نفی ولایت فقیه لازمه دنیا پرستی مادی
بیان شد که معنای مفهوم ولايت اجتماعی ایجاد حادثه جهت توسعه اسلام و انفعال جریان کفر و نفاق است. خصوصا در اين مرحله كه درگيري و ستيز با هوي و مظهر هواي اجتماعي و بین المللی نظام كفر، استراتژي اصلي حکومت ولایی است لذاست که هرگونه لذت فردي تنها زمانی مجاز خواهد بود که در این جهت کلی بوده و وصف وسيله بودن براي پرستش خدا را پيدا كند. مثلا مال حلال باشد و در راه حلال ـ نظیر کمک به مجاهدین فلسطینی ـ خرج شود.
روشن است که چنین ثروتی هرگز منشأ غلفت نبوده و خود مبدا توجه به خداست. التذاذ معنوی حاصل از این حرکت خداپسندانه نیز قطعا در جهت تقرب الهی است. اين التذاد جایز تا جایی پیش می رود كه فرد مکلف در می یابد حتی اگر مشغول چنین جلواتی از نعمات رب العالمین است به هیچ عنوان مشغول به غير خدا و ياد غير خدا نيست زیرا لذت و تنعم او در این گونه موارد در تقابل با تعبدش نيست. التذاد او نیز بر اساس توجهش به خود سبب نيست.
بر همین اساس است که هرگز حاضر نخواهد شد بر سر سبب ـ در اینجا اموری نظیر کمک های مادی یا پول یا نظایر آنها ـ با دشمن سازش كند در حالی که اگر سبب را بتوان مستقل از خدا ديد ميتوان بر سر آن با دشمن خدا هم مذاكره كرد.
در زندگی فردی نیز همین طور است. می توان سبب ابتهاج لذات و نعمات را منفصل از خالق تعریف کرد. در مقابل می توان تمام عالم را جلوه اسما و صفات الهی دانست و فریاد عارفانه بر آورد که:
یار بی پرده از در و دیوار
در تجلی است یا اولی الابصار
مثال واضح چنین نگاهی آب خوردن است. همه انسان ها تشنه می شوند و جهت رفع عطش آب می نوشند ولی اولیای الهی هرگاه قصد نوشیدن آب می کنند آن را نعمت خدا دانسته و متذكر به خدا هستند از این روست که حاضر نیستند از هر آبی استفاده کنند و اگر آب حلال نباشد تحمل تشنگي برایشان گواراتر است.
از نگاه ایشان هم باید پول خريد آب حلال باشد و هم خود آب طاهر بوده و نجس نباشد و هم نوشیدنش با ياد خدا همراه باشد در حالی که بسیاری دیگر هنگام نوشیدن آب تنها حواسشان به آب خوردن است خواه پول آن حرام باشد يا حلال، طهارت داشته باشد يا نداشته باشد، با نام خدا باشد يا نباشد، حتی ممکن است این نوشیدن به عشق يك عمل غير صحيح باشد.
به عنوان مثال شخصی رفته و در جايي این آب یا شربت را ميخورد كه این نوشیدنی نجس است يا آدم هايي كه آن جا هستند پاك نيستند اما او چون عشق این را دارد كه مثلاً معاملهاي انجام شود و صد میلیون تومان سود به دست آورد آن شربت را هم با لذت هم ميخورد، دقیقا مثل اين كه شربت و صد ميليون تومان به هم سنجاق شده اند.
قطعا مي توان بر سر چنين نعمتی با دشمنان خدا هم مذاكره كرد. تمام آن چه در تمدن شیطانی مادی امروز دنیا در مذاكرات انجام ميگيرد اين است كه یک کشور از يك بن نسبت مادي و از يك محدوديت دنیوی خارج شود و به يك گشایش مادی دست یابد نه يك سعه و گشایش توحیدی و عبادي.
اگر ولايت فقیه اين طور معنا شود كه ميشود سر دنيا هم سازش كرد؛ بايد رشد و توسعه در لذت مادي اصل بشود ولو براي مسلمين. مسائل ارزشي را هم روحانیت غرب زده و سازشکار باید به صورتي مجموعه سازي كند كه اينها را بپذيرد، به این بیان که باید همه احکام اعم از احكام اخلاقي، احكام تكليفي و احكام توصيفي به نحوی نظام مند مجموعه سازي شوند كه زندگي مدرنيته پذيرفته شود و امضای دین نیز پای آن باشد و از اين به بعد هم مسلمین باید به اسم اسلام در آن حضور داشته باشند زیرا موج تمدن مادی و تكامل زندگي عيني، موجي است كه مرتباً دائم افزا است، جهاني شدن نیز پروسه ای است كه نپذيرفتنش ثمره ای جز عقب افتادگی ندارد پس باید آن را پذیرفته و به زبان دين هم ترجمه كرد. باید به نحوی مجموعه سازي ديني كرد كه تمام آن به عنوان یک کل به هم پیوسته مورد پذیرش قرار گیرد، تمام آن هم قابل مجموعه سازي است، فقط کافی است که اصل و محور را توسعة تنعم مادي قرار داد.
به نظر می آید این «فتنه تئوریک» بر پایه غفلت از کلام نورانی امیرمومنان(ع) است؛ آنجا که در وصف دنیا فرمود:
«من أبصر اليها أعمته و من أبصربها بصرّته» (هرکه به دنیا بنگرد وآن را اصل بداند کورش خواهد کرد و هرکه با دنیا بنگرد وآن را وسیله عبرت گرفتن وتحصیل آخرت بداند با بصیرتش گرداند.)
کسی که پیوسته اصالت را به توسعه مادی می دهد به وسيله دنیا به عالم آخرت توجه ندارد زیرا کسی که به وسيله دنیا توجه به عالم آخرت دارد بر سر دنيا با هيچ يك از دشمنان خدا سازش نميكند بلكه دنیا را وسیله ای براي درگيري با دشمنان خدا قرار ميدهد.
بر اساس دکترین اسلام بايد خود دنيا را وسیله براي درگيري با دشمنان خدا قرار داد، باید در عرصه جهانی فریاد برآورد که شما دنيا را عادلانه تقسيم نميكنيد، باید پرچم طرفداری از عدالت همواره در دست حکومت ولایی باشد.
اگرچه هنگام بحث بر سر تولید و توزیع و مصرف قدرت سیاسی و فرهنگی و اقتصادی بین الملللی، ظلم در توزيع بهانه و وسيله اعتراضات است، ولی اصل مطلب چیز دیگری است. پشت پرده قضیه ديگري بوده که بسی بالاتر است. واقع امر این کلام الهی است که «يا بُنيَّ لا تشرك بالله ان الشرك لظلم عظيم» (ای فرزند هرگز به خدا شرک نورز که گناهی بس عظیم است.)
پشت قضيه اين است كه مومنین ولایت مدار نميتوانند دنيا را شريك خدا قرار دهند، براي دعوا و حادثه راه انداختن است که ميگویند بحث ما سر عدل و ظلم در تقسيم مقدورات جهانی است در حالي كه اصل نزاع سر معبود قرار دادن دنیا است نه بر سر تقسيم كردن آن، از لوازم پرستش دنیا و معبود قرار دادن عالم است كه قدرت های سلطه گر به خود اجازه تجاوز به غير و تحقير و تحريص سایرین را می دهند در حالی که اگر خداپرستان به فتح سنگرهای کلیدی عالم نائل آیند هرگز چنین کارهایی نخواهند کرد زیرا بر خلاف توحید و خدا پرستی است.
حال معلوم می شود تهديد ولايت فقيه بر مبنای فلسفه نظام ولایت اين است كه تنعم به دنيا اصل قرار گيرد و معبود شود. توسعه اين تنعم يعني توسعه درگيري. اگر گفته شود جهت عبادت اجتماعي حتماً در تمام ساختارها حضور پيدا ميكند؛ تعبّد ضرورتاً اساس پيدايش تقنين خواهد شد نه اين كه خيال شود پشت سر تعبد در علم اصول تقنين است زیرا بشر جهت عبادت خود را قاعده مند ميكند و آن را به كار آمدي عيني ميرساند و روابط اجتماعي را بر آن اساس ایجاد ميكند.
یعنی در حقيقت سرپرستي رشد را قاعدهمند ميكند. پشت تعبد هم تقنين و تناسبات تعبد است. مناسبات تعبد تا پرورش و حضور در نظام انگيزشی جامعه يا حساسيت هايي كه در افراد، گمانهها ورفتارهاست ادامه پيدا ميكند كه تقسيمات آن در جای خود بیان شده است. این گونه است که افراد و جوامع وليِّ و پرچم دار خود را مشخص ميكنند. در حقیقت تعبد اجتماعي و محور تعبد معين ميكند كه چه كسي شايستگي پرچم داري را دارد و صد البته پرچم داري مادی با پرچم داري الهي تفاوت بنیادین دارد...
Ali.meysami@gmail.com





