در گفتوگوي روز راديو گفتوگو مطرح شد:
آيا تعليق غنيسازي، خط قرمز نظام است؟
نميتوانيم بگوييم غنيسازي، خط قرمز ماست. اين چه خط قرمزي است كه تا 2-3 سال پيش مطرح نبوده؟ ممكن است يك دولت با تعليق مخالف باشد و يك دولت موافق. ..يك روز در دولت قبل، تعليق موضع دولت بود و كسي را كه ميگفت، نبايد غنيسازي تعليق شود، مورد پيگرد قرار ميدادند و امروز ميگويند، خود تعلیق خط قرمز است...حتي در پاسخ به بسته قبلي «1+5» كه مرداد 85 در دولت نهم تحويل داديم، نوشتيم درباره تعليق هم حاضر به مذاكره هستيم و اين پاسخ هم مورد تأييد رهبري بود.
کد خبر: ۱۲۵۳۴
| | 19955 بازدید
در برنامه «گفتوگوي روز» در راديو گفتوگو كه درباره بسته پيشنهادي «1+5»و پاسخ به آن برگزار شد، شركتكنندگان پذيرش كامل و يا رد بسته پيشنهادي را به ضرر منافع ايران و در چهارچوب منافع آمريكا و اسرائيل ارزيابي كردند.
دكتر محرابي در پاسخ به پرسشي درباره ارزيابي بسته پيشنهادي «1+5» گفت: اين مجموعه را نميتوان بسته پيشنهادي ارزيابي كرد، بلكه بيشتر يك توصيهنامه است و يك طرف ميگويد: «شما براي آنكه بتوانيد با ما مذاكره كنيد، بايد توصيهها را گوش كنيد و بعد ما با هم مذاكره ميكنيم تا پيشنهادها مشخص شود». بنابراين تعهداتي كه به ايران ميدهند، شفاف نبوده و كاملا مبهم و نامعين است. بنابراين اين را نميتوان بسته پيشنهادي دانست؛ بلكه يك توصيهنامه است و انتظار دارد پس از اينكه ايران غنيسازي را تعليق كرد، پروتكل را پذيرفت و با آژانس همكاري كامل كرد، مذاكره آغاز شود. بنابراين بسته نيست و بيشتر يك توصيهنامه است.
مهندس صادقي گفت: درباره پرونده هستهاي هم نميتوانيم بگوييم كه غنيسازي، خط قرمز ماست. اين چگونه خط قرمزي است كه تا دوـ سه سال پيش و دي ماه 1384 مطرح نبوده است؟ ممكن است يك دولت با تعليق غنيسازي مخالف باشد و يك دولت موافق. اين سياست هر دولت است و نه خط قرمز نظام. خط قرمزها مسائلي چون تماميت ارضي، يا حفظ استقلال كشور يا اصول اسلام است كه در قانون اساسي آمده، يك روز در دولت قبل، تعليق غنيسازي موضع دولت بود و كسي را كه ميگفت، نبايد غنيسازي تعليق شود، مورد پيگرد قرار ميدادند و امروز ميگويند، خود تعلیق غنيسازي خط قرمز است. بنابراين ما بايد غنيسازي را نه به عنوان خط قرمز، بلكه به عنوان موضوعي در چهارچوب منافع ملي مورد بحث قرار دهيم.
دكتر محرابي در پاسخ به پرسشي درباره ارزيابي بسته پيشنهادي «1+5» گفت: اين مجموعه را نميتوان بسته پيشنهادي ارزيابي كرد، بلكه بيشتر يك توصيهنامه است و يك طرف ميگويد: «شما براي آنكه بتوانيد با ما مذاكره كنيد، بايد توصيهها را گوش كنيد و بعد ما با هم مذاكره ميكنيم تا پيشنهادها مشخص شود». بنابراين تعهداتي كه به ايران ميدهند، شفاف نبوده و كاملا مبهم و نامعين است. بنابراين اين را نميتوان بسته پيشنهادي دانست؛ بلكه يك توصيهنامه است و انتظار دارد پس از اينكه ايران غنيسازي را تعليق كرد، پروتكل را پذيرفت و با آژانس همكاري كامل كرد، مذاكره آغاز شود. بنابراين بسته نيست و بيشتر يك توصيهنامه است.
مهندس صادقي گفت: درباره پرونده هستهاي هم نميتوانيم بگوييم كه غنيسازي، خط قرمز ماست. اين چگونه خط قرمزي است كه تا دوـ سه سال پيش و دي ماه 1384 مطرح نبوده است؟ ممكن است يك دولت با تعليق غنيسازي مخالف باشد و يك دولت موافق. اين سياست هر دولت است و نه خط قرمز نظام. خط قرمزها مسائلي چون تماميت ارضي، يا حفظ استقلال كشور يا اصول اسلام است كه در قانون اساسي آمده، يك روز در دولت قبل، تعليق غنيسازي موضع دولت بود و كسي را كه ميگفت، نبايد غنيسازي تعليق شود، مورد پيگرد قرار ميدادند و امروز ميگويند، خود تعلیق غنيسازي خط قرمز است. بنابراين ما بايد غنيسازي را نه به عنوان خط قرمز، بلكه به عنوان موضوعي در چهارچوب منافع ملي مورد بحث قرار دهيم.

البته ما نميتوانيم بنيان بسته را عوض كنيم و بنيان بسته، تعليق است؛ چراكه ما هم در حال اجراي پروتكل هستيم و هم با آژانس همكاري داريم. بنابراين، تعهد اصلي ما در اين بسته، تعليق است كه اگر ما هيچ نوع تعليقي را نپذيريم، به معناي رد بسته است. اما تعهدات بسيار كلي، مبهم و نامعين است كه بايد آنها را شفاف كرده، پرورش دهيم تا منافع ملي ما تأمين شود. ما علاوه بر آنكه تا دي ماه 1384، غنيسازي را تعليق كرده بوديم، در پاسخ به بسته قبلي پيشنهادي «1+5» كه 31 مرداد 1385 در دولت نهم تحويل داديم، نوشتيم كه ما درباره تعليق هم حاضر به مذاكره هستيم و اين پاسخ هم مورد تأييد رهبري بوده؛ بنابراين ما بايد پاسخ هوشمندانه بدهيم. اگر تعليق را ميپذيريم، بايد تفسيري از تعليق هم ارايه دهيم كه نافي حقوق اساسي و درازمدت ما نشود.
ظرفيتهاي مثبت كه اشاره كردم، يكي نيروگاههاي آب سبك است. نيروگاههاي اتمي چندين نسل دارد كه براي نخستين بار در زمان شاه، ما با آلمانيها قرارداد بستيم و آنها نيز در چهار سال تا 70 درصد كار نیروگاه بوشهر را تكميل كردند و بعد از انقلاب، به عنوان اينكه ايران نبايد نيروگاه اتمی داشته باشد، رها كردند و ما مجبور شديم كار را به روسها بدهيم كه پس از گذشت شانزده سال، هنوز هم تكميل نشده است. پسماند سوخت نيروگاه بوشهر قابليت استفاده در سلاحهاي اتمي را دارد. اما سوخت نيروگاههاي سبك، اين قابليت را ندارد. حالا آنها که نميخواستند ايران نيروگاه اتمي داشته باشد، حاضر شدهاند خودشان نيروگاه آب سبك براي ما بسازند كه اين يك پيروزي براي ما و يك عقبنشيني براي آنهاست. چراكه بارها مسئولان غربي و به ويژه بوش، گفته بودند كه ايران نيازي به انرژي هستهاي ندارد و صرفا باید از گاز استفاده كند. البته اين كافي نيست. اگر ما بيست نيروگاه در بيست سال آينده ميخواهيم، بايد اين را در بسته به صورت شفاف مشخص كنيم كه چه تعداد نيروگاه و توسط چه كشورهايي در چه زماني بايد ساخته شود....
ظرفيتهاي مثبت كه اشاره كردم، يكي نيروگاههاي آب سبك است. نيروگاههاي اتمي چندين نسل دارد كه براي نخستين بار در زمان شاه، ما با آلمانيها قرارداد بستيم و آنها نيز در چهار سال تا 70 درصد كار نیروگاه بوشهر را تكميل كردند و بعد از انقلاب، به عنوان اينكه ايران نبايد نيروگاه اتمی داشته باشد، رها كردند و ما مجبور شديم كار را به روسها بدهيم كه پس از گذشت شانزده سال، هنوز هم تكميل نشده است. پسماند سوخت نيروگاه بوشهر قابليت استفاده در سلاحهاي اتمي را دارد. اما سوخت نيروگاههاي سبك، اين قابليت را ندارد. حالا آنها که نميخواستند ايران نيروگاه اتمي داشته باشد، حاضر شدهاند خودشان نيروگاه آب سبك براي ما بسازند كه اين يك پيروزي براي ما و يك عقبنشيني براي آنهاست. چراكه بارها مسئولان غربي و به ويژه بوش، گفته بودند كه ايران نيازي به انرژي هستهاي ندارد و صرفا باید از گاز استفاده كند. البته اين كافي نيست. اگر ما بيست نيروگاه در بيست سال آينده ميخواهيم، بايد اين را در بسته به صورت شفاف مشخص كنيم كه چه تعداد نيروگاه و توسط چه كشورهايي در چه زماني بايد ساخته شود....
دكتر آقايي: يك بسته شامل امتيازات متقابل است و مبناي مذاكره است. بنابراين غيرقابل تغيير نيست و ميشود مبناي مذاكرات و تهيه بسته مورد توافق باشد.
در اين بسته، تعليق شرط اول است. اما در تعهدات غرب مسائلي است كه مهم و رسمي است. مثلا حق ما را در رابطه با انرژي هستهاي به رسميت شناخته است. چه لزومي دارد كه آنها حق ما را به رسميت بشناسند؟ ما چه نيازي به آن داريم، نكته دوم اینکه گفته به محض اطمينان از ماهيت كاملا صلحآميز برنامه هستهاي ايران، با ايران همان رفتاري را خواهيم داشت كه با كشورهاي دارنده انرژي هستهاي و فاقد سلاح هستهاي داريم....
دكتر آقايي: ما بايد نقاط مثبت و منفي و مبهم را با هم بررسي كنيم. البته ظرفيتهاي مثبت نيز وجود دارد كه در آنجا هم آنقدر ابهامسازي شده كه تعهدات طرف مقابل روشن نيست.
دكتر دبيريمهر: جمعبندي بحث اين شد كه ما نبايد بسته را كاملا رد يا كاملا تأييد كنيم. بلكه آن را باید به گونهاي اصلاح كنيم تا ضامن منافع ملي باشد و البته انتظارات طرف مقابل را هم نفي نكند و به تعبير آقاي لاريجاني كه حالا آقاي سولانا هم از آن استفاده ميكند، برد ـ برد باشد و واقعا در بسته نكات مثبتي هم وجود دارد.
دكتر محرابي: نظر من اين است كه شما نميتوانيد با اين نكات مثبت، تعليق را بپذيريد.
دبيريمهر: يعني شما تعليق را به عنوان يك خط قرمز، غيرقابل بحث ميدانيد؟
محرابي: نه، تعليق در سطح دكترين نيست كه خط قرمز باشد، دكترين ما قانون اساسي است. مسئله هستهاي در سطح استراتژي است، بنابراين قابل تغيير است. حال اگر ما بياييم غنيسازي را به استقلال كشور كه جزو دكترين و خط قرمزهاست بچسبانيم، اين كار را ما كردهايم؛ نه اينكه پرونده هستهاي در آن سطح باشد.
دكتر دبيريمهر: اكنون بايد به اين بحث بپردازيم كه پيامدهاي اين بسته در حوزه ايران و «1+5» چه خواهد بود.
صادقي: توجه به وضعيت آمريكا و جهان نشان ميدهد در شش ماه آينده، شرايط سخت و فزايندهاي پيش روي ماست و طيف گستردهاي از گزينهها، از تحريمهاي نرم فعلي تا تحريم سخت و حتي گزينه نظامي روي ميز است.
اما در داخل بر خلاف تبليغات برخي سايتها و مطبوعات، فضاي مثبتي در ذهن مسئولان ارشد نظام وجود دارد و از دستاوردها و اهداف پرونده هستهاي، حدود 60 تا 70 درصد محقق شده كه مهمترين آنها، حفظ استقلال كشور و جلوگيري از برنامه «فشار گام به گام» بر روي نظام بود و اينكه پرونده هستهاي، بهانهاي بود و حتي اگر ما آن را تعطيل هم ميكرديم، موضوعات دیگری مثل تروریسم، صلح خاورمیانه، حقوق بشر و... مطرح میشد و نظام باید یک جایی جلوی اینها میایستاد و مسئولان تصمیم گرفتند ایستادگی کنیم و امروز به جايي رسيدهايم كه غرب از خيلي مواضع و حرفهايش عقبنشيني كرده و امروز اين حرفها را هم كه ميزنند، ما راضي نميشويم و پس ميزنيم. به ياد داشته باشيم كه پيشتر در گفتوگوهاي انتقادي حتي حاضر نبودند روي آنها بحث كنند. پس اين يك پيروزي بزرگ براي ماست كه به دليل نقطه ضعف تبليغاتي كه داريم، قرباني پرداختن به مسائل جزيي شده و در سطح راهبردي تا ميزان قابل توجهي موفق شدهايم. در بعد فني نيز ما به تكنولوژي صلحآميز غنيسازي دست پيدا كردهايم و حتي اگر تعليق هم كنيم، اين تكنولوژي در اختيار ماست و كسي نميتواند آن را از ما بگيرد.
از سوي ديگر، ما يك اهرم قوي براي چانهزني داريم و اگر هم تعليق كنيم، هر لحظهاي كه بخواهيم، ميتوانيم توليد صنعتي را آغاز كنيم و اينطور نيست كه مانند دو سال پيش، فاصله داشته باشيم. اما دو هدف ديگر ما كه محقق نشده، يكي استفاده گسترده از انرژي هستهاي است كه نيازمند بيست نيروگاه هستهاي در چشمانداز بيستساله است و ديگري توليد انبوه و صادرات و فروش اورانيوم غنيشده كه محقق نشده است. اين دو هدف تقريبا متناقض يكديگرند.
چراكه ما از يك ميليون سانتريفيوژ تأمين خوراك بيست نيروگاه، تنها سه هزار تا داريم و از بيست نيروگاه نيز، يكي در حال تكميل است. براي احداث بيست نيروگاه بايد شركتهاي بينالمللي سازنده براي ما احداث كنند. چون پنجاه تا شصت سال در آن سابقه دارند و با اين شرايط تحريم، حاضر به حضور در ايران نيستند. اما براي هدف دوم كه توليد انبوه اورانيوم غنيشده است، ما نبايد تعليق كنيم بنابراين از شش هدف، چهار هدف محقق شده و بايد از دو هدف باقيمانده، يكي را انتخاب كنيم و بين احداث نيروگاههاي جديد و توليد سوخت هستهاي، يكي را انتخاب كنيم.
دكتر دبيريمهر: سوخت هستهاي بدون نيروگاه به چه درد ما ميخورد؟
در اين بسته، تعليق شرط اول است. اما در تعهدات غرب مسائلي است كه مهم و رسمي است. مثلا حق ما را در رابطه با انرژي هستهاي به رسميت شناخته است. چه لزومي دارد كه آنها حق ما را به رسميت بشناسند؟ ما چه نيازي به آن داريم، نكته دوم اینکه گفته به محض اطمينان از ماهيت كاملا صلحآميز برنامه هستهاي ايران، با ايران همان رفتاري را خواهيم داشت كه با كشورهاي دارنده انرژي هستهاي و فاقد سلاح هستهاي داريم....
دكتر آقايي: ما بايد نقاط مثبت و منفي و مبهم را با هم بررسي كنيم. البته ظرفيتهاي مثبت نيز وجود دارد كه در آنجا هم آنقدر ابهامسازي شده كه تعهدات طرف مقابل روشن نيست.
دكتر دبيريمهر: جمعبندي بحث اين شد كه ما نبايد بسته را كاملا رد يا كاملا تأييد كنيم. بلكه آن را باید به گونهاي اصلاح كنيم تا ضامن منافع ملي باشد و البته انتظارات طرف مقابل را هم نفي نكند و به تعبير آقاي لاريجاني كه حالا آقاي سولانا هم از آن استفاده ميكند، برد ـ برد باشد و واقعا در بسته نكات مثبتي هم وجود دارد.
دكتر محرابي: نظر من اين است كه شما نميتوانيد با اين نكات مثبت، تعليق را بپذيريد.
دبيريمهر: يعني شما تعليق را به عنوان يك خط قرمز، غيرقابل بحث ميدانيد؟
محرابي: نه، تعليق در سطح دكترين نيست كه خط قرمز باشد، دكترين ما قانون اساسي است. مسئله هستهاي در سطح استراتژي است، بنابراين قابل تغيير است. حال اگر ما بياييم غنيسازي را به استقلال كشور كه جزو دكترين و خط قرمزهاست بچسبانيم، اين كار را ما كردهايم؛ نه اينكه پرونده هستهاي در آن سطح باشد.
دكتر دبيريمهر: اكنون بايد به اين بحث بپردازيم كه پيامدهاي اين بسته در حوزه ايران و «1+5» چه خواهد بود.
صادقي: توجه به وضعيت آمريكا و جهان نشان ميدهد در شش ماه آينده، شرايط سخت و فزايندهاي پيش روي ماست و طيف گستردهاي از گزينهها، از تحريمهاي نرم فعلي تا تحريم سخت و حتي گزينه نظامي روي ميز است.
اما در داخل بر خلاف تبليغات برخي سايتها و مطبوعات، فضاي مثبتي در ذهن مسئولان ارشد نظام وجود دارد و از دستاوردها و اهداف پرونده هستهاي، حدود 60 تا 70 درصد محقق شده كه مهمترين آنها، حفظ استقلال كشور و جلوگيري از برنامه «فشار گام به گام» بر روي نظام بود و اينكه پرونده هستهاي، بهانهاي بود و حتي اگر ما آن را تعطيل هم ميكرديم، موضوعات دیگری مثل تروریسم، صلح خاورمیانه، حقوق بشر و... مطرح میشد و نظام باید یک جایی جلوی اینها میایستاد و مسئولان تصمیم گرفتند ایستادگی کنیم و امروز به جايي رسيدهايم كه غرب از خيلي مواضع و حرفهايش عقبنشيني كرده و امروز اين حرفها را هم كه ميزنند، ما راضي نميشويم و پس ميزنيم. به ياد داشته باشيم كه پيشتر در گفتوگوهاي انتقادي حتي حاضر نبودند روي آنها بحث كنند. پس اين يك پيروزي بزرگ براي ماست كه به دليل نقطه ضعف تبليغاتي كه داريم، قرباني پرداختن به مسائل جزيي شده و در سطح راهبردي تا ميزان قابل توجهي موفق شدهايم. در بعد فني نيز ما به تكنولوژي صلحآميز غنيسازي دست پيدا كردهايم و حتي اگر تعليق هم كنيم، اين تكنولوژي در اختيار ماست و كسي نميتواند آن را از ما بگيرد.
از سوي ديگر، ما يك اهرم قوي براي چانهزني داريم و اگر هم تعليق كنيم، هر لحظهاي كه بخواهيم، ميتوانيم توليد صنعتي را آغاز كنيم و اينطور نيست كه مانند دو سال پيش، فاصله داشته باشيم. اما دو هدف ديگر ما كه محقق نشده، يكي استفاده گسترده از انرژي هستهاي است كه نيازمند بيست نيروگاه هستهاي در چشمانداز بيستساله است و ديگري توليد انبوه و صادرات و فروش اورانيوم غنيشده كه محقق نشده است. اين دو هدف تقريبا متناقض يكديگرند.
چراكه ما از يك ميليون سانتريفيوژ تأمين خوراك بيست نيروگاه، تنها سه هزار تا داريم و از بيست نيروگاه نيز، يكي در حال تكميل است. براي احداث بيست نيروگاه بايد شركتهاي بينالمللي سازنده براي ما احداث كنند. چون پنجاه تا شصت سال در آن سابقه دارند و با اين شرايط تحريم، حاضر به حضور در ايران نيستند. اما براي هدف دوم كه توليد انبوه اورانيوم غنيشده است، ما نبايد تعليق كنيم بنابراين از شش هدف، چهار هدف محقق شده و بايد از دو هدف باقيمانده، يكي را انتخاب كنيم و بين احداث نيروگاههاي جديد و توليد سوخت هستهاي، يكي را انتخاب كنيم.
دكتر دبيريمهر: سوخت هستهاي بدون نيروگاه به چه درد ما ميخورد؟
....دكتر آقايي: در تعامل با اين بسته پيشنهادی، دشمنان ما دوست دارند كه سريع اين بسته را رد كنيم. چون ميدانند كه پشت صحنه رد سريع اين بسته پيشنهادي چه اتفاقي ميافتد و يكي از اهداف اين بسته، خلع سلاح تبليغاتي ماست تا به دنيا اثبات كنند كه جمهوري اسلامي اهل مذاكره و توافق نيست و تشديد تحريمها به سبك ديگر از پيامدهاي آن است كه از همين الان هم شروع كردهاند و ما بايد از تمام ظرفيتهاي دولت و ملت، به ويژه مجلس و افزايش قدرت چانهزني و تقويت رويه مسئولان، استفاده كنيم.
متن کامل را در ستون «گفتگو» بخوانيد.
متن کامل را در ستون «گفتگو» بخوانيد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
تمام این چانه زدنها باید بر سر میز مذاکره انجام شود. با توجه به امتیازات غیر قابل انکار موجود در بسته برای مردم و کشور، اگر تنها مشکل رفتن بر سر میز مذاکره اعلام تعلیق داوطلبانه مدت دار 3 تا 6 ماه باشد، نباید که کار سختی باشد!
مخالف نیستم.اما ازآقایان میخواستم بپرسم پس غرور ملی این مردم چه
میشود؟این مردم باعشق وعلاقه درسرما وگرما بافرا خوان شما درخیابان
وبیابان جمع شدندویکصدا فریاد زدندکه (انرژی هسته ای حق مسلم ماست)
آیااستفاده تحقیر امیز وابزاری از این مردم به این شکل صحیح است؟شما هر وقت صحبت از مذاکره شده دراین سی سال اخیر مصالح ایران بوسیله مذاکره کنندگان غیر متخصص ویامغرض برباد رفته است.در واقع بواسطه اتخاذ سیاستهای غیر اصولی ....آیا تاکنون به این موضوع فکر شده که این همه سرمایه مادی ومعنوی که تاکنون درراه اندازی تاسیسات فراوری اورانیوم خرج شده چه میشود؟ایا اگر این مبالغ هنگفت درراه دستیابی مردم به علوم روزاز جمله کامپیوتر که حسساسیت جهانی نیز بدنبال نداشت مصالح مردم بیشتر حفظ نمی شد؟شکل درست است؟
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟





