صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

اشكان؛قرباني بي‌توجهي پدر‌و‌مادر

پسر نوجوان در دايره آگاهي كلانتري به گريه افتاد و گفت: غلط كردم، تو را به خدا مرا ببخشيد قول مي‌دهم ديگر هيچ بچه‌اي را اذيت نكنم و دست به دزدي هم نزنم!
کد خبر: ۱۲۰۲۱۵
| |
4793 بازدید

تهران امروز: «مي خواهم از تمام پسران دنيا به خصوص آنهايي كه قد بلند و لاغر اندام هستند انتقام بگيرم و دوست دارم اذيت شان كنم. وقتي فكر مي‌كنم پسر همسايه در اوان كودكي چه بلايي به سرم آورده است سرم درد مي‌گيرد و تا يكي دو ساعت خودم را توي اتاقم زنداني مي‌كنم. اصلا خوش ندارم از زمان كودكي ام يادي بكنم و زماني كه در كوچه و خيابان پرسه مي‌زنم و دنبال طعمه‌اي مي‌گردم تا آزارش بدهم. اگر چه خيلي زود از كارهاي خودم پشيمان مي‌شوم و تصميم مي‌گيرم ديگر براي كسي مزاحمت ايجاد نكنم اما نمي‌دانم چرا دوباره دنبال شر مي‌روم و انگار نمي‌توانم توبه كنم».

اين مطالب بخشي از اظهارات پسر نوجواني است كه به اتهام آزار و اذيت پسر همسايه و درگيري با والدين اين كودك در يكي از محلات شهر مشهد دستگير شده است.

تيم گشت كلانتري شهيد نواب صفوي مشهد، «اشكان» را هنگامي كه براي اهالي محل زندگي خود شاخ و شانه مي‌كشيد و سر و صدا راه انداخته بود دستگير كردند و به كلانتري انتقال دادند.

پسر نوجوان در دايره آگاهي كلانتري به گريه افتاد و گفت: غلط كردم، تو را به خدا مرا ببخشيد قول مي‌دهم ديگر هيچ بچه‌اي را اذيت نكنم و دست به دزدي هم نزنم!

پدر و مادر اشكان به محض اطلاع از دستگيري فرزند خود در كلانتري حاضر شدند و وقتي از زبان افسر پليس شنيدند كه فرزند شان به مواد مخدر اعتياد دارد و دست به سرقت مي‌زند و حتي خرده‌فروشي مواد مخدر هم كرده است شوكه شدند. پدر اشكان گفت: اين بچه توي خانه خيلي گوشه گير و ساكت است و باورمان نمي‌شود او چنين كارهايي كرده باشد.

اشكان در گفت‌وگو با كارشناس اجتماعي كلانتري سفره دلش را باز كرد و گفت: من قرباني يك آدم كثيف هستم. چند سال قبل وقتي دانش‌آموز كلاس اول ابتدايي بودم هر روز مادرم زنبيلي را به دستم مي‌داد و مرا براي خريد به بيرون از خانه مي‌فرستاد. متاسفانه پسر جواني كه در همسايگي ما زندگي مي‌كرد مي‌گفت: بيا با دوچرخه تو را تا مغازه سر كوچه مي‌رسانم. او اوايل با اين حيله مرا به داخل خانه شان مي‌برد و اذيتم مي‌كرد. كم كم فهميدم اين كار خيلي زشت است و ديگر حاضر نبودم با او بروم ولي پسر همسايه با زور و تهديد مرا سوار دوچرخه‌اش مي‌كرد و...! پسر لاغراندام و قد بلند تا كلاس پنجم ابتدايي بارها و بارها از من سوء استفاده كرد تا اين كه آنها از آن محله رفتند.

در اين مدت من از بابا و مامان مي‌ترسيدم بگويم پسر همسايه چه بلايي به سرم مي‌آورد ولي بهانه‌اي جور مي‌كردم و مي‌گفتم نمي‌توانم براي خريد از خانه بيرون بروم. افسوس كه چندين بار سر اين موضوع پدرم كتكم زد و گفت اگر مامان گفت بمير تو بايد خفه بشوي و بميري! مادرم نيز با اخم نگاهم مي‌كرد و مي‌گفت تو بايد مرد بار بيايي و بايد همه كارهاي خانه را انجام بدهي.

اشكان افزود: از روزي كه پسر همسايه از محله مان رفت من كه خيلي عقده‌اي شده بودم پا توي كفش او كردم بچه‌هاي ديگر را مورد آزار و اذيت قرار مي‌دادم. هر روز كه مي‌گذشت خاطرات تلخ گذشته برايم پر رنگ تر مي‌شد و عذابم مي‌داد براي همين هم زماني كه بچه‌ها را آزار مي‌دادم احساس آرامش مي‌كردم، اگر چه خيلي زود پشيمان مي‌شدم و به خوم قول مي‌دادم ديگر دست به اين كارهاي زشت نزنم.

پسر نوجوان سرش را پايين انداخت و نچ نچ كنان گفت: اما فايده‌اي ندارد چون نمي‌توانم دست از اين كارها بردارم. شما كمكم مي‌كنيد تا توبه كنم؟

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟