اختصاصی «تابناک»
رسانه هیچ است و بیش نیست!!
بررسی رویکرد رسانه ای میراث فرهنگی
سرویس فرهنگی «تابناک»/ محمود موافق ـ
شاید آن هنگام که در کشورهای توسعه یافته، رسانه را به عنوان رکن چهارم
دموکراسی دانسته و چگونگی فعالیت آنها از اهداف دستیابی به مردم سالاری
قرار داده شده بود، گمان نمی کردند که زمان به سرعت گذشته و شرایطی ایجاد
خواهد شد که در سرزمینی به نام ایران، حیثیت رسانه به عنوان چشم بیدار
جامعه در سازمانی چون میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به سخره گرفته
خواهد شد و با انتساب انواع و اقسام اتهامات ریز و درشت و هتاکی به اهالی
رسانه در قالب انتشار جوابیه، تا صدور حکم قطعی علیه رسانه نیز پیش خواهد
رفت!
سازمان میراث فرهنگی که از همان روزهای نخستین روی کار آمدن دولت نهم، شعار ارتباط با رسانه ها و معرفی چهره واقعی ایران به جهان از طریق رسانه ها و تغییر مدیریت جهانی از شعارهای اصلی آن بود و در این هدف، آنچنان پیش رفت که پا از مرز فراتر نهاده و خبرنگاران خارجی را نیز به درون کشور دعوت کرده و با تعامل با آنان برای معرفی هر چه بهتر ایران تلاش می کرد، اما به یک باره سیاستگذاری این سازمان به این سمت پیش رفت که امروز خبرنگاران کشورهای دیگر را دوست و خبرنگاران داخلی ـ و البته منتقد ـ را دشمن خویش خطاب می کند، که این هم خود جای تأمل دارد!
با اين حال، سازمان ميراث فرهنگي كه خود بخشي از بدنه دولت است، همواره با اتهاماتي برخي از رسانه ها از جمله پايگاه هاي خبري منتقد را خطاب قرار داده و همواره با الفاظی سخیف و دور از ادب تأكيد كرده است كه اين سايت ها، جزو رسانه ها به شمار نمي آيند و همگي تنها به واسطه مخالفت هايي كه با دولت دارند، انتقاداتي به عملكرد سازمان ميراث فرهنگي دارند.
البته این رفتار دور از انتظار و خلاف ادب و منطق رسانه ای، به ویژه در دولت دهم و با وجود ریاست این سازمان در دوره جدید، دیگر به امری عادی تبدیل شده، به گونه ای که هرگونه انتقادی را تأویل به باج خواهی، معاندت با نظام و... ـ که البته کافر همه را به کیش خود پندارد ـ می کنند تا شاید از این رهگذر سرپوشی بر سوء مدیریت خود بگذارند.
در این رابطه كافي است نگاهي كوتاه به پايگاه خبري اين سازمان بياندازيم. اين پايگاه تقريبا هر دو روز يك بار در هفته، تكذيبيه اي را خطاب به رسانه اي منتشر مي كند و در آن علاوه بر اتهامات و هتاکی های بسیار، با هدف در رفتن از زیر بار مسئولیت و پاسخگویی به افکار عمومی، رسانه مذكور را به مخالف و معاند بودن با نظام خطاب مي كند. اين هم در حالي است كه تعداد ارسال اخبار اين حوزه و برنامه هاي اين سازمان هم آن چنان نيست كه بتوان اين گونه تحليل كرد كه به دليل وسعت زياد اخبار، اين حوزه مورد توجه رسانه ها قرار گرفته و رسانه ها توجه شان به اين حوزه جلب شده است.
تقريبا در صورت نبود برنامه يا پوشش خبري، مي توان اين تحليل را داشت كه هيچ خبري از حوزه ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در رسانه نيست! و رسانه ها با توجه به اوضاع و احوال اين سازمان، تقريبا دست از اين حوزه شسته و دست ها را بالا برده اند كه هر چه در توان داشته اند، به كار بسته، اما در اين حوزه افاقه اي نكرده است! چرا كه گوش شنوا و دل سلیم النفس و منصفي در اين سازمان نبوده كه به انتقادات گوش سپرده و در پي درماني باشد.
ايجاد محدوديت و موانع ارتباطي ميان خبرنگاران و كارشناسان خبره اين حوزه ها و همچنين قطع ارتباط سازمان با برخي از رسانه ها، به نظر مي رسد، نتيجه اي جز منزوي شدن اين سازمان و سرانجام كاهش توجه و فرهنگ سازي در اين حوزه ها نداشته است؛ كاهشي كه نخستين تيرهاي آن بر پیکره این سازمان و سرانجام به ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري اين كشور نشسته است.
در همین باره، علیرضا نادعلي، عضو شوراي سياستگذاري و مدیر مسئول «جهان نيوز» با اشاره به نحوه تعامل رسانه اي اين سازمان با سايت هاي خبري مي گويد: در مقایسه با سازمان ها، بلکه وزارتخانه های بسیار عریض و طویل تري که از تنوع کاری بیشتری نیز برخوردار هستند، باید گفت تعامل اين سازمان با رسانه ها در حد صفر است. هنگامی که حجم کاری وزارتخانه ها را می بینیم، نسبت به این سازمان و میزان ارتباط گیری آن وزارتخانه هاي عريض و طويل و نحوه تعامل مديران روابط عمومي و مسئولان ارشدشان را می بینیم و جایگاهی که برای رساندن پیام کمی و کیفی خود به رسانه ها قایل هستند، طبیعتا از سازمان ميراث فرهنگي نااميد مي شويم. از آن حداقل های ارتباطی که باید میان رسانه هايی چون ما و دیگر رسانه ها انجام می شده به نظر می رسد اين سازمان در اين حوزه در وضعیت مطلوبی به سر نمي برد.
وي با اشاره به نبود برگزاري حتي يك نشست از سوي مديران روابط عمومي اين سازمان با رسانه ها اعلام مي كند: معمولا مسئولان روابط عمومی ها با رسانه ها ارتباط گرفته و جلساتی را برگزار می کنند. از رسانه ها دعوت به کار می کنند یا خود با جلساتی بر نحوه تعامل دو سويه ميان رسانه و سيستم اداري تأكيد مي كنند. سازمان میراث فرهنگی با جهان نیوز تا کنون یک چنین نشست هایی را برگزار نكرده است. البته شاید این موضوع زیاد هم برای ما مهم نباشد، ولی خوب متأسفانه تا به حال با جهان نیوز اتفاق چندانی در این مورد نیفتاده و بيشتر از طريق تكذیبيه ارتباط پيگيري مي شود.
وي تأكيد مي كند: به هر روی، ما به عنوان رسانه چند کار را باید با هم انجام بدهیم؛ آن هم رسانه ای که بخواهد خود را مولود نگاه انقلاب بداند و نخواهد به صورت آکادمیک و کلاسیک از فرهنگ غرب وام گرفته باشد. اگر بخواهیم خود را رسانه ای حاصل از نگاه انقلاب بدانیم، وظیفه داریم از حق مردم دفاع کرده و از وجود کژی ها ناله سر کنیم و روشنگری و پاسخ را از مسئولان بخواهیم و طبیعتا برای برخی از مسئولان این سنگین است و البته نه برای همه شان.
آن کسی که کمر زیر بار کار اجرایی می دهد، مي داند كه پاسخگويي به مردم و نمايندگان آنان جزو الفبای این کار است و به همين دليل، تلاش مي كند این حس را در خود تقویت کرده و بلکه افزونتر از آن در برابر نقدهایی که حتی با بی انصافی مطرح می شود، با شرح صدر پاسخ داده و نقاط کور را روشن کند و از این فرصت استفاده کرده، برای بیان نقاط قوت و ضعف دستگاه ذينفع خود بهره گیرد. ما مجبوریم که نسبت به خیلی از چیزهایی که به نظرمان می رسد بر پایه نشانه ها و برهان ها واکنش نشان داده و نسبت به آن از مسئولان طرح مسأله کنیم که لزوما، ممکن است همه آنها هم درست نباشد؛ اما این مفاهمه و این سه طرف بودن مطلب بین ما و دستگاه ها و مردم می تواند کمک کند به دسترسی مخاطب به خدمات اینها و به رفع آن دیدگاه های منفی نسبت به آنها که متأسفانه برخی سازمان ها در این زمینه مثل سازمان میراث فرهنگی سخت عمل می کنند.
وي با اشاره به نحوه تنظيم تكذیبيه ها از سوي ارگان هاي دولتي مي افزايد: در سابقه کاری خود در این چند سال، نديده ام كه سازماني با انواع تهمت ها، تهديد ها و فحش ها موردي را تكذيب كند! من در تکذیبیه هایی که از سوی برخی دستگاه هایی که خیلی مورد نقدمان بودند، مثل دانشگاه آزاد اسلامی و ... که ما نقدهای تندی نسبت به آنها داشتیم ـ به خاطر اینکه جایگاهی که آنها دارند برای جامعه بسیار موثر است و اگر ایراد در آنجا باشد طبیعتا خیلی باید مورد سوال قرار گیریم ـ ولی وقتی نکته ای به درستی یا نادرستی مطرح می شود، تکذیبیه و جوابیه هایی که آنها می فرستند یا دستگاه های دیگر، معمولا با ادبیات رسانه ای همراه است. یک کار کاملا روتین! متنی را روابط عمومی یا بخش حقوقی آنجا آماده می کند که در آن، کمترین میزان بروز احساسات و هیجانات عاطفی اتفاق می افتد و در چند پاراگراف و در کوتاهترین میزان ممکن، خبر را طرح کرده و نقطه نظرات خود و مطالباتشان را نسبت به رسانه بيان مي كردند که برای نمونه، به اين دليل نباید این کار را می کردید یا باید این کار را می کردید و سرانجام اینکه پیگیری این موضوع مثلا برای سازمان ملحوظ و باقی است.
حال این جملات با کلمات و جملات تهدید آمیز و پر طمطراق و سخنان کشدار و ... فرستاده مي شود كه گاه ممکن است رخدادی که بین یک دستگاه و رسانه روی داده است، آن اندازه مهم باشد که بار آبرویی و کاری در اذهان مردم برای یک دستگاه ایجاد کند و فوق العاده تخریب شوند، ولی از این مورد عدول نمی کنند و حتی ممکن است، کارشان را در دادگاه هم پیگیری کنند، ولی خود را هیچ گاه درگیر متن شبیه بیانیه و اعلامیه حقوق بشری نمی کنند.
شاید اصلا برای آنها واژه ها اصلا بار حقوقی آنچنان نداشته باشد، به ویژه منفی نگاه کردن به رسانه در امروز که بحث آزادی بیان در مملکت و نظام ما امری به رسمیت شناخته شده است که برای جاهایی که در واقع حسن نیت دارند و به عنوان چشم بینای مردم و نظام به قضايا نگاه مي كنند و كارها را رصد و گوشزد می کنند، بسیاری از ایرادها را با حسن نیت، بيان مي كنند، اما اينقدر این امر را منفی نگاه نمي كنند كه با کلماتی که در حد سخن گفتن با دشمن و جاسوسان برخورد و موضع گیری كنند.
نادعلي به بار حقوقي داشتن بسياري از تكذیبيه هاي سازمان ميراث فرهنگي اشاره كرده و ادامه مي دهد: ما آنقدر مطلب حل نشده و کارهای انجام نشده و ایرادها داریم که باید برایش حرف بزنیم و آن قدر کارهای قوی و خدمت های خوب داریم که اگر ما راجع به آن صحبت نکنیم، شاید هیچ گاه کسی درباره آن کاری انجام ندهد.
اگر کسی بخواهد کلمه به کلمه با نگاه حقوقی به این قضیه نگاه کند چه بسا بتواند مدعیات حقوقی نسبت به این تکذیبیه ها داشته باشد. با کنار هم چیدن تکذیبیه های گوناگون به رسانه های مختلف در کنار هم و بررسی آن جز اینکه لبخندی از روی کنایت نه از روی رضایت به لب آدم بنشیند، اتفاقی نمی افتد.
به هر صورت ما مانند دوستان میراث فرهنگی به قضایا نگاه نمی کنیم که اگر کسی حرف درشتی به ما زد، باید سریع واکنش نشان بدهیم و چون احساس می کنیم که آنها هم می خواهند روشنگری کرده و دفاع کنند، از کاری که کردند برای ما عادی است.
اما ادبیات اين سازمان، ادبیاتی است که خدای نکرده تبدیل به بدعت در این عرصه شده و شاید دستگاه های دیگر هم چنین تصور کنند که اگر رسانه ای با حسن نظر در واقع مطلبی را گوشزد و یا حتی نقد کند؛ نقد تندی هم بکند، دیگران حق دارند که با تهدید و یک لحن ارعابی و فحش و فضیحت با آن برخورد کنند که این مظلومیت رسانه را در این فضا می رساند.
وي خاطرنشان مي كند: سازمان میراث فرهنگی، به هر صورت، بخشی از حاکمیت یا دولت است که با اندوخته فرهنگی هزاران ساله ما سر و کار دارد. با اینکه ما نگاه های ناسیونالیستی یا شعبه گری به معنای تام نداریم و با آن مخالفیم، ولی هر کسی برای وطنش و خواسته ها و داشته های قبلی خود، عرق خاصی دارد و طبیعتا اگر با دیدگاه اسلامی خودمان به آن نگاه کنیم، با آن دیدگاه عبرت پژوهی که امیرالمومنین سفارش می کند (نگاه کردن در سرگذشت و استخراج آینده)، به باور بنده، همه اینها حساسیت خاصی ایجاد می کند.
بنابراین، سازمانی که مسئولیتی را در این حوزه بر عهده می گیرد، باید متوجه باشد که با تک تک آحاد مردم ـ که در این وسعت جغرافیایی که ایران نام دارد ـ مطالبه همه این موارد را باید بر خود هموار کند. حال رسانه به عنوان نماینده بخشی از مردم حرف هایی را می زند. شما مطمئن باشید که مثلا نسبت به یک درخت هزار ساله ـ که زیر نظر سازمان میراث فرهنگی هم نباشد و زیر نظر یک سازمان دیگر است و از سوی یک تشکل غیر دولتی مطالبه می شود ـ که چرا به آن رسیدگی نشده است، این دشمنی با سازمان خاصی نیست. این حس مسئولیتی است که مردم نسبت به میراث فرهنگی خود از هر جنس دارند كه باید آن سازمان با لحن مناسبی نسبت به حوزه های اینچنینی واکنش نشان دهد.
اینها طبیعتا اگر خودشان اطلاع رسانی به موقع و اندازه می کردند ابهام هم به وجود نمي آمد که پرسیده شود، اما اگر سوال شود، سوال خوب یا بد وظیفه دستگاه های اطلاع رسانی است و اعتقادم این است که قابل حل است. فکر می کنم که این روش برای سازمانی که حدش معاونت رئیس جمهوری است، هزینه گزافی ایجاد کند؛ یعنی اصلا به این معنا نمی تواند باشد که سازمان میراث، لزوما بد کارش را انجام می دهد یا اصلا خدماتی نداشته.
این نوع ادبیات باعث می شود که که زحماتی که پرسنل خدوم سازمان در حوزه های گوناگون می کشند و مثل هر کار اجرایی حتما یکسری ایرادهايی بر آن وارد است یا حسن هایی دارد، همه آنها نادیده گرفته می شود، با این لحنی که بیشتر ادبیات سیاسی و بیانیه است.
دكتر جمالي، قائم مقام مدير مسئول روزنامه همشهري نيز درباره نقش رسانه ها در فرهنگ سازي برخي از امور معتقد است: سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري يكي از ثروثمندترين دستگاه چه به لحاظ معنوي و چه به لحاظ مادي در هر كشوري به شمار مي آيد. به لحاظ معنوي كه اصلا نمي توان براي آن قيمت گذاشت و از بعد مادي هم شاهد هستيم كه در بسياري از كشورهاي جهان نيز بیشترین درآمد را دارند و به اندازه تعداد جمعيت خود درآمد از طريق گردشگري كسب مي كنند.
مهمترين منبع هر كشوري ميراث نياكان است و اينكه چگونه بتوان از آن استفاده كرد مهم است. ميراث فرهنگي به دليل اينكه با خوي و طبيعت آدميان فارغ از نژاد و گرايش و مذهب سر و كار دارد، امر سهل و آساني است و از سويي نيز تجربه نسبتا بزرگي در كشورهاي ديگر نسبت به اين حوزه وجود دارد و براي مايي كه مي خواهيم در اين حوزه سرمايه گذاري كنيم، نبايد زياد سخت باشد. ولي در عمل مي بينيم كه بر خلاف تمام شعارهاي داده شده، نتوانستيم حتي به ازاي تعداد توريستي كه از ايران خارج مي شوند، گردشگر وارد كشور كنيم.
اين نشان مي دهد كه در اين حوزه موفق نبوده ايم، چرا كه اولين نشانه موفقيت در اين حوزه حضور گردشگران خارجي است كه نه تنها موفق عمل نكرده بلكه به طرز وحشتناكي گردشگر به كشورهاي ديگر مي فرستيم. اين فراي اين است كه ما افرادي را داريم كه حتي يك بار به يك نقطه از كشور خود نرفته اما همه كشورهاي اطراف را بازديد كرده اند. اين بر مي گردد به فرهنگ سازي! فرهنگ سازي اين حوزه در سازمان ميراث فرهنگي از سوي رسانه ها اصلا جايگاهي نداشته است. چرا؟!
اين امر نه به دليل نداشتن علاقه و تمايل رسانه ها در بحث فرهنگ سازي در اين حوزه است، بلكه به نحوه برنامه ريزي در اين حوزه از سوي سازمان برمي گردد. به نظر مي رسد اين سازمان هيچ اعتقادي به حوزه فرهنگ سازي در اين حوزه ندارد و به خصوص به نقشي كه رسانه ها در اين قضيه مي توانند داشته باشند.
معتقدم افرادي كه در رأس امور اين سازمان هستند، تخصصي نه در حوزه ارتباط گيري هاي اجتماعي و نه در حوزه ميراث فرهنگي و گردشگري دارند كه اگر غير از اين بود، پس از چند سال، بايد شاهد اتفاقاتي خوبي در اين حوزه بوديم. متأسفانه به دليل نگاه نادرست برخي از مديران نسبت به رسانه شاهد هستيم كه نه تنها گردشگري و ميراث فرهنگي اين كشور توسعه نمي يابد، بلكه در جامعه جهاني بسياري از كشورها ميز گردشگري ايران را حذف مي كنند و ايران را از ليست تورهاي خود خارج مي كنند! براي فرهنگ سازي و تبليغ در اين حوزه داشتن ارتباط با رسانه ضروري است؛ چه بخواهيم چه نخواهيم!
وي با اشاره به نحوه تعاملات رسانه اي سازمان ميراث فرهنگي تأكيد مي كند: در گذشته كه بنده مدير مسئول روزنامه جوان بودم و در حال حاضر هم قائم مقام روزنامه همشهري هستم، در اين مدت به ياد ندارم دعوتي يا تعاملي براي فرهنگ سازي از سوي مسئولان اين سازمان انجام شده باشد. متأسفانه، همه تعاملات در قالب شكايت از رسانه ها يا انتشار تكذيبيه ها بود. در روزنامه جوان شكايتي شد كه به دادگاه رفتيم و آنها شكايت را پس گرفته بودند و در روزنامه همشهري كلا تكذيبيه حرف اول را مي زد.
كلا فضاي مطبوعات براي ميراث فرهنگي و گردشگري يك فضاي باز است چرا كه در مطبوعات نگاه به ميراث فرهنگي يك نگاه ملي و كلي است. همه دوست دارند از كشورشان تعريف كنند و با اين كار، باعث توسعه اين صنعت شده و گردشگري، صنايع دستي و ميراث ملي كشورشان را تبليغ كنند.
در روزنامه همشهري اين حس بيشتر از اين است، چرا كه روزنامه اي است كه در داشتن نگاه زيست محيطي، گردشگري و شهري از ديگر رسانه ها جلوتر است؛ اما حتي با اين شرايط سازمان نتوانسته تعامل مناسبي با اين روزنامه برقرار كند.
وي با اشاره به لحن تكذيبيه هاي ارسالي سازمان ميراث فرهنگي تأكيد مي كند: رسانه ها در برابر مردم مسئول هستند؛ مانند همه نمايندگان مجلس كه در برابر كل كشور مسئول هستند؛ نه تنها در حوزه انتخابي خود! روزنامه ها در همه حوزه ها بايد وارد شوند و بايد درباره همه موارد صحبت كرده و نظرات و انتقادات را انتقال دهند.
به نظر مي رسد پاسخ گفتن به انتقادات يك رسانه با لحن نامناسب دور از شأن دستگاهي باشد كه با ميراث ملي و باستاني ما سر و كار دارد. متأسفانه لحن جوابيه هاي سازمان ميراث فرهنگي و جنس اين جوابيه ها، قدري متفاوت با ديگر سازمان ها و ارگان هاست كه در برخي موارد هم به راحتي مي توان به دستگاه هاي قضايي شكايت كرد!
سازمان میراث فرهنگی که از همان روزهای نخستین روی کار آمدن دولت نهم، شعار ارتباط با رسانه ها و معرفی چهره واقعی ایران به جهان از طریق رسانه ها و تغییر مدیریت جهانی از شعارهای اصلی آن بود و در این هدف، آنچنان پیش رفت که پا از مرز فراتر نهاده و خبرنگاران خارجی را نیز به درون کشور دعوت کرده و با تعامل با آنان برای معرفی هر چه بهتر ایران تلاش می کرد، اما به یک باره سیاستگذاری این سازمان به این سمت پیش رفت که امروز خبرنگاران کشورهای دیگر را دوست و خبرنگاران داخلی ـ و البته منتقد ـ را دشمن خویش خطاب می کند، که این هم خود جای تأمل دارد!
با اين حال، سازمان ميراث فرهنگي كه خود بخشي از بدنه دولت است، همواره با اتهاماتي برخي از رسانه ها از جمله پايگاه هاي خبري منتقد را خطاب قرار داده و همواره با الفاظی سخیف و دور از ادب تأكيد كرده است كه اين سايت ها، جزو رسانه ها به شمار نمي آيند و همگي تنها به واسطه مخالفت هايي كه با دولت دارند، انتقاداتي به عملكرد سازمان ميراث فرهنگي دارند.
البته این رفتار دور از انتظار و خلاف ادب و منطق رسانه ای، به ویژه در دولت دهم و با وجود ریاست این سازمان در دوره جدید، دیگر به امری عادی تبدیل شده، به گونه ای که هرگونه انتقادی را تأویل به باج خواهی، معاندت با نظام و... ـ که البته کافر همه را به کیش خود پندارد ـ می کنند تا شاید از این رهگذر سرپوشی بر سوء مدیریت خود بگذارند.
در این رابطه كافي است نگاهي كوتاه به پايگاه خبري اين سازمان بياندازيم. اين پايگاه تقريبا هر دو روز يك بار در هفته، تكذيبيه اي را خطاب به رسانه اي منتشر مي كند و در آن علاوه بر اتهامات و هتاکی های بسیار، با هدف در رفتن از زیر بار مسئولیت و پاسخگویی به افکار عمومی، رسانه مذكور را به مخالف و معاند بودن با نظام خطاب مي كند. اين هم در حالي است كه تعداد ارسال اخبار اين حوزه و برنامه هاي اين سازمان هم آن چنان نيست كه بتوان اين گونه تحليل كرد كه به دليل وسعت زياد اخبار، اين حوزه مورد توجه رسانه ها قرار گرفته و رسانه ها توجه شان به اين حوزه جلب شده است.
تقريبا در صورت نبود برنامه يا پوشش خبري، مي توان اين تحليل را داشت كه هيچ خبري از حوزه ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در رسانه نيست! و رسانه ها با توجه به اوضاع و احوال اين سازمان، تقريبا دست از اين حوزه شسته و دست ها را بالا برده اند كه هر چه در توان داشته اند، به كار بسته، اما در اين حوزه افاقه اي نكرده است! چرا كه گوش شنوا و دل سلیم النفس و منصفي در اين سازمان نبوده كه به انتقادات گوش سپرده و در پي درماني باشد.
ايجاد محدوديت و موانع ارتباطي ميان خبرنگاران و كارشناسان خبره اين حوزه ها و همچنين قطع ارتباط سازمان با برخي از رسانه ها، به نظر مي رسد، نتيجه اي جز منزوي شدن اين سازمان و سرانجام كاهش توجه و فرهنگ سازي در اين حوزه ها نداشته است؛ كاهشي كه نخستين تيرهاي آن بر پیکره این سازمان و سرانجام به ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري اين كشور نشسته است.
در همین باره، علیرضا نادعلي، عضو شوراي سياستگذاري و مدیر مسئول «جهان نيوز» با اشاره به نحوه تعامل رسانه اي اين سازمان با سايت هاي خبري مي گويد: در مقایسه با سازمان ها، بلکه وزارتخانه های بسیار عریض و طویل تري که از تنوع کاری بیشتری نیز برخوردار هستند، باید گفت تعامل اين سازمان با رسانه ها در حد صفر است. هنگامی که حجم کاری وزارتخانه ها را می بینیم، نسبت به این سازمان و میزان ارتباط گیری آن وزارتخانه هاي عريض و طويل و نحوه تعامل مديران روابط عمومي و مسئولان ارشدشان را می بینیم و جایگاهی که برای رساندن پیام کمی و کیفی خود به رسانه ها قایل هستند، طبیعتا از سازمان ميراث فرهنگي نااميد مي شويم. از آن حداقل های ارتباطی که باید میان رسانه هايی چون ما و دیگر رسانه ها انجام می شده به نظر می رسد اين سازمان در اين حوزه در وضعیت مطلوبی به سر نمي برد.
وي با اشاره به نبود برگزاري حتي يك نشست از سوي مديران روابط عمومي اين سازمان با رسانه ها اعلام مي كند: معمولا مسئولان روابط عمومی ها با رسانه ها ارتباط گرفته و جلساتی را برگزار می کنند. از رسانه ها دعوت به کار می کنند یا خود با جلساتی بر نحوه تعامل دو سويه ميان رسانه و سيستم اداري تأكيد مي كنند. سازمان میراث فرهنگی با جهان نیوز تا کنون یک چنین نشست هایی را برگزار نكرده است. البته شاید این موضوع زیاد هم برای ما مهم نباشد، ولی خوب متأسفانه تا به حال با جهان نیوز اتفاق چندانی در این مورد نیفتاده و بيشتر از طريق تكذیبيه ارتباط پيگيري مي شود.
وي تأكيد مي كند: به هر روی، ما به عنوان رسانه چند کار را باید با هم انجام بدهیم؛ آن هم رسانه ای که بخواهد خود را مولود نگاه انقلاب بداند و نخواهد به صورت آکادمیک و کلاسیک از فرهنگ غرب وام گرفته باشد. اگر بخواهیم خود را رسانه ای حاصل از نگاه انقلاب بدانیم، وظیفه داریم از حق مردم دفاع کرده و از وجود کژی ها ناله سر کنیم و روشنگری و پاسخ را از مسئولان بخواهیم و طبیعتا برای برخی از مسئولان این سنگین است و البته نه برای همه شان.
آن کسی که کمر زیر بار کار اجرایی می دهد، مي داند كه پاسخگويي به مردم و نمايندگان آنان جزو الفبای این کار است و به همين دليل، تلاش مي كند این حس را در خود تقویت کرده و بلکه افزونتر از آن در برابر نقدهایی که حتی با بی انصافی مطرح می شود، با شرح صدر پاسخ داده و نقاط کور را روشن کند و از این فرصت استفاده کرده، برای بیان نقاط قوت و ضعف دستگاه ذينفع خود بهره گیرد. ما مجبوریم که نسبت به خیلی از چیزهایی که به نظرمان می رسد بر پایه نشانه ها و برهان ها واکنش نشان داده و نسبت به آن از مسئولان طرح مسأله کنیم که لزوما، ممکن است همه آنها هم درست نباشد؛ اما این مفاهمه و این سه طرف بودن مطلب بین ما و دستگاه ها و مردم می تواند کمک کند به دسترسی مخاطب به خدمات اینها و به رفع آن دیدگاه های منفی نسبت به آنها که متأسفانه برخی سازمان ها در این زمینه مثل سازمان میراث فرهنگی سخت عمل می کنند.
وي با اشاره به نحوه تنظيم تكذیبيه ها از سوي ارگان هاي دولتي مي افزايد: در سابقه کاری خود در این چند سال، نديده ام كه سازماني با انواع تهمت ها، تهديد ها و فحش ها موردي را تكذيب كند! من در تکذیبیه هایی که از سوی برخی دستگاه هایی که خیلی مورد نقدمان بودند، مثل دانشگاه آزاد اسلامی و ... که ما نقدهای تندی نسبت به آنها داشتیم ـ به خاطر اینکه جایگاهی که آنها دارند برای جامعه بسیار موثر است و اگر ایراد در آنجا باشد طبیعتا خیلی باید مورد سوال قرار گیریم ـ ولی وقتی نکته ای به درستی یا نادرستی مطرح می شود، تکذیبیه و جوابیه هایی که آنها می فرستند یا دستگاه های دیگر، معمولا با ادبیات رسانه ای همراه است. یک کار کاملا روتین! متنی را روابط عمومی یا بخش حقوقی آنجا آماده می کند که در آن، کمترین میزان بروز احساسات و هیجانات عاطفی اتفاق می افتد و در چند پاراگراف و در کوتاهترین میزان ممکن، خبر را طرح کرده و نقطه نظرات خود و مطالباتشان را نسبت به رسانه بيان مي كردند که برای نمونه، به اين دليل نباید این کار را می کردید یا باید این کار را می کردید و سرانجام اینکه پیگیری این موضوع مثلا برای سازمان ملحوظ و باقی است.
حال این جملات با کلمات و جملات تهدید آمیز و پر طمطراق و سخنان کشدار و ... فرستاده مي شود كه گاه ممکن است رخدادی که بین یک دستگاه و رسانه روی داده است، آن اندازه مهم باشد که بار آبرویی و کاری در اذهان مردم برای یک دستگاه ایجاد کند و فوق العاده تخریب شوند، ولی از این مورد عدول نمی کنند و حتی ممکن است، کارشان را در دادگاه هم پیگیری کنند، ولی خود را هیچ گاه درگیر متن شبیه بیانیه و اعلامیه حقوق بشری نمی کنند.
شاید اصلا برای آنها واژه ها اصلا بار حقوقی آنچنان نداشته باشد، به ویژه منفی نگاه کردن به رسانه در امروز که بحث آزادی بیان در مملکت و نظام ما امری به رسمیت شناخته شده است که برای جاهایی که در واقع حسن نیت دارند و به عنوان چشم بینای مردم و نظام به قضايا نگاه مي كنند و كارها را رصد و گوشزد می کنند، بسیاری از ایرادها را با حسن نیت، بيان مي كنند، اما اينقدر این امر را منفی نگاه نمي كنند كه با کلماتی که در حد سخن گفتن با دشمن و جاسوسان برخورد و موضع گیری كنند.
نادعلي به بار حقوقي داشتن بسياري از تكذیبيه هاي سازمان ميراث فرهنگي اشاره كرده و ادامه مي دهد: ما آنقدر مطلب حل نشده و کارهای انجام نشده و ایرادها داریم که باید برایش حرف بزنیم و آن قدر کارهای قوی و خدمت های خوب داریم که اگر ما راجع به آن صحبت نکنیم، شاید هیچ گاه کسی درباره آن کاری انجام ندهد.
اگر کسی بخواهد کلمه به کلمه با نگاه حقوقی به این قضیه نگاه کند چه بسا بتواند مدعیات حقوقی نسبت به این تکذیبیه ها داشته باشد. با کنار هم چیدن تکذیبیه های گوناگون به رسانه های مختلف در کنار هم و بررسی آن جز اینکه لبخندی از روی کنایت نه از روی رضایت به لب آدم بنشیند، اتفاقی نمی افتد.
به هر صورت ما مانند دوستان میراث فرهنگی به قضایا نگاه نمی کنیم که اگر کسی حرف درشتی به ما زد، باید سریع واکنش نشان بدهیم و چون احساس می کنیم که آنها هم می خواهند روشنگری کرده و دفاع کنند، از کاری که کردند برای ما عادی است.
اما ادبیات اين سازمان، ادبیاتی است که خدای نکرده تبدیل به بدعت در این عرصه شده و شاید دستگاه های دیگر هم چنین تصور کنند که اگر رسانه ای با حسن نظر در واقع مطلبی را گوشزد و یا حتی نقد کند؛ نقد تندی هم بکند، دیگران حق دارند که با تهدید و یک لحن ارعابی و فحش و فضیحت با آن برخورد کنند که این مظلومیت رسانه را در این فضا می رساند.
وي خاطرنشان مي كند: سازمان میراث فرهنگی، به هر صورت، بخشی از حاکمیت یا دولت است که با اندوخته فرهنگی هزاران ساله ما سر و کار دارد. با اینکه ما نگاه های ناسیونالیستی یا شعبه گری به معنای تام نداریم و با آن مخالفیم، ولی هر کسی برای وطنش و خواسته ها و داشته های قبلی خود، عرق خاصی دارد و طبیعتا اگر با دیدگاه اسلامی خودمان به آن نگاه کنیم، با آن دیدگاه عبرت پژوهی که امیرالمومنین سفارش می کند (نگاه کردن در سرگذشت و استخراج آینده)، به باور بنده، همه اینها حساسیت خاصی ایجاد می کند.
بنابراین، سازمانی که مسئولیتی را در این حوزه بر عهده می گیرد، باید متوجه باشد که با تک تک آحاد مردم ـ که در این وسعت جغرافیایی که ایران نام دارد ـ مطالبه همه این موارد را باید بر خود هموار کند. حال رسانه به عنوان نماینده بخشی از مردم حرف هایی را می زند. شما مطمئن باشید که مثلا نسبت به یک درخت هزار ساله ـ که زیر نظر سازمان میراث فرهنگی هم نباشد و زیر نظر یک سازمان دیگر است و از سوی یک تشکل غیر دولتی مطالبه می شود ـ که چرا به آن رسیدگی نشده است، این دشمنی با سازمان خاصی نیست. این حس مسئولیتی است که مردم نسبت به میراث فرهنگی خود از هر جنس دارند كه باید آن سازمان با لحن مناسبی نسبت به حوزه های اینچنینی واکنش نشان دهد.
اینها طبیعتا اگر خودشان اطلاع رسانی به موقع و اندازه می کردند ابهام هم به وجود نمي آمد که پرسیده شود، اما اگر سوال شود، سوال خوب یا بد وظیفه دستگاه های اطلاع رسانی است و اعتقادم این است که قابل حل است. فکر می کنم که این روش برای سازمانی که حدش معاونت رئیس جمهوری است، هزینه گزافی ایجاد کند؛ یعنی اصلا به این معنا نمی تواند باشد که سازمان میراث، لزوما بد کارش را انجام می دهد یا اصلا خدماتی نداشته.
این نوع ادبیات باعث می شود که که زحماتی که پرسنل خدوم سازمان در حوزه های گوناگون می کشند و مثل هر کار اجرایی حتما یکسری ایرادهايی بر آن وارد است یا حسن هایی دارد، همه آنها نادیده گرفته می شود، با این لحنی که بیشتر ادبیات سیاسی و بیانیه است.
دكتر جمالي، قائم مقام مدير مسئول روزنامه همشهري نيز درباره نقش رسانه ها در فرهنگ سازي برخي از امور معتقد است: سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري يكي از ثروثمندترين دستگاه چه به لحاظ معنوي و چه به لحاظ مادي در هر كشوري به شمار مي آيد. به لحاظ معنوي كه اصلا نمي توان براي آن قيمت گذاشت و از بعد مادي هم شاهد هستيم كه در بسياري از كشورهاي جهان نيز بیشترین درآمد را دارند و به اندازه تعداد جمعيت خود درآمد از طريق گردشگري كسب مي كنند.
مهمترين منبع هر كشوري ميراث نياكان است و اينكه چگونه بتوان از آن استفاده كرد مهم است. ميراث فرهنگي به دليل اينكه با خوي و طبيعت آدميان فارغ از نژاد و گرايش و مذهب سر و كار دارد، امر سهل و آساني است و از سويي نيز تجربه نسبتا بزرگي در كشورهاي ديگر نسبت به اين حوزه وجود دارد و براي مايي كه مي خواهيم در اين حوزه سرمايه گذاري كنيم، نبايد زياد سخت باشد. ولي در عمل مي بينيم كه بر خلاف تمام شعارهاي داده شده، نتوانستيم حتي به ازاي تعداد توريستي كه از ايران خارج مي شوند، گردشگر وارد كشور كنيم.
اين نشان مي دهد كه در اين حوزه موفق نبوده ايم، چرا كه اولين نشانه موفقيت در اين حوزه حضور گردشگران خارجي است كه نه تنها موفق عمل نكرده بلكه به طرز وحشتناكي گردشگر به كشورهاي ديگر مي فرستيم. اين فراي اين است كه ما افرادي را داريم كه حتي يك بار به يك نقطه از كشور خود نرفته اما همه كشورهاي اطراف را بازديد كرده اند. اين بر مي گردد به فرهنگ سازي! فرهنگ سازي اين حوزه در سازمان ميراث فرهنگي از سوي رسانه ها اصلا جايگاهي نداشته است. چرا؟!
اين امر نه به دليل نداشتن علاقه و تمايل رسانه ها در بحث فرهنگ سازي در اين حوزه است، بلكه به نحوه برنامه ريزي در اين حوزه از سوي سازمان برمي گردد. به نظر مي رسد اين سازمان هيچ اعتقادي به حوزه فرهنگ سازي در اين حوزه ندارد و به خصوص به نقشي كه رسانه ها در اين قضيه مي توانند داشته باشند.
معتقدم افرادي كه در رأس امور اين سازمان هستند، تخصصي نه در حوزه ارتباط گيري هاي اجتماعي و نه در حوزه ميراث فرهنگي و گردشگري دارند كه اگر غير از اين بود، پس از چند سال، بايد شاهد اتفاقاتي خوبي در اين حوزه بوديم. متأسفانه به دليل نگاه نادرست برخي از مديران نسبت به رسانه شاهد هستيم كه نه تنها گردشگري و ميراث فرهنگي اين كشور توسعه نمي يابد، بلكه در جامعه جهاني بسياري از كشورها ميز گردشگري ايران را حذف مي كنند و ايران را از ليست تورهاي خود خارج مي كنند! براي فرهنگ سازي و تبليغ در اين حوزه داشتن ارتباط با رسانه ضروري است؛ چه بخواهيم چه نخواهيم!
وي با اشاره به نحوه تعاملات رسانه اي سازمان ميراث فرهنگي تأكيد مي كند: در گذشته كه بنده مدير مسئول روزنامه جوان بودم و در حال حاضر هم قائم مقام روزنامه همشهري هستم، در اين مدت به ياد ندارم دعوتي يا تعاملي براي فرهنگ سازي از سوي مسئولان اين سازمان انجام شده باشد. متأسفانه، همه تعاملات در قالب شكايت از رسانه ها يا انتشار تكذيبيه ها بود. در روزنامه جوان شكايتي شد كه به دادگاه رفتيم و آنها شكايت را پس گرفته بودند و در روزنامه همشهري كلا تكذيبيه حرف اول را مي زد.
كلا فضاي مطبوعات براي ميراث فرهنگي و گردشگري يك فضاي باز است چرا كه در مطبوعات نگاه به ميراث فرهنگي يك نگاه ملي و كلي است. همه دوست دارند از كشورشان تعريف كنند و با اين كار، باعث توسعه اين صنعت شده و گردشگري، صنايع دستي و ميراث ملي كشورشان را تبليغ كنند.
در روزنامه همشهري اين حس بيشتر از اين است، چرا كه روزنامه اي است كه در داشتن نگاه زيست محيطي، گردشگري و شهري از ديگر رسانه ها جلوتر است؛ اما حتي با اين شرايط سازمان نتوانسته تعامل مناسبي با اين روزنامه برقرار كند.
وي با اشاره به لحن تكذيبيه هاي ارسالي سازمان ميراث فرهنگي تأكيد مي كند: رسانه ها در برابر مردم مسئول هستند؛ مانند همه نمايندگان مجلس كه در برابر كل كشور مسئول هستند؛ نه تنها در حوزه انتخابي خود! روزنامه ها در همه حوزه ها بايد وارد شوند و بايد درباره همه موارد صحبت كرده و نظرات و انتقادات را انتقال دهند.
به نظر مي رسد پاسخ گفتن به انتقادات يك رسانه با لحن نامناسب دور از شأن دستگاهي باشد كه با ميراث ملي و باستاني ما سر و كار دارد. متأسفانه لحن جوابيه هاي سازمان ميراث فرهنگي و جنس اين جوابيه ها، قدري متفاوت با ديگر سازمان ها و ارگان هاست كه در برخي موارد هم به راحتي مي توان به دستگاه هاي قضايي شكايت كرد!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۳
این انتقاد به بیشتر رسانه ها هم وارد است که کمتر به تهیه گزارش در حوزه های مختلف اجتماعی می پردازند و بیشتر رسانه ها چه مکتوب و چه اینترنتی ،انعکاس دهنده و یا به نوعی بلند گوی مراکز دولتی هستند و کمتر شاهد گزارش های مردمی از رسانه ها هستیم .
پیشنهاد میکنم تابناک گزارشی هر چند کوتاه در مورد تورهای یک روزه و یا چند روزه که متولی ان سازمان ایرانگردی و جهانگردی است تهیه کند . گزارشگر از نزدیک با فعالیت تورها آشنا شود .و بدون پیشداوری ان را در رسانه خود بگذارد.
راستی چرا رسانه ها که باید یک قسمت فعالیت خود را به درددل مردم بگذارند از این مهم غافلند.
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



