سودان را فراموش نكنيم
در میان اخبار متنوع اين روزها و در پناه تحولات سریع بازارهاي ديپلماتيك
بینالمللی و منطقهای، برخی رویدادها به آرامی و شاید برای ما ایرانیها،
در حال روی دادن است که غفلت از آن، موجب عمری پشیمانی است؛ هر چند امروز
سیاستمداران و مورخان و نويسندگان مسلمان، از غفلتی میگویند که در شصت سال
پیش، موجب اشغال سرزمین فلسطین و برآمدن رژیمی نامشروع در آن شد، که پس از
گذشت شش دهه از آن به مهمترین عامل ناپایداری در منطقه و به دنبال آن، یکی
از چالشهای عمده و مهم دنیای اسلام مبدل شده است.
این چالش که بیشتر حجم دیپلماتیک و
روانی جهان اسلام را به خود معطوف داشته، در پی آن است تا همزاد خود را نیز
دست و پا کرده و از این روی، هزینههای بسیاری در این مورد متقبل شده که
در صورت تصمیمگیری نکردن بموقع و مناسب، بدون شک، مشکلی دیگر بر مشکلات
جهان اسلام افزوده خواهد شد.
آنچه سودان در ماهها و هفتههای گذشته، شاهد آن بوده، نتیجه سرمایهگذاری
و روند فرسایشی است که با هدایت و مدیریت کشورهای غربی برای تجزیه کردن
پهناورترین کشور جهان اسلام و آفریقا انجام می شود.
درباره سودان بايد گفت که یک سر در بیابان بزرگ آفریقا دارد و دیگر سویش،
سر به جنگلهای پهناور استوا میزند؛ با 9 کشور آفریقایی مرز مشترک داشته و
منابع غنی معدنی به همراه نفت و گاز و زمینهای حاصلخیز، به گونهای که
یکی از بزرگترین تولیدکنندگان پنبه جهان به شمار میرود.
رود نیل بیشتر مسافت خود را در سودان پشت سر می گذارد و نیل آبی که یکی از
مهمترین سرشاخهای آن است، در شهر خارطوم به هم پیوسته و تشکیل نیل بزرگ را
میدهد. هر چند این خلاصه گونه همه جغرافیای سودان را در برنمیگیرد،
برای نوشتن این گزارش مناسب است.
دو دهه پس از روی کار آمدن «عمرالبشیر» در سودان و گرایشهای اسلامی وی،
کشورهای غربی و برخی از همسایگانش که نمی توانستند سودان را با همه منابع و
داراییهایش در خدمت جهان اسلام ببینند، درصدد برآمدند تا از اختلافات
قومی و مذهبی بر جاي مانده از دوران استعمار در این کشور بهره برداری کرده
و با تضعیف دولت مرکزی سودان، نیمه جنوبی آن را نیز جدا و به صورت کشور
مستقلی به جرگه دوستان خود درآورند.
بنابراین، با حمایتهای بیچون و چرای غرب و به ویژه رژیم صهیونیستی، آنچه
ارتش آزادیبخش جنوب سودان خوانده میشد، با به دست گرفتن سلاح، جنگی
خانمانسوز را آغاز کرد تا به زعم خود، به آنچه حق جنوبیها بوده و به دست
شمالیها دزدیده شده است، دست یابند.
هرچند خیال خام سران جنوب سودان با مقاومت شدید ارتش و برخی از عقلای قبايل
جنوب راه به جايي نبرد و منجر به امضای مصالحهنامهاي نيمبند در سال
2005 ـ به نام نیواشا ـ شد، بنا بر طرحهای پیشبینی شده برای تقویت
شبهنظامیان جنوبی، زمانی برای تنفس و شاید هم در این زمان راهکاری سیاسی و
دیپلماتیک پیدا میشد، ولی خارطوم و شخص بشیر، باید همچنان تاوان نپذیرفتن
خواست کشورهای غربی را پرداخت میکردند.
همچنین دارفور كه در آغاز دهه کنونی، منابع نه چندان مطمئن نفت در آن پیدا
شده بود، روی دیگر سکه بود که علیه دولت و مردم سودان رو شد. در این بازی
که باز هم با دقت برنامهریزی شده بود، رژیم اسرائیل نقش فرماندهی نظامی،
فرانسه نقش تأمین کننده سلاح و اطلاعات و آمریکا نیز حمایت مالی و سیاسی
را بر عهده گرفت، تا جایی که رهبران اصلی شورشیان دافور یا ساکن سرزمینهای
اشغالی فلسطین و یا اینکه مقیم فرانسه هستند.
هنگامی که شورشهای صورت گرفته در دارفور، نتوانست خارطوم را ناچار به دادن
امتياز كند، نوبت به دادگاه بينالمللي جنايات جنگي شد تا از زبان و كلام
قاضي آرژانتيني خود عمر البشير را محكوم به ارتكاب جنايات جنگي كرده و براي
نخستين بار در تاريخ ديپلماسي جهان حكم دستگيري و تعقيب رئيس جمهور كشوري
مستقل را صادر كند؛ هر چند آنچه در دارفور گذشت و روي داد، قابل تأمل و
برخي از موارد آن قابليت دفاع را ندارد، ولي نكته اينجاست كه چگونه شورشيان
يك كشور مي توانند به راحتي به سلاح دست پيدا كرده، نبردي خونين را عليه
دولت مركزي راه انداخته و حتي با گسيل كردن نيروهاي خود پیرامون پايتخت،
جنگ را به دروازههاي مركز حكومت بكشند و صداي اعتراض هيچ كس بلند نشود؟
حال پرسش اينجاست كه دو گروه عمده شورشي دارفور، اين همه سلاح و امكانات و
تجهيزات به ویژه از لحاظ لجستيك را از كجا تدارك كردهاند؛ نه اينكه دارفور
منطقهاي فقير و خشك است كه مردمش در قحطي و خشكسالي بوده و به نان شب
محتاجند؟
حال ثروت اين مردم در تأمين
نيازهاي تسليحاتي و امكانات نظامي، به ویژه در بخش آموزش و انتقال سلاح از
كجاست و دست چه كشورهايي در كار است؟
همه این پرسش ها، پاسخی جز اين ندارد كه آنچه در دارفور گذشت و ميگذرد،
ناشي از دخالتهاي هدفمند و آشكار قدرتهاي بينالمللي است كه سودان بزرگ
را برنميتابند.
حال در آستانه سال 2011 و قرار از پيش مشخص شده براي تعيين تكليف جنوب از
طريق رفراندوم، به نظر ميرسد كه برخي از قدرتهاي غربي، در حال سوء
استفاده از فرصت پيش آمده هستند؛ از جمعيت چهل ميليوني سودان بيش از 70
درصد مسلمان بوده، 25 درصد آنتيميست و تنها 5 درصد مسيحي هستند كه غرب همين
جمعيت دو ميليوني قدرتمند و وابسته به خود را اجير كرده تا به جاي 25 درصد
ديگر سخن گفته و ادعاي جدايي مناطق جنوبي را داشته باشد، اگر غرب به ویژه
آمريكا، انگليس، فرانسه و رژيم صهيونيستي عزم خود را براي چند پاره كردن
سودان جزم كردهاند، بايد ديد در آيندهاي نه چندان دور، سراغ نيجريه و
ديگر كشورهاي آفريقايي نيز خواهند رفت تا همچنان دايره كشورهاي اسلامي را
تنگتر كرده و بر تنوع سلطهگري خود بيفزايند.
متأسفانه، در ميان غفلت صورت گرفته در پنج سال گذشته و در حالي كه دولت
مركزي سودان، مشغول درگيريهاي دارفور بود، با كمك افسران اطلاعاتي و نظامي
غربي و اسرائيلي ارتش جنوب سودان به شدت تجهيز شده و آمادگي خود را براي
ورود به جنگي طولاني مدت بالا برده است. تنوع سلاحهايي كه شورشيان جنوب
سودان از آن بهره ميبرند، به گونهاي است كه در برخي از ارتشهاي مدرن
جهان نيز خبري از آنها نيست.
سال گذشته بود كه دزدان دريايي سومالي، كشتي باري متعلق به كنيا را متوقف
كردند كه حامل 42 تانك پيشرفته تي 72 بود.
بر پایه گزارشهاي منتشره در آن زمان، تانكهاي یادشده براي شورشيان جنوب
خريداري شده بود كه به واسطه كنيا، راهي سودان ميشد. بايد به اين مجموعه،
خريدهاي گسترده ديگر نظامي را نام برد كه در پوشش كشورهاي ديگر ـ به ویژه
اتيوپي، اوگاندا و كنيا ـ براي شورشيان جنوب سودان صورت گرفته و متأسفانه،
گزارشهاي كامل و جامعي تاكنون از آن به صورت رسمي منتشر نشده است.
اظهارنظرهاي مقامات آمريكايي و اروپايي در طول چند هفته گذشته به همراه
برخي مواضع در پیش گرفته شده از سوي رهبران ارتش آزاديبخش جنوب سودان كه به
حمايتهاي بيدريغ غرب دلگرم هستند، نشان ميدهد سودان وارد مرحله تازهاي
از درگيريهاي داخلي خواهد شد.
عمر البشير، كه در انتخابات رياست جمهوري اخير اين كشور، موفق به گرفتن
آراي مناسبي شد و حزب متبوعش نيز توانست بيشتر كرسيهاي پارلماني را از آن
خود كند، نيز آگاه از اين تهديدات ميگويد به هيچ عنوان حاضر به پذيرفتن
جدايي سرزمينهاي جنوب كشورش نيست، چرا كه وي به عنوان سياستمداري كه دوره
نظام و دانشكدههاي افسري را گذرانده، به خوبي از اهميت و جايگاه اين مناطق
در استقلال و تأمين نيازهاي نسلهاي آينده سودان آگاه است.
شايد در اين ميان، جالبترين موضع را
برخي از سران كودك صفت عرب داشته باشند كه به شدت از جدايي سرزمين هاي جنوب
سودان حمايت ميكنند.
سرگرد معمر قذافي كه مشخص نيست، چه موضعي دارد و عملاً از چه و كه دفاع
ميكند و عليه كيست؛ يكي از اين رهبران عربي! است كه ميگويد بهتر است
سودان دوپاره شود. اصولاً مشخص نيست كسي كه زماني دم از اتحاد جهان عرب
ميزد و نقشه آفريقا را پلاك كرده، بر سينه اش آويزان ميكند، چگونه
ميتواند خود مشوق ايجاد بحراني تازه در سرزمينهاي عربي ـ اسلامي و در بعد
ديگر آفريقايي شود؟
البته حال و روز ديگر سران و سردمداران عرب نيز از اين بهتر نيست؛ در زماني
كمتر از چند ماه به زمان همهپرسي، جامعه عرب همچنان منفعل مشغول دیدن است
و هر كدام از سران آن مرده ريگي را دو دستي چسپيدهاند تا با عنوان پادشاه
و امير و رئيس جمهور دائم العمر و ... بر آن حكم برانند و رعيتي داشته
باشند كه به نان شب نيز محتاج.
كشوري مانند مصر بدون شك، بزرگترين بازنده جدايي جنوب سودان است. شاهرگ
حياتي اين كشور كه همان نيل باشد؛ با جدايي جنوب سودان، عملاً مدعي ديگري
نيز پيدا ميكند كه در اين صورت، قاهره بايد فكري برای تأمين آب كشاورزي و
آشاميدني خود كند.
سالهاست كه رژيم اسرائيل بهرغم ادعاي دوستي با مصر با يافتن چشم اسفندیار
اين كشور، سرگرم خارج كردن كنترل مصر بر آب نيل و آن گونه كه اويگدور
ليبرمن، وزير خارجه راستگرا و افراطي اين رژيم ميگويد؛ محاصره مصر در
آفريقا هستند.
گزارشهايي كه به تازگی برخي از مراكز مطالعاتي منتشر كردهاند نيز از اين
امر حكايت دارد كه نقش عمده
اسرائيل در جنوب سودان، به گونهاي است كه هدف غايي آن نابود كردن اقتصاد
مصر به عنوان بزرگترين تهديد عربي در قرن 21 عليه خود است. علاوه
بر اين اگر جنوب سودان از شاكله اصلي اين كشور جدا شود، پیامدهای سوء آن
همه كشورهاي عربي را در خود فرو خواهد برد و بيرون آمدن از آن بسيار سخت
خواهد بود.
تجربه تلخ سومالي نشان داده است، سرزمينهاي اسلامي ظرفيت تبديل شدن به
مناطقي بحراني را دارند؛ بنابراين، تا دير نشده است، بايد به كمك دولت
سودان شتافت و از استقلال و يكپارچگي آن به عنوان جزیي از جهان اسلام دفاع
كرد.
در حالي كه اولويتهاي مهمي مانند فلسطين، افغانستان، عراق در ميان هستند،
به نظر مي رسد، اگر درباره سودان غفلت شود، مشكلات عمده اي را براي جهان
اسلام رقم خواهد زد. متأسفانه با وجود وخيمتر شدن اوضاع در سودان و
اظهارنظرهاي گوناگون رسانهها و مطبوعات منطقهاي و همچنين وارد شدن بحران
سودان به محافل قدرتمند جهاني، نه تنها رسانههاي داخلي، بلكه سياستمداران
ما نيز در اين باره سكوت كرده و حاضر به اظهار نظر در اين زمینه و اولويت
دادن به آن نيستند.
سودان عمق استراتژيك ايران در آفريقاست و پيوندهاي قدرتمند تهران ـ خارطوم
را بايد با اتصال به جهان اسلام و تبديل وضعيت كنوني به نبض اصلي در ميان
كشورهاي مسلمان، موجبات كمك به دولت اين كشور و مقابله با سياستهاي
زيادهخواهانه غرب را فراهم آورد.
پس سودان را فراموش نكنيم، چنانكه سومالي فراموش شد و يكي از مهمترين و
راهبرديترين مناطق جهان، اكنون دستخوش هرج و مرج و ناآرامي و برادركشي
است... .



