قطر، پيروز تاخيرهاي پياپي در پارس جنوبي
بهنظر ميرسد اين احتمال قوت يافته است كه طرح توسعه لايه نفتي ميدان مشترك پارس جنوبي نيز به تبعيت از طرحهاي توسعهيي فازهاي گازي اين ميدان كه بهجز پنج فاز نخست، باقي به دلايل مختلف فني، اقتصادي و سياسي با تاخير مواجه شدهاند، با فاصله زماني طولاني نسبت به عمليات توليدي شريك قطري انجام شود تا عليرغم اهداف سند چشمانداز20 ساله كشور مبني بر كسب رتبههاي برتر توليد انرژي در منطقه در سال 1403، در رقابت نفت وگاز اين ميدان برنده نشويم.
به گزارش ايسنا، درحالي تاخير در برنامههاي اجرايي توسعه جهت برداشت نفت از اين لايه ادامه دارد كه پيشتر يكي از مديران وزارت نفت از برداشت روزانه 300 هزار بشكهاي نفت توسط شريك قطري از اين ميدان خبر داده بود.
اين درحاليست كه در اسفند سال 1383 سيد مهدي ميرمعزي - مديرعامل وقت شركت ملي نفت ايران - درخصوص اين ميدان گفته بود كه قرارداد توسعه لايه نفتي پارسجنوبي در چهار سال گذشته اعلام مناقصه شده بود، ولي به دليل دست نيافتن به شرايط مناقصه، به مرحله عمل نرسيد، تا اينكه از شوراي اقتصاد تقاضاي ترك تشريفات مناقصه شد و اين شورا موافقت كرد كه واگذاري طرح توسعه اين ميدان بدون مناقصه باشد؛ بهاين ترتيب توسعه لايه نفتي پارس جنوبي به شركت توسعه پتروپارس واگذار شد.
براساس اين قرارداد، زمان اجرايي فاز اول توسعه ميدان نفتي پارس جنوبي 19 ماه و فاز دوم 53 ماه در برنامه منظور شد. همچنين ارزش كل قرارداد بالغ بر 588ميليون دلار محاسبه شده بود كه بايد پيمانكار حداقل 51 درصد از اين مبلغ را با استفاده از توانمنديهاي داخلي هزينه ميكرد. ظرفيت نفت خام درجاي اين لايه نيز 2 ميليارد و 14 ميليون بشکه نفت محاسبه شده است.
بنا بر اين، طبق قرارداد امضا شده لازم بود فاز نخست اين ميدان با ظرفيت توليد 35 هزار بشكه درروز تا مهر 1385 و فاز دوم با ظرفيت توليد روزانه 54 هزار بشكه تا اواسط سال 1388 نهايي شود؛ درحاليكه وزير نفت دراينباره به تازگي تاكيد كرده است كه فاز اول توسعه لايههاي نفتي پارس جنوبي بايد تا سال 1389 به بهرهبرداري برسد.
وي همچنين در اوايل خرداد درخصوص آخرين وضعيت اين لايه به بيان اين كه "فعاليتها طبق برنامه پيش ميرود؛ چاهها حفاري شده و هماينک کارشناسان بحث خريد FPSO (شناوري که توانايي انجام مراحل فرآورش ، تفکيک و جداسازي آب از نفت را داشته و ظرفيت ذخيره سازي نفتخام را براي حمل به کشتي هاي صادراتي داراست) را پيگيري ميکنند" و اينكه "کارشناسان در هفته گذشته نيز بازديدي از مراحل ساخت اين شناور در خارج از کشور داشتهاند. البته وضعيت لايههاي نفتي با اشتراک در ميدانهاي گازي (از نظر مهاجرت) به طور کامل متفاوت است" اكتفا كرده بود.
دراين زمينه اگرچه بهدنبال پيگيريهاي خبرنگار ايسنا از مديران مختلف شركتهاي مرتبط در پتروايران، شركت ملي نفت و همچنين شركت نفتوگاز پارس، پاسخ صريحي دريافت نشد، ولي مطابق گفتههاي مصطفي خويي – مديرعامل سابق شركت پتروايران- در اواسط سال 1385، لازم است پس از حفر چاهها، يك سكو و يك شناور انتقال ذخيره نفتخام ساخته و در دريا نصب شود.
همچنين وي در تاريخ 21 خرداد سال 1386 در آخرين گفتوگوي خود در سمت مديريت اين شركت كه بهطور كلي با توجه به اجتناب مديران بعدي از صحبت درباره اين لايه، تاكنون آخرين اظهارات بيان شده درخصوص لايه نفتي پارس جنوبي محسوب ميشود، از بررسي نهايي صلاحيت يك شركت اروپايي و يك شركت آسيايي در بخش اجاره شناور FPSO در لايه نفتي پارس جنوبي از سوي شركت نفت و گاز پارس خبر داده بود: "با وجود كمبود شناور FPSO در طول چند ماه گذشته اقدامات پتروايران به نتيجه رسيد و مذاكره با دو شركت براي اجاره شناور ادامه دارد. در اين راستا در چند هفته اخير مذاكرات فشرده با حضور شركت نفت و گاز پارس انجام شده تا يكي از آنها انتخاب شود، زيرا بخش اعظم استفاده از اين شناورها در طول بهرهبرداري توسط نفت و گاز پارس خواهد بود. در اين زمينه منتظر تصميم نهايي شركت كارفرما هستيم، زيرا ملاحظات فني و اقتصادي پروژه نياز به بررسيهاي دقيق و پيچيده دارد."
او به امضاي قرارداد ساخت يك سكوي دريايي با شركت صف در فروردين 1386 نيز اشاره كرده بود: "اعتبار اين قرارداد 37 ميليون دلار است كه مقرر شده شركت صف 12 ماه بعد (فروردين 1387) يكي از سكوها را آماده كند و سپس سكو روي هفت حلقه چاه حفاري شده در لايه نفتي پارس جنوبي قرار گرفته و عمليات حفاري در نتيجه توليد آغاز شود. براساس برنامه، توليد اوليه كه بيشترين برداشت را به همراه دارد 35 هزار بشكه خواهد بود و پس از آن افت توليد طبيعي خواهيم داشت."
به گفته خويي در آن زمان، ساخت خط لوله 105 كيلومتري بين سكو و شناور FPSO انجام شده است، ولي اخيرا موضوع جديدي مطرح شده كه براساس تكنولوژيهاي جديد شايد بتوان شناور را در كنار سكو قرار داد كه به اين ترتيب ديگر نيازي به احداث خط لوله نيست و نتيجه اين بررسيها نيز تا چند هفته آينده نهايي خواهد شد.
از سوي ديگر اكبر تركان - مديرعامل وقت شركت نفتوگاز پارس - نيز در اواخر سال 1385 در اين باره اظهاراتي مطرح كرد: "با اتمام ساخت سكو، يك كشتي FPSO نيز براي حمل نفت اين لايه اجاره خواهد شد. كار ساخت سكو توسط صف تا 9 ماه ديگر (آذر 1386) به اتمام ميرسد و در اين زمينه نيز تاخيري نداشته است. با ساخت و نصب اين سكو، كار توليد و بهرهبرداري از لايه نفتي پارس جنوبي آغاز ميشود."
دراين زمينه بهنظر ميرسد تغيير مديريتها در شركتهاي كارفرما و پيمانكار در اين پروژه نهتنها موجب توجه جديتر به اجراي طرح توسعه لايه نفتي نشده، بلكه حتي اطلاعرساني درخصوص آن را نيز به حداقل رسانده است؛ بهطوريكه تصور ميشود تاخيرهاي شديد در اجراي اين پروژه پاسخگويي درمورد اجراي آن را براي مديران مربوطه غيرممكن كرده است.
درهرحال باوجود مشترك بودن اين لايه بين ايران و قطر، همانند تاخيرهاي مكرر فازهاي گازي، تاكنون برنامه توليدي شدن فاز اول لايه نفتي كه قرار بود در مهر1385 محقق شود، به سال 1389 موكول شده است و با ادامه اين روند معلوم نيست سرنوشت اجراي فاز دوم و بهرهبرداري ملي از اين ثروت خدادادي به كجا خواهد رسيد!


