گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۲۷۱۲۸
| | 2995 بازدید
جام جم
«ايران، ابرقدرت منطقه» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم مهدي فضائلي است كه در آن ميخوانيد:
مشكلات روزمرهاي كه هركدام از ما كم و زياد با آن دست به گريبانيم، موجب ميشود از سويي توجهمان به بعضي اتفاقات مهم آنگونه كه بايد جلب نشود و اهميت آنها را درست درك نكنيم و از سوي ديگر چنين تصور كنيم كه اين مشكلات تنها اختصاص به ما يا كشور ما دارد و بقيه فارغ از اين مسائل در عيش و نوش به سر ميبرند.
نميخواهم بگويم اين مشكلات واقعي نيستند يا اهميت ندارند، بلكه مقصود آن است كه اين مشكلات را بيش از حد بزرگ نكنيم تا مانع ديدن مسائل مهم ديگر شود و منحصر به خود ندانيم تا تحملشان راحتتر شود.
كافي است نگاهي به كشورهاي غربي يا برخي كشورهاي جنوب شرق آسيا يا بعضي كشورهاي حاشيه خليج فارس بيندازيم كه در ذهن ما پيشرفته و توسعهافته قلمداد ميشوند و گمان ميكنيم مردمشان در رفاه كامل بهسر ميبرند.
موضوع اصلي اين يادداشت، بررسي مشكلات كشورهاي مدعي ديگر يا مقايسه كشور خودمان با آنها نيست تا به آمار و نمونههاي متعدد ناهنجاريها و بحرانهاي اقتصادي و اجتماعي كه با آن دست به گريبانند بپردازم كه اخبار اين روزهاي فرانسه و انگليس از باب اشاره كافي است.
در اين يادداشت ميخواهم مروري داشته باشم به برخي اتفاقات كلان و تأثيرگذار داخلي و منطقهاي كه اخيرا روي داده است و بار ديگر ثابت ميكند ايران اسلامي، ايراني است مقتدر، سربلند و تأثيرگذارترين كشور منطقه كه در تراز يك ابرقدرت منطقهاي ايفاي نقش ميكند.
1. سفر رهبر معظم انقلاب به قم: از جمله ويژگيهاي نظام مردمسالار جمهوري اسلامي ايران، ارتباط مسوولان طراز اول آن با مردم است؛ ارتباطي كه يكي از جلوههاي آن سفر مقامات عاليرتبه به نقاط مختلف كشور و ارتباط مستقيم با مردم اين مناطق است.
اين سفرها در دوران حيات بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امامخميني(رحمهالله) و با توجه به شرايط خاص ايشان اختصاص به مسوولان قواي مختلف داشت، ليكن پس از ارتحال ايشان و با آغاز رهبري حضرت آيتالله خامنهاي، اين سفرها به سطح رهبري نظام نيز تسري يافت تا جايي كه در مقطعي معظمله سالانه دو سفر استاني را انجام ميدادند.
با روي كارآمدن دولت نهم و قرار گرفتن سفرهاي استاني در دستور كار ثابت دولت، سفرهاي استاني رهبر انقلاب كاهش پيدا كرد اما به عمق و اثربخشي آن افزوده شد كه سفر معظمله به كردستان در ارديبهشت سال 88 بخوبي گوياي اين مسأله است. اما سفر قم، سفري ممتاز و منحصربهفرد است كه بخشي از آن به ويژگيهاي قم و اهميت حوزه علميه اين شهر برميگردد و بخشي ديگر به حساسيتي كه دشمنان از مدتي پيش به اين سفر نشان دادند و شايعاتي كه ساختند. استقبال بينظير مردم، علما و مراجع حوزه از رهبر انقلاب، مطالب مطرح شده از سوي رهبري و آنچه در روزهاي آينده اتفاق خواهد افتاد، سرآغاز حركتهاي نويني در قم و بزرگترين و مهمترين پايگاه نشر تفكر اسلام ناب محمدي(صلواتالله) در جهان خواهد بود و حوزههاي علميه سراسر كشور پس از اين سفر شرايط جديدي را خواهند داشت. اين سفر و استقبال صورت گرفته در آن، خصوصا پس از فتنه سال 88 و شيوع تحليلهايي مبني بر تقابل تهران با قم، عمق و ريشه مستحكم ولايت فقيه و ولي فقيه در بين لايههاي مختلف مردم، مراجع و روحانيت را نمايان ساخت و بار ديگر سايه يأس را بر اردوگاه فتنهانگيزان داخلي و حاميان خارجي آنها گستراند.
جمهوري اسلامي
«ويكي ليكس، بازي جديد سيا»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
اقدام اخير يك پايگاه خبري غربي در انتشار اسناد به اصطلاح محرمانه از جنگ عراق، بار ديگر به مبحث روز و جنجالي رسانههاي غربي تبديل شده است. اين رسانه ها، طي چند روز گذشته بخش عمدهاي از مطالب خود را به اين موضوع اختصاص دادهاند.
پايگاه اينترنتي موسوم به "ويكي ليكس" همانگونه كه از ماهها قبل وعده داده و زمينه سازي كرده بود روز شنبه گذشته حدود چهارصد هزار برگ را منتشر كرد كه مدعي است از اسناد سري وزارت دفاع آمريكا ميباشد.
اين پايگاه خبري مرموز چندي قبل نيز حدود 70 هزار سند از جنگ افغانستان را منتشر ساخت كه در آن زمان نيز هياهوي زيادي پيرامون آن در محافل خبري و سياسي غرب به راه افتاد.
درباره اقدام اين پايگاه اينترنتي و انتشار اين اسناد به اصطلاح محرمانه چند نكته قابل تامل است.
نخست اينكه ماهيت اين پايگاه خبري و هويت واقعي گردانندگان آن هنوز براي كسي به طور كامل شناخته شده نيست و در ابهام است. اگرچه گردانندگان اين پايگاه، خود را معتقد به شفاف سازي و مدافع انتشار واقعي اخبار و گزارشها و مخالف پنهان كاري، به خصوص در جنگ افغانستان و عراق قلمداد كرده و فردي را با نام "جوليان آسانگ" مسئول پايگاه معرفي نمودهاند ولي شناخت و آگاهي ناظران سياسي از اين تشكيلات به همين موارد محدود است. متوليان اين تشكيلات هنوز به ابتداييترين سئوال در مورد چگونگي دسترسي به منبع اسرار پنتاگون، آن هم با اين گستردگي، توضيح قانع كنندهاي ندادهاند.
آيا دستگاه اطلاعاتي نظامي آمريكا تا اين حد بي در و پيكر و آسيب پذير است يا اينكه اين تشكيلات آن قدر قدرت و نفوذ دارد كه به سريترين گزارشهاي ارتش آمريكا دست پيدا ميكند؟
اين تناقض و ابهام، ادعاهاي پايگاه ويكي ليكس را كاملاً زير سئوال ميبرد و آنرا غيرقابل قبول ميسازد. با توجه به اين موارد، بايد جستجو كرد كه اهداف اصلي از اين مسئله و پشت پرده اين نمايش چيست. نخستين و قويترين فرضيه و برداشت اين است كه "ويكي ليكس" ساخته و پرداخته خود آمريكا و دستگاه جاسوسي آن است تا با اين حربه، اولاً چنين وانمود شود كه غرب در رعايت و دفاع از حقوق بشر، حتي در سريترين موارد جدي است و در اين راه هيچ مصلحت و ملاحظهاي را در نظر نميگيرد، ثانياً تمامي جنايات صورت گرفته در عراق و افغانستان به همين مواردي كه در اسناد به اصطلاح محرمانه مطرح شده است محدود ميشود و سوم اينكه در پوشش ايراد اتهامهاي نمايشي نه چندان جدي به آمريكا، گردانندگان اين پايگاه خبري، اغراض سياسي مورد نظر خود را كه الزاماً مطابق با سياستها و اهداف واشنگتن است پيگيري كرده و از جمله، طرفهاي ديگر را متهم كنند كما اينكه در مورد اخير و ايراد اتهامهاي واهي به جمهوري اسلامي مشاهده كرديم.
رسالت
«روحانيت و گفتمان انقلاب اسلامي» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
نسبت حوزه هاي علميه با نظام پس از پيروزي انقلاب اسلامي يکي از بحث برانگيزترين مقولات در زمينه ارتباط نهاد روحانيت، سياست و حکومت در ايران بوده است. مسئله ضرورت استقلال حوزه ها از حکومت ها در ادوار مختلف تاريخي و اينکه روحانيت هيچ وقت وکيل الدوله نبوده و به عنوان مرجعي براي تظلم خواهي مردم قلمداد مي شده است در کنار نيازهاي علمي و نظري نظام برخاسته از انقلاب اسلامي به علماي دين و حوزه هاي علميه چالشي را پديد آورده که تفريط در آن موجب حاشيه نشيني و انفعال و افراط در آن مساوي تهمت هاي ناروا و ناصواب است.
عده اي به اسم استقلال حوزه ها، از ابتداي انقلاب همواره تلاش کردند به روحانيت در معادلات سياسي و اجتماعي نقش "بي نقشي" القا نمايند و نبض تحولات را از دست روحانيت و متوليان دين خارج کنند و عده اي ديگر به اسم تلفيق ديانت و سياست روحاني بودن را شرط لازم و کافي براي احراز برخي پست هاي مملکتي که اساسا نه شرع و نه عرف معمم بودن يا مکلا بودن آنها را تکليف نکرده است، مي دانند. اين افراط و تفريط به سان دولبه قيچي عمل مي کند که در صورت عدم مراقبت مي تواند موجب گسستگي هاي غير قابل جبران شود.
اين در حالي است که نسبت نهاد روحانيت با سياست و حکومت در ايران امر بين الامرين است که همانند نسبت مادر به فرزند از افراط و تفريط مصون مي باشد. به تعبير مقام معظم رهبري نسبت حوزه هاي علميه با نظام اسلامي " حمايت و نصيحت" و " دفاع در کنار اصلاح" است. اين تعريف دقيق، صورتبندي عملياتي معظم له از ضرورت وفاداري سلسله جليله روحانيت به گفتمان انقلاب اسلامي است. ايشان در اجتماع عظيم و پر شور علما، فضلا و طلاب در قم بر تحرک و پويايي حوزه هاي علميه و روحانيت انقلابي تاکيد کردند.
روحانيت انقلابي اطلاقي صحيح و فراگير است که ضمن تاکيد بر نشاط و تحول خواهي انقلابي در حوزه هاي علميه مانع از فضاسازي ادبيات مسموم دشمن در زمينه ترويج گزاره هايي نظير آخوند حکومتي و غير حکومتي ، روحاني دولتي و غير دولتي و ... مي شود.
روحاني انقلابي در عين اينکه محافظه کار نيست و هنوز خواهان تغييرات انقلابي است اما در عين حال براي ثبات نظام اسلامي که حاصل مجاهدت انقلابيون است ارزش قائل است. روحاني انقلابي در عين حال که به اصلاحات در نظام مي پردازد اما تيشه به ريشه نظام نمي زند. چنين روحانيتي نصيحت را در کنار حمايت از نظام بر خود فرض مي داند.
گفتمان انقلاب ادراک و عقلانيت فعالي به روحاينت، حکومت و تعاملات في مابين مي دهد. طي سه دهه گذشته همين گفتمان ساروج حوزه هاي علميه و حکومت اسلامي بوده است. در فتنه سال گذشته همه دنيا ديدند که روحانيت انقلابي در پشتيباني از نظام اسلامي کوتاه نيامد در عين اينکه خود را موظف به نصيحت ائمه مسلمين مي دانست. آنجا که بايد حمايت مي کرد حمايت و آنجا که نصيحت لازم بود نصيحت نمود.
واقع امر اين است که دشمن همواره سعي كرده است اينگونه القا كند كه با ايستادگي بر ارزشهاي اسلامي و وفاداري به گفتمان انقلاب اسلامي، پيشرفت امكان پذير نيست در حاليكه برخلاف اين القائات، پيشرفتهاي عظيم كشور به واسطه پايداري و اصرار بر گفتمان انقلاب بوده است.
مقام معظم رهبري در همين زمينه در ديدار طلاب، فضلا و اساتيد حوزه علميه قم فرمودند: "حوزه علميه، بخصوص حوزهعلميه قم مادر اين نظام است؛ به وجود آورنده و مولد اين انقلاب و اين حركت عظيم است. يك مادر چگونه ميتواند از زاده خود، از فرزند خود غافل بماند، نسبت به او بىتفاوت باشد، در هنگام لازم از او دفاع نكند؟ ممكن نيست. بنابراين نسبت بين حوزههاى علميه و نظام جمهورى اسلامى، نسبت حمايت متقابل است. نظام از حوزهها حمايت ميكند، حوزهها از نظام حمايت ميكنند؛ همكارى ميكنند، به يكديگر كمك مي كنند."
تهران امروز
«مطبوعات از وضع موجود تا وضع ايدهآل»عنوان سرمقاله/ ي روزنامه تهران امروز به قلم رسول بابايي است كه در آن ميخوانيد:
امروز نمايشگاه مطبوعات در تهران گشايش مييابد و امكان ارتباط و تعامل رو در روي شهروندان با اصحاب مطبوعات و ارباب جرايد فراهم ميشود؛ هر چند مطبوعات به واسطه فعاليت مستمري كه در طول سال دارند با توليد محتوا و قالبهاي ژورناليستي هر روزه در معرض نمايش در برابر نگاه و قضاوت مردم هستند.
واقعيت اين است كه جامعه امروز ايران انتظارات بحق و درستي از مطبوعات و روزنامهنگاران دارند و اين فضاي مطالبه را انقلاب اسلامي و ارزشهاي غيرقابل اغماض آن مثل آزادي و استقلال پيشروي مردم نهاده است.
مردم بهويژه اقشار فرهنگي و نخبگان از مطبوعات انتظار دارند عطش و علاقه آنها را به اطلاع از رويدادها و تحليل جامع رويدادها پاسخ دهند و فضايي براي سمپاشي و عمليات رواني رسانههاي بيگانه در كشور فراهم نشود.
شهروندان انتظار دارند مطبوعات در طرح نقد و انتقادهاي سازنده و منصفانه پيشرو و جسور بوده و در سالم نگهداشتن فضاي عمومي كشور شجاعت به خرج دهند و انتظار دارند دولت هم با تمام توان بسترهاي لازم را براي انجام اين تكاليف سنگين توسط مطبوعات فراهم كند اما نكته مهمي كه در اين برهه از زمان روي سخن اين نوشتار است مسئوليت سنگين رسانهها بهويژه مطبوعات براي ايجاد توازن بين ميل مخاطبان و مصلحت كشور است. مطبوعات همانگونه كه بايد به اميال و نيازهاي حقيقي شهروندان پاسخ دهند بايد مصلحت و منافع ملي را نيز با رويكردي خيرخواهانه و دورانديشانه در نظر بگيرند؛ اينجاست كه ميتوان از مطبوعات و رسانههاي متعهد و ملتزم به منافع ملي سخن گفت.
هر چند مطبوعات وظيفه دارند به نيازهاي مخاطبان در حوزه اطلاعرساني، تحليل و تفسير پاسخگو باشند، در عين حال وظيفه دارند افقهاي جديدي را پيشروي مخاطبان باز كنند كه هم هوشياري عمومي را ارتقا بخشند و هم اميد به آينده كشور را در دلها بيدار سازند و در اين مسير البته نياز به نقد و شجاعت در طرح مطالب داريم. اميد است برگزاري جشنواره مطبوعات فرصتي را پيشروي ارباب جرايد بگشايد تا بهمسئوليتها و وظايف خطير خود در اين برهه مهم از زمان بيشتر بينديشند و با رفع موانع موجود به وضع مطلوب مورد نظر مردم از مطبوعات دستيابند و ماحصل عملكرد رسانهها بهويژه جرايد نيز ارتقاي امنيت و منافع ملي حول نظام جمهوري اسلامي است.
كيهان
«ناگزير از تحول»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن ميخوانيد:
يكي از مهمترين بخش هاي سفر رهبر معظم انقلاب به قم، ديدار جمع كثيري از علما، فضلا، اساتيد و طلاب حوزه علميه قم با ايشان و بيانات مبسوط معظم له و تبيين منشور حوزه از نگاه رهبري انقلاب بود. پيوند عميق روحانيت و انقلاب باعث شده كه اين نهاد ديني همواره مورد طمع دشمنان قرار گرفته و بدخواهان نظام و ايران اسلامي همواره درصدد جدايي بين روحانيت و حاكميت برآيند.
رهبر معظم انقلاب با اشاره به انديشه مسموم دشمن، ضمن هشدار به دسيسه هاي آنان بر ضرورت تحول در حوزه نيز تاكيد نمودند.
حوزه علميه قم به عنوان خاستگاه اصلي انقلاب اسلامي همواره پشتيبان نظام بوده و بدون ترديد مولفه ها و شاخصه هاي اسلام ناب محمدي(ص) در برابر اسلام آمريكايي، در اين نهاد مقدس شكل گرفته است. دشمن با توجه به ميزان تاثيرگذاري حوزه هاي علميه و روحانيت در ترويج اسلام ناب، دنبال آن بوده و هست كه نقش روحانيت را كمرنگ جلوه دهد. در اين راه نيز از ابزار مختلفي كمك گرفته، چرا كه در ظاهر نمي خواهد با اصل اسلام مخالفت كند. بنابراين با نقشه هايي كه در سر مي پروراند، ابتدا اسلام بدون روحانيت را مطرح كرده و سپس شعار جدايي دين از سياست را علم مي كند تا از اين رهگذر، حكومت ديني را فاقد صلاحيت اداره امور جامعه معرفي كند.
اين دسيسه ها محدود به زمانه حاضر نيست. شايد يكي از بارزترين اقدامات دشمن در اين زمينه به زمان حكومت عثماني بازگردد كه آخرين تير خلاص را به حضور سياسي اسلام زد و از همان دوره رژيم جعلي اسرائيل با كمترين مقاومت از سوي مسلمانان و جهان اسلام در سرزمين فلسطين بساط قدرت سياسي، اقتصادي و نظامي خود را پهن كرد و روز به روز بر دامنه اشغالگري، زورگويي و ظلم خود افزود.
در اين ميان لطمه به جايگاه «ولايت فقيه» به عنوان مظهر حوزه هاي علميه و راس نظام اسلامي در دستور كار دشمن قرار گرفت. حمله هايي كه از بيرون و گاه از داخل عليه «ولايت» شده و مي شود در چارچوب ضديت و عناد با اصل اسلام و حاكميت اسلام است. براي دشمن و ايادي داخلي آنان «شخص» موضوعيت ندارد، بلكه هدف تضعيف و ساقط كردن «جايگاه» ولايت فقيه به عنوان عمود و ستون انقلاب است.
مردم سالاري
«آشوب از نوع اروپايي»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم علي ودايع است كه در آن ميخوانيد:
از روزي که تاريخ آغاز به روايت سرگذشت انسان ها بر روي زمين کرد و نخستين حکومت ها در تمدن هاي بشري شکل گرفت; موضوع نارضايتي واعتراض به نحوه حکومت حاکمان وجود داشته است. نارضايتي ها زماني که از حالت نهان و پنهان آشکار شدند درگيري هايي را به ارمغان آوردند که از آنها تعبير به آشوب شد.
آشوب در انتهاي نخستين دهه هزاره دوم ميلا دي هنوزهم موبرتن هر حکومتي راست مي کند.
آنگونه که تاريخ گواهي مي دهد آشوب ها بعضا سرکوب شدند يا منتهي به انقلا ب و تغييرات در حکومت.
امروز، در کشورهاي مختلف به دليل بروز بحران جهاني نارضايتي ها افزايش يافته است. نخستين شعله هاي اعتراض در يونان زبانه کشيد و سپس دامنه آن به اسپانيا و پرتغال کشيده شد.
اوضاع درايتاليا و بريتانيا نيز چندان آرام نيست زمزمه هايي از ناآرامي ديگر کشورهاي آمريکا شنيده مي شود. اما فرانسه دراين بين به عنوان سمبل نارضايتي ها در طول چند روز گذشته مورد کالبد شکافي قرار گرفته است. نزديک به دو هفته است که برج ايفل از صداي خشم کارگران و مردم چشم برهم نگذاشته است. نخستين نشانه ها سال 2009 ديده شد اما ماجرا تا اين حدجدي نبود که تمام پالا يشگاه ها تعطيل شود و شب هاي پاريس کم فروغ شود.
فرانسوي ها به قانون افزايش سن بازنشستگي معترض هستند ودولت سارکوزي با سماجت برتصويب و اجراي آن پافشاري مي کند; اما اعتراض به قانون بازنشستگي ظاهر ماجراست. مردم از سياست هاي پوپوليستي سارکوزي و حاشيه هاي پرزرق و برق او عصباني هستند.سارکوزي وعده داده بود وضعيت اقتصادي مردم بهبود يابد اما او نه تنها نتوانست وضعيت مردم را بهبود بخشد حتي نتوانست تدبير درستي براي مقابله با بحران جهاني اقتصاد اعمال کند. فرانسه به عنوان سمبلي از اعتراضات در قاره اروپا مطرح است.
آنچه در باطن اعتراضات رخ مي نمايد، فشار اقتصادي دوچنداني است که دولت ها برقشرهاي مختلف مردم منهاي سرمايه داران بزرگ و سياسيون رده بالا وارد مي کند و اين حقوق بگيران و کارگران هستند که قرباني رياضت هاي اقتصادي مي شوند. اين که مردم دست از کار مي کشند و در خيابان و راهآهن تحصن مي کنند، يعني خود آنها نيز از لحاظ اقتصادي متضرر مي شوند.
ابتكار
«قانون مهم تر است يا امنيت ملي؟»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم فضل الله ياري است كه در آن ميخوانيد:
وب سايت "ويکي ليکس" جمعه گذشته نزديک به 400 هزار سند محرمانه را در اختيار رسانهها قرار داده است که در آن حقايقي را درباره حمله آمريکا به عراق و کشتار صدها غير نظامي عراقي به دست ارتش آمريکا منتشر کرده است . اسنادي که اطلاعات قبلي ارائه شده توسط ارتش و دولت آمريکا را به چالش کشيده و در مواردي نيز دروغ بودن آنها را اثبات ميکند .
موضوعي که عنوان “بزرگترين افشاگري تاريخ آمريکا” را از آن خود کرده است. به گونهاي که بررسي اين حجم از اطلاعات در رسانهها،هفتهها به طول خواهد انجاميد.
پيش از اين برخي مقامات پنتاگون و مسئولان سياسي آمريکا از ممنوعيت انتشار اسناد محرمانه ارتش در زمان جنگ سخن گفته و وب سايت ويکي ليکس را متهم به عمل بر خلاف امنيت ملي کرده اند، اما همزمان گفته اند که قانون آزادي مطبوعات و رسانهها در آمريکا دست مقامات اين کشور را براي برخورد با اين وب سايت و رسانههاي مشابه بسته است .در اين رابطه دو موضوع را ميتوان در کنار هم گذاشت :
اول: اينکه متوليان امنيت ملي آمريکا همگي به اين کار سايت ويکي ليکس اعتراض کرده اند که” امنيت ملي آمريکا با انتشار اين اسناد به خطر افتاده است».
دوم: اينکه همين مسئولان گفته اند “بدليل وجود قانون آزادي مطبوعات و رسانهها امکان برخورد با اين سايت وجود ندارد.
اگر چه مقايسه ايران و آمريکا در اين باره کار چندان صحيحي نيست، اما ميتوان با نيم نگاهي به اين موضوع گريزي به وضعيت امروز مطبوعات در کشور زد. به خصوص که در آستانه آغازجشنواره مطبوعات نيز قرار داريم.
مي توان بسيارگفت و بارها نوشت که “مطبوعات رکن چهارم دموکراسي در کشور است” و ميتوان ساعتها سخن از لزوم آزادي مطبوعات گفت و اينکه مطبوعات بايد به زواياي تاريک جامعه سرک بکشند و نور افشاني کنند.
هيچ کدام از اين سخنان نميتواند به اندازه اين سخن مقامات آمريکا تاثير گذار باشد و نماد آزادي مطبوعات در کشور باشد که قانون مطبوعات “ اجازه برخورد به اين رسانه را نميدهد “ حال چه اين سخن از سر اعتقاد باشد و چه از سر ريا کاري (چنانکه خبرهايي منتشر شده است که حکايت از رضايتمندي محافل نزديک به دولت دمکرات هابراي مخالفت با دولت جمهوري خواه بوش دارد و اين يعني دستهايي قدرتمند در پشت پرده اين افشاگري وجود دارند).
به نظر ميرسد وجود چنين دلگرميهايي براي مطبوعات يک کشور ميتواند از آن ابزار قدرتمندي براي نظارت برحوزههاي مختلف سياسي،اقتصادي، اجتماعي،فرهنگي و... بسازد .نظارتي که - اگر چه ممکن است در کوتاه مدت به زيان برخي از گروهها و مسئولان حوزههاي مختلف باشد اما در دراز مدت – ميتواند کانونهاي مختلفي را در زير نورافکني از نظارت قرار دهد و پرسيدن و جواب دادن را به مکانيزمي براي اصلاح اشتباهات تبديل کند و فرهنگ پرسشگري و پاسخ گويي را ضمير جامعه نهادينه ميکنند.
ايران
«گفتمان رهبر انقلاب و مسئوليت ما»عنوان سرمقاله روزنامه ايران به قلم مرتضي قمريوفا است كه در آن ميخوانيد:
سفر بسيار بااهميت و پربركت رهبر معظم انقلاب به شهر خون و قيام و فقه و انقلاب (قم) امروز وارد هفتمين روز خود شده است. بيشك قم به خاطر ميزباني از چنين ميهمان جليلالقدري به خود ميبالد و آن را قدر مينهد. در اين ميان به غير از روز جمعه، معظم له روزانه يك سخنراني ويژه داشتهاند و بدينگونه اقشار مختلف مردم، مراجع و علما، خانواده شهدا، جانبازان و ايثارگران، طلاب و فضلا، جامعه مدرسين و بسيجيان سرافراز به ديدار «آقا» شتافتهاند و از بيانات نغز، راهبردي و نوانديشانه رهبر انقلاب مستفيض شدهاند.
علاوه بر آن، فعالان فرهنگي و سياسي كشور نيز در همين فضاي ويژه با آگاهي از جديدترين ديدگاههاي رهبر انديشمند انقلاب اسلامي، منويات ايشان را در برنامهها و مسئوليتهاي خويش نفوذ ميدهند تا با توكل به خداوند تبارك و تعالي، بتوانند امور جامعه را در «تراز انقلاب و نظام اسلامي» به پيش ببرند و به سامان اصلي خود برسانند. اصولاً ديدگاههاي رهبر معظم انقلاب در همه اين سالها از آنجا كه به كليديترين مسائل و موضوعات كشور پرداخته و به صورت سلبي و ايجابي مطرح شدهاند، به توليد «گفتمانهاي نجاتبخش و هادي» ذيل چند پارادايم و الگوي تمدنساز منتهي گشتهاند.
بر اين اساس، همچنانكه بيانات معظمله در پي حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري و فتنه 88 مأموريت مديريت اضمحلال اين جريان منافق و وابسته و ايادي خارجي آنها را به شايستگي پيش برد و به جنبش تاريخساز 9 دي ايرانيان عزتمدار ختم شد، گفتمانها و راهبردهاي ايجابي رهبر معظم انقلاب بخصوص در دوران عملكرد دولت نهم و دهم، علاوه بر تأثيرگذاري بر جامعه، به سرعت وارد حوزه مأموريت ساختاري دستگاهها و نهادها - به جهت پردازش بيشتر و اجرا و عمليات - ميشود و اكنون اين تبادل نخبگاني به سنتي حسنه و افتخارآميز تبديل شده است.
رهبر معظم انقلاب همچنين همين كار ويژه و نقشآفريني را از «روحانيت انقلابي، حوزههاي علميه و علماي معظم» خواستار شدند و سرنوشت آنها را با سرنوشت نظام و انقلاب درهم تنيده خواندند و تأكيد كردند: «نسبت حوزههاي علميه و روحانيت با نظام اسلامي، «حمايت و نصيحت» و «دفاع در كنار اصلاح» است.» از سوي ديگر، در بيانات ديروز مقام معظم رهبري در اجتماع هزاران نفر از بسيجيان دلاور قم، بار ديگر فعاليت پرحجم و خطير دولتمردان در خدمتگزاري هرچه افزونتر به ملت ايران و پيشبرد قدرتمندتر شعارهاي انقلاب و خط درخشان حضرت امام خميني(ره) تأييد شد و مورد ارج قرار گرفت.
قطعاً تعابير معظم له درباره «دولت انقلابي و كارآمد» و رئيس محترم جمهور براي بدخواهان داخلي و دشمنان خارجي، سخت و ناگوار خواهد بود؛ وليكن اين رهنمودها بايد براي همه نيروهاي درون نظام «فصلالخطاب» باشد و به دور از تفاسير محدودنگر جرياني، بايد فضاي جديدي از همياري و همسويي با دولت اسلامي و عدالتخواه در پيشبرد برنامهها و سياستهاي بخصوص طرح بزرگ تحول اقتصادي و بويژه قانون هدفمندي يارانهها بهوجود آيد؛ چه موفقيت و پيروزي دولت دهم در اجراي اين طرح چندجانبه و فراگير، به پيشبرد حداكثري منافع ملي و جهش ملت، نظام و كشور به تراز جديدي از قدرت خواهد انجاميد. انشاءالله
دنياي اقتصاد
«دعوا از نوع فرانسوي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق جنانصفت است كه در آن ميخوانيد:
تقسيم قدرت در جامعه فرانسه ميان نهاد دولت و نهادهاي مدني يك واقعيت تمام عيار است.
توازن در تقسيم قدرت موجب شده است نهادهاي مدني به سادگي هرآنچه را كه دولت ميپسندد يا مصلحت ميداند نپذيرفته و تسليم نشوند. خانواده، بنگاه و تشكلهاي صنفي در فرانسه قدرتي همسنگ با نهاد دولت دارند و هر تصميم كلان را كه به منافع آنها آسيب ميرساند يا آنها تشخيص ميدهند كه تصميم دولت برخلاف منافع آنها است، به چالش ميكشند.
اين وضعيت موجب شده است كه بيشترين اعتراضها به شكلهاي گوناگون از جمله تجمع در خيابانها و ميدانهاي شهر، اعتصاب و از كارانداختن فعاليتهاي اقتصادي در فرانسه ظهور و بروز پيدا كند. آخرين اعتراضهاي گسترده شهروندان فرانسوي كه از چند روز پيش آغاز شد و هنوز ادامه دارد، عليه تصميم دولت براي افزايش سن بازنشستگي است.
استدلال دولت فرانسه اين است كه قانون مربوط به تعيين سن بازنشستگي و استفاده كامل از حقوق و مزاياي بازنشستگي كه تحت فشار اتحاديههاي كارگري تصويب شده در زماني بوده است كه سن اميد به زندگي در اين كشور پايين و درصد جمعيت بالاي 65 سال پايين بوده است. آمارهاي در دسترس نشان ميدهد در سال 2009 حدود 17 درصد از جمعيت فرانسه بيش از 65 سال دارند، سن اميد به زندگي در اين كشور براي مردان 78 و براي زنان 85 سال است و هزينههاي عمومي بازنشستگي 5/13 درصد از توليد ناخالص داخلي فرانسه را به خود اختصاص داده است. اما آن شاخص بسيار مهم كه موجب نگراني دولت فرانسه شده است، شاخص «نسبت تعداد افراد شاغل به بازنشستگان» است كه در سال گذشته 4 بوده و پيشبيني ميشود كه تا سال 2050 به 2 برسد.
به اين معني كه در حال حاضر به ازاي هر 4 شاغل در فرانسه يك بازنشسته وجود دارد و در سال 2050 به ازاي هر 2 نفر شاغل يك بازنشسته وجود خواهد داشت. اين نسبتها و شاخصها دولت فرانسه را ناگزير كرده است كه براي اجتناب از كسري بودجه كه خط قرمز در اتحاديه اروپا به حساب ميآيد تصميم بگيرد كه سن بازنشستگي را افزايش دهد.
از طرف ديگر، اتحاديههاي كارگري فرانسه كه در روزهاي گذشته فضاي اعتراضي عليه دولت را شكل داده و شهروندان را نيز به ميدان كشيدند، استدلال ميكنند اگر امروز در اين عرصه عقبنشيني كنيم، در آينده ممكن است دولت بازهم تصميمهاي شديدتري اتخاذ كند.
«ايران، ابرقدرت منطقه» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم مهدي فضائلي است كه در آن ميخوانيد:
مشكلات روزمرهاي كه هركدام از ما كم و زياد با آن دست به گريبانيم، موجب ميشود از سويي توجهمان به بعضي اتفاقات مهم آنگونه كه بايد جلب نشود و اهميت آنها را درست درك نكنيم و از سوي ديگر چنين تصور كنيم كه اين مشكلات تنها اختصاص به ما يا كشور ما دارد و بقيه فارغ از اين مسائل در عيش و نوش به سر ميبرند.
نميخواهم بگويم اين مشكلات واقعي نيستند يا اهميت ندارند، بلكه مقصود آن است كه اين مشكلات را بيش از حد بزرگ نكنيم تا مانع ديدن مسائل مهم ديگر شود و منحصر به خود ندانيم تا تحملشان راحتتر شود.
كافي است نگاهي به كشورهاي غربي يا برخي كشورهاي جنوب شرق آسيا يا بعضي كشورهاي حاشيه خليج فارس بيندازيم كه در ذهن ما پيشرفته و توسعهافته قلمداد ميشوند و گمان ميكنيم مردمشان در رفاه كامل بهسر ميبرند.
موضوع اصلي اين يادداشت، بررسي مشكلات كشورهاي مدعي ديگر يا مقايسه كشور خودمان با آنها نيست تا به آمار و نمونههاي متعدد ناهنجاريها و بحرانهاي اقتصادي و اجتماعي كه با آن دست به گريبانند بپردازم كه اخبار اين روزهاي فرانسه و انگليس از باب اشاره كافي است.
در اين يادداشت ميخواهم مروري داشته باشم به برخي اتفاقات كلان و تأثيرگذار داخلي و منطقهاي كه اخيرا روي داده است و بار ديگر ثابت ميكند ايران اسلامي، ايراني است مقتدر، سربلند و تأثيرگذارترين كشور منطقه كه در تراز يك ابرقدرت منطقهاي ايفاي نقش ميكند.
1. سفر رهبر معظم انقلاب به قم: از جمله ويژگيهاي نظام مردمسالار جمهوري اسلامي ايران، ارتباط مسوولان طراز اول آن با مردم است؛ ارتباطي كه يكي از جلوههاي آن سفر مقامات عاليرتبه به نقاط مختلف كشور و ارتباط مستقيم با مردم اين مناطق است.
اين سفرها در دوران حيات بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امامخميني(رحمهالله) و با توجه به شرايط خاص ايشان اختصاص به مسوولان قواي مختلف داشت، ليكن پس از ارتحال ايشان و با آغاز رهبري حضرت آيتالله خامنهاي، اين سفرها به سطح رهبري نظام نيز تسري يافت تا جايي كه در مقطعي معظمله سالانه دو سفر استاني را انجام ميدادند.
با روي كارآمدن دولت نهم و قرار گرفتن سفرهاي استاني در دستور كار ثابت دولت، سفرهاي استاني رهبر انقلاب كاهش پيدا كرد اما به عمق و اثربخشي آن افزوده شد كه سفر معظمله به كردستان در ارديبهشت سال 88 بخوبي گوياي اين مسأله است. اما سفر قم، سفري ممتاز و منحصربهفرد است كه بخشي از آن به ويژگيهاي قم و اهميت حوزه علميه اين شهر برميگردد و بخشي ديگر به حساسيتي كه دشمنان از مدتي پيش به اين سفر نشان دادند و شايعاتي كه ساختند. استقبال بينظير مردم، علما و مراجع حوزه از رهبر انقلاب، مطالب مطرح شده از سوي رهبري و آنچه در روزهاي آينده اتفاق خواهد افتاد، سرآغاز حركتهاي نويني در قم و بزرگترين و مهمترين پايگاه نشر تفكر اسلام ناب محمدي(صلواتالله) در جهان خواهد بود و حوزههاي علميه سراسر كشور پس از اين سفر شرايط جديدي را خواهند داشت. اين سفر و استقبال صورت گرفته در آن، خصوصا پس از فتنه سال 88 و شيوع تحليلهايي مبني بر تقابل تهران با قم، عمق و ريشه مستحكم ولايت فقيه و ولي فقيه در بين لايههاي مختلف مردم، مراجع و روحانيت را نمايان ساخت و بار ديگر سايه يأس را بر اردوگاه فتنهانگيزان داخلي و حاميان خارجي آنها گستراند.
جمهوري اسلامي
«ويكي ليكس، بازي جديد سيا»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
اقدام اخير يك پايگاه خبري غربي در انتشار اسناد به اصطلاح محرمانه از جنگ عراق، بار ديگر به مبحث روز و جنجالي رسانههاي غربي تبديل شده است. اين رسانه ها، طي چند روز گذشته بخش عمدهاي از مطالب خود را به اين موضوع اختصاص دادهاند.
پايگاه اينترنتي موسوم به "ويكي ليكس" همانگونه كه از ماهها قبل وعده داده و زمينه سازي كرده بود روز شنبه گذشته حدود چهارصد هزار برگ را منتشر كرد كه مدعي است از اسناد سري وزارت دفاع آمريكا ميباشد.
اين پايگاه خبري مرموز چندي قبل نيز حدود 70 هزار سند از جنگ افغانستان را منتشر ساخت كه در آن زمان نيز هياهوي زيادي پيرامون آن در محافل خبري و سياسي غرب به راه افتاد.
درباره اقدام اين پايگاه اينترنتي و انتشار اين اسناد به اصطلاح محرمانه چند نكته قابل تامل است.
نخست اينكه ماهيت اين پايگاه خبري و هويت واقعي گردانندگان آن هنوز براي كسي به طور كامل شناخته شده نيست و در ابهام است. اگرچه گردانندگان اين پايگاه، خود را معتقد به شفاف سازي و مدافع انتشار واقعي اخبار و گزارشها و مخالف پنهان كاري، به خصوص در جنگ افغانستان و عراق قلمداد كرده و فردي را با نام "جوليان آسانگ" مسئول پايگاه معرفي نمودهاند ولي شناخت و آگاهي ناظران سياسي از اين تشكيلات به همين موارد محدود است. متوليان اين تشكيلات هنوز به ابتداييترين سئوال در مورد چگونگي دسترسي به منبع اسرار پنتاگون، آن هم با اين گستردگي، توضيح قانع كنندهاي ندادهاند.
آيا دستگاه اطلاعاتي نظامي آمريكا تا اين حد بي در و پيكر و آسيب پذير است يا اينكه اين تشكيلات آن قدر قدرت و نفوذ دارد كه به سريترين گزارشهاي ارتش آمريكا دست پيدا ميكند؟
اين تناقض و ابهام، ادعاهاي پايگاه ويكي ليكس را كاملاً زير سئوال ميبرد و آنرا غيرقابل قبول ميسازد. با توجه به اين موارد، بايد جستجو كرد كه اهداف اصلي از اين مسئله و پشت پرده اين نمايش چيست. نخستين و قويترين فرضيه و برداشت اين است كه "ويكي ليكس" ساخته و پرداخته خود آمريكا و دستگاه جاسوسي آن است تا با اين حربه، اولاً چنين وانمود شود كه غرب در رعايت و دفاع از حقوق بشر، حتي در سريترين موارد جدي است و در اين راه هيچ مصلحت و ملاحظهاي را در نظر نميگيرد، ثانياً تمامي جنايات صورت گرفته در عراق و افغانستان به همين مواردي كه در اسناد به اصطلاح محرمانه مطرح شده است محدود ميشود و سوم اينكه در پوشش ايراد اتهامهاي نمايشي نه چندان جدي به آمريكا، گردانندگان اين پايگاه خبري، اغراض سياسي مورد نظر خود را كه الزاماً مطابق با سياستها و اهداف واشنگتن است پيگيري كرده و از جمله، طرفهاي ديگر را متهم كنند كما اينكه در مورد اخير و ايراد اتهامهاي واهي به جمهوري اسلامي مشاهده كرديم.
رسالت
«روحانيت و گفتمان انقلاب اسلامي» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
نسبت حوزه هاي علميه با نظام پس از پيروزي انقلاب اسلامي يکي از بحث برانگيزترين مقولات در زمينه ارتباط نهاد روحانيت، سياست و حکومت در ايران بوده است. مسئله ضرورت استقلال حوزه ها از حکومت ها در ادوار مختلف تاريخي و اينکه روحانيت هيچ وقت وکيل الدوله نبوده و به عنوان مرجعي براي تظلم خواهي مردم قلمداد مي شده است در کنار نيازهاي علمي و نظري نظام برخاسته از انقلاب اسلامي به علماي دين و حوزه هاي علميه چالشي را پديد آورده که تفريط در آن موجب حاشيه نشيني و انفعال و افراط در آن مساوي تهمت هاي ناروا و ناصواب است.
عده اي به اسم استقلال حوزه ها، از ابتداي انقلاب همواره تلاش کردند به روحانيت در معادلات سياسي و اجتماعي نقش "بي نقشي" القا نمايند و نبض تحولات را از دست روحانيت و متوليان دين خارج کنند و عده اي ديگر به اسم تلفيق ديانت و سياست روحاني بودن را شرط لازم و کافي براي احراز برخي پست هاي مملکتي که اساسا نه شرع و نه عرف معمم بودن يا مکلا بودن آنها را تکليف نکرده است، مي دانند. اين افراط و تفريط به سان دولبه قيچي عمل مي کند که در صورت عدم مراقبت مي تواند موجب گسستگي هاي غير قابل جبران شود.
اين در حالي است که نسبت نهاد روحانيت با سياست و حکومت در ايران امر بين الامرين است که همانند نسبت مادر به فرزند از افراط و تفريط مصون مي باشد. به تعبير مقام معظم رهبري نسبت حوزه هاي علميه با نظام اسلامي " حمايت و نصيحت" و " دفاع در کنار اصلاح" است. اين تعريف دقيق، صورتبندي عملياتي معظم له از ضرورت وفاداري سلسله جليله روحانيت به گفتمان انقلاب اسلامي است. ايشان در اجتماع عظيم و پر شور علما، فضلا و طلاب در قم بر تحرک و پويايي حوزه هاي علميه و روحانيت انقلابي تاکيد کردند.
روحانيت انقلابي اطلاقي صحيح و فراگير است که ضمن تاکيد بر نشاط و تحول خواهي انقلابي در حوزه هاي علميه مانع از فضاسازي ادبيات مسموم دشمن در زمينه ترويج گزاره هايي نظير آخوند حکومتي و غير حکومتي ، روحاني دولتي و غير دولتي و ... مي شود.
روحاني انقلابي در عين اينکه محافظه کار نيست و هنوز خواهان تغييرات انقلابي است اما در عين حال براي ثبات نظام اسلامي که حاصل مجاهدت انقلابيون است ارزش قائل است. روحاني انقلابي در عين حال که به اصلاحات در نظام مي پردازد اما تيشه به ريشه نظام نمي زند. چنين روحانيتي نصيحت را در کنار حمايت از نظام بر خود فرض مي داند.
گفتمان انقلاب ادراک و عقلانيت فعالي به روحاينت، حکومت و تعاملات في مابين مي دهد. طي سه دهه گذشته همين گفتمان ساروج حوزه هاي علميه و حکومت اسلامي بوده است. در فتنه سال گذشته همه دنيا ديدند که روحانيت انقلابي در پشتيباني از نظام اسلامي کوتاه نيامد در عين اينکه خود را موظف به نصيحت ائمه مسلمين مي دانست. آنجا که بايد حمايت مي کرد حمايت و آنجا که نصيحت لازم بود نصيحت نمود.
واقع امر اين است که دشمن همواره سعي كرده است اينگونه القا كند كه با ايستادگي بر ارزشهاي اسلامي و وفاداري به گفتمان انقلاب اسلامي، پيشرفت امكان پذير نيست در حاليكه برخلاف اين القائات، پيشرفتهاي عظيم كشور به واسطه پايداري و اصرار بر گفتمان انقلاب بوده است.
مقام معظم رهبري در همين زمينه در ديدار طلاب، فضلا و اساتيد حوزه علميه قم فرمودند: "حوزه علميه، بخصوص حوزهعلميه قم مادر اين نظام است؛ به وجود آورنده و مولد اين انقلاب و اين حركت عظيم است. يك مادر چگونه ميتواند از زاده خود، از فرزند خود غافل بماند، نسبت به او بىتفاوت باشد، در هنگام لازم از او دفاع نكند؟ ممكن نيست. بنابراين نسبت بين حوزههاى علميه و نظام جمهورى اسلامى، نسبت حمايت متقابل است. نظام از حوزهها حمايت ميكند، حوزهها از نظام حمايت ميكنند؛ همكارى ميكنند، به يكديگر كمك مي كنند."
تهران امروز
«مطبوعات از وضع موجود تا وضع ايدهآل»عنوان سرمقاله/ ي روزنامه تهران امروز به قلم رسول بابايي است كه در آن ميخوانيد:
امروز نمايشگاه مطبوعات در تهران گشايش مييابد و امكان ارتباط و تعامل رو در روي شهروندان با اصحاب مطبوعات و ارباب جرايد فراهم ميشود؛ هر چند مطبوعات به واسطه فعاليت مستمري كه در طول سال دارند با توليد محتوا و قالبهاي ژورناليستي هر روزه در معرض نمايش در برابر نگاه و قضاوت مردم هستند.
واقعيت اين است كه جامعه امروز ايران انتظارات بحق و درستي از مطبوعات و روزنامهنگاران دارند و اين فضاي مطالبه را انقلاب اسلامي و ارزشهاي غيرقابل اغماض آن مثل آزادي و استقلال پيشروي مردم نهاده است.
مردم بهويژه اقشار فرهنگي و نخبگان از مطبوعات انتظار دارند عطش و علاقه آنها را به اطلاع از رويدادها و تحليل جامع رويدادها پاسخ دهند و فضايي براي سمپاشي و عمليات رواني رسانههاي بيگانه در كشور فراهم نشود.
شهروندان انتظار دارند مطبوعات در طرح نقد و انتقادهاي سازنده و منصفانه پيشرو و جسور بوده و در سالم نگهداشتن فضاي عمومي كشور شجاعت به خرج دهند و انتظار دارند دولت هم با تمام توان بسترهاي لازم را براي انجام اين تكاليف سنگين توسط مطبوعات فراهم كند اما نكته مهمي كه در اين برهه از زمان روي سخن اين نوشتار است مسئوليت سنگين رسانهها بهويژه مطبوعات براي ايجاد توازن بين ميل مخاطبان و مصلحت كشور است. مطبوعات همانگونه كه بايد به اميال و نيازهاي حقيقي شهروندان پاسخ دهند بايد مصلحت و منافع ملي را نيز با رويكردي خيرخواهانه و دورانديشانه در نظر بگيرند؛ اينجاست كه ميتوان از مطبوعات و رسانههاي متعهد و ملتزم به منافع ملي سخن گفت.
هر چند مطبوعات وظيفه دارند به نيازهاي مخاطبان در حوزه اطلاعرساني، تحليل و تفسير پاسخگو باشند، در عين حال وظيفه دارند افقهاي جديدي را پيشروي مخاطبان باز كنند كه هم هوشياري عمومي را ارتقا بخشند و هم اميد به آينده كشور را در دلها بيدار سازند و در اين مسير البته نياز به نقد و شجاعت در طرح مطالب داريم. اميد است برگزاري جشنواره مطبوعات فرصتي را پيشروي ارباب جرايد بگشايد تا بهمسئوليتها و وظايف خطير خود در اين برهه مهم از زمان بيشتر بينديشند و با رفع موانع موجود به وضع مطلوب مورد نظر مردم از مطبوعات دستيابند و ماحصل عملكرد رسانهها بهويژه جرايد نيز ارتقاي امنيت و منافع ملي حول نظام جمهوري اسلامي است.
كيهان
«ناگزير از تحول»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن ميخوانيد:
يكي از مهمترين بخش هاي سفر رهبر معظم انقلاب به قم، ديدار جمع كثيري از علما، فضلا، اساتيد و طلاب حوزه علميه قم با ايشان و بيانات مبسوط معظم له و تبيين منشور حوزه از نگاه رهبري انقلاب بود. پيوند عميق روحانيت و انقلاب باعث شده كه اين نهاد ديني همواره مورد طمع دشمنان قرار گرفته و بدخواهان نظام و ايران اسلامي همواره درصدد جدايي بين روحانيت و حاكميت برآيند.
رهبر معظم انقلاب با اشاره به انديشه مسموم دشمن، ضمن هشدار به دسيسه هاي آنان بر ضرورت تحول در حوزه نيز تاكيد نمودند.
حوزه علميه قم به عنوان خاستگاه اصلي انقلاب اسلامي همواره پشتيبان نظام بوده و بدون ترديد مولفه ها و شاخصه هاي اسلام ناب محمدي(ص) در برابر اسلام آمريكايي، در اين نهاد مقدس شكل گرفته است. دشمن با توجه به ميزان تاثيرگذاري حوزه هاي علميه و روحانيت در ترويج اسلام ناب، دنبال آن بوده و هست كه نقش روحانيت را كمرنگ جلوه دهد. در اين راه نيز از ابزار مختلفي كمك گرفته، چرا كه در ظاهر نمي خواهد با اصل اسلام مخالفت كند. بنابراين با نقشه هايي كه در سر مي پروراند، ابتدا اسلام بدون روحانيت را مطرح كرده و سپس شعار جدايي دين از سياست را علم مي كند تا از اين رهگذر، حكومت ديني را فاقد صلاحيت اداره امور جامعه معرفي كند.
اين دسيسه ها محدود به زمانه حاضر نيست. شايد يكي از بارزترين اقدامات دشمن در اين زمينه به زمان حكومت عثماني بازگردد كه آخرين تير خلاص را به حضور سياسي اسلام زد و از همان دوره رژيم جعلي اسرائيل با كمترين مقاومت از سوي مسلمانان و جهان اسلام در سرزمين فلسطين بساط قدرت سياسي، اقتصادي و نظامي خود را پهن كرد و روز به روز بر دامنه اشغالگري، زورگويي و ظلم خود افزود.
در اين ميان لطمه به جايگاه «ولايت فقيه» به عنوان مظهر حوزه هاي علميه و راس نظام اسلامي در دستور كار دشمن قرار گرفت. حمله هايي كه از بيرون و گاه از داخل عليه «ولايت» شده و مي شود در چارچوب ضديت و عناد با اصل اسلام و حاكميت اسلام است. براي دشمن و ايادي داخلي آنان «شخص» موضوعيت ندارد، بلكه هدف تضعيف و ساقط كردن «جايگاه» ولايت فقيه به عنوان عمود و ستون انقلاب است.
مردم سالاري
«آشوب از نوع اروپايي»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم علي ودايع است كه در آن ميخوانيد:
از روزي که تاريخ آغاز به روايت سرگذشت انسان ها بر روي زمين کرد و نخستين حکومت ها در تمدن هاي بشري شکل گرفت; موضوع نارضايتي واعتراض به نحوه حکومت حاکمان وجود داشته است. نارضايتي ها زماني که از حالت نهان و پنهان آشکار شدند درگيري هايي را به ارمغان آوردند که از آنها تعبير به آشوب شد.
آشوب در انتهاي نخستين دهه هزاره دوم ميلا دي هنوزهم موبرتن هر حکومتي راست مي کند.
آنگونه که تاريخ گواهي مي دهد آشوب ها بعضا سرکوب شدند يا منتهي به انقلا ب و تغييرات در حکومت.
امروز، در کشورهاي مختلف به دليل بروز بحران جهاني نارضايتي ها افزايش يافته است. نخستين شعله هاي اعتراض در يونان زبانه کشيد و سپس دامنه آن به اسپانيا و پرتغال کشيده شد.
اوضاع درايتاليا و بريتانيا نيز چندان آرام نيست زمزمه هايي از ناآرامي ديگر کشورهاي آمريکا شنيده مي شود. اما فرانسه دراين بين به عنوان سمبل نارضايتي ها در طول چند روز گذشته مورد کالبد شکافي قرار گرفته است. نزديک به دو هفته است که برج ايفل از صداي خشم کارگران و مردم چشم برهم نگذاشته است. نخستين نشانه ها سال 2009 ديده شد اما ماجرا تا اين حدجدي نبود که تمام پالا يشگاه ها تعطيل شود و شب هاي پاريس کم فروغ شود.
فرانسوي ها به قانون افزايش سن بازنشستگي معترض هستند ودولت سارکوزي با سماجت برتصويب و اجراي آن پافشاري مي کند; اما اعتراض به قانون بازنشستگي ظاهر ماجراست. مردم از سياست هاي پوپوليستي سارکوزي و حاشيه هاي پرزرق و برق او عصباني هستند.سارکوزي وعده داده بود وضعيت اقتصادي مردم بهبود يابد اما او نه تنها نتوانست وضعيت مردم را بهبود بخشد حتي نتوانست تدبير درستي براي مقابله با بحران جهاني اقتصاد اعمال کند. فرانسه به عنوان سمبلي از اعتراضات در قاره اروپا مطرح است.
آنچه در باطن اعتراضات رخ مي نمايد، فشار اقتصادي دوچنداني است که دولت ها برقشرهاي مختلف مردم منهاي سرمايه داران بزرگ و سياسيون رده بالا وارد مي کند و اين حقوق بگيران و کارگران هستند که قرباني رياضت هاي اقتصادي مي شوند. اين که مردم دست از کار مي کشند و در خيابان و راهآهن تحصن مي کنند، يعني خود آنها نيز از لحاظ اقتصادي متضرر مي شوند.
ابتكار
«قانون مهم تر است يا امنيت ملي؟»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم فضل الله ياري است كه در آن ميخوانيد:
وب سايت "ويکي ليکس" جمعه گذشته نزديک به 400 هزار سند محرمانه را در اختيار رسانهها قرار داده است که در آن حقايقي را درباره حمله آمريکا به عراق و کشتار صدها غير نظامي عراقي به دست ارتش آمريکا منتشر کرده است . اسنادي که اطلاعات قبلي ارائه شده توسط ارتش و دولت آمريکا را به چالش کشيده و در مواردي نيز دروغ بودن آنها را اثبات ميکند .
موضوعي که عنوان “بزرگترين افشاگري تاريخ آمريکا” را از آن خود کرده است. به گونهاي که بررسي اين حجم از اطلاعات در رسانهها،هفتهها به طول خواهد انجاميد.
پيش از اين برخي مقامات پنتاگون و مسئولان سياسي آمريکا از ممنوعيت انتشار اسناد محرمانه ارتش در زمان جنگ سخن گفته و وب سايت ويکي ليکس را متهم به عمل بر خلاف امنيت ملي کرده اند، اما همزمان گفته اند که قانون آزادي مطبوعات و رسانهها در آمريکا دست مقامات اين کشور را براي برخورد با اين وب سايت و رسانههاي مشابه بسته است .در اين رابطه دو موضوع را ميتوان در کنار هم گذاشت :
اول: اينکه متوليان امنيت ملي آمريکا همگي به اين کار سايت ويکي ليکس اعتراض کرده اند که” امنيت ملي آمريکا با انتشار اين اسناد به خطر افتاده است».
دوم: اينکه همين مسئولان گفته اند “بدليل وجود قانون آزادي مطبوعات و رسانهها امکان برخورد با اين سايت وجود ندارد.
اگر چه مقايسه ايران و آمريکا در اين باره کار چندان صحيحي نيست، اما ميتوان با نيم نگاهي به اين موضوع گريزي به وضعيت امروز مطبوعات در کشور زد. به خصوص که در آستانه آغازجشنواره مطبوعات نيز قرار داريم.
مي توان بسيارگفت و بارها نوشت که “مطبوعات رکن چهارم دموکراسي در کشور است” و ميتوان ساعتها سخن از لزوم آزادي مطبوعات گفت و اينکه مطبوعات بايد به زواياي تاريک جامعه سرک بکشند و نور افشاني کنند.
هيچ کدام از اين سخنان نميتواند به اندازه اين سخن مقامات آمريکا تاثير گذار باشد و نماد آزادي مطبوعات در کشور باشد که قانون مطبوعات “ اجازه برخورد به اين رسانه را نميدهد “ حال چه اين سخن از سر اعتقاد باشد و چه از سر ريا کاري (چنانکه خبرهايي منتشر شده است که حکايت از رضايتمندي محافل نزديک به دولت دمکرات هابراي مخالفت با دولت جمهوري خواه بوش دارد و اين يعني دستهايي قدرتمند در پشت پرده اين افشاگري وجود دارند).
به نظر ميرسد وجود چنين دلگرميهايي براي مطبوعات يک کشور ميتواند از آن ابزار قدرتمندي براي نظارت برحوزههاي مختلف سياسي،اقتصادي، اجتماعي،فرهنگي و... بسازد .نظارتي که - اگر چه ممکن است در کوتاه مدت به زيان برخي از گروهها و مسئولان حوزههاي مختلف باشد اما در دراز مدت – ميتواند کانونهاي مختلفي را در زير نورافکني از نظارت قرار دهد و پرسيدن و جواب دادن را به مکانيزمي براي اصلاح اشتباهات تبديل کند و فرهنگ پرسشگري و پاسخ گويي را ضمير جامعه نهادينه ميکنند.
ايران
«گفتمان رهبر انقلاب و مسئوليت ما»عنوان سرمقاله روزنامه ايران به قلم مرتضي قمريوفا است كه در آن ميخوانيد:
سفر بسيار بااهميت و پربركت رهبر معظم انقلاب به شهر خون و قيام و فقه و انقلاب (قم) امروز وارد هفتمين روز خود شده است. بيشك قم به خاطر ميزباني از چنين ميهمان جليلالقدري به خود ميبالد و آن را قدر مينهد. در اين ميان به غير از روز جمعه، معظم له روزانه يك سخنراني ويژه داشتهاند و بدينگونه اقشار مختلف مردم، مراجع و علما، خانواده شهدا، جانبازان و ايثارگران، طلاب و فضلا، جامعه مدرسين و بسيجيان سرافراز به ديدار «آقا» شتافتهاند و از بيانات نغز، راهبردي و نوانديشانه رهبر انقلاب مستفيض شدهاند.
علاوه بر آن، فعالان فرهنگي و سياسي كشور نيز در همين فضاي ويژه با آگاهي از جديدترين ديدگاههاي رهبر انديشمند انقلاب اسلامي، منويات ايشان را در برنامهها و مسئوليتهاي خويش نفوذ ميدهند تا با توكل به خداوند تبارك و تعالي، بتوانند امور جامعه را در «تراز انقلاب و نظام اسلامي» به پيش ببرند و به سامان اصلي خود برسانند. اصولاً ديدگاههاي رهبر معظم انقلاب در همه اين سالها از آنجا كه به كليديترين مسائل و موضوعات كشور پرداخته و به صورت سلبي و ايجابي مطرح شدهاند، به توليد «گفتمانهاي نجاتبخش و هادي» ذيل چند پارادايم و الگوي تمدنساز منتهي گشتهاند.
بر اين اساس، همچنانكه بيانات معظمله در پي حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري و فتنه 88 مأموريت مديريت اضمحلال اين جريان منافق و وابسته و ايادي خارجي آنها را به شايستگي پيش برد و به جنبش تاريخساز 9 دي ايرانيان عزتمدار ختم شد، گفتمانها و راهبردهاي ايجابي رهبر معظم انقلاب بخصوص در دوران عملكرد دولت نهم و دهم، علاوه بر تأثيرگذاري بر جامعه، به سرعت وارد حوزه مأموريت ساختاري دستگاهها و نهادها - به جهت پردازش بيشتر و اجرا و عمليات - ميشود و اكنون اين تبادل نخبگاني به سنتي حسنه و افتخارآميز تبديل شده است.
رهبر معظم انقلاب همچنين همين كار ويژه و نقشآفريني را از «روحانيت انقلابي، حوزههاي علميه و علماي معظم» خواستار شدند و سرنوشت آنها را با سرنوشت نظام و انقلاب درهم تنيده خواندند و تأكيد كردند: «نسبت حوزههاي علميه و روحانيت با نظام اسلامي، «حمايت و نصيحت» و «دفاع در كنار اصلاح» است.» از سوي ديگر، در بيانات ديروز مقام معظم رهبري در اجتماع هزاران نفر از بسيجيان دلاور قم، بار ديگر فعاليت پرحجم و خطير دولتمردان در خدمتگزاري هرچه افزونتر به ملت ايران و پيشبرد قدرتمندتر شعارهاي انقلاب و خط درخشان حضرت امام خميني(ره) تأييد شد و مورد ارج قرار گرفت.
قطعاً تعابير معظم له درباره «دولت انقلابي و كارآمد» و رئيس محترم جمهور براي بدخواهان داخلي و دشمنان خارجي، سخت و ناگوار خواهد بود؛ وليكن اين رهنمودها بايد براي همه نيروهاي درون نظام «فصلالخطاب» باشد و به دور از تفاسير محدودنگر جرياني، بايد فضاي جديدي از همياري و همسويي با دولت اسلامي و عدالتخواه در پيشبرد برنامهها و سياستهاي بخصوص طرح بزرگ تحول اقتصادي و بويژه قانون هدفمندي يارانهها بهوجود آيد؛ چه موفقيت و پيروزي دولت دهم در اجراي اين طرح چندجانبه و فراگير، به پيشبرد حداكثري منافع ملي و جهش ملت، نظام و كشور به تراز جديدي از قدرت خواهد انجاميد. انشاءالله
دنياي اقتصاد
«دعوا از نوع فرانسوي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق جنانصفت است كه در آن ميخوانيد:
تقسيم قدرت در جامعه فرانسه ميان نهاد دولت و نهادهاي مدني يك واقعيت تمام عيار است.
توازن در تقسيم قدرت موجب شده است نهادهاي مدني به سادگي هرآنچه را كه دولت ميپسندد يا مصلحت ميداند نپذيرفته و تسليم نشوند. خانواده، بنگاه و تشكلهاي صنفي در فرانسه قدرتي همسنگ با نهاد دولت دارند و هر تصميم كلان را كه به منافع آنها آسيب ميرساند يا آنها تشخيص ميدهند كه تصميم دولت برخلاف منافع آنها است، به چالش ميكشند.
اين وضعيت موجب شده است كه بيشترين اعتراضها به شكلهاي گوناگون از جمله تجمع در خيابانها و ميدانهاي شهر، اعتصاب و از كارانداختن فعاليتهاي اقتصادي در فرانسه ظهور و بروز پيدا كند. آخرين اعتراضهاي گسترده شهروندان فرانسوي كه از چند روز پيش آغاز شد و هنوز ادامه دارد، عليه تصميم دولت براي افزايش سن بازنشستگي است.
استدلال دولت فرانسه اين است كه قانون مربوط به تعيين سن بازنشستگي و استفاده كامل از حقوق و مزاياي بازنشستگي كه تحت فشار اتحاديههاي كارگري تصويب شده در زماني بوده است كه سن اميد به زندگي در اين كشور پايين و درصد جمعيت بالاي 65 سال پايين بوده است. آمارهاي در دسترس نشان ميدهد در سال 2009 حدود 17 درصد از جمعيت فرانسه بيش از 65 سال دارند، سن اميد به زندگي در اين كشور براي مردان 78 و براي زنان 85 سال است و هزينههاي عمومي بازنشستگي 5/13 درصد از توليد ناخالص داخلي فرانسه را به خود اختصاص داده است. اما آن شاخص بسيار مهم كه موجب نگراني دولت فرانسه شده است، شاخص «نسبت تعداد افراد شاغل به بازنشستگان» است كه در سال گذشته 4 بوده و پيشبيني ميشود كه تا سال 2050 به 2 برسد.
به اين معني كه در حال حاضر به ازاي هر 4 شاغل در فرانسه يك بازنشسته وجود دارد و در سال 2050 به ازاي هر 2 نفر شاغل يك بازنشسته وجود خواهد داشت. اين نسبتها و شاخصها دولت فرانسه را ناگزير كرده است كه براي اجتناب از كسري بودجه كه خط قرمز در اتحاديه اروپا به حساب ميآيد تصميم بگيرد كه سن بازنشستگي را افزايش دهد.
از طرف ديگر، اتحاديههاي كارگري فرانسه كه در روزهاي گذشته فضاي اعتراضي عليه دولت را شكل داده و شهروندان را نيز به ميدان كشيدند، استدلال ميكنند اگر امروز در اين عرصه عقبنشيني كنيم، در آينده ممكن است دولت بازهم تصميمهاي شديدتري اتخاذ كند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


