كلاهبرداريهاي ميليوني جراح قلابي
ایران: جراح قلابي و همدست كلاهبردارش، تصور نميكردند آخرين طعمهشان مأمور پليس است.
چندي قبل زن جواني به شعبه 5 بازپرسي دادسراي شهرري رفت و از يك زن - جراح قلابي - و همدستش شكايت كرد و به بازپرس گفت: مدتي قبل از شوهرم جدا شدم و براي تأمين هزينههاي زندگيام تصميم گرفتم كار مناسبي پيدا كنم، بنابراين يك روز هنگام بررسي چند آگهي ناگهان چشمم به تبليغات فريبنده و جذاب يك شركت سرمايهگذاري در جنوب تهران افتاد كه بلافاصله با آنجا تماس گرفتم.
مرد جواني كه خود را پيمان و مديرعامل شركت معرفي ميكرد، پس از دقايقي گفتوگو به من پيشنهاد سرمايهگذاري در يك چاپخانه را داد. من كه به سادگي فريب چربزباني و وعدههاي توخالياش را خورده بودم، با وي قرار ملاقاتي در شركتش گذاشتم. در آنجا او مرا با زن جواني به نام نگار - 26 ساله - آشنا كرد و گفت: خانم دكتر جراح و متخصص قلب و عروق و كارمند يكي از سازمانهاي امنيتي است. بنابراين طبق قرار در مرحله اول به آنها 9 ميليون تومان پول نقد به عنوان پيشپرداخت دادم و قرار شد برايم يك دستگاه چاپ بياورند و به مرور نيز 150 ميليون تومان ديگر نيز بپردازم. زن و مرد تبهكار هم در قبال پولها، چك و سفته جعلي به من دادند.
بدينترتيب با شكايت اين زن، مأموران پايگاه نهم پليس آگاهي تهران با دستور بازپرس پرونده به تحقيق در اينباره پرداختند. آنها در ادامه با چهار شكايت مشابه ديگر روبهرو شدند. سرانجام مأموران به عنوان خريدار تجهيزات پزشكي با متهمان قرار صوري گذاشته و هر دو را دستگير كردند.
«نگار» در بازجوييها ضمن اعتراف گفت: چند سال قبل صاحب يك آموزشگاه زبان و دفتر تبليغاتي بودم و اوضاع مالي مناسبي هم داشتم كه با مردي به نام «محسن» آشنا شدم، اما در دوران نامزدي فريبش را خورده و همه سرمايه زندگيام را به او سپردم تا به قول خودش مرا ميلياردر نمايد، اما افسوس كه سرمايهام را با خود برد و براي هميشه ناپديد شد. در حالي كه خودم را با مشكلات و بدهكاري زياد روبهرو ميديدم، پس از آشنايي با همدستم «پيمان» نقشه كلاهبرداريهاي ميليوني را اجرا كرديم.



