل ميشويم، ازجمله اين كه در سال اول اخذ گواهينامه از ساعت 12 شب تا 5 صبح نبايد در شهر رانندگي كنند، رانندگي در جادهها ممنوع است و نبايد پشت فرمان وسايل نقليه عمومي بنشينند.»
به گفته رئيس مركز صدور گواهينامه راهنمايي و رانندگي ناجا، در يك سال اول گواهينامه موقت است و در صورت نداشتن تخلف حادثهساز، گواهينامه شخص تا 5 سال تمديد ميشود.
سرهنگ آقايي درخصوص تخلفات برخي آموزشگاهها و مربيان نيز با بيان اين كه نميتوان تخلف چند آموزشگاه را به تمام آنها تعميم داد، از كنترل منظم و دورهاي اين آموزشگاهها توسط بازرسان راهنمايي و رانندگي خبر داده و ميگويد: «بازرسان نامحسوس ما به طور دورهاي با حضور در آموزشگاهها از نزديك نحوه آموزش و آزمون هنرجويان را مورد بررسي قرار ميدهند و در صورت مشاهده موارد تخلف با آموزشگاههاي متخلف برخورد ميكنند.»
وي البته بر اين نكته نيز تاكيد ميكند كه عملكرد مربيان آموزشگاهها و ميزان تواناييشان در آموزش نيز براساس دورههاي تعيين شده هر چند سال يكبار مورد بررسي قرار ميگيرد تا كارت مربيگريشان تمديد شود.
ساعات آموزش افزايش نمييابد
رئيس مركز صدور گواهينامه راهنمايي و رانندگي ناجا اما برخلاف آن دسته از كارشناسان حوزه ترافيك و تصادفات كه بر ضرورت بازنگري در ساعات دوره آموزش عملي و تئوري رانندگي تاكيد دارند، اصراري بر اين مساله ندارد.
سرهنگ آقايي ميگويد: «تا چند سال پيش آموزش شهر اجباري نبود، اما بتدريج با احساس اين ضرورت از سوي مسوولان راهنمايي و رانندگي قرار شد آموزش شهر نيز اجباري شود و در اين راستا در فاز اول حداقل 10 ساعت آموزش تئوري و 20 ساعت عملي (شهري) گنجانده شد.»
وي معتقد است: «همين ميزان آموزش در صورتي كه طرف علاقهمند باشد و استعداد داشته باشد كافي است، اما اگر شخص احساس كرد نياز به آموزش بيشتري دارد ميتواند با مشورت مربياش چند ساعت آموزش ديگر را نيز علاوه بر ساعات آموزش اجباري خود بگذراند.»
در واقع اين مقام مسوول افزايش ساعات آموزش اجباري را موجب تحميل هزينههاي بيشتر به هنرجو ميداند و معتقد است به جاي افزايش ساعات آموزش و اجباري كردن آن، نياز به آموزش بيشتر را به عهده هنرجو و مربي گذاشت تا در صورت احساس نياز، ساعات مشخصي براي هنرجو تعيين شود تا وي پس از گذراندن اين تعداد ساعات، آمادگي بيشتري براي آزمون پيدا كند.
خوشبين يا واقعبين
اين استدلال كه نبايد و نميتوان براي تمايل شهروندان به گرفتن گواهينامه محدوديت قائل شد يا اين كه ساعات فعلي آموزش تئوري و عملي براي يك شخص با استعداد و پشتكار كافي است و در صورت نياز به آموزش بيشتر بايد آن را به صورت اختياري و توافقي به عهده مربي و هنرجو گذاشت، همگي شايد استدلالهاي منطقي باشند.
نبايد فراموش كرد حادثه همواره در كمين رانندگان است؛ خطري كه ماهر و با تجربه يا جوان و تازه كار نميشناسد، اما هنگامي كه به آمارهاي منتشر شده از سوي راهنمايي و رانندگي مبني بر اين كه 70 درصد عامل بروز حوادث رانندگي به عامل انساني كه همان راننده است برميگردند آن وقت است كه اهميت نقش مهارت يك راننده در بروز يا جلوگيري از وقوع يك تصادف را درمييابيم.
پس بياييد در كنار خوشبين بودن كمي هم واقعبين باشيم. اين كه احساس كنيم براي پيدا كردن مهارت بايد از جايي شروع كنيم و از خطر تصادف احتمالي هم نترسيم خوب است، اما به شرط اين كه اين كسب مهارت و تجربه به بهاي به خطر افتادن جان ديگران تمام نشود.
اگر كمي منطقي به موضوع نگاه كنيم ميبينيم اين كه خودمان حس كنيم براي رانندگي در خيابانهاي شلوغ و پرترافيك شهر كه از در و ديوار آن موتوري، عابر پياده و خودروها بالا ميروند، آمادهايم شايد از منظر داشتن اعتماد به نفس قابل تحسين باشد، اما براي يك رانندگي بيدردسر براي خود و ديگران علاوه بر اعتماد به نفس، مهارت و تجربه نيز نياز است.
شايد اين موضوع بيش از اين كه با افزايش ساعات آموزش رانندگي در آموزشگاهها قابل حل باشد به نهادينه شدن يك فرهنگ در جامعه نياز داشته باشد، اين كه رانندگي بدون مهارت و آمادگي كافي يعني بازي كردن با جان خود و ديگران.


