صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

افروغ: از نگاه امیرالمومنین، وفاق زیادی نفاق است

کد خبر: ۱۲۰
| |
5428 بازدید

دکتر افروغ، نماینده مردم تهران، در نطق پیش از دستور امروز خود با استقبال از بیانات اخیر رهبری در پاسخ به دانشجویان، نقد را زمینه ساز کشف حقیقت دانست.


به گزارش «صدرانیوز»، متن نطق افروغ به این شرح است:


سلام و درود خدا بر پيامبر اکرم و انبياي عظام، سلام و درود خدا بر ائمه اطهار و اولياءالله و سالکان راه حق و حقيقت، سلام و درود خدا بر شهيدان و حقيقت جويان و لعن و نفرين خدا بر سد کنندگان راه خدا و حقيقت، لعن و نفرين خدا بر شياطين انس و جن و بر پويندگان راه باطل، لعن و نفرين خدا بر منافقان و رياکاران؛ کساني که لباس حقيقت را بر منش و روش باطل و واهي خود مي پوشانند و آشفتگي و درهم تنيدگي حق و باطل را دامن مي زنند و سلام و درود خدا بر منش حقيقت جويانه ولي امر مسلمين و جنبش عدالتخواه دانشجويي که در سال هاي اخير هم در شکل گيري جريان نوظهور و حقيقت گرايي و اصولگرايي نقش آفرين بودند و هم به رغم فشارهاي پس از موفقيت هاي به دست آمده سياسي و ناملايمات و مصلحت انديشي هاي کاذب و وادادگي ها، سکوت ها، رخوت ها و توجيهات ناروا بر عهد و پيمان خود استوار ايستادند و گامي عقب نشيني نکردند.


«ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائکه، ان لا تخافوا و لاتحزنوا و أبشروا بالجنه التي کنتم توعدون».


مقام رهبري در ديدار اخيرشان با تشکل هاي دانشجويي و در پاسخ به پرسش يکي از دانشجويان شجاع و بصير، بابي تازه در تعامل رهبر و امت گشودند و فضاي سياسي کشور را از سکوتي دردناک، ريا و تملقي روز افزون، رخوتي پنهان، انسدادي لطيف و پيچيده، محتوايي انفعالي با قالب و ادبياتي تهاجمي و مصلحت گرايي شتابنده و فراگير نجات دادند.


بدون ترديد، اين موضع دقيق و حکيمانه از سوي رهبري، هر چند با مقاومت و توجيهاتي روبه رو شود، همچون سيلي خروشان، موانع کاذب را فرو ريخته و دريچه اي تازه براي مديريت کشور در توجه و تعامل با نقد و اصحاب نقد خواهد گشود.


و به راستي، در دفاع از انقلاب اسلامي و دستاوردهاي جمهوري اسلامي، کدام دسته از افراد، مطلوب جامعه بوده و تحقق بخش اهداف انقلابند؟ کساني که با اتکا به مباني انقلاب اسلامي و با تکيه بر عقلانيت و بهره گيري از تجارب ارزشمند بشري به نقد درون گفتماني برنامه ها و عملکرد ها مي پردازند و ارایه راه حل مي کنند؟


يا کساني که بنا به هر دليلي، چه از سر نا بينايي و عدم بصيرت، چه از سر عشق و ارادت، چه از سر دنياطلبي و چه از سر عناد و بي مهري و يا بي تفاوتي به سکوت، توجيه و حتي تطهير عملکردها ي نادرست و غير قابل دفاع مي پردازند؟ و جامعه بيدار و پويا به کدام دسته از افراد نيازمند است؟ به کساني که عادت به دفاع معقول کرده اند و سره و ناسره مي کنند، يا کساني که با هر نيتي هرچند خيرخواهانه تنها به دفاع احساسي و عاطفي خو کرده اند؟


درد آنجا مضاعف مي شود که توجيه کنندگان، مسلح به ابزار اخلاق مي شوند و با انواع تهمت هاي و انگ هاي غير اخلاقي و اجتماعي که البته شایبه قدرت طلبي هاي دنيوي نيز درباره آنان منتفي نيست، با تحريک احساسات مذهبي توده ها، مي کوشند تا اين دسته از افراد يا به اصلاح رقيب را از صحنه خارج کنند. برخي از اصحاب قدرت، در رده ها و سطوح گوناگون نيز متناسب با گفتمان ها و خرده گفتمان هاي غالب و مسلط و بهره گيري از امکانات و فرصت هاي خود، منتقدان را با توده همراه خود روبه روکرده و به انواع انگ ها گرفتار مي کنند.


درست است که جمهوري اسلامي بر پايه مخالفت مبنايي يا جدايي دين و اخلاق از سياست و يا به عبارتي سکولاريسم شکل گرفته و منادي پيوند دين و اخلاق با سياست است، اما خطري که نظام برخاسته از آرمان هاي متعالي و زمينه هاي مستعد فرهنگي و تاريخي را تهديد مي کند، سياسي شدن اخلاق، ابزارگرايي ديني و يا به عبارتي ماکياوليسم مذهبي است.


کدام مخربتر و جانکاه تر است؟ ماکياوليسم سکولار و يا ماکياوليسم مذهبي؟ استفاده ابزاري از هرگونه ارزش عرفي و اجتماعي در راستای تحکيم پايه هاي قدرت به قيمت پرواز اخلاق و ديانت در عرصه سياست و قدرت و يا استفاده ابزاري از ارزش ها و اخلاقي در جهت تحکيم قدرت و تداوم بخشيدن به منافع و مطالع دنيوي، اعم از شخصي و گروهي و البته به نام پيوند اخلاق و سياست؟!


چگونه مي توان پاسدار پيوند اخلاق و سياست با حفظ جهت ديني و اخلاقي آن بود؟ آيا راهي جز نقد با معيارهاي ديني و اخلاقي سراغ داريم؟


به راستي، اين عبارت منسوب به امام (ره ) که «نقد و حتي تخطئه از الطاف خفيه الهي است» بر پايه چه پيش فرض هاي هستي شناختي و چه ملزومات و چه دلالت هايي استوار است؟ و اصولاً چرا نقد؟!


آيا مي توان فوايد و نتايج به دست آمده از نقد و حتي تخطئه را از راه های ديگر به دست آورد؟ اگر نقد ترجماني از نوعي مصاف و رويارويي حق و باطل در عالي ترين سطح خود باشد، چگونه مي توان بدون مصاف حق طلبانه، پرده از روي زشتي ها، ضعف ها و کاستي ها برداشت؟ بماند که علاوه بر کارکرد بر ملا کردن چالش ها و ديدگاه هاي گوناگون، در پيچيدگي ها و فضاهاي غبار آلود و درهم تنيده حقيقت و وهم، بهترين ابزار کشف حقيقت نقد است.


حتي اگر نقد بر موازين باطل نيز تکيه زده باشد، گامي است در راستای پرتوافشاني بيشتر موضع حقي که باطل، آن را به مصاف طلبيده است. اصولاً چه فوايدي اعم از فردي و اجتماعي بر نقد مترتب است؟ آيا اين ادعا که رشد و تعالي جامعه در گرو حل تضادها و تعارض هاي اساسي است که در پرتو نقد آشکار شده است، بهره اي از حقيقت دارد و يا بايد به طور عمده رشد تعالي جامعه را در قالب کتمان اين تضادها و تعارض ها و با رنگ و لعاب وفاق و وحدت جستجو کرد؟ آيا مي توان جوامع قدرگرا و سرنوشت گراي اسير ملاحظه کاري ها و محافظه کاري ها را جوامعي رشد يافته و متعالي دانست؟


اين عبارت پر مغز حضرت امير (ع) که «کثره الوفاق نفاق» به چه معناست؟ وفاق بيش از حد، چرا و در چه زمينه اي بوي نفاق مي دهد؟ آيا بخشي از ضعف ها، کاستي ها و اختلالات جامعه، معلول وحدت هاي صوري و به قيمت پنهان تضادها، تعارض ها و ستيزها ي مثبت و اساسي نيست؟


سخن آخر، چرا نقد و تخطئه از الطاف خفيه الهي باشد و خفيه بودن اين لطف الهي به کجا بر مي گردد؟ به نابردباري ها، به عدم درک و شناخت ما از کارکردها و فوايد نقد، به نسبت آن با حقايق و ضرورت هاي پنهان در اين عالم و يا...؟

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟