ميانبري براي نجات تالاب انزلي
جام جم آنلاين: مرگ به تالاب انزلي از هميشه نزديكتر است؛ حالا جنگ بر سر بقاي اين تالاب است، پهنهاي آبي كه مدتهاست ميان ماندن و رفتن سرگردان است. تالاب انزلي فارغ از چشماندازهاي بديع طبيعياش واسطهاي است ميان 11رودخانه جاري در گيلان و درياي خزر، همين موضوع نيز عرصه را بر تالاب تنگ كرده و بدنه آبياش كه روزي نيلگون ميزد، ميزبان هزاران تن فاضلاب كرده است.
مدتهاست مردم شهرها و روستاهاي صومعهسرا، رشت، انزلي و فومن زبالههاي خشك و تر به همراه ميليونها مترمكعب فاضلاب را راهي تالاب ميكنند تا در نبود كارخانههاي توليد كود، باز هم اين انزلي باشد كه شيرابه زبالههاي متعفن را به جان ميخرد.
حلقوم تالاب حالا از كودهاي شيميايي نيز انباشته است و كشاورزاني كه در حواشي انزلي كار ميكنند سموم دفع آفات را به تالاب ميريزند و نميدانند كه ورود سالانه بيش از 2ميليون ليتر سم به محيط تالاب، حيات ماهيان بومي و مهاجر اين منطقه را به خطر مياندازد و ذخاير اين زيستگاه طبيعي را تهديد ميكند.
اما اين تمام ماجرا نيست چون هنوز رودهاي منتهي به تالاب بدون آنكه فكري براي آلودگيشان بشود درست مثل زرجوب كه فاضلابهاي بيمارستان، گرمابه، واحدهاي صنعتي و پسابهاي كشاورزي را با خود حمل ميكند به تالاب ميريزند تا اين بار كابوس از دست رفتن انزلي، خواب دوستداران طبيعت را آشفته كند.
رسوبات نيز سالهاست به جان تالاب انزلي افتادهاند و هزاران تن خاك حاصل از فرسايش هر سال به تالاب ميريزد تا پهنهاي آبي كه در سالهاي نه چندان دور عمقي بيش از 10 متر داشت با رسيدن به عمقي كمتر از 2 متر، امروز تعجب ناظران را برانگيزد. جولان قايقهاي موتوري هم از آن دست مشكلاتي است كه چون با معيشت مردم منطقه گرهخورده نميتوان حذفش كرد اما آلودگيهاي صوتي و انتشار تركيبات خطرناك سرب، اكسيدگوگرد، كربن و نيتروژن حاصل از ترددشان حلقه محاصره را هر لحظه برتالاب تنگتر ميكند.
اما اوضاع هر چه قدر هم پيچيده باشد به پيچيدگي ساقههاي به هم پيوسته آزولا نيست؛ همان گياهي كه سالها قبل وزارت جهاد كشاورزي و شيلات براي توليد كودهاي ازته و تامين غذاي ماهيان پرورشي علفخوار از فيليپين وارد ايران كردند، اما امروز آنچنان به دست و پاي تالاب بسته است كه مسوولان را براي رسيدن اكسيژن به جانوران زير آب به تكاپو انداخته است. حالا اگر بارندگيهاي پي در پي و كاهش اكسيژن در تالاب به واسطه متصاعد شدن گاز اكسيد سولفيد را هم به همه اين مشكلات اضافه كنيم معلوم ميشود كه نابودي گونههاي گياهي و جانوري در تالاب جديتر از آن است كه تلاش براي نجات آن از مرگ حتي براي لحظهاي به عقب بيفتد.
طرحي براي احيا
فاضلابها همچنان به تالاب ميريزند، صيد و شكار بيرويه گونههاي جانوري را تهديد ميكند، كنار گذر نيمهكاره انزلي هنوز جثه بدقوارهاش پابرجاست، هزاران تن زباله خشك بر سيماي تالاب خش مياندازد، آزولا همچنان ميرويد و اكسيژن آب را ميبلعد و انزلي در زمره تالابهاي با تغييرات شديد اكولوژيك قرار گرفته، شايد اين معضلات كه بقاي تالاب را به خطر انداخته دلايلي خوبي براي طراحان طرح احيا بوده كه از سالها قبل به فكر وارد كردن شوكي به تالاب بودهاند تا مگر دوباره بر قواي درونياش تكيه كند و زنجيره حيات را از نو بسازد.
سالهاست كه حاميان احياي انزلي طرحشان براي بازسازي اين زيستگاه مهم شمال كشور را ارائه كردهاند اما معلوم نيست كه دقيقا بروز چه اتفاقاتي اجراي آن را تا اين حد به تاخير انداخته است هر چند كه چند روزي ميشود كه مسوولان از اجراي طرح لايروبي در انزلي خبر ميدهند.
البته كار احياي تالاب نيمه مرده انزلي تنها با لايروبي به سامان نميرسد و اقدامات ديگري را نيز ميطلبد تا شايد تا 2 سال آينده حيات به تالاب برگردد؛ همان فعاليتهايي كه مسعود باقر زاده كريمي، مدير فني دفتر تالابهاي سازمان حفاظت محيط زيست در گفتگو با جامجم بر ميشمارد.
او ميگويد: تالاب انزلي در انتهاي 11 رودخانه قرار گرفته و هر اتفاقي در بالا دست اين حوزهها بيفتد، روي تالاب نيز اثر ميگذارد. عدهاي فكر ميكنند كه چون تالابها ميتوانند مثل سپر عمل كنند و آلودگيها را در خود نگه دارند مشكلي پيش نميآيد، اما امروز حجم آلودگيهاي تالاب انزلي به قدري بالاست كه بيم از دست رفتن آن ميرود. در واقع حجم آلايندهها به حدي رسيده است كه تالاب قدرت پالايندگياش را از دست داده و در نتيجه آبي كه از آن به درياي خزر ميريزد نيز آلوده است.
باقرزاده كريمي مشكل زبالههاي خشك سرگردان و شيرابههاي حاصل از آنها در كنار بهرهبرداريهاي بيرويه طبيعتگردان و تردد خارج از توان قايقها را از مشكلات عمده تالاب ميداند و ادامه ميدهد: تالاب انزلي مجموعهاي 15هزار هكتاري است كه در بخشهاي مختلف آن مشكلاتي با درجات گوناگون وجود دارد اما آسيبديدهترين قسمت آن بخشهايي است كه رودخانهها به تالاب ميريزند و به خاطر ورود فاضلابها، آلايندهها بشدت غلظت يافتهاند.
او توضيح ميدهد: هم اكنون درآن بخش از بدنه آبي تالاب كه عمق آب قابل توجه است مشكلات كمتري وجود دارد و به خاطر تردد آسان قايقها، آزولاها نيز پراكنده ميشوند اما در جاهاي كم عمق كه رفت و آمد قايقها امكان ندارد آلودگيها تجمع كردهاند و به خاطر ورود فاضلاب و غني شدن بيمورد آب، نيها انبوه شدهاند و در نتيجه آزولاها در آب راكد اطراف آن مجال رشد يافتهاند.
آنطور كه مدير فني دفتر تالابهاي سازمان حفاظت محيط زيست توضيح ميدهد هم اكنون از حدود 4 هزار هكتار از پهنه آبي تالاب حدود 3 هزار هكتار آن در محلهاي اتصال رودخانهها و مناطق همجوار كنار گذر بشدت در معرض خطرند، تا جايي كه به گفته اين مقام مسوول حالا عمق عميقترين قسمت تالاب به كمتر از 2 متر و در آسيبديدهترين نقاط به يك و نيم متر رسيده است؛ اين در حالي است كه به گفته كريمي حدود 10 هكتار از محدوده تالاب نيز كاملا با زباله پوشيده شده است.
اينها تصاويري از اوضاع به هم ريخته تالاب انزلي است، همان واقعياتي كه مسوولان مجري احياي تالاب قصد دارند با لايروبي، ني بري، رهاسازي ماهيهاي بومي و حذف ماهيان غيربومي، پاك كردن آلايندهها، كم كردن مزاحمتها، مديريت قايقراني، كنترل سموم، جمعآوري زبالهها، جلب مشاركتهاي مردمي، ارتقاي آگاهيها و ايجاد مراكز آموزشي و سايتهاي پرندهنگري به آن سر و ساماني بدهند.
براي انجام تمام اين كارها 10 سال زمان و 90 ميليارد تومان پول پيشبيني شده است، اما سوال اين است كه آيا همتي كه لازمه پيشبرد كار احياست نيز در بدنه اجرايي كشور وجود دارد؟
چرا عزمها جزم نيست؟
اينكه چرا انجام يك طرح در ايران به ويژه اگر مربوط به طبيعت باشد سالها طول ميكشد، اينكه چرا تاثيرگذار بودن رئيس سازمان حفاظت محيط زيست در كابينه بستگي به ارتباطات سياسي او دارد، اينكه چرا وقتي پاي محيط زيست به ميان ميآيد همگرايي ميان بخشهاي دولتي كمرنگ ميشود و چرا عزمها براي رفع مشكلات كمتر جزم ميشود سوالاتي دائمي است كه شايد بتوان پاسخ آنها را از لابهلاي گفتههاي برخي مسوولان پيدا كرد.
كريمي در همان حين كه به انتقاد خبرنگار ما از روندي كه احياي تالاب انزلي را به جزيرهاي جدا افتاده تبديل كرده ـ يعني تلاشي كه كمتر با همراهي ديگر بخشهاي دولتي انجام ميشود ـ گوش ميداد اظهاراتي را بيان كرد كه بخوبي ميتوان فهميد چرا همزمان با اجراي فازهاي احيا، مثلا وزارت جهاد كشاورزي براي آبخيزداري در بالادست حوزهها و مسوولان استاني براي حذف فاضلابها اقدام نميكنند؛ مواردي كه كريمي نيز با ادبيات مخصوص به خودش به آنها اشاره ميكند.
او ميگويد: اگر ما بخواهيم در اجراي طرح احياي تالاب انزلي موفق باشيم ناچاريم تا اين همگرايي را ميان بخشهاي مختلف ايجاد كنيم اما در جايي كه همه راهها به دولت ختم ميشود مجاب كردن ديگران كاري زمانبر است. البته ما اميدواريم از طريق كميتههاي ملي و استاني و از طريق نفوذ استاندار طرحهاي آبخيزداري را عملياتي كنيم و قول مساعد استاندار براي جمعآوري فاضلابها را بگيريم اما لازمه اينها اين است كه كميته فرابخشي فعالتر عمل كند تا همه بدانند كه اولويت اول، احياي تالاب است.
كريمي توضيح ميدهد: وقتي ما در جلسات ملي حاضر ميشويم واقعا نسبت به موضوع حساسيت وجود دارد ولي نميدانم وقتي كار در استان قرار ميگيرد چه اتفاقي ميافتد كه بايد هر از گاهي براي يادآوري وظايف افراد بايد سيگنال فرستاد يعني شايد آنها دچارروزمرگي ميشوند، شايد هم تعهدات الزامآور نيست يا شايد اعتبارات مورد نياز تامين نميشود.
اميد احيا تا 2 سال ديگر
اگرچه مدتهاست آب تالاب انزلي از كيفيت افتاده و ورود فاضلابها به آن تركيباتش را تغيير داده، اما هنوز نقطه اميدي براي احياي آن وجود دارد. نابودي آزولاها هم زمان ميخواهد و مهمتر از آن پول و تجهيزاتي كه فعلا در دسترس نيست، اما كريمي ميگويد فعلا با روشهاي مكانيكي با آزولاها مبارزه خواهند كرد. او اين اميدواري را نيز ميدهد كه با اجراي طرح احيا تا دو سه سال آينده شاهد تغيير وضعيت تالاب خواهيم بود. هرچند كه همچنان نگراني از بالا آمدن آب درياي خزر، پس زدن آب شور دريا به تالاب يا خشكساليهاي احتمالي كه منابع آب شيرين تالاب را محدود ميكند وجود دارد ولي با اين همه براي زنده نگهداشتن يكي از بينظيرترين محدودههاي طبيعي ايران گزينهاي جز جدي گرفتن ميانبري به نام طرح احياي تالاب انزلي وجود ندارد.


