در سوگ «شريعتي»حامي شريعت
آخرين نوشته او براي استاد محمدتقي شريعتي در ۳۱فروردين امسال تحت عنوان «آن که خميد تا اسلام استوار بماند» منتشر شد. او در آن نوشته از زحمات و تلاش هاي خستگي ناپذير محمدتقي شريعتي در راه تعليم معارف اسلامي سخن گفت و نوشت: «به راستي آن چه من در مدتي طولاني شاهد و ناظر آن بودم آن است که او دقيقه اي از اين وظيفه غفلت نکرد و با ضعف بدني و مالي به راهش ادامه داد.
کد خبر: ۱۲۱۷۳۰
| | 8941 بازدید
محمدعلي ندائي در روزنامه خراسان نوشت:استاد عبدالکريم شريعتي داماد استاد محمدتقي شريعتي و پسرعموي دکتر شريعتي روز چهارشنبه ۳۱شهريور درگذشت.
آن مرحوم سال ها بود با گروه انديشه روزنامه خراسان همکاري داشت و بدون هيچ چشم داشت مادي و فقط از روي انگيزه ديني و علاقه اي که به هدايت و ارشاد جامعه داشت، براي ما مي نوشت. طبيعي است کسي که چند دهه از عمر خود را در کسوت معلم ديني دبيرستان هاي مشهد سپري کرده و سال هاي سال از محضر عالمان انديشمندي چون استاد محمدتقي شريعتي بهره برده است، پس از اتمام کار معلمي نيز اين وظيفه را در قالبي ديگر ادامه دهد.
نگارنده که در اين سال ها با آن مرحوم در ارتباط بودم و نوشته هاي ايشان را در صفحه انديشه منتشر مي کردم، عشق و علاقه او را به تبيين و نشر آموزه هاي اسلامي و ارشاد و اصلاح جامعه شاهد بودم و مي ديدم که با چه شور و شوقي مي نوشت و زماني هم که چاپ مي شد به راستي احساس مي کرد تکليف خود را به انجام رسانده است. استاد عبدالکريم شريعتي با قرآن و نهج البلاغه مانوس بود و نوشته هاي وي برخلاف بسياري از روشنفکران از استنادات قرآني و حديثي پر بود.
حضور چند ساله او در حوزه علميه مشهد به وضوح در نوشته هايش انعکاس داشت .وجه دفاع گونه و کلامي، استنادهاي درون ديني و اهتمام وي به غبارزدايي از دين و مقابله با تحريف و توجيه از جمله عناصري بود که به نوشته هايش رنگ حوزوي مي بخشيد و همين امر اصالت و اعتبار بيش تري به آن ها مي داد.بسياري از نوشته هاي او در خراسان، به بزرگ داشت استاد محمدتقي شريعتي و دکتر شريعتي اختصاص داشت و به خاطر علاقه و ارادتي که به آنان ميورزيد، مقيد بود در سالروز درگذشت آنان، مطلبي را براي روزنامه آماده کند.
آخرين نوشته او براي استاد محمدتقي شريعتي در ۳۱فروردين امسال تحت عنوان «آن که خميد تا اسلام استوار بماند» منتشر شد. او در آن نوشته از زحمات و تلاش هاي خستگي ناپذير محمدتقي شريعتي در راه تعليم معارف اسلامي سخن گفت و نوشت: «به راستي آن چه من در مدتي طولاني شاهد و ناظر آن بودم آن است که او دقيقه اي از اين وظيفه غفلت نکرد و با ضعف بدني و مالي به راهش ادامه داد.
به ياد دارم که براي تعليم چند جوان و نوجوان يک درشکه مي گرفت و به تپل محله نزد آن ها مي رفت و تعليم لازم را به آن ها مي داد. اصلا از همان ابتدا گام به مدارس نهاد تا از ريشه کارش را شروع کند. در دبيرستان هم همين روش را ادامه داد... او با آن وضع نابه سامان مالي و جسمي، تنها کسي بود که جلو مذاهب ساختگي و کمونيستي و وهابيت و کسروي گري را گرفت و نسل جوان را در پناه اسلام نگه داشت».در ۲۹خرداد امسال و در سالروز درگذشت دکتر شريعتي نيز نوشته اي را با عنوان «تک دل سوخته راه حق» به گروه انديشه ارائه داد ودرروزنامه به چاپ رسيد که با اين جمله آغاز مي شد: «بيست و نه خرداد هر سال يادآور درگذشت بزرگ معلمي است که دردمندانه به بازسازي و احياي هويت ديني نسل جوان اقدام کرد و سراسر عمر خود را به تحليل و تبيين مسائل اسلامي گذراند.» آن مرحوم در ادامه در تجليل از دکتر شريعتي چنين نوشته بود:«من ايمان دکتر شريعتي را در موردي ديدم که شکل اعجاز داشت، وقتي زندان بانش از او مي پرسد شريعتي! ما هر کسي را اين جا مي آوريم بعد از چند ماهي يا از کرده اش پشيمان مي شود و به سوي ما برمي گردد و يا بلايي سرش مي آيد که قدرت تحمل اين جا را ندارد و به هر صورت خود را نجات مي دهد اما تو در اين مدت هيچ تقاضايي از ما نداشتي هفده ماه، تنها چگونه صبر کردي؟
دکتر مي گويد: مگر من در نماز به پيامبر (ص) سلام نمي کنم، سلام را انسان به مخاطب مي دهد نه به مغايب و اولين سلام بر نبي است. سلام اول نماز پيامبر و نبي(ص) را احضار مي کند و وقتي من در حضور پيغمبر هستم تنها نيستم و اين ايمان مرا نگه داشته است که طرف تعجب مي کند.»آخرين نوشته هاي او مربوط به امام علي(ع) و نهج البلاغه بود. آن مرحوم در ايام شهادت مولاعلي(ع) نوشته اي آماده کرده بود که در آن علاوه بر توصيه به توجه به نهج البلاغه، به چند شبهه نيز درباره نهج البلاغه پاسخ داده بود. بخشي از اين نوشته به چاپ رسيد اما قسمت بيش تر آن باقي ماند. شايد تقدير آن بود که امروز و به مناسبت بزرگ داشت ايشان منتشر شود.
او در اين نوشته مطلبي را تحت عنوان «تشکيک در سند نهج البلاغه» آورده و در آن به شبهه سندي نهج البلاغه پاسخ داده است. او در اين باره مي نويسد:«بعضي نهج البلاغه را از غير امام علي(ع) مي دانند من نمي دانم اين ها فکر نمي کنند که خطبه اول نهج البلاغه «الحمدا... الذي لا يبلغ مدحته القائلون» را چه کسي غير از امام علي(ع) و خاندانش مي تواند به وجود آورد؟ گويي به هنگام خلق هستي و موجودات به دست تواناي پروردگار امام علي(ع) حاضر و ناظر بوده است که خدا خلق مي کرده و امام(ع) خطبه اول را نوشته است و يا کلمات قصار را با آن زيبايي و پري و جامعيت چه کسي مي تواند بگويد؟!»
آري او در سراسر زندگي به دنبال تبليغ و ترويج دين بود و با تمام کسالت و ضعفي که داشت تا آخرين روزهاي عمرش از اين تلاش دست برنداشت. تا اين که جان به جان آفرين تسليم کرد و در جوار حق آرميد.خداوند او را با اوليا و ائمه طاهرين(ع) محشور کند.
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



