نه برزيلش برزيل بود و نه ايرانش ايران !
برزيل تيمى نبود كه در جام جهانى در يك بازى ۳ گل زد و در بازى ديگر مغلوب هلند شد. برزيل تيمى نبود كه بتوان قدرتمندش ناميد. بازيكن بزرگ داشتند اما وقتى اكثر بازيكنان اين تيم با يك بازى ملى و دو بازى ملى وارد زمين مى شوند نمى توانيم ادعا كنيم با قويترين برزيل تاريخ مواجه شده ايم.
مقابل برزيل جوان شده، ناهماهنگ، شكل نگرفته و بيگانه با افكار سرمربى خود ۳ بر صفر باختيم.
در طول تاريخ هر وقت با تيم هاى بزرگ ملى بازى كرده ايم اختلافمان حداكثر همين ۳ گل بوده!
چه وقتى در آرژانتين ،۷۸به پرو و هلند با همين اختلاف ۳ گل باختيم، چه در فرانسه ۹۸ يا ايران ۲۰۰۵ از آلمان ۲ گل خورديم يا وقتى در آلمان ۲۰۰۶ از مكزيك و پرتغال با ۲ گل اختلاف باختيم.اين بار هم همان شد. در حقيقت فرقى نداشته كه با حشمت مهاجرانى برويم جلوى هلند و پرو يا با جلال طالبى مقابل آلمان بازى كنيم يا با برانكو برويم به جنگ آلمان و پرتغال و مكزيك...
اينكه تيم ملى مقابل برزيل ۳ گل خورد ما را ناراحت نمى كند. ما اينجا نمى گوييم كه چرا تيم ملى به برزيل باخته. بحث ما اينجا چيز ديگرى است.ما مى گوييم چرا تيم ملى بايد از باخت ۳ بر صفر خوشحال باشد؟ ما مى گوييم غير از گل آلوز، ۲ گل ديگر را چرا خورديم؟ گل آلوز سوپر گل بود، ۲ گل ديگر چطور؟ ما گل هاى دوم و سوم را روى ضعف خودمان خورديم يا قوت و قدرت برزيل؟
!بحث ما اين است كه چرا تيم ملى حداقل آن درايت و هوشمندى و هدفمندى بازى با يوگسلاوى يا جسارت بازى با آلمان را نداشت؟بحث ما اين است كه آيا ما با زدن يك توپ به تير دروازه يا زدن يك گل درست - كه داور آفسايد گرفت - به تمام ادعاهاى بين المللى خود دست يافتيم؟! آيا افشين قطبى كه وعده داده بود يك تيم بين المللى مى سازد بين المللى بودن را در خلق ۲ موقعيت گل در يك بازى ۹۰ دقيقه اى مى بيند؟
باختن به برزيل عيب نيست. تلاش نكردن براى بردن يا حداقل جنگيدن در حد توان عيب است. فكر نكنم كسى پيدا شود كه اعتقاد داشته باشد تيم ملى ما با تمام وجود بازى كرد. به عبارت ديگر بعيد است بعد از ديدن نمايش ۱۰ دقيقه اول و بعد ۸۰ دقيقه باقيمانده بتوانيم باور كنيم كه تيم ملى نمى توانست بهتر بازى كند!
افشين قطبى سرمربى تيم ملى است و انتقادات امروز ما از او تنها يك دليل دارد. ما دوست داريم تيممان در جام ملت هاى آسيا قهرمان شود و تنها كارى كه از ما بر مى آيد پرسيدن سوالات مشخصى است كه مى بينيد.
اميدواريم كه تيم ملى از اين بازى به آنچه مى خواست برسد. صادقانه مى گوييم «ما» نرسيديم. ما انتظار داشتيم كمى از بازى تيم ملى لذت ببريم و احساس غرور كنيم.
افشين قطبى حداقل يكجا بد شانس بود. آنجا كه گل غلامى پذيرفته نشد. زدن گل به برزيل دقيقه ۵ روحيه تيم ما را بيش از پيش تقويت مى كرد. اين يكى را هم نوشتيم كه ثابت كنيم پيشداورى نكرده ايم.
سقف افق و آرزوهاى عادل فردوسى پور شايد اين باشد كه تيم ملى اينگونه بازى كند. نمى دانيم. درك هم نمى كنيم وقتى گزارشگر ما بارها در طول بازى با گفتن جملاتى مثل: «كاش تهاجمى تر بازى كنيم يك هيچ فرقى با دو هيچ يا دو هيچ فرقى با سه هيچ ندارد» نارضايتى خود را از نمايش تيم ملى ابراز مى دارد پس از پايان بازى به اين نتيجه مى رسد كه تيم ملى «خوب» بازى كرده.
ما سقف آرزوهايمان بيش از اين است. ما به اين باخت، به اين بازى افتخار نمى كنيم. ما آرزوهاى بيشتر داريم...
ابرار



