محسن رضایی:
آقای فیروز آبادی از جلسه دولت خبر آورد که برخی گفته اند...
ممکن است، قداست دفاع، مانع گفتن همه حقایق شود/ در پشت جبهه اختلاف سیاسی وجود داشت/ برخی با تحریف به دوران دفاع مقدس حمله می کنند/ معامله ایران و اسرائیل شایعه بود/ در اوضاع کنونی، حمله به ایران ساده نخواهد بود/ برای دریافت غرامات جنگ پیشنهادم این است که.../ بهزاد نبوی و خاتمی، پذیرش قطعنامه شورای امنیت مبنی بر توقف جنگ را در نشست هیأت دولت، به عنوان شکست ایران مطرح کرده بودند.
کد خبر: ۱۲۱۶۶۲
| | 40113 بازدید
محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام و
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران سراسر حماسه دفاع مقدس، در گفت و گو با مهر درباره برخی ناگفته های جنگ سخن گفته و به برخی از ابهامات و پرسش های امروز درباره آن روزها پاسخ داده.به گزارش «تابناک»، اهم نکات مطرح در این گفت وگو به شرح زیر است:
لزوم بیان ناگفته ها در زمان مناسب
ـــ معمولا بیان ناگفته ها در کشورهای گوناگون، پیرامون رخدادهای مهم، امری مرسوم و طبیعی است و به همین دلیل در کشورهای دنیا قانونی است که هر سی سال، یک بار، اسناد محرمانه و پشت صحنه را منتشر می کنند. جنگ ایران و عراق نیز دارای ناگفته هایی است که هم اکنون پس از بیست سال که از جنگ گذشته، فضا و شرایط برای گفته شدن مسائل پشت صحنه آماده تر است. البته برخی از مسئولان کشور در خاطرات، کتاب ها و ... رخدادهای آن دوره را مطرح کرده اند؛ اما من بنا به دلایل خاصی تاکنون کمترین مسائل را از جنگ بیان کرده ام و دو سه سالی است که آرام آرام این کار را آغاز کرده ام و مسائلی را که تا پیش از آن به آن ورود پیدا نمی کردم، طرح و گمان می کنم در سال های آینده، اسناد و مدارک بیشتری درباره جنگ منتشر شود که محدودیت های پیشین امنیتی و سیاسی آنها برطرف شده باشد.
توجه ویژه به مستندسازی برای جلوگیری از تحریف حقایق
ـــ مستند سازی یک علم است و روش ها و قواعد خاص خود را دارد و اگر درباره جنگ ایران وعراق از آن استفاده شود پایه تاریخ واقعی دفاع مقدس به شمار می رود. هر چه مستند سازی قوی تر باشد، تاریخ درست تر و کامل تر نوشته و بهتر منتقل می شود؛ البته مستند تنها نوشته یا اسناد مکتوب نیست، بلکه مستندات جنگ، می تواند مجموعه بزرگی از آثار نوشتاری، خاطرات، عکس، آثار باقی مانده از جنگ همچون تجهیزات و وسایل غنیمت مانده، فیلم های پراکنده و خودجوش باشد.
ـــ البته یک بخشی از مستندات جنگ، مناطق جنگی است که خودش یک سند به شمار می رود و اگر این فضا به صورت واقعی نگه داشته شود، مانند بخش هایی از خرمشهر و قصر شیرین، یک سند بسیار مهمی خواهند بود. در بحث سیاست های کلی فرهنگی حفظ آثار جنگ و توجه به فرهنگ، اندیشه و سیره امام در معماری و آموزش و ایرانگردی و روحیه ایثارگری و انتقال آن به نسل های بعدی جزو تأکیدات است. مصادیق آن در مناطق کشور باید در برنامه ریزی دیده شود.
در رابطه با مسائل طرح شده درباره پایان جنگ
ـــ همانگونه که آیات قرآن ناسخ و منسوخ داشته، کلام رهبران دینی که پایین تر از کلام خدا هستند، نیز می تواند ناسخ و منسوخ داشته باشند؛ اما ناسخ و منسوخی که خودشان تصمیم گرفته اند که باشند، نه آنکه چیزی به آنها تحمیل شود. حضرت امام در شرایط تلخی، تصمیم تاریخی گرفتند؛ هم آگاهانه و هم با پذیرفتن همه پیامدهای این تصمیم گیری ایشان به خاطر مصلحت اسلام و انقلاب اسلامی، قطعنامه را در آن شرایط پذیرفتند و به آن تعبیر، جام زهر گفتند، و این یک تصمیم تاریخی امام بود.
خود ماها از کسانی بودیم که موافق پذیرش قطعنامه نبودیم، چنان که امام در نامه شان نوشتند، بنده از معدود فرماندهانی بودم که می گفتم جنگ باید ادامه پیدا کند.
ـــ اینکه عده ای ما را متهم می کنند که موافق پذیرش قطعنامه بودیم، باید بگویم با انگیزه های سیاسی است. در نامه امام هم آمده که نوشته جزو معدود فرماندهان هستند که می گوید باید جنگ ادامه یابد، ولی رخدادهای بعدی که روی داد، معلوم شد که امام یک تصمیم گیری فوق العاده مهم و تاریخی در آن شرایط گرفته است. این تصمیم گیری امام باعث شد که از فجایع بعدی جلوگیری و در حقیقت، جنگ به سود ایران تمام شود. آن جام زهری که امام نوشید خدای متعال آن را تبدیل به پیروزی برای ایران در هفته های بعد کرد و برای این که یک ماه بعد امام فرمودند، ما در این جنگ حتی یک لحظه هم پشیمان نیستیم، این جمله امام تعبیر جام زهر را منسوخ کرد.
ـــ اگر همان شرایط و نتیجه ای که باعث شد امام جام زهر بنوشد و اگر جنگ با آن نتیجه پایان می یافت، ما در جنگ شکست می خوردیم، ولی آن نتیجه ای که منجر به نوشیدن جام زهر برای امام شد، جنگ با آن نتیجه به پایان نرسید. آن نتیجه پس از آن جام زهر خنثی شد. موقعی که پس از تصمیم امام حملات صدام به کرمانشاه و خرمشهر تماما با شکست روبه رو شد، تصمیم حضرت امام، توانایی ها را افزایش داد و محدودیت های بین المللی برای صدام بوجود آورد.
یکی از افسران عراق در کتاب خود گفته است: «پذیرش قطعنامه توسط ایران، شمشیری بود که به کمر صدام وارد شد.» ایران از توانی در مرداد ماه برخوردار می شود که همه حملات صدام را با شکست روبه رو و او را وادار به عقب نشینی تا مرزها می کند و آماده می شد، وارد خاک عراق شود، خود امام جلوی رزمندگان را گرفت.
ـــ رزمندگان ما نه تنها صدام را شکست دادند، بلکه در تعقیب او می خواستیم به سوی بصره حمله کنیم، امام جلوی ما را گرفت. ما در پایان جنگ و در مرداد ماه در عملیات مهم یعنی عملیات سرنوشت در خرمشهر و عملیات مرصاد در کرمانشاه را انجام دادیم و آن هم این بود که عراق در حمله به خرمشهر آنجا را محاصره کرده بود. با عملیات سرنوشت طی چهل و هشت ساعت آنجا را آزاد کردیم و در کرمانشاه عراقی ها و منافقین تا 30 کیلومتری کرمانشاه می آیند؛ یعنی پس از پذیرش قطعنامه 120 کیلومتر عمق پیشروی در خاک ما را داشتند که حتی در اول جنگ در هیچ محوری نیز اینقدر پیشروی نداشتند؛ اما این پیشروی را ایران در عملیات مرصاد و دوباره آنها را تا مرز عقب می زند و می خواهد از مرز عبور کند، خود امام جلوی رزمندگان را می گیرد؛ یعنی در اوج پیروزی ها جنگ را تمام می کنیم.
حضرت امام پس از این پیروزی ها فرمودند: «ماحتی یک لحظه در جنگ پشیمان نیستیم.»
اگر قطعنامه پذیرفته نمی شد چه اتفاقی می افتاد؟
ـــ اگر قطعنامه پذیرفته نمی شد، عراق به کرمانشاه و خرمشهر وارد می شد و هیچگاه قطعنامه 598 را نمی پذیرفت و آنها قطعنامه 599 را به ایران تحمیل می کردند که در آن قطعنامه امتیازات بزرگی از ایران می گرفتند.

انواع اختلافاتی که در آن زمان وجود داشت
ـــ اختلافات در جنگ دو نوع اختلاف بود؛ اختلافات سیاسی و تخصصی. آن چیزی که بین سپاه و ارتش بود، عمدتا اختلافات فنی، تخصصی و کارشناسی بود. مثلا در عملیات بیت المقدس، من و برادر صیاد شیرازی در مرحله سوم یک نظر داشتیم ستاد ایشان (صیاد شیرازی) و برخی فرمانده لشکرهای سپاه، نظر دیگری داشتند و حتی بحث های تندی بین ما با فرماندهان و عناصر ستادی منجر شد. ما دو نفر یک نظر داشتیم و آنها نظر دیگری داشتند. یکی دو نفر قهر کردند و از جلسه ما رفتند بیرون. اما این اختلافات سیاسی نبود؛ بنابراین این اختلافات بین ارتش و سپاه از جنس تخصصی، فنی و کارشناسی بود، ولی اختلافات دیگری بود که معمولا جنبه های سیاسی به خود می گرفت که بین ما و ارتش نبود. البته برخی از دولتمردان کشور، به دلیل ناپختگی دخالت هایی می کردند که این، اختلافات را تشدید و مدیریت و فرماندهی را در جنگ با مشکل روبه رو می ساخت.
تقدیس دفاع مقدس نباید مانع گفتن حقایق شود
ـــ چهره قداست دفاع گاهی ممکن است مانع گفتن همه حقایق شود؛ اما من بر این باورم که جنگ در انحصار هیچ گروهی نیست و یک مسأله ملی است و همه حق دارند از جنگ تعریف کنند. همه حق دارند انتقاد کنند ولی مهم این است که انتقادات و تعریف ها در یک چهارچوب منطقی مطرح شود که دچار غلو و افراط و تفریط نشود.
ـــ در عقب جبهه، اختلاف سیاسی وجود داشت. بین سیاسیون و نظامی ها هم اختلافاتی درباره اداره جنگ بود که جنبه سیاسی به خود می گرفت. وقتی جنگ در مرداد ماه تمام شد، یکی از آقایان، ظاهرا دکتر فیروزآبادی بود در هیأت دولت پیشنهاد می کند با توجه به پیروزی هایی که در مرصاد و بیت المقدس و خرمشهر به دست آمده و صدام از روی ناچاری قطعنامه را پذیرفته، خوب است ما در مرداد ماه همان سال، اعلام جشن کنیم؛ اما دو نفر از اعضای کابینه مخالفت می کنند و می گویند ما در جنگ شکست خوردیم چرا شما می گویید جشن بگیرد که این قضاوتی سیاسی بود.
چه کسانی گفتند جشن نگیرید؟
ـــ آقای فیروزآبادی به من گفت این دو نفر بهزاد نبوی و آقای خاتمی بوده اند.
دلیل و انگیزه عدم انتشار کتاب و مجموعه خاطرات
ـــ من مستندات مربوط به خودم را جمع آوری کرده ام اما بنا به چند دلیل منتشر نکرده ام. یکی برای حفظ نظام بوده که نمی خواستم عده ای از نوشته های من سوء استفاده بکنند علیه اشخاص یا علیه مسئولان کشور و در رابطه با بحث های سیاسی روز بخواهند از این تاریخ استفاده کنند این انگیزه اول من بود.
ـــ انگیزه دوم من این بود که برخی از مسائل هنوز حالت محرمانه داشته و یک مدت زمان طولانی باید از آن می گذشت. یک بعد آن هم اخلاقی بود که اگر من بخواهم اسنادم یا خاطرات خود را منتشر کنم، ممکن است که این تداعی را ایجاد کند که من به دنبال این هستم که خود و دوستانم را متولی جنگ نشان دهم و طوری وانمود شود که نقش موثر در جنگ داشته ام. از نظر اخلاقی هم همیشه این را برای خود مانع روحی می دانستم.
ـــ ولی امروزه بنا به این دلیل که احساس می کنم تحریف های زیادی درباره جنگ صورت می گیرد و بیش از حد هم حملاتی دارد، صورت می گیرد که تا حالا ما همیشه صبر کردیم و پاسخ ندادیم؛ اما از یک حدی دارد تجاوز می کند، تهمت زدن ها و تخریب هایی که دارد صورت می گیرد و مسأله سوم هم فشارهای بسیاری که از سوی رزمندگان، مردم و دوستان سیاسی در این چند سال اخیر به من وارد شده که خاطراتم را بنویسم؛ بنابراین، ناچار شدم که نخستین آثار خود را تا پایان امسال منتشر کنم.

چه اقشاری در جبهه ها شرکت می کردند
ـــ از همه اقشار در جنگ حاضر شدند از همه مذاهب و گروه ها از قبیل ارامنه و مسیحیان و برادران اهل سنت حاضر و شهید دادند و... البته به نسبت جمعیتی این حضور متفاوت است. از برادران اهل سنت افراد زیادی داریم که آمدند در استان های شیعه مثلا در استان خوزستان با ارتش عراق جنگیدند، تعداد زیادی شهید دادند. از همه اقشار بودند از دانشگاهی، کارگر، کشاورز، روحانی از همه اقشار حتی کسانی که ملی گرا بودند نیز در جنگ بودند؛ اما از دو گروه بیشتر شرکت می کردند؛ یکی نیروهای حزب الهی و معتقد که نسبت به جمعیت خود، رقم بالایی دارند و مسأله دوم از محرومین و مستضعف که نسبت به جمعیت از قشرهای دیگر، بیشتر در جنگ شرکت می کردند و حضور بیشتری داشتند.
شبهه تعامل ایران با رژیم صهیونیستی در جنگ
ـــ در جنگ همیشه شایعاتی از این قبیل علیه ایران راه می افتاد که دو منشأ داشت که یکی خود اسرائیلی ها بودند و دیگری عراقی ها که شایعاتی را مطرح می کردند که یکی از این شایعات این بود که ایران اسلحه و مهمات از اسرائیل می گیرد و عراقی ها با این انگیزه این حرف را می زدند که از عرب ها و کشورهای عربی کمک بیشتری بگیرند و اسرائیلی ها در حقیقت در این راستا، این مسائل را مطرح می کردند که آن جنبه انقلابی گری ایران و صدور انقلاب ایران را تضعیف کنند و ملت های دیگر به انقلاب ما نپیوندند و با اهداف سیاسی این کار صورت می گرفت؛ بنابراین، کاملا این ادعا یک دروغ محض بود و ایران دشمن شماره یک خود را اسرائیل می دانست و اسرائیل هم به شدت وحشت داشت که ایران پایش وارد عراق شود و می دانست که با ورود ایران به عراق رژیم غاصب اسرائیل دیگر نمی تواند در فلسطین بماند و به شدت از پیشروی ها و پیروزی های ایران وحشت داشت و همیشه به دنبال این بود که به صدام به شکل های مستقیمی کمک شود و به عنوان سدی مانع از نفوذ ایران به عراق و از عراق حمایت می کرد.
ـــ بعد که جنگ تمام شد، دیدند از بس به عراق کمک کردند، ممکن است خود این عراقی که در جنگ قوی شده با کمک های خودشان برایشان به مشکل تبدیل شود، به این دلیل ریختند روی سر صدام چرا که از آینده اش می ترسیدند.
دفاع مقدس دومین رویارویی ما با غرب و آمریکا بود
ـــ در حقیقت، جنگ تحمیلی و دفاع مقدس، دومین رویارویی آمریکا و غرب با ایران بود. آنها به دنبال آن بودند که استقلال جمهوری اسلامی را بگیرند؛ یعنی جمهوری اسلامی را تبدیل به یک حکومت دست نشانده در منطقه کنند.
از سوی دیگر، از صدور انقلاب هم جلوگیری کنند؛ یعنی انقلاب در درون مرزها مهار شود. مهار انقلاب و وابسته کردن جمهوری اسلامی به نظم جهانی و بین المللی و سردمداری آمریکا.
خود آمریکا دنبال آن نبود که در این جنگ جمهوری اسلامی را از بین ببرد، بلکه دنبال آن بود که انقلاب را مهار و جمهوری اسلامی را دست نشانده کند.

ـــ اهداف ما درست در مقابل این قرار داشت؛ ما می خواستیم استقلال ایران را تثبیت کنیم و به عنوان یک قدرت موثر در منطقه ظاهر شویم و دوم، آن که صدور انقلاب را ادامه دهیم که کشورهای دیگر اسلامی هم به انقلاب و اندیشه امام بپیوندند. ما اگر در عراق پیروز می شدیم، به این دو هدف دست پیدا می کردیم و اگر شکست می خوردیم، آمریکایی ها به اهدافشان دست می یافتند. اگر ایران شکست می خورد، ایران تبدیل به رژیمی وابسته می شد، ولو با نام جمهوری اسلامی؛ یعنی اگر شکست می خوردیم، یک جمهوری اسلامی وابسته به آمریکا شکل می گرفت و انقلاب ما هم در مرزها محدود می شد، ولی اگر پیروز می شدیم ایران به عنوان بازیگر بین الملل ظهور می کرد و انقلاب را نیز صادر می کردیم که این اتفاق افتاد. ما نه تنها سرزمین های خود را آزاد کردیم و این ما بودیم که سالهای آخر به خاک عراق حمله می کردیم و آنها بودند که التماس می کردند که جنگ پایان یابد، به ویژه از عملیات فاو به این طرف.
ـــ در حقیقت در فروردین، اردیبهشت و خرداد و تیر ماه سال 1367 وضعیت جبهه ها به گونه ای شده بود که ورق کاملا به نفع صدام برگشته بود؛ اما در مرداد ماه طور دیگری بود و برعکس شد. دوباره در مرداد ماه که ما صدام را عقب زدیم، زیر بار پذیرش قطعنامه 598 نمی رفت؛ اما آلمان، شوروی و آمریکا و همه فشار آوردند به صدام که قطعنامه را بپذیرد؛ یعنی آن هفته های آخر جنگ فشارهای بین المللی به صدام زیاد شده بود که سریعا قطعنامه را بپذیرد. البته این فشار برای حمایت از ایران نبود، بلکه آنها نگران بودند که اگر جنگ ادامه یابد، ایران صدام را ساقط می کند و موجب زیان های بزرگی به آنها شود. در حقیقت، آنها از ترس منافع خودشان تشخیص دادند که جنگ سریعتر پایان یابد.
ـــ ما که پیروز شدیم، ایران تبدیل به قدرت منطقه ای گشت و انقلاب ایران هم صادر شد؛ آن چیزی که در لبنان و فلسطین اتفاق افتاده، پس از پیروزی ما در عراق بود. پیروزی ما باعث شد که صدام برای اینکه چاره ای بیندیشد که به کویت حمله کند و کویت را لقمه ای قابل هضم می دانست که آنجا هم شکست خورد و امروز همان هایی که در یک سنگر با ما علیه صدام می جنگیدند، امروز در عراق حاکمند؛ آقای طالبانی و مالکی و حکیم.
بنابراین، پیروزی ما باعث صدور انقلاب به بیرون از مرزهای کشور و ایجاد جبهه هایی در سوریه، لبنان، فلسطین و ... شد.

شرایط دوران جدید تقابل ایران با آمریکا و غرب
ـــ آمریکا و غرب یک رویارویی سوم را با ما آغاز کرده اند. در حقیقت، پس از 15 سال بررسی گذشته و به کمین نشستن و انتظار نشستن، سرانجام یک رویارویی سومی در سال های اخیر، به ویژه از سال گذشته و مخصوصا از امسال با قطعنامه 1929 اینها یک رویارویی سوم را با ما آغاز کرده اند. در این رویارویی سوم، بر خلاف رویارویی اول که عمدتا سیاسی و امنیتی بود، مثل حوادث کردستان و سیستان و بلوچستان، کودتا و ترورها و... که سیاسی امنیتی بود و برخلاف رویارویی دوم که سیاسی ـ دفاعی بود، در جنگ تحمیلی، رویارویی جدید سیاسی ـ اقتصادی است و البته بخشی از آن هم ممکن است، تهدیدات نظامی باشد.
ـــ بنابراین، رویارویی سوم ما با آمریکایی ها با رویارویی های گذشته متفاوت است. مهمترین محور این رویارویی، جنگ اقتصادی است. تهدیدها، جنگ اقتصادی و کارشکنی هایی که در پیشرفت ایران دارند و مسأله هسته ای، بخشی از آن است. اینها تلاش می کنند ما را از دسترسی به فناوری های برتر باز بدارند. تجارت ایران را محدود کنند و در معاملات بین المللی ایران مشکل پدید آورد. ما با یک جنگ اقتصادی تحمیلی رو به رو هستیم. تهدیدات نظامی را نیز مطرح می کنند که در کنار فشارهای اقتصادی، تهدیدات نظامی هم داشته باشند؛ چه آمریکایی ها چه اسرائیلی ها.
آیا حمله به ایران امکان دارد؟
ـــ حمله نظامی به ایران کار ساده ای نیست و خود آنها هم می دانند. بزرگترین مشکلی که آنها دارند، یکی اینکه حمله آنها مثل حمله طبس ناموفق باشد. دوم آنکه ایران بر خلاف افغانستان و عراق، پاسخ خواهد داد و به آنها آسیب می زند. عدم موفقیت و آسیب های پس از حمله فوق العاده آنها را دچار نگرانی کرده و مثل یک سپر بلندی این دو احتمال آنها را از حمله به ایران تا کنون بازداشته است که البته در آینده هم آنها این دغدغه را خواهند داشت؛ بنابراین، حمله به ایران کار ساده و تصمیم گیری ساده ای برای آنها نخواهد بود.
ـــ از سویی ما ایرانی ها، فرهنگی داریم که هرگاه تهدید خارجی آمده، ما متحد و منسجم شدیم و درمقابل تهدیدات اگر یک دولت و حکومت همراه با مردم بوده، مردم همیشه در صحنه بوده اند. پس از انقلاب همیشه اینگونه بوده. البته پیش از انقلاب، وقتی ایران تهدید نظامی می شده یا مردم می آمدند در صحنه دولت ها همراهی نمی کردند یا دولت تقاضا می کرده و مردم جدی نمی گرفتند.
دلیل برخی شکست ها در دوران دفاع مقدس
ـــ درصد شکست های ایران نسبت به پیروزی های آن بسیار کم بود و نسبت به ارتش عراق، قابل مقایسه نبود؛ یعنی در حقیقت، ما می توانیم هشت سال جنگ را بگوییم، بیش از شش سال ما هجوم کردیم و کمتر از دو سال عراق در حال هجوم به ایران بود. البته آن شکست ها هم دلایلی داشت؛ شکست هایی که ایران در سال اول جنگ داشت، ضعف مدیریت جنگ بود. فرمانده قوی در سال اول جنگ که ارتش عراق حمله کرد، وجود نداشت؛ اما در سال سوم و چهارم به دلیل تقویت سیستم اطلاعاتی عراق بوده که از آمریکایی ها گرفته تا منافقین به آنها کمک می کردند و رشد تجهیزات نظامی عراق، توان رزمی عراق که چند برابر ما شده بود در مقابل، شتاب رشد و تقویت توان نظامی ایران کند شده بود.
در سال های پس از آزادی خرمشهر تا پیش از عملیات خیبر که ما با ابتکارات این توانایی ها و اطلاعات وسیع ارتش عراق را دور می زدیم ـ چه با فریب هایی که ما به کار می بردیم و چه از راه ضد اطلاعاتی که ما موفق شدیم در سالهای سوم و چهارم جنگ به یک سیستم ضداطلاعاتی دست پیدا کنیم که اطلاعات آنها را خنثی می کردیم ـ با ابتکارات عملیاتی که در فاو و شلمچه به آن دست یافته بودیم، توان رزمی عراق که چند برابر ایران شده بود، ما آن توان رزمی را خنثی می کردیم؛ بنابراین، یا با کمک ضد اطلاعات یا با کمک ابتکارات عملیاتی، توانستیم سال های اخر جنگ با پیروزی های پی در پی رو به رو شویم.
دلیل خروج شما از سپاه
ـــ 16 سال من فرمانده سپاه بودم. باید نسل های بعدی می آمدند و خودشان را برای آینده سپاه آماده می کردند.
مسأله دوم، آنکه من در بیرون از پادگان ها، یعنی در جامعه و اداره کشور احساس خطر و فکر می کردم که در مسائل اقتصادی، دیر یا زود با مشکلات جدی رو به رو می شویم و من پس از جنگ، تهدید آینده ایران را یک تهدید اقتصادی می دانستم و چون خودم را آماده کرده بودم، برای کمک به نظام از سپاه بیرون آمدم.
ـــ البته امکانی در اختیار من قرار نگرفت و دولتمردان به من کمکی نکردند، ولی همین امکان مجمع که آن هم رهبر انقلاب در اختیار من قرار دادند، در مسأله تدوین چشم انداز و سیاست های کلی کشور، به ویژه اصل 44 توانستم از بخشی از توانایی هایم استفاده و از نظر تخصصی کمک کنم به نظام. پس از پایان جنگ، تهدید آینده ایران را فرهنگ و اقتصاد می دانستم و مترصد بودم که فرصتی پیش بیاید، بیرون بیام.
البته مقام معظم رهبری پس از سه سال که قانع شدند، من با اجازه ایشان از سپاه بیرون آمدم. در واقع بعد از قانع شدن مقام معظم رهبری و هنگامی که ایشان فرمودند من دیگر «قانع شدم» از سپاه بیرون شدم، البته چند سال طول کشید.
غرامت جنگ و پیشنهادی برای پیگیری آن
ـــ همان 90 میلیارد دلار سازمان ملل را من قبول دارم. شاخص خوبی است که دبیر کل سازمان ملل اعلام کرد معیار خوبی است و از طریق سرمایه گذاری های مشترک با عراق در حوزه های نفتی مشترک قابل دست یافتن است. ما چاه های نفت مشترکی در نقاط مرزی با عراق داریم. می توانیم سرمایه گذاری کرده و در یک دوره معقول بیست یا سی ساله این 90 میلیارد دلار را از این حوزه های مشترک برداشت کنیم. این حوزه های مشترک، امروزه راکد مانده است و کار جدی در استخراج نفت صورت نگرفته و من نمی دانم چرا دولت این کار را انجام نمی دهد.
متن کامل این گفت وگو را اینجا بخوانید.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
masahat Iran ghabl az enghelab 1 648000 km2 bood va emrooz ham hamin adad ast
آقای رضایی درد دلمون زیاده ما مرزنشین بودیم و هستیم و خواهیم بود ما در خطر بودیم اما امروز حالشو آقایون پایتخت میبرن اینم از مسلمونی و ادعاهاتونه
پاسدار عزیز که زندگی خود را وقف ابن انقلاب کرد درود فرستاد. شخصی که امروز بدون توقع و مظلومیت در حال حفظ و انسجام ابن کشوراست. شخصی که با درایت خود این مملکت و مقامات را حفظ نمود. باید به شرف ایشان درود است. من به ایشان افتخار میکنم. به نطر من فرمانده واقعی ایشان هستند.
دشمن از اخلاص مثل این مردان خدا می ترسد نه از قدرت نظامی ما .
محسن رضایی را باید شاگرد مکتب امام در مسایل اجتماعی سیاسی و اخلاق و عزتمداری اسلامی دانست.
مگر مدیریت او در 16 سال غیر از عزت . اخلاق سیاست و شان و مراتب عالی اجتماعی برای سپاه و پاسدارن داشت. سپاه و پاسدار علاوه بر منزلت اجتماعی ، الگو اخلاق هم بود . با عزت و سربلند در صحنه ها اجتماعی سیاسی مردم و انقلاب فعال بود. و حرف امام که حرف مردم هم بود همه واقعیت ها را نشان می دهد که فرمود ای کاش من هم یک پاسدار بودم .
مدیریت مثل او است که امروز هم راه را روشن خواهد نمود. به امید پیروزی اسلام و سربلندی مسلمین
فارق از بحثهای سیاسی، آقای رضایی به عنوان فردی بسیجی برایمان ارزش و احترام دارد و جای بسی تاسف است که به جای تقدیر از اینکه عمرشان را برای دفاع از دین و ممکت در جبهه گذراندند هرچند وقت یکبار ایشان را مجبور میکنیم که به ارائه دفاعیه از خود بپردازند.
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...







