علي دايي: ناصر حجازي را فراموش نميکنم
مرور صحبتهاي علي دايي در يك مصاحبه متفاوت بخشي از شخصيت واقعي او را به نمايش ميگذارد.
آرزوهايي در دوردست
تهران امروز : سرمربي پرسپوليس خطاب به کساني که نگاهي آميخته با حسرت به زندگي او دارند، ميگويد: «شك نكنيد كه من هم مثل خيليها به هرچيزي كه دوست داشتم نرسيدم اما هميشه براي چيزهايي که خواستهام تلاش کردم و باقياش را به خداوند سپردم. مطمئنا اگر او بخواهد، ميشود و اگر نخواهد نميشود.»
كمك به نيازمندان
در تمرين چند روز قبل پرسپوليس وقتي يک فرد شهرستاني سمت علي دايي رفت و از او براي تهيه جهيزيه خواهرش درخواست كمك كرد، پاسخي شنيد كه خوشحالي بياندازهاي را در پي داشت:« ببينيد اصلا نميخواهم راجع به اين مسائل حرف بزنم. هرکس هر کاري انجام ميدهد، براي خدايش ميكند. در طول روز خيليها سر تمرين ميآيند تا کمکشان کنم. نامه ميدهند، حرف ميزنند و... اما متاسفانه علي دايي تا يک حدي ميتواند به نيازمندان کمک کند. گاهي اوقات مشکلات مردم آنقدر زياد است که اگر ميليونها نفر مثل دايي هم دنبال حل مشکلاتشان باشند بازهم کم است. باور کنيد اگر همين الان کل اموال و داراييام را هم براي اين کار بگذارم، نميتوانم به نامههايي که فقط طي سه روز به دستم ميرسد ترتيب اثر بدهم و از اين بابت هميشه متاسف بودهام.»
تغييرات رفتاري
«همه بايد تغيير کنيم اما درجهت مثبت. ما بايد بهطور مداوم از اشتباهاتمان درس بگيريم. در مورد من هم مطمئنا همينطوراست. اين اواخر تمام تلاشم را ميكنم كه بتوانم در لحظات حساس خودم را كنترل كنم و ديرتر عصبي شوم، چون به اين نتيجه رسيدهام كه وقتي خودم را کنترل ميکنم، راحتتر با مسائل برخورد ميكنم. البته قبلا هم همينطور بودم اما موضوع مهم به آستانه تحملم بر ميگردد. شايد آستانه تحملم کم بود. يکدفعه فکر کردم و ديدم هرچه ديرتر عصباني شوم، تصميمات بهتري ميگيرم و حالا هم از تغيير رفتارم كاملا راضيام اما شما هم بايد همه چيز را بسته به شرايط بسنجيد. وقتي آدم بزرگتر ميشود، گرفتاريهايش و دشمنانش هم بزرگتر ميشوند. زمان دانشجويي همه فکر من اين بود که درس بخوانم و کار کنم. آن روزها جوابگوي کسي نبودم اما الان هم بايد در فوتبال مديريت کنم و هم بيرون فوتبال. گاهي اوقات دلم براي آنروزها خيلي تنگ ميشود. من اگر شدم علي دايي، خيلي سختي کشيدم. خيلي مسائل و ناملايمتها را ديدم، پس امکان ندارد گذشته را فراموشي کنم. پدرم هميشه ميگفت: روزي سقوط ميکني که گذشتهات را ازياد ببري. روزي که فکر کردي همه چيز را ميداني، آن روز وقت سقوط توست. اين حرف او هميشه در گوشم است.»
دايي فوتبال، دايي خانواده
«مطمئنا دايي بيرون فوتبال با دايي داخل فوتبال فرق ميکند. من به زندگي شخصيام از زاويه ديگري نگاه ميکنم. خوشبختانه دوستانم ميدانند که بيرون فوتبال چه شخصيتي دارم. فوتبال گاهي اوقات آدم را پرخاشگر ميکند اما در مجموع خدا را شكر ميكنم كه دوستان خوبي دارم. كساني كه هميشه در سختيها کنارم بودهاند اما اگر بخواهم از يك نفر نام ببرم، قطعا ميتوانم بگويم كه بهترين مشاورم در زندگي همسرم است.»
اسطورههاي من
«در زمان جوانيام حميد عليدوستي برايم شخصيت ويژهاي بود وبازيهايش را با دقت تماشا ميکردم. در ميان مربيانم هم دو نفر هستند که خيلي به گردن من حق دارند. اول آقاي جابر نعمتي است که در اردبيل خيلي روي من کار کرد و نفر دوم هم آقاي ناصر حجازي است که هيچوقت فراموششان نميکنم.»


