درباره جدیدترین تحولات امنیتی رژیم صهیونیستی؛
پرده برداری هاآرتص از گزارشی که به زودی منتشر خواهد شد
در مقابل، «شلومو بروم» بر این باور است: بعید به نظر می رسد که اوباما در صورت شکست تحریم ها، رسماً به نتانیاهو وعده حمله به تأسیسات هستهای ایران را بدهد؛ اما فضاهای مثبت درباره سوریه به آمریکا کمک خواهد کرد گامهای موثرتری علیه ایران بردارد، چرا که به سبب افکار عمومی کشورهای عربی، درگیری اسراییل و فلسطین، مانع از آن میشود که گامهای مطلوبی درباره ایران برداشته شود و اگر فشارها در درگیری اسراییل و فلسطین کم شود، حاشیه فعالیت افزایش مییابد.
کد خبر: ۱۱۸۲۱۱
| | 10679 بازدید
سرویس بین الملل ـ یک روزنامه چاپ سرزمین های اشغالی، روز گذشته از محتویات گزارش جدید سالانه مرکز پژوهشهای امنیت ملی دانشگاه تلآویو پرده برداشت. در این گزارش که به زودی منتشر خواهد شد، آمده است: خطرهایی که اسراییل را تهدید میکند، به شدت افزایش یافته است.
به گزارش «تابناک»، روزنامه «هاآرتص» روز گذشته نوشت: با وجود آن که این گزارش اواخر ژوئیه در حال آماده سازی و تایپ بوده، در مقدمه آن درباره توان دولت اوباما برای انجام مذاکرات مستقیم تشکیک شده است.
«عاموس هارئیل»، خبرنگار این روزنامه صهیونیستی در این گزارش که با استفاده از رابطههای خود در این مرکز پژوهشی به آن دست یافته، میآورد: این تغییر تاکتیکی حتما بیانگر یک تغییر راهبردی نیست، چراکه کارشناسان مرکز پژوهشهای امنیت ملی بر این باورند، هنوز تفاوتهای بسیاری بین مواضع طرفین وجود دارد و میزان پایبندی مسئولان اسرائیلی و فلسطینی برای تحقق صلح همچنان نامشخص است.
«عوید عیران»، رئیس مرکز پژوهشهای امنیت ملی دانشگاه تلآویو تأکید کرده است که پیش بینی موفق شدن فلسطینی ها و اسراییلی ها در حل کردن مسائل مهم مانند؛ قدس، مرزها و آوارگان دشوار است.
عوید بر این باور است، اگر دو طرف نتوانند به راهکاری توافقی دست یابند که بر پایه آن اعلام کنند که پس از این برای راه اندازی دو کشور تلاش خواهند کرد، پیش بینی میشود اوضاع وخیمتر شود.
در اینجا برخی میگویند که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر از جانب خود پل سازش را قطع کرده است و من مطمئن نیستم که قطع پل به معنای آن باشد که نتانیاهو آماده است هر آنچه پیش از آن، «اولمرت» ارایه کرده است، مطرح کند. من به این موضوع شک دارم. هیچ کدام از نخست وزیران دیگر نمیتوانند به مرحلهای که اولمرت به آن رسید، دست یابند.
نتیجه مهمتر از دیدار است؛ این توافق طرفین درباره این مسأله است که همان گونه که پیشتر در کمپ دیوید روی داد، در صورت عدم توافق مذاکرات را ترک نکنند و به تماس ها ادامه دهند.
«شلوم بروم» از دیگر تهیه کنندگان این گزارش نیز بر این باور است که مذاکره با فلسطینیها کار آسانی نیست، حتی اگر به شخصه به محقق شدن توافق تمایل داشته باشم. در کمپ دیوید، «ایهود باراک» میخواست به توافق دست یابد، ولی به آن دست نیافت.
بر پایه این گزارش، «عنات کورتس»، از دیگر نویسندگان دیگر این گزارش است که، اظهارات نتانیاهو درباره صلح و حتی سخنرانی های او در دانشگاه «بار ایلان»، او را قانع نکرده است.
وی تأکید کرد انتظار دارد نخست وزیر درباره این موضوع سخنی به زبان بیاورد که به صورت عملی اجرا شود. هنگامی که احتمال دستیابی به راهکار بررسی می شود، ضعف داخلی در هر دو طرف بسیار نگران کننده است.
مقدمه این گزارش، بیانگر آن است که در سال گذشته، حادثهای روی نداد که اسرائیل بخواهد به صورت بهتر با چالشهایی که آن را احاطه کرده، مقابله کند؛ علاوه بر این، تهدیدها افزایش یافته است؛ بنابراین، فرایند سیاسی بین اسرائیل و تشکیلات خودگردان در یک بن بست قرار می گیرد... محاصره غزه آنقدر امیدوار کننده نیست که حماس را تضعیف کند، دست کم به اندازهای که تشکیلات خودگردان بتواند مذاکرات را به صورت محسوسی اداره کند. پس از آن هم انتقادهای شدید بینالمللی علیه اسرائیل، فضایی از محاصره دیپلماتیک ایجاد می کند.
در این گزارش آمده است که مسلح شدن حزب الله و افزایش قدرت آن در صحنه سیاسی لبنان ادامه دارد.
این گزارش می افزاید: در سایه توقف فرایند سیاسی بین اسرائیل و سوریه و افزایش قدرت حزب الله، به نظر میآید که در شمال اسرائیل، جبههای در حال متبلور شدن است که، بسیار شدیدتر از سالهای پیش تهدید کننده است؛ اما ایران در اوج فرایند تکمیل برنامه هستهای نظامی! خود و محکم کردن پایگاهش به عنوان نوک پیکان اردوگاه کشورهای مخالف اسرائیل در منطقه است.
همچنین ترکیه به گونه ای به این اردوگاه کشیده شده است ... در سایه مجموعه این تهدیدها، تلاشها برای نامشروع جلوه دادن اسرائیل در حال سرعت گرفتن است.
این گزارش با نوعی بدبینی به نتایج حمله اسرائیل به غزه، مینویسد: «درست است که اسرائیل در سالهای اخیر، ثابت کرده که به توانایی چشمگیری در رساندن پیامهای نظامی کوبنده دست یافته است، این دستاورد هزینه سیاسی گزافی داشته است، چرا که انتظار می رود انتقادهای جامعه جهانی از شدت واکنش اسرائیل، از اقدامات بعدی برای حمله نظامی جلوگیری کند».
نویسندگان این گزارش به مقالهای کلی دیگری با نام «ابرهایی که افق را تیره می کند»، اشاره میکنند که موضوع آن افق مذاکرات فلسطینی- اسرائیلی از یک سو و افق طرح هستهای ایران است.
«عیران»، مدیر این مرکز پژوهشی بر این باور است که «فرایند مسالمت آمیز، حتی اگر به راه حل نرسد، راهی به سوی یک افق سیاسی است. این امر برای ایجاد یک ائتلاف غیر رسمی و میانهرو در منطقه بسیار حیاتی است. خروج آمریکا از عراق به صورت خاص، فرصتی برای این امر فراهم می کند؛ بنابراین با خروج نیروها، امکان ضربه وارد شدن به آمریکا کاهش مییابد. این مسألهای بسیار مهم است. عاقلانه نیست که اسرائیل بدون چراغ زرد و یا حتی سبز از سوی آمریکا، اقدامی علیه ایران کند».
این گزارش پیش از نخستین دیدار باراک اوباما و بنیامین نتایناهو در سال 2009 از موضوع اعطای سندی به نتانیاهو پرده برمیدارد. در این سند به نتانیاهو پیشنهاد شده است که دو قضیه را به هم مربوط کند: به اوباما وعده دهد که نهایت تلاشها را برای حل مشکل با فلسطینیها و سوریه به کار گیرد و در صورت از بین رفتن خطر ایران، از جمله اقدامات منطقهای این کشور، اسرائیل میتواند گامهای بیشتری بردارد.
در مقابل، «شلومو بروم» می گوید: بعید به نظر می رسد که اوباما در صورت شکست تحریم ها، رسماً به نتانیاهو وعده حمله به تأسیسات هستهای ایران را بدهد؛ اما فضاهای مثبت درباره سوریه به آمریکا کمک خواهد کرد گامهای موثرتری علیه ایران بردارد، چرا که به سبب افکار عمومی کشورهای عربی، درگیری اسراییل و فلسطین مانع از آن میشود که گامهای مطلوبی درباره ایران برداشته شود و اگر فشارها در درگیری اسراییل و فلسطین کم شود، حاشیه فعالیت افزایش مییابد.
دکتر «امیلی لانداو» نیز بر این باور است: همه بحثها درباره موضوع هستهای ایران با توجه به این فرضیه در جریان است که هنوز راهکاری هست که عملی نشده، ولی من از ناتوانی جامعه جهانی نگران هستم، چراکه بهره گیری از توان نظامی، راهکار این مشکل نیست. همچنان که کارآمد بودن تحریم ها علیه ایران به توجه جدی و قاطع بودن طرفین به مذاکرات بستگی دارد.
گزینه نظامی بیشتر به اعتراف به شکست شباهت دارد و در بهترین وضعیت میتواند اجرای طرحهای ایران را به تأخیر بیندازد. دولت اوباما کمتر از حد لازم به گزینههای دیپلماتیک مشغول است و به گفتوگوهای جدی با ایران نمیپردازد.
بنا بر نتیجهگیری من، به نظر می آید که دولت اوباما تسلیم این موضوع شده که ایران در آستانه تبدیل شدن به یک قدرت هستهای است و در طول چند ماه بمب هستهای خواهد ساخت.
از نظر بروم، مشکل هماهنگی بین زمانبندیهای گوناگون درباره موضوع ایران است. زمانبندی تحریمها در حد خود کند است. در آفریقای جنوبی دهها سال طول کشید که تحریمها رژیم را سرنگون کند. در ارتباط با ایران، تحریمهای جدیتر، بسیار دیر و هنگامی که طرح هستهای ایران به مراحل پیشرفتهتری رسید گرفته شد.
تقریبا هر سال محققان مرکز پژوهشهای امنیت ملی درباره سال سرنوشت یا سالهای سرنوشت سخن میگویند. بر پایه دیدگاه عوید عیران، دو سال آینده در ارتباط با حل موضوع هستهای ایران، روند صلح و تغییر رهبریها در منطقه بسیار دشوار خواهد بود و تصویر عمومی دو سال آینده امیدوار کننده نیست؛ اما «کام» بر این باور است که «جایگاه راهبردی آمریکا در منطقه وارد مرحله آزمون شده و چند تحول موازی ایجاد شده است: فرایند مسالمتآمیز، خروج آمریکا از عراق، افزایش دخالت های نظامی آمریکا در افغانستان و در مقابل افزایش نفوذ ایران و پیشرفت برنامه هستهای این کشور.
اسرائیل هم در پشت سر خود با چند بمب زمانبندی شده در شمال (حزب الله) و در جنوب (حماس) روبه روست.
باید در نظر داشت که شکست در مذاکرات سیاسی، موجب افزایش سرعت انفجار میشود.
دکتر کورتس از این بیم دارد که ضعف آمریکا و ناتوانی این کشور در رسیدن به دستاوردهایی آشکار، موجب رویکرد آمریکا به موضوع اسرائیل و پیش بردن آن، برای نفوذ به بنبست منطقه شود.
در مقابل اگر فرصتی برای متبلور شدن توافق اسرائیلی - فلسطینی فراهم نشود، ممکن است، موجی از عملیات و تنشها از سوی حماس برای جلوگیری از تحقق آن به راه بیفتد.
شلومو بر این بدبینیها از دیدگاه مقابل تأکید می کند: اکنون خطر اصلی ایجاد توهم درباره ثباتی است که ناشی از پیروزیهای مقطعی و راهبردی است که در نتیجه دو جنگ اخیر در لبنان و غزه به وجود آمده و موجب تجدید واکنشهای اسرائیل شده است. این امر تا هنگامی که از بین برود ادامه خواهد یافت.
ثبات تنها با وجود قدرت بازدارندگی ایجاد نمیشود، این فرصت بدون استفاده از آن برای حل مشکلات ریشهای و توجه به اینکه قدرتهای منطقهای و سیاسی بازیگردانهای اصلی هستند، باقی میماند و این امکان هست که متزلزل شود.
در همین راستا، نوعی تناقض داخلی درباره نیاز اسرائیل به فعالیتهای سیاسی برای از بین بردن دیوار پیرامون خود و همچنین ارزیابی نزدیک بودن فرصتهای موفقیت وجود دارد. در اینجا عیران دوباره بر «اهمیت وجود فرایندی جدی برای ایجاد افقی سیاسی» تأکید میکند.
توافقنامه اسلو، بهترین دلیل برای این موضوع است. این توافقنامه مشکلات اساسی را حل نکرد، ولی موجب ایجاد آمادگی بینالمللی برای ایجاد دیدگاهی متفاوت نسبت به خاورمیانه و ایجاد جهشی در روابط با اسرائیل با اتحادیه اروپا، پیمان ناتو، ترکیه و بسیاری از کشورهای همسایه شد، ولی موضوع سوریه در اینجا چه می شود؟
شلوم بروم درباره موضوع سوریه تأکید میکند: این موضوع به پایان خود رسیده و کاملا آشکار شده است که بهترین گزینههای راهبردی، امضای توافق صلح با سوریه است. البته ورود به این مسیر نیازمند تصمیمی از سوی ماست. شرطهای این توافق کاملا مشخص است.
اختلافات و کشمکشها با سوریه در حاشیه قرار گرفته است. این اسرائیل است که باید تعیین کند، آیا توافق با سوریه ارزش امضا شدن را دارد یا خیر. در اینجا مهم است که اضافه کنم، خواست اسراییل از سوریه مبنی بر قطع روابط با ایران و حزبالله واقعی نیست. اگر توافق با سوریه حاصل شود، اسراییل میتواند روابط سوریه با حزبالله را تغییر دهد و سوریه در اینجا نقش ترمز را برای حزبالله بازی میکند، نه اینکه روابطش را با این حزب قطع کند.
به گزارش «تابناک»، روزنامه «هاآرتص» روز گذشته نوشت: با وجود آن که این گزارش اواخر ژوئیه در حال آماده سازی و تایپ بوده، در مقدمه آن درباره توان دولت اوباما برای انجام مذاکرات مستقیم تشکیک شده است.
«عاموس هارئیل»، خبرنگار این روزنامه صهیونیستی در این گزارش که با استفاده از رابطههای خود در این مرکز پژوهشی به آن دست یافته، میآورد: این تغییر تاکتیکی حتما بیانگر یک تغییر راهبردی نیست، چراکه کارشناسان مرکز پژوهشهای امنیت ملی بر این باورند، هنوز تفاوتهای بسیاری بین مواضع طرفین وجود دارد و میزان پایبندی مسئولان اسرائیلی و فلسطینی برای تحقق صلح همچنان نامشخص است.
«عوید عیران»، رئیس مرکز پژوهشهای امنیت ملی دانشگاه تلآویو تأکید کرده است که پیش بینی موفق شدن فلسطینی ها و اسراییلی ها در حل کردن مسائل مهم مانند؛ قدس، مرزها و آوارگان دشوار است.
عوید بر این باور است، اگر دو طرف نتوانند به راهکاری توافقی دست یابند که بر پایه آن اعلام کنند که پس از این برای راه اندازی دو کشور تلاش خواهند کرد، پیش بینی میشود اوضاع وخیمتر شود.
در اینجا برخی میگویند که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر از جانب خود پل سازش را قطع کرده است و من مطمئن نیستم که قطع پل به معنای آن باشد که نتانیاهو آماده است هر آنچه پیش از آن، «اولمرت» ارایه کرده است، مطرح کند. من به این موضوع شک دارم. هیچ کدام از نخست وزیران دیگر نمیتوانند به مرحلهای که اولمرت به آن رسید، دست یابند.
نتیجه مهمتر از دیدار است؛ این توافق طرفین درباره این مسأله است که همان گونه که پیشتر در کمپ دیوید روی داد، در صورت عدم توافق مذاکرات را ترک نکنند و به تماس ها ادامه دهند.
«شلوم بروم» از دیگر تهیه کنندگان این گزارش نیز بر این باور است که مذاکره با فلسطینیها کار آسانی نیست، حتی اگر به شخصه به محقق شدن توافق تمایل داشته باشم. در کمپ دیوید، «ایهود باراک» میخواست به توافق دست یابد، ولی به آن دست نیافت.
بر پایه این گزارش، «عنات کورتس»، از دیگر نویسندگان دیگر این گزارش است که، اظهارات نتانیاهو درباره صلح و حتی سخنرانی های او در دانشگاه «بار ایلان»، او را قانع نکرده است.
وی تأکید کرد انتظار دارد نخست وزیر درباره این موضوع سخنی به زبان بیاورد که به صورت عملی اجرا شود. هنگامی که احتمال دستیابی به راهکار بررسی می شود، ضعف داخلی در هر دو طرف بسیار نگران کننده است.
مقدمه این گزارش، بیانگر آن است که در سال گذشته، حادثهای روی نداد که اسرائیل بخواهد به صورت بهتر با چالشهایی که آن را احاطه کرده، مقابله کند؛ علاوه بر این، تهدیدها افزایش یافته است؛ بنابراین، فرایند سیاسی بین اسرائیل و تشکیلات خودگردان در یک بن بست قرار می گیرد... محاصره غزه آنقدر امیدوار کننده نیست که حماس را تضعیف کند، دست کم به اندازهای که تشکیلات خودگردان بتواند مذاکرات را به صورت محسوسی اداره کند. پس از آن هم انتقادهای شدید بینالمللی علیه اسرائیل، فضایی از محاصره دیپلماتیک ایجاد می کند.
در این گزارش آمده است که مسلح شدن حزب الله و افزایش قدرت آن در صحنه سیاسی لبنان ادامه دارد.
این گزارش می افزاید: در سایه توقف فرایند سیاسی بین اسرائیل و سوریه و افزایش قدرت حزب الله، به نظر میآید که در شمال اسرائیل، جبههای در حال متبلور شدن است که، بسیار شدیدتر از سالهای پیش تهدید کننده است؛ اما ایران در اوج فرایند تکمیل برنامه هستهای نظامی! خود و محکم کردن پایگاهش به عنوان نوک پیکان اردوگاه کشورهای مخالف اسرائیل در منطقه است.
همچنین ترکیه به گونه ای به این اردوگاه کشیده شده است ... در سایه مجموعه این تهدیدها، تلاشها برای نامشروع جلوه دادن اسرائیل در حال سرعت گرفتن است.
این گزارش با نوعی بدبینی به نتایج حمله اسرائیل به غزه، مینویسد: «درست است که اسرائیل در سالهای اخیر، ثابت کرده که به توانایی چشمگیری در رساندن پیامهای نظامی کوبنده دست یافته است، این دستاورد هزینه سیاسی گزافی داشته است، چرا که انتظار می رود انتقادهای جامعه جهانی از شدت واکنش اسرائیل، از اقدامات بعدی برای حمله نظامی جلوگیری کند».
نویسندگان این گزارش به مقالهای کلی دیگری با نام «ابرهایی که افق را تیره می کند»، اشاره میکنند که موضوع آن افق مذاکرات فلسطینی- اسرائیلی از یک سو و افق طرح هستهای ایران است.
«عیران»، مدیر این مرکز پژوهشی بر این باور است که «فرایند مسالمت آمیز، حتی اگر به راه حل نرسد، راهی به سوی یک افق سیاسی است. این امر برای ایجاد یک ائتلاف غیر رسمی و میانهرو در منطقه بسیار حیاتی است. خروج آمریکا از عراق به صورت خاص، فرصتی برای این امر فراهم می کند؛ بنابراین با خروج نیروها، امکان ضربه وارد شدن به آمریکا کاهش مییابد. این مسألهای بسیار مهم است. عاقلانه نیست که اسرائیل بدون چراغ زرد و یا حتی سبز از سوی آمریکا، اقدامی علیه ایران کند».
این گزارش پیش از نخستین دیدار باراک اوباما و بنیامین نتایناهو در سال 2009 از موضوع اعطای سندی به نتانیاهو پرده برمیدارد. در این سند به نتانیاهو پیشنهاد شده است که دو قضیه را به هم مربوط کند: به اوباما وعده دهد که نهایت تلاشها را برای حل مشکل با فلسطینیها و سوریه به کار گیرد و در صورت از بین رفتن خطر ایران، از جمله اقدامات منطقهای این کشور، اسرائیل میتواند گامهای بیشتری بردارد.
در مقابل، «شلومو بروم» می گوید: بعید به نظر می رسد که اوباما در صورت شکست تحریم ها، رسماً به نتانیاهو وعده حمله به تأسیسات هستهای ایران را بدهد؛ اما فضاهای مثبت درباره سوریه به آمریکا کمک خواهد کرد گامهای موثرتری علیه ایران بردارد، چرا که به سبب افکار عمومی کشورهای عربی، درگیری اسراییل و فلسطین مانع از آن میشود که گامهای مطلوبی درباره ایران برداشته شود و اگر فشارها در درگیری اسراییل و فلسطین کم شود، حاشیه فعالیت افزایش مییابد.
دکتر «امیلی لانداو» نیز بر این باور است: همه بحثها درباره موضوع هستهای ایران با توجه به این فرضیه در جریان است که هنوز راهکاری هست که عملی نشده، ولی من از ناتوانی جامعه جهانی نگران هستم، چراکه بهره گیری از توان نظامی، راهکار این مشکل نیست. همچنان که کارآمد بودن تحریم ها علیه ایران به توجه جدی و قاطع بودن طرفین به مذاکرات بستگی دارد.
گزینه نظامی بیشتر به اعتراف به شکست شباهت دارد و در بهترین وضعیت میتواند اجرای طرحهای ایران را به تأخیر بیندازد. دولت اوباما کمتر از حد لازم به گزینههای دیپلماتیک مشغول است و به گفتوگوهای جدی با ایران نمیپردازد.
بنا بر نتیجهگیری من، به نظر می آید که دولت اوباما تسلیم این موضوع شده که ایران در آستانه تبدیل شدن به یک قدرت هستهای است و در طول چند ماه بمب هستهای خواهد ساخت.
از نظر بروم، مشکل هماهنگی بین زمانبندیهای گوناگون درباره موضوع ایران است. زمانبندی تحریمها در حد خود کند است. در آفریقای جنوبی دهها سال طول کشید که تحریمها رژیم را سرنگون کند. در ارتباط با ایران، تحریمهای جدیتر، بسیار دیر و هنگامی که طرح هستهای ایران به مراحل پیشرفتهتری رسید گرفته شد.
تقریبا هر سال محققان مرکز پژوهشهای امنیت ملی درباره سال سرنوشت یا سالهای سرنوشت سخن میگویند. بر پایه دیدگاه عوید عیران، دو سال آینده در ارتباط با حل موضوع هستهای ایران، روند صلح و تغییر رهبریها در منطقه بسیار دشوار خواهد بود و تصویر عمومی دو سال آینده امیدوار کننده نیست؛ اما «کام» بر این باور است که «جایگاه راهبردی آمریکا در منطقه وارد مرحله آزمون شده و چند تحول موازی ایجاد شده است: فرایند مسالمتآمیز، خروج آمریکا از عراق، افزایش دخالت های نظامی آمریکا در افغانستان و در مقابل افزایش نفوذ ایران و پیشرفت برنامه هستهای این کشور.
اسرائیل هم در پشت سر خود با چند بمب زمانبندی شده در شمال (حزب الله) و در جنوب (حماس) روبه روست.
باید در نظر داشت که شکست در مذاکرات سیاسی، موجب افزایش سرعت انفجار میشود.
دکتر کورتس از این بیم دارد که ضعف آمریکا و ناتوانی این کشور در رسیدن به دستاوردهایی آشکار، موجب رویکرد آمریکا به موضوع اسرائیل و پیش بردن آن، برای نفوذ به بنبست منطقه شود.
در مقابل اگر فرصتی برای متبلور شدن توافق اسرائیلی - فلسطینی فراهم نشود، ممکن است، موجی از عملیات و تنشها از سوی حماس برای جلوگیری از تحقق آن به راه بیفتد.
شلومو بر این بدبینیها از دیدگاه مقابل تأکید می کند: اکنون خطر اصلی ایجاد توهم درباره ثباتی است که ناشی از پیروزیهای مقطعی و راهبردی است که در نتیجه دو جنگ اخیر در لبنان و غزه به وجود آمده و موجب تجدید واکنشهای اسرائیل شده است. این امر تا هنگامی که از بین برود ادامه خواهد یافت.
ثبات تنها با وجود قدرت بازدارندگی ایجاد نمیشود، این فرصت بدون استفاده از آن برای حل مشکلات ریشهای و توجه به اینکه قدرتهای منطقهای و سیاسی بازیگردانهای اصلی هستند، باقی میماند و این امکان هست که متزلزل شود.
در همین راستا، نوعی تناقض داخلی درباره نیاز اسرائیل به فعالیتهای سیاسی برای از بین بردن دیوار پیرامون خود و همچنین ارزیابی نزدیک بودن فرصتهای موفقیت وجود دارد. در اینجا عیران دوباره بر «اهمیت وجود فرایندی جدی برای ایجاد افقی سیاسی» تأکید میکند.
توافقنامه اسلو، بهترین دلیل برای این موضوع است. این توافقنامه مشکلات اساسی را حل نکرد، ولی موجب ایجاد آمادگی بینالمللی برای ایجاد دیدگاهی متفاوت نسبت به خاورمیانه و ایجاد جهشی در روابط با اسرائیل با اتحادیه اروپا، پیمان ناتو، ترکیه و بسیاری از کشورهای همسایه شد، ولی موضوع سوریه در اینجا چه می شود؟
شلوم بروم درباره موضوع سوریه تأکید میکند: این موضوع به پایان خود رسیده و کاملا آشکار شده است که بهترین گزینههای راهبردی، امضای توافق صلح با سوریه است. البته ورود به این مسیر نیازمند تصمیمی از سوی ماست. شرطهای این توافق کاملا مشخص است.
اختلافات و کشمکشها با سوریه در حاشیه قرار گرفته است. این اسرائیل است که باید تعیین کند، آیا توافق با سوریه ارزش امضا شدن را دارد یا خیر. در اینجا مهم است که اضافه کنم، خواست اسراییل از سوریه مبنی بر قطع روابط با ایران و حزبالله واقعی نیست. اگر توافق با سوریه حاصل شود، اسراییل میتواند روابط سوریه با حزبالله را تغییر دهد و سوریه در اینجا نقش ترمز را برای حزبالله بازی میکند، نه اینکه روابطش را با این حزب قطع کند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



