صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

گزيده سرمقاله‌ روزنامه‌هاي صبح امروز

کد خبر: ۱۲۶۶۰۶
| |
4087 بازدید
جام جم

«منشور حوزويان» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم مهندس عزت‌الله ضرغامي است كه در َآن مي‌خوانيد:
سخنان رهبر معظم انقلاب در جمع پرشور طلاب، فضلا و استادان برجسته حوزه علميه قم را مي‌توان فصل‌‌جديدي در تحکيم و تشييد پايه هاي حکومت ديني در‌دنياي معاصر تلقي کرد.
همچنين مي‌توان اين سخنان را در قالب نقشه راه جديد حرکت تحولي در حوزه‌هاي علميه و به تبع آن در نظام اسلامي به شمار آورد.از نگراني‌هايي که همواره خاطر صاحبان و متوليان يک انقلاب را مي‌آزارد، موضوع حفظ خلوص و ناب ماندن انقلاب در طول زمان و در مسير دستيابي به اهداف آن است.

اين نگراني و دغدغه در خصوص انقلاب اسلامي که خود را متعهد به حرکت در چارچوب اهداف و ارزش‌هاي وحياني ديانت خاتم مي‌داند، البته عظيم‌تر و خطيرتر است. چنان که استاد شهيد علامه مطهري در کتاب «آينده انقلاب اسلامي» از مهم‌ترين آفات پيش روي انقلاب اسلامي را همين خطر از دست دادن خلوص و ناب نماندن نهضت در مسير زمان دانسته است.
از جمله مهمترين مظاهر اين ناخالصي در حرکت رو‌به‌جلوي انقلاب اسلامي، خطر مهم عرفي شدن و بروز پديده سکولاريسم در متن جامعه و نظام اسلامي است.

راقم اين سطور بر اين باور است که مهم‌ترين پيام رهبر فرزانه، ‌انديشمند و دورانديش انقلاب در اين ديدار، جلوگيري از نفوذ نرم و نامحسوس تفکرات عرفي و سکولار در متن حرکت نظام اسلامي و جامعه مديريتي آن است. نقد معظم‌له به علوم انساني مبتني بر تفکر و جهان‌بيني مادي غرب بر همين مبنا قابل تفسير است.

گشودن باب گفت وگو از سوي عالي‌ترين مقام نظام اسلامي با حوزه‌هاي علميه و زدودن هرگونه جدايي و فاصله تضاد آلود ميان نظام اسلامي و حوزه‌هاي علميه در عين تاکيد بر حفظ استقلال عزت‌مند حوزه‌ها و اعلام استظهار نظام به تلاش‌هاي اجتهادي و تحول‌آفرين در عرصه توليد نظريات اسلامي در عرصه سياست، اقتصاد و تعليم و تربيت و ديگر بخش‌هاي مورد نياز جامعه، به طور خلاصه و در يک کلام به معناي بيمه کردن حرکت اين نظام در مسير ارزش‌هاي ناب اسلامي و حفظ خلوص آن است. غيرت ديني مثال زدني معظم‌له در جاي‌جاي اين کلام خود را نشان مي‌دهد و به همه آحاد جامعه بخصوص نخبگان و مديران و دست‌اندرکاران نظام مي‌فهماند که هدف اصلي اين حرکت عظيم را که براساس دستورات و آموزه‌هاي دين مبين است، نبايد لحظه‌اي از خاطر دور داشت و ايشان با طرح مسئوليت‌هاي حوزه‌هاي علميه در قبال ارائه چنين پشتيباني و حمايتي از نظام، مسير حرکت تحولي و راهبردي حوزه‌ها را ترسيم نمودند.حفظ و دميدن روحيه انقلابي و ارزش‌هاي انقلاب در متن حوزه و تقويت تعهد حوزويان با حضور غيورانه در دفاع از نظام اسلامي از ديگر فرازهاي مهم سخنان معظم‌له در اين ديدار بود. آن‌گاه كه بدرستي صلا در دادند كه در هنگامه پرحادثه دنياي امروز و رويارويي سهمگين ميان دنياي استكبار و مادي با جهان اسلام، حاشيه‌نشيني و تنزه‌طلبي جايي ندارد. حوزه همچون گذشته بايد به وظايف خطير خود در قبال پشتيباني از نظام اسلامي و حفظ دستاوردهاي آن اهتمام ورزد؛ چرا كه حركت در حاشيه موجب آسيب‌ دين مي‌شود و در نهايت حاشيه‌نشين شدن حوزه علميه قم به حذف آن مي‌انجامد.


كيهان

«رستاخيز قم»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن مي‌خوانيد:
«احترام به مجامع و نهادهاي بي تفاوت و تنزه طلب كه دامن از مسايل چالشي برمي چينند يك احترام صوري است، يك احترام در معنا و در عمق خود بي احترامي است، مثل احترام به اشيا است كه احترام حقيقي محسوب نمي شود... گاهي اين احترام اهانت آميز هم هست همراه با تحقير باطني آن كسي است كه تظاهر به احترام مي كند. آن موجودي كه زنده است، فعال است، منشأ اثر است، احترام برمي انگيزد هم در دل دوستان خود و هم حتي در دل دشمنان خود.»
اين بخشي از سخنان حكمت آميز رهبر معظم انقلاب اسلامي است كه اخيراً در جمع پرشور و بي نظير طلاب و اساتيد حوزه علميه قم بيان فرمودند و دقيق ترين تفسيري است كه تفاوت احترام و علاقه باطني مردم به نظام اسلامي و چهره هاي شاخص آن و احترام توام با تحقير كانون هاي خاص به بعضي از افراد مخالف نظام و يا ساكت در برابر مصالح نظام را تبيين مي كند. اما در خصوص استقبال عظيم و بي سابقه مردم قم و شور و هيجاني كه در استقبال انبوه طلاب و اساتيد مدارس علميه قم از حضرت آيت الله العظمي خامنه اي مشاهده شد و نكات كليدي كه ايشان مطرح فرمودند، نكات فراواني وجود دارد كه اين قلم از باب آيه شريفه «و اما بنعمته ربك فحدث» به بعضي از آنان اشاره مي نمايد.

1- استقبال عظيم مردم و روحانيت از رهبر معظم انقلاب اسلامي در شرايطي صورت گرفت كه طي سالهاي گذشته و بخصوص از آغاز فتنه پس از انتخابات رياست جمهوري به دهها زبان وانمود شده بود كه قم و روحانيت از روند اداره كشور و برخورد با فتنه گران- به دليل اينكه چند چهره شاخص و داخلي فتنه در سلك روحانيت بودند- دلزده شده و موضعي اپوزيسيوني پيدا كرده اند. اين محافل فتنه گر آرزوهاي شيطاني خود را به صورت خبر ترويج مي دادند كه استقبال از رهبر معظم انقلاب پررنگ نخواهد بود. اما، اجتماع عظيم قمي ها در ورودي شهر و تلاش وسيع آنان براي مشاهده رهبر معظم انقلاب تا بدانجا رفت كه عليرغم آنكه موكب ولايت در ساعات اوليه صبح، به ورودي قم رسيده بود، مجال سخنراني حضرت آقا به علت حضور متراكم و بي نظير استقبال كنندگان با تاخير روبرو شده و بسيار كوتاه شود. در واقع اين استقبال همراه با اشك و هيجان- كه مورد رشك كساني واقع شد كه تا چند روز قبل از سفربر شركت اندك مردم در استقبال تاكيد مي كردند- به خوبي نشان داد كه مردم عميقا حضرت آيت الله العظمي خامنه اي را نايب بلافصل حضرت بقيه الله الاعظم (عجل الله تعالي فرجه الشريف)و اين نظام اسلامي را «مقدمه لازم» تشكيل حكومت آن «مولاي غايب از نظر» مي دانند. چه تفسيري مي توان براي چنين دويدن پشت سر موكب رهبري و سيلان اشك از ديدگان مستقبلين ارائه كرد جز اينكه آن را در مدار شناخته شده عشق عميق شيعيان به ولايت امر به نظاره و قضاوت بنشينيم.

2- با اندكي غور در سخنان كساني مثل مرحوم آيت الله بهاءالديني، مرحوم آيت الله بهجت، حضرت امام خميني(ره) و اكثر مراجع بزرگوار فعلي درمي يابيم كه رهبري حضرت آيت الله خامنه اي يك موضوع عادي نيست كه مهر و عشق به آن عادي باشد. امروز بدون ترديد پس از وجود مقدس حضرت ولي عصر-ع- بزرگترين نعمت الهي بر بندگانش وجود مقدس حضرت آيت الله خامنه اي است. اين يك ارتباط الهي است كه خلل و سردي نمي پذيرد و خود بزرگترين علامت محفوظ ماندن اين انقلاب از انواع توطئه هاي عظيم است. از مسير خلوص ويژه- و نه معمولي كه هر عالمي مي تواند به آن دست يابد- فراهم آمده است. اين نشان مي دهد كه حقيقتا اين وجود شريف مظهر كامل حب في الله و بغض في الله است و اين يك مقام عادي نيست. حضرت آيت الله مصباح يزدي- كه خود يك استوانه تقوا و فقاهت است- مي فرمايد «من با وجود دقت هنوز درنيافته ام كه در آن 51-01 دقيقه پس از نماز مغرب كه وجود حضرت آيت الله خامنه اي غرق سكوت و تفكر مي شود، چه اتفاقي مي افتد همين قدر مي دانم كه اين موقعيتي است كه براي ديگران پيش نمي آيد.» حالا چنين وجود مقدسي را چگونه بايد شكر كرد؟ آيا مي توان به اندكي از «حق شكر» راه يافت؟ آيا دويدن پشت سر موكب او و نثار اشك و... تنها اندكي از آداب شكر نيست كه بعضي حسودان بر آن خرده گرفته اند و البته اين سرزمين چنين سر از پا ناشناختن و اشك تمنا ريختن را در خاطره ورود موكب حضرت علي بن موسي الرضا-عليه السلام- به اهواز و شيراز و ابركوه و نيشابور و نيز در ورود حضرت فاطمه معصومه- سلام الله عليها- به ساوه و قم در خاطره دارد.

3- در اين سفر، قم و بخصوص حوزه پرعظمت علميه جايگاه خود را در اسلام و نظام اسلامي به رخ كشيد و مسلما صحنه هاي خلق شده در اين سفر، سالها مورد تحليل جدي محافل سياسي، اطلاعاتي و فرهنگي غرب و شرق قرار خواهد گرفت. حضرت آيت الله خامنه اي تعابيري درباره قم داشتند كه براي درك موقعيت آن، شايسته تامل است؛ «شهر قم، مركز معرفتي دنياي اسلام»، «اولين حوزه اساسي مهم شيعه در اين شهر است»، «حوزه علميه قم مادر اين نظام است»، «قم پايگاه برترين معارف اسلامي و الهي»، «اين شهر پايگاه بصيرت است»، «مذهبي ترين شهر كشور»، «خاستگاه بزرگترين انقلاب دوران معاصر» و «قم شهر اسلام و شهر انقلاب است».
اگر نگاهي به تحركاتي كه در سطح جهان براي به انحراف كشاندن اذهان مسلمانان و جا زدن نسخه هاي تقلبي در قطر، قاهره، مدينه، پيشاور و... به عنوان نسخه اصلي اسلام نظري بياندازيم درمي يابيم كه خارج كردن قم از كانون اسلام گرايي مهمترين دستور كار محافل نظريه پردازي و برنامه ريزي دشمن بوده است. بعضي از گزارشات بيانگر آن است كه در مقاطعي- پس از انقلاب- حدود 130سازمان اطلاعاتي متعلق به غرب و بعضي كشورهاي منطقه در قم مشغول فعاليت بوده اند دستور كار همه آنان اين بوده كه راز مركزيت قم در تفكر اسلامي را دريابند و براي برهم زدن آن وارد عمل شوند.


مردم سالاري

«بي خبري مردم در عصر اطلا عات نتيجه معکوس خواهد داد»عنوان سرمقاله روزنامه مردم سالاري به قلم ميرزا بابا مطهري نژاد است كه در آن مي‌خوانيد:
موضوع رسيدن به جامعه توسعه يافته و حذف برنامه اي  و هدفمند يارانه ها را همه قبول دارند و از برنامه اول دغدغه آن در بين مديران و سياستگذاران کشور مطرح بوده و هست و هيچ مخالفت عقلاني با آن نيست، بحث روي روش رسيدن به اين مقصود متعالي است و بر همين اساس هدفمند کردن يارانه ها به عنوان مهمترين مولفه از فرايند توسعه و پيشرفت کشور از ابتداي سال 89 و قدري قبل تر از مباحث مربوط به قانون هدفمندکردن يارانه ها با  فضاي خبري و سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي جامعه  همراه است و قرار بود از اول سال اجرا شود. گفتند مجلس نمي داند دولت مي خواهد چه بکند، نگران است به نيمه دوم سال محول شد و نيمه دوم آمد و از اجراي اين قانون خبري نشد و دراول  مهر ماه با اعلام 60 ليتر بنزين سهميه اي همه فهميدند در مهر اتفا قي نخواهد افتاد، منتظر آبان و آغازي بر نوسان بازار طلاو ارز و آهن و فولاد و مسکن و...ولي خبري نشد و باز با اعلام 60 ليتر بنزين سهميه آبان ، اين پيام آمد که در آبان هم گويا اتفاقي قرار نيست بيفتد تا اين که  هفته  گذشته بعد از مدت ها انتظار واريز يارانه هاي مربوط به هدفمند کردن يارانه ها به حساب مردم از خراسان شروع شد و در چند استان ديگر کشور هم انجام شد و ادامه دارد، از مسئول مربوط به واريز يارانه ها در رسانه ملي سئوال شد، حدود 81000 تومان واريزي غيرقابل برداشت اين طرح چه تحليلي دارد؟

ايشان فرمايش کردند که اين علي الحساب است  شايد براي يک ماه و شايد براي دو ماه و شايد براي 5 ماه، محاسبه گران و رياضيات سياسي وارد مساله تحليل و تفسير و تدقيق و محاسبه شد و مبلغ تخصيص داده شده مجلس به اين امر را بر آمار و ارقام جمعيت  رقم زد و اعلام داشت ايها الناس بدانيد يارانه براي هر نفر در ماه  16 تا 17 هزار تومان بيشتر نخواهد شد و مبلغ واريزي براي  5 ماه است، دولتيان را اين محاسبه خوش نيامد خلاصه تا اين لحظه نه مجلس و نه مردم و نه ظاهرا آنها که قرار است سکاندار اين کشتي در دولت باشند  نمي خواهند بگويند که قرار است چه اتفاقي بيفتد.

برخي قيمت ها مثل آب و برق و... افزوده شده است مي گويند اين افزايش ربطي به اين قانون ندارد، در قبض هاي آب و برق و گاز و... از دوسال پيش مي نويسند که مصرف شما فلان قدر است و شما فلان مبلغ را بدهيد بقيه آن يارانه است که قرار است بر داشته شود ، مردم يارانه تخصيصي را با آن ارقام مي سنجند و نگران مي شوند. مسوولين موضوع را منکر شده و وزير نيرو اعلام مي کند قيمت بعد از هدفمندشدن ارتباطي با اين ارقام ندارد و همه را رد مي کند. به راستي اطلاعات صحيح چيست؟ چرا  گفته نمي شود؟

کما اينکه معاون وزير اقتصاد مي گويد زمان دقيق اجراي هدفمندسازي مشخص نيست!
عصر حاضر يعني نخستين قرن هزاره سوم را عصر اطلاعات ناميده اند و در عصر اطلاعات مي گويند هر کس زودتر و سريع تر و گسترده تر اطلاعات خود و کسب کار و مسووليت و ماموريت خود را بدهد برنده است، در غير اين صورت به سوالات و ابهامات، ديگران جواب خواهند داد و ذهنيت ها را تجميع خواهند نمود و در آنصورت هم بايد ذهنيت ها و دانسته هاي قبلي را از اذهان بزدائيد و هم بايد اطلاعات صحيح خود را بدهيد، يعني چند برابر هزينه وتلاش را بر خود و جامعه تحميل خواهيد کرد. از سويي ديگر در عصر اطلاعات و فناوري هاي نوين ارتباطي بشر دارد به جامعه اطلاعاتي و از آنجا به جامعه دانايي و دانش سفر مي کند و آن هم با سرعت، اگر موج اول يعني کشاورزي از 800 قبل از ميلاد تا قرن 17 يعني حدود 2500 سال  مهمان بشر بود، موج دوم يا موج صنعت تنها سه قرن دوام آورد و بشر وارد موج سوم شد.

موج سوم با تحولات سرسام آور به پيش مي رود و طبق پيش بيني تافلر 2010 يعني  چند ماه ديگر به پايان مي رسد و موج ديگري که تافلر نمي دانست چيست ولي امروز از آن به جامعه اطلاعاتي و جامعه دانايي محور تعبير مي کنند  در پيش روي است.  براي ورود به اين جامعه نظريه پردازان ويژگي ها و مولفه هايي در نظر گرفته اند از جمله مهمترين آنها اين است.

براي ورود به جامعه اطلاعاتي که مرحله گذر به جامعه دانايي محور است در بعد اجتماعي  دسترسي به اطلاعات  و در بعد اقتصادي وجود تکنولوژي نوين ارتباطي ياICT  و اطلاعات به عنوان کالاي در دسترس و قابل مبادله پيش شرط توسعه دراز مدت است. دسترسي به اطلاعات يعني همه اطلاعات  مربوط به زندگي مردم  در دسترسشان باشد و با بستر ارتباطي توانمند از هر نقطه جهان بتوانند آنرا دريافت و در اطلاعات مربوط به خود دخل و تصرف کنند، حال اگر بگوييم در زمينه توسعه فناوري هاي نوين به هر علت نتوانسته ايم به شرايط مطلوب برسيم، در بعد اجتماعي يعني دسترسي به اطلاعات مربوط به زندگي روزمره که از ضروريات است براي برنامه ريزي تا اين حد بايد محروم باشيم؟ نمي دانيم يارانه چقدر داده خواهد شد، نمي دانيم قيمت ها بعد از حذف يارانه چه خواهدشد، نمي دانيم قانون از کي اجرا خواهد شد، نمي دانيم، نمي دانيم و نمي دانيم  ! اين نمي دانيم ها تحقير است، ضد توسعه است، برنامه ريزي را مشکل مي  کند،  پيش آمد هاي اضطراري غير قابل تصور را افزايش خواهد داد،ناهنجاري هاي اجتماعي را گسترش خواهد داد و... اگر مولفه هاي 18 گانه تافلر در کتاب موج سوم را قبول نداريد، به نظريه مک لاپ نظر افکنيد که مک لاپ مي گويد در جامعه اطلاعاتي دانش توليد و توزيع مي شود و دانش يعني مخلوط سيال اطلاعات و تجربه، دانش يعني گرفتن اطلاعات و کار بردي کردن آن و جامعه دانش محور يعني جامعه اي که جريان آزاد اطلاعات امکان برنامه ريزي دراز مدت را به همگان مي دهد.


رسالت

«نگاه جهاني به حوزه» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمدكاظم انبارلويي است كه در آن مي‌خوانيد:
رهبر معظم انقلاب اسلامي پنج‌شنبه گذشته در اجتماع عظيم ده‌ها هزار نفري از اساتيد، فضلا و طلاب حوزه علميه قم مسئله "نگاه جهاني به حوزه" و "نگاه حوزه به مسائل جهاني" را مورد توجه و تاكيد قرار دادند.
جهان، امروز دهه چهارم انقلاب اسلامي را به نظاره نشسته است. انقلاب اسلامي طي نيم قرن اخير و از اولين روزهايي كه جرقه‌هاي آن زده شد مورد توجه مردم جهان،‌ فيلسوفان،‌ علما، دانشمندان و نيز مردم جهان بوده است.

گفتمان انقلاب اسلامي موقعي پديد آ‌مد كه دو گفتمان سرمايه‌داري و سوسياليستي در قالب دو ايدئولوژي ليبرال دموكراسي و سوسيال دموكراسي خودنمايي مي‌كرد. اين دو تفكر هيچ رقيب و حريف تازه‌اي را در ميدان به رسميت نمي‌شناختند و آن را تاب نمي‌آوردند. آنها در برخورد با اسلام چونان دو لبه قيچي عمل مي‌كردند.

انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره) زنگ پديداري نوعي عقلانيت مبتني بر "وحي" را به صدا در آورد و عقلانيت غربي مبتني بر "اومانيسم" را به چالش كشيد.
از همان ابتدا جهان در نگاه به انقلاب ما به دنبال مقوله كارآمدي و عقلانيت اسلامي بود و به آن به ديده ترديد نگاه مي‌كرد. اما حيات شكوهمند سه دهه انقلاب اسلامي در جمهوري اسلامي ترديدها را برطرف كرد. جهان امروز خود را در برابر يك نظام با نشاط، پويا و سرزنده مي‌بيند. آنچه امروز قم به عنوان ام القراي فكري جهان اسلام در استقبال از مقام معظم رهبري - چه در سطح استقبال مردم عادي و چه در سطح استقبال مراجع، علما،‌ اساتيد، فضلا و طلاب - از خود نشان مي‌دهد بازخواني و باز توليد يك نشاط ديني،‌ علمي و ملي است.

انقلاب اسلامي از ابتدا عقلانيت غربي را مهمترين چالش خود مي‌دانست و در ساحات سياست،‌ فرهنگ، اقتصاد و ... خط تمايز خود را نشان مي‌داد. قم شهري است كه زير سقف آن حداقل بيست هزار طلبه از سر تا سر جهان و ده‌ها هزار طلبه از سراسر كشور در صدها مركز علمي و تحقيقاتي مشغول تحصيل علم و اين چالش تاريخي هستند.

امروز علما و دانشمندان اسلامي در قم به رصد مسائل و نيازهاي فكري و معرفتي جهان نشسته‌اند. كار آ‌نها نه تنها پاسخ به شبهات بلكه نظريه پردازي جديد در ساحات گوناگون علوم انساني است. امروز فلسفه سياسي اسلام، فلسفه سياسي غرب را در حكمراني خوب به چالش كشيده است. اين چالش از اواخر دهه چهل به هنگامي كه امام خميني (ره) بحث "ولايت فقيه" را مطرح و واژه "امت و امامت" را جايگزين مفهوم "دولت- ملت" نمود آغاز شد.
امروز بزرگترين جاذبه انقلاب ما در حوزه سياسي همين نظر به ولايت فقيه است.

اتقان و استحكام نظريه ولايت فقيه و ابتناي وحياني آن، مشروعيت حكومت‌هاي امروز جهان را زير سئوال برده است. آنچه سال گذشته غرب با تردستي در پوشش جنگ نرم در قالب يك رقابت انتخاباتي در كشور ما هدف قرار داده بود پيروزي يكي از دو جريان رقيب نبود. بلكه اصل نظام و ولايت فقيه را نشانه گرفته بود اما آنها از توانايي‌ها و ظرفيت‌هاي ناشناخته ساختار نظام و جايگاه ولايت فقيه در آن بي‌خبر بودند. لذا در مسئله سازي و بحران آفريني شكست خوردند. حماقت آنها باعث شد انقلاب و نظام در برابر ميكروب‌هاي ناشناخته سياسي و اجتماعي واكسينه شود.

ميكروب تفرقه و واگرايي يكي از ميكروب‌هاي خطرناكي است كه غرب هميشه براي تجزيه جهان اسلام و شكست مسلمانان به رگ‌هاي پيكره امت اسلامي تزريق مي‌كردند. اما حاكميت سه دهه ولايت فقيه نشان داد اين ميكروب‌ها با افزايش معرفت، بيداري و بصيرت مردم نمي‌توانند بيماري سياسي و اجتماعي در نظام ما ايجاد كنند. امروز جمهوري اسلامي چون كوه در برابر توطئه‌هاي دشمن ايستاده است و بدخواهي‌ها و دسيسه‌هاي استكبار جهاني را مديريت مي‌كند و از هر تهديد يك فرصت مي‌سازد.
اكنون معادلات قدرت در منطقه و جهان به سرعت به نفع جمهوري اسلامي درحال تغيير است. انديشه اسلام،‌ انديشمندان اسلامي و بويژه ملت‌هاي مسلمان خود را به خوبي دركانون اين تحولات و تغييرات نشان مي‌دهند.


تهران امروز

«منشور جامع تحول در حوزه‌هاي علميه»عنوان سرمقاله روزنامه تهران امروز به قلم آيت‌الله سيد احمد خاتمي است كه در آن مي‌خوانيد:
رهنمودها و توصيه‌هاي اخير مقام معظم رهبري درباره وضعيت، جايگاه و آينده حوزه علميه را به حق مي‌توان منشوري جامع، كاربردي و كارگشا براي اين نهاد سترگ و موثر دانست. ايشان علاوه بر توصيه‌هاي بسيار دقيق و راهبردي و تاكيدات كارشناسي درباره وجوه مختلف سابقه، فعاليت و جايگاه حوزه علميه قم، بر دو وجه مهم معرفتي نيز تاكيد فرمودند، يعني جايگاه رفيع مراجع عظام تقليد و سپس، معرفي قم به عنوان مركز معرفتي ديني اسلام و همچنين اشاره به اين مهم كه حوزه علميه قم، مولد و مادر نظام است.

اين دو تاكيد كه نشان از توجه عميق و پيوند وثيق بين ولايت فقيه، مراجع تقليد و حوزه‌هاي علميه داشت، در واقع خط بطلاني بود بر توطئه‌ها و سم‌افكني‌هاي دشمنان و فتنه‌گران در سال‌ها و به ويژه ماه‌هاي اخير. به اين مقوله بايد استقبال بي‌نظير مردم از رهبرشان را نيز افزود تا اهميت و دستاوردهاي ويژه سفر اخير معظم له به قم را بيشتر درك كرد.

در اين ميان اما آنچه اهميت وافر داشت، صميمت، اخلاص و مهرباني متقابلي بود كه در برخورد مقام معظم رهبري و مراجع تقليد به چشم مي‌خورد. در ماه‌هاي اخير، شاهد بوديم كه تحركات دروغ و خصمانه‌اي را كه سعي داشت به ناصواب القا كند بين نظام و حوزه شكاف‌هايي ايجاد شده است.

اين تلاش‌هاي فتنه‌گرانه اما با دو رويداد خوشايند، يعني ديدارهاي مهم مراجع تقليد و مقام معظم رهبري و همچنين شوق وصف‌ناشدني انبوه طلاب مشتاق در سخنراني مقام معظم‌رهبري، به سادگي باطل شد. حتي مقام معظم رهبري در سخنان خود پيرامون تحول در حوزه، بارها به مسئله تكريم مراجع تقليد اشاره داشتند و در بحث نظام رفتاري و اخلاقي حوزه، از جمله مهم‌ترين مولفه‌ها را تكريم مراجع تقليد دانستند.

البته اين موارد شگفت‌انگيز نبود و ريشه در سابقه ارادت روحانيت به مقام شامخ ولايت فقيه داشت، مردم قم نيز همين پيوند عميق و وثيق را داشته و دارند، كما اينكه سال گذشته در رويدادهايي چون نهم دي‌ماه و 22 بهمن‌ماه، چنين حضوري را به تماشا گذاشته بودند. علاوه بر اين زمينه‌هاي اجتماعي و سياسي، بايد به مباني ديني و فقهي اين روابط نيز اشاره شود. امام صادق (ع) مي‌فرمايند: «اگر ولايت والي عادل شكل گرفت، همه موظف به حمايت و تقويت هستند؛ چرا كه تقويت او در حقيقت تقويت دين است».

اين روايت و روايات مشابه، مبناي رابطه كنوني مردم، روحانيت و مراجع تقليد با ولايت فقيه بوده و خواهد بود. و قطعا گستردگي و موثربودن همين رابطه وثيق است كه مقام معظم رهبري نيز حوزه علميه را كما في‌السابق به مشاركت جدي در عرصه‌هاي سياسي و اجتماعي و همچنين حمايت و نصيحت از دولت و دفاع توام با اصلاح فراخواندند و حاشيه‌نشيني حوزه را موجب حذف دانستند.
نكته بسيار مهم ديگري كه رهبر معظم انقلاب بدان تاكيد فرمودند و بايد مورد توجه مسئولان كشور قرار گيرد،‌ اين بود كه نظريه‌پردازى سياسى و نظريه‌پردازى در همه‌ جريان‌هاى اداره‌ يك ملت و يك كشور در نظام اسلامى به عهده‌ علماى دين است. اين تاكيد در واقع تكليف خيلي از ابهامات را روشن مي‌سازد و مي‌تواند علاوه بر حوزه علميه، براي قواي سه‌گانه نيز به عنوان يك منشور راهبردي مطرح باشد.


جمهوري اسلامي

«گستاخي خاخام‌هاي نژادپرست»عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن مي‌خوانيد:
اظهارات جديد دو تن از خاخام‌هاي ارشد رژيم صهيونيستي درباره نحوه برخورد با فلسطيني‌ها و غيريهوديان، بار ديگر چهره واقعي و نژادپرستانه صهيونيسم را به نمايش گذاشت.
عواديايوسف، از خاخام‌هاي سرشناس مقيم در فلسطين اشغالي و رهبر معنوي حزب "شاس" كه هم اكنون در دولت ائتلافي نتانياهو حضور دارد، در فتوايي جديد كه اوج نژادپرستي اين رژيم را نشان مي‌دهد، غيريهوديان را همانند چهارپايان دانست و گفت: "خلقت آنها فقط براي خدمت به يهوديان است". وي در ادامه اراجيف خود افزود: "غيريهوديان در حكم چهارپاياني هستند كه بايد در دنيا مسخر يهوديان باشند و اگر يهود را به آنها نيازي هست، فقط براي اينست كه آنها كار كنند، شخم بزنند، درو كنند و ما همانند يك آقا بنشينيم و بخوريم."

اين تنها سخن افراطي و قرون وسطايي اين خاخام نيست، وي چند ماه پيش نيز در بحبوحه مذاكرات سازش مقامات رژيم صهيونيستي با تشكيلات خودگردان گفته بود مردم فلسطين شيطان و دشمني زهرآگين براي اسرائيل هستند.

متأسفانه اين قبيل اظهارات، كه ريشه در تفكرات بشدت نژادپرستانه دارد، در يك خاخام اسرائيلي خلاصه نمي‌شود بلكه آنچنان عموميت و گستره‌اي دارد كه به عنوان تفكر غالب و نژادپرستانه در ماهيت رژيم صهيونيستي رسوخ كرده و تارپود صهيونيسم را شكل داده است. از اين رو به طور همزمان يك خاخام ديگر صهيونيست در اظهاراتي جنجالي خواستار استفاده ارتش رژيم صهيونيستي از فلسطيني‌ها به عنوان سپر انساني شد. خاخام "اسحاق شاپيرا" از سربازان رژيم صهيونيستي خواست در عمليات نظامي خود از فلسطيني‌ها به عنوان سپر انساني استفاده كنند تا خود در امان باشند! اين مطالب يكسال پس از آن اظهار مي‌شود كه وي در كتابي، اجازه كشتار غيرنظاميان و بي گناهان فلسطيني از جمله كودكان را به يهوديان داده بود.

اين اظهارات نشان مي‌دهند موجوديت شوم رژيم صهيونيستي كه همواره با جنايت و كشتار همراه بوده و دولتهاي اين رژيم غاصب كه باخوي جنايتكاري و خون آشامي روي كار آمده اند، از چنين تفكرات نژادپرستانه و سخيفي نشأت گرفته‌اند كه با برتربيني، يهودي هيچگونه حق حيات و حقوقي براي ديگران قائل نيستند و تأسيس غيرقانوني اين رژيم در سرزمين فلسطين يك فاجعه انساني مبتني بر نژادپرستي صهيونيستي بود كه سردمداران صهيونيسم و مقامات رسمي رژيم جنايتكار اسرائيل هيچگاه وجود جماعتي به عنوان مسلمانان فلسطيني در اين سرزمين را نپذيرفته و همواره خواستار سركوب آنان تا رسيدن به مرز نابودي فلسطيني‌ها بوده‌اند و در اين مسير از هر ابزار و شيوه جنايتكارانه‌اي استفاده كرده‌اند.


ابتكار

«تکليف روحانيت در مقابل نسل بي تکليف؟»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن مي‌خوانيد:
فاصله سفر رهبر انقلاب به قم با سفر قبلي حدود 15 سال مي‌باشد.در فاصله 15 سال،اتفاقات و تحولات مهمي در سطح ملي و در حوزه‌ها را شاهد بوديم در سفر قبل مطالبات و مسائل مهمي توسط رهبر انقلاب در خطاب به حوزويان مطرح گرديد و در طول اين سالها به مناسبت‌هاي مختلف برآنها تاکيد مکرر شد.

پاسخگويي حوزويان به مسايل مهم و مورد ابتلاء کشور در حوزه‌هاي مختلف و بروزرساني علوم حوزوي محور مطالبات بود و در سفر اخير نيز با تحليل جامع و طرح پرسش‌هاي محوري،باز شاهد تاکيد معظم له بر ضرورت بروز رساني نظام حوزوي و تبيين مناسبات حوزه و حکومت بوديم که بايد اميدوار بود اين بار حوزويان براي تحقق منويات تصريح شده بايد گامهاي اساسي بردارند.
اينکه چه ميزان از مطالبات رهبري در خصوص حوزويان جامه عمل پوشيد و کدام بخش مورد غفلت و بي توجهي قرار گرفته است نياز به تحليل و بررسي مستقل دارد، اما برداشت نگارنده آنست که برغم اقدامات سازنده در بخش‌هايي از حوزه همچنان بخش مهمي از مطالبات زمين مانده است و به جز تعداد افرادي که خود به صورت خودجوش قد کشيدند و متناسب با شرايط روز خود را بروز کرده اند،سيستم و نظام آموزش و پژوهش تحت تاثير دردهاي کهنه تاريخي است.

حال اگر فرض را بر تحقق تمام مطالبات آن سالها بگذاريم اکنون شرايط اجتماعي،سياسي و فرهنگي تغييرات عمده‌اي يافته است و بالطبع مطالبات جديدي مطرح است.يکي از آن مطالبات که برآمده از شرايط دهه چهارم انقلاب مي‌باشد راجع به تفاوت نسل سوم با دو نسل گذشته است.مخاطب مطالبات رهبري در سفر قبل ناظر به ويژگيهاي نسل دوم بود حال ما با نسل سوم روبرو هستيم .نسل سوم که در دهه 30زندگي خود بسر مي‌برد، اين نيروي جوان در حالي پا به عرصه زيست جمعي گذاشته است که با پديده جهاني شدن دست به گريبان است.
اين نسل علاوه بر اينکه تجربيات نسل‌هاي قبل از خودش را ندارد با يک تحول تکنولوژيکي مواجه شده است که اطلاعات گوناگون و متنوعي در اختيار دارد اين نسل به دليل دسترسي آسان به شبکه‌هاي اينترنتي و امکان استفاده از ماهواره گرفتار تغيير در گروههاي مرجع است اين نسل اکنون با بي تکليفي و بي هنجاري در رنج مفرط است.

بي هنجاري و عدم ثبات در ارزش‌ها،زمينه بي ثباتي را فراهم آورده است .نهاد خانواده بطور کلي قدرت ايجاد نظم اخلاقي را از دست داده است .مراکز آموزشي و دانشگاهي هيچگاه قادر به انتقال هنجارها نيستند و چون انسان نمي‌تواند بدون هنجار زندگي کند به ناچار اين جوانها خود اقدام به خلق هنجار مي‌کنند. به طور طبيعي هنجاري که آنان خود ايجاد مي‌کنند نسبتي با هنجارهاي ارزشي جامعه ندارد در نتيجه بسرعت به مارک کجروي و کژ انديشي متهم مي‌شوند و مورد شماتت قرار مي‌گيرند، اکنون روحانيت در مصاف با رقيبان پر قدرتي چون اينترنت،ماهواره،ايميل و .... دها و صدها ابزار مجازي امروزي روبروست او در اين شرايط مي‌بايست به باز تعريف خود بپردازد و رسالت خويش را با سوالات و پرسشهاي امروز گره زند.


ايران

«سرنوشت مشترك انقلاب و حوزه»عنوان يادداشت روز روزنامه ايران به قلم پرويز كرمي است كه در آن مي‌خوانيد:
وقتي تصاوير استقبال پرشور، كم‌نظير و ميليوني مردم قم از رهبر فرزانه انقلاب اسلامي از رسانه‌هاي جهاني پخش شد، افكار عمومي دنيا بار ديگر به ماهيت كاذب تبليغات گسترده و برآمده از جنگ نرم استكبار پي برد كه طي فتنه پس از انتخابات سال 88 نظام جمهوري اسلامي ايران را فاقد پشتوانه مردمي و حمايت نخبگان و علما قلمداد مي‌كردند، چرا كه همگان به‌درستي مي‌دانند ولايت فقيه و رهبري در ايران خلاصه عصاره و نماد تماميت نظام است.

آنچه اين استقبال بي‌نظير مردمي و خواص را از اهميتي فراتر برخوردار مي‌كند، رخداد آن در شهري است كه خاستگاه انقلاب و پايگاه فقاهت و مرجعيت در ايران و جهان اسلام به‌شمار مي‌رود.
از سال‌ها پيش و بويژه در پي فتنه‌گري عقيم و شكست‌خورده پس از انتخابات دهم رياست جمهوري، نظام پيچيده رسانه‌اي و تبليغات غرب درصدد القاي اين امر به مخاطبان خود بود كه انقلابيون اوليه از انقلاب اسلامي فاصله گرفتند و رهبري ايران نتوانسته همچون سلف كاريزماتيك خود - امام خميني‌(ره)?- اجماع روحانيون حوزه علميه قم را در حمايت از خود به‌دست آورد. هرچند سفرهاي پيشين رهبر فرزانه انقلاب به قم اين گزاره كاذب تبليغاتي را قوياً به چالش كشيد، اما تمركز پرحجم تبليغاتي غرب مي‌طلبيد با پاسخي درخور مواجه شود كه حضور مراجع، نخبگان و خواص حوزوي در محضر فرزند خلف بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، آن را محقق كرد و گرما و صميميت اين حضور تا فرسنگ‌ها فراتر از قم پيش‌رفت و دل‌هاي شيفتگان انقلاب و رهبري نظام را در اقصي نقاط جهان اميدوارتر و مطمئن‌تر از پيش ساخت.

در تحليل اقبال شخصيت‌هاي بارز و چهره‌هاي مطرح قطب مرجعيت و فقاهت تشيع (قم) به رهبر حكيم انقلاب بايد به فراگير بودن آن نيز توجه كرد. قم از ديرباز مأمن بزرگاني از جهان تشيع بوده كه هر يك در بعدي از ابعاد معنوي صاحب كرامت و فضيلت بوده‌اند. برخي چهره‌ها از حيث جامعيت و عمق علمي مورد توجه بوده‌اند و بعضي ديگر از جهت وارستگي، عرفان و اخلاق مرجع عام و مطمح نظر بوده‌اند.

نگاهي گذرا به فهرست اسامي شخصيت‌هايي كه در نخستين روزهاي سفر حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي (مدظله العالي) به قم به ديدار ايشان شتافتند، نشان مي‌داد كه پايگاه ايشان در ميان برگزيدگان اخلاقي، عرفاني حوزه به همان اندازه والاست كه در بين نخبگان و خواص علمي محل توجه است و اين خصيصه‌اي است كه به جز امام خميني(ره) هيچ شخصيتي از آن بهره‌مند نبودند. البته در اين ميان نبايد از يكي از ويژگي‌هاي مثبت شخصيتي رهبر فرزانه انقلاب غفلت كرد و آن مردمي بودن ايشان است. حضور رهبر انقلاب در ميان مردم و رسوخ ايشان در دل‌هاي خداجويان به سال‌هاي پيش از انقلاب و دوران مبارزه عليه رژيم ستمشاهي برمي‌گردد.


آفرينش

«بيكاري، ام الفساد»عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم حميد رضا عسگري است كه در آن مي‌خوانيد:
حتماً شما نيز بيکاري را مي شناسيد يا بارها شنيده ايد که در جايي نه چنان دور يا شايد هم در کنار گوشتان گروهي دچار بيکاري شده اند؛ بدون تعارف بايد گفت امروز بيکاري ميهمان همه خانه هاي شهر شده است و اگر بگوييم در همه خانواده‌ها افراد بيکار وجود دارند بيراه نگفته‌ايم. آن هم درست در شرايطي که تحليلگران اقتصادي از بيکاري با عنوان سياه ترين پديده اقتصادي ياد مي کنند.

البته بايد به اين گروه از تحليلگران حق داد؛ زيرا در جايي مثل آمريکا با آن اقتصاد بزرگ نيز بيکاران مي توانند قطار توسعه را دچار لنگي کنند. پس در مرحله نخست بايد گفت وقتي از بيکاري سخن به ميان مي آيد نبايد برنامه ريزان اقتصادي دچار تشويش شوند و بر اين گمان فرو روند که حتماً سياه نمايي در کار است. چون بدون سخن گفتن از بيکاري و يادآوري آن نمي توان حتي به پديده هايي چون توليد و سرمايه گذاري نيز انديشه کرد؛ پديده هايي که مي توانند بيکاري را مرتفع و اشتغال ايجاد کنند.

با اين مقدمه مي توان گفت امروز بيکاري تجربه تلخ اقتصاد ايران است و اشتغال نيز بدون تعارف آرزويي که شايد برآورده نشود.چون پديده بيکاري تا حدي مي تواند براي اقتصاد زيان آور باشد که با بهانه هايي از نوع سياه نمايي نمي توان فقدان اشتغال را ناديده گرفت يا از سر سياست بازي هاي اقتصادي وجود بيکاري را به سادگي از سر باز کرد. نشان دادن ماجراي بيکاري بدون شک کمکي بزرگ براي اقتصاد و برنامه ريزان اقتصادي است.

براي همين بايد باور کرد که دعوا بر سر نرخ بيکاري و اشتغال هنوز ادامه دارد. در چندين ماه گذشته هيچ گاه فعالان اقتصادي روي نرخ بيکاري و آمار فرصت هاي شغلي موجود به اتفاق نظر نرسيدند. باوجود آنکه در سال هاي اخير ناکارآمدي قوانين تنظيم کننده مناسبات اقتصادي کشور به عنوان عامل اصلي افزايش بيکاري شناخته شده اما دولت بدون هرگونه بازنگري در قوانين مورد بحث، سالانه بودجه هاي کلاني را به ايجاد اشتغال و مبازره با بيکاري اختصاص مي دهد.
دولتي ها مي گويند نرخ بيکاري حول عدد 11 درصد مي چرخد و منتقدان اقتصادي دولت نظري غير از اين دارند و معتقد ند رقم واقعي نرخ بيکاري از عدد ادعايي دولت بيشتر است. و برخي از فعالان اقتصادي بخش خصوصي و سازمان هاي نيمه دولتي، در تازه ترين اظهارنظر خود معتقدند که متوسط نرخ بيکاري جمعيت 14 تا 29 ساله کشور عددي نزديک به 5/18درصداست.

در شرايط کنوني وضعيت اشتغال و افراد بيکار در جامعه در وضعيت بحراني است و با توجه به بيکاري متراکم از سال هاي گذشته اين موضوع به يک اولويت اصلي و مساله حساس براي کشور تبديل شده است. زيرسوال رفتن ادعاي دولت در مورد نرخ بيکاري درحالي است که مسوولان وزارت کار و امور اجتماعي، پيش از اين گفته اند: در سال 89 در ازاي هزينه کردن حداقل هزار و 400 ميليون تومان تعداد يک ميليون و يکصد هزار فرصت شغلي جديد ايجاد خواهندکرد.


آرمان

«در نکوهش تندروي» عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم شکور اکبرنژاد است كه در آن مي‌خوانيد:
نظام جمهوري اسلامي در کشورداري  نسبت به حکومت‌هاي ديگر يک برتري خاصي دارد و آن حکومت بر دلها است و در آن توجه خاص به فطرت انساني اساس حاکميت است.ديگران هزاران جذبه ديگر دارند و با استفاده از آن مردم را مشغول و به خودشان جذب مي‌کنند. امتيازي که ما داشته ايم و مي‌توانيم داشته باشيم؛

بر اساس فطرت بر قلبها حکومت کردن است.اين ممکن نيست مگر با گفتماني که در قرآن کريم داريم؛ "قولاً کريما"، "قولاً لينا "، "ادعو الي سبيل ربک بالحکمه و الموعظه و الحسنه" و بسياري از اينگونه بيانات زيبايي که قرآن دارد. اگر گفتمان اين گفتمان باشد خيلي از مسائل مي‌تواند حل شود.اگر مي‌گوييم که از مکتب امام صادق(ع) پيروي مي‌کنيم و مي‌خواهيم شاگرد و شيعه مکتب امام صادق(ع) باشيم، بايد به سيره و سعه صدر امام بزرگوار بيشتر اهتمام کنيم.
کساني که به مکتب اسلام معتقد هستند نبايد از مباحثه واهمه داشته باشند و از بحث و منطق بترسند. خيلي نگرانم از اينکه ببينم انسان جلوي چشمش ببيند که خداي نکرده به انقلاب و اسلام به خاطر تندروي‌ها و ندانم کاري عده‌اي لطمه وارد شود.  شهداي بسيار بزرگي براي حفظ ارزشهاي اسلام و دستاوردهاي انقلاب از بين‌مان رفته‌اند و نمي‌توانيم قبول کنيم که با کارهاي برخي انقلابمان از دست برود.

آدم‌هايي که تندرو هستند، نمي‌دانم با چه قصد و غرضي سخن مي‌گويند.در شرايط کنوني بايد در موضع گيري افراد و شخصيت‌ها تفکر کرد، خداوند متعال به آدم عقل داده است و حديث از معصوم هست که مي‌فرمايد: "ان الله علي الناس حجتين، حجه الظاهر و هو الانبياء و حجه الباطن و هو العقل" خداوند دو حجت براي مردم دارد.
خداوند متعال به انسان عقل داده است تا در مسائل و مشکلاتي که پيش مي‌آيد انسان را هدايت کند. اين کدام آدم عاقلي است که بيايد بزرگان اين نظام و معتمدين مردم را اينطور تخريب کند.

من نمي‌گويم اين‌ها آدم‌هاي معصومي بوده‌اند ولي کساني بوده‌اند که به اين کشور خدمت کرده‌اند.واقعا کدام خرد و تدبيري مي‌تواند به جاي اينکه از توانمندي‌هاي افراد براي حفظ انقلاب اسلامي و شکوفايي و بالندگي اين کشور استفاده کند آنها را در مقابل نظام قرار دهد، اين خطر بسيار بزرگي است؛ مسئولين کشور بايد براي اين گروه تندرو تدبيري کنند.
تنها کاري که مي‌تواند براي کشور سازنده باشد عطوفت و مهرباني طرفين نسبت به همديگر است. تنها راه اين است که محبت کنيم، همديگر را ببخشيم تا اين حکومت اسلامي حفظ شود. کشورداري فقط با محبت امکانپذير است و دينداري همان محبت است، و اگر ما بتوانيم با جوانانمان گفتمان مناسب داشته باشيم خيلي از مسائل حل خواهد شد.


دنياي اقتصاد

«توسعه صادرات، آكيهيتو و تويوتا»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق جنان‌صفت است كه در آن مي‌خوانيد:
«آكيهيتو»، يك ژاپني است كه از ژانويه 1989 و پس از درگذشت «امپراتور هيروهيتو» به‌عنوان صدوبيست‌وپنجمين امپراتور ژاپن بر تخت امپراتوري ژاپن نشسته است.
پيش از خواندن اين نوشته، احتمالا شمار اندكي از ايرانيان، نام اين امپراتور را در جايي خوانده بودند. نام اين امپراتور سياسي در دنياي امروز در سايه امپراتوري‌هاي اقتصادي مثل تويوتا، ميتسوبيشي و... كمرنگ و محو است. ايراني‌ها، مثل همه شهروندان جهان در سرزمين‌هاي گوناگون، ژاپن را با نام كالاهاي آن مي‌شناسند. اين اتفاقي است كه در دهه‌هاي اخير براي كره‌جنوبي هم رخ داده و نام سامسونگ، هيوندايي، ال‌جي و... تداعي‌كننده نام كره‌جنوبي است.

زاد و رشد، دوام و قوام و افزايش رفاه مادي دو كشور ياد شده در نيم قرن گذشته الگوي شمار قابل توجهي از سرزمين‌ها شده و توسعه صادرات به مثابه متغيري سرنوشت‌ساز در دستور كار آنها قرار دارد. «توسعه صادرات» در دنياي امروز ديگر يك انتخاب در برابر الگوي جايگزيني واردات نيست و يك ضرورت تمام عيار به حساب مي‌آيد.

افزايش ثروت ملي، صدور فرهنگ، افزايش اشتغال در داخل، ايجاد اتحاد با ساير سرزمين‌ها و برقراري صلح و آشتي با همسايه‌ها و ساير كشورها از مزيت‌هاي توسعه صادرات به حساب مي‌آيند و رهبران سياسي كشورها براي دستيابي به اين اهداف، راه را براي صادركنندگان هموار مي‌كنند. توسعه صادرات در كشورهايي مثل تركيه، مالزي، تايلند، فيليپين، ويتنام، چين، مكزيك، برزيل نيز يك موضوع حياتي براي افزايش قدرت ملي و افزايش قدرت چانه‌زني در دنياي امروز شده است. ايران نيز مي‌تواند و بايد از الگوي ژاپن و كره‌جنوبي استفاده كند و توسعه صادرات را به مثابه استراتژي تغييرناپذير در دستور كار قرار دهد. اين خواسته، اما نياز به فراهم شدن چند عامل دارد. عامل اول در حوزه سياسي و پديدار شدن اراده سياسي در جامعه ايراني است.

به اين معني كه در تصميم‌گيري‌هاي مربوط به توسعه صادرات، علاقه و خواسته‌هاي سياسي در مناسبات با سرزمين‌هاي ديگر بايد جايش را به متغيرهاي اقتصادي بدهد و نقش تعيين‌كننده از حوزه سياست به حوزه كسب و كار محول شود.

در حوزه اقتصاد كلان نيز چند عامل بايد مهيا باشند كه صادرات ايران رشد واقعي و كيفي را تجربه كند. تصحيح سياست‌هاي ارزي و دست برداشتن از دخالت در بازار ارز شرط اول است. تا زماني كه قيمت ارز با دستكاري‌هاي بانك مركزي تعيين ‌شود و قيمت واقعي آن معلوم نباشد، صادرات شفاف نخواهد بود. انداختن چرخ صادرات در جاده‌اي كه قرار است توسط جايزه صادراتي هموار شود، كمكي به گردش شتابان آن نخواهد كرد. مهار نرخ تورم در يك دوره معين و رساندن آن به ميانگين نرخ تورم جهاني، شرط ديگر توسعه صادرات است.

واقعيت اين است كه ميانگين نرخ تورم جهاني در چند سال گذشته بسيار كمتر از ميانگين نرخ تورم داخلي بوده و اين تفاوت موجب غيررقابتي شدن صادرات كالاهاي ايراني شده است و تا زماني كه اين توازن برقرار نشود، افزايش واقعي و مستمر صادرات، بسيار دشوار و در حد آرزو خواهد بود. توسعه صادرات كار كوچكي نيست كه فقط آرزوي آن به عمل منجر شود و نيازمند تحولات ساختاري در بازارهاي گوناگون و فراهم شدن بسترهاي لازم در داخل است.

جهان صنعت

«20 G ناتوان از صلح ارزي»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت به قلم رضا خلعت‌منش‌ است كه در آن مي‌خوانيد:
در حالي که همه چشم‌ها به نشست ‌ 20 G در سئول دوخته شده است تا شايد راه‌حلي براي آنچه جنگ ارزي نام گرفته است، پيدا شود روز نخست گرد‌همايي وزراي اقتصادي اين کشورها چنان پيش رفت که به سقوط بازارهاي مالي آمريکا انجاميد. ‌

آمريکا در اين نشست پيشنهاداتي را مطرح کرد تا کشورهاي با کسري بودجه و مازاد تجاري به کمک آن بتوانند به جنگ ارزي که در حال تشديد است پايان دهند اما ژاپن و کشورهاي در حال توسعه با پيشنهاد آمريکا مخالفت کردند تا توانايي ‌20‌ G در حل چالش‌هاي جهاني مورد پرسش قرار گيرد.‌20 G که پيش از اين در اجراي سياست‌هايي براي خروج از بحران مالي جهاني تا حدودي موثر عمل کرده بود‌ اما اين بار با آزموني سخت روبه‌رو است که اگر نتواند راه برون‌رفتي براي آن بيابد بايد چشم انتظار روزهاي سخت‌تري در عرصه اقتصاد جهاني باشد. ‌

مخالفت کشورهاي تاثيرگذار با سياست‌هاي پيشنهادي آمريکا نشان از احتمال ادامه تشديد بحران ارزي دارد؛  بحراني که صندوق بين‌المللي پول، بانک جهاني و سازمان جهاني تجارت بارها نسبت به عواقب آن هشدار داده‌اند. ‌20 G که از دل ‌8 G براي بيشتر درگير‌کردن کشورهاي دنيا در مسايل مالي شکل گرفته است، بايد  توانايي رفع بحران را بيش از اين داشته باشد؛ اتفاقي که در روز نخست نشست ‌20 G در پايتخت کره‌جنوبي رخ نداده تا مقامات مالي و فعالا‌ن اقتصادي جهان به آينده با اميدواري چشم بدوزند. ‌

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟