اگر از من حمايت نميكنيد، از چه كسي حمايت ميكنيد؟
يكي از بينندگان «تابناك» در مطلبي درباره ناكام ماندن در احداث كارخانهاي توليدي، آورده است: اينجانب فردي سي سال داراي مدرک کارشناسي مهندسي صنايع و کارشناسي ارشد علوم اقتصادي هستم که در سال 1385 با توجه به شور و اشتياق و علاقه وافري که به توليد، کارآفريني و ايجاد ثروت در جامعه دارم، نسبت به اخد مجوز و خريد زمين و آغاز عمليات احداث يک واحد توليدي در يکي از شهرکهاي صنعتي اطرف تهران نمودم. در آن سال با توجه به تخصصي که در زمينه مطالعات بازار مسکن داشتم، به راحتي ميتوانستم وارد اين موج شوم ولي ثروتآفريني و توليد را به جاي دلالي انتخاب نمودم. پس از آن، با تمام وجود شروع به فعاليت در زمينه ايجاد واحد توليدي نمودم و همهه سرمايه خود را در راه ايجاد اين واحد توليدي به کار بردم و تا مرحلهاي رسيدم که نياز به دريافت تسهيلات بود.
با نهايت دقت و بازديد از کارخانجات سازنده داخلي ماشينآلات اقدام به انتخاب ماشينآلات نموده و در نهايت بهترين و مناسبترين انتخاب را انجام دادم و با تکميل پرونده به همراه تمام موارد مورد نياز شامل طرح توجيهي، اسناد مالکيت، اسناد وثيقه مورد نياز و ... همه را در اختيار وزارت صنايع قرار دادم. پس از مدتي به من اعلام كردند که اعتبار تمام شده است و بايد تا سال جديد 1387 صبر كنيد.
در اين فاصله با مراجعه به وزارت کار و پيگيري و مساعدت آنها از طريق يک از رديفهاي بودجه آن وزراتخانه به بانک معرفي شدم ولي بعد از پنج ماه جواب نه به من اعلام شد و فرمودند که اعتبارات مربوط به وزارت کار نميباشد و شما با آييننامههاي ما همخواني نداريد چون در حال ساخت هستيد، در اينجا از زحمات تمام اين افراد تشکر ميکنم ولي اي کاش پنج ماه من را هر هفته به بانک نميبردند.
بار ديگر به وزارت صنايع مراجعه کردم ولي هيچ کس در مورد تسهيلات اطلاعي نداشت. عدهاي هم بيان کردند که با توجه به وضعيت موجود ديگر تسهيلاتي به اين بخش از توليد تعلق نخواهد گرفت.
حال سؤال من اين است که آيا من اشتباه کردهام که دلال نشدهام؟
آيا اشتباه کردهام که وارد بورس بازي زمين و مسکن نشدهام؟
هر روز در سايتها و روزنامهها ميخوانم که وامهاي توليدي وارد بازار مسکن شده است؟ از خود ميپرسم که چرا من نميتوانم هيچ وامي دريافت کنم؟
از خود ميپرسم اگر فلان زمين و يا فلان خانه را خريده بودم آيا الان نيازي به تحمل اين همه مشکلات بود؟
دوستانم که به جاي ورود به عرصه توليد، مسکن خريدهاند و يا دلالي ميکنند، به من ميخندند که به تو گفتيم ايران جاي توليد نيست تو نفهميدي؟ يکي از دوستانم ميگويد، مدارک به چه درد ميخورد؟ استراتژي يعني چه؟ تحليل بازار به چه درد مي خود؟ همه اينها يعني ....
پول در دلالي است؟ توليد کيلويي ....
ديگر جوابي ندارم و فقط گوش ميکنم و به زندگي خانوادهام که به علت خروج سرمايه و راکد شدن آن در اين طرح توليدي، دچار مشکل شدهاند فکر ميکنم. من هيچ خواستهاي از شما ندارم و فقط يک سؤال مطرح ميکنم: از شما و آقاي مظاهري ميپرسم که آيا من اشتباه کردهام که وارد عرصه توليد شدهام؟
موفق باشید
به اين بنده خدا پيشنهاد مي كنم تا هزينه نكند! امكان ندارد دستش به جايي برسد اين يك تجربه است. از ما گفتن




