فوتبال سياه، رسانه را سياه ميكند
رسول بهروش
کد خبر: ۱۲۰۵۳۷
| | 4055 بازدید
خبري كه دو روز پيش در مورد رشوه چهار ميليوني يك بازيكن جوان به يك كارشناس شناخته شده فوتبال ايران روي وبلاگ شخصي مازيار ناظمي – از شناخته شدهترين گويندگان خبر تلويزيون دولتي كشورمان – منتشر شد، نقطه اوج حرف و حديثهايي بود كه اين اواخر پيرامون شيوع فساد در فوتبال ايران به وجود آمده است.
اتفاق مورد نظر، اگرچه ميتواند براي برخي از هواداران خوشخيال فوتبال ما «تكان دهنده» باشد، اما آنان كه دستي از نزديكتر بر اين آتش سوزان و سوزناك دارند، كم از اين قصههاي پرغصه نشنيدهاند. كار دنيا – درست برخلاف كار خيلي از مديران و سياستگذاران ما – حساب و كتاب دارد و درش بر پاشنه اصول منطقي ميچرخد؛ بنابراين وضعيت اسفبار و نوميد كننده امروز فوتبال ايران، دقيقا متناسب همين شكل شايع از استعداد گيري در تيمهاي پايهمان و البته خيلي از شاهكارهاي منحصر به فرد ديگرمان است و جاي تعجب چنداني هم ندارد.
باشگاهي مثل بارسلونا كه اكنون در اوج افتخار به سر ميبرد، كاميابيهايش را وامدار نگرشي است كه در مدرسه فوتبال آنها پديد آمده و براساس يوهان كرايف ميتواند مدعي شود قادر است بازيكنان پايه بارسا را از نوع دويدنشان تشخيص بدهد. آنان كه اخيرا بازي دوستانه تيم جوانان آبي و اناريها با تيم ملي دوم برزيل - متشكل از ستارگاني مثل پاتو، روبينيو و ديهگو – را ديدند، حتما ميتوانند شهادت بدهند كه مسيها و ژاويها و اينياستاهاي آينده اسپانيا، چه بر سر برزيليهاي مغرور آوردند و تا كجا طلاييها را آزار دادند. در نقطه مقابل اما، اين وضعيت تيمهاي پايه فوتبال ايران هم دقيقا توجيهي عقلاني است براي نياز امروز باشگاهي به بزرگي پرسپوليس، به مهاجمان بنجل و ديپورت شده كل دنيا كه بعضيهايشان هپاتيت هم دارند!
گرايش اخير رسانههاي ورزشي به بازتاب حوادث منفي و اتفاقات حاشيهاي فوتبال ايران، اگرچه در پارهاي از مواقع رنگ و بوي افراط، دروغنويسي و دغدغه مذموم افزايش تيراژ به هر ترفندي را به خودش ميگيرد، اما در عمده مواقع اجتنابناپذير به نظر ميرسد. در واقع اين فوتبال زرد ايران است كه رسانه را به زردي ميكشاند. اگر در موفقيتها و كاميابيها بايد از شيرينيها و تواناييها نوشت، پس گريزي از قبول اين واقعيت تلخ نيست كه فضاي شكستها، ناكاميها، بداخلاقيها و سوء رفتارهاي امروز فوتبال ايران نيز رسانههايي از همين جنس را ميطلبد.
اگر تيترهاي بيشتر خبرهاي كنوني حوزه ورزش بار منفي دارند، ريشه را بايد آنجا جست كه رهاورد بيشتر ورزشكارانمان از ميادين مهم «شكست» است و «موفقيت» تبديل به چنان كالاي كميابي شده است كه راهي غير از پردازش تاريكيها باقي نميماند. اگر آدم صاحب منصبي در اين مملكت، دلش براي تغيير اين رويه ميتپد، بايد پيش و بيش از هر كار ديگري در راه اصلاح كاستيها و رفتارهاي غيرحرفهاي گام بردارد، وگرنه رسانه تنها بازتاب دهندهاي ساده است كه نميشود از آن انتظار «سفيدنمايي» يك مشت سياهي زشت داشت.
بنا به ادعاي رييس كميته انضباطي فدراسيون فوتبال، اين مجموعه در ليگ نهم و ليگ دهم- تا اينجاي كار- چيزي بيشتر از دو ميليارد تومان درآمدزايي داشته است! اين اتفاق از آن دست درآمدزاييهايي است كه نبايد بابتش خوشحال باشيم و به تخصص و كارآيي مديرانمان در اين حوزه فخر بفروشيم. هر ريالي كه از اهالي اين فوتبال به سمت خزانه قاضي شريفي سرازير ميشود، نشاني است از عمق پلشتيها و كژيها و اين تازه در شرايطي است كه تاريكيهاي «سايه» فوتبال ايران - از قبيل ماجراي همين رشوه چهار ميليوني اخير- از آنجا كه ديده نميشوند، طبعا دستمايه مجازات خاطي هم قرار نميگيرند. با اين وجود اي بسا اگر فضاي فوتبال ما كمي شفافتر بود، درآمدهاي كميته انضباطي به چند 10 برابر همين رقم نجومي نيز ميرسيد!
ما مشتريان مشتاق خبرهاي بديم. عادت كردهايم به رخوت و سستي و چشمانمان آنقدر تاريكي ديده است كه حالا به نور و روشنايي واكنش منفي نشان ميدهد. وقتي سوءرفتارها آنقدر زياد است كه مجبوريم صدقه ناچيز يك ستاره به نيازمندان را در مقياس چند متري «تيتر» كنيم و وقتي شكست آنقدر مكرر است كه از جامجهاني 98 فرانسه به بعد صداوسيما نيازي به تهيه يك سرود «پيروزي» جديد حس نكرده و هنوز هر چند سال يكبار ترانه قديمي «ورزشكاران، دلاوران، نامآوران» را خرج موفقيتهاي كم ارزش ميكنيم، طبيعي است كه اوضاع همين قدر مايوسكننده باشد و سياهيها در رسانهها حكمراني كنند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


