گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۱۱۷۹۰۷
| | 4087 بازدید
جام جم
«فلسطين، كليد رمزآلود»عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم مهدي فضائلي است كه در آن ميخوانيد:
62 سال از رسميت بخشيدن به اشغال قبله اول مسلمين ميگذرد ؛ اشغالي كه آوارگي 6 ميليون فلسطيني و شهادت دهها هزار انسان مظلوم فقط گوشهاي از نتايج غمبار آن است.
دفاع از حقوق مردم ستمديده فلسطين و مقابله با رژيم جنايتكار و غاصب صهيونيستي از آرمانهاي نخستين انقلاب اسلامي ايران محسوب ميشود؛ آرماني كه با پيروزي انقلاب اسلامي و استقرار نظام جمهوري اسلامي به طور جدي دنبال شد و برگزاري راهپيمايي روز قدس در جمعه آخر ماه مبارك رمضان، نمادي از پيگيري اين آرمان است و چرا تحقق اين آرمان دستور كار ثابت ما نباشد در حالي كه بنيآدم اعضاي يك پيكرند...: نخستين فلسفه دفاع از حقوق مردم فلسطين، صرف نظر از هر بايد و نبايد ايدئولوژيك، بعد انساني ماجراست.
ظلمي كه در ماجراي فلسطين روا داشته شده، ظلمي بيمانند در تاريخ بشريت است. ظلمي كه نتيجه آن، بيرون راندن ملتي از سرزمين آبا و اجدادي خود و غصب و تصاحب آن توسط مردماني كوچكرده از گوشه و كنار دنيا و در نهايت تشكيل رژيمي جعلي بوده است.
مگر ميشود انساني، ماهيت انساني خود را حفظ كرده باشد و در برابر اين جنايت و ظلم تاريخي بتواند سكوت كند. مگر ممكن است انساني اشكِ ريزان و لبهاي لرزان كودكان و زنان مظلوم فلسطيني را ببيند و با آنها همدردي نكند؟ و چگونه ميتوان تصور كرد انساني شاهد بدنهاي پارهپاره، خانههاي ويران و مزارع سوخته توسط نظاميان صهيونيستي باشد، در برابر عاملان اين ستمكاري قيام نكند. مگر استاد سخن سعدي نگفت: چو عضوي به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار
ابتكار
«ديوانهاي در کسوت مبلغ دين!»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن ميخوانيد:
علاقه پادشاه هشتاد و چندساله ليبي به سوژه و انگشت نما بودن، باعث انجام اعمال غيرقابل پيش بيني ميگردد. برپا کردن چادر معروف در سفرهاي اروپايي و تظاهر به سکونت در خيمه، گارد حفاظتي 400 نفره از بين دختران تنومند،سخنان ناهنجار و پيش بيني نشده از او يک شخصيت مضحک و ديوانه ساخته است.
اقدامات عجيب و غريب اين ديکتاتور همواره بهانه، گمانه زني رسانه هاست که او با چه انگيزهاي دست به اين اقدامات ميزند؟ آيا او واقعاَ ديوانه است يا در پوشش يک ديوانه بازيگري حرفهاي است؟به هرحال اقدامات اوبه خودش ربط دارد اما وقتي بخشي از رفتارهايش بنام اسلام گذاشته شود، آنگاه سکوت جايز نيست .
آخرين اقدامش در سفر به ايتاليا که به هدف شرکت در اجلاس 60تن از رهبران حضور يافته بود تا پيرامون گرسنگي موجود در جهان راهکار بينديشند، اما او به اين اجلاس بي توجه شد تا بتواند با تمرکز بر شهوت اشتهار در اقدامات محيرالعقول اين بار نيز مجاب شد، تا دختران زيبا رو را انعام کند، شايد اسلام آورند.دعوت از 200 دختر زيباروي ايتاليايي با شرط قد بالاي 170 و سن بين 18 تا 35 سال يکي از هزار اقدام عجيب ايشان است. او خواست از اينطريق آنها را به اسلام دعوت نمايد؛ اقدامي که بيش از آنکه مضحک باشد،گريه آور است حال فارغ از سوالاتي که چرا او خود را مسئول اسلام آوري تنها دختران ميداند؟و چرا بايد سن دختران بين 18 تا 35 و قد بالاي 170 داشته باشند! سوال اصلي اينکه رهبر کشور عقب مانده، اين دختران را به کدام اسلام رهنمون است؟اسلامي که قذافي ديوانه از آن دم ميزند، پيامبرش کيست و کتابش کدام است؟آنچه مسلم، است هيچ نسبتي بين اسلام محمد(ص) و اسلام برگرفته از قرآن شريف با روايتهاي قذافي و امثال او وجود ندارد.
ويژگي اسلام محمد(ص)در پيامش خلاصه ميشود. قذافي با نمايش مسخره باديه نشيني در خيال خود به دنبال تداعي نقش هاست .در حاليکه اين اعراب باديه نشين نبودند که در زمان اندک، قدرت هماوردي با ابرقدرتهاي جهان يعني ايران و روم به دست آوردند، بلکه سخن نو و انديشه متعالي پيامبرشان بود که هرجا ميرفت تعظيم و ستايش ميآفريد.
رسالت
«نقد مشفقانه» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد کاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار دوشنبه هفته گذشته با رئيس جمهور واعضاي هيئت دولت مطالب مهمي فرمودند که شايسته دقت نظر در آنهاست.
رهبر انقلاب اسلامي رمز توفيقات دولت را پايبندي به شعارهاي انقلاب دانستند و با اشاره به فتنه سال88 فرمودند: ملت و دولت کارها را پيش بردند و به لطف خداوند توفيقات خوبي نصيب دولت شد.
در اين ملاقات مقام معظم رهبري5 مطالبه کليدي از دولت را مطرح کردند و سپس نقد مشفقانه اي را در خصوص مديريت دولت در پنج بند فرمودند که در زير به آن اشاره مي شود.
1- اولين مطالبه رهبري از دولت؛ “آسان کردن زندگي مردم” بود. دولت به عنوان قوه مجريه با اختيارات وسيعي که دارد وظيفه خدمت رساني به مردم را بايد در اولويت قرار دهد. نتيجه اين خدمت رساني بايد تسهيل زندگي مردم باشد. لذا رهبري اهتمام در اين مورد را جزء اولين مطالبات خود مطرح فرمودند.
2- اهتمام به سند چشم انداز20 ساله دومين مطالبه رهبري در اين ديدار بود.
سند چشم انداز به عنوان نقشه راه20 ساله کشور مسير پيشرفت و خدمت و بسط عدالت را ترسيم کرده است. اکنون5 سال از اجراي سند چشم انداز گذشته است. دولت بايد احصاء کند کجا بوده، الان کجاست و در5 سال آينده به کجا خواهد رفت. لذا مقام رهبري از رئيس دولت خواستند افرادي را مامور کند که به اين سئوال پاسخ دهند؛ “آيا پيشرفت در سند چشم انداز متناسب با زمان طي شده است يا نه؟”
3- اهتمام به برنامه پنج ساله پنجم سومين مطالبه رهبري از دولت بود. برنامه پنج ساله اکنون درکميسيون تلفيق مجلس تحت بررسي است و بزودي براي تصويب نهايي به جلسه علني مجلس خواهد آمد.
رهبر انقلاب از مجلس خواستند از تغيير آنچه که دولت به عنوان برنامه داده پرهيز کند و از بخشي نگري و نگاه منطقه اي دوري نمايد. اما در عين حال به دولت هم توصيه کردند آنچه را که به مجلس داده “غير قابل نقد و تغيير” نداند.
4- اهتمام به اشتغال و ارتقاي بهره وري چهارمين مطالبه رهبري از دولت بود. همچنين پيگيري و اجراي طرح هدفمند کردن يارانه ها و توجه به شاخص هاي کلان در مباحث اقتصادي و نيز تلاش براي تحقق نرخ رشد توليد پيش بيني شده در سند چشم انداز و افزايش سرمايه گذاري هاي داخلي و خارجي را به مجموعه مطالبات خود در اين قسمت افزودند.
مردم سالاري
«منشور عدالت» عنوان سرمقالهِ روزنامهِ مردم سالاري به قلم ميرزا بابا مطهري نژاد است كه در آن ميخوانيد: امروز بيست و چهارم ماه مبارک رمضان است که ايام پرفيض قدر و ايام منسوب به مولي الموحدين، امام المتقين علي(ع) را در پشت سر و آخرين روزهاي ماه صيام و عيد سعيد فطر را در پيش روي داريم، بهتر آن ديدم که در چنين روزي سفري گذرا به دل تاريخ از دو جريان حق و باطل مصداقي را اشاره و بدون هيچ تحليل و تفسيري جام جان را جلا دهيم به رويه و روش علي(ع) که انشا»الله چراغ راهمان باشد و راهنماي عمل، به خصوص براي کساني که در مظان مديريت بخش يا بخش هايي از جامعه هستند تذکري باشد که همه بدان نيازمنديم.
تاريخ از عدالت علي(ع) مي گويد و از سفاکي معاويه، گرچه علي(ع) شهيد عدالتخواهي خود مي شود اما در برج فرماندهي تاريخ ماندگار است و معاويه به خاطر اصرار بر سفاکي، منفور همه انسان ها در همه اعصار.
شيخ بهائي در کشکول معروف خود مي نويسد: در زمان حکومت معاويه ابن ابوسفيان به تهمت رافضي و تشيع قريب به 900 هزار نفر را کشتند و در ايام شقاوت فرجام آن ملعون خلق بيرون از حساب و شمار از مردان و زنان پايمال سم ستور لشگريان آن ملعون شدند و جماعت بسيار از مکان و منازل خود جلاي وطن کردند و شدت تقيه به جايي رسيد که اگر کسي مي خواست اسم مبارک علي (ع) را بر زبان جاري سازد با کسي که ده سال و بيست سال آشنا و دوست و مصاحب بود و او را شيعه مي دانست، به خانه او مي آمد و در خلوت و در زير زمين مي رفتند و يکديگر را قسم هاي مغلظه مي دادند و قرآن درميان مي گذاشتند و نام مبارک آن حضرت را مي بردند و آن بدعت شنيع متجاوز از هفتاد سال در ميان مردم ماند.
در مقابل اين سفاکي، سيره و رفتارامام علي(ع) در همه زمينه ها از جمله در حکومت داري و رفتار با موافقان و مخالفان حکومت الگوي انسان هاي آزاده است. مبناي آن حضرت در سياست حفظ ارزش ها و حرکت در چارچوب شرع مقدس اسلام بود. نمونه اي از اين رفتار برخورد با مخالف و دشمن شکست خورده است که در کتب متعدد به موارد متعدد آن اشارات فراوان است از جمله در ناسخ التواريخ، تاريخ طبري و شرح نهج البلاغه ابي الحديد واقعه زير نقل شده است:
«تاريخ نشان مي دهد که بيشتر فاتحان و سرداران پيروز پس از شکست دشمن به ارزش هاي اخلاقي توجهي نداشته و هر چه خواستند، کردند. زدند ، کشتند، غارت کردند و قتل عام نمودند. در ميان امت اسلامي قتل عام هاي معاويه، زياد ابن ابيه، حجاج ابن يوسف ثقفي، غارت و قتل عام يزيد در مدينه معروف است که تا سه روز فرمانده لشگر يزيد «مسلم بن عقبه» جان ومال و ناموس مردم مدينه را بر شاميان حلال کرده بود. امام علي(ع) در برخورد با دشمن پاي بند به اصول و سنت اسلامي است. آن حضرت پس از جنگ جمل با عفو عمومي، مردم بصره را امان داد. فراريان را تعقيب نکرد وجان و مال مردم بصره را حفظ کرد و به هيچ کس اجازه تعرض به آنان را نداد.
كيهان
«اسرائيل در حلقه تنگ محاصره»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
«مبارزه ما عليه فلسطيني ها مبارزه اي از پيش باخته است، از همان آغاز روز انتفاضه- زمستان سال 1366- اين مبارزه شكست خورده بود و بطور حتم باعث از بين رفتن ما مي شود از اين رو من به شهروندان اسرائيلي ساكن در شهرك هاي كرانه باختري و شهر قدس مي گويم سريعتر منازل خود را ترك كنيد و به عمق اسرائيل در سرزمين هاي 48 برويد.»
اين بخشي از سخنان پروفسور «وان كليفيلد» از چهره هاي شاخص رژيم صهيونيستي است. وي كسي است كه بعد از فروپاشي بلوك شرق و تحت تاثير ادعاي آمريكايي ها مبني بر اينكه جهان در قرن 21تك قطبي و تحت سيطره آمريكاست، پيشنهاد كرد كه اسرائيل بايد همه اعراب ساكن اسرائيل را در يك روز قتل عام كند و يك شوك زودگذر بين المللي را پذيرا شود ولي براي هميشه خود را از شر اعراب مسلمان رها كند. موضع و اندرز امروز كليفيلد به خوبي وضعيت بحراني رژيم صهيونيستي و چشم انداز آينده آنان را به تصوير مي كشد.
ترديد نسبت به آينده و نگراني توام با وحشت در همه اجزاي رفتار و تاكتيك هاي اسرائيل قابل مشاهده است و از اين رو مي توان با قاطعيت گفت، اينك رژيم صهيونيستي امروز را براي زنده ماندن سپري مي كند در حاليكه اميدي به «فردا» ندارد. موارد زير مي تواند بخشي از مستندات و استشهادات اين چشم انداز تلقي شوند.
1-نتانياهو دو روز پيش در آغاز دور جديد مذاكرات سازش در واشنگتن رو به باراك اوباما و محمود عباس كرد و گفت: «مشروعيت و امنيت بايد دو پايه اصلي مذاكرات واشنگتن باشد» عبارت نخست وزير رژيم غاصب درباره امنيت مفهوم بود ولي درباره مشروعيت كمي ابهام داشت از اين رو خانم كلينتون به كمك نتانياهو آمد وگفت «حماس هم بايد به جرگه مذاكرات بپيوندد.» در واقع اسرائيلي ها از يك سو مي دانند كه اين مذاكرات گرهي را از مشكلات عظيم رژيم تل آويو باز نمي كند چرا كه گم شده اسرائيل -يعني امنيت كه براساس آن به مذاكرات مادريد و اسلو تن داد- با امضاي آقاي عباس و تاييد اوباما، ملك عبدالله و حسني مبارك پيدا نمي شود، امنيت اسرائيل از سوي مردمي-در فلسطين و كشورهاي مسلمان- تهديد مي شود كه امضاكنندگان بيانيه واشنگتن هيچ جايگاهي در ميان آنان ندارند. در واقع نتانياهو با پيش كشيدن موضوع مشروعيت و امنيت مي خواهد بگويد اسرائيل ناچار است راه خود را برود و حضور او در ميزگرد واشنگتن يك انتخاب- بخوانيد استراتژي- نيست. انتخاب واقعي اسرائيل تلاش براي تامين امنيت از طريق مواجهه - نظامي و سياسي- با كساني است كه با روش هايي شرافتمندانه امنيت و آينده اسرائيل را سلب كرده اند. با اين وصف مي توان با قاطعيت و بدون ترديد گفت كه در روند منازعه اسرائيلي- اسلامي، حركت استراتژيك در اختيار كساني است كه به يك اندازه اسرائيل، حكومت خودگردان، حكومت هاي مصر و اردن را نامشروع مي دانند.
ايران
«اجلاسي براي تبليغات» عنوان يادداشت روز روزنامه ايران به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
مذاكرات سازش در واشنگتن با ميزباني باراك اوباما و حضور نتانياهو و محمود عباس برگزار شد. پادشاه اردن و رئيسجمهور مصر به واشنگتن آمدند تا مذاكرات مهم ديده شود و عملياتي جلوه كند. مذاكرات واشنگتن ادامه مذاكرات آناپوليس است بدون آن كه مانند مذاكرات سال 2007 افق توافق را روشن نمايد.
مذاكرات آناپوليس اين توقع را به وجود آورد كه دولت تلآويو تحت فشار واشنگتن به ايده تأسيس دو كشور در يك سرزمين تمكين مينمايد اما حالا اين افق با پافشاري دولت نتانياهو در ادامه شهركسازي در قدس شرقي و كرانه باختري رود اردن و تأكيد بر غيرقابل تجزيه بودن قدس و تعلق كامل آن به دولت اسرائيل هرچه بيشتر تيره شده است.
حضور پادشاه اردن و رئيسجمهور مصر در اين مذاكرات بيش از آن كه جنبه بينالمللي و يا منطقهاي اين مذاكرات را تداعي كند براي جبران عدم مشروعيت محمود عباس در اين مذاكرات ميباشد؛ اين نكتهاي است كه در سخنان نخستوزير رژيم صهيونيستي و وزير خارجه امريكا هم آمده بود اما اگر بحث، فقط مشروعيت حقوقي و ويتريني نباشد و مؤثر نبودن حضور در اين مذاكرات هم بخشي از آن تلقي شود، حسني مبارك و ملك?عبدالله هم فاقد مشروعيت لازم ميباشند.
چرا كه از يك سو اينها در بين مردم خود منفورند و از سوي ديگر هيچ قاعده حقوقي وجود ندارد كه به رئيس دو كشور اجازه دهد از طرف ملت يك كشور ديگر پاي ورقهاي را امضا نمايند. نكته ديگر اين است كه رژيم صهيونيستي اين مذاكرات را «راهحل» نميداند.
از نظر نتانياهو و ساير مقامات اين رژيم، مهمترين مشكل تلآويو «امنيت بقا» است كه از سوي ملتهاي مسلمان و بخصوص مردم فلسطين تهديد ميشود. اين مشكلي نيست كه اوباما، عباس، مبارك و عبدالله براي آن راهحلي داشته باشند. باراك اوباما اين مذاكرات را نه براي حل مشكل اسرائيل سامان داده است. از نظر او اين مذاكرات ميتواند وجهه حزب دموكرات را در انتخابات دو ماه آينده بهبود ببخشد.
آرمان
«حکمراني منطق زور بر جامعه جهاني»عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم دکتر يوسف مولايي است كه در آن ميخوانيد:
بر اساس ماده 6 معاهده ان پي تي دولتهايي که عضو اين معاهده هستند بايد امنيت فعاليتهاي هستهاي صلحآميز را تامين کرده و در فعاليتهاي صلحآميز هستهاي با کشورهايي که سلاح هستهاي ندارند، همکاري کنند. يعني نه تنها نبايد به نيروگاههاي هستهاي که براي مصارف صلحآميز ايجاد شده و فعال هستند حملهاي صورت بگيرد، بلکه اگر امنيت اين تاسيسات مورد تهديد قرار بگيرد،
کشورهاي ديگر عضو معاهده ان پي تي که سلاح هستهاي دارند بايد ترتيباتي اتخاذ کنند تا اين تهديد برطرف شود و حملهاي صورت نگيرد. بنابراين تا آنجا که به حقوق بين الملل مربوط ميشود هم تهديد و هم توسل به زور عليه نيروگاههاي هستهاي صلحآميز خلاف حقوق بين الملل است و در صورتي که مقامات رسمي کشوري چنين تهديداتي را متوجه کشور ديگري کنند، اين موضوع قابل پيگيري در مراجع قضايي بين المللي است.
اما تا به حال موضع اين چنيني توسط مقامات رسمي و مسئول ايالات متحده بيان نشده است و اين اظهارنظرها مواضع شخصي افراد است که در رسانهها مطرح ميشود و اعلام موضع رسمي دولت نيست، بنابراين از جهت حقوقي قابل پيگيري نيست. توسل به زور عليه يک دولت بنابر حقوق بين الملل يا بايد بر اساس دفاع مشروع صورت بگيرد يا در چارچوب قطعنامه شوراي امنيت. در خارج از اين دو مورد هر نوع توسل به زوري ممنوع است اما چيزي که در عمل اتفاق ميافتد، متفاوت است.
بعد از جنگ جهاني دوم که منشور ملل متحد تصويب شده است به رغم ممنوعيت جنگ در منشور، به ندرت سالي بدون جنگ را پيدا ميکنيم. يعني با اينکه بر اساس حقوق بين الملل و منشور ملل متحد توسل به زور غيرقانوني است، اما در عمل هميشه جنگ و توسل به زور وجود داشته است. بين آنچه که حقوق حکم ميکند و آنچه در عمل انجام ميشود شکاف وجود دارد و يکي از ضعفهاي جامعه جهاني اين است که تابع قوانين و حقوق بين الملل نيست و زور، هم چنان منطق غيرقانوني خود را به جامعه بشري ديکته ميکند.
جهان صنعت
«حاتمطايي و زودبازدهها» عنوان سرمقاله روزنامهِ جهان صنعت است كه در آن ميخوانيد:
خاطره وطنخواه ـ آقاي وزير کار اخيرا عنوان کردهاند که از 47 هزار ميليارد تومان تسهيلات مصوب براي بنگاههاي زودبازده تاکنون 21 هزار ميليارد تومان پرداخت شده و بانکها بايد مابقي تسهيلات مصوب شده را بپردازند. اين درحالي است که تجربه طرح بنگاههاي زودبازده خيلي زود نشان داد که نه تنها تاثيري در کاهش نرخ بيکاري نداشته بلکه موجب از دست رفتن منابع بانکها شده است.
آمارهاي موجود نشان ميدهد که از مجموع حدود يک ميليون و 200 هزار فرصت شغلي که طي سالهاي اخير هر ساله وارد بازار کار شده و جمعيت بيکاران کشور را به مرز پنج ميليون نفر رسانده، بنگاههاي زودبازده عملا نتوانستهاند پاسخگوي نياز متقاضيان بازار کار باشند بنابراين نرخ بيکاري همچنان افسارگسيخته بالا ميرود و ثبت نرخ 15 درصد براي بهار 89 خود گوياي اين موضوع است. از سوي ديگر اشتباه استراتژيک ايده بنگاههاي زودبازده با چشمداشت به منابع بانکها موجب شده تا به گفته يک نماينده مجلس، 57 هزار ميليارد تومان بيش از توان بانکها براي اجراي اين طرح منابع در نظر گرفته شود. تاثير اجراي طرح بنگاههاي زودبازده خيلي زود مانند طرحهايي که اثرات مسکن و موقتي براي کاهش التهاب بازار کار داشتند از بين رفت. اينک بجز تعهدي 26 هزار ميليارد توماني و منابعي که از بانکها خارج شده و بازنگشته، نتيجهاي که نشان دهد اشتغالزايي به شيوه بنگاههاي زودبازده موفق بوده در پي نداشته است.
با اين حال اصرار آقاي شيخالاسلامي در شرايطي که امروز پشت پرده اين طرح از زبان پرويز فتاح، وزير نيرو دولت نهم به روشني آشکار شده اين علامت سوال را در ذهن ايجاد ميکند که چه اصراري براي هزينه کردن منابع بانکها وجود دارد؟ شايد اين ضربالمثل معروف که ميگويد خرج که از کيسه ديگران بود حاتمطايي شدن آسان بود، براي اين اصرار بيشتر نمود پيدا کند!
دنياي اقتصاد
«چند نکته پيرامون آمار اقتصادي»عنوان سرمقالهِ روزنامه دنياي اقتصاد به قلم پويا جبلعاملي است كه در آن ميخوانيد:
در بيان دادههاي اقتصادي، مقايسه و در نهايت نتيجهگيري از آنها بايد به چند نکته اصلي توجه کرد که در اين جا تعدادي از آنها را بر ميشمريم.
اين نکات هم براي کسي که ارائهکننده آمار است و هم مخاطبان آن، ميتواند سودمند باشد، ضمن آنکه خواننده درخواهد يافت که عدم توجه به اين موارد هرچند واضح و ساده، چگونه ميتواند استنباط از آمار را معکوس کند.
1 - دوره زماني: وقتي قصد داريم يک شاخص را در مقاطع مختلف مقايسه کنيم، بايد مقايسه را در دورههاي زماني يکسان انجام دهيم. فرض کنيد مديرعاملي را که مدعي است سود شرکت در 9 ماهه مديريت وي از 6 ماهه منتهي به آغاز کار وي بيشتر بوده است يا آنکه گفته شود تورم در پايان سال گذشته مثلا 14 درصد بوده و از ابتداي سال تا آذر ماه 12 درصد، اين نشاندهنده عملکرد مثبت اقتصاد است. توجه کنيد که وقتي سخن از تورم ميشود، منظور تورم در يک دوره 12 ماهه است و در مثال مورد اشاره، تورم 12 ماهه با 9 ماهه مقايسه شده است و اتفاقا با فرض ثبات ساير شرايط، 12 درصد در 9 ماه بيش از 14 درصد در يکسال است. البته اشکالي هم ندارد اگر کسي بخواهد تورمهاي 9 ماهه را محاسبه کند؛ اما در مقام مقايسه بايد دورههاي زماني يکسان باشد.
2 - ميانگين: اگرچه بيان ميانگين، داده قابلتوجهي است، اما در استفاده از آن بايد دقت کرد. ميانگين به خودي خود نميتواند روندها را نشان دهد. براي مثال، فرض کنيد که در دو دوره زماني يکسان براي يک اقتصاد، نرخ تورم از 25 درصد به 15 درصد رسيده است و در دوره دوم از 15 درصد به 23درصد. آنچه مسلم است اقتصاد در دوره اول روند بسيار مناسب و در دوره دوم روند به شدت قهقرايي را طي کرده است. حالا ممکن است کسي بدون اشاره به اين روند و با ميانگينگيري تورم در دو دوره، مدعي شود چون در دوره اول، ميانگين تورم 20 درصد و در دومي 19 درصد است، پس اقتصاد در دوره دوم وضعيت مناسب تري داشته است! توجه به اين نکته لازم است که وقتي ميتوان در اين مقايسه از ميانگين استفاده کرد که تورمهاي ابتدايي يکسان باشد، در غير اين صورت، مقايسه ميتواند کاملا گمراهکننده باشد.
3 - درصد يا عدد: براي ارائه روندهاي اقتصادي، بيش از آنکه بر عدد مطلق يک شاخص تکيه شود، بايد درصد را در نظر گرفت. مثلا اين تحليل که گفته شود عدد توليد ناخالص داخلي افزايش يافته؛ بنابراين عملکرد اقتصادي مناسب بوده است، ميتواند تحليلي کاملا اشتباه باشد، زيرا تنها با يک رشد اقتصادي بسيار ضعيف و نزديک صفر، مانند يکصدم درصد باز هم عدد توليد ناخالص داخلي افزايش مييابد، اما افزايشي غيرقابل قبول.
«فلسطين، كليد رمزآلود»عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم مهدي فضائلي است كه در آن ميخوانيد:
62 سال از رسميت بخشيدن به اشغال قبله اول مسلمين ميگذرد ؛ اشغالي كه آوارگي 6 ميليون فلسطيني و شهادت دهها هزار انسان مظلوم فقط گوشهاي از نتايج غمبار آن است.
دفاع از حقوق مردم ستمديده فلسطين و مقابله با رژيم جنايتكار و غاصب صهيونيستي از آرمانهاي نخستين انقلاب اسلامي ايران محسوب ميشود؛ آرماني كه با پيروزي انقلاب اسلامي و استقرار نظام جمهوري اسلامي به طور جدي دنبال شد و برگزاري راهپيمايي روز قدس در جمعه آخر ماه مبارك رمضان، نمادي از پيگيري اين آرمان است و چرا تحقق اين آرمان دستور كار ثابت ما نباشد در حالي كه بنيآدم اعضاي يك پيكرند...: نخستين فلسفه دفاع از حقوق مردم فلسطين، صرف نظر از هر بايد و نبايد ايدئولوژيك، بعد انساني ماجراست.
ظلمي كه در ماجراي فلسطين روا داشته شده، ظلمي بيمانند در تاريخ بشريت است. ظلمي كه نتيجه آن، بيرون راندن ملتي از سرزمين آبا و اجدادي خود و غصب و تصاحب آن توسط مردماني كوچكرده از گوشه و كنار دنيا و در نهايت تشكيل رژيمي جعلي بوده است.
مگر ميشود انساني، ماهيت انساني خود را حفظ كرده باشد و در برابر اين جنايت و ظلم تاريخي بتواند سكوت كند. مگر ممكن است انساني اشكِ ريزان و لبهاي لرزان كودكان و زنان مظلوم فلسطيني را ببيند و با آنها همدردي نكند؟ و چگونه ميتوان تصور كرد انساني شاهد بدنهاي پارهپاره، خانههاي ويران و مزارع سوخته توسط نظاميان صهيونيستي باشد، در برابر عاملان اين ستمكاري قيام نكند. مگر استاد سخن سعدي نگفت: چو عضوي به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار
ابتكار
«ديوانهاي در کسوت مبلغ دين!»عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن ميخوانيد:
علاقه پادشاه هشتاد و چندساله ليبي به سوژه و انگشت نما بودن، باعث انجام اعمال غيرقابل پيش بيني ميگردد. برپا کردن چادر معروف در سفرهاي اروپايي و تظاهر به سکونت در خيمه، گارد حفاظتي 400 نفره از بين دختران تنومند،سخنان ناهنجار و پيش بيني نشده از او يک شخصيت مضحک و ديوانه ساخته است.
اقدامات عجيب و غريب اين ديکتاتور همواره بهانه، گمانه زني رسانه هاست که او با چه انگيزهاي دست به اين اقدامات ميزند؟ آيا او واقعاَ ديوانه است يا در پوشش يک ديوانه بازيگري حرفهاي است؟به هرحال اقدامات اوبه خودش ربط دارد اما وقتي بخشي از رفتارهايش بنام اسلام گذاشته شود، آنگاه سکوت جايز نيست .
آخرين اقدامش در سفر به ايتاليا که به هدف شرکت در اجلاس 60تن از رهبران حضور يافته بود تا پيرامون گرسنگي موجود در جهان راهکار بينديشند، اما او به اين اجلاس بي توجه شد تا بتواند با تمرکز بر شهوت اشتهار در اقدامات محيرالعقول اين بار نيز مجاب شد، تا دختران زيبا رو را انعام کند، شايد اسلام آورند.دعوت از 200 دختر زيباروي ايتاليايي با شرط قد بالاي 170 و سن بين 18 تا 35 سال يکي از هزار اقدام عجيب ايشان است. او خواست از اينطريق آنها را به اسلام دعوت نمايد؛ اقدامي که بيش از آنکه مضحک باشد،گريه آور است حال فارغ از سوالاتي که چرا او خود را مسئول اسلام آوري تنها دختران ميداند؟و چرا بايد سن دختران بين 18 تا 35 و قد بالاي 170 داشته باشند! سوال اصلي اينکه رهبر کشور عقب مانده، اين دختران را به کدام اسلام رهنمون است؟اسلامي که قذافي ديوانه از آن دم ميزند، پيامبرش کيست و کتابش کدام است؟آنچه مسلم، است هيچ نسبتي بين اسلام محمد(ص) و اسلام برگرفته از قرآن شريف با روايتهاي قذافي و امثال او وجود ندارد.
ويژگي اسلام محمد(ص)در پيامش خلاصه ميشود. قذافي با نمايش مسخره باديه نشيني در خيال خود به دنبال تداعي نقش هاست .در حاليکه اين اعراب باديه نشين نبودند که در زمان اندک، قدرت هماوردي با ابرقدرتهاي جهان يعني ايران و روم به دست آوردند، بلکه سخن نو و انديشه متعالي پيامبرشان بود که هرجا ميرفت تعظيم و ستايش ميآفريد.
رسالت
«نقد مشفقانه» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد کاظم انبارلويي است كه در آن ميخوانيد:
رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار دوشنبه هفته گذشته با رئيس جمهور واعضاي هيئت دولت مطالب مهمي فرمودند که شايسته دقت نظر در آنهاست.
رهبر انقلاب اسلامي رمز توفيقات دولت را پايبندي به شعارهاي انقلاب دانستند و با اشاره به فتنه سال88 فرمودند: ملت و دولت کارها را پيش بردند و به لطف خداوند توفيقات خوبي نصيب دولت شد.
در اين ملاقات مقام معظم رهبري5 مطالبه کليدي از دولت را مطرح کردند و سپس نقد مشفقانه اي را در خصوص مديريت دولت در پنج بند فرمودند که در زير به آن اشاره مي شود.
1- اولين مطالبه رهبري از دولت؛ “آسان کردن زندگي مردم” بود. دولت به عنوان قوه مجريه با اختيارات وسيعي که دارد وظيفه خدمت رساني به مردم را بايد در اولويت قرار دهد. نتيجه اين خدمت رساني بايد تسهيل زندگي مردم باشد. لذا رهبري اهتمام در اين مورد را جزء اولين مطالبات خود مطرح فرمودند.
2- اهتمام به سند چشم انداز20 ساله دومين مطالبه رهبري در اين ديدار بود.
سند چشم انداز به عنوان نقشه راه20 ساله کشور مسير پيشرفت و خدمت و بسط عدالت را ترسيم کرده است. اکنون5 سال از اجراي سند چشم انداز گذشته است. دولت بايد احصاء کند کجا بوده، الان کجاست و در5 سال آينده به کجا خواهد رفت. لذا مقام رهبري از رئيس دولت خواستند افرادي را مامور کند که به اين سئوال پاسخ دهند؛ “آيا پيشرفت در سند چشم انداز متناسب با زمان طي شده است يا نه؟”
3- اهتمام به برنامه پنج ساله پنجم سومين مطالبه رهبري از دولت بود. برنامه پنج ساله اکنون درکميسيون تلفيق مجلس تحت بررسي است و بزودي براي تصويب نهايي به جلسه علني مجلس خواهد آمد.
رهبر انقلاب از مجلس خواستند از تغيير آنچه که دولت به عنوان برنامه داده پرهيز کند و از بخشي نگري و نگاه منطقه اي دوري نمايد. اما در عين حال به دولت هم توصيه کردند آنچه را که به مجلس داده “غير قابل نقد و تغيير” نداند.
4- اهتمام به اشتغال و ارتقاي بهره وري چهارمين مطالبه رهبري از دولت بود. همچنين پيگيري و اجراي طرح هدفمند کردن يارانه ها و توجه به شاخص هاي کلان در مباحث اقتصادي و نيز تلاش براي تحقق نرخ رشد توليد پيش بيني شده در سند چشم انداز و افزايش سرمايه گذاري هاي داخلي و خارجي را به مجموعه مطالبات خود در اين قسمت افزودند.
مردم سالاري
«منشور عدالت» عنوان سرمقالهِ روزنامهِ مردم سالاري به قلم ميرزا بابا مطهري نژاد است كه در آن ميخوانيد: امروز بيست و چهارم ماه مبارک رمضان است که ايام پرفيض قدر و ايام منسوب به مولي الموحدين، امام المتقين علي(ع) را در پشت سر و آخرين روزهاي ماه صيام و عيد سعيد فطر را در پيش روي داريم، بهتر آن ديدم که در چنين روزي سفري گذرا به دل تاريخ از دو جريان حق و باطل مصداقي را اشاره و بدون هيچ تحليل و تفسيري جام جان را جلا دهيم به رويه و روش علي(ع) که انشا»الله چراغ راهمان باشد و راهنماي عمل، به خصوص براي کساني که در مظان مديريت بخش يا بخش هايي از جامعه هستند تذکري باشد که همه بدان نيازمنديم.
تاريخ از عدالت علي(ع) مي گويد و از سفاکي معاويه، گرچه علي(ع) شهيد عدالتخواهي خود مي شود اما در برج فرماندهي تاريخ ماندگار است و معاويه به خاطر اصرار بر سفاکي، منفور همه انسان ها در همه اعصار.
شيخ بهائي در کشکول معروف خود مي نويسد: در زمان حکومت معاويه ابن ابوسفيان به تهمت رافضي و تشيع قريب به 900 هزار نفر را کشتند و در ايام شقاوت فرجام آن ملعون خلق بيرون از حساب و شمار از مردان و زنان پايمال سم ستور لشگريان آن ملعون شدند و جماعت بسيار از مکان و منازل خود جلاي وطن کردند و شدت تقيه به جايي رسيد که اگر کسي مي خواست اسم مبارک علي (ع) را بر زبان جاري سازد با کسي که ده سال و بيست سال آشنا و دوست و مصاحب بود و او را شيعه مي دانست، به خانه او مي آمد و در خلوت و در زير زمين مي رفتند و يکديگر را قسم هاي مغلظه مي دادند و قرآن درميان مي گذاشتند و نام مبارک آن حضرت را مي بردند و آن بدعت شنيع متجاوز از هفتاد سال در ميان مردم ماند.
در مقابل اين سفاکي، سيره و رفتارامام علي(ع) در همه زمينه ها از جمله در حکومت داري و رفتار با موافقان و مخالفان حکومت الگوي انسان هاي آزاده است. مبناي آن حضرت در سياست حفظ ارزش ها و حرکت در چارچوب شرع مقدس اسلام بود. نمونه اي از اين رفتار برخورد با مخالف و دشمن شکست خورده است که در کتب متعدد به موارد متعدد آن اشارات فراوان است از جمله در ناسخ التواريخ، تاريخ طبري و شرح نهج البلاغه ابي الحديد واقعه زير نقل شده است:
«تاريخ نشان مي دهد که بيشتر فاتحان و سرداران پيروز پس از شکست دشمن به ارزش هاي اخلاقي توجهي نداشته و هر چه خواستند، کردند. زدند ، کشتند، غارت کردند و قتل عام نمودند. در ميان امت اسلامي قتل عام هاي معاويه، زياد ابن ابيه، حجاج ابن يوسف ثقفي، غارت و قتل عام يزيد در مدينه معروف است که تا سه روز فرمانده لشگر يزيد «مسلم بن عقبه» جان ومال و ناموس مردم مدينه را بر شاميان حلال کرده بود. امام علي(ع) در برخورد با دشمن پاي بند به اصول و سنت اسلامي است. آن حضرت پس از جنگ جمل با عفو عمومي، مردم بصره را امان داد. فراريان را تعقيب نکرد وجان و مال مردم بصره را حفظ کرد و به هيچ کس اجازه تعرض به آنان را نداد.
كيهان
«اسرائيل در حلقه تنگ محاصره»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
«مبارزه ما عليه فلسطيني ها مبارزه اي از پيش باخته است، از همان آغاز روز انتفاضه- زمستان سال 1366- اين مبارزه شكست خورده بود و بطور حتم باعث از بين رفتن ما مي شود از اين رو من به شهروندان اسرائيلي ساكن در شهرك هاي كرانه باختري و شهر قدس مي گويم سريعتر منازل خود را ترك كنيد و به عمق اسرائيل در سرزمين هاي 48 برويد.»
اين بخشي از سخنان پروفسور «وان كليفيلد» از چهره هاي شاخص رژيم صهيونيستي است. وي كسي است كه بعد از فروپاشي بلوك شرق و تحت تاثير ادعاي آمريكايي ها مبني بر اينكه جهان در قرن 21تك قطبي و تحت سيطره آمريكاست، پيشنهاد كرد كه اسرائيل بايد همه اعراب ساكن اسرائيل را در يك روز قتل عام كند و يك شوك زودگذر بين المللي را پذيرا شود ولي براي هميشه خود را از شر اعراب مسلمان رها كند. موضع و اندرز امروز كليفيلد به خوبي وضعيت بحراني رژيم صهيونيستي و چشم انداز آينده آنان را به تصوير مي كشد.
ترديد نسبت به آينده و نگراني توام با وحشت در همه اجزاي رفتار و تاكتيك هاي اسرائيل قابل مشاهده است و از اين رو مي توان با قاطعيت گفت، اينك رژيم صهيونيستي امروز را براي زنده ماندن سپري مي كند در حاليكه اميدي به «فردا» ندارد. موارد زير مي تواند بخشي از مستندات و استشهادات اين چشم انداز تلقي شوند.
1-نتانياهو دو روز پيش در آغاز دور جديد مذاكرات سازش در واشنگتن رو به باراك اوباما و محمود عباس كرد و گفت: «مشروعيت و امنيت بايد دو پايه اصلي مذاكرات واشنگتن باشد» عبارت نخست وزير رژيم غاصب درباره امنيت مفهوم بود ولي درباره مشروعيت كمي ابهام داشت از اين رو خانم كلينتون به كمك نتانياهو آمد وگفت «حماس هم بايد به جرگه مذاكرات بپيوندد.» در واقع اسرائيلي ها از يك سو مي دانند كه اين مذاكرات گرهي را از مشكلات عظيم رژيم تل آويو باز نمي كند چرا كه گم شده اسرائيل -يعني امنيت كه براساس آن به مذاكرات مادريد و اسلو تن داد- با امضاي آقاي عباس و تاييد اوباما، ملك عبدالله و حسني مبارك پيدا نمي شود، امنيت اسرائيل از سوي مردمي-در فلسطين و كشورهاي مسلمان- تهديد مي شود كه امضاكنندگان بيانيه واشنگتن هيچ جايگاهي در ميان آنان ندارند. در واقع نتانياهو با پيش كشيدن موضوع مشروعيت و امنيت مي خواهد بگويد اسرائيل ناچار است راه خود را برود و حضور او در ميزگرد واشنگتن يك انتخاب- بخوانيد استراتژي- نيست. انتخاب واقعي اسرائيل تلاش براي تامين امنيت از طريق مواجهه - نظامي و سياسي- با كساني است كه با روش هايي شرافتمندانه امنيت و آينده اسرائيل را سلب كرده اند. با اين وصف مي توان با قاطعيت و بدون ترديد گفت كه در روند منازعه اسرائيلي- اسلامي، حركت استراتژيك در اختيار كساني است كه به يك اندازه اسرائيل، حكومت خودگردان، حكومت هاي مصر و اردن را نامشروع مي دانند.
ايران
«اجلاسي براي تبليغات» عنوان يادداشت روز روزنامه ايران به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
مذاكرات سازش در واشنگتن با ميزباني باراك اوباما و حضور نتانياهو و محمود عباس برگزار شد. پادشاه اردن و رئيسجمهور مصر به واشنگتن آمدند تا مذاكرات مهم ديده شود و عملياتي جلوه كند. مذاكرات واشنگتن ادامه مذاكرات آناپوليس است بدون آن كه مانند مذاكرات سال 2007 افق توافق را روشن نمايد.
مذاكرات آناپوليس اين توقع را به وجود آورد كه دولت تلآويو تحت فشار واشنگتن به ايده تأسيس دو كشور در يك سرزمين تمكين مينمايد اما حالا اين افق با پافشاري دولت نتانياهو در ادامه شهركسازي در قدس شرقي و كرانه باختري رود اردن و تأكيد بر غيرقابل تجزيه بودن قدس و تعلق كامل آن به دولت اسرائيل هرچه بيشتر تيره شده است.
حضور پادشاه اردن و رئيسجمهور مصر در اين مذاكرات بيش از آن كه جنبه بينالمللي و يا منطقهاي اين مذاكرات را تداعي كند براي جبران عدم مشروعيت محمود عباس در اين مذاكرات ميباشد؛ اين نكتهاي است كه در سخنان نخستوزير رژيم صهيونيستي و وزير خارجه امريكا هم آمده بود اما اگر بحث، فقط مشروعيت حقوقي و ويتريني نباشد و مؤثر نبودن حضور در اين مذاكرات هم بخشي از آن تلقي شود، حسني مبارك و ملك?عبدالله هم فاقد مشروعيت لازم ميباشند.
چرا كه از يك سو اينها در بين مردم خود منفورند و از سوي ديگر هيچ قاعده حقوقي وجود ندارد كه به رئيس دو كشور اجازه دهد از طرف ملت يك كشور ديگر پاي ورقهاي را امضا نمايند. نكته ديگر اين است كه رژيم صهيونيستي اين مذاكرات را «راهحل» نميداند.
از نظر نتانياهو و ساير مقامات اين رژيم، مهمترين مشكل تلآويو «امنيت بقا» است كه از سوي ملتهاي مسلمان و بخصوص مردم فلسطين تهديد ميشود. اين مشكلي نيست كه اوباما، عباس، مبارك و عبدالله براي آن راهحلي داشته باشند. باراك اوباما اين مذاكرات را نه براي حل مشكل اسرائيل سامان داده است. از نظر او اين مذاكرات ميتواند وجهه حزب دموكرات را در انتخابات دو ماه آينده بهبود ببخشد.
آرمان
«حکمراني منطق زور بر جامعه جهاني»عنوان سرمقاله روزنامه آرمان به قلم دکتر يوسف مولايي است كه در آن ميخوانيد:
بر اساس ماده 6 معاهده ان پي تي دولتهايي که عضو اين معاهده هستند بايد امنيت فعاليتهاي هستهاي صلحآميز را تامين کرده و در فعاليتهاي صلحآميز هستهاي با کشورهايي که سلاح هستهاي ندارند، همکاري کنند. يعني نه تنها نبايد به نيروگاههاي هستهاي که براي مصارف صلحآميز ايجاد شده و فعال هستند حملهاي صورت بگيرد، بلکه اگر امنيت اين تاسيسات مورد تهديد قرار بگيرد،
کشورهاي ديگر عضو معاهده ان پي تي که سلاح هستهاي دارند بايد ترتيباتي اتخاذ کنند تا اين تهديد برطرف شود و حملهاي صورت نگيرد. بنابراين تا آنجا که به حقوق بين الملل مربوط ميشود هم تهديد و هم توسل به زور عليه نيروگاههاي هستهاي صلحآميز خلاف حقوق بين الملل است و در صورتي که مقامات رسمي کشوري چنين تهديداتي را متوجه کشور ديگري کنند، اين موضوع قابل پيگيري در مراجع قضايي بين المللي است.
اما تا به حال موضع اين چنيني توسط مقامات رسمي و مسئول ايالات متحده بيان نشده است و اين اظهارنظرها مواضع شخصي افراد است که در رسانهها مطرح ميشود و اعلام موضع رسمي دولت نيست، بنابراين از جهت حقوقي قابل پيگيري نيست. توسل به زور عليه يک دولت بنابر حقوق بين الملل يا بايد بر اساس دفاع مشروع صورت بگيرد يا در چارچوب قطعنامه شوراي امنيت. در خارج از اين دو مورد هر نوع توسل به زوري ممنوع است اما چيزي که در عمل اتفاق ميافتد، متفاوت است.
بعد از جنگ جهاني دوم که منشور ملل متحد تصويب شده است به رغم ممنوعيت جنگ در منشور، به ندرت سالي بدون جنگ را پيدا ميکنيم. يعني با اينکه بر اساس حقوق بين الملل و منشور ملل متحد توسل به زور غيرقانوني است، اما در عمل هميشه جنگ و توسل به زور وجود داشته است. بين آنچه که حقوق حکم ميکند و آنچه در عمل انجام ميشود شکاف وجود دارد و يکي از ضعفهاي جامعه جهاني اين است که تابع قوانين و حقوق بين الملل نيست و زور، هم چنان منطق غيرقانوني خود را به جامعه بشري ديکته ميکند.
جهان صنعت
«حاتمطايي و زودبازدهها» عنوان سرمقاله روزنامهِ جهان صنعت است كه در آن ميخوانيد:
خاطره وطنخواه ـ آقاي وزير کار اخيرا عنوان کردهاند که از 47 هزار ميليارد تومان تسهيلات مصوب براي بنگاههاي زودبازده تاکنون 21 هزار ميليارد تومان پرداخت شده و بانکها بايد مابقي تسهيلات مصوب شده را بپردازند. اين درحالي است که تجربه طرح بنگاههاي زودبازده خيلي زود نشان داد که نه تنها تاثيري در کاهش نرخ بيکاري نداشته بلکه موجب از دست رفتن منابع بانکها شده است.
آمارهاي موجود نشان ميدهد که از مجموع حدود يک ميليون و 200 هزار فرصت شغلي که طي سالهاي اخير هر ساله وارد بازار کار شده و جمعيت بيکاران کشور را به مرز پنج ميليون نفر رسانده، بنگاههاي زودبازده عملا نتوانستهاند پاسخگوي نياز متقاضيان بازار کار باشند بنابراين نرخ بيکاري همچنان افسارگسيخته بالا ميرود و ثبت نرخ 15 درصد براي بهار 89 خود گوياي اين موضوع است. از سوي ديگر اشتباه استراتژيک ايده بنگاههاي زودبازده با چشمداشت به منابع بانکها موجب شده تا به گفته يک نماينده مجلس، 57 هزار ميليارد تومان بيش از توان بانکها براي اجراي اين طرح منابع در نظر گرفته شود. تاثير اجراي طرح بنگاههاي زودبازده خيلي زود مانند طرحهايي که اثرات مسکن و موقتي براي کاهش التهاب بازار کار داشتند از بين رفت. اينک بجز تعهدي 26 هزار ميليارد توماني و منابعي که از بانکها خارج شده و بازنگشته، نتيجهاي که نشان دهد اشتغالزايي به شيوه بنگاههاي زودبازده موفق بوده در پي نداشته است.
با اين حال اصرار آقاي شيخالاسلامي در شرايطي که امروز پشت پرده اين طرح از زبان پرويز فتاح، وزير نيرو دولت نهم به روشني آشکار شده اين علامت سوال را در ذهن ايجاد ميکند که چه اصراري براي هزينه کردن منابع بانکها وجود دارد؟ شايد اين ضربالمثل معروف که ميگويد خرج که از کيسه ديگران بود حاتمطايي شدن آسان بود، براي اين اصرار بيشتر نمود پيدا کند!
دنياي اقتصاد
«چند نکته پيرامون آمار اقتصادي»عنوان سرمقالهِ روزنامه دنياي اقتصاد به قلم پويا جبلعاملي است كه در آن ميخوانيد:
در بيان دادههاي اقتصادي، مقايسه و در نهايت نتيجهگيري از آنها بايد به چند نکته اصلي توجه کرد که در اين جا تعدادي از آنها را بر ميشمريم.
اين نکات هم براي کسي که ارائهکننده آمار است و هم مخاطبان آن، ميتواند سودمند باشد، ضمن آنکه خواننده درخواهد يافت که عدم توجه به اين موارد هرچند واضح و ساده، چگونه ميتواند استنباط از آمار را معکوس کند.
1 - دوره زماني: وقتي قصد داريم يک شاخص را در مقاطع مختلف مقايسه کنيم، بايد مقايسه را در دورههاي زماني يکسان انجام دهيم. فرض کنيد مديرعاملي را که مدعي است سود شرکت در 9 ماهه مديريت وي از 6 ماهه منتهي به آغاز کار وي بيشتر بوده است يا آنکه گفته شود تورم در پايان سال گذشته مثلا 14 درصد بوده و از ابتداي سال تا آذر ماه 12 درصد، اين نشاندهنده عملکرد مثبت اقتصاد است. توجه کنيد که وقتي سخن از تورم ميشود، منظور تورم در يک دوره 12 ماهه است و در مثال مورد اشاره، تورم 12 ماهه با 9 ماهه مقايسه شده است و اتفاقا با فرض ثبات ساير شرايط، 12 درصد در 9 ماه بيش از 14 درصد در يکسال است. البته اشکالي هم ندارد اگر کسي بخواهد تورمهاي 9 ماهه را محاسبه کند؛ اما در مقام مقايسه بايد دورههاي زماني يکسان باشد.
2 - ميانگين: اگرچه بيان ميانگين، داده قابلتوجهي است، اما در استفاده از آن بايد دقت کرد. ميانگين به خودي خود نميتواند روندها را نشان دهد. براي مثال، فرض کنيد که در دو دوره زماني يکسان براي يک اقتصاد، نرخ تورم از 25 درصد به 15 درصد رسيده است و در دوره دوم از 15 درصد به 23درصد. آنچه مسلم است اقتصاد در دوره اول روند بسيار مناسب و در دوره دوم روند به شدت قهقرايي را طي کرده است. حالا ممکن است کسي بدون اشاره به اين روند و با ميانگينگيري تورم در دو دوره، مدعي شود چون در دوره اول، ميانگين تورم 20 درصد و در دومي 19 درصد است، پس اقتصاد در دوره دوم وضعيت مناسب تري داشته است! توجه به اين نکته لازم است که وقتي ميتوان در اين مقايسه از ميانگين استفاده کرد که تورمهاي ابتدايي يکسان باشد، در غير اين صورت، مقايسه ميتواند کاملا گمراهکننده باشد.
3 - درصد يا عدد: براي ارائه روندهاي اقتصادي، بيش از آنکه بر عدد مطلق يک شاخص تکيه شود، بايد درصد را در نظر گرفت. مثلا اين تحليل که گفته شود عدد توليد ناخالص داخلي افزايش يافته؛ بنابراين عملکرد اقتصادي مناسب بوده است، ميتواند تحليلي کاملا اشتباه باشد، زيرا تنها با يک رشد اقتصادي بسيار ضعيف و نزديک صفر، مانند يکصدم درصد باز هم عدد توليد ناخالص داخلي افزايش مييابد، اما افزايشي غيرقابل قبول.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


